گروه نرم افزاری آسمان






آیات مربوط به روابط دختر و پسر را بیان کرده و توضیح دهید.







اشاره
پرسش:
آیات مربوط به روابط دختر و پسر را بیان کرده و توضیح دهید. پاسخ:
این آیات چند دسته است:
الف- آیات مربوط به گفتگوي موسی با دختران شعیب
قرآن کریم در آیات 23 و 24 سوره قصص به ماجراي برخورد موسی با دختران شعیب و یاري رساندن به آنان و مناجات موسی
اشاره کرده و میفرماید:
وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ امَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأتَیْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لا نَسْقِی حَتَّی یُصْدِرَ الرِّعَاءُ »
وَأ بُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ* فَسَقَی لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّی إلَی الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إنِّی لِمَا أنزَلْتَ إلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ؛ و هنگامی که به (چاهِ) آب مَدین رسید،
گروهی از مردم را در آنجا یافت که (چهارپایان خود را) سیراب میکردند؛ و پایینتر از آنان دو زن را یافت که (گوسفندان خود
ما ) » : آن دو زن گفتند ] «؟ جریان کارشما چیست ] » : را از رفتن به طرف آبشخور) بازمیداشتند. (موسی به آن دو) گفت
گوسفندهایمان را) سیراب
صفحه 57 از 98
ص: 166
پس (موسی) براي آن دو (گوسفندان را) سیراب کرد، سپس «. نمیکنیم تا اینکه شبانها خارج شوند؛ و پدر ما پیر کهنسالی است
«. پروردگارا! در حقیقت من به آنچه از نیکی که به سوي من فروفرستی، نیازمندم » : (از آنان) به سوي سایه روي برتافت و گفت
نکتهها:
رسید، و « مدین » حرکت کرد و چند روز راه رفت وخسته و گرسنه و تشنه به سرزمین « مَدْین » 1. موسی از مصر خارج شد و به سوي
«1» . به طور طبیعی نخست به سراغ محل آب رفت تا آبی بنوشد و خستگی را از تن بدر کند
2. از این آیات استفاده میشود که موسی هنوز جوانی طرفدار مظلومان ونیکوکار بود و به اطراف خود توجه میکرد و هنگامی که
دید دو دختر با عفت در کنار آب ایستادهاند و چوپانان راه را باز نمیکنند که آنان از آبشخور براحتی استفاده کنند، به سراغ آنان
رفت و از کار آنان پرسید و جالب آن است که هردو دختر را مخاطب ساخت، و با یکی از آنان سخن نگفت تا مورد اتّهام قرار
گیرد؛ سپس به آنان کمک کرد تا دامهاي خود را سیراب کنند.
ص: 167
3. نکته جالب آن است که موسی (ع)، به نفع بانوان وارد عمل شد و دامهاي آنان را برد و سیراب کرد و بدین وسیله به وضع
اعتراض کرد، که چرا زنان را معطل میکنید و رعایت حال آنان را نمینمایید. « مدین » موجود شهر
4. نکته دیگر آن است که موسی با آن که در آن شرایط کاملًا نیازمند بود، هیچ مزدي در برابر کارخود از دختران شعیب نخواست،
ولی درآیات بعدي میخوانیم که چگونه خدا پاداش این نیکوکاري او را داد و غذا و خانوادهاي پاکدامن و معلّمی همچون شعیب
نصیب او کرد.
5. موسی (ع) فردي بود که درموارد متعدد با خدا مناجات میکرد و در این آیات نیز به سایه رفت و به پروردگارش عرض کرد که
من نیازمند نیکیهاي تو هستم. نکتهي جالب این که به خدا نگفت به من غذا و همسر بده، بلکه گفت من نیازمند احسان تو هستم،
«1» (. (توخود هر طور میدانی و صلاح است عمل نما
6. دختران شعیب درخانه پیامبري الهی تربیت یافتهاند؛ و میتوانند الگوي دختران جوان باشند و از این رو است که قرآن سخنان و
رفتار آنان را به تصویر کشیده تا سرمشق دیگران شوند. در زندگی این دختران چند نکته جالب وجود دارد:
ص: 168
اوّل این که آنان بیرون از خانه کار میکردند و به پدرشان در دامداري کمک مینمودند.
دوّم آن که کار بیرون از خانه را باعفت همراه کرده بودند و طوري عمل میکردند که با مردان بیگانه مخلوط نشوند و کارکردن
آنها عوارضی به دنبال نداشته باشد.
سوّم آنکه در برابر پرسش موسی زیرکانه و کوتاه جواب دادند، از طرفی اشاره کردند که براي سیراب کردن گوسفندان آمدهایم و
از طرف دیگر بیان کردند که نمیخواهیم با مردان بیگانه مخلوط شویم، و عفّت خود را به موسی گوشزد نمودند، و از طرف سوّم،
علت کارکردن خود را بیان کردند که به خاطر یاري پدر بوده است.
چهارم آنکه به طور طبیعی احتمال میرفت جوانی که با دختران شعیب سخن میگوید، فردي طمع کار باشد، از این رو به او
گوشزدکردند که ما پدر داریم و بی سرپرست نیستیم، ولی پدر ما پیر است و اگر ما به میان اجتماع مردان آمدهایم، از سراضطرار
بوده است.
7. از این آیات استفاده میشود که سخن گفتن پسر و دختر نامحرم در مورد برنامههاي کاري (اگر بدون شهوت رانی و خطرگناه
آلود و در حضور جمع باشد) مانعی ندارد؛ چراکه قرآن جریان گفتگوي موسی و دختران شعیب را بدون هیچ سرزنشی نقل
صفحه 58 از 98
میکند، درحالی که آنان با همدیگر نا محرم بودند.
ص: 169
آموزهها و پیامها:
1. آموزه آیه بیست و سوم براي ما آن است که درکارهاي اجتماعی رعایت بانوان را بنماییم، و حق زنان با عفت را پایمال نکنیم.
2. پیام آیه آن است که زنان درهنگام ضرورت میتوانند بارعایت عفّت در خارج از خانه کارکنند.
3. آموزه دیگر آیه براي دختران جوان آن است که در گفتگوهاي اجتماعی، زیرکانه پاسخ دهید و از توهمات طرف مقابل
جلوگیري کنید.
4. آموزه آیات براي جوانان آن است که در اجتماع به اطراف خود توجه کنید و حامی مظلومان به ویژه زنان باشید.
5. آموزه دیگر آیات براي جوانان آن است که نیکوکار باشید و به ناموس مردم چشم طمع نورزید، و از خدا (امکانات) نیکو
بخواهید (و خدا به لطف و کرمش زندگی شمارا سامان میبخشد.)
6. آموزه دیگر آیات آن است که درهنگام نیاز به درگاه بینیاز بروید.
*** قرآن کریم در آیه بیست و پنجم سوره قصص به حیاي دختر شعیب و ملاقات موسی با او و پاداش کار نیکش اشاره کرده و
میفرماید:
فَجَ اءَتْهُ إحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إنَّ أبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَکَ أجْرَ مَا سَ قَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ القَ َ صصَ قَالَ لا » .25
تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ القَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ و یکی از آن دو (دختران شعیب) به سراغ او آمد درحالی که با شرم، گام
ص: 170
و هنگامی که (موسی) «. درحقیقت پدرم تو را فرا میخواند تا پاداش آب دادن (گوسفندان) ما را به تو بپردازد » : برمیداشت، گفت
«. نترس که ازگروه ستمکاران نجات یافتی » : نزد او [: شعیب آمد و حکایتها را براي او حکایت کرد، گفت
نکات و اشارات:
آمد، ترسان، گرسنه و بدون خانواده بود، ولی دیري نپایید که به برکت کارخیري که انجام داد « مدین » 1. هنگامی که موسی (ع) به
و به دختران بیپناهی کمک کرد، خدا زندگی او را دگرگون ساخت. آري، شعیب او را به خاطر کار نیکش نزد خود فرا خواند، و
غذا، مسکن، خانواده و امنیت او را تأمین کرد.
2. در این آیه بیان شده که دختر شعیب از سوي پدرش مأمور شده بود موسی را به خانه و نزد پدر ببرد، ولی چنان با حیا و عفت
و این الگویی براي دختران جوان است. «1» بود که حیاي او در راه رفتنش هویدا بود؛ یعنی تلاش میکرد که کاملًا با حیا راه رود
«2»
ص: 171
3. دختر شعیب از طرف خود دعوت نکرد، بلکه پیام پدر را رساند که او میخواهد مزد آب رسانی تورا بدهد.
از این سخن روشن میشود که دختران شعیب به خانه رفتند و ماجراي گفتگو و برخورد خود با جوان مصري را مخفی نکرده و
جریان جوان نیرومند و نیکوکار را براي پدرشان حکایت کردند، و او نیز با فراست (یا علم غیب نبوّت) دریافت که این جوان
میتواند فردي مناسب براي چوپانی یا دامادي او باشد، از این رو درپی تحقیق بیشتر برآمد واورا به خانه دعوت کرد.
4. شعیب پیامبر (ع) در این پیام، روح حقشناسی خویشتن را آشکار ساخت که اگر کسی به دخترانش کمک کند، فوري به او
پاداش میدهد؛ آري این روش مردان الهی است.
5. در برخی روایات آمده است که موسی به مکان خانه شعیب آگاه نبود و اگر دختر شعیب از جلو حرکت و اورا راهنمایی
صفحه 59 از 98
«1» . میکرد، ممکن بود باد لباس او را کنار زند، از این رو موسی گفت: من از جلو میروم و تو مرا از پشت سرراهنمایی کن
همین مطلب پاکی و درستکاري موسی را اثبات کرد و زمینهاي شد که دختر شعیب به پدر پیشنهاد کند اورا براي چوپانی استخدام
کند.
ص: 172
6. موسی به ملاقات با پیر مدین، یعنی شعیب پیامبر، نائل شد و ماجراي زندگی پر ماجراي خود را بازگو کرد که چگونه در کاخ
فرعون بزرگ و براي دفاع از مظلومی وارد درگیري شده و یک نفر به قتل رسیده و او فرار کرده است و هم اینک تحت تعقیب،
گرسنه و بدون خانواده است.
7. شعیب پیامبر (ع) موسی را دلداري داد و نخست امنیت او را تأمین کرد و گفت: نترس که دست ستمکاران (فرعونی) به تو
نمیرسد؛ زیرا موسی به سرزمین مدین و خانه معلّم وحی آمده و از غربت و تنهایی نجات یافته بود و شعیب به او پناه داد.
آموزهها و پیامها:
1. آموزهي آیه براي ما آن است که هرکس به ما نیکی کرد، پاداش او را بدهیم.
2. آموزه دیگر آیه براي دختران جوان آن است که در هنگام راه رفتن با حیا حرکت کنند که شیوهي راه رفتن نشان دهنده
شخصیت آن است.
3. پیام آیه آن است که به بی پناهان ظلم ستیز پناه و امان دهید.
4. پیام دیگر آیه آن است که دختران جوان، جریان برخوردها و گفتگوهاي بیرون خانه را به پدرشان اطلاع دهند (تا پدر به آنان
کمک کند.)
***
ص: 173
قرآن کریم درآیه بیست و ششم سوره قصص به پیشنهاد استخدام موسی و شرایط کارگزار خوب اشاره میکند و میفرماید:
اي پدر [من ! اورا استخدام » : قَالَتْ إحْدَاهُمَا یَا أبَتِ اسْتَأجِرْهُ إنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأجَرْتَ القَوِيُّ الأمِینُ؛ یکی از آن دو (دختر) گفت » .26
«. کن، [چرا] که بهترین کسی که استخدام میکنی (شخصِ) نیرومند درستکار است
نکات و اشارات:
1. در اینجا پرسشی مطرح میشود که دختر شعیب از کجا متوجه شد موسی قوي و امین است؛
پاسخ آن است که دختران شعیب درهنگام آب رسانی، و عقب زدن چوپانان دیگر و کشیدن دلوچاه قدرت موسی را دیده بودند.
درستکاري او نیز به هنگام آمدن به خانه شعیب روشن شد که حاضر نشد پشت سردختر شعیب حرکت کند؛ همان گونه که از
بازگوکردن سرگذشت او بافرعونیان این مطالب هویدا شده بود.
2. از این آیه استفاده میشود که اولًا: دختران شعیب رفتار این جوان را به دقت تحلیل کرده و متوجه شدند که او امین و قوي است
و ثانیاً: درمورد پیشنهاد استخدام گرفتار احساسات نشدند، بلکه بر اساس عقل خویش عمل کرده و به صفات اساسی موسی توجه
نمودند، نه به وضع ظاهري او.
ص: 174
3. در این آیه به دو شرط اساسی کارگزاران اشاره شده است. کارگزاري که میخواهد براي یک خانواده و یا یک شهر یا یک
ملت خدمت کند، باید قوي و امین باشد و به عبارت دیگر تخصص و تعهد داشته باشد.
4. قوي بودن افراد به نیروي جسمی تنها نیست، بلکه توان مدیریت، تخصص دریک رشته و آگاهی کافی برکار و قدرت برنامه
صفحه 60 از 98
ریزي و مدیریت همگی مصداق قوي بودن افراد است.
5. امین و درستکار بودن کارگزاران نیز بسیار مهم است کارگزار خیانت پیشه، باعث نابودي منابع و کارفرما میشود.
6. از این آیه استفاده میشود که شعیب پیامبر، فرزندان خود را چنان تربیت کرده بود که به راحتی در مسائل خانوادگی پیشنهاد
میدادند و اظهار نظر میکردند.
آموزهها و پیامها:
1. آموزه آیه براي کارفرمایان آن است که در استخدام کارگزاران به دو شرط توانمندي و امانت داري توجه کنند.
2. پیام آیه براي پدران آن است که به فرزندان جوان خود اجازه اظهار نظر در امور خانوادگی بدهند.
***
ص: 175
قرآن کریم در آیه بیست و هفتم و بیست هشتم سوره قصص به ازدواج موسی با دختر شعیب و مهریه او اشاره کرده و میفرماید:
قَالَ إنِّی ارِیدُ أنْ انکِحَکَ إحْدَي ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أنْ تَأجُرَنِی ثَمَانِیَهَ حِجَ جٍ فَإنْ أتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا ارِیدُ أنْ أشُقَّ عَلَیْکَ »
سَتَجِ دُنِی إنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ* قَالَ ذَلِکَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ أیَّمَا الأجَلَیْنِ قَ َ ض یْتُ فَلا عُدْوَانَ عَلَیَّ وَاللَّهُ عَلَی مَا نَقُولُ وَکِیلٌ؛ (شعیب)
در حقیقت من میخواهم که یکی از این دو دخترم را به همسري تو درآورم، بر (اساس این مهریه) که هشت سال در » : گفت
استخدام من باشی؛ و اگر تا ده سال تکمیل کنی، پس (لطفی) از نزد توست؛ و نمیخواهم که برتو سختگیري کنم؛ اگر خدا
این (قراردادي) میان من و میان تواست؛ هرکدام از دو سرآمد » : موسی) گفت ) «. بخواهد، بزودي مرا از شایستگان خواهی یافت
«. (مدّت) را به پایان رساندم پس هیچ تعدّي بر من نخواهد بود؛ و خدا نسبت به آنچه میگوییم گواه و نگهبان است
نکات و اشارات:
1. از لحن گفتگوي شعیب با موسی استفاده میشود که این سخنان مقدماتی براي ازدواج موسی با دختر شعیب بوده است.
ص: 176
از این رو است که دختر مورد نظر مشخص «1» ؛ آنان در مقام اجراي صیغه عقد نبودهاند. بلکه شاید صیغه را بعداً جاري کردهاند
نشد و شعیب گفت یکی از دخترانم را به ازدواج تو درمیآورم و مهریه او را هم کاملًا مشخص نکرد.
2. از لحن آیات استفاده میشود که مهریه واقعی هشت سال خدمت موسی بوده است و دو سال اضافی، الزامی نبوده بلکه متوقف
«3» . و در احادیث آمده است که موسی ده سال را انجام داد «2» ؛ برمیل موسی بوده
3. براساس این آیات، خدمت موسی و هشت سال چوپانی او مهریه قرار داده شد؛ زیرا اولًا: موسی چیز دیگري نداشت که مهریه
قرار دهد و ثانیاً: کار، چیزي با ارزش است که میتواند مهریه قرار گیرد و لازم نیست که یک جا پرداخت شود، بلکه برعهده شوهر
«4» . میماند
4. مهریه زنان وسیلهاي براي تامین آینده زنان و نوعی بیمه حوادث زندگی است؛ همان گونه که باعث ثبات زندگی و عامل
جلوگیري از طلاقهاي احساساتی و زودرس میباشد.
ص: 177
5. مهریه دختر شعیب هشت یا ده سال خدمت چوپانی موسی بود، و اگر حقوق متوسط کارگران در ده سال در نظر گرفته شود، این
مهریه سنگینی به شمار میآید، ولی با توجه به اینکه در این مدت مخارج زندگی و مسکن و غذاي موسی و خانوادهاش به عهده
شعیب بود، روشن میشود که مقدار مهریه چندان سنگین نبوده است.
6. در اینجا پرسشی مطرح میشود که چرا مهریه دختر شعیب به پدر و خانواده او تعلّق گرفت و موسی چوپان خانواده شعیب شد.
صفحه 61 از 98
پاسخ آن است که اولًا: چوپانی موسی در درجه نخست به نفع زندگی خود و خانوادهاش بود، و ثانیاً: مالک اصلی مهریه دختر
شعیب بود؛ اما از آنجا که زندگی آنان مشترك بود، جدایی در میان آنان وجود نداشت. و ثالثاً: بدون شک شعیب رضایت
دخترش را در این مورد احراز کرده بود که چنین عقدي را اجرا کند.
7. از این آیات استفاده میشود که مانعی ندارد خانواده دختر اگر کسی را شایسته همسري دخترش یافت، به او پیشنهاد ازدواج
کند؛ یعنی خواستگاري خانواده پسر از دختر الزامی نیست و میتواند برعکس نیز عمل شود؛ همان گونه که شعیب چنین کرد.
ص: 178
نوشتهاند که دختر کوچکتر شعیب- صفورا- با موسی ازدواج کرد. « لیا » و «( صَ فوره (یا صفراء یا صَفورا » 8. نام دختران شعیب را
«1» . وي همان دختري بودکه موسی را به خانه دعوت کرد و پیشنهاد استخدام اورا داد
9. از این آیه با توجه به روایت استفاده میشود که ازدواج دختر کوچک قبل از دختر بزرگ تر مانعی ندارد، بلکه هرگاه شوهري
مناسب و در شأن دختر پیدا، و توافق حاصل شد، مانعی در برابر ازدواج دختر کوچک نیست.
10 . نکته جالب این ماجرا آن است که دختر شعیب به پدرش پیشنهاد کرد که موسی را براي چوپانی استخدام کند، ولی شعیب در
برابر آن، ازدواج و استخدام موسی را پیشنهاد کرد. شاید شعیب از اشاره دختر متوجه شد که مایل به ازدواج با موسی است؛ از این
رو ترجیح داد که مسئله را به طور واضح بیان کند. همچنین شاید صلاح ندانسته مردي جوان و بدون همسر در خانهاي استخدام
شود که دو دختر جوان وجود دارند؛ از این رو با پیشنهاد خود تلاش کرد که هم موسی داراي همسر و محرم خانواده شود و هم
مشکل کمبود چوپان مرتفع گردد، و هم به پیشنهاد فرزند جوان خود احترام گذاشت؛ یعنی مشکل شرعی و اقتصادي را یک جا
حلّ کرد و این نشان دهنده مدیریت عالی شعیب در خانواده خود است.
ص: 179
11 . شعیب به موسی میگوید من نمیخواهم برتو سخت بگیرم؛ از این رو مهریه را بین هشت تا ده سال آزاد میگذارد. این مطلب
آموزهاي براي همه پدران است که در برخورد با دامادهاي خودش سختگیري نکنند و حداقل و حداکثر مهریه را تعیین کنند و آن
را به میل داماد بگذارند.
12 . از این آیات استفاده میشود که شعیب سعی نکرد که یک دختر خاص را بر موسی تحمیل کند، بلکه به هر دو طرف آزادي
انتخاب داد تا ببیند کدامیک از دختران مایل به ازدواج با موسی هستند و موسی نیز مایل به کدامیک آنهاست.
13 . موسی (ع) ازدواج را پذیرفت، ولی شرط اختیار در مهریه را تکرار کرد و خدا را شاهد و وکیل قرارداد گرفت، تا بعداً اختلاف
و مشکلی پیدا نشود.
آري، شاهد و وکیل قراردادهاي مردان الهی خداست، و براي اجراي آن نیازي به ضمانت و ضامنهاي دیگر نیست.
میگوید، و موسی نیز از وکالت خدا و توکّل بر او سخن میراند. آري؛ « ان شاء اللَّه » 14 . در این آیات شعیب بهدنبال سخنان خود
«. راهرو گر صد هنر دارد، توکّل بایدش »
آموزهها و پیامها:
1. آموزه آیه براي ما این است که در استخدام کارگزاران خانگی، مراعات مسائل شرعی را بنماییم. و تلاش کنیم که افراد محرم،
کارِ خانه شما را انجام دهند.
ص: 180
2. آموزه دیگر آیه آن است که پدران به فکر ازدواج دختران خود باشند و در مواقع لزوم از دامادهاي خوب خواستگاري کنند.
3. آموزه دیگر آیه آن است بردامادها سختگیري نکنند و آنان را در انتخاب همسر و مقدار مهریه آزاد بگذارند.
صفحه 62 از 98
4. آموزه دیگر آیه این است که شرایط خود را درهنگام ازدواج کاملًا بیان کنید. تا بعداً مشکلی پیش نیاید.
5. پیام آیه این است که مهریه، پیشینهاي چند هزار ساله دارد و درمیان ملتهاي مختلف وجود داشته و روش پیامبران الهی بوده
است.
«1» (. 6. پیام دیگر این آیه آن است که خدا را شاهد و وکیل قراردادهاي خود بدانید (و از آنها تخلّف نکنید
*** اشارات آموزنده دیگر دختران شعیب:
1. دختران شعیب با یکدیگر بودند (امْرَأَتَیْنِ) نه به تنهایی؛ یعنی دختران در بیرون رفتن سعی کنند تنها نروند، بلکه حداقل دو نفر
باشند تا امنیت بیشتري براي آنان حاصل شود.
ص: 181
2. دختران شعیب براي آب دادن گوسفندان به محل اجتماع مردم رفتند؛ بنابراین، اشتغال زنان و حضور آنان در اجتماع و محل کار
جایز است. (البته با شرایطی)
3. اگر خانمها در اجتماع ظاهر میشوند، از اجتماعی که باعث اختلاط با مرد است، پرهیز کنند و حریمشان را از مردان جدا کنند
(مِن دُونِهِمُ)
استفاده میشود که: « قَالَ مَا خَطْبُکُمَا » 4. از جمله
الف- بهتر است خانمها در سخن گفتن با نامحرم پیش قدم نشوند.
ب- مردان احساس مسئولیت کنند و نسبت به زنان باحیاء و با عفت بیتفاوت نباشند.
ج- مردان حق پرسش و شروع سخن را در موارد خاص دارند. (البته در صورتی که در منظر همگان بوده و مورد تهمت واقع
نشوند.)
5. کلام حضرت موسی (ع) خیلی کوتاه است؛ یعنی به حداقل کلام در گفتگوي با جنس مخالف اکتفا میکند؛ پس حد ضرورت
سخن گفتن با نامحرم لازم است رعایت شود.
