گروه نرم افزاری آسمان






فصل دوم: عشق







اشاره
ص: 75
صفحه 28 از 98
عشق چیست و چرا باید عاشق شویم؟
اشاره
پرسش:
عشق چیست و چرا باید عاشق شویم؟ پاسخ:
مقدمه
عشق اصلیترین میل و گرایش انسانی است که انسان را سریعتر از هر چیزي به خوشبختی کامل میرساند. عشق عامل بهسازي و
تصفیه روح و روان بوده و همو است که به زندگی زیبایی میدهد. عشق بالاترین مقام را در زندگی دارد و در پرتو آن، زندگی
لذتبخش میباشد. اگر انسان به این مقام برسد، دیگر بدون عشق زندگی نتوان کرد.
عشق را زماهی باید آموخت
که چون از آب گیرندش بمیرد الف- تعریف عشق
ارائه شده که در اینجا به معناي مشترك بین آنها اشاره میکنیم: « عشق » معناي لغوي عشق: در کتابهاي لغت چند معنا براي واژه
ص: 76
«1» . عشق عبارت است از علاقه شدید یا محبت از حد گذشته
معناي اصطلاحی: علاقه به شخصی یا شیئی وقتی که به اوج شدت برسد، به گونهاي که وجود انسان را تسخیر کند و حاکم مطلق
«2» . وجود او گردد، عشق نامیده میشود
میگویند که به هر « پیچک » است و عشقه نام گیاهی است که در فارسی به آن « عشقه » در اصل از ماده « عشق » در زبان عربی، واژه
چیزي برسد، دور آن میپیچد؛ مثلًا وقتی به گیاهی دیگر میرسد، دور آن چنان میپیچید که تقریباً آن را محدود و محصور میکند
و در اختیار میگیرد. یک چنین حالتی اثرش این است که بر خلاف محبت عادي، انسان را از حال عادي خارج میکند، خواب و
خوراك را از او میگیرد و توجه را منحصر به همان معشوق میکند؛ یعنی او را از همه چیز میبرد و تنها به یک چیز متوجه
«3» . میکند. این تعریف عشق بیانگر حال معشوق است
ص: 77
ب- منشا عشق
مقصود از منشأ عشق این است که در یک رابطه عاشقانه چه چیزي باعث میشود که یک شخص عاشق دیگري شود. آیا علت
اصلی این رابطه غیرعادي، نقص و کمبود در یکی و کمال و خوبی در دیگري است که سبب کشش او به سوي خود میشود؟ یا
است؛ یعنی شکل هم بودن؟ « شباهت » خیر، علت این رابطه
در پاسخ به این پرسش دیدگاههاي گوناگونی مطرح است که به گذري اجمالی بر آنها بسنده میکنیم.
1. منشا ارگانیکی؛ یعنی عشق از تراوش غدد جنسی حاصل میشود که در این صورت با استفاده از علم پزشکی قابل کم و زیاد
«1» . میباشد
دیدگاه فروید)؛ یعنی علت عشق آن است که ما از طرفی مصرانه خواستار رابطه ) «2» 2. هدف جنسی منع شده منشا عشق است
جنسی هستیم و از سوي دیگر نیز از دست یافتن به این هدف منع شدهایم که در نتیجه اصطکاك این دو برخورد، محبت و مهربانی
حاصل میشود؛ از این رو، اگر رابطه جنسی کاملا آزاد میبود، هیچگاه کسی عاشق نمیشد.
ص: 78
صفحه 29 از 98
3. عشق یک منشا فطري دارد.
«1» . 4. تمایل انسان به کمال منشا عشق است
بررسی:
در اینجا این مطلب قابل ذکر است که منشا عشق به چند دلیل نمیتواند ارگانیکی یا هدف جنسی منع شده باشد.
الف- عشق منحصر در عشق شهوانی و جنسی نیست؛ زیرا موارد زیادي پیدا میشود که خلاف این باشد؛ مانند عشق انسان به
خداوند یا به خود و یا به گل ....
ب- اگر منشا عشق تراوش غدد جنسی باشد، باید افراد پیر هرگز عاشق نشوند، در حالی که خیلی از افراد سن زیادي دارند و در
عین حال عاشق هستند.
ج- اصلا عشق جنسی و شهوانی عشق نیست، بلکه یک رابطه غریزي است که در همه موجودات وجود دارد.
براساس عقیده صحیح، عشق یک منشا فطري دارد که در اثر شناخت انسان نسبت به خوبیهاي موجود در یک شخص یا یک شئ
و از سوي دیگر، نقصان آنها در وجود خود، حاصل میشود و هرچه این شناخت کاملتر شود،
ص: 79
این علاقه بیشتر میشود تا جایی که انسان را وارد معرکه عشق میکند و انسان حاضر میشود براي به دست آوردن آن خوبیها
همه هستی خود را فدا کند.
د- واژه عشق در قرآن مجید حتی براي یکبار هم به کار نرفته است؛ اما با این حال کلمات و واژههایی که با این مفهوم مترادف و
رساننده معناي آن میباشد، به شکلهاي گوناگون آمده است؛ مانند حبّ، ود، مودت و ....
ج- اقسام عشق
پیش از بیان اقسام عشق و بیان دیدگاه قرآن کریم در باره آن، ذکر چند نکته لازم است:
[قاعده یکم انسان اگر کسی را دوست داشته باشد، خویشاوندان و دوستان او را نیز دوست میدارد و حتی شهر، لباس، باغ، نوشته و
سایر چیزهایی که با او ارتباط دارند، در نظرش محبوب است. [
قاعده دوم امور و امیال فطري از جهت شدت و ضعف داراي مراتبی هستند که هر مرتبهاي از آنها داراي اسم و آثار خاصی
است که مراتب آن طبق تفسیر آلوسی به شرح ذیل « محبت » میباشد و این مراتب در افراد بشر مختلف است؛ از جمله این امور
؛« تمایل داشتن » میباشد. 1. هوي: نخستین مرتبه محبت
2. علاقه: محبتی است که همیشه همراه و درون قلب است.
3. کلف: محبت شدید را گویند.
ص: 80
4. عشق: حب شدید یا افراط در محبت را گویند.
5. شعف: مرحلهاي که عشق به تمام زوایاي قلب نفوذ کند.
6. تدله: مرحلهاي که عشق عقل انسان را میرباید.
«1» . 7. هیوم: مرحلهاي که عشق انسان را بیقرار و بیاختیار میکند و او را به هر سوي میکشاند
تقسیم دیگر عشق
با توجه به منشأ عشق، عشق به اقسام زیر تقسیم میشود:
1. حقیقی؛
صفحه 30 از 98
2. مجازي؛
«2» . 3. سرابی، جنسی و کاذب
1. عشق حقیقی
به عشقی گفته میشود که معشوقش حقیقی باشد؛ یعنی زیباییهاي او نامحدود باشد و داراي هیچگونه نقصی نباشد، و به دیگر
«3» ؛ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ » سخن، عشق یعنی پرواز انسان به سوي بینهایت، یعنی اتصال قطره به دریا
«. و [لی کسانی که ایمان آوردهاند خدا را بیشتر دوست دارند
ص: 81
2. عشق مجازي
عشق و علاقهاي واسطهاي به موجودات در راه خدا است که هدف از آن رسیدن به عشق حقیقی میباشد؛ یعنی وسیلهاي است براي
رسیدن به معشوق حقیقی، و در واقع به خاطر معشوق حقیقی ابراز علاقه میکند؛ مانند عشقی که حضرت یعقوب را از درون
به خدا سوگند، پیوسته » : فرزندان) گفتند ) «1» ؛ قَالُوا تَاللَّهِ تَفْتَأُ تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّی تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ » : میسوزاند
«! یوسف را یاد میکنی تا بیمار مشرف به مرگ شوي یا هلاك گردي
3. عشق سرابی، جنسی و کاذب
عشق به غیر از معشوق حقیقی است، به گونهاي که هدف از آن خاموش شدن غریزه جنسی و کام گرفتن از معشوق میباشد نه
زن عزیز (مصر) از غلام » : و زنان در شهر گفتند «2» ؛... قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً » رسیدن به معشوق حقیقی، و منشأ آن شهوت است؛ مانند
«. جوانش تمنّاي کامجویی از وجودش کرده، و محبت (یوسف) در دلش جاي گرفت! قطعاً ما او را در گمراهی آشکاري میبینیم
ص: 82
قرآن سخن از عشق و محبت را با روشی خاص و با شیوایی و زیبایی تمام بیان میکند، و آنچه لازم است از اقسام عشق و علاقه را
در ضمن آیات یادآور میشود و جالب این که در بین یکصد و چهارده سوره قرآن که در بیشتر آنها از عشق، محبت و
مترادفهاي آنها سخن رفته، یک سوره به تمامی به شرح حال یکی از اولیاي خدا اختصاص یافته و در آن عشق و علاقه بیان شده
است.
روح کلی و پیامهاي سوره یوسف:
1. عشق به خداوند مطمئنترین مانع در برابر عشقهاي جنسی میباشد و با سختیهایی که دارد، معجزه آسا انسان را نجات میدهد.
«1»
2. عشقهاي کاذب معمولًا مقدمهاي براي عشقهاي حقیقی نیست، بلکه به ظلم و فساد میانجامد. عشق زلیخا به یوسف (ع) که
به بیان قرآن آثاري چون خیانت، ظلم، فحشاء، رسوایی و مکر و حیله داشت. «2» ، بیانگر نقطه اوج عشق شهوانی و جنسی میباشد
«3»
ص: 83
نتیجه:
با توجه به بیان اقسام عشق و نظر قرآن کریم در این باره، به این نتیجه میرسیم که عشق هدیهاي الهی است که در فطرت همه
انسانها به امانت گذاشته شده است؛ اما چگونگی بروز و استفاده انسانها از آن متفاوت است؛ برخی با استفاده صحیح از آن به
سعادت، خوشبختی و بالندگی و کمال میرسند، ولی برخی دیگر با استفاده نادرست از آن به بیابان خشکیده شقاوت و بدبختی
گام مینهند و هر لحظه بیش از پیش از قافله انسانیت فاصله میگیرند؛ همانند آتش که بدون آن نمیتوان زندگی کرد، ولی اگر به
صفحه 31 از 98
علت استفاده نادرست مقداري از آن در خرمنی بیفتد، یکجا همه آن را نابود میکند.
این شیوه استفاده ما باز میگردد به اینکه آیا ما در تشخیص و انتخاب معشوق، راه درست را پیمودهایم یا راه نادرست را. نکته قابل
توجه که به ویژه براي جوانان داراي اهمیت میباشد، این است که آیا عشقهاي خیابانی میتواند انسان را خوشبخت کند یا خیر؟
پاسخ این پرسش با توجه به تقسیمبندي عشق و آثار مترتب بر هر قسم آن آشکار میشود.
و اصیلترین عشق را، عشق حقیقی به معشوق حقیقی بیان میکند و خداي «1» قرآن کریم عشق را بارزترین صفات مومنین میداند
تبارك و تعالی را به
ص: 84
عنوان معشوق حقیقی معرفی مینماید؛ زیرا خداوند است که همه خوبیها و زیباییها را در خود جمع دارد و در عشق نیز انسان
دنبال خوبیها و زیباییها میباشد که در معشوق وجود دارد و خود از آنها بهرهاي ندارد، و با عشق به معشوق میخواهد
کمبودهاي درونی خود را جبران کند و نهایت استفاده را از زیباییهاي معشوق ببرد.
در اینجا این پرسش مطرح میشود که اگر بیش از یک معبود و یک معشوق در عالم وجود ندارد و عشق نیز فقط منحصر در عشق
حقیقی است، پس عشق به دیگران به ویژه اولیاي خدا چه صورتی دارد. پاسخ این است که خداوند عشق به اولیاي خود به ویژه
«1» . پیامبر اکرم و اهلبیت (ع) را در طول محبت خود بیان میکند و آن دو را یکی میداند
عشق سرابی و کاذب
عشق دروغین به جریان آب رودخانهاي که از مسیر اصلی خود منحرف شده، میماند که اگر در مسیر اصلی خود قرار نگیرد،
خرابیهاي فراوانی به بار میآورد.
نمونه بارز این عشق، عشقهاي خیابانی، رابطههاي غیرمشروع و دوستیهاي پنهانی است که در بین برخی دختران و پسران جوان
رواج دارد و
ص: 85
معمولا نتیجه این دوستیها نیز ناخوشایند است؛ زیرا این نوع علاقهها هدایت و عنایت الهی نمیباشد و به جاي اینکه وسیلهاي براي
اطاعت اوامر الهی و رسیدن انسان به همه خوبیها میباشد، سبب میشود که انسان لحظه به لحظه از زیباییها و خوبیها فاصله
شود، تا جایی که خیلی از آنها به قتل و جنایت و جداییهاي غمانگیز و همچنین فروپاشی «1» بگیرد و معصیت الهی را مرتکب
کانون گرم خانوادهها میانجامد.
توجه به این نکته ضروري است که ما در اینجا نمیخواهیم امیال غریزي انسان را نفی کنیم و آن را نادیده بگیریم، اسلام هرگز با
غرایز انسان خصوصاً غریزه جنسی مخالف نیست، بلکه چیزي را که اسلام با آن مخالف است، افراط و تفریط در این غرایز
میباشد؛ از این رو، وقتی این امیال غریزي تحت مدیریت اسلام و هدایت الهی قرار بگیرند، اعتدال در آنها شکل میگیرد و در
آن صورت جامعه بشري به سعادت و سلامت همه جانبه میرسد.
اشارهاي داشته باشیم. وي میگوید: « اریک فروم » اینک مناسب است به سخن یکی از دانشمندان غربی به نام
عشق جنسی فریبکارترین نوع عشق است. عشق جنسی در وهله اول، با احساس شدید گرفتار شدن اشتباه میشود، در حالی که این »
احساس دلبستگی ناگهانی طبیعتاً عمرش کوتاه است وبعد از اینکه بیگانهاي از نزدیک
ص: 86
شناخته میشود، دیگر حجابی باقی نمیماند و دیگر هیچ نوع نزدیکی ناگهانی در کار نیست، تا براي رسیدن به آن کوشش شود.
در این نوع عشق به مرور زمان این نزدیک شدنها کاهش مییابد و عاشق احساس میکند که آن کسی که فکر میکرد به او
صفحه 32 از 98
نزدیک است، نه تنها نزدیک نیست، بلکه فرسنگها با هم فاصله دارند؛ در نتیجه شخص هوس میکند به سراغ بیگانهاي تازه برود
و عشقی جدید را آغاز و تجربه کند و باز این بیگانه بعد از مدتی تبدیل یک آشناي تکراري میشود و عاشق همیشه با خود
میگوید این فرد که این بار از او خوشم آمده با قبلیها فرق میکند؛ این یک چیز دیگر است.
بسیاري از اوقات ما متوجه نیستیم و حال آنکه این انگیزههاي ناهشیار فعالاند، مخصوصاً در ابتداي جوانی که هنوز تجربه این گونه
محبتها بسیار اندك است. حال اگر مثلا دو نفر که قصد ازدواج دارند، تمام ارتباط خود را براساس این نوع عشق پایهریزي کنند،
«. بیگمان دچار پیامدهاي آن نیز خواهند شد که نمونههاي آن در عشقهاي خیابانی و طلاقهاي وحشتناك بعد قابل رؤیت است
«1»
نکته پایانی این است که، عشق سرابی، عشق نیست بلکه فوران امیال غریزي و شهوانی است که به صورت مقطعی بروز و ظهور
دارد؛ زیرا در
ص: 87
حقیقت ریشه و سنگ بناي عشق، علم و شناخت است، و به طور طبیعی هر اندازه که علم و شناخت عاشق نسبت به معشوق بیشتر
شود به همان اندازه نیز عشق و علاقهاش بیشتر میشود؛ زیرا ابعاد وجودي معشوق یکی پس از دیگري براي عاشق آشکار میشود.
بدیهی است هر چقدر زیباییهاي معشوق بیشتر باشد، عشق و علاقه عاشق به آن بیشتر میشود و باعث استمرار این رابطه میباشد و
این مؤلفه فقط در عشق حقیقی وجود دارد، ولی عشق سرابیِ جنسی به چند دلیل این گونه نیست:
الف- هدف آن ارضاي شهوت است که عمري کوتاه دارد و نمیتواند براي استمرار ایجاد انگیزه کند.
ب- ریشه و سنگ بناي عشق سرابیِ جنسی جهل و نادانی است که از دریچه جادویی به نام چشم صورت میگیرد؛ از این رو، هر
اندازه که شناخت عاشق به معشوق بیشتر شود، فاصله و شکاف بیشتري ایجاد میشود؛ زیرا زیباییهاي این معشوق محدود است و
عشق نیز یک حالت روحی است که دنبال نامحدود میباشد. از سوي دیگر، زیباییها منحصر در این فرد نیست، بلکه شاید اشخاص
دیگر بهرهاي بیشتر داشته باشند.
آثار عشق
هر یک از اقسام عشق داراي آثار و پیامدهاي خاص خود میباشد.
ص: 88
آثار عشق حقیقی:
«1» ؛ 1. رسیدن به درجات عالی انسانیت یا همان کمال نهایی
2. لذت بردن از عبادت؛
«2» ؛ 3. رهایی از گناه
«3» ؛ 4. سلامت و آرامش روحی و روانی
«4» ؛ 5. اطلاع بعضی از اسرار غیبی
«5» ؛ 6. رسیدن به مقام استجابت دعا
«6» ؛ 7. حلاوت سختیهاي زندگی
«7» . 8. بندگی و عبودیت
در قرآن و سنت به تمامی آثار عشق به خداوند و اولیا خدا اشاره شده است، ولی به جهت اختصار از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
صفحه 33 از 98
ص: 89
آثار عشق سرابی جنسی
عشق سرابی مانند راهزنی ماهر داراي آثاري نامطلوب فردي و اجتماعی است که به برخی از آنها اشاره میشود:
1. دوري از حق و حقیقت؛
2. مانع رسیدن انسان به کمال واقعی؛
3. کشیدن انسان به سوي انحراف و گناه و سقوط او از انسانیت؛
4. به انحطاط کشیدن فرد و جامعه؛
5. زود گذر بودن آن؛
6. سلب آرامش روحی و روانی از فرد و جامعه؛
7. فروپاشی کانون گرم خانواده؛
8. ایجاد روحیه، طغیان و سرکشی در انسان؛
9. دوري انسان از اطاعت و بندگی؛
10 . تیرگی قلب؛
11 . ایجاد تضاد و تراحم اخلاقی در فرد و جامعه؛
12 . توام بودن آن شکست و ناکامیهاي فراوان؛
13 . ایجاد دغل بازي و عوام فریبی در جامعه؛
«1» . 14 . ایجاد قتل و غارت و تجاوز در جامعه
ص: 90
پیشنهاد:
پس از بیان اقسام عشق و آثار آن، اینک این پرسش مطرح میشود که چرا باید عاشق نشویم و چرا باید عاشق شویم؟ شاید این
پرسش در ذهن افراد زیادي به ویژه قشر جوان وجود داشته باشد، و یا در مواردي موجب آزار آنان شود.
پاسخ این پرسش در قالب یک پیشنهاد ارائه میشود:
عاشق شوید اما در کمند عشقهاي ناپخته، جوان و کاذب گرفتار نگردید، بلکه آنها را نردبانی براي زندگی سعادتمندانه و شناخت
محبوب واقعی قرار دهید:
عشقهایی کز پی رنگی بود
لذت عشق، جوهر آدمی است و حیات بدون عشق ناممکن است؛ بلبل اگر نغمه سرایی دارد به عشق « عشق نبود، عاقبت ننگی بود
معشوق است و انگیزه وصال و درك لذت دارد. آنانکه همتی بلند دارند و به حقیقت مردان روزگارند، هرگز خویشتن خویش را
در قفس تن اسیر نمیکنند و جوهر وجودي خویش را در چنگال طبیعت و لذایذ پست مادي و شهوانی گرفتار نمیسازند.
خشم و شهوت وصف حیوانی بود
ص: 91 بیایید لذت ببریم، اما از حقیقت و عشق «2» مهر و رقت وصف انسانی بود
حقیقی، از طهارت و پاکی؛ بیایید صفا کنیم در فضاي پاك تقوا، در محیطی آرام و سالم، در اقیانوس پرهیزکاري، در جاي
طهارت، در باران معنویت و در آبشار حقیقت. چه بسیار جوانانی که عشقشان پیر، پخته و پایدار است، و چه بسیار پیرانی که
عشقهاي جوان، ناپخته و ناپایدار در سر دارند. آنانکه دار و ندار خویش را در گرو تار مویی و خط و خالی میگذارند و با یک
صفحه 34 از 98
نگاه ظاهري همه هستی خویش را میبازند، عشقشان جوان و لذتشان بسیار گذرا و ناپایدار است، و هرگز به عشق حقیقی
نخواهند رسید؛ چرا که محل عشق قلب انسان است و هر قلبی ظرفیت یک عشق را دارد. این گونه نیست که یک شخص دو قلب
«1» . داشته باشد که هم عشق به معشوق حقیقی داشته باشد و هم عشق به معشوق سرابی
اما آنانکه عاشق معبود و معشوق حقیقی هستند، معشوق آنها همیشه و همه جا همراه آنان است، حتی در قبر و قیامت، و هرگز از
لذت عشق جدا نمیشوند، حتی در فراي زمان و مکان.
پس عشق مذموم نیست، بلکه اگر منشأ عشق صحیح باشد، رویکرد عشق نیز صحیح خواهد بود و اگر رویکرد صحیح شد، آثار
عشق صحیح میشود.
ص: 92
آنچه در اینجا مذموم است و مورد نکوهش قرار گرفته، عشق و لذت جوانی نیست، بلکه جوانی عشق و ناپختگی لذت است.
نه امروز بلکه در همیشه ایام سخن از عشق و عاشقی بوده، هست و خواهد بود؛ اما آنچه به ندرت یافت میشده و میشود، عشق
حقیقی به خداوند و اولیاي او است و اینجاست که فلسفه عشق براي ما روشن میشود:
رسیدن انسان به کمال حقیقی و انسانیت و این تنها در عشق حقیقی است؛ اما عشق حیوانی سرابی است که جنبه حیوانیت انسان
رشد میکند و نمیتواند عهدهدار این رسالت خطیر باشد. مگر اینکه انسان عشق به مخلوقات الهی را در راستاي عشق الهی طلب
کند و به دستور پروردگار به پدر، مادر، همسر و فرزند عشق بورزد و آنها را مقدمه صعود به محبوب نهایی قرار دهد.
ص: 93
نظر قرآن درباره غریزه جنسی و لذت طلبی چیست؟
اشاره
پرسش:
نظر قرآن درباره غریزه جنسی و لذت طلبی چیست؟ پاسخ:
«1» ؛ هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَکُم مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً » : انسان گل سرسبد مخلوقات خداوند است که همه نعمتها براي او آفریده شده است
«. او است خدایی که آنچه در زمین است براي شما (انسانها) آفرید « او کسی است که همه آنچه در زمین است را براي شما آفرید
اما استفاده از این نعمتها که خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده، میتواند به دو گونه باشد:
الف- بهرهبري مثبت از نعمتها؛
ب- بهرهبري منفی از نعمتها.
یک نعمت الهی است که فواید مثبت زیادي براي بشر دارد؛ مانند انواع ویتامینها، ساختن کشمش، سرکه، « انگور » ، براي مثال
سرکه شیره و ... و از همین انگور نیز میتوان شراب ساخت که بهرهبري منفی از این میوه است.
ص: 94
این دو بهره بري (مثبت و منفی) هر کدام علتی دارد و آن ستیز و کشمکش بین عقل و نفس است؛ عقل انسان و پیامبران الهی به
بهرهوري مثبت از اشیا دستور میدهند، ولی هواي نفس و شیطان انسان را به سوي استفادههاي منفی و نادرست از اشیا تشویق
میکند.
1. لذت طلبی
صفحه 35 از 98
یکی از گرایشهاي فطري انسان گرایش به لذتطلبی، خوشگذرانی و راحتطلبی است که به طور طبیعی توام با رنجگریزي و
فرار از درد و ناراحتی خواهد بود. قرآن کریم نه تنها وجود گرایش به لذت را در انسان انکار و یا آن را محکوم نمیکند، بلکه
یک سلسله از تعالیم خود را بر اساس این میل طبیعی انسان مبتنی میسازد و در روش تربیتی خود از وجود آن بهره میبرد. در قرآن
و مانند آنها آمده بدین معنا که انسان فطرتاً طالب سعادت و خوشبختی و کامیابی است و « فوز » ،« فلاح » ،« سعادت » تعبیرهایی مانند
استفاده « لذت » باید به دستورهاي دینی عمل کند تا به گمشده و ایده و هدف حقیقی خود برسد. در برخی آیات نیز از تعبیر ویژه
هر چه را خودشان بدان میل «1» ؛ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ » : شده است، مانند آن جا که درباره بهشت صالحان میفرماید
کنند و چشمها لذت ببرند، در آن (بهشت موجود)
ص: 95
و آیات دیگر نیز مانند 15 سوره محمد و 17 سوره سجده و ... که تعبیرهایی در همین راستا دارند. «؛ است
در نتیجه، اصل اینکه انسان طالب لذت باشد، از نظر قرآن مورد تایید و بیاشکال است؛ زیرا این یک میل فطري است؛ البته بدیهی
است که قرآن هیچگاه آن را رها و افسار گسیخته نگذاشته بلکه آن را در جهت صحیح خود هدایت میکند.
لذت طلبی نکوهیده
پس از آنکه روشن شد قرآن وجود این میل را نامطلوب نمیداند، جاي طرح این پرسش است که با وجود این دید مثبت قرآنی،
چرا گاهی لذت طلبی مذمت و نکوهش شده است و آیا وجود این گونه نکوهشها و مذمتها با این دیدگاه قرآنی قابل جمع
است؟
در پاسخ به این پرسش میگوییم: مذمتها و نکوهشهایی که در این زمینه و در رابطه با این میل انجام شده، به اصل لذت طلبی
مربوط نمیشود تا با این دیدگاه قرآنی در تعارض باشد، بلکه منشأ این نکوهشها عواملی جنبی است که به برخی از آنها اشاره
میکنیم:
الف- فراموش کردن لذتهاي ارزندهتر؛ زیرا ممکن است انسان خود را در لذایذ آنی و لحظهاي زودگذر غرق کرده و در آن
متمرکز شود و تمام همت خود را به هوسهاي کم ارزشتر متوجه نماید و از لذتهاي معنوي و برتر غافل شود و از کمال باز ماند.
انسان از میان لذتها به جهت غفلت به دنبال
ص: 96
آن مقدار لذتی است که برایش ممکن و میسور است، ولی طبیعی است که عقل، منطق و اختیار دارد و میتواند از میان همه انواع
لذتها با کمیتها، کیفیتها و شدتهاي مختلف بهترین، شدیدترین و عمیقترین لذتها را در محدوده گزینش خود قرار دهد،
ولی او گاهی در این انتخاب دچار اشتباه و لغزش میشود و بدون توجه به لذتهاي عمیق و والاتر (لذتهاي معنوي) خود را با
لذت هاي زودگذر مادي مأنوس میکند.
ب- فرار از تلاش و کوشش: گاهی انسان به خاطر تن ندادن به سختی و کار و کوشش به طرف لذتهاي بی اهمیت میرود و در
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ؛ » : هوسهاي پست و کم ارزش تا حد افراط غرق میشود. خداوند زندگی و رنج را توأمان آفریده است
«1»
و از این سختی در زندگی گریزي نیست، حال اگر کسی به خاطر فرار از کار و «. که بیقین انسان را در رنج و مشقت آفریدیم
تلاش و زحمت خود را به تنبلی و تن پروري و لذتگرایی افراطی عادت دهد، لذتی گذرا به دست میآورد، ولی از لذتهاي و الا
و برتر چشم پوشی میکند و با این کار خود به یقین مورد مذمت و نکوهش قرار میگیرد.
ج- کوتاهی در شکوفا کردن استعداد درك لذتهاي والاي انسانی و اکتفا کردن به لذتهاي طبیعی خود جوش نیز عامل جنبی
صفحه 36 از 98
دیگري است که منشأ نکوهش لذات میشود. بدان معنا که انسان با عادت کردن به معنویات
ص: 97
میتواند استعداد درك لذتها را شکوفایی ببخشد، ولی به لذتهاي طبیعی گذرا اکتفا میکند و این لذت طبیعی چون در مقابل
لذات معنوي کم ارزش است، سرزنش میشود.
لذت حقیقی چیست؟
انسان بر اثر ممارست با زندگی مادي لذتهاي مادي این دنیا را لذت حقیقی میپندارد، ولی قرآن کریم (ضمن اینکه استفاده از
زینتهاي دنیا را تایید میکند) لذت حقیقی را رسیدن به نعمتهاي اخروي مانند لقاء الله، محشور شدن با اولیاي الهی، بهشت عدن
و ... بیان میکند. اگر کسی از میان این دو لذت، لذتهاي آنی و لحظهاي و کم ارزش دنیایی را انتخاب کند، به لذتهاي ابدي و
ارزشمند نخواهد رسید و باید دانست که درك لذت حقیقی تنها با ریاضت و عرفان حقیقی که همان عمل صالح و انجام دادن
واجبات و ترك گناه باشد، حاصل میشود. در واقع لذتهاي آنی که لذت نیستند، باید ترك کرد تا به لذت بالاتري رسید؛ به قول
شاعر:
اگر لذتِ ترك لذت بدانی
دگر لذت نفس، لذت نخوانی
2. غریزه جنسی
یکی دیگر از مجاري و موارد لذت انسان علاقه به همسر و ارضاي غریزه جنسی است. اسلام درباره غریزه جنسی و چگونه استفاده
کردن از آن و نیز محدودیتهاي فطري غریزه جنسی مطالب جالب و کمال آفرینی دارد؛
ص: 98
از جمله اینکه زن و مرد در آفرینش، مکمل یکدیگرند و مقتضاي فطرت انسان این است که هر یک از این دو یعنی زن و مرد
نسبت به جنس مخالف خود گرایش جنسی دارد، ولی این گرایش از دیدگاه قرآنی داراي ویژگیهاي زیر است:
1. گرایش به جنس مخالف بدان جهت است که هر یک از زن و مرد مایه آرامش و آسایش یکدیگرند. خداوند متعال میفرماید:
«1» ؛ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا »
«. از نشانههاي او این است که همسرانی از (جنس) خودتان براي شما آفرید، تا بدانها آرامش یابید
2. گرایش براي تولید و تکثیر نسل در متن آفرینش است که حفظ و بقاي نوع انسانی براي تولید نسل است. خداوند میفرماید:
«2» ؛ الَّذِي خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیراً وَنِسَاءً »
و نیز «. (همان) کسی که شما را از یک شخص آفرید؛ و از او همسرش را آفرید، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت
«. وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیراً وَنِسَاءً؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت » : میفرماید
بدیهی است که تولید نسل و فرزندان زیاد با ازدواج صورت پذیرفته است.
ص: 99
3. راه صحیح تکثیر نسل تنها تشکیل خانواده است و خانواده آثار بسیار پرارزش و والایی دارد.
استفاده از غریزه جنسی در چهارچوب ذکر شده (در قالب ازدواج قانونی) مطلوب و هماهنگ با فطرت انسان و غریزه طبیعی او
است؛ اما اگر رفتار جنسی انسان از این مرز تجاوز کرد، ارزش منفی پیدا میکند و قرآن کریم نیز از چنین عملی به تجاوز تعبیر
وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَ افِظُونَ إِلَّا عَلَی أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغَی وَرَاءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ » : کرده است
صفحه 37 از 98
«1» ؛ هُمُ الْعَادُونَ
و همان کسانی که دامانشان را (در امور جنسی) حفظ میکنند؛ مگر در مورد همسرانشان یا آنچه (از کنیزان) مالک شدهاند؛ که در
«. حقیقت آنان (در این موارد) سرزنش نمیشوند؛ کسانی که فراتر از این جُویند، پس تنها آنان تجاوزگرند
اگر بنا باشد هر انسانی با هر فردي از جنس مخالفش که بخواهد، رابطه جنسی داشته باشد، به یقین بنیاد خانواده متزلزل و فحشا و
منکرات در جامعه رواج و امنیت از بین خواهد رفت.
بنابراین، براي حفظ مصالح مترتب بر خانواده و دفع مفاسد مترتب بر بیبند و باري جنسی، لازم است همه افراد جامعه به این
محدودیت معقول و منطقی که قرآن نیز بیانگر آن است، گردن نهند.
ص: 100
4. آزادي غریزه و بیبند و باري جنسی موجب اختلاط نسلهاست و با اختلاط نسلها و نطفهها هدف از آفرینش انسان از بین
خواهد رفت؛ زیرا هدف آن است که انسان با عبادت خلیفه خدا روي زمین شود و براي رسیدن به این هدف به پاکی ذاتی نیاز
است، ولی اختلاط نسل بنیاد معنویت و پاك بودن ذاتی که لازمه خلیفه اللهی است، را از بین میبرد.
5. گرایش به جنس موافق خلاف فطرت و نظام آفرینش است و در واقع یک نوع انحراف در گرایش جنسی به شمار میرود. قرآن
«1» . کریم همجنسگرایی را به قوم لوط نسبت داده و آن را یک ضدارزش معرفی نموده است
نتیجه: از بحثهاي گذشته روشن شد که لذتجویی در فطرت انسان ریشه دارد و قرآن نیز کامیابی از زینتهاي دنیا را حق فطري
انسان میداند؛ اما لذت حقیقی تنها در این دنیا نیست، بلکه لذت حقیقی را باید لذتهاي معنوي دانست.
و نیز روشن شد که استفاده از غریزه جنسی، فطري انسان است و قرآن نیز آن را تایید میکند؛ زیرا خداوند براي انسان همسري از
خودش آفریده که مایه آرامش او است، و او میتواند تشکیل خانواده دهد و غریزه جنسی خود را از این راه تعدیل نماید، ولی رها
کردن این غریزه مشکلاتی براي بشر به بار خواهد آورد؛ از جمله تزلزل بنیاد خانواده، ایجاد اختلاط نطفهها و دور شدن
ص: 101
از هدف خلقت؛ بنابراین، همان گونه که دین امري فطري است، قوانین آن نیز در همه جا فطرت انسانی را ملاحظه و محافظت کرده
است.
قوانین خداوند مانند نسخه پزشک است که مصلحت بیمار را به خوبی میداند، در حالی که بیمار ممکن است میل به خوردنیهاي
زیادي داشته باشد، ولی پزشک مصلحت نمیداند براي او تجویز کند؛ انسان نیز اینچنین است که اگر طبق نسخه خداوند عمل
کند، از نظر روحی، معنوي و حتی جسمی سالم میماند؛ اما این انسان میل و اشتها به چیزهاي فراوانی دارد که به صلاح او نیست و
برخی از آنها کشنده است و حق تعالی مصلحت انسان را بهتر میداند که موارد مضر را براي بشر تجویز نکرده است.
ص: 103
تحلیل روانشناختی- قرآنی رابطه میان دختر و پسر چیست؟
اشاره
پرسش:
تحلیل روانشناختی- قرآنی رابطه میان دختر و پسر چیست؟ پاسخ:
درآمد:
صفحه 38 از 98
عقل و عاطفه دو نیروي ضروري براي زندگی بشري هستند که به انسان عطا شدهاند. خالق هستی به اقتضاي شرایط و شرح وظایف
زن و مرد، آن دو را حکیمانه میان آنها تقسیم کرده است که هر یک با تفاوتهاي طبیعی موقعیتهاي ویژهاي را براي زندگی
انسانی فراهم آورند.
در مورد وجود این تفاوتها، میان روان شناسان دیدگاههاي متفاوتی ارایه شده است. برخی میگویند: از نظر روانی بین زن و مرد
تفاوتهاي قابل ملاحظهاي دیده میشود، به طور کلی مرد برونگر است، او فعال و مایل است بر دنیاي اطراف چیره شود؛ در نتیجه
فکر و ملموسات در او بیش از شور و
ص: 104
«1» . احساس رشد میکند، در حالی که زن بیشتر درونگرا و غیر فعال است و احساس بر او چیره است
مطرح است. توضیح اینکه: میان رابطه زن و مرد « جبران » در مورد نوع رابطه میان زن و مرد از نظر یونگ- روانکاو مشهور- مسئله
حالتی مکمل گونه وجود دارد تا تضاد گونه. او بیان میکند که مردان و زنان اگر در درون خود حالتهاي تضاد، مثلًا مرد حالت
زنانگی و زن حالت مردانگی، داشته باشد، نه تنها باعث جذب و عشق نمیشود بلکه باعث همرنگ شدن میگردد؛ از این رو،
آنچه در خارج با آن رو به رو هستیم، رابطهاي تکمیلی است که توسط دوست داشتن میان دو جنس مخالف حاصل میشود و تمام
«2» . کمبودهاي وجودي را نیز برطرف میکند
به هر حال وجود مرد و زن در کنار یکدیگر در صورتی که همراه با ارتباطی سالم به دور از اضطراب باشد، خود عاملی در برقراري
اعتدال روحی- روانی است که باعث میشود افراد از زندگی خود لذت ببرند.
داشتن هدفهاي دراز مدت، اکنون وجود آدمی را تشکیل میدهد و شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز » : آلپورت میگوید
میسازد.
ص: 105
مهمترین نقش را در زندگی آدمی ایفا میکند. شاید هیچیک از ابعاد تجارب زندگی انسان به اندازه رابطه دو نفر سرشار « رابطه »
«1» «. از عاطفه و هیجان نباشد؛ همچنین است توانایی در برقراري روابط محبت آمیز. از نشانههاي شخصیت سالم است
مفهوم شناسی:
تعریف: پژوهش در رابطه با ارتباط میان فردي، از دیرباز مورد توجه دانشمندان و صاحب نظران تربیتی بوده است. براي روشن
شدن موضوع به بررسی این واژه میپردازیم.
1. ارسطو دربارهي این مفهوم چنین میگوید: ارتباط (ریطوریقا) جستجو براي دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود براي
ترغیب و اقناع دیگران است. ایشان مفهوم ارتباط را معادل فعالیت و عملیاتهاي انفعالی دانسته است و بعید نیست آنچه در نظر این
دانشمند بوده، ارتباط در صحنههاي سیاسی و اقتصادي باشد.
2. از نگاه روانشناسان اجتماعی و دانشمندان علوم ارتباطات انسانی، ارتباط میان فردي فرایندي است که طی آن اطلاعات، معانی و
احساسات از
ص: 106
طریق پیامهاي کلامی و غیر کلامی با دیگران در میان گذارده میشود؛ یعنی همان فرایند ارسال و دریافت پیام است. طبق این
تعریف، ارتباط یک مفهوم دو سویه است و بر تاثیر و تأثّر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیستم دو سویه تاکید
میکند.
3. در تعریفی دیگر چنین آمده است: ارتباط میان فردي یک تعامل گزینشی نظاممند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که
صفحه 39 از 98
«1» . سازنده شناخت طرفین از یکدیگر میباشد و محصول این شناخت، خلق معانی مشترك بین اعضا و طرفین ارتباط است
در تعریف سوم، انتخابگري جزء مقومات تعریف است. این تعریف بر این تاکید دارد که نتیجه یک ارتباط، رسیدن به شناخت
طرفینی از یکدیگر و یک پیشرفت اجتماعی میباشد. در ضمن در این گونه ارتباطات، معانی جدید و قابل قبول طرفین خلق
میشود.
4. مقصود از دوستی دختر و پسر، رابطهاي نسبتاً صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی است که از طریق دیدارهاي مخفیانه، رد و بدل
«2» . کردن نامه و یا برقرار ساختن ارتباط تلفنی بین دختر و پسر ایجاد میشود
ص: 107
جمعبندي: آنچه در این مقال مورد نظر است، مطلق برخوردهاي میان دختر و پسر و برقرار کردن رابطه اعم از گفتاري و غیره
میباشد که همراه با اهداف متفاوتی صورت میپذیرد.
از آنجا که بشر موجودي بالطبع اجتماعی است و لازمه جدایی ناپذیر زندگی انسان ورود به عرصه اجتماع و برقرار کردن تعاملات
میان افراد است، در نظام ترسیم شده در قرآن کریم نیز بدان پرداخته شده و رابطه آنها به عنوان دو نیمه مکمل هم در نظام آفرینش
جایگاهی را به خود اختصاص داده است. ولی در اینجا پرسشی مطرح میشود که آیا جامعه مورد نظر قرآن بسته و منحصر به
حضور مرد در عرصه اجتماع است و یا جامعهاي باز و رها شده بوده و با هرگونه ایجاد رابطه میان افراد موافق است و یا این که
جامعه مورد نظر آن جامعهاي همراه با ارتباطاتی نظاممند و کارشناسی شده و هدفمند میباشد که بر اساس همین هدفمندي، احکام
اجتماعی و فردي آن انشا شده است؟
در مواردي از آیات قرآن، چگونگی ارتباط میان افراد جامعه، زن و مرد، به گونهاي حکیمانه بیان شده است که با بررسی آنها
میتوان دربارهي نگاه قرآن به موضوع به جمعبندي مناسبی دست یافت. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که از نگاه قرآن کریم
رابطه سالم میان زن و مرد باعث ایجاد آرامش و سکون نفس میگردد؛ آرامشی که تمام دانشمندان مختلف تربیتی سالها براي
رسیدن به قاعدهاي که به آن بینجامد، فعالیت میکنند، ولی بر اثر
ص: 108
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ » : تکبعد نگري نسبت به انسان تاکنون راه حلی نهایی ارایه ننمودهاند. در آیهاي از قرآن کریم چنین آمده است
«1» .« لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا
در این آیه شریفه، رسیدن به آرامش نتیجه یک تعامل سالم میان مرد و زن به نام ازدواج دانسته شده است.
از سوي دیگر، از نگاه قرآن، با توجه به آیه یاد شده، یکی از مهم ترین اهداف خلقت بشر به دوگونه زن و مرد، آرامش بخشیدن و
ماندگاري نسل انسانی است؛ از این رو، قوانین مطرح در این نظام الهی نباید با این هدف اولیه خلقت مغایر باشد، بلکه باید تکمیل
کننده و در راستاي این هدف تعریف و انشا شود.
طرح آیات ارتباط
این آیه شریف به تمام مومنان «2» « قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ » .1
دستور میدهد که در هنگام ارتباط با زنان از نگاه مستقیم بر حذر باشند. میفرماید: (اي پیامبر)، به مردان مؤمن بگو:
ص: 109
«. چشمهایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند »
ذکر حفظ فرج پس از فرو بستن چشم ذکر معلول بعد از «1» . در این آیه، حفظ فرج به معناي جلوگیري از نظر افکندن به آن است
علت است؛ زیرا هر کس به چشم چرانی عادت داشته باشد، بدون شک آثار سوء آن از جمله از دست دادن عفت دامن گیر او
صفحه 40 از 98
«2» . خواهد شد، و چون به غض بصر (پوشاندن چشم) عادت کنند، بدون شک اثر آنکه حفظ فرج باشد، به دنبال آن خواهد آمد
در ادامه آیه، حکمت این حکم بیان شده که این کار براي آنها پاکیزهتر است و این پاکیزگی هم براي فرد است و هم اجتماع. در
ادامه بحث براي این که کسی گمان نکند خداوند راضی میشود محیط سالم اجتماع به انحطاط کشیده شود و یا روح و روان افراد
تعبیر به ساختن به .« خداوند به آنچه میسازید، آگاه تر است » : دستخوش افکار ناسالم گردد، با یک جمله تهدیدآمیز میفرماید
میتواند اشاره به بازتاب این عمل در اجتماع باشد؛ یعنی آنچه شما انجام میدهید، باعث بروز و ظهور یک انحراف « یعملون » جاي
اجتماعی است و خداوند نسبت به آن آگاهی کامل دارد.
ص: 110
در ادامه دستور به مردان، براي «1» «.... وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُ ضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا » .2
چگونه ارتباط برقرار کردن، روي سخن را به نیمه دیگر افراد اجتماع کرده و وظایف مفصلتري را براي آنها بر میشمارد:
« قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ » - الف
این قسمت، زنان مومن را به بازداشتن چشم خود از نگاه به مردان نامحرم امر میکند؛ زیرا نظر افکندن به محیطهاي شهوت آلود
باعث ایجاد اختلال در سیستم عصبی شده و ذهن بیننده را براي مدتی به خود مشغول میکند و همان گونه که در آیه قبل بیان شد،
بازتاب و آثار این عمل، زیر پا گذاشتن عفت و سلامت انسانی است.
منشأ تمام بیماريهاي « فروید » . همان گونه که گذشت، نگاه از جمله عواملی است که میتواند غریزه جنسی را به حرکت در آورد
از «2» . عصبی را غریزه جنسی میداند و تظاهرات مرضی در این گونه بیماران را فعالیتهاي جنسی بیمار گونه آنها بیان میکند
دیدگاه این روانکاو، عوامل بر انگیختگی میل
ص: 111
جنسی مشتمل بر عوامل بیرونی و درونی است. فکر زیاد، دقت زیاد و بیش از اندازه بر یک موضوع جنسی از جمله عوامل درونی
تحریک میل جنسی به شمار میآید؛ این همان چیزي است که در این آیه شریفه در دو کلمه پر مغز بیان شده است که عمل به آن
بیمه شدن جامعه انسانی در برابر انحراف را به دنبال دارد.
از جمله عوامل بیرونی در تحریک جنسی افراد، جذبههاي موجود در جنس مخالف است؛ به عبارت دیگر، آنچه باعث جلب نظر
میشود، زیبایی جنس مخالف و بروز دادن و در معرض قرار دادن این زیبایی است. این لذت در نگاه، که به علت زیبایی فرد مقابل
ایجاد میشود، به مرور زمان حالت صعودي پیدا میکند و اگر این حالت به ناامیدي بینجامد، چیزي جز درد و اندوه درونی را به
«1» . دنبال نخواهد داشت
با توجه به این بیان معنا و هدف آیه از بیان غض بصر و حفظ فرج به نهایت وضوح میرسد و معلوم میشود که این حکم نیز در
راستاي همان هدف کلی خلقت که رساندن جامعه به آرامش روانی است، وضع شده است.
ص: 112
« وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا » - ب
زنان مومن باید درباره آشکار شدن زینتها نهایت دقت را به کار بندند. آنچه در این مسئله مهم است و برخی مفسران نیز بر آن
تاکید دارند، این است که اظهار محل زینت؛ مراد از نهی خداوند است نه خود زینت زیرا اظهار زینت حرام نیست، بلکه آنچه حرام
«1» . است، به نمایش گذاردن محل آنهاست
باشد. همه زنان به طور « خود آرایی » و « تبرج » علت بیان این حکم بعید نیست که ناظر به یکی از غرایز مهم نهفته در زنان به نام
طبیعی به خودآرایی و دلربایی تمایل دارند. به این مسئله در آیه دیگر چنین اشاره شده است:
صفحه 41 از 98
اما علت اینکه در اسلام پوشش اختصاص به زنان » : شهید مطهري در این باره میگوید «2» « وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَی » - ج
یافته است، این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن
شکارچی؛ هم چنانکه از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است و مرد شکارچی.
ص: 113
میل زن به خود آرایی از این نوع حس شکارچیگري او ناشی میشود. در هیچ جاي دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهاي بدن نما
و آرایشهاي تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبري کند و مرد را دلباخته و به
«1» «. دام خود اسیر کند
روانشناس معروف ایتالیایی- در این -« لمبروزو » . وجود غریزه تبرج و آثار آن از دید دانشمندان روانشناس نیز پنهان نمانده است
در جاي دیگر «. در زن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، مورد پسند بودن و مایه خرسند شدن بسیار شدید است » : باره میگوید
یکی از تمایلات عمیق و آرزوهاي اساسی زن آن است که در چشم دیگران اثري مطلوب بخشیده و به وسیله حسن » : میگوید
قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات، خوش آهنگی صدا، طرز تکلم و بالاخره شیوه خرام خود، مطبوع قرار گرفته، احساسات
«2» «. آنها را تحریک و روحشان را مجذوب سازد
پس وجود غریزه خودآرایی در زنان امري مسلم میباشد. حال خداوند حکیم از آنجا که به این مسئله علم و آگاهی داشته و پیامد
جامعه رو به سعادت بشري را از خطر انحراف جنسی و « منع اظهار زینت » آن را در اجتماع انسانی میدانسته است، با یک حکم
درنتیجه بروز اختلالات روانی نجات داده
ص: 114
است؛ البته در این مورد راه افراط را در پیش نگرفته و جایی را که احتمال ریبه و خطر انحراف نبوده، استثنی کرده است.
« وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ » - د
در ادامه آیه خداوند موضوع پوشش را مطرح کرده و میفرماید: باید اطراف مقنعه خود را بر سینهها انداخته و فضاهاي خالی را پر
کند. از نظر اسلام تمام بدن زن جزء عورت او به شمار میرود؛ یعنی تمام اندام زن باعث تحریک جنس مخالف میشود.
فیزیولوژیستها و روانشناسان در مقام مقایسه زن و مرد به این مطلب تصریح کردهو گفتهاند: میان زن و مرد در تمام سلولهاي
آنها تفاوت وجود دارد. در توضیح آیه باید گفت:
زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است و طبعاً بیش از مرد در معرض چشم چرانی قرار میگیرد. جهت حفظ سلامت روانی »
« لعلکم تفلحون » : جامعه بر حفظ پوشش و عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی تاکید شده است. اینکه در آخر آیه میفرماید
«1» «. نشانگر این مهم است که عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی به رستگاري و سعادت افراد جامعه میانجامد
ص: 115
« وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ » -
زنان مومن نباید به گونهاي پا بر زمین بکوبند که زینتهاي آنها به صدا در آید و باعث جلب نظر افراد اجتماع گردد. این نیز در
راستاي غریزه تبرج و خودآرایی صادر گردیده و باعث نوعی پیشگیري از اختلالات روانی در اجتماع است.
«1» « یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِي فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلَا مَعْرُوفاً » .3
در این آیه شریف، خداوند شرط دیگر را در رابطه میان فردي بیان میکند. در مورد ارتباط زن و مرد آنچه مهم به نظر میرسد،
این است که با توجه به ویژگیهاي خاص زنان در لطافت و ظرافتهاي جسمی و روحی و ... نباید در روابط اجتماعی و سازمانی،
جذابیت زن واسطه ارتباط قرار گیرد، چه جذابیت چهره و چه جذابیت کلامی. براي رعایت این امر، قرآن کریم در این آیه
صفحه 42 از 98
چگونگی ارتباط کلامی زنان با مردان را مطرح کرده است؛ البته ممکن است کسی گمان کند که این آیات خاص زنان پیغمبر
اسلام (ص) است، ولی این برداشت به چند دلیل مردود و آنچه مورد نظر آیه است، عمومیت حکم میباشد؛ زیرا اولًا: در آیه علت
حکم بیان شده و توسعه و محدوده حکم، دار و مدار دلیل حکم است و دلیل
ص: 116
که تعمیم آن نشان میدهد احکام مذکور به « فَیَطْمَعَ الَّذِي فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ » : مذکور در آیه دلیل عام و گسترده میباشد. میفرماید
زنان پیامبر (ص) اختصاص ندارد.
ثانیاً: اینکه خداوند زنان پیامبر (ص) را مخاطب قرار داده نشان از غلظت و شدت حکم نسبت به زنان دیگر است؛ زیرا زنان پیامبر
(ص) از لحاظ حقوقی حکم مادر مومنان را دارند؛ از این رو، اساساً بعد از پیامبر (ص) ازدواج با آنها حرام است.
افزون بر آن، هیبت پیامبر خدا (ص) بر همسرانش سایه افکن است و لذا کسی جرات نمیکند خیال هوسرانی در ارتباط با آنها در
سر بپروراند؛ از این رو، ضعیفترین موردي که احتمال سوء استفاده در مورد آن مطرح میشود، زنان پیامبر (ص) است و خداوند با
«1» . مورد خطاب قرار دادن آنها حکم را به طریق اولویت به همه جامعه سرایت داده است
در این آیه، خداوند از خضوع و طنازي زنان در گفتار با غیر محارم که ممکن است در قالب شوخی و لطیفهگویی مصداق پیدا
کند، نهی کرده است؛ زیرا این گونه ارتباط باعث حرکت شهوانی گردیده و افکار اجتماع را به خود مشغول میکند و همان گونه
که گفته شد، برخی روانشناسان این گونه
ص: 117
رفتارها را باعث ایجاد فکر زیاد و دقت بیش از اندازه دانسته و معتقدند که موجب فعالیتهاي جنسی و در نتیجه اضطراب و
تشویش روانی میگردد، و جامعهاي این چنین، بیمار، راکد و به دور از هرگونه فعالیت رو به رشدي است که با هر عامل بیرونی
آسیب میپذیرد.
با توجه به این آیات که قوانین و مقررات مربوط به پوشش زن و شیوه رفتار او در اجتماع را مطرح کرده و نیز با توجه به احکامی
که مالکیت زن را به رسمیت شناخته و بسیاري از حوادث تاریخی مستند، از زمان حکومت نبوي و علوي و دیگر ائمه که در تاریخ
و نگاه دین نگاهی اعتدالی، و قرار دادن «1» بیان گردیده، اصل ارتباط میان زن و مرد از نگاه قرآن امري مسلم و ثابت شده است
شرایط ارتباط به هدف جلوگیري از هرج و مرجهاي روحی- روانی اجتماع میباشد.
بررسی مؤلفههاي ارتباط:
هر ارتباطی مؤلفههایی دارد که برخی از آنها عبارتاند از:
1. برقرار کنندگان ارتباط؛
2. پیام: همان محتواي ارتباط است که منظور ارتباط کنندگان را روشن میکند. ص:
118
3. رسانه: منظور شیوه خاص برقراري ارتباط است.
4. کانال: آنچه ارتباط برقرار کنندگان را به هم پیوند میدهد و رسانه را در خود جاي میدهد.
5. انگیزه ارتباط: در این بحث میتواند عشقورزي و ابراز علاقه باشد.
وجود این مولفهها نشان دهنده ارتباطی هدفمند است.
آنچه از آیات شریف استفاده شد، شرایط برقرار کنندگان ارتباط است، ولی از فحواي این آیات فهمیده میشود که پیام ارتباط نیز
نباید به گونهاي باشد که باعث تحریک شهوات جنسی گردد؛ زیرا در غیر این صورت هدف از وجود شرایط تامین نمیگردد.
صفحه 43 از 98
از برخی آیات استفاده میشود که تعدادي از شرایط یاد شده مانند پوشش زن، ناظر به ارتباط حضوري زن و مرد است و شرایطی
مانند نوع سخن گفتن میتواند ناظر به ارتباط اعمی (حضوري و تلفنی) باشد؛ البته بیان علت حکم میتواند ناظر به محتواي
ارتباطات نامهاي نیز باشد؛ زیرا به کار بردن جملات شهوت انگیز نیز مشمول نهی یاد شده میشود.
به هر حال آنچه از نگاه قرآن مهم است، سالم سازي جامعه است لذا باید از هرگونه ارتباطی که منجر به از بین رفتن آرامش روحی
افراد اجتماع میگردد خودداري شود.
ص: 119
نگاه افراطی به ارتباط
در مورد ارتباط میان دختر و پسر در محیط اجتماع و عرف مردم ضرب المثلی وجود دارد که دختر را به پنبه و پسر را به آتش مانند
میکند که بدون شک در صورت نزدیک شدن آن دو به یکدیگر، پنبه شعلهور میشود. این ضرب المثل به عنوان یک گزاره
رفتاري و یک الگوي اجتماعی در میان افراد جامعه وجود دارد. خانوادهها با این گزاره رفتاري به تربیت و خط دهی فرزندان اهتمام
میورزند، در حالی که این سخن به معناي نادیده گرفتن اراده و اختیار انسان و پایین آوردن شخصیت والاي انسانی افراد در حد
جمادات است که امري غیر صحیح و به دور از دلیل میباشد. آنچه مهم مینماید این است که باید رفتارها و ارتباطات داراي مرز و
همراه با رعایت اصول برخاسته از شرع باشد که در این فرض، ارتباط هیچ منعی ندارد. در تربیت فرزند مهم این است که معرفت
بخشی مناسب و بهجا انجام پذیرد؛ یعنی والدین باید تلاش کنند نوجوان و جوان خود را در خود نگهداري، بصیرت لازم ببخشند؛
یعنی لازم است والدین علت نهی و یا امر خود را در مورد رفتارهاي مختلف بیان کنند تا فرزند در یک سردرگمی تربیتی قرار «1»
نگیرد؛ امري که در موارد مختلف مورد اهتمام قرآن کریم بوده و به عنوان اصلی متقن مورد اشاره قرار
ص: 120
«1» . گرفته است. قرآن در هر زمینهاي نخست معرفت بخشی میکند و در مرحله بعد، حکم خاص آن را بیان مینماید
در نتیجه لازم است براي ساختن جامعهاي سالم و متعادل در وهله اول به افراد شناخت و بینش رفتاري صحیح داده شود تا رفتارها
کورکورانه و آسیب پذیر نباشد.
پیامد دور شدن از واقعیت:
دور شدن از واقعیت موجود میان تفاوتهاي فردي در بین زن و مرد و پیروي از اصول غیر متقن و تکبعد نگري افراد در میان
جوامع غربی پیامدهاي جبران ناپذیري را براي زنان جامعه به همراه داشته است. توضیح اینکه:
جنبش اجتماعی دهه 1960 م به تغییرات بنیادي در کیان خانواده انجامید. جنبش آزادي زنان آنها را به کار بیرون از خانه ترغیب
نمود. جنبش ضد فرهنگی، رهیافتهاي جدیدي در روابط جنسی مطرح کرد که در نتیجه آن، زوجهاي بسیاري بدون ازدواج با هم
زندگی میکردند. در این زمان، خانوادههاي نامتعارفی از قبیل خانوادههاي تک والدینی و زندگی همجنسگراها
ص: 121
به پدیده شایع تبدیل گردید. برخی پیامدهاي این خانوادهها در غرب عبارتاند از:
1. افزایش چشمگیر شمار کودکان نامشروع؛
2. افزایش چشمگیر مسائل روانپریشی بین کودکان و والدین مجرد؛
3. افزایش خط خشونت و آزار کودکان؛
4. افزایش مشکلات مربوط به سلامت کودکان و والدین مجرد؛
5. افزایش آسیبهاي آموزشی و تحصیلی؛
صفحه 44 از 98
6. افزایش احتمال استفاده از مواد مخدر همراه با هزینههاي اجتماعی آن؛
«1» . 7. افزایش میزان جرایم اجتماعی
باید تذکر داد که این گونه پیامدها، بار اقتصادي و اجتماعی سنگینی بر دولتهاي تحمیل کرده است.
علت برقراري روابط دوستانه ناسالم دختر و پسر
برقراري این گونه ارتباطات فرایند عوامل گوناگونی است که برخی از آنها عبارتاند از:
ص: 122
1. ضعف بینش مذهبی
نوجوان یا جوانی که از لحاظ بینشی قائل به مرز بین محرم و نامحرم نیست، آمادگی بیشتري براي گرفتار آمدن در چنین دامی را
دارد. این مشکل در صورتی رفع میشود که والدین به بینشدهی صحیح به فرزند رو کنند و اوامر و نواهی خود را با دلایلی همراه
سازند.
2. عدم رعایت حجاب
ضعف بینش مذهبی در دختران باعث بیتوجهی به مسئله پوشش و حجاب سالم میگردد. از آن جا که غریزه تبرج امري طبیعی در
دختران است و از سوي دیگر، دختر جوان توجهی به مهار و کنترل این غریزه از نگاه شرع ندارد بی حجابی در جامعه امري رو به
رشد میگردد که پیامد اولیه آن چیزي جز ارتباطهاي غیر اخلاقی چیزي نیست.
3. آرایشهاي غیر مناسب دختران
دختر خود موجودي جذاب و ذاتاً باعث تحریک نگاههاست. اگر این شخص به آرایش ظاهري مبادرت ورزد و در اجتماع ظاهر
گردد، این جذابیت دو چندان شده و باعث جلب توجه جنس مخالف میشود، و نهی شارع مقدس از نمایان کردن آرایش زنان در
اجتماع، حکمی براي کنترل ارتباطات نامشروع میباشد که باید به آن بیشتر توجه شود.
ص: 123
4. وجود الگوهاي منحرف
سن نوجوانی و زمان گذر از آن، حساسترین دوران زندگی هر فرد به شمار میآید. در این دوران، هر نوجوان به دنبال معیار و
الگویی براي رفتار خود است، و چنانچه در این الگوگیري مشورت داده نشود، ممکن است الگویی را برگزیند که او را به سوي
انحراف سوق دهد. قرآن کریم نیز به این مهم توجه نموده و در چند مورد به معرفی الگوهاي رفتاري مناسب اقدام کرده است.
آیاتی که حضرت ابراهیم (ع)، پیامبر اکرم (ص) و زنان فرعون و حضرت مریم (س) را معرفی میکند، از این قبیل است.
عوامل دیگري نیز در این روند ارتباطی مؤثر است؛ عواملی از قبیل سهل انگاري برخی مادران و بی خبري پدران، اشتغالات فراوان
«1» . والدین، وجود مشکلات عاطفی در خانواده و دلایل جنسی و زیاد شدن سن ازدواج
پیامدهاي دوستی ناسالم دختر و پسر
ارتباط هایی که از راه غیر صحیح و به دور از اصول مطرح در این گونه ارتباطات ایجاد میشود ممکن است در پی دارنده
پیامدهایی باشد که جبران آن براي افراد ممکن نباشد. در یک نگاه اجمالی برخی از این پیامدها را میتوان چنین برشمرد:
ص: 124
صفحه 45 از 98
1. نگرانی برملا شدن این ارتباط
این گونه روابط از آن جا که به دور از چشم والدین برقرار شده است، در هر دو طرف یک حالت ترس و اضطراب به خاطر آشکار
شدن آن به وجود میآید که میتواند در روند سالم زندگی فردي شخص تاثیري منفی بر جاي گذارد.
2. نگرانی والدین
این نگرانی پس از آشکار شدن ارتباط فرزند با دیگران براي آنها حاصل میشود و باعث روانپریشی افراد خانواده میگردد و
زندگی سالم آنها را دچار نگرانی و اضطراب میکند.
3. افت آموزشی و ترك تحصیل
با توجه به آزمایشهاي میدانی که صورت گرفته، این گونه ارتباطات باعث بروز عشق و عاشقی و افتادن به ورطه خیال میشود که
نتیجه آن در اغلب موارد افت شدید تحصیل و در مواردي نیز ترك تحصیل است.
4. ابتلا به افسردگی
برقراري عاطفی این گونه روابط در سن نوجوانی از آنجا که اغلب به ازدواج نمیانجامد، فرد را دچار افسردگی میکند. اسلام با
انشاي حکم ازدواج موقت به عنوان حکمی ثانوي و همراه با شرایط خاص، این معضل را معالجه کرده که لازم است در این زمینه
تحقیقی مستقل ارائه شود.
ص: 125
5. خودکشی
6. انجام ازدواجهاي عشقی
این گونه ازدواجها جنبه عقلانی ندارد و صرفاً عملی عاطفی محسوب میگردد و به گفته بسیاري از روانشناسان عشق اولیه معمولًا
پایدار نمیماند؛ از این رو، در بیشتر موارد به طلاق و جدایی میانجامد؛ به گفته مولوي:
عشقهایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود 7. برقراري ارتباطات جنسی نامشروع
«1» . 8. احتمال استمرار جنسی نامشروع بعد از ازدواج
ذکر نمونه قرآنی از یک ارتباط سالم
در پایان به جاست که به یک نمونه قرآنی در مورد ارتباط سالم بین دختر و پسر اشاره شود. در این داستان جوانی است به نام
موسی (ع) که به شهر مدین وارد شده است. او پس از ورود بر سر چاه شهر میرود و گروهی از مردم را میبیند که براي آب دادن
به چهارپایان خود جمع شدهاند. در این هنگام دو دختر را میبیند که کناري ایستاده و از گوسفندان خود مراقبت میکنند و
ص: 126
به چاه نزدیک نمیشوند. در این حال جوان به سوي آنها گام برمیدارد و علت کنارهگیري آنها را جویا میشود. میگویند: ما به
گوسفندان خود تا زمانی که همه مردان چوپان کنار نروند، آب نمیدهیم و بیان میکنند که علت حضور ما در اینجا این است که
پدرمان فردي کهنسال است.
جوان به یاري آنها میشتابد و پس از سیراب کردن گوسفندان آنها براي استراحت به زیر درختی میرود و در برابر خداوند ابراز
نیازمندي میکند. در این هنگام ناگهان یکی از آن دو دختر به طرف جوان میآید. قرآن نوع حضور این دختر را چنین بیان
این دختر در هنگام گام «1» « فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَ قَیْتَ لَنَا » : میکند
بیان دعوت را از زبان پدر میگوید تا شائبه میل فردي در مخاطب ایجاد نگردد. در این «2» . برداشتن، حیا را فراموش نمیکند
صفحه 46 از 98
داستان نکات زیر قابل تامل است:
1. حضور دختران دراجتماع به علت ضرورت خانوادگی؛
2. برقراري ارتباط سالم با افراد؛
3. عدم اختلاط دختران با مردان؛
4. توجه به حیاي فردي در نوع راه رفتن؛
ص: 127
5. سخن گفتن با جوان بدون ایجاد ریبه و شهوت؛
6. نتیجه ارتباط ازدواج سالم و به پیشنهاد پدر دختران به جوان.
آنچه گذشت، بیان داستانی قرآنی از یک رابطه انسانی است که اصل ارتباط میان پسر و دختر را در صورت حفظ شرایط ارتباط
تایید میکند. ذکر این نکته لازم است که این حفظ حریم شخصی در ارتباط با جنس مخالف، از نگاه خداوند دور نماند. و در
نهایت، این پاکی جوان باعث بعثت او به نبوت الهی گردید که خود میتواند درسی سازنده براي جوانان مومن باشد.
ص: 129
براي بر طرف کردن شهوت و زیاد کردن تقوا چه راهکارهایی وجود دارد؟
اشاره
پرسش:
براي بر طرف کردن شهوت و زیاد کردن تقوا چه راهکارهایی وجود دارد؟ پاسخ:
ارائه میکنیم: « تقوا » و « شهوت » پاسخ را در دو بخش
اول: شهوت و راههاي کنترل آن
در موارد مختلفی مانند شهوت مال، شهوت پست و مقام، شهوت کار، شهوت جنسی و ... کاربرد دارد، ولی از آن جا « شهوت » واژه
اشاره دارد؛ در پاسخ باید گفت خداوند تمایل و غریزه جنسی را مانند غرایز و تمایلات دیگر در وجود « غریزه جنسی » که پرسش به
انسان به امانت گذاشته و ما در قبال آن سه راه داریم:
1. سرکوب کردن یا از بین بردن غریزه جنسی؛
2. رها کردن افسار شهوت و غریزه جنسی؛
3. تحت برنامه دین در آوردن شهوت.
ص: 130
راه اول، یعنی سرکوب کردن، باعث نقص جسمانی میشود و به دنبال آن بسیاري از استعدادهاي درونی انسان را نابود میکند و
اجازه شکوفایی و رشد نمیدهد و دین اسلام با این راه مخالف است.
راه دوم، یعنی رها کردن افسار شهوت نیز هم موجب هلاکت انسان و بروز بیماريهاي روحی و جسمی میشود که امروزه در
بسیاري از کشورهاي غربی شاهد آن میباشیم و اسلام با این راه نیز مخالف است.
صفحه 47 از 98
راه سوم این که نه این غریزه و نعمت الهی را سرکوب کنیم و نه آن را رها نماییم، بلکه طبق دستورهاي شرع آن را مدیریت نماییم.
اینک به برخی از این دستورها توجه مینماییم:
1. ازدواج
است و حتی در قرآن دستور بسیج همگانی براي « ازدواج » یکی از بهترین راهکارهایی که در قرآن و روایات بدان سفارش شده
وَأَنکِحُوا الَأیَامَی مِنکُمْ ...؛ و » : فراهم کردن اسباب ازدواج جوانان داده شده است. در سوره نور آیه 32 به مومنان دستور میدهد
«... ؛ افراد بیهمسرتان، و شایستگان از بندگانتان، و کنیزانتان را به ازدواج (یکدیگر) در آورید
«. و کسانی که (وسایل) ازدواج نمییابند، باید خویشتنداري کنند تا خدا از بخشش خود آنان را توانگر سازد » : در آیه بعد میفرماید
ص: 131
2. کنترل چشم
پرهیز از چشم چرانی و حاضر نشدن در مجالس و محلهایی که نامحرمان حضور بیشتري دارند و تماشا نکردن فیلمها و عکسهاي
چشمهایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و » : مبتذل؛ از این رو در آیه 30 و 31 سوره نور میفرماید: (اي پیامبر) به مردان مؤمن بگو
که این براي آنان [پاك کنندهتر و] رشد آورتر است؛ [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی «. دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند
انجام میدهند آگاه است.
«... ؛ و به زنان مؤمن بگو: چشمانشان را (از نگاه حرام) فروکاهند؛ و دامان (عفت) شان را حفظ کنند »
3. دوري از ناپاکان
برخی افراد نا اهل و منحرف در لباس دوست ظاهر میشوند و انسان را از مسیر صحیح خارج میکنند؛ از این رو، قرآن خطر
خدا میخواهد توبه شما را بپذیرد؛ و [لی کسانی که پیرو شهواتند، میخواهند که » : همنشینی با این افراد را چنین گوشزد میکند
«1» «. [شما] با انحرافی بزرگ منحرف شوید
4. روزه
روزه گرفتن در فرو نشاندن آتش شهوت بسیار موثر است.
ص: 132
5. دوري از تخیلات شیطانی
میافزاید؛ از این رو، توصیه میشود: « تلاطم امواج شهوت » بر « طوفانی » تخیلات شیطانی همچون
الف- لحظات قبل از خواب، با قرائت قرآن یا دعا و یا مطالعه کتابی سودمند در بستر سپري شود.
ب- تا خسته نشدهایم به رختخواب نرویم. [پیش از خواب با کار یا ورزش یا مطالعه و یا جز اینها خود را آماده خواب کنیم.]
ج- نماندن در محلی که تنها هستیم و کسی حضور ندارد.
ما میشود، باید مورد توجه قرارداد؛ از این رو قرآن در مورد « پرنده خیال » افزون بر اینها هر مورد دیگري را که باعث حرکت
اي کسانی که ایمان آوردید! از گامهاي شیطان پیروي مَکنید. و هر کس از گامهاي شیطان » : دوري از خیالات شیطانی میفرماید
«1» «. پیروي کند، (گمراهش میسازد،) چراکه او به [کارهاي زشت و ناپسند فرمان میدهد
«2» : به توصیه برخی صاحبنظران موارد ذیل در کنترل شهوت مؤثر است
الف- ورزش و عضویت در تیمهاي ورزشی؛
ب- مطالعه کتب مفید (به ویژه زندگی علما و اولیاي خدا)؛
ص: 133
صفحه 48 از 98
ج- پرهیز از غذاهاي محرّك؛
د- نپوشیدن لباسهاي تنگ و چسبان؛
و جز اینها.
دوم: تقوا و راههاي افزایش آن
در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا خود نگهدارترین » : یعنی خود نگهداري و خویشتن داري و در قرآن کریم آمده است « تقوا »
«2» «... و توشه برگیرید، و در حقیقت بهترین توشه، پارسایی (و خود نگهداري) است » «1» ؛« (و پارساترین) شماست
بله، در اهمیت تقوا همین آیات کافی است که خدا میفرماید گرامیترین و بزرگوارترین بنده نزد من کسی است که وقتی در
موقعیت گناه قرار گیرد، خویشتن داري کند و مرتکب گناه نشود.
حال براي دستیابی به راهکارهاي افزایش تقوا، به سراغ آیات الهی میرویم و از غذاهاي معنوي آن بهره میبریم:
1. عبادت
«3» «. اي مردم! پروردگارتان را پرستش کنید، ... تا شاید شما [خودتان را] حفظ کنید » : قرآن میفرماید
ص: 134
از این آیه فهمیده میشود که افزون بر عباداتی مانند روزه، نماز، تلاوت قرآن و ...، عباداتی مانند کمک به بینوایان، یتیم نوازي و
خدمت به خلق و ... مانند اینها نیز به افزایش تقوا کمک میکند.
2. مطالعه احوال اقوام گذشته و عبرت گرفتن از آنها
میمونهایی طرد شده باشید! » : و بیقین دانستید (حال) کسانی از شما را، که در (روز) شنبه [از حدّ]، تجاوز کردند و به آنان گفتیم »
و آن (کیفر) را عبرتی براي (مردم) در پیشرویشان (در آن عصر) و (نسلهاي) پشتسرشان و پندي براي پارسایان (خود نگهدار)
«1» «.. قرار دادیم
3. روزه
اي کسانی که ایمان آوردهاید! روزه بر شما مقرر شده، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شد؛ تا شاید شما »
«2» «. [خودتان را] حفظ کنید
را معرفی مینماید، با این که روزه « روزه » در آیه 21 سوره بقره عبادت را براي افزایش تقوا معرفی کرد، و در این آیه به طور خاص
یکی از عبادات است؛ بنابراین، روشن میشود که نقش روزه در افزایش تقوا بسیار مهم است.
ص: 135
4. پرهیز از راههاي انحرافی
5. سیر در مسیر الهی
و این راه راست من است؛ پس از آن پیروي کنید؛ و از راهها [ي دیگر] پیروي نکنید، که شما را از راه او پراکنده میسازد؛ این »
«1» «. [ها] است که [خدا] شما را به آن [ها] سفارش کرده، تا شاید شما [خود را] حفظ کنید
«2» 6. یادآوري نعمتهاي الهی و انجام وظایف
7. توجه و تفکر در آیات معاد و آگاهی از عالم برزخ، قیامت و چگونگی حسابرسی انسانها
و [خودتان را] از (عذابِ) روزي حفظ کنید، که هیچ کس به جاي شخص (دیگري) چیزي (از عذاب) کیفر نمیشود، » : آیاتی مانند
«3» «. و از او هیچ شفاعتی پذیرفته نمیشود، و هیچ عوضی از او گرفته نمیشود، و آنان یاري نمیشوند
صفحه 49 از 98
8. باور و یقین قلبی به موارد زیر نیز باعث ایجاد انگیزه در رعایت تقوا میشود؛ اینکه انسان بداند:
( الف- خدا با متقین است. (بقره/ 194
ص: 136
( ب- خدا متقیان را دوست دارد. (آل عمران/ 76
( ج- متقیان از نعمتهاي الهی بهشتی برخوردارند. (حجر/ 45
( د- تقوا عامل فلاح، رستگاري و سعادت است. (بقره/ 189
- تقوا عامل وسعت و زیاد شدن رزق میباشد.
و اگر (بر فرض) اهل آباديها ایمان میآوردند و خودنگهداري (و پارسایی) میکردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان » -
«1» «. میگشودیم؛ ولیکن (آنان حق را) تکذیب کردند؛ پس بخاطر آنچه همواره کسب میکردند، گرفتارشان کردیم
و هرکس [خودش را از [عذاب خدا حفظ کند، برایش محل خارج شدن (از مشکلات) قرار میدهد؛ و او را از جایی که ...» -
«3» «. و هرکس [خود را] از [عذاب خدا حفظ کند براي او کارش را آسان قرار میدهد ...» -«2» «.... ؛ نمیپندارد روزي میدهد
- در پایان یادآور میشویم که ملاقات و دیدار با علماي ربانی و اولیاي خدا و مطالعه احوال و زندگینامه بزرگان، بسیار مؤثر و
راهگشا میباشد.
ص: 137
معرفی کتاب
براي مطالعه بیشتر در این باره به کتابهاي زیر رجوع فرمایید:
1. تفسیر نمونه، زیر نظر آیهاللَّه العظمی مکارم شیرازيمباحث مربوط به آیاتی که در پاسخ آمده؛
2. گناهان کبیره آیهاللَّه شهید دستغیب (ره)؛
3. کنترل غرایز جنسی، آیهاللَّه العظمی مکارم شیرازي، انتشارات مدنی؛
4. جوانان در طوفان غرایز، همت سهرابپور، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی؛
5. آنچه یک جوان باید بداند [ویژه پسران ، رضا فرهادیان، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی؛
6. چشم چرانی- به قلم دوشیزگان- انتشارات الزهرا.
ص: 139
اسلام براي کنترل عشق به جنس موافق و مخالف چه راهکاري پیشنهاد کرده است.
پرسش:
اسلام براي کنترل عشق به جنس موافق و مخالف چه راهکاري پیشنهاد کرده است. پاسخ:
و انسان عاشق توجه نماییم. « عشق » براي دستیابی به پاسخی مناسب، نخست لازم است به مقدماتی دربارهي معناي
معناي عشق:
را محبت شدید و علاقه افراطی و دل بستگی زیاد نسبت به یک شئ و یا یک شخص معرفی کردهاند. محقق « عشق » ، در لغت
والحب اذا افرط سمی عشقاً؛ محبتی که از اندازه زیادتر شود و از حد خود » : بزرگ خواجه طوسی در شرح اشارت بوعلی مینویسد
.« بگذرد، عشق مینامند
آیت اللَّه جوادي آملی نیز در کتاب حماسه و عرفان به همین معنا اشاره دارند.
صفحه 50 از 98
ص: 140
گرفته شده است، و آن نام گیاهی است که بر تنه درخت میپیچد، آب آن را میخورد، رنگ آن را زرد « عشقه » ریشه این واژه از
«1» . میکند و بالاخره آن را خشک میکند و خود با طراوات میماند
اما در اصطلاح: عشق را از کیفیات نفسانی قلمداد میکنند که به سبب سیطره شدید تفکر در زیبایی و نیکویی محبوب و کثرت
از نظر بوعلی عشق حقیقی در تمام موجودات «2» . مشاهده شئون اطوار و آثار حسن معشوق در نفس و جان آدمی تحقق مییابد
«3» . ساري و جاري است. عشق حقیقی همان ابتهاج، سرور، نشاط ناشی از تصور ذات معشوق میباشد
عشق در قرآن و روایات
در قرآن نیامده اما مفهوم آن که محبت شدید و دل باختن به محبوب میباشد، وجود دارد. در سوره بقره آیه 165 « عشق » واژه
.« الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِلَّهِ؛ و [لی کسانی که ایمان آوردهاند خدا را بیشتر دوست دارند » : میخوانیم
را به عشق ترجمه کردهاند. « اشد حباً » گروهی از مترجمان و مفسران
ص: 141
در سوره یوسف نیز آمده است: وقتی جریان محبت و علاقه شدید زلیخا به یوسف در شهر منعکس شد) گروهی از زنان شهر
گفتند: همسر عزیز، جوانش (غلامش) را به سوي خود دعوت میکند عشق این جوان در اعماق قلبش نفوذ کرده است.
در روایات واژه عشق و مفهوم آن به طور مستقیم به کار رفته است؛ براي نمونه از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است:
بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد ؛«1» افضل الناس من عشق العباده فعانقها واحبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها »
«. و با عبادت همآغوش گردد و از قلب، دوستش بدارد و آن را با بدن انجام دهد و خود را در اختیار آن بگذارد
من عشق شیئاً غشی بصره و أمرض قلبه و ...؛ هر کس عاشق » : سخن دیگر از امیر بیان و مولاي متقیان در خطبه 108 نهجالبلاغه است
چیزي شود، آن چیز چشمش را کور میسازد و دلش را بیمار میگرداند [به طوري که عیب آن را ننگریسته، زشتیاش را
«.[ نیکوبیند
«2» . این محبت شدید در دعاها و مناجات اهل بیت نیز به کار رفته است
ص: 142
عشق در کلام بزرگان
یکی از موهبتهاي بزرگ و ارزشمند الهی به انسان خاکی، کیمیاي ناشناخته عشق است؛ حالتی که منشأ تمام کمالات والاي
نفسانی و یکی از مهمترین عوامل حرکت، آگاهی و رشد در انسان بوده و جایگاه والاي قلب، مکان و ظرف آن میباشد.
حریم عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است
به فرموده برخی، عشق ستارهاي برافروخته از تجلی حسن معشوق ازلی است که «1» کسی این آستان بوسد که سر در آستین دارد
آدمی و پري، طنین هستی اویند و آنقدر این عشق مقدس است که دست فرشته به آن نرسد. عشق معجونی است که همه جهان
زنده به او و جنبش افلاك به برکت او است. مولانا عشق را وصف ایزد و از اوصاف خداوند بینیاز میداند.
عشق رها شدن از پلیديها و عیبها، و سوختن در برق عشق، «2» عشق از اوصاف خداي بینیاز عاشقی بر غیر او باشد مجاز
نوازشگر دل و روح آدمی است.
ص: 143
هر که را جامه زعشقی چاك شد
عین « عشق » : در پایان یادآور میشویم که صدرالمتالهین- عارف و حکیم نامور- میگوید «1» او ز حرص و جمله عیبی پاك شد
صفحه 51 از 98
و وجود عین عشق است و هر دو عین حسن و جمالاند و مراتب و درجات عشق به اندازه مراتب وجود است و این دو با هم « وجود »
«2» . ملازم بوده، و بین تمام موجودات عالم جریان دارند
ص: 144
انواع عشق
براي عشق تقسیمبنديهاي متعددي نقل شده، ولی معروفترین آنها به قرار ذیل است:
1. عشق حقیقی: که همان محبت الهی و عشق به لقاي محبوب حقیقی یعنی ذات احدیت است.
2. عشق مجازي: عشقهاي غیرحقیقی، زودگذر و ظاهري که بین موجودات وجود دارد و منحصر به انسان هم نیست، بلکه ممکن
است یک طرف انسان و طرف دیگر موجودات دیگر باشند.
ص: 144
یادآور میشویم که عشقهاي وهمی و خیالی در محدوده عشقهاي مجازي است.
راه حلها:
با توجه به این مقدماتی که بیان شد و تقسیماتی که در باره عشق مطرح گردید، اینک به این مسئله توجه مینماییم که اگر جوانی
به دلایلی گرفتار عشقهاي مجازي شد و در وجود خود احساس گناه کرد، براي معتدل کردن این عشق چه باید بکند.
آنچه مهم است کنترل عقلایی و دینی این احساسات میباشد تا فرد دچار گرفتاريها و دردهاي جسمی و روحی نگردد و این
علاقه و دوست داشتن در مسیر معین به اندازه مشخص جهت دهی شود، و در غیر این صورت موجب بر هم خوردن برنامه سعادت
او میگردد.
معرفت و » توضیح مطلب این که: هرچه ؛« میزان درك کمال محبوب » متناسب است با « شدت و ضعف محبت » : حکما گفتهاند
به او نیز بیشتر میشود؛ براي مثال، شما شخصی را به عنوان « محبت » ، انسان نسبت به خوبیها و کمالات محبوب بیشتر شود « آگاهی
دوست انتخاب میکنید، در هر ملاقات و ارتباط جدید هرچه از خوبیهاي او با خبر میشوید، محبت شما به او بیشتر میشود. مثلًا
در ملاقات اولی به خاطر ورزشکار بودن به او علاقهمند میشوید، ولی بعد متوجه میشوید دانشآموز موفقی نیز هست و در کنار
درس و موفقیت در ورزش، حافظ قرآن نیز میباشد،
ص: 145
«1» . و خلاصه هرچه از کمالات و خوبیهاي او بیشتر آگاه میشوید، علاقه شما به او بیشتر میشود
با توجه به مطالبی که گذشت، میبینیم گاهی برخی افراد به یکدیگر علاقهمند میشوند، در حالی که هیچ شناختی نسبت به هم
ندارند و بعد هم که ملاقاتها بیشتر میشود، کمال و خوبی خاصی در محبوب خود نمیبیند، ولی علاقه او بیشتر میشود و این
محبت آنقدر شدید میشود که گاهی به مرحله عشق میرسد. این واقعیت چطور با آن قاعده بالا سازگار است؟!
ولی اینجا میبینیم کمالی وجود ندارد، ولی علاقه و «. هرچه کمالات بیشتر باشد، علاقه بیشتر میشود » : قاعده یاد شده میگوید
عشق آمده. به نظر میرسد پاسخ این باشد که برخی افراد بهویژه بعضی جوانان پس از ملاقات اول و علاقه ابتدایی که به محبوب
خود پیدا میکنند، از محبوب خود یک شخصیت ایدهآل و با کمالی در ذهن خود میسازند و به آن شخصیت که در ذهن و خیال
خود دارند، علاقهمند میشوند و هر روز کمالاتی را براي او فرض میکنند و خوبیهایی را براي او توهم میکنند، و براساس آن
شخصیت
ص: 146
صفحه 52 از 98
و محبوب خیالی و مفروض که براي خود ساختهاند، محبتشان بیشتر میشود و عشق، علاقه و دفاع از او نیز لحظه به لحظه افزایش
مییابد. این در حالی است که خود او میداند و همه اطرافیان نیز میدانند که آن محبوب این کمالات را که ندارد هیچ، ارزش این
همه دفاع و وقت صرف او کردن را نیز ندارد؛ اما او کمالات و ارزشهایی را براي او تصور کرده و دارد با آن عشق بازي میکند تا
«1» . میشمارد « محاسن » را نیز « معایب » حدي که معایب او اصلًا دیده نمیشود و گاهی
راه حل اول:
کند و شخصیت « تفکر » به نظر میرسد انسان براي خروج از این بنبست و رهایی از بند عشقهاي مجازي این چنینی باید قدري
بگذراند و ببیند آیا واقعاً او این همه کمال را دارد و آیا اصلًا عیبی ندارد که این مقدار براي او « عقل » محبوب خود را از زیر ذرهبین
ارزش قائل شده است؟! به سخن دیگر چنین افرادي اگر به واقعیتگرایی نزدیک شوند و از خیال بافی و توهم فاصله بگیرند، بخش
عمدهاي از مشکلشان حل میشود و محبت آنها به افراد اعتدال مییابد.
ص: 147
راه حل دوم:
دو عاملی هستند که انسان را به سوي دوست داشتن و عشق ورزیدن « جنسی » و « عاطفی » نکته قابل توجه دیگر این است که نیازهاي
به دیگران سوق میدهد و این امري طبیعی است. با توجه به این نکته باید ببینیم این عشقی که ایجاد شده آیا ریشه عاطفی دارد یا
ریشه جنسی اگر علاقه جنسی است آیا معشوق از جنس مخالف است یا همجنس، و هریک از این موارد پاسخ خاص خود را
میطلبد که به اجمال اشاره میکنیم.
باشد، شخص باید این خلأ را از درون « عاطفی » - اگر ریشه این عشق و علاقه که انسان را به این مشکل گرفتار کرده، مسائل
خانواده پر کند. با علاقه به پدر و مادر و دیگر افراد خانواده میتوان این خلأ عاطفی را از بین برد تا نیاز به جایگزینی افراد دیگر
«1» . نبوده و در دام عشقهاي مهلک مجازي گرفتار نیاید
ص: 148
است و معشوق نیز از جنس موافق است، انسان باید در مورد عاقبت اخروي و دنیوي این نوع عشق و علاقه « جنسی » - اگر این علاقه
هر وقت خواستید کاري انجام دهید، نخست در عاقبت آن کار » : خوب فکر و مطالعه کند؛ چنان که حضرت علی (ع) میفرماید
«1» «. خوب تفکر نمایید
بنابراین باید توجه داشت که عاقبت اخروي این کار عذاب آلود است و عاقبت دنیوي آن افزون بر آبروریزي و لگدمال شدن
شخصیت انسان، فرد را گرفتار بیماريهاي جسمی و روحی خطرناك و استعدادهاي انسان را ضایع میکند و از شکوفا شدن آن
جلوگیري میکند.
اما اگر این علاقه عاطفی یا جنسی به جنس مخالف است، راه حلهاي خود را میطلبد؛ از جمله:
1. انسان مسئله را با خانواده خود در میان بگذارد تا رسماً از معشوق مورد علاقه خود براي ازدواج خواستگاري کند و از این کار
هراسی در دل نداشته باشد؛ البته این کار باید با توکل بر خدا و همراه با شناخت و مشورت با دیگران و بدون عجله و با انجام
تحقیقات کامل صورت گیرد.
اما اگر جواب آنها منفی بود یا شرایط ازدواج وجود نداشت، چه باید کرد؟
ص: 149
2. پس از صبر و بردباري، قاطعانه و با اراده محکم و با توکل بر خدا تصمیم بگیرد او را به فراموشی بسپارد، و مهمترین عامل در
این مرحله این است که مطمئن باشد در آینده نزدیک او را فراموش خواهد کرد و ان شاء اللَّه همسر بهتري براي او پیدا خواهد شد.
صفحه 53 از 98
3. ایجاد پیوند و رابطه قلبی عمیق با خالق زیباییها و کمالات، یعنی خداوند متعال، با این عقیده که هرچه زیبایی و کمال در عالم
و عشق به او، پایدار و بقیه عشقها فانی و زودگذر است. «1» هست، از او است
4. با برنامهریزي دقیق و منظم، وقت خود را به مطالعه و ورزش و کار و تلاش و رفاقت و مجالست با دوستان مذهبی و شرکت در
مجالس اهل بیت و مانند اینها، به نحو احسن بگذارند، و سعی کند از بیکاري و پرداختن به امور بیهوده و خلوتگزینی و
گوشهگیري پرهیز کند، تا ذهن خود به خود از این محبتها خالی شود.
5. دوران جوانی پر از شور و هیجان و احساس است. این نوع مسایل طبیعی است و با اندك بهانهاي به وجود میآید و با اندك
بهانه و تلاشی فراموش میشود؛ براي مثال، همین اندازه که انسان متوجه شود محبوب او با
ص: 150
شخص دیگري رفت و آمد میکند، از او دلگیر میشود و در نتیجه رفتهرفته به قطع رابطه میانجامد.
6. در نظر خود بین عشق حقیقی که مربوط به خدا و اولیاي خداست، و عشق مجازي مقایسه کند و توجه کند که عاقبت عشق
حقیقی عزت نفس، حقیر شدن مشکلات، تاثیر نداشتن تعریف و مدح دیگران، احساس امنیت و آرامش و ثبات قدم داشتن- و
محبوب شدن پیش دیگران و نتیجه عشقهاي غیرحقیقی خفّت و خواري و حقیر شدن است.
در پایان یادآور میشویم که به باور عموم روان شناسان، جوانان افزون بر مطالعه منابعی در این خصوص، بینیاز از مشاوره
حضوري با کارشناسان نیستند.
ص: 151
فصل سوم: معاشرت