گروه نرم افزاری آسمان






وظایف مردم نسبت به پیامبر از نگاه آیات قرآن چیست؟








پرسش:
وظایف مردم نسبت به پیامبر از نگاه آیات قرآن چیست؟ پاسخ:
مقدمه:
الغاي خصوصیت از مخاطبان و » پیامبر اکرم (ص) حدود چهارده قرن قبل میزیسته و آیات نیز آن زمان نازل شده است که با
قواعد کلّی به دست میآید که شامل همهي افراد در همهي زمانها میشود. «1» « اتفاقات و شأن نزولها
اینک نگاهی کوتاه میافکنیم به وظایف مؤمنین نسبت به پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه قرآن؛ ابتدا به بیان وظیفهي همهي انسانها
نسبت به
ص: 212
از اوست به صورت جداگانه میپردازیم و پس از ورود به جرگهي ایمان، وظیفهي افراد را در موارد « اطاعت » به و « ایمان » ایشان که
زیر مطرح میکنیم:
الف: قضاوت و داوري
ب: حکومتی
ج: اقتصادي
د: اجتماعی
ه-: شخصی و خانوادگی
و: دینی
ز: الگوپذیري
البته لازم به ذکر است در این تقسیم تسامح وجود دارد یعنی ممکن است برخی مطالب تحت عناوین متعددي گنجانده شوند و
منحصر به جاي ذکر شده نیستند؛ اما نظم بیشتر و یا توجه به برخی شأن نزولها و همچنین در برخی موارد رنگ غالبی که یک
مطلب داشت، باعث شد این مقاله را با این تقسیمبندي ارائه دهیم:
وظیفهي همه انسانها: ایمان، و اطاعت از پیامبر (ص)
ذکر کرده و اطاعت از او را همان اطاعت از خدا « ایمان به خدا » را در کنار « ایمان به رسول اکرم » قرآن کریم در آیات متعددي
میداند و براي آن آثاري را بر میشمرد، از جمله:
الف: پیروي از پیامبر (ص) نشانهي صداقت در دوست داشتن خدا
ص: 213
« اگر همواره خدا را دوست میدارید، پس از من پیروي کنید » : بگو «1» ؛ قُلْ إِن کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی »
ب: اطاعت از پیامبر جلب کنندهي محبت و مغفرت الهی
فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ...؛ پس از من پیروي کنید تا خدا دوستتان بدارد؛ و پیامد (گناهان) شما را برایتان ...»
«2» «. بیامرزد
ج: پیروي از او مایهي رحمت خداوند
«3» ؛ وَأَطِیعُوا اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »
صفحه 80 از 103
«. و خدا و فرستاده [اش را اطاعت کنید، باشد که شما (مشمول) رحمت شوید
د: اطاعت از او موجب همنشین شدن با پیامبران (ص)، صدیقین، شهداء و صالحین
«4» ؛ وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً »
و کسانی که خدا و فرستاده [اش را اطاعت کنند، پس ایشان با کسانی، که خدا به آنان نعمت داده، از پیامبران و راستگویان و
«. شهیدان و شایستگان (همنشین) خواهند بود؛ و آنان چه نیکو رفیقانی هستند
ه-: باعث هدایت
ص: 214
«1» ؛ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِي یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ »
پس ایمان آورید به خدا و فرستادهاش، پیامبر درس نخواندهاي که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروي کنید تا شاید شما
«. راهنمایی شوید
و: زنده شدن به حیاتی برتر
«2» ؛ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ »
اي کسانی که ایمان آوردهاید! [دعوت خدا و فرستادهاش را بپذیرید، هنگامی که شما را به سوي چیزي فرا میخواند، که شما را
« حیات میبخشد
ز: رستگاري و سعادتمندي
«3» ؛ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ »
و هر کس خدا و فرستادهاش را اطاعت کند، و از (نافرمانی) خدا بهراسد و خودش را از (عذاب) او حفظ کند، پس تنها آنان
«. کامیابند
ط: زمینه ساز پاداش بزرگ خداوند
پس کسانی که از شما ایمان آورند و (در راه خدا) مصرف کنند، برایشان پاداش «4» ؛ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ ...»