دختران شعیب به طور مستقیم به حضرت موسی پاسخ نمیدهند و در پاسخ اختصار را رعایت و هدف و نیّت :« قَالَتَا لَا نَسْقِی » .6
پاك و خیر خویش را ابراز میکنند.
ص: 182
اصالتاً مردها باید کار کنند، ولی در خانواده شعیب از آن جا که مرد خانواده کهن سال است، زنها کارها را بر :« أَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ » .7
عهده گرفتهاند؛ یعنی در ضرورت زنها کار کنند.
8. حضور زنها در اجتماع و اشتغال به علت شرایط خاص، با محدودیتهایی روبهرو است؛ از این رو دختران شعیب آزادانه
نتوانستند در جمع مردان به کار خویش ادامه دهند و کناره گرفتند؛ یعنی گفتار و رفتار دختران شعیب از ذهن طرف مقابل دفع
توهم میکند که به چه علت اینجا ایستادهاند.
هر دو به موسی پاسخ دادند، یعنی تا آنجا که ممکن است تنهایی وارد صحبت نشدند. :« قَالَتَا » .9
10 . گفتار و رفتار دختران شعیب از ذهن طرف مقابل این توهم را برطرف میسازد که به چه دلیل اینجا ایستادهاند. دختران شعیب با
پاسخهاي خود چندین دفع توهم کردند:
الف: ما بی حیا نیستیم؛
ب: ما بی سرپرست نیستیم و اصالت خانوادگی داریم.
ج: علت آمدن ما به اینجا کهن سالی پدرمان هست.
صفحه 63 از 98
از اینکه موسی به گوسفندان آب داد، جواز کمک کردن مردان بیگانه به زنان در مقام ضرورت طبق شرائطی :« فَسَ قَی لَهُمَا » .11
خاص به دست میآید.
ص: 183
حضرت موسی به هر دو دختر کمک کرد نه به یک دختر که ایجاد شبهه کند و این دفع توهم کرد. :« لَهُمَا » .12
حضرت موسی به دختران کمک کرد و به سایه رفت و این ارتباط را ادامه نداد؛ یعنی به حد ضرورت :« ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ » .13
اکتفا کرد و به سرعت از آنها جدا شد.
14 . حضرت موسی خواستههایش را در درگاه پروردگار مطرح کرد و دعا کرد (و در نتیجه داراي خانواده و زندگی شد.)
حیا و عفت در ارتباط با دختر و پسر رعایت شود؛ یعنی راه رفتن دختران با حیا باشد و :« فَجاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ » .15
حیا در ظاهر آنها ظهور و بروز کند، تا کسی طمع نکند.
از باب استفعال و با (علی) آمده یعنی: « استحیا » .16
اولًا: در ارتباط با دختر و پسر حیا باشد؛
ثانیاً: حیا را بسیار رعایت کنند؛
ثالثاً: با علی (حرف جر) آمده، یعنی حیا براي آنها ملکه و عادي شود، همچون (مرکبی راهوار)؛ به عبارت دیگر، حیا براي آنها
نهادینه شود.
منحصر به راه رفتن نیست و این مورد براي بیان مصداق است و از مشی القاي خصوصیت شود و شامل « تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاءٍ » .17
همه رفتارها میگردد.
ص: 184
18 . دختران حیا را در رفتار خودشان ظهور و بروز دهند و فقط به نیت و دل اکتفا نکنند.
آموزه آیه آن است که دختران عفت و حیا را در ظاهر آشکار کنند و مواظب حرکات و سکنات خود در بیرون خانه باشند تا
دیگران طمع نکنند.
19 . دختر حضرت شعیب با اجازه پدر به ملاقات موسی آمد. پدر یکی از مصادیق ولی میباشد؛ پس میتوان استفاده کرد اجازه
ولی در موارد ملاقات دختر و پسر لازم است.
20 . حضرت شعیب نیز به دخترش اعتماد داشته و در تربیت او موفق بوده است.
یک دختر را فرستاد و یک نوع اعتماد و اطمینان به دخترش را نشان داد و این از فضاي باز و اعتماد افراد خانواده :« جاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا »
به یکدیگر است.
دختر ابراز میکند که فقط یک واسطه است و پسر را از طرف پدر به خانه دعوت میکند. :« إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ » .21
22 . ملاقات اول دختران و حضرت موسی در آیه 23 با ملاقات دوم آنان در آیه 25 تفاوتی داشته است؛ یعنی از حیاي بالاتري
برخوردار بوده تا این ملاقاتها عادي نشود.
23 . از آیه 25 جواز ارتباط دختر و پسر را (بنابر شرایطی) میتوان استفاده کرد؛ مانند اجازه پدر و حیا و ...
ص: 185
حضرت شعیب حقشناس است؛ از این رو مسئلهي پاداش را مطرح میکند. آموزه آیه براي پدران آن :« لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ » .24
است که اگر کسی به خانواده شما (دختر شما) کمک کرد، او را بی پاداش و مزد نگذارید.
پدرش آن جوان را خواست و دختر را وارد کارهاي اقتصادي نکرد. :« إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ » .25
صفحه 64 از 98
26 . پدران روابط دختران را با افراد بیرونی مدیریت کنند. حضرت شعیب به عنوان پدر خانواده با دخترش خشن رفتار نکرد که چرا
با او سخن گفتی بلکه آن را جهت داد و مدیریت کرد. آري، اگر یک جوان عفیف و پاکدامنی پیدا شد، پدر دختر، او را تکریم
کند و آن جوان عفیف و پاکدامن را بیدرنگ جذب نماید و پدر خانواده جوان را دعوت و او را ارزیابی کند که آیا صلاحیت
دارد با این خانواده ارتباط برقرار کند یا خیر.
27 . دختران شعیب از گفتگو و ارتباط خود با جوان غریب در خانواده و با پدر به راحتی سخن گفتند؛ یعنی دختران ارتباط
صمیمانهاي با پدر داشتند.
آموزه آیه آن است که دختران اگر ارتباطی با غریبهاي در بیرون داشتند، به راحتی با پدر در میان بگذارند.
آموزه دیگر این است که پدر و مادرها آن قدر فضاي خانه را باز و عاطفی کنند تا دختران مسائل را به راحتی با آنها در میان
بگذارند.
28 . حضرت شعیب به عنوان یک پدر نسبت به فرزندانش بد دلی نکرد و فکر بد به خود راه نداد.
ص: 186
آموزه این مطلب آن است که به دختر اعتماد بکنید و به آنها شخصیت بدهید و بد دلی نکنید و ارتباطهاي آنها را مدیریت
نمایید.
29 . مطلوب بودن کوتاه سخن گفتن و ارتباط دختر و پسر به حد ضرورت (إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ) از این آیه نیز استفاده میشود (که البته
در آیات قبلی نیز اشاره شده بود) البته این ضرورت سخن گفتن پسر با دختر ضرورت عرفی است نه ضرورت عقلی.
30 . در روایات وارد شده که دختران از عقب حرکت میکردند و موسی از جلو و در روایات وارد شده اگر زن جلو حرکت کند و
«1» . مرد از پشت سرش، شیطان مرد را رها نخواهد کرد
دختر (شعیب) در برخورد با جوان دفع توهم میکند که هدف ارتباط با تو پاداش دادن به تو است نه :« لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَ قَیْتَ » .31
چیز دیگر.
32 . از کل این مسئله برداشت میشود که پسران به منزلهایی که دختر دارند، وارد نشوند، مگر با اجازه پدر یا ولی و بدون دلیل
دنبال دختر راه نیفتند.
«... سقیت لی » : این عبارت نوعی دفع توهم است؛ یعنی براي من تنها کار نکردي بلکه به ما کمک کردي. نفرمود :« سَ قَیْتَ لَنَا » .33
این یک نوع حیا در گفتار است؛ البته نوعی تکریم موسی نیز بود.
ص: 187
پدرم میخواهد به تو پاداش بدهد نه من؛ مدیریت اقتصادي خانواده را پدر دارد و در موارد غیر ضروري دختران :«... إِنَّ أَبِی » .34
وارد کارهاي اقتصادي خارج خانه نمیشوند؛ زیرا مفاسدي را به دنبال دارد.
در روایات آمده است که گوینده این جمله دختر کوچکتر شعیب بود و این نکته را :« قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » .35
میرساند که آن قدر فضاي خانه شعیب باز است که دختران بتوانند در خانه مشورت بدهند و راجع به مردان بیگانه قضاوت کنند.
نیز که فضاي عاطفی خانه را میرساند. « یَا أَبَتِ »
در برخورد با این دخترها (به سمت سایه رفت، « امین » در آب دادن و « قوي » دخترها مشورت میدهند که موسی :« الْقَوِيُّ الْأَمِینُ » .36
در راه آمدن جلو حرکت کرد) و دختران شعیب به دقت رفتار این جوان را تحلیل کردند که آیا امین هست یا خیر؟ آیا به درد
یعنی تعبیراتی به کار بردند که دور از ؛« قوي امین » : زندگی میخورد یا خیر؟ و دچار احساسات نشدند و نگفتند او زیباست، گفتند
احساسات است.
صفحه 65 از 98
37 . دختران روابط اقتصادي را پیشنهاد دادند که موسی کارگزار اقتصادي آنها شود، ولی خودشان وارد نشدند.
میتوان نکاتی مانند قدرت در جسم و قدرت در برنامه ریزي مدیر « قوي » به معناي تخصص و تعهد است، که از « الْقَوِيُّ الْأَمِینُ » .38
تعهد مدیر استفاده میشود. قوي امین یک کبراي کلی است و مصادیق مختلفی را در بر میگیرد. « امین » را استفاده کرد و از
ص: 188
آیات قبلی مجوز اشتغال زنان را مطرح کرده است و از این آیه استفاده میشود که اگر با آمدن مردان :« یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ » .39
ضرورت برطرف شد، لازم نیست زنها کار کنند.
خواستگاري از طرف خانواده دختر مانعی ندارد بلکه سیره برخی پیامبران همین بوده است. :« قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ » .40
41 . توجه پدر به خواست غیر مستقیم دختران در مورد ازدواج.
42 . حضرت شعیب به عنوان پدر حق انتخاب را براي دختران و اختیار در ازدواج را لحاظ کرد و این اختیار هم از طرف دختر بوده
و هم از طرف پسر (إِحْدَي ابْنَتَیَّ) فحواي سخن این مطلب را میرساند و کلمه (أُرِیدُ) نه براي موسی الزام بود و نه براي دختران،
هرچند شعیب خواست خود را ابراز داشت.
آري، تصمیم گیرنده اصلی در امر ازدواج طرفین هستند نه پدر.
43 . داماد میتواند قبل از ازدواج دختر را ببیند (هَاتَیْنِ). (اشاره یا ذهنی است یا حضوري)
جمله اسمیه و با تاکید آورده شده؛ یعنی اگر پسر مناسبی پیدا شد، پدر به دنبال شوهر دادن دخترش باشد و از فرصت :« إِنِّی » .44
استفاده کند.
مسئله مهریه را مطرح میکند که امري معقول و آینده ساز دختر است. :« عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ » .45
درازدواج نباید سختگیري کرد و این یک اصل « فَإِنْ اتْمَمْتَ عَشْراً » .46 ص: 189
است، القاي خصوصیت میکنیم و در تمام ازدواج ها این قاعده را جاري مینماییم که به داماد سخت گرفته نشود.
47 . حضرت موسی به جاي مهریه کار میکند؛ یعنی در ازدواج ملاحظه کنید که از داماد چه کاري بر میآید، همان را مهریه قرار
دهید.
48 . مهریه دختر شعیب 8 یا 10 سال مزد چوپانی موسی بود که مقدار کمی نیست.
49 . چرا مهر دختر حضرت شعیب به خانواده تعلق گرفت نه خودش:
الف- اولًا. چوپانی حضرت موسی (ع) به نفع خود و خانوادهاش بود.
ب- بدون شک رضایت دخترش را حضرت شعیب دریافت کرده بود.
ج- زندگی در قدیم دسته جمعی بود، پس سود این کار به تمامی خانواده بازگشت میکرد.
50 . مهریه مطلوب:
الف- مهریه را به صورتی انتخاب کنید که سود آن هم براي خود داماد باشد و هم به دیگران نفع برساند؛ یعنی براي تمامی اعضاي
خانواده مفید باشد.
ب- مهریه به گونهاي باشد که اشتغال بیافریند؛ یعنی یک سرمایه راکد و بی استفاده نباشد.
ص: 190
51 . حضرت شعیب به عنوان پدر زن به فکر آینده شغلی داماد میباشد؛ یعنی شرطی میگذارد و مهریه را به صورتی انتخاب
میکند که آینده اقتصادي داماد را فراهم میکند (نه اینکه شرطی بگذارد که داماد از آیندهي مطلوب ناامید شود.)
52 . اگر خواستیم مهریه را کم یا زیاد کنیم، اختیار را به داماد بدهیم و این کمال احترام به داماد را میرساند و این نکته نیز قابل
صفحه 66 از 98
توجه است که تعیین مهر را از پایین شروع میکند ( 8 سال یا 10 سال)؛ یعنی در مسئله مهریه جریان را به سختگیري و خشونت
نرسانید و اختیار را به داماد بدهید تا محبت زیاد شود و حضرت موسی هم متقابلًا در کمال احترام و ادب پاسخ داد.
53 . این داستان میرساند که داماد را به علت بیکاري و فقر رد نکنید؛ اگر متخصص و متعهد است او را بپذیرید و زمینه اشتغال او را
فراهم کنید.
54 . از مجموع آیات این نکته استفاده میشود که لازم است دختر و پسر از یکدیگر شناخت داشته باشند؛ البته اطلاعات را با نظارت
پدر و مادر از یکدیگر کسب کنند.
55 . در روایات آمده است که با وجود دختر بزرگتر ابتدا دختر کوچک شعیب ازدواج میکند و این خود نوعی فرهنگ سازي
است.
ص: 191
در ازدواج یاد خدا کرد؛ آري چه نیکوست که طرفین در ازدواج بر خدا توکل کنند و هنگام ازدواج « سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ » .56
نکات مثبت یکدیگر را مطرح میکنند.
ب- آیات مربوط به تعیین افراد محرم و نامحرم و نگاه به آنها
قرآن کریم در آیه 30 سوره نور به ممنوعیت چشم چرانی و لزوم حجاب مردان و تأثیر آن در پاکی و رشد آنان اشاره میکند و
میفرماید:
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضواْ مِنْ أَبْ َ ص رِهِمْ وَیحْفَظواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَی لهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَ بِیرٌ بِمَا یَصْ نَعُونَ؛ (اي پیامبر) به مردان مؤمن بگو: »
که این براي آنان [پاك کنندهتر و] رشد «. چشمهایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند »
«. آورتر است؛ [چرا] که خدا به آنچه با زیرکی انجام میدهند آگاه است
شأن نزول:
داستان نزول آیه فوق اینگونه حکایت شده که جوانی از مسلمانان انصار مدینه، با زنی روبهرو شد. (و زنان در آن زمان مقنعه خود
را پشت گوشها قرار میدادند و طبیعی است که صورت، گردن و مقداري از سینه آنان نمایان میشد.) آن جوان در حال راه رفتن
به زن چشم دوخت تا اینکه صورتش به دیوار خورد و در اثر چیز تیزي که در دیوار بود، صورتش شکافت و خون بر لباس و
سینهاش ریخت.
ص: 192
او ناراحت شد و به همان صورت خدمت پیامبر (ص) رسید و ماجرا را نقل کرد. در این هنگام پیک وحی فرود آمد و آیه فوق را
و در آیه بعد به زنان دستور حجاب داد.) ) «1» نازل کرده و به مردان مؤمن دستور داد که از چشم چرانی دوري کنند
نکات و اشارات:
1. سوره نور خط عفت و پاکی مؤمنان را دنبال میکند، و در راستاي دور کردن جامعه از اعمال منافی عفت و سوق دادن مردم به
سوي پاکی است؛ از این رو، در این آیات با چشم چرانی و ترك حجاب مبارزه میکند تا مقدمات پاکی جامعه فراهم گردد و
زمینه آلودگی بر طرف شود.
در اصل به معناي کم کردن و کوتاه کردن است؛ یعنی این آیه به مردان مؤمن دستور میدهد که نگاه خود را « یَغُضُّوا » 2. واژه
«2» . کوتاه کنند؛ اما دستور نمیدهد که چشمان خود را فرو بندند تا در راه رفتن دچار مشکل شوند
3. کم کردن و کوتاه نمودن نگاه در برابر نامحرمان آن است که قلمرو نگاه کم شود؛ یعنی اگر انسان در حالت عادي به منطقه
صفحه 67 از 98
گستردهاي نگاه میکند، در هنگام روبهرو شدن با زنان نامحرم، قلمرو دید خود را کم کند تا
ص: 193
گرفتار نگاه حرام نشود، به عبارت دیگر، از اندام و اعضایی که دیدن آنها حرام است، نگاه خویش را برگیرد و از نگاه خود فرو
«1» . کاهد و خیره نظر نکند
4. در این آیه متعلَّق نگاه حذف شده است؛ یعنی نمیگوید نگاه خود را از چه چیزي فرو گیرید. این مطلب دلیل بر عمومیت است؛
یعنی نگاه خود را از مشاهده هر چه حرام است، برگیرید که شامل فرو گرفتن نگاه از زنان نامحرم و هر صحنه حرام است؛ اما با
توجه به آیات قبل و بعد، روشن میشود که مقصود نگاه به زنان نامحرم میباشد که زمینهساز انحرافهاي جنسی است.
این دیده شوخ میکشد دل به کمند
خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند (سعدي)
در اصل به معناي شکاف است، و در اینجا کنایه از مواضع جنسی است؛ یعنی مردان باید مواضع جنسی بدن خود را « فَرْج » 5. واژه
از نگاه دیگران بپوشانند تا سبب تحریک افراد و زمینه آلودگی و انحراف جامعه نشود.
ص: 194
آموزهها و پیامها:
1. چشم چرانی ممنوع میباشد.
2. آموزه آیه آن است که مردان نیز حجاب خویش را رعایت کنند و مواضع جنسی خود را بپوشانند.
3. پیام آیه براي مردان آن است که فروکاستن نگاه، از حرام عامل پاکی و رشد است.
4. آموزه آیه براي مردان آن است که با پوشاندن مواضع جنسی خود، به پاکی و رشد جامعه کمک کنید.
5. پیام هشدار آمیز آیه آن است که با زیرکی سعی نکنید از این دستورها فرار کنید؛ زیرا خدا از حال شما آگاه است.
*** قرآن کریم در آیه 31 سوره نور به ممنوعیت چشم چرانی زنان و حدود حجاب آنان و موارد دوازدهگانه استثناي آن اشاره
کرده و میفرماید:
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضُ ضْنَ مِنْ أَبْ َ ص رِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا » .31
یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئهِنَّ أَوْ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَآئهِنَّ أَوْ أَبْنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَتِهِنَّ أَوْ
نِسَآئِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظهَرُواْ عَلَیْ عَوْرَتِ النِّسَآءِ وَلَا یَضْ رِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ
لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُواْ إِلَی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ؛
ص: 195
چشمانشان را (از نگاه حرام) فروکاهند؛ و دامان (عفت) شان را حفظ کنند؛ و زیورشان را آشکار ننمایند، جز » : و به زنان مؤمن بگو
آنچه را که از آنها ظاهر است؛ و باید روسريهایشان را بر گریبانهایشان (فرو) اندازند، و زیورشان را آشکار ننمایند جز براي
شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران
خواهرانشان، یا زنان (هم کیش) شان، یا آنچه (از کنیزان) مالک شدهاند، یا مردان (خدمتکار) تابع (خانواده) که (از زنان) بی
نیازند، یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نشدهاند؛ و پاهایشان را (به زمین) نزنند تا آنچه از زیورشان پنهان میدارند، معلوم
«. گردد؛ و اي مؤمنان! همگی به سوي خدا بازگردید باشد که شما رستگار (و پیروز) شوید
نکات و اشارات:
.«( زنان زینت خود را آشکار نسازند، مگر (براي دوازده گروه » : 1. در آیه موارد دوازدهگانهي استثنا را بر میشمارد و میفرماید
صفحه 68 از 98
1. براي شوهرانشان؛
2. یا براي پدرانشان؛
3. یا براي پدران شوهرانشان؛
4. یا براي پسرانشان؛
5. یا براي پسران همسرانشان؛
6. یا براي برادرانشان؛
ص: 196
7. یا براي پسران برادرانشان؛
8. یا براي پسران خواهرانشان؛
9. یا زنان (هم کیش) آنان؛
10 . یا براي بردگان (: کنیزانشان)؛
11 . یا براي مردان دنباله روي که تمایلی (به زنان) ندارند؛
12 . یا براي کودکانی که توانائی و اطلاعی از امور جنسی زنان ندارند.
در این آیه دو دستور اساسی به زنان میدهد که عبارتاند از:
پرهیز از چشم چرانی و لزوم پوشاندن مواضع جنسی از نگاه دیگران.
این دو قانون عمومی بوده و شامل مردان و زنان مؤمن میشود؛ البته در آیه قبل این دو دستور را براي مردان و در این آیه براي زنان
واجب کرد. بیان جداگانه حکم مردان و زنان در این دو آیه براي تأکید و اهمیت آن است تا روشن شود که این قوانین مخصوص
قشري خاص نیست.
3. در این آیه فرمان حجاب خاص زنان را صادر کرده است که شامل دو دستور اساسی است: نخست اینکه زنان باید زیورهاي
مخفی خود را براي نامحرمان آشکار نسازند؛ ودوم اینکه پوششهاي خود را بر گریبان خویش بیفکنند.
4. مفسران قرآن در مورد زیورهاي مخفی زنان اختلاف نظر دارند: برخی این زیورها را به معناي زینت طبیعی زنان، یعنی اندامهاي
آنان دانستهاند، و برخی دیگر به معناي محل زیور آلات زنان همچون گوش و دست دانستهاند،
ص: 197
و برخی دیگر از مفسران زینت را به معناي زیور آلات زنان دانستهاند؛ البته در حالی که بر بدن قرار گرفتهاند و به طور طبیعی
آشکار کردن چنین زینتی همراه با آشکار ساختن اندامی است که زیور بر آن قرار گرفته است.
«1» . گفتنی است ظاهر آیه با تفسیر سوم سازگارتر است
5. در برخی احادیث اهل بیت (ع) آمده است که مقصود از زینت پنهان زنان در این آیه، همان گردنبند، بازوبند و پاي بند است؛
«2»
البته این گونه احادیث مصادیق این زیورها را بیان میکند، ولی آیه شامل هرگونه زیور مخفی زنان همچون لباسهاي زینتی
میشود (که زیر چادر یا زیر لباس عادي قرار میگیرد.)
6. در احادیث اهل بیت (ع) آمده است که مقصود از زیورهاي آشکار زنان که پوشاندن آنها لازم نیست، همان دستبند، انگشتر و
و در احادیث دیگر میخوانیم که مقصود صورت و دو دست زن است (که لازم نیست پوشانده شود.) «3» سرمه و مانند آن است
ص: 198
صفحه 69 از 98
البته فقهاي شیعه در مورد استثناي این امور اختلاف نظر دارند، و هر زن مکلّف در این موارد به فتواي مرجع تقلید خویش مراجعه
«1» . کند
به معناي پوشش است و معمولًا به چیزي گفته میشود که زنان سرخود را با آن میپوشانند (مثل مقنعه یا روسري). « خُمُر » 7. واژه
به معناي یقه پیراهن است که به آن گریبان گویند و گاهی به معناي قسمت بالاي سینه نیز که مجاور آن است، گفته « جُیُوب » و واژه
یعنی این آیه دستور میدهد که زنان روسري خود را برگریبان خود بیفکنند تا گردن و قسمتی از سینه که معمولًا باز «2» ؛ میشود
میماند، پوشیده شود.
8. فلسفه حجاب در اسلام آن است که:
الف- حجاب وقار و شخصیت زن را افزایش میدهد و اسلام میخواهد زنان اینگونه باشند.
ب- محیط جامعه، محیطی پاك باشد و زمینههاي فساد و انحراف برچیده شود.
ص: 199
ج- محیط جامعه براي مردان جوان تحریکآمیز نباشد و آنان را به فشارهاي روانی و بیماريهاي عصبی گرفتار نسازد.
د- یکی از پیامدهاي بیحجابی و بدحجابی، افزایش فحشا و اعمال منافی عفت و پیدایش فرزندان نامشروع است، همان گونه که
در عصر ما در جوامع غیر مذهبی مشاهده میشود و حجاب یکی از موانع این فسادهاست.
یاد آوري این نکته لازم است که حجاب به معناي محرومیت زنان در انجام وظایف فردي و اجتماعی نیست و زنان مسلمان
میتوانند با حفظ حجاب خود تا مراتب عالی علمی، فرهنگی و اجرایی پیشرفت کنند.
9. در این آیه دوازده مورد به عنوان استثنا ذکر شدهاند که زنان حق دارند در برابر آنان حجاب خود را رعایت نکنند. این دوازده
مورد عبارتاند از:
شوهر، پدر، پدر شوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان (هم کیش)، بردگان (کنیز)، مردان کم خرد که
دنبالهرو افراد هستند و طالب مسائل شهوانی نیستند و کودکان ناتوان که از امور جنسی زنان آگاهی ندارند.
زنان غیر مسلمان هستند؛ یعنی زنان مسلمان در برابر زنان مسلمان دیگر حق دارند که حجاب خود را « نِسائهُنّ » 10 . مقصود از
برگیرند؛ اما در برابر زنان غیر مسلمان نباید بی حجاب شوند؛ زیرا آنان با وصف زنان مسلمان
ص: 200
«1» . براي دیگران موجب فساد میشوند. به این مطلب در برخی احادیث اهل بیت (ع) نیز اشاره شده است
که در اعصار پیشین در «2» 11 . مقصود از بردگانی که زنان مسلمان حق دارند، حجاب خود را در برابر آنان برگیرند، کنیزان اند
جوامع وجود داشتهاند و اسلام با برنامهاي جالب، ریشه برده داري را از جامعه اسلام برکند.
12 . مقصود از مردان دنبالهرو خانواده که میل شهوانی ندارند، و زنان میتوانند در برابر آنان حجاب خود را برگیرند، همان مردان
«3» . کم خرد و سفیه هستند که احساس جنسی ندارند. و معمولًا خدمتکار دیگران هستند
«4» . و یا منظور پیر مردان و افراد خنثی و خواجه هستند. که میل شهوانی ندارد
13 . در این آیه از عمو و دائی به عنوان محرم زنان یاد نشده است، شاید این بخاطر آن است که از پسر برادر و پسر خواهر یاد شد و
با توجه به محرمیت دو جانبه آنان روشن میشود که عمو و دائی نیز محرم هستند.
ص: 201
14 . در این آیه بیان شده بود که زنان با زدن پا به زمین باعث نشوند زینتهاي آنان آشکار شود و صداي پابند (و خلخالها) به
گوش مردان برسد و شهوت آنان تحریک شود. این مطلب نهایت دقت و ظریفنگري اسلام را نشان میدهد.
صفحه 70 از 98
این مطلب هرچند یک مصداق تحریک شهوانی است، با الغاي خصوصیت میتوان گفت که زنان لازم است از هر گونه کار
تحریکآمیز در برابر مردان نامحرم خودداري کنند.
آموزهها و پیامها:
1. آموزه آیه براي زنان مؤمن آن است که با دوري از چشمچرانی و حفظ حجاب، محیط جامعه را پاك نگاه دارید.
2. پیام آیه آن است که زنان با آشکار کردن زیورهاي مخفی، عامل تحریک (و فساد) جامعه نشوند.
3. آموزه دیگر آیه آن است که زنان در برابر دوازده گروه اجتماعی آزادند که حجاب خویش را فروگذارند.
4. پیام دیگر آیه آن است که راه توبه، بازگشت و رستگاري براي خطاکاران باز است.
ص: 202
ج: آیات مربوط به حجاب (تأمین سلامت اجتماعی و بهداشت روانی زنان)
در این مورد چند آیه وجود دارد؛ از جمله آیه 31 نور که توضیح آن گذشت و آیه 32 و 59 سوره احزاب که در مورد زنان پیامبر
(ص) است؛ اما درسهاي آموزنده آن کلی است. قرآن کریم در آیه 32 سوره احزاب به جایگاه همسران پیامبر و شیوه شایسته
گفتگوي زنان با مردان اشاره میکند و میفرماید:
یَا نِسَ اءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَ دٍ مِنَ النِّسَ اءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْ َ ض عْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِي فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلَا مَعْرُوفاً؛ و افراد » .32
بیهمسرتان، و شایستگان از بندگانتان، و کنیزانتان را به ازدواج (یکدیگر) در آورید؛ اگر نیازمند باشند، خدا از بخشش خود آنان
«. را توانگر میسازد؛ و خدا گشایشگري داناست
نکات و اشارات:
1. در این آیه جایگاه و مسئولیت بزرگ زنان پیامبر (ص) بیان شده است. آنان از طرفی منسوب به پیامبر (ص) هستند و از سوي
دیگر الگوي زنان مسلمان میباشند.
آنها میتوانند دستورهاي خدا و پیامبر را در زندگی خود اجرا کنند و با تقوا باشند و سرمشق دیگران قرار گیرند. و این مقام
ممتازي است که زنان عادي از آن بیبهرهاند.
2. در این آیه به زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) آموزش میدهد که چگونه با مردان بیگانه سخن گویند. بانوان باید با مردان
بیگانه جدّي، خشک و
ص: 203
معمولی سخن گویند، و از شوخی و تعبیرهاي هوسانگیز پرهیز کنند تا افراد بیماردل و شهوتران در مورد آنان طمع نورزند.
یاد شده است، این جمله اشاره به آن است که اگر « کسانی که در دلشان بیماري است » 3. در این آیه از افراد هوسران با عنوان
شهوت انسان به صورت متعادل باشد، آن انسان سالم است؛ اما اگر کسی شهوتران و هوسران باشد، از حالت تعادل و سلامت
«1» . خارج شده و به نوعی بیماري درونی و روانی گرفتار میشود که در برخی مراحل به سرحدّ جنون جنسی نیز میرسد
4. مقصود از گفتار شایسته آن است که گفتار بیهوده و باطل و گناهآلود و مخالف حق نگویند و شایسته، نیکو، پسندیده و طبق
عرف صحیح با مردان سخن بگویند.
5. مخاطبان این آیه زنان پیامبر (ص) هستند، ولی مقصود همه زنان مسلمان بوده و این آیه نوعی آموزش همگانی براي گفتگوي
زن و مرد بیگانه است.
6. از این آیه استفاده میشود که سخن گفتن زن و مرد بیگانه، اگر بدون هوسرانی و بهطور شایسته باشد، جایز است.
صفحه 71 از 98
ص: 204
آموزهها و پیامها:
1. آموزه این آیه براي زنان مسلمان آن است که شما میتوانید با مردان بیگانه بهطور شایسته و طبق عرف صحیح گفتگو کنید.
2. پیام آیه آن است که هرگاه زنی هوسانگیز سخن گوید، خود را در معرض طمع بیمار دلان قرار میدهد.
3. آموزه دیگر آیه آن است که زنان وابسته به شخصیتها و کسانی که جایگاه اجتماعی دارند، مراقب شیوهي سخن گفتن خود
باشند.
*** قرآن کریم در آیه 59 سوره احزاب با دستور حجاب جلوي سوء استفاده و آزار زنان را میگیرد و میفرماید:
یَا أَیُّهَا الْنَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَالبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً » .59
از پوششهاي بلند (چادر مانند) شان به خودشان نزدیک کنند، این » : رَّحِیماً؛ اي پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مومنان بگو
«. [کار] براي اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند نزدیکتر است؛ و خدا بسیار آمرزنده مهرورز است
شأن نزول:
داستان نزول این آیه این گونه حکایت شده است که در عصر پیامبر (ص) زنانی که براي نماز عشا به مسجد میرفتند، توسط
جوانان هرزه مورد آزار و مزاحمت قرار میگرفتند.
ص: 205
آیه فوق بدین مناسبت فرود آمد و به زنان دستور داد که حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا مورد آزار قرار نگیرند.
.«( خدا بسیار آمرزنده و مهرورز است (و خطاهاي گذشته شما را میبخشد » : و در پایان آیه یادآور میشود که
نکات و اشارات:
1. در این آیه به مزاحمتهاي خیابانی علیه زنان مومن اشاره کرده و یکی از راه حلهاي آن را حفظ حجاب آنان معرفی کرده
است.
2. مفسران حکایت کردهاند که در آن زمان، کنیزان بدون پوشش مناسب سروگردن از خانهها بیرون میآمدند و برخی از آنان از
نظر اخلاقی وضع خوبی نداشتند؛ از این رو، برخی جوانان مزاحم آنان میشدند؛ اما زنان آزاد مسلمان که شناخته میشدند، از
تعرّض در امان بودند؛ از این رو در این آیه دستور داده شد که زنان حجاب کامل خود را رعایت کنند تا از کنیزان و آلودگان باز
شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
3. مفهوم آیه فوق آن نیست که جوانان حق مزاحمت براي زنان غیر مومن و کنیزان را دارند، بلکه مقصود آیه آن است که بهانه از
دست افراد فاسد گرفته شود.
در اجتماع امروز نیز هنگامی که زنان حجاب و شخصیت اجتماعی خویش را حفظ کنند، جوانان هرزه به آنان طمع نمیورزند؛ زیرا
زمینه انحراف را در آنان نمیبینند.
ص: 206
یا به معناي پارچه بزرگ (چادر مانند) است که سر، گردن و سینهها را میپوشاند و یا به معناي روسري و مقنعه و « جلباب » 4. واژه
یا به معناي پیراهن گشاد است. قدر مشترك همه این معانی آن است که بدن زن به وسیله این پارچهها پوشیده شود و معناي اول
«1» . مورد تاکید برخی لغتشناسان است
5. مقصود از نزدیک ساختن روسري و چادر آن است که زنان آن را به بدن خویش نزدیک کنند تا به درستی محفوظ بمانند و آن
را رها نسازند تا گاهی کنار رود و بدن آنها آشکار شود.
صفحه 72 از 98
6. در این آیه به پیامبر (ص) دستور میدهد که اصلاح جامعه را نخست از خانه خویش شروع کند و اول به همسرانش دستور حفظ
به زنان مؤمن دستور دهد حجاب خود را حفظ کنند. «2» حجاب بدهد و آنگاه به دخترانش و در نهایت
آموزهها و پیامها:
1. پیام این آیه براي زنان مومن آن است که حجاب (شخصیت) شما را معرفی میکند.
ص: 207
2. حجاب، شما را از شرّ مزاحمان حفظ میکند.
3. با حفظ کامل حجاب، بهانه از دست مزاحمان گرفته میشود.
4. اصلاح جامعه را از خانواده خویش شروع کنید.
5. خانواده رهبر، در انجام دستورهاي الهی پیشگام باشند.
«1» . 6. خطاهاي گذشته شما را به لطف خویش میآمرزد
د: آیات مربوط به ازدواج و خواستگاري
این آیات در مباحث آینده به صورت گسترده مورد بررسی قرار میگیرد.
ص: 209
آیا رابطه با جنس مخالف از اقوام نزدیک جایز است؟
پرسش:
آیا رابطه با جنس مخالف از اقوام نزدیک جایز است؟ پاسخ:
الف- در این جا لازم است نخست اطرافیان خود را به دو دسته محارم و غیرمحارم تقسیم کنیم؛ سپس مسئله را مورد بررسی قرار
دهیم.
1. محارم که خود بر سه دسته است:
1. محارم نسبی: هفت دسته از بانوان و دوشیزگان بر هفت دسته از مردان و پسران محرماند؛ -1
یعنی ازدواج آنها با یکدیگر حرام است.
ردیف
براي مردها و پسرانبراي بانوان و دختران 1 مادر (و مادر بزرگ) پدر (و پدر بزرگ) 2 دختر (و نوههاي دختري) پسر (و نوههاي
پسري) 3 خواهربرادر 4 دختر خواهر و نوادگان اوپسرخواهر و نوادگان او 5 دختر برادر و نوادگان اوپسربرادر و نوادگان او 6 عمه
(شامل عمه پدر و مادر) عمو (شامل عموي پدر و مادر) 7 خاله (شامل خاله پدر و مادر) دایی (شامل دایی پدر و مادر)
ص: 210
محارم نسبی بر دو گونهاند:
1. شرعی که از راه حلال و ازدواج شرعی متولد شده باشند.
2. غیرشرعی که از راه نامشروع و یا زنا متولد شده باشند.
هر دو دسته محرماند و ازدواج با آنان حرام است.
ما در بخش توضیح پاسخ از همه این افراد با عنوان محارم یاد میکنیم.
صفحه 73 از 98
1. محارم رضاعی -2
محارم رضاعی محسوب میشوند و ازدواج با «1» ، کسانی که از راه شیرخوارگی با آنها بستگی پیدا میشود، با شرایطی خاص
آنها حرام است.
هرگاه کودکی با شرایطی خاص شیر زنی را بنوشد، آن زن و شوهرش، مادر و پدر رضاعی آن کودك به شمار میروند.
1. محارم سببی -3
پیوند و علاقه زناشویی موجب محرم شدن هر یک از زن و شوهر نسبت به خویشاوندانی است که در این جدول میآید.
ص: 211
ردیف
پسر شوهر 3 زن پدر (نامادري) «1» براي مردها براي زنها 1 مادر و مادر بزرگ زنپدر و پدر بزرگ شوهر 2 دختر زن و نوههاي زن
شوهر مادر (ناپدري) 4 زن پسر (عروس) شوهر دختر (داماد)* ازدواج با این افراد حرام است. افزون بر آن، ازدواج مرد با خواهر زن
تا وقتی که همسر او است و همچنین ازدواج با شوهر خواهر تا وقتی که همسر خواهر او است، حرام میباشد.
اطلاق میشود. این رفتارها شامل رفتارهاي «2» ب- ارتباط یا رابطه به مجموع رفتارهاي متقابل و کنشها و واکنشهاي دو جانبه
اقتصادي، علمی، زناشویی و سیاسی میشود. ارتباط با جنس مخالف از یکی از حالات پیش گفته خارج نیست. دو جنس مخالف یا
رفتار اقتصادي دارند یا علمی، یا زناشویی و یا سیاسی. صرفنظر از رفتار زناشویی که در قالب خاص خود و بر اساس پیوند ازدواج
بین زن و شوهر محقق میشود، سایر رفتارها مورد توجه است؛ زیرا این نوشتار درصدد بیان رفتار زناشویی نیست.
ص: 212
ارتباطهاي اقتصادي، علمی، سیاسی و هر نوع ارتباط قابل تصوّر دیگر به جز ارتباط زناشویی در یکی از اشکال ارتباط گفتاري،
شنیداري و فیزیکی محقق میشود. براي مثال، در بحث اقتصادي، زن و مرد براي انجام یک معامله ابتدا همدیگر را ملاقات کرده،
گفت و شنود میکنند و پس از عقد قرارداد، بر اساس عرف با یکدیگر دست میدهند و معامله را به انجام میرسانند.
تمامی این موارد اگر بر اساس آنچه در ادامه میآید، صورت پذیرد، مانعی ندارد و در این مسئله فرقی بین اقوام و دیگران نیست.
ص: 215
ارتباط دختر