گروه نرم افزاری آسمان






فصل اول: کلیات








اشاره
ص: 19
قرآن در مورد عدالت حقوقی و حقیقی بین دختر و پسر چه میفرماید؟
اشاره
پرسش:
قرآن در مورد عدالت حقوقی و حقیقی بین دختر و پسر چه میفرماید؟ پاسخ:
دختران و پسران جزئی از زنان و مردان اجتماع انسانی هستند و قرآن از نظر حقیقی بین زن و مرد تفاوتی قائل نیست و اگر از نظر
حقوقی نیز تفاوتی در بین باشد، براساس دلیلی است که از مطالب زیر روشن میشود:
تفاوت بین زن و مرد دو گونه است:
الف- تفاوت در ارزش، مقام و منزلت معنوي
همانگونه که از آیات قرآن به دست میآید، دین اسلام نه تنها در این زمینه بین زنان و مردان تفاوتی قائل نیست، بلکه زن و مرد
که به ذکر نمونههایی از آیات قرآن میپردازیم: «1» را در ارزشها، و مقام و منزلت معنوي و انسانی مساوي میداند
ص: 20
زن و مرد را از یک طینت دانسته و اعلام میکند ،«1» 1. تساوي ارزش و مقام زن و مرد از نظر خلقت: قرآن کریم در آیاتی متعدد
«2» . خلق شدهاند و مکمل یکدیگرند « نفس واحده » که زن و مرد از
«3» . 2. تساوي ارزش و مقام زن و مرد، در داشتن صفات برجسته و ارزشهاي والاي انسانی و مقام معنوي
اعمال: قرآن در کیفرها و ثواب اعمال، به زن و مرد به طور یکسان خطاب کرده، «5» و عقاب «4» 3. تساوي زن و مرد از نظر ثواب
قبح گناه و اعمال حرام و کیفر آنها، و نیز ثواب اعمال را در مورد زن و مرد مساوي بیان میکند.
4. تساوي زن و مرد در تکلیف و مسئولیتپذیري: قرآن کریم با مطرح کردن زندگی آدم و حوا و رانده شدن آنها از بهشت،
و حتی گاهی به صراحت میگوید: شیطان «6» هیچیک را مسئول اصلی معرفی نمیکند و در بیشتر مواقع، هر دو را مسئول میداند
آدم را وسوسه کرد؛ و قرآن با این بیان بر
ص: 21
«1» . خط بطلان میکشد « زن را عنصر گناه و شیطان کوچک مطرح میکنند » روي اعتقاداتی مانند اینکه
5. تساوي زن و مرد از نظرتعلیم و تعلّم: از آیات قرآن کریم به دست میآید که همه مسلمانان اعم از زن و مرد باید به کسب علم و
صفحه 9 از 98
«3» «. فراگیري دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است » : در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است «2» . دانش اهتمام ورزند
در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا، خود نگهدارترین » : 6. برابري زن و مرد در پیشگاه خدا: خداوند در قرآن میفرماید
«4» «! [پارساترین شماست
در واقع قرآن ملاك برتري نزد خداوند را تقوا میداند (چه زن و چه مرد).
ب- تفاوتهاي طبیعی میان زن و مرد
اشاره
با وجود مطالبی که در مورد تساوي زن و مرد گذشت، تفاوتهاي موجود میان زن و مرد را نمیتوان انکار کرد؛ تفاوتهایی که
زن و مرد را از یکدیگر متمایز میسازند و همین تفاوتهاست که باعث تفاوت در حقوق و وظایف زنان و مردان میشود. در
اینجا به برخی تفاوتهاي طبیعی زن و مرد اشاره میکنیم:
ص: 22
1. تفاوتهاي زیستی (جسمی)
الف- تفاوتهاي اساسی تعیین کننده جنسیت.
ب- تفاوتهاي ثانوي در اندام.
براي مثال، به طور متوسط مردان درشت اندامتر، بلند قدتر، خشنتر و داراي صداي متفاوت با زنان میباشند. رشد عضلانی مرد و
«1» ... نیروي بدنی او از زن بیشتر است؛ مقاومت زن در مقابل بسیاري از بیماريها، از مقاومت مرد بیشتر است و
از آنجا که بین نفس [روح و روان و جسم، تناسب و ارتباط متقابل برقرار است. تفاوت جسمانی بدون تفاوت روانی [و روحی
«2» . ممکن نیست و این براي بقا و کمال جامعه و نسل بشري ضروري است
2. تفاوتهاي روانی
احساسات [و عواطف زن، از مرد جوشانتر است؛ زن از مرد زودتر به هیجان میآید و سریعتر تحت تاثیر احساسات و عواطف
خویش قرار میگیرد. زن طبعاً به زینت و زیور و جمال و آرایش علاقه دارد. احساسات زن بیثباتتر از مرد است، زن از مرد
محتاطتر و مذهبیتر است [و مردها معمولًا
ص: 23
«1» ... جسورتر و شجاعتر میباشند] احساسات زن، مادرانه است و علاقه زن به خانواده بیشتر است و
3. تفاوتهاي اجتماعی حاصل از جامعه انسانی و رفتارها و مناسبات میان آدمیان
با توجه به تفاوتهایی که در تواناییها و نقش اجتماعی زن و مرد وجود دارد عقل سلیم اقتضا میکند که براي انجام نقشها، بین
زن و مرد تفاوت قائل شویم؛ به این ترتیب که:
1. نقشها و کارهایی که زن و مرد هر دو امکان اجرا دارند؛
2. نقشهایی که با ساخت جسمی و روحی زن متناسب است؛
«2» . 3. نقشهایی که با ساخت روحی و جسمی مرد متناسب است
4. تفاوت در برخی احکام دینیِ نشأت گرفته از وحی
همانگونه که گذشت، تفاوتهاي طبیعی و فطري (جسمی و روحی) وظایف و تکالیف خاصی را برعهده انسانها (زن و مرد)
صفحه 10 از 98
«3» . میگذارد و به علت همین تفاوتهاست که براي مردان و زنان، احکام و تکالیف دینی خاصی معین شده است
ص: 24
بعد از بیان تفاوتهاي بین زن و مرد و اقسام آن، لازم است نکاتی را مورد توجه قرار دهیم:
1. با دقت در آیه 11 سوره نساء در مییابیم که قرآن کریم براي اهتمام به حق زن هنگام تعیین سهم ارث، ارث زن را اصل و مبنا
یعنی موقع بیان سهم برادر، ؛« لِلْذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ » : قرارداده و آن را مسلم دانسته و معیار ارث معرفی مینماید، آنگاه میفرماید
نمیفرماید که خواهر نصف سهم برادر میبرد تا معیار اصلی، سهم برادر باشد، بلکه معیار و اصل مفروض و مسلم را ارث خواهر
«1» . که دختر میّت است، قرار میدهد و سهم برادر را دو برابر سهم خواهر بیان میکند، تا اصل ارث زن قطعی و مفروغ عنه باشد
«2» . این احتمال نیز وجود دارد که محور بودن دختر در آیه یاد شده براي جبران بیتوجهی به دختر باشد
3. در مورد برخی احکام فلسفههایی ذکر شده است که بعضی از آنها را عقل سلیم درك میکند و برخی از آنها در منابع دینی
به نام فلسفه احکام و اسرار عبادات آمده است که البته به صورت کامل نمیباشد و این مورد حکمت حکم است نه علت آن، و
بعضی دیگر از احکام نه فلسفه آنها در کتابهاي دینی آمده است و نه عقل ما آنها را درك میکند و ناگزیر از روي
ص: 25
تعبد آنها را بپذیریم و به آنها عمل کنیم؛ زیرا براساس علم و حکمت الهی بوده است.
نکته جالب اینکه از آنجا که خداوند تمام قوانین حقوقی را براساس حقوق فطري و ویژگیهاي انسان تنظیم و تدوین فرموده است،
ان الله ...» خداوند است « حکمت » و « علم » در پایان آیه ارث (نساء/ 11 ) دو اسم از اسماي حسناي الهی را یادآور میشود ... و آن
یعنی شما از علم و حکمت کافی برخوردار نیستید تا راز تفاوت را که در هسته مرکزي عدل نهفته است، در آن ؛« کان علیماً حکیما
جستجو کنید، لیکن خداوند آگاه و حکیم است؛ همه علل تساوي و عوامل تفاوت را جمع بندي نموده و بر مدار حکمت، به
جاهلیت « افراط » جاهلیت کهن، و از « تفریط » صورت دستورهاي معتدل حقوقی صادر میفرماید تا مسائل در سنت و مانند آن، از
«1» . جدید و مُدرن مصون بماند
5. عدالت آن نیست که در تقسیم چیزي، به همه افراد به طور مساوي بدهند؛ براي مثال، در یکی از اتاقهاي بیمارستان که یک
متخصص مسئول معالجه بیماران آن اتاق است، براي هر کدام با توجه به وضعیت آنها دستور غذایی خاص میدهد؛ در دستور
غذایی یکی چلومرغ است و دیگري سوپ و به بیماري نیز اجازه غذا خوردن نمیدهد که ممکن است براي برخی جاي تعجب
باشد و بگویند چرا به همه یک نوع غذا نمیدهد؟
ص: 26
عدالت آن است که هر چیزي را به موقع، و در جاي خودش قرار دهیم و خداوند که حکیم و علیم است و خود خالق انسانها
میباشد، میداند که مصالح و مفاسد بندگان خود در چیست و از این رو، احکام را بر اساس مصالح و مفاسد وضع میکند، هرچند
در ظاهر براي برخی افراد ناخوشایند باشد؛ بنابراین، آنچه ناپسند است، تبعیض میباشد نه تفاوت.
تذکر مهم
احکام اسلامی به صورت اجزاي یک سیستم و شبکه به همدیگر مرتبط هستند و گاهی با توجه به همدیگر حکم جدید وضع
میشود؛ از این رو، در موقع قضاوت و داوري و اشکال گرفتن به یک حکم، باید به احکام دیگر بیتوجه نبود و از همه جوانب به
آن نگاه کرد؛ براي مثال، داوري درباره تقسیم ارث زنان که از قوانین اقتصادي اسلام است، باید با توجه به قوانین اقتصادي دیگر
اسلام باشد.
چنانچه بیان شد، اسلام مسئولیت اقتصادي خانواده را به مرد واگذار و بر او واجب کرده است، در حالی که در این باره به عهده زن
صفحه 11 از 98
هیچ مسئولیتی گذاشته نشده است، و از سوي دیگر، به هنگام ازدواج مهریه زن بر عهده مرد است که پرداخت آن عند المطالبه بر
مرد واجب میباشد؛ از این رو لازم است احکام و قوانین اقتصادي را به صورت یک شبکه و سیستم به هم پیوسته نگریست نه از هم
گسیخته و جدا جدا.
ص: 27
6. در قانون ارث همیشه اینگونه نیست که سهم پسر دو برابر دختر باشد و در مواردي از این قانون تبعیت نمیشود که عبارتاند از:
«1»
الف- مواردي که سهم زن بیشتر از مرد است
- موردي که میت غیر از پدر و دختر، وارث دیگري نداشته باشد که در اینجا پدر میبرد و دخترش بیش از او.
- موردي که میّت داراي نوه باشد و فرزندان او در زمان حیات وي مرده باشند، که در اینجا نوه پسري، سهم پسر را میبرد (هرچند
دختر باشد) و نوه دختري، سهم دختر را میبرد (هرچند پسر باشد).
ب. مواردي که زن به مانند مرد ارث میبرد
- در صورتی که میت فرزند داشته باشد، هر یک از پدرو مادر از سهم ارث را میبرند، و سهم پدر از مال فرزند (در این مورد)
بیشتر از مادر نیست.
«2» . * کلاله مادري- یعنی برادر و خواهر مادري میت- به اندازه مساوي ارث میبرند
در وضع احکام و قوانین، قانون به صورت کلی وضع میشود و ناظر به موارد جزئی و استثنایی نیست و بر محور افراد دور نمیزند؛
براي مثال، اسلام
ص: 28
مسئولیت اقتصادي خانواده را بر عهده مرد قرار داده و بر او واجب کرده است؛ از این رو در وضع قوانین، اسلام مرد را محور و رکن
اقتصادي و نانآور خانواده میداند، حال اگر دختري مجرد و ازدواج نکرده باشد، موردي استثنایی است، ولی قانون، کلی و براي
همه زنان است.
«. در برخی روایات تبعیض حقوقی به ویژه بین زن و شوهر به چشم میخورد » : اما در مورد قسمت دوم سوال که گفته شده است
توجه به چند نکته لازم است:
اولًا: تمام روایات را بررسی کرده و مورد مطالعه قرار دهیم تا بتوانیم به صورت جامع و دقیق قضاوت کنیم.
ثانیاً: هر روایتی که مشکل به نظر میرسد، باید به صورت خاص ذکر شود.
ثالثاً: بین تفاوت و تبعیض فرق بگذاریم؛ زیرا در بسیاري از روایات تفاوتها بیان شده نه تبعیض، همان گونه که در بخش قبل بیان
شد.
رابعاً: اگر در بعضی روایات برخی زنان نکوهش شدهاند، دلیلی خاص دارد.
ستایشها و نکوهشها
گاهی حادثه و یا موضوعی در اثر یک سلسله عوامل تاریخی، زمانی، مکانی، افراد، و شرایط و علل و اسباب آن، ستایش یا
نکوهش میشود. معناي این ستایش و نکوهش این نیست که اصل طبیعت آن شیء قابل ستایش و یا مستحق نکوهش است، بلکه
احتمال دارد زمینه خاصی سبب این ستایش و نکوهش شده باشد؛ مثلًا اگر قبیلهاي ستایش شود، احتمال دارد به خاطر آن
ص: 29
صفحه 12 از 98
باشد که مردان خوبی در آن عصر از این قبیله برخاستهاند و شاید در موقعی دیگر افرادي از آن قبیله مستحق نکوهش باشند و مورد
همانگونه که از بصره و کوفه نیز در زمینههایی نکوهش شده، در صورتی که بصره رجال علمی فراوانی «1» ؛ نکوهش واقع شوند
تربیت کرده و کوفه نیز مردان مبارز و کم نظیري را به اسلام تقدیم کرده است، و کسانی که به خونخواهی سالار شهیدان (ع)
برخاستند، از کوفه برخاسته بودند.
«. چون مثلًا کوفه یا بصره نکوهش شده است، آن دو شهر براي همیشه و ذاتاً بد و سزاوار نکوهشاند » : در نتیجه نمیتوان گفت
آري قضایاي تاریخی در یک مقطع حساس زمینه ستایش و یا نکوهش را فراهم میکند و با گذشت آن مقطع، زمینه مدح و ذم
«2» . منتفی میگردد
و یک قانون کلی و همگانی «3» بخشی از نکوهشهاي نهج البلاغه در مورد زن نیز ظاهراً به جریان جنگ جمل باز میگردد
درباره عموم زنان نیست، بلکه با توجه به اینکه این خطبه بعد از جنگ جمل (که عایشه به راه انداخت) از امام علی (ع) صادر شده
چنانچه ابن ابیالحدید- از علماي سنی «4» ؛ است، درباره دسته خاصی از زنان میباشد که در این گونه مسیرها گام برمیدارند
مذهب
ص: 30
«. تمام این خطبه اشاره به عایشه است «1» ؛ هذا الفصل کله رمز الی عایشه » : - در شرح نهج البلاغه در مورد این خطبه مینویسد
وگرنه چه کسی میتواند فداکاريهاي زنان بزرگ و با شخصیتی همچون حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه زهرا و زینب
«2» . کبري- علیهن السلام- و ... را در راه اسلام، انکار کند؛ علی (ع) نیز براي آنان احترام فوق العادهاي قائل بود
معرفی کتاب:
1. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، ذیل آیات مربوطه؛
2. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازي و دیگران؛
3. تفسیر نور، محسن قرائتی؛
4. قرآن در آیینه اندیشهها، جمعی از نویسندگان؛
5. سیري در مسائل خانواده، حبیب الله طاهري؛
6. شخصیت زن از دیدگاه قرآن، هادي دوست محمدي؛
7. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهري؛
8. منزلت زن در اندیشه اسلامی، محمد فنایی اشکوري؛
9. زن در آیینه جلال و جمال، عبدالله جوادي آملی.
ص: 31
اگر دین اسلام میان دختر و پسر تفاوتی قائل نیست، چرا دیه دختر نصف دیه پسر است؟
اشاره
پرسش:
اگر دین اسلام میان دختر و پسر تفاوتی قائل نیست، چرا دیه دختر نصف دیه پسر است؟ پاسخ:
دختران و پسران جزئی از جامعه انسانی زنان و مردان هستند و تفاوت بین زن و مرد دو گونه است:
صفحه 13 از 98
الف- تفاوت در ارزش، مقام و منزلت معنوي زن و مرد
همانگونه که از آیات قرآن به دست میآید، دین اسلام نه تنها در این زمینه بین زنان و مردان تفاوتی قائل نیست، بلکه زن و مرد
را در ارزشها، و مقام و منزلت معنوي و انسانی، مساوي میداند که به ذکر نمونههایی از آیات قرآن میپردازیم:
1. تساوي ارزش و مقام زن و مرد از لحاظ خلقت
خلق شدهاند و مکمل « نفس واحده » قرآن کریم در آیاتی متعدد زن و مرد را از یک طینت دانسته و اعلام میکند که زن و مرد از
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِي خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا » : یکدیگرند؛ از جمله
ص: 32
«1» ؛ وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیراً وَنِسَاءً
اي مردم! [خودتان را] از [عذاب پروردگارتان حفظ کنید، (همان) کسی که شما را از یک شخص آفرید؛ و از او همسرش را
«. آفرید، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت
2. تساوي ارزش و مقام زن و مرد در داشتن صفات برجسته و ارزشهاي والاي انسانی و مقام معنوي
به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان با ایمان و زنان با ایمان، و مردانِ مطیع فرمان » : در سوره احزاب آیه 35 میخوانیم
خدا و زنان مطیعِ فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با
خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزهدار و زنان روزهدار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار
«2» «. به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، خداوند براي همه آنها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است
گاه بعضی چنین تصور میکنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را براي مردان قرار داده و زنان در » : در تفسیر آیه چنین آمده است
« تفاوتهاي حقوقی » برنامه اسلام چندان جایی ندارند؛ شاید منشأ اشتباه آنها پارهاي از
ص: 33 باشد که هر کدام دلیل و فلسفه خاصی دارد، ولی بدون شک با قطع نظر از
این گونه تفاوتها که با موقعیت اجتماعی و شرایط طبیعی آنها ارتباط دارد، هیچگونه فرقی از جنبههاي انسانی و مقامات معنوي
میان زن و مرد در برنامههاي اسلام وجود ندارد. آیه فوق دلیل روشنی بر این واقعیت است؛ زیرا به هنگام بیان ویژگیهاي مؤمنان و
اساسیترین مسائل اعتقادي و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه یک ترازو قرار میدهد و براي هر دو
«1» «... . ارزشی یکسان بدون کمترین تفاوت قائل میشود
3. تساوي زن و مرد از لحاظ ثواب و عقاب اعمال
قرآن در احکام، کیفرها و ثواب اعمال به زن و مرد را یکسان خطاب کرده، قبح گناه و اعمال حرام و ممنوع، و کیفر آنها، و نیز
ثواب اعمال را در مورد زن و مرد مساوي بیان میکند؛ از جمله:
و مردِ دزد و زنِ دزد، به کیفر آنچه بدست آوردهاند [و] بخاطر مجازات [پیشگیرانه الهی، دستهایشان را قطع کنید؛ و خدا » -
«2» «. شکستناپذیري فرزانه است
خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران، آتش جهنّم را وعده داده است، در حالی که در آن ماندگارند؛ آن (آتش) براي آنان » -
«3» «. کافی و خدا آنان را از رحمت خود دور ساخته؛ و برایشان عذابی پایدار است
ص: 34
و هر کس از مرد یا زن، (چیزي) از (اعمال) شایسته انجام دهد در حالی که او مؤمن باشد، پس آنان داخل بهشت میشوند؛ و » -
صفحه 14 از 98
«1» «. کمترین ستمی به آنها نخواهد شد
هر کس از مرد یا زن، [کار] شایستهاي انجام دهد، در حالی که او مؤمن است، پس قطعاً او را به زندگانی پاکیزهاي زنده » -
«2» «. میداریم؛ و حتماً مزدشان را بر طبق بهترین چیزي که همواره انجام میدادند، به آنان پاداش خواهیم داد
هر کس از مرد یا زن، (کار) شایستهاي انجام دهد، در حالی که او مؤمن است، پس آنان داخل بهشت میشوند در حالی که در » -
«3» «. داده میشوند « روزي » آنجا بی شمار
4. تساوي زن و مرد در تحمل تکلیف و مسئولیت
قرآن کریم با مطرح کردن زندگی آدم و حوا و رانده شدن آنها از بهشت هیچ کدام را مسئول اصلی معرفی نمیکند و در بیشتر
مواقع هر دو را مسئول میداند و حتی گاهی به صراحت میگوید: شیطان آدم را وسوسه کرد و قرآن
ص: 35
خط بطلان میکشد. « عنصر گناه و شیطان کوچک دانستن زن » با این بیان بر روي اعتقاداتی مانند اینکه
«1» ؛ فَقُلْنَا یَاآدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَکَ وَلِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقَی » -
پس گفتیم: اي آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به رنج و زحمت خواهی
«! افتاد
«2» ؛... فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ » -
«. به این ترتیب آنها را با فریب از مقامشان فرود آورد
«3» ؛... فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ » -
«. پس شیطان آن دو را وسوسه کرد
5. تساوي زن و مرد از لحاظ تعلیم و تعلّم
از آیات قرآن کریم به دست میآید که همه مسلمانان اعم از زن و مرد باید به کسب علم و دانش اهتمام ورزند؛ براي نمونه، قرآن
بارها یادآور میشود که قرآن را بخوانید، تلاوت کنید و پیرامون آیات آن بیندیشید. تفکر و تدبر در آیات خداوند و در طبیعت و
عبرت از آنها نیز بارها در قرآن توصیه شده است و قرآن در این زمینه میان زن و مرد تفاوتی قائل نیست و هرگز کسب علم و
دانش را به یک جنس خاص محدود نمیکند. از حضرت رسول
ص: 36
«. فراگیري دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است «1» ؛ طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه » : اکرم (ص) روایت شده است
6. مساوات زن و مرد در پیشگاه خدا
«2» ؛ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ » : خداوند در قرآن میفرماید
«.( ملاك برتري نزد خداوند تقوا میباشد (چه زن چه مرد
اینها نمونههایی از تساوي ارزشی و مقام و منزلت معنوي زن و مرد بود که در اینجا به همین مقدار بسنده میکنیم.
ب- تفاوتهاي بین زن و مرد
با وجود مطالبی که در مورد تساوي زن و مرد گذشت، نمیتوان تفاوتهاي موجود میان زن و مرد را منکر شد، تفاوتهایی که زن
و مرد را از یکدیگر متمایز میسازد و همین تفاوتهاست که باعث تفاوت در حقوق و وظایف زن و مرد میشود.
یادآوري: در مورد تفاوتهاي زن و مرد در مباحث قبلی مطالب مبسوطی بیان شد.
صفحه 15 از 98
ص: 37
چسیت و پیامدهاي منفی آن در روابط زن و مرد کدام است؟ « فمینیسم » مقصود از
پرسش:
چسیت و پیامدهاي منفی آن در روابط زن و مرد کدام است؟ پاسخ: « فمینیسم » مقصود از
فمینیسم (جنبش دفاع از حقوق زنان) با تمام افت و خیز و تشتّت درونیاش، به تدریج به یک حرکت حقوقی وسیع اندیشید.
پیدایش سازمان ملل متحد به عنوان بالاترین نهاد مدنی، تعاملات ملتها را به سمت روابط دیپلماتیکتر سوق داد، و کمیسیون
حقوق بشر شوراي اقتصادي و اجتماعی این سازمان اعلامیهاي را تهیه کرد که در 10 دسامبر 1948 م، 19 آذر 1327 مجمع عمومی
« حقوق سیاسی و مدنی » به تصویب رساند. شش سال بعد، مجمع عمومی بر این اساس دو قرار یا دو میثاق سامان داد که یکی شامل
شد. این دو میثاق به منزله دو سازِ کار مهم براي اعلامیهاي جهانی حقوق « حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی » و دیگري شامل
«1» . بشر بودند که در نهایت در 16 دسامبر 1966 میلادي از تصویب مجمع عمومی گذشت
ص: 38
« حقوق طبیعی و فطري » آنچه این پیشینه مختصر را به بحث ما مرتبط میسازد، این است که تمام این نوشتهها با وجود تاکیدشان بر
آحاد انسانها، به صراحت وحدیت زنان را مخاطب قرار نداده و مدافعان حقوق زن را ابداً راضی نکردهاند. بر این اساس، آنها
تلاش خود را به این سمت معطوف ساختند که سازمان ملل متحد را به عقد معاهدهاي وادار نمایند که موضوع اصلی آن، زنان و
هدف اساسی آن، بررسی حقوق زنان و مردان باشد. این تلاشها در 7 نوامبر 1967 به تهیه پیشنویسی در باره مسائل زنان با عنوان
کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض » انجامید. پیشنویس یاد شده پس از تصویب نهایی به صورت « اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان »
در آمد و در ردیف معاهدات حقوقی بین المللی با تضمینات لازم قرار گرفت. زمان تصویب معاهده فوق 18 دسامبر « علیه زنان
1979 م، آذرماه 1358 و زمان لازم الاجرا شدن آن (به دلیل الحاق حد نصاب لازم از کشورها به آن) 3 سپتامبر 1981 م، 12
شهریور 1360 بود.
از آن پس، با رویکرد مستمر این سازمان به مسئله زنان روبهرو هستیم، به گونهاي که این سازمان طی 27 سال گذشته پنج کنفرانس
جهانی مخصوص زنان برگزار کرده که در هر کدام از آنها چگونگی پیشرفت یا رکود کشورها در مسائل زنان گزارش و بررسی
شده است. در تمام این اجلاسها شاخص اصلی، کنوانسیون محو تبعیض از زنان بوده است.
ص: 39
کنفرانسهاي مزبور عبارتاند از: کنفرانس مکزیکوسیتی ( 1975 )، کپنهاك ( 1980 )، نایروبی ( 1985 )، پکن ( 1194 ) و نیویورك
«1» .(2000)
جنبش فمینیستی و پیامدهاي اجتماعی
که در واقع نتیجه تلاش جنبشهاي فمینیستی است، همنوا با جنبشهاي فمینیستی « کنوانسیون » جنبش فمینیستی و پیامدهاي اجتماعی
زنان غرب به منظور استیفاي حقوق زنان و در جهت احیا و تثبیت جایگاه واقعی آنان، سیاستها و برنامههایی را با تأکید به اعضاي
خود توصیه نموده است. مواردي نیز مانند فرصتهاي شغلی برابر، آموزشهاي مختلط به جاي قالبهاي سنّتی آموزش، الغاي
محدودیتهاي سنّتی حضور اجتماعی زنان و روابط آزاد مرد و زن از جمله برنامههاي جنبشهاي فمینیستی و کنوانسیون براي
یکسانسازي جایگاه زنان و مردان در جهان است که از دیرباز بسیاري از جوامع غربی تحت تأثیر امواج اجتماعی و فرهنگی
صفحه 16 از 98
فمینیستی به این توصیهها عمل کردهاند. اکنون پس از چندین دهه فرصت آزمون و خطا، وقت ارزیابی برنامههاي فمینیستی و
توصیههاي آنان فرا رسیده است. این در حالی است که جمعی از جامعهشناسان غربی و منتقدان اجتماعی مقولاتی را که با تأکید از
سوي کنوانسیون و جنبش فمینیستی توصیه شده است، براي علل اصلی برخی معضلات اجتماعی بر شمردهاند. هدف ما در اینجا
نشان دادن همین نقاط تلاقی است؛ یعنی
ص: 40
مواردي که از سوي کنوانسیون و جنبش فمینیستی به جوامع انسانی، به ویژه جامعه زنان، توصیه شدهاند، ولی نظریههاي
آسیبشناسی آن را علت بروز اختلالات و ناهنجاريهاي اجتماعی معرفی میکند. اگر چه بررسی و تبیین همه نقاط تلاقی کار
دشوار و پیچیدهاي است که فرصت مناسب تري را میطلبد، مواردي که در اینجا مورد بررسی و استناد قرار گرفته، در جدول
(شماره 1) به نمایش گذاشته است:
: جدول شماره 1
توصیههاي جنبش فمینیستی و کنوانسیون و پیامدهاي آن از نگاه صاحبنظران اجتماعی
توصیههاي جنبش فمینیستی و کنوانسیون و پیامدهاي آن از نگاه صاحبنظران اجتماعی ردیف
معضلات و ناهنجاريهاي در حال رشد جوامع غربیتوصیههاي کنوانسیون و جنبش فمینیستی که از سوي صاحبنظران اجتماعی به
عنوان علل ناهنجاريها و معضلات اجتماعی معرفی شدهاند 1 رشد منفی جمعیت- اشتغال زنان- روابط آزاد زن و مرد
2 روابط جنسی نامشروع (و پیامدهاي آن همچون آبستنیهاي ناخواسته، سقط جنین موالید امشروع، افول ازدواج، همجنسگرایی،
روسپیگري و بیماريهاي مقاربتی)- اختلاط جنسی- آزادي در روابط جنسی
3 خشونت جنسی علیه زنان، آزار جنسی زنان- جایگزین حقوق به جاي اخلاق در روابط زن و مرد- ارتباط آزاد زن و مرد در
جامعه
4 فشار مضاعف روانی علیه زنان- ترویج فرهنگ اشتغال بانوان و نادیدهانگاري انگیزههاي عاطفی مادران شاغل 5 بحران خانواده-
روابط آزاد جنسی (عشق آزاد)- تأکید بر حقوق به جاي اخلاق خانواده
ص: 41
در اینجا به بررسی معضلات اجتماعی جوامع صنعتی غرب و ارتباط آنها با مقولات مورد عنایت کنوانسیون و جنبش فمینیستی
میپردازیم:
1. رشد منفی یا سیر نزولی جمعیت
یکی از مسائل و معضلات بزرگ اجتماعی، تئوريهاي توسعه یافته رشد منفی (یا ساخت پیر) جمعیت است. در جمعیتشناسی،
به سیر نزولی و انقراض تدریجی یک نسل تعریف شده است؛ به تعبیر روشنتر، با رشد منفی جمعیت در یک « رشد منفی جمعیت »
جامعه ناقوسهاي مرگ و انقراض آن جامعه به صدا در آمده است. این پدیده نامیمون هنگامی رخ میدهد که نسل حاضر به تولید
نسل بعدي (جانشین) تمایلی نشان ندهند و یا حداکثر به یک (یا حتی دو) فرزند بسنده کنند، بدیهی است که در این گونه جوامع،
درصدد بزرگسالان و سالخوردگان نسبت به درصد کودکان و نوجوانان مساوي یا بیشتر است.
مطالعات جامعهشناشی نشان میدهد که ساخت جمعیت در کشورهاي پیشرفته صنعتی اروپایی و آمریکایی، پیر و در کشورهاي
جهان سوم جوان است. مقایسه جمعیت زیر 15 سال و بیش از 25 سال در چند کشور جهان سوم و جهان صنعتی غرب در سال
1997 مطلب فوق را تایید میکند:
صفحه 17 از 98
ص: 42
جدول شماره 2: ردیف
معضلات و ناهنجاريهاي در حال رشد جوامع غربیتوصیههاي کنوانسیون و جنبش فمینیستی که از سوي صاحبنظران اجتماعی به
عنوان علل ناهنجاريها و معضلات اجتماعی معرفی شدهاند 1 رشد منفی جمعیت- اشتغال زنان- روابط آزاد زن و مرد
2 روابط جنسی نامشروع (و پیامدهاي آن همچون آبستنیهاي ناخواسته، سقط جنین موالید امشروع، افول ازدواج، همجنسگرایی،
روسپیگري و بیماريهاي مقاربتی)- اختلاط جنسی- آزادي در روابط جنسی
3 خشونت جنسی علیه زنان، آزار جنسی زنان- جایگزین حقوق به جاي اخلاق در روابط زن و مرد- ارتباط آزاد زن و مرد در
جامعه
4 فشار مضاعف روانی علیه زنان- ترویج فرهنگ اشتغال بانوان و نادیدهانگاري انگیزههاي عاطفی مادران شاغل 5 بحران خانواده-
روابط آزاد جنسی (عشق آزاد)- تأکید بر حقوق به جاي اخلاق خانواده
ص: 41
در اینجا به بررسی معضلات اجتماعی جوامع صنعتی غرب و ارتباط آنها با مقولات مورد عنایت کنوانسیون و جنبش فمینیستی
میپردازیم:
1. رشد منفی یا سیر نزولی جمعیت
یکی از مسائل و معضلات بزرگ اجتماعی، تئوريهاي توسعه یافته رشد منفی (یا ساخت پیر) جمعیت است. در جمعیتشناسی،
به سیر نزولی و انقراض تدریجی یک نسل تعریف شده است؛ به تعبیر روشنتر، با رشد منفی جمعیت در یک « رشد منفی جمعیت »
جامعه ناقوسهاي مرگ و انقراض آن جامعه به صدا در آمده است. این پدیده نامیمون هنگامی رخ میدهد که نسل حاضر به تولید
نسل بعدي (جانشین) تمایلی نشان ندهند و یا حداکثر به یک (یا حتی دو) فرزند بسنده کنند، بدیهی است که در این گونه جوامع،
درصدد بزرگسالان و سالخوردگان نسبت به درصد کودکان و نوجوانان مساوي یا بیشتر است.
مطالعات جامعهشناشی نشان میدهد که ساخت جمعیت در کشورهاي پیشرفته صنعتی اروپایی و آمریکایی، پیر و در کشورهاي
جهان سوم جوان است. مقایسه جمعیت زیر 15 سال و بیش از 25 سال در چند کشور جهان سوم و جهان صنعتی غرب در سال
1997 مطلب فوق را تایید میکند:
ص: 42
: جدول شماره 2
مقایسه جمعیت زیر 15 سال و بیش از 65 سال جهان سوم و جهان صنعتی
کشور
3 مصر 394 کامرون 444 مکزیک 364 عربستان صعودي /392 /5 ( زیر 15 سالگی (درصد) 65 سال و بیشتر (درصد) ایران ( 1375
423 دانمارك 1815 نروژ 2016 آلمان 1615 اسپانیا 1616 ویلیام. ژگود کاهش درصد موالید در کشورهاي مغرب زمین بین
1961 را یادآور میشود. این کاهش به خصوص در چهارده کشور، به موازات توسعه صنعتی مشاهده شده است: - سالهاي 1866
- 1185 در مقابل هجده تولد سال 1959 و 167 تولد در سالهاي 1967 - در فرانسه 25 تولد براي 1000 نفر در سالهاي 1881
17 تولد در سال / 23 تولد در سال 1961 و 5 /5 ، 1969 بوده است. در ایالت متحده آمریکا چهل تولد براي هزار نفر در سال 1880
1968 ثبت شده است. در کشورهاي کاپیتالیست (ایالت متحده آمریکا، فرانسه، کانادا، بلژیک و ...) و
صفحه 18 از 98
ص: 43
در آمریکا طی سالهاي اخیر به طرز قابل «1» . سوسیالیست (شوروي، رومانی، اتریش) درصد تولدها کاهش بیشتري داشته است
توجهی از تعداد خانوادههایی که داراي سه فرزند یا بیشتر بودند کاسته شده و در مقابل به تعداد خانوادههایی که داراي فرزند
رشد منفی جمعیت و پیامدهاي زیانبار اجتماعی و سیاسی آن، همان خطر و بحرانی است که فیلسوف «2» . نیستند، افزوده شده است
و روانشناس شهیر فرانسوي- پیرژانه- از سالها قبل آن را به مغرب زمین، به ویژه فرانسه کشور متبوعش، گوش زد کرده بود.
کشور فرانسه را اکنون خطري بزرگ و سهمناك تهدید میکند. این خطر را نیاکان ما درست احساس نمیکردهاند، ولی در هر »
صورت حتمی و نزدیک است. بسیاري از گویندگان و نویسندگان بحران موالید و خطر نقصان جمعیت را یادآوري کرده اند. از
چند سال پیش، میزان موالید (یعنی نسبت عده نوزادان هر سال به تعداد جمعیت) پیوسته رو به کاهش میرود و این کاهش در هر
سرشماري بعدي محسوستر است. تعداد نوزادان که در سال 1869 در حدود یک میلیون بوده، به تدریج کاهش یافته است و در
سال 1922 به 760000 رسیده است. ... نقصان جمعیت، کشور را به سقوط سیاسی و نظامی و همچنین به ورشکستگی اقتصادي،
عقلی و اخلاقی تهدید
ص: 44
میکند. ... نقصان جمعیت به تدریج از سلامت بدنی و فکري نژاد ما میکاهد. اگر نقصان نوزادان ادامه پیدا کند، ناچار کشور
«1» . فرانسه شاهد و ناظر انحطاط و تنزل فاحش خود خواهد بود
این خطر و پیامد منفی آنچنان آینده و بقاي کشورهاي صنعتی غرب را تهدید میکند که دولتمردان و سیاستمداران آن سامان را به
اصلیترین » اتخاذ سیاست و تدابیر تشویقی براي افزایش بارداري ناگزیر ساخته است. به گفته یکی از کارشناسان جمعیت شناسی
«2» «. سیاست کشورهاي توسعه یافته در سالهاي اخیر سیاست جمعیتی تشویق ولادت بوده است
چهارچوب تئوریک یک رشد منفی جمعیت و مفاد گزارههاي فمینیستی در کنوانسیون
علت اصلی و اساسی این سیر نزولی جمعیت در کشورهاي فمینیستی، پیامد اجتماعی چه متغیر مستقلی است؟
در پاسخ به سؤال فوق و در بررسی و تحلیل رشد منفی جمعیت، صاحب نظران و منتقدان اجتماعی بر نقاط مشترکی دست
گذاشتهاند، ولی علل و عواملی که از سوي آنان براي این پدیده ناخواسته معرفی شده، همان اموري است که فمینیستها در مفاد
کنوانسیون بدان توصیه، سفارش و تاکید میکنند:
ص: 45
الف- اشتغال بانوان
اشتغال بانوان و ایجاد فرصتهاي شغلی برابر با مردان که فمینیستها در ماده 81 کنوانسیون بدان توصیه و تاکید کردهاند، از سوي
جمعیتشناسان و محققان اجتماعی از جمله عوامل اصلی کاهش میزان رشد جمعیت در کشورهاي غربی و صنعتی معرفی شده
است.
اشتغال بانوان
خستگی مفرط و پدیداري پدیده فشار مضاعفعدم گرایش بانوان به مادریکاهش سطح باروري و بارداریکاهش نرخ جمعیت و رشد
منفی آنانقراض تدریجی نسل ارتباط میان این دو متغیر (اشتغال زنان و سقوط رشد جمعیت) در نزد جامعهشناسان و جمعیتشناسان
به قدري بدیهی است که براي کنترل و تعدیل رشد جمعیت در کشورهاي جهان سوم، اشتغال بانوان را
ص: 46
در کتاب جامعهشناسی خانواده و ازدواج در بررسی عوامل کاهش میزان جمعیت در « اندره میشل » خانم «1» : توصیه میکنند
صفحه 19 از 98
کشورهاي صنعتی مینویسد:
در کشورهاي صنعتی، مطالعات نشان میدهد که نقش زن در خانواده دگرگون شده؛ زن ازدواج کرده که در خارج از منزل کار »
میکند، وظایف سنگین مربوط به خانه را نیز انجام میدهد، پس این سوال پیش میآید که آیا وظایف دو جانبه ما در جامعه
امروزي تا حدودي در کاهش متولدین موثر نیست؟ آمار فرانسه و آمریکا- من باب مثال- نشان میدهد که تعداد کودکان زنان
شاغل معمولًا نسبت به زنانی که شاغل نیستند، کمتر است. در پاریس، یک مطالعه نمونهگیري احتمالی روي 450 خانواده پاریسی
2 است. / 1 است و میانگین آن براي زنانی که کار نمی کنند 50 / نشان داده که میانگین تعداد فرزندان زنان ازدواج کرده شاغل 48
«2» «. در ایالات متحده آمریکا تعداد فرزندان با تعداد سالهایی که زن ازدواج کرده شاغل است، نسبت معکوس دارد
به هر حال کشورهاي فمینیستی مغرب زمین، امروزه به سر دو راهی دشواري قرار گرفتهاند؛ آیا بر شعار تساوي و برابري پافشارند و
اشتغال بانوان را پا به پاي مردان ترویج کنند، یا از شعار جهانی خود (ضرورت اشتغال برابر
ص: 47
زنان با مردان) دست بردارند و به برگشت بانوان به خانه براي تولید نسل و بهبود نرخ رشد جمعیت رضایت دهند؟
ب- روابط جنسی آزاد
از نظر کارشناسان علوم اجتماعی یکی دیگر از عوامل رشد منفی جمعیت در غرب، گسترش فزاینده روابط عاطفی و جنسی آزاد
است. مواد 1 و 3 کنوانسیون، جوامع انسانی را از اعمال هرگونه محدودیت زنان به سبب تمایزها و تفاوتهاي جنسیتی بر حذر
از ماده 10 « ج» میدارد و این گونه محدودیتها را تبعیض ناروا بر زنان و ممنوع میشمارد. دقیقاً بر هیمن اساس کنوانسیون در بند
از ماده 5 نیز الغاي رسوم و روشهاي سنّتی، « الف » خواستار اختلاط و ارتباط آزاد دختران و پسران در مدارس میشود و در بند
تعصب آمیز و کلیشهاي را در روابط زن و مرد توجیه میکند.
در الگویی که گزارههاي فمینیستی و کنوانسیون از روابط اجتماعی زن و مرد ارائه میدهند، زنان مانند مردان آزادند با هر فردي که
دوست دارند، روابط عاطفی و دوستانه برقرار کنند و در این راه، تفاوتهاي جنسی و طبیعی آنان با مردان مجوز معقول و مشروعی
براي ممنوعیت رابطه دوستی آنان با مردان نیست. پیامد طبیعی و منطقی چنین توصیهاي که در کشورهاي اروپایی و صنعتی غرب به
دقت عمل میشود، طبق آمار و واقعیت موجود در
ص: 48
این گونه کشورها، افزایش چشمگیر میزان روابط جنسی نامشروع به ویژه در قشر دانشآموزان دبیرستانی و حتی راهنمایی، است.
بنا بر برخی برآوردها شمار افرادي که در آمریکا قبل از نخستین ازدواج خود تجربه زندگی مشترك خارج از ازدواج با دیگري را
داشتهاند، از 11 درصد در سال 1970 به حدود 50 درصد در سال 1993 افزایش یافته است. به ادعاي یک پزشک آمریکایی که در
یکی از زایشگاههاي این کشور فعالیت داشته و در مورد مشکلات محل کار خود مقالهاي نوشته است، بیشتر موالیدِ مربوط به زنان
«1» . پایینتر از 20 سال و تقریباً 9 درصد از زایمانهاي زنان سیاه پوست همسن آنان مربوط به موالید نامشروع بوده است
نکتهاي که در این مطلب به بحث ما (رشد منفی جمعیت در غرب) مربوط میشود، این است که شیوع روابط آزاد زنان و مردان
موجب ارضاي غرایز و نیازهاي جنسی آنان میگردد و تمایل نداشتن به تشکیل خانواده که داراي بار مسئولیت است، یا تاخیر در
سن ازدواج را به دنبال دارد:
ص: 49
عمل به مفاد گزارههاي فمینیستی و آزادي روابط عاطفی زن و مرد
روابط جنسی نامشروعارضاي غرایز جنسیعدم تمایل به ازدواج و تشکیل خانوادهعدم تشکیل خانواده و زندگی مشترکبالا رفتن سن
صفحه 20 از 98
ازدواجکاهش نرخ زاد و ولد و رشد منفی جمعیت آمارهاي اجتماعی در کشورهاي اروپایی و صنعتی نشان میدهد میان رشد و
افزایش روابط جنسی نامشروع و تاخیر در ازدواج، همبستگی و رابطه مستقیم وجود دارد؛ یعنی به همان میزان که فراوانی روابطه
نامشروع افزایش مییابد، سن ازدواج نیز بالا میرود و پدیده خانواده گریزي بروز میکند.
1992 ) اعلام میکند که شمار فزایندهاي از مردان و زنان در پی زندگی مشترکی - خانم اندره میشل در گزارش یونسکو ( 1991
هستند بیرون از مدار ازدواج قراردادي در سراسر اروپا. افزایش شمار وصلتهاي غیررسمی، کاهش در میزان ازدواج را ترسیم
میکند. تنها در فرانسه که در این زمینه از کشورهاي اسکاندیناوي بسیار عقبتر است، ده درصد ازدواجها
ص: 50
(حدود یک میلیون زوج) در دایره وصلتهاي آزاد با هم زندگی میکنند. این نسبت میان زوجهاي جوانی که در پاریس و حول و
حوش آن زندگی میکنند و سن مرد در میان آنها از 25 سال کمتر است تا 50 درصد بالاتر میرود.
گزارش کارشناسان اجتماعی مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوري درباره وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا نیز نشان
میدهد که رواج ارزشهاي جدید جوامع صنعتی و غربی همچون همجنس بازي، زندگی مشترك خارج از چهارچوب ازدواج،
روابط جنسی غیر مشروع ... در آمریکا، ازدواج سنتی و خانواده را با تهدیدات زیادي مواجه کردهاند. در طی دو سه دهه گذشته در
کشورهاي غربی زندگی مشترك خارج از ازدواج رشد زیادي کرده است. در نروژ، دانمارك و سوئد از هر 10 زوج 3 تا 4 زوج
زندگی مشترك خارج از ازدواج دارند. این نرخ در سوئیس، فرانسه، انگلستان و هلند بین 1 تا 2 و در ایتالیا، اسپانیا، ایرلند و سایر
کشورهاي کاتولیک کمتر است. امروزه آمار زندگی مشترك خارج از ازدواج در آمریکا رشد نگران کنندهاي یافته است؛ بنابر
برخی تخمینها، تعداد افرادي که قبل از نخستین ازدواج خود تجربه زندگی مشترك خارج از ازدواج را با دیگري داشتهاند، از
«1» ... . %11 در سال 1970 به 50 % در سال 1993 افزایش یافته است
ص: 51
2. روابط نامشروع جنسی
روابط جنسی خارج از چهارچوب » دومین پیامد اجتماعی اجراي مفاد گزارههاي فمینیستی و کنوانسیون در مغرب زمین رشد فزاینده
است. فمینیستها با التزام به ضرورت نادیدهانگاري تفاوتهاي جنسی و طبیعی میان زنان و مردان، از آزادي روابط زن و « خانواده
مرد و حتی اختلاط آزاد جنسی آنان در مدارس، حمایت و به آن توصیه کردهاند. جوامع غربی این توصیه را مانند توصیه پیشین
(فرصتهاي برابر شغلی براي زنان و مردان) تحت تاثیر جنبشهاي فمینیستی پذیرفتند و دقیقاً اجرا کردند و جامه عمل پوشاندند، به
گونهاي که مدارس و ورزشگاههاي مختلط از نمادهاي برجسته آن است؛ اما این تمام داستان نیست. ناگفته پیدا است که روابط
آزاد جنسی، بستري مناسب براي رشد و گسترش تمایلات جنسی است. نظریات روانکاوي در مورد رفتار جنسی مؤید این واقعیت
در باره تمایلات جنسی اشاره کرد. هورناي معتقد است علت اینکه گاه نیاز به محبت « هورناي » است؛ براي مثال، میتوان به نظریه
به صورت تمایلات جنسی در میآید، عوامل مختلفی از جمله اوضاع و احوال فرهنگی و تربیتی است. در اجتماعهایی که روابط
«1» . جنسی آزاد است، بسیاري از احتیاجات روانی شکل تمایلات جنسی پیدا میکنند و به صورت عطش جنسی در میآیند
ص: 52
مطالعات و تحقیقات اجتماعی که جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی در آمریکا و کشورهاي اروپایی انجام دادهاند، نیز موید
نظریه فوق است.
در سی سال گذشته در « کین » نتایج تحقیقات خود را در باره رفتارهاي جنسی در مردان و زنان در مقایسه با تحقیقات « هانت »
آن را منتشر کرد. نتیجه مقایسه تحقیقات هانت و (yob yalp) کتابی به نام رفتار جنسی نگاشت که در اوایل دهه 1970 ، مؤسسه
صفحه 21 از 98
کین در 24 ایالت از ایالات متحده انجام شده، بیانگر آن است که در دهههاي اخیر، آمیزش جنسی قبل از ازدواج بر اثر آزاديهاي
جنسی افزایش یافته است؛ اما آمریکاییان سعی داشتهاند که نتایج تحقیقات هانت را اشتباه جلوه دهند تا خود را از مشکلات مربوط
«1» . به آن برهانند
را تایید کرد. طبق این « هانت » و نتایج تحقیقات « هورناي » گزارش نشریه آمریکایی ریدرز دایجست در سپتامبر 1996 نیز نظریه
گزارش، هر ساله 350 هزار دختر نوجوان آمریکایی در سنین بین 15 تا 19 (دوره دبیرستان) به سبب ارتباطهاي نامشروع آبستن شده
و فرزندان غیر قانونی خود را به دنیا میآورند که این آمار در دهههاي اخیر، سال به سال در حال افزایش است. این دختران با
رؤیایی چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگی ایدهآل و دستیابی به یک شغل مناسب، به این
ارتباط
ص: 53
غیر قانونی روي میآورند، ولی بسیار زود پردههاي سرابگونه این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگی روي خود را نشان میدهد
و متاسفانه این بیداري درست در زمانی به دست میآید که این دختران نوجوان دیگر شأنی براي برخورداري از یک زندگی سالم
و ایدهآل ندارند.
این نشریه در ادامه گزارش خود، با اشاره به چگونگی آشنایی و برقراري ارتباط این دختران نوجوان با همکلاسهایی پسرشان، طی
گفتگویی با برخی از این دختران به نقل از یکی از آنها مینویسد:
اي کاش زمان به عقب بر میگشت! اي کاش من به عنوان عضوي از خانواده در میان والدینم جاي داشتم! اي کاش هنگامی که »
زمینههاي ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمی هم به زندگی آیندهام میاندیشیدم و این گونه به پایان خط
«1» «! نمیرسیدم
آمارهاي نگران کننده فراوان در این زمینه ارائه شده است که براي رعایت اختصار از بیان آن صرفنظر میکنیم؛ اما از آنچه
گذشت، میتوان نتیجه گرفت که: اولًا: روابط نامشروع و خانوادههاي پیش از ازدواج، در آغاز پدیدهاي رایج اما ناخواسته و زیانبار
نزد افکار عمومی غرب بوده است و ثانیاً: رواج این پدیده از نظر جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی غربی، ارتباط و همبستگی
مستقیمی اجرا و تحقق گزارههاي فمینیستی، به ویژه آزادي روابط زن و مرد، دارد؛ اما قضیه به همین جا ختم نمیشود.
ص: 54
براي آگاهی دقیق از پیامدهاي اجتماعی اجراي مفاد گزارههاي فمینیستی، به ویژه آزادي روابط و اختلاط زن و مرد، در غرب باید
جاده روابط نامشروع را تا پایان بپیماییم؛ به بیان دیگر، نانی که دیدگاههاي فمینیستی بر سر سفره غربیها گذاشتهاند، در ظاهر به
گسترش روابط نامشروع ختم میشود، ولی واقعیت پنهان آن سقط جنین، موالید نامشروع، خشونت و تجاوز به زنان، خانوادههاي
تک والدینی (مادر و فرزند)، بیماريهاي عفونی، واخوردگی جنسی و گرایش به همجنس بازي، روسپیگري و فروپاشی بنیاد
«1» . خانواده است که از آن به بحران اخلاق و خانواده در غرب یاد میکنند
در اینجا از نمایی نزدیک، با گوشهاي از ارقام و آمار موجود درباره پیامدهاي روابط غیر رسمی در غرب آشنا میشویم:
ص: 55
2. نوزادان ناخواسته -1
در ایالت متحده آمریکا درصد « اندره میشل » بیشک موالید نامشروع بدیهیترین پیامد روابط غیررسمی در غرب است. به گفته
متولدین کودکان نامشروع سفید پوست و غیر سفید پوست در یک دوره سی ساله بالا رفته است. از سال 1940 تا سال 1969 از صد
کودك به دنیا آمده غیرسفیدپوست، هفده کودك نامشروع بوده و در سال 1969 این درصد به 31 رسیده است و براي سفید
صفحه 22 از 98
5 درصد میباشد. / پوستان در دوره یاد شده افزایش از 2 درصد به 3
ص: 56
امروزه یکی از بزرگترین معضلات جامعه آمریکا حاملگی دختران نوجوان و زایمانهاي نامشروع آنان است. طی سالهاي 1982
تا 1988 نسبت دختران 15 تا 19 ساله آمریکایی که سابقه آمیزش جنسی داشتند، از 47 درصد به 52 درصد افزایش یافت و با توجه
«1» . به اینکه اکثر آنان از وسایل پیشگیري از بارداري نیز استفاده نمیکردند، آمار موالید نامشروع نیز افزایش چشمگیري یافت
نوزادان نامشروع، عقدههاي روانی و فشارهاي زندگی
حال که جریان بحث، به میزان فزاینده موالید ناخواسته در غرب رسید، بد نیست به واقعیتی تلخ در این باره اشاره کنیم. موالید
نامشروع در کشورهاي غربی، سرنوشت شومی پیش رو دارند. آنها محکوماند که در کنار مادر (خانوادههاي تک والدینی)، اقوام
بچه سر » و بستگان مادر یا در پرورشگاهها زندگی سخت و پر مشقتی را سپري کنند و از آن بدتر، عنوان تحقیر آمیز و شکننده
را تا پایان عمر بر دوش کشند. موالید نامشروع به سهم خود عامل بسیاري از بحرانها، ناامنیها و انحرافها در « راهی و نامشروع
جوامع غربی بوده و هستند که امروزه قتلهاي خیابانی و خودکشیهاي جوانان و ... معلول همین علت است.
ص: 57
2. سقط جنین -2
روابط غیررسمی و آبستنیهاي ناخواسته راهی است که در پایان به موالید نامشروع یا سقط جنین میانجامد؛ به بیان دیگر سقط
جنین در کنار تولد موالید نامشروع، آخرین ایستگاهی است که روابط آزاد بدان منتهی میشود؛ از این رو، در کنار شمار روزافزون
موالید نامشروع آمار سقط جنین در کشورهاي غربی به ویژه دانشآموزان همواره رو به افزایش بوده است:
بنابر آمارهاي منتشر شده در سال 1993 هر ساله حدود یک میلیون زن نوجوان آمریکایی حامله میشوند که 40 درصد آنان
داوطلبانه و 13 درصد آن به علت بیماري، اقدام به سقط جنین میکنند و 47 درصد باقی، فرزند نامشروع خویش را به دنیا
1 مورد بوده است؛ به سخن دیگر، در /388 / میآورند. نرخ سقط جنینهاي قانونی که در سال 1991 در آمریکا صورت گرفته 937
«1» . این سال در مقابل هر هزار نوزادي که متولد شده، 339 مورد سقط جنین صورت گرفته که رقم بسیار بالایی است
این پدیده ناهنجار که معلول روابط آزاد جنسی به ویژه اختلاط دختران و پسران دانشآموز است، خطري است که جان شمار
زیادي از زنان را تهدید میکند؛ از این رو، همان کسانی که دیروز از روابط آزاد و اختلاط دختران و
ص: 58
پسران دانشآموز (که زمینه را براي روابط نامشروع و آبستنیهاي ناخواسته فراهم کردهاند) حمایت میکردند، امروزه فریادشان به
وانفسا برخواسته است. در ماده 96 از اعلامیه پایانی چهارمین کنفرانس جهانی زنان (پکن 1995 ) آمده است:
سقط جنینهاي ناایمن جان شمار زیادي از زنان را تهدید میکند و بیانگر مسئلهاي خطیر در بهداشت عمومی است؛ زیرا عمدتاً
فقیرترین و جوانترین افراد در معرض بیشترین خطرها قرار میگیرند.
براي جلوگیري از این پدیده شوم آمده است: « اقداماتی که باید اتخاذ شود » سپس در بند دال از ماده 106 با عنوان
بررسی و بازنگري قوانینی که در بردارنده اقدامات جزایی علیه زنان است که به سقط جنین غیر قانونی دست زدهاند، در پرتو مفاد
8 برنامه عمل کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه میباشد که بیان میدارد: تحت هیچ شرایطی نباید سقط جنین به عنوان / بند 25
روش تنظیم خانواده مطرح گردد و از دولتها و سازمانهاي ذيربط بین الدولی و غیر دولتی مصرّاً درخواست میشود تعهد
خویش را به بهداشت زنان تحکیم بخشند و با پیامدهاي سقط جنینِ ناایمن به منزله یکی از نگرانیهاي عمده بهداشت عمومی
برخورد نمایند.
صفحه 23 از 98
2. گسترش روسپیگري و شیوع بیماريهاي مقاربتی -3
گسترش روسپیگري و بیماريهاي عفونی و مقاربتی را باید از ضلعهاي دیگر مثلث شوم روابط آزاد جنسی برشمرد؛ به بیان دیگر،
روابط آزاد جنسی
ص: 59
نقطه عزیمت و سکّوي پرش به سوي روسپیگري و بیماريهاي مقاربتی است. این پدیده به ویژه در بین دختران جوانی که به طور
ناخواسته، آبستن و صاحب فرزند (یا فرزندان) نامشروع شدهاند، شایع است؛ زیرا بدین وسیله فرصتهاي اشتغال و تحصیل را از
دست میدهند و براي تامین هزینههاي زندگی و رهایی از فقر به خودفروشی رو میآورند. ارتباط و همبستگی واقعی میان سه
پدیده یاد شده به گونهاي است که حتی مراکز رسمی بین المللی که مروج روابط آزاد دختران و پسران بودهاند، نتوانستهاند آن را
انکار کنند، بلکه به اشاره آن را تأیید کردهاند. اعلامیه جهانی پکن ( 1995 ) در ماده 122 ضمن تایید روابط و همبستگی میان روابط
آزاد و آمیزش نامشروع، پیامدهاي روابط آزاد دختران و پسران (آبستنیهاي ناخواسته و بیماريهاي مقاربتی) به ویژه در مدارس و
آموزشگاهها را هشدار میدهد و براي کنترل این عواقب زیانبار، طرحها و برنامههاي آموزش جنسی را توصیه میکند؛ از سوي
دیگر، همین اعلامیه خطرهاي مادر شدن زود هنگام دختران جوان و پیامدهاي آن (ترك تحصیل و از دست دادن فرصتهاي
اشتغال) را که به فقر شدید آنان ختم میشود، گوشزد میکند:
دختران نوجوان، هم از نظر زیستشناختی و هم از نظر ویژگیهاي روانی- اجتماعی در برابر سوء استفاده و خشونت جنسی و
روسپیگري و نیز پیامدهاي روابط جنسی بی محافظه و پیش از بلوغ آسیب پذیرند. روندي که هماینک به راستاي تجربه زود
هنگام جنسی پیش میرود، همراه با فقدان
ص: 60
اطلاعات و خدمات، احتمال خطر آبستنیهاي ناخواسته و بسیار زود هنگام، آلودگی به ایدز و دیگر بیماريهایی که انتقالشان از
طریق دستگاه جنسی است و نیز سقط جنینهاي نا ایمن را افزایش میدهد. فرزند آوري زود هنگام همچنان یکی از موانع بهبود
منزلت آموزشی، اقتصادي و اجتماعی زنان در همه نقاط جهان است. ...
روابط آزاد
افزایش نرخ روابط غیررسمیافزایش نرخ خانوادههاي متشکل از مادر و فرزند (فرزندان) از دست رفتن فرصتهاي اشتغال و تحصیل
براي دختران جوان مادر شدهفقر شدید اقتصادیخودفروشی (فحشا) بیماريهاي عفونی و مقاربتی
ص: 61
2. افول ازدواج و تشکیل خانواده -4
براي بررسی پیامدهاي روابط جنسی آزاد در غرب، اینک بر اساس آخرین گزارش، به سقوط آمار ازدواج و تشکیل خانواده در
غرب میپردازیم.
خانواده یکی از کهنترین، گستردهترین و کارآمدترین نهادهاي اجتماعی است. قدمت این نهاد به آغاز زندگی بشر باز میگردد.
گستره خانواده به یک منطقه یا قبیله اختصاص ندارد، بلکه چتر جغرافیایی آن همه جوامع، ملل، قبایل و نژادها را در بر میگیرد.
اگر چه دنیاي مدرن و فرهنگ مدرنیته، بسیاري از عناصر و مولفههاي سنتی زندگی اجتماعی را ناکار آمد و از صحنه خارج کرد،
کارکردهاي متنوع، متعدد و انکارناپذیر این درخت کهن به گونهاي است که سازمانهاي بین المللی در سالهاي اخیر براي حفظ،
تعیین کردند. « سال خانواده » احیا و گسترش آن در مقابل امواج سهمگین و خانمانبرانداز فرهنگ مدرنیته سالی را به نام
ضعف و رخوت این نهاد کهن و مبارك را هیچ جامعهاي بر نمیتابد. این در حالی است که فرهنگ مدرن در کشورهاي صنعتی
صفحه 24 از 98
غرب سر ناسازگاري با ازدواج و تشکیل خانواده گذاشته و آمار ازدواج و تشکیل خانواده در این گونه جوامع در دهههاي اخیر سیر
نزولی شدیدي داشته است. گزارش اداره کل غرب اروپا- وزارت خارجه- از آخرین شاخصههاي جمعیتی اروپا خبر داده است.
6 در هر / طبق این گزارش در سراسر اروپا ازدواج قانونی در خطر انحطاط قرار دارد. نرخ ازدواج که در سال 1980 به میزان 3
1000 نفر بوده، اینک به 005 % کاهش یافته است.
ص: 62
ارائه آمار کمیسیون اروپا) مستند است، در جایی دیگر اعلام میکند که ) « یورو استارت » گزارش یاد شده که به آمار و گزارشهاي
میزان ازدواج در اروپاي مرکزي و شرقی در فاصله سالهاي 1980 تا 1997 به طور فاجعه آمیزي به نصف و حتی کمتر سقوط کرده
است.
امروزه با توجه به کاهش شدید ازدواج در آمریکا، ساختار خانواده در این کشورها با مشکلات متعددي رو به رو شده است. در
مورد کاهش میزان ازدواج در این کشور همین بس که 12 درصد از زنان 35 تا 39 ساله در سال 1991 هرگز ازدواج نکرده بودند.
«1» . 6 درصد بود و در طی 10 سال تقریباً دو برابر شده است / این میزان در سال 1998 تنها 2
علت رکود ازدواج و تشکیل خانواده در غرب
اکثر قریب به اتفاق کارشناسان و نظریهپردازان علوم اجتماعی، علت اساسی این پدیده را گسترش روابط آزاد و نامشروع جنسی
پیش از ازدواج دانستهاند. ناگفته پیداست که غریزه جنسی و نیاز به محبت و عاطفه، از جمله علل و انگیزههاي اصلی گرایش انسان
به ازدواج و تشکیل خانواده است؛ از این رو، جوامع انسانی در طول تاریخ براي پاسخگویی به نیازهاي جنسی و عاطفی بیشتر-
نوعاً- به ازدواج و تشکیل خانواده روي آوردهاند.
ص: 63
حال اگر نیازهاي مذکور از راهی آسانتر، کم هزینهتر، متنوعتر، با کمترین مسئولیت فردي و اجتماعی تامین و تدارك شود،
بدیهی است که ازدواج و تشکیل خانواده حداقل در بدو امر مطلوبیت خود را از دست میدهد. روابط آزاد جنسی زن و مرد در
غرب پدیده جدیدي است که به سبب تنوع، تعدد و کمترین مسئولیت قانونی طرفین، با استقبال عمومی روبهرو شده و توانسته است
رقیب دیرینه خود (خانه و خانواده) را از صحنه خارج کند. یکی از جامعه شناسان معاصر ضمن تایید نظریه فوق میگوید:
خانواده که در غرب یکی یکی این ابعاد را که در گذشته داشت و امروز دارد از دست میدهد، اصلی آن را فقط ارضاي نیاز »
جنسی تشکیل میدهد. حالا اگر این نیاز با توجه به بیبند و باري و انحطاط فرهنگی حاکم بر غرب، به راحتی قابل دسترسی باشد و
فرد هر وقت و هرگونه که خود خواست این نیاز را ارضا کند، دیگر چه ضرورتی دارد ازدواج کند؟ یعنی واقعاً فلسفه تشکیل
«1» «... خانواده به دلیل وجود مؤسسات بیرونی که نیازها را به راحتی برطرف میکند، دارد از بین میرود
گزارش مقایسهاي اداره کل غرب اروپاي وزارت خارجه نشان میدهد به همان نسبت که آمار روابط آزاد و نامشروع جنسی در
کشورهاي غربی رو به
ص: 64
افزایش است، آمار ازدواج و تشکیل خانواده سیر نزولی دارد. در این گزارش که مربوط به سال 1998 میلادي است، آمده است:
بر اساس گزارشی که از سوي یورو استارت- اداره آمار کمیسیون اروپا- منتشر شده، تقریباً یک چهارم نوزادان در اتحادیه اروپا
یورو » خارج از چهارچوبهاي زناشویی متولد میشوند. این تناسب در سال 1980 کمتر از 10 درصد بوده است. ... به گزارش
زندگی در شرایط غیر زناشویی به طور فزایندهاي در حال رشد است. این ارزیابی به خصوص در کشورهاي اسکاندیناوي ،« استارت
(که مصداق برابري زن و مرد در آن سامان، بیش از دیگر کشورهاست) مصداق بیشتري دارد. در ایسلند از هر سه کودك متولد
صفحه 25 از 98
شده، دو نوزاد و در دانمارك رستونی، نروژ و سوئد نیمی از نوزادان خارج از پیمانهاي زناشویی متولد میشوند. ... این در حالی
است که، همانطور که بیان شد، در سراسر اروپا ازدواج قانونی در خطر انحطاط قرار دارد؛ نرخ ازدواج که در سال 1980 به میزان
6 در هر 1000 نفر بوده، اکنون به 005 % کاهش یافته است. /3
که مجله پیام یونسکو به چاپ رسیده است، این وضعیت « ساختارهاي جدید خانواده » فرانسیس، کاري و کریستین کوري در مقاله
(رواج و گسترش روابط آزاد جنسی و از هم پاشیدگی خانواده) را در غرب به صراحت از پیامدها و امتیازهاي نهضت برابري زنان
نهضت زنان در ارتقاي مقام زن تا حد برابري او با مرد در به دست آوردن حق سقط » : اعلام کردهاند و مینویسند
ص: 65
جنین و استفاده از وسایل جلوگیري از آبستنی و آزادي عمل و آوردن خواستههاي زن بیرون از کانون خانواده و دایره زناشویی
پیشرفت کرده و موقعیت او را تحکیم کرده است. با این شیوه آزاد زندگی، زنان دیگر مکلف نیستند به شیوه محدود و انعطافپذیر
«1» «. گذشته، میان زوج بودن، مادر بودن و شغل داشتن یکی را برگزیند
2. همجنسگرایی -5
شیوه روابط آزاد و تعدد آن از علل عمده پدیده واخوردگی جنسی و گرایش به همجنس بازي در کشورهاي صنعتی به شمار
میآید. در حقیقت همجنس بازي و پیامدهاي آن مانند ایدز براي اولین بار در کشورهاي صنعتی به ویژه در آمریکا مشاهده شد؛
کشوري که روابط زن و مرد و ارضاي نیازهاي جنسی در متنوعترین، متعددترین و افراطیترین شکل آن، آزاد و متداول است؛ تنها
65 درصد از آمریکاییان با همجنس بازي مخالف بوده و طبق آخرین آمار بیش از 80 درصد از مبتلایان به ایدز در قاره آمریکا و
«2» . اروپا زندگی میکنند
در عصر برابري زن و مرد دانسته و از آن « خانواده سنتی » برخی از فمینیستهاي معاصر، این گونه روابط جنسی را جایگزینی براي
«3» . یاد کردهاند « خانواده شاد » به عنوان
ص: 66
3. خشونت جنسی علیه بانوان
در جوامعی که با ندیدانگاري تفاوتهاي زیستی و طبیعی، روابط آزاد و برابر زنان و مردان تشویق و ترویج و بر آن پافشاري
میشود، روابط ناسالم و خشونت جنسی دو روي یک سکهاند؛ به بیان دیگر، در روابط آزاد زن و مرد اگر تمایل آنان به یکدیگر
دو سویه و متقابل باشد، به پیوندهاي مشروع و نامشروع ختم میشود، اما اگر تمایل یک طرفه باشد و زن علاقه و تمایلی به ایجاد
رابطه نداشته باشد، در بسیاري موارد پدیدهاي با نام تجاوز و خشونت جنسی و در مواقعی آزار جنسی رخ مینماید. این پدیده در
کشورهاي صنعتی غرب در دهههاي اخیر همواره رو به افزایش بوده است. در اینجا نیز جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی علت
اساسی این پدیده را رابطه آزاد زن و مرد و به ویژه تحریکات زنانه معرفی کردهاند.
تمایل دو طرفه روابط نامشروع
روابط آزاد و برابر زن و مرد
مشکلات زنان و بحران اخلاقی
در کشورهاي صنعتی غرب
تمایل یک طرفه خشونت و آزار جنسی
ص: 67
صفحه 26 از 98
چنین » : دانیل سیلورمن ( 1978 ) از مشاوران بحران تجاوز درباره زنانی که مورد خشونت و تجاوز جنسی قرار گرفتهاند، میگوید
زنانی پس از مدت کمی دچار پشیمانی شده و خود را سرزنش میکنند و پیوسته این جملات را بر زبان جاري میکنند: اي کاش
«1» «... ! آن لباس را نپوشیده بودم تا جلب توجه کنم! اي کاش به او لبخند نزده بودم
واقعیتهاي موجود نیز فرضیه فوق را تایید میکند. بررسیها و تحقیقات اجتماعی در کشورهاي صنعتی غرب نشان میدهد در این
گونه جوامع که روابط زن با مرد آزاد است و زنان از پوشش مشابه مردان برخوردارند و هیچ محدودیتی ندارند، آمار خشونت
در مقالهاي در نشریه حقوق زنان برکلی به این نتیجه میرسد: « میشل اوبرمن » . جنسی و تجاوز به عنف رو به افزایش است
اگر سقط جنین به صورت قانونی متوقف شود، زنان اصلًا نمیتوانند زنده بمانند. علتش این است که فرهنگ آمریکا فرهنگ »
تجاوز است؛ فرهنگی که در آن زندگی زنان به خاطر ترس از خشونت جنسی همه جا حاضر، محدود شده است ... همه زنان با
«2» «. خطر تهاجم جنسی مردان زندگی میکنند و با خطر حاملگی ناخواسته
ص: 68
طبق آمارهاي سال 1992 در هرشش دقیقه یکبار یک تجاوز جنسی در آمریکا صورت میگیرد. در برخی شهرهاي آمریکا
1733 مورد بوده است ، 100 نفر از جمعیت در سال 1992 / آمار تجاوز گزارش شده به زنان نسبت به هر 000 « سنت لوئیز » همچون
که آمار بسیار بالایی است. در شهرهایی همچون والاس، هرستون و نیویورك نیز آمار جنسی نسبت به دیگر ایالات بسیار بالا بوده
«1» . است
از پیامدهاي ناگوار خشونت و تجاوز جنسی براي فرد و جامعه همین بس که زنان قربانی تجاوز، از فشار روانی، عصبانیت و احساس
که در این زمینه به مطالعه و تحقیق پرداخته و اثر تجاوز را با عنوان « لینداهلموستروم » و « بورکس » . گناه شدیدي رنج میبرند
مطرح کردهاند، واکنش قربانی را در اثر تجاوز به دو مرحله تقسیم میکنند: 1. مرحله حاد 2. مرحله تجدید « سندرم ضربه تجاوز »
سازمان
در مرحله حاد، حالتی از گسیختگی و بی نظمی روانی در شیوه زندگی زن مورد تجاوز بروز میکند و احساساتی از قبیل ترس،
شوك، نگرانی و احساس گناه شدید دیده میشود. حادترین واکنش قربانی در برابر تجاوز، سردرگمی است. زنان پس از تجاوز،
خود را کالاي صدمه دیدهاي میدانند که از جامعه اخراج شدهاند و جایی براي رفتن ندارند. در مطالعه وسیعی که در آمریکا
ص: 69
12 درصد / و همکارانش بین تهاجم جنسی و افسردگی رابطه معنادار 93 « ینفیلد » ، صورت گرفت و در سال 1990 گزارش شد
یافتند. اما در مرحله تجدید سازمان، زن میکوشد آنچه را بر او گذشته است، فراموش کند و براي تحقق این هدف، خود را به
کارهاي عادي مشغول مینماید. مهمتر آنکه نگرش جامعه و به ویژه مردان به اینگونه زنان تغییر میکند و با آنان به عنوان کالاي
آسیب دیده برخورد میکنند. عکس العمل پدران با دختران خود که مورد تجاوز قرار گرفتهاند، این است که آنها را باید از خانه
در این باره مینویسد: اغلب این زنان مورد تنفر و سرزنش ،« سیلورمن » . اخراج کرد یا اینکه براي مدتی در منزل زندانی شوند
«1» . همسران واقع شدهاند و از نظر شوهرانشان زنانی سهلانگار و بی ارادهاند
پیامد دیگر آن بر جامعه زنان به گفته جامعه شناسان و آسیب شناسان غرب، ایجاد فضایی از ترس، نگرانی و اضطراب بر جامعه
زنان کشورهاي صنعتی است؛ به همین سبب، کشورهاي صنعتی غرب به ویژه آمریکا از شعارهاي اولیه خود در باره حضور فیزیکی
آزاد و برابر زنان در اماکن عمومی دست برداشتند و براي مصونیت و حفاظت از زنان، تدابیر و محدودیتهاي اجتماعی را وضع و
براي زنانی است که سعی دارند خطر تجاوز جنسی را کاهش « بایدها و نبایدها » توصیه کردند. آنچه در زیر میآید، فهرستی از
دهند.
صفحه 27 از 98
ص: 70
این فهرست را یکی از سازمانهاي زنان در ایالات متحده آمریکا منتشر کرده است:
1. خانه خود را تا آنجا که ممکن است ایمن کنید؛ قفلها، پنجرهها، و درها باید در وضع مناسبی باشند؛ اگر به آپارتمان یا خانه
جدیدي نقل مکان کردید، قفلها را عوض کنید. واحد پیشگیري جنایت پلیس محلی میتواند در مورد ضرورت ضد دزد کردن
محل سکونت، و در نتیجه ضد تجاوز کردن آن، شما را راهنمایی کند.
2. اگر تنها زندگی میکنید:
الف- چراغها را روشن بگذارید تا تصور شود که بیش از یک نفر در خانه زندگی میکند.
من نمیبینم چه کسی » : ب- هنگامی که به زنگ در جواب میدهید، وانمود کنید که مردي در خانه است (با صداي بلند بگویید
(«. زنگ میزند
ج- نام کوچک خود را روي زنگ در یا دفتر تلفن ننویسید، در عوض از حرف اول آن استفاده کنید.
3. به طور کلی، از غریبهها دوري کنید و هرگز در را به روي یک غریبه باز نکنید. همیشه از ماموران تحویل اجناس یا کارگران
خدمات کارت شناسایی بخواهید (کارت شناسایی آنها میتواند از زیر در به داخل انداخته شود) اگر بچهها در خانه زندگی
میکنند، مواظب باشید که آنها در را به روي غریبه باز نکنند.
ص: 71
4. اگر در یک خانه آپارتمانی زندگی میکنید، تنها وارد یک زیرزمین متروك، گاراژ، یا اتاق رختشویی نشوید یا تنها در آنجا
نمانید.
نگاهی دیگر:
اگر به روابط زن و مرد از دیدگاه قرآن و اسلام بنگریم:
1. شخصیت و حقوق زن قابل احترام است. (ر. ك: سوره نساء، بقره)
ر. ك: سوره نور و قصص) ) «1» . 2. روابط دختر و پسر قانونمند است و روابط نامشروع زن و مرد جایز نیست
3. حریم خانواده محترم است.
4. اسلام به ازدواج و تولید نسل تشویق میکند.
5. شغل متناسب با روحیه و وقت خانمها با توافق شوهر جایز است.
در نتیجه، در جوامع اسلامی مشکلات فوق (رشد منفی جمعیت و مشکلات جنسی و ...) یا اصلًا وجود ندارد یا کمتر پدید میآید،
و معمولًا در مواردي که زنآزاري و مشکلاتی از این قبیل وجود دارد، در اثر عدم رعایت قوانین و اخلاق اسلامی است.
ص: 73
فصل دوم: عشق