«. بزرگی است
ي: نجات از عذابی دردناك
ص: 215
«1» ؛.... هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَهٍ تُنجِیکُم مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بَأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ...»
«!؟ اي کسانی که ایمان آوردهاید! آیا شما را به دادوستدي راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناك نجات دهد
ح: اطاعت نکردن از خدا و پیامبر (ص) موجب باطل شدن عمل
«2» ؛ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَي لَن یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَسَیُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ »
در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن هدایت براي آنان با فرستاده (خدا)
«. مخالفت ورزیدند، به خدا هیچ چیزي زیان نمیرسانند؛ و بزودي اعمالشان را تباه میکند
الف- قضاوت و داوري
1. معیار قرار دادن خدا و رسول براي حل اختلاف
قرآن کریم در آیهي 79 سوره ي نساء میفرماید:
«3» ؛ مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَهٍ فَمِن نَفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَی بِاللّهِ شَهِیداً »
صفحه 81 از 103
هر چه از خوبی به تو
ص: 216
میرسد، پس از خداست؛ و هر چه از بدي به تو میرسد، پس از خود توست. و تو را به رسالت براي مردم فرستادیم؛ و گواهی خدا
«. (در این باره) کافی است
در این آیه ضمن سفارش به اطاعت از خدا و پیامبر (ص) میفرماید:
هرگاه در چیزي اختلاف کردید آنرا به خدا و پیامبرش (ص) ارجاع دهید. از آنجا که در این قسمت عموم حاکمان دینی یعنی
در آیهي شریفه احکام دینی است که احدي « شیء » را محل مراجعه براي اختلاف نمیداند مشخص میشود منظور از « اولی الامر »
و تعیین اولی الامر یعنی حاکم « ولایت » همچنین مشخص میشود خود «1» . حق ندارد در آنها به طور مستقل به نظر خود عمل کند
«2» . دینی میتواند از مهمترین موارد اختلاف باشد که براي تعیین آن باید به خدا و پیامبرش (ص) مراجعه شود
2. خشنودي و رضایت از داوري پیامبر در همه حال
قرآن کریم در آیه 65 سورهي نساء میفرماید:
فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوكَ فِیَما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ و [لی چنین نیست، »
به پروردگارت سوگند! که آنها ایمان (حقیقی) نخواهند آورد، تا اینکه در مورد آنچه در
ص: 217
میانشان اختلاف کردند، تو را داور گردانند؛ سپس از داوري تو در جانشان هیچ (دل) تنگی نیابند، و کاملًا تسلیم شوند.
در شأن نزول این آیه گفتهاند: زبیر که از مهاجران بود با یکی از انصار بر سر آبیاري نخلستانهاي خود اختلاف پیدا کردند، نزد
پیامبر (ص) آمدند و آن حضرت فرمودند: اول زبیر باغهایش را آبیاري کند و بعد مسلمان انصاري. مرد انصاري ناراحت شد و
گفت: آیا این قضاوت به خاطر آن بود که زبیر عمه زاده توست پیامبر (ص) به حدي ناراحت شد که رخسار او دگرگون گردید.
«1»
گر چه ناراحتی درونی از قضاوتهایی که احیاناً به زیان انسان است غالباً اختیاري نیست ولی با تربیتهاي اخلاقی و پرورش روح
«2» . تسلیم در برابر حق و عدالت، حالتی در انسان پدید میآید که از داوري پیامبر (ص) و جانشینان او هرگز ناراحت نخواهد شد
در واقع ما این کتاب را بحق به سوي تو فرو فرستادیم؛ تا با آنچه خدا به تو نمایانده (و آموخته)، » : چرا که خدا به رسولش میفرماید
«3» «. در میان مردم داوري کنی
از این رو اگر کسی از حکم آن حضرت ناراحت شود در واقع از حکم خداوند ناراحت شده است. البته میتوان معناي آیه را فراتر
از قضاوت گرفت و
ص: 218
گفت شامل تمام روشهایی که آن حضرت در زندگی خود برگزیده است نیز میشود و مؤمن حقیقی نمیتواند آن را ردّ نماید و
در حدیثی آمده است اگر جمعیتی خدا را بپرستند، نماز را به پا دارند، زکات را بپردازند، «. یا به گونهاي از آن ابراز ناراحتی کند
روزهي ماه رمضان و حج را به جا بیاورند اما نسبت به کارهایی که پیامبر (ص) انجام داده با سوء نیت بنگرند و یا بگویند اگر او
فلان کار را انجام نداده بود بهتر بود آنها مؤمنان واقعی نیستند. سپس آیهي فوق را تلاوت کرده و فرمودند: بر شما باد که همیشه
«2» . در مقابل خدا و حق تسلیم باشید
و از طرف دیگر آیهي 50 سورهي نور عکس العمل منافقان تاریک دل را در برابر داوري خدا و پیامبر (ص) بیان میکند که آنان
از داوري عدل آن حضرت سرباز میزدند گویا میترسیدند خدا و پیامبر (ص) حق آنان را پایمال کنند.
صفحه 82 از 103
و در مورد واکنش مومنین میفرماید:
ص: 219
سخن مؤمنان، هنگامی که به سوي خدا و فرستادهاش فرا خوانده میشوند، تا در میان آنان داوري کند، فقط این است که »
«1» «. شنیدیم و اطاعت کردیم » : میگویند
نه تنها در قضاوت اینگونهاند که در همهي ابعاد زندگی تسلیم خدا و پیامبرند چه اینکه در آیهي 36 سورهي احزاب میفرماید:
و هیچ (حقّی) براي مرد با ایمان و زن با ایمان نیست، که هنگامی که خدا و فرستادهاش (حکم) چیزي را تمام کنند، در کارشان »
.« اختیاري داشته باشند
آنها باید ارادهي خود را پیرو ارادهي حق کنند. اگر چه استقلال فکري و روحی انسان اجازه نمیدهد بیقید و شرط تسلیم کسی
شود اما هنگامی که حکمی را خداوند حکیم و پیامبر معصوم بیان کرده تسلیم نبودن دلیل برگمراهی است زیرا او کمترین اشتباهی
کسانی که معصیت خدا » : ندارد و وقتی دستوري درست بود عمل نکردن به آن اشتباه است به همین دلیل در ادامهي آیه میفرماید
«. و پیامبرش کنند دچار گمراهی آشکاري شدهاند
ص: 220
در این راستا گروهی از مردم فقط زمانی تسلیم حق هستند که منافعشان تأمین شود. اینان در حقیقت مشرکانی بیش نیستند. گروهی
دیگر ارادهشان تحت الشعاع ارادهي خداست و وقتی با منافعشان تضاد پیدا میکند از آن چشم میپوشند ایشان مؤمنین راسیتن
هستند. گروه سوم از آن هم بالاترند و جز آنچه خدا میخواهد خواستهاي ندارند (تا در مواقعی با آن تضاد پیدا کند و از آن چشم
«1» .( بپوشند
ب: حکومتی
1. محترم شمردن حاکمیت پیامبر (ص)
قرآن کریم در سورهي نساء آیهي 64 میفرماید:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَ اعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَ هُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَ دُوا اللّهَ تَوَّاباً »
رَحِیماً؛ و ما هیچ فرستادهاي را نفرستادیم، مگر براي اینکه به رخصت خدا، اطاعت شود. و اگر (بر فرض) آن (منافق) ان هنگامی که
به خودشان ستم کردند، نزد تو میآمدند، و از خدا آمرزش میخواستند، و فرستاده [ما نیز] براي آنان طلب آمرزش میکرد، حتماً
«. خدا را بسیار توبهپذیر [و] مهرورز مییافتند
ص: 221
نباید کسی خیال کند مهم این است که خدا عبادت شود و پیامبر (ص) وسیلهاي است براي رسیدن به کار درست: بنابراین اگر آن
کار بدون اطاعت و مراجعه به پیامبر (ص) از طریق دیگري به دست آمد اشکالی ندارد.
زیرا در این آیه فلسفهي فرستادن پیامبران را به صورت مطلق اطاعت از آنها- به اذن خدا- میداند چه در مواردي که به سود ما
افرادي را به خاطر مراجعه به طاغوت و قاضی قرار دادن آن، مورد «2» و این در حالی است که قبل از آن «1» باشد یا به زیان ما
مذمت قرار میدهد و در ایمان آنان تردید میکند بدون در نظر گرفتن اینکه آیا رجوع آنان به طاغوت براي بدست آوردن حق
بوده است یا باطل.
از ادامهي آیه استفاده میشود: گذشت از گناه نقض حاکمیت پیامبر در گرو پذیرفتن حاکمیت کامل آن حضرت است و حتی
«3» ( پذیرفته شدن توبه آنان مشروط است به قبول آن از طرف پیامبر و استغفار آن حضرت براي آنان (به آیه دقت فرمایید
«4» ( 2. لزوم ارائهي اخبار امنیتی به پیامبر (ص) (و رهبران جامعه
صفحه 83 از 103
قرآن کریم در آیهي 83 سورهي نساء میفرماید:
ص: 222
وَإِذَا جَ اءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَإِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْ لُ »
اللّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا؛ و هنگامی که خبري (حاکی) از ایمنی یا ترس به آن [منافق ان برسد، منتشرش سازند، و
[لی اگر (بر فرض) آن را به فرستاده [خدا] و به اولیاي امر از بینشان، ارجاع دهند، از میان آنان کسانی که آن را استنباط میکنند،
حتماً به (درستی و نادرستی) آن آگاهی دارند. و اگر بخشش خدا و رحمتش بر شما نبود، مسلماً جز اندکی (از شما، همگی) از
«. شیطان پیروي میکردید
گاهی اخبار بیاساس از طرف دشمنان به منظورهاي خاصی طراحی میشود و اشاعهي آن به زیان مسلمانان تمام میشود در حالی
که وظیفه دارند اینگونه اخبار را قبل از هر کسی با رهبران جامعه در میان بگذارند و بیجهت دیگران را دچار غرور بیجا یا
تضعیف روحیه نکنند.
به معناي نخستین آبی است که از چاه میکشند و از ریشههاي زمین استخراج میشود به همین دلیل « نبط » از ماده « سیتنبطونه »
«1» . گویند « استنباط » استخراج حقایق از دلایل و شواهد مختلف را
آمده « اولی الامر » یعنی ارجاع دادن مطلب به خدا ذکر نشده و در عوض آن « ردّ الی الله » در این آیه برخلاف آیهي 59 همین سوره
است. همانگونه
ص: 223
است که احدي غیر از خدا و پیامبرش حق اظهار نظر ندارند، ولی در اینجا « حکم شرعی » در آنجا « شیء » که اشاره شد منظور از
منظور اخبار سیاسی- امنیتی است که باید به حاکمان دین که در رأس آن پیامبر (ص) و جانشینان راستین او قرار دارند ارجاع شود
«1» . تا درست و اشتباه مشخص گردد
3. خیانت نکردن به خدا و پیامبرش (ص)
خداي متعال در سورهي انفال آیهي 27 میفرماید:
یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتَخُونُوا اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اي کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و فرستاده [او] »
«. خیانت نکنید؛ و (نیز) در امانتهایتان خیانت نورزید، در حالی که شما میدانید
در شأن نزول این آیه از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده که پیامبر (ص) دستور دادند یهود بنی قریظه را محاصره کنند این
محاصره 21 شب ادامه یافت آنها مجبور شدند پیشنهاد صلحی همانند طایفه بنی نضیر آماده کنند مبنی بر کوچ کردن از سرزمین
مدینه. پیامبر نپذیرفتند و فرمودند: تنها باید حکمیت سعد بن معاذ را قبول کنند. آنان تقاضا کردند پیامبر (ص) یکی از یاران خود را
به نزد آنان بفرستد، ابولبابه با آنان سابقهي « ابولبابه » به نام
ص: 224
دوستی داشت و خانواده و فرزندان و اموالش نزد آنها بود آن حضرت قبول فرمودند.
آنان با ابولبابه مشورت کردند آیا صلاح است حکمیت سعد را بپذیرند؟ ابولبابه به گلوي خود اشاره کرد! یعنی اگر قبول کنند
کشته خواهند شد. پیک وحی نازل شد و به پیامبر (ص) خبر داد.
آري در اختیار دشمن «1» . آن شخص میگوید هنوز گام برنداشته بودم که متوجه شدم به خدا و پیامبر (ص) خیانت کردم
قراردادن اسرار نظامی، و یا تقویت آنان در مبارزه علیه اسلام، و یا به طور کلی پشت سرانداختن واجبات و محرمات و برنامههاي
الهی، خیانت به حساب میآید به همین دلیل ابن عباس میگوید: هر کس چیزي از برنامههاي اسلامی را ترك کند مرتکب یک
صفحه 84 از 103
نوع خیانت نسبت به خدا و پیامبر شده است. در آیه بعد نیز به مسلمانان هشدار میدهد، مبادا محبت به امور مادّي باعث خیانت به
«2» «. بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش و امتحان شما هستند » : خدا و پیامبرش (ص) شود و میفرماید
4. در سخنان خصوصی (در گوشی) مواظب باشید مرتکب معصیت پیامبر (ص) نشوید.
ص: 225
قرآن کریم در سورهي مجادله آیهي 8 و 9 میفرماید:
أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَي ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَیَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِ یَهِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَیَّوْكَ بِمَا لَمْ »
یُحَیِّکَ بِهِ اللَّهُ وَیَقُولُونَ فِی أَنفُسِهِمْ لَوْلَا یُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْ لَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِ یرُ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَیْتُمْ فَلَا
تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِ یَهِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَي وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَیهِ تُحْشَرُونَ؛ آیا نظر نکردهاي به کسانی که از
رازگویی منع شده بودند، سپس به آنچه که از آن منع شده بودند باز میگردند، و براي گناه و تعدّي و نافرمانیِ فرستاده (خدا)
« زنده باد » بایکدیگر رازگویی میکنند، و هنگامی که نزد تو میآیند به چیزي که خدا بدان تو را زنده بادنگفته است به تو
جهنّم براي آنان کافی است، «!؟ چرا خدا ما را بخاطر آنچه میگوییم عذاب نمیکند » : میگویند؛ و در (دلهاي) خودشان میگویند
درحالی که وارد آن میشوند (و میسوزند) و چه بد فرجامی است! اي کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که رازگویی میکنید،
پس براي گناه و تعدّي و نافرمانی فرستاده (خدا) با یکدیگر رازگویی نکنید، و براي نیکی و پارسایی (و خود نگهداري) رازگویی
«. کنید؛ و [خودتان را] از [عذاب خدایی حفظ کنید که فقط به سوي او گردآوري میشوید
دربارهي شأن نزول این آیات گفتهاند: جمعی از یهود و نصاري در مقابل مؤمنان با هم در گوشی صحبت میکردند و با چشم و
ابرو به آنها اشاره میکردند که این باعث آزار و اذیت مسلمانان میشد، آنها نزد رسول خدا شکایت کردند و آن حضرت آنان را
از این کار نهی نمود ولی آن عده گوش
ص: 226
و سه گناه را در این نجواها به آنان نسبت میدهد: «1» ؛ ندادند که این آیات نازل شد
1. اثم: گناهی که جنبهي فردي دارد مثل شرب خمر؛
2. عدوان: گناهی که تجاوز به حقوق دیگران است؛
3. معصیت الرسول: که مربوط است به فرمانهایی که شخص رسول الله (ص) به عنوان رئیس حکومت اسلامی، در جامعه مسلمین
صادر میکند. در آیهي بعد ضمن جایز شمردن اصل نجوا براي مسمانان، به آنها هشدار میدهد که مبادا مرتکب این گناهان شوند
«2» . بلکه در مورد کارهاي نیک و تقوا با هم نجوا کنند
5. پرداخت صدقه قبل از ملاقات خصوصی با پیامبر (ص)
در آیهي 12 همین سوره مرحلهي دیگري از این نجوا را بیان میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَيْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَهً ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ اي »
کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که با فرستاده (خدا) رازگویی میکنید پس پیش (از آن) بخشش صادقانهاي تقدیم دارید؛ این
«. براي شما بهتر و پاك کنندهتر است؛ و اگر نیافتید پس مسلماً خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است
ص: 227
شاید یکی از علل این حکم این بود که گروهی از مردم خصوصاً ثروتمندان مکرر مزاحم پیامبر میشدند و با او به نجوا
میپرداختند که مفاسدي را به همراه داشت از جمله تضییع وقت آن حضرت، کسب امتیاز بیدلیل براي آن افراد [مثلًا نشان دهند با
آن حضرت رابطهي ویژهاي دارند] و .... این حکم نازل گردید تا آزمونی شود براي آنان، و کمکی براي نیازمندان؛ و وسیلهي
صفحه 85 از 103
مؤثري براي کم شدن مزاحمتها. (البته فقرا را از این حکم استثناء میکند).
این آزمون نتیجهي جالبی در پی داشت چون همگی به جز یک نفر از دادن صدقه و نجوا خودداري کردند و معلوم شد این اظهار
علاقهها در صورتی بوده که مجانی باشد و آن مطالب هم چیز مهمی نبوده که از آن چشم پوشی کردند.
آن یک نفر هم کسی جز حضرت علی (ع) نبود که اولین و آخرین فرد عمل کننده به این آیه بود زیرا این حکم دیري نپایید که
توسط آیهي بعد نسخ شد البته حضرت علی (ع) ثروتمند نبود ولی به خاطر احترام و عمل به این آیهي شریفه دیناري داشت که به
«1» . ده درهم تبدیل کرد و قبل از هر نجوا درهمی را صدقه میداد
ص: 228
6. تحمیل نکردن نظر خود بر پیامبر اکرم (ص)
قرآن کریم در سورهي حجرات آیهي 7 میفرماید:
وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَ ثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ »
وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْ یَانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ؛ و بدانید که فرستاده خدا در میان شماست؛ اگر (بر فرض) در بسیاري از کارها از شما
اطاعت کند، حتماً به زحمت میافتید؛ و لیکن خدا ایمان را براي شما دوست داشتنی گردانید، و آن را در دلهایتان بیاراست، و کفر
«. و نافرمانی و گناه را براي شما ناخوشایند ساخت؛ تنها آنان (که اینگونهاند) هدایت یافتگانند
خداوند نعمت وجود پیامبر اعظم (ص) را متذکر میشود و فلسفهي فرستادن ایشان را تبعیت مردم از او (ص) میداند نه پیروي او از
مردم؛ زیرا برنامههاي پیامبر (ص) براساس واقعیات و مصالح واقعی تنظیم شده است نه تمایلات و هوسهاي افراد، که اگر چنین
در آن زمان عدهاي انتظار بیجا داشتند که ایشان در بسیاري از اتفاقها به حرف آنها «1» . شود خود آنان به زحمت خواهند افتاد
گوش دهد. در این زمان نیز عدهاي میخواهند یادگار آن حضرت که اسلام است برطبق دل آنان سخن بگوید، هر چه آنها
میپسندند حکم کند و اگر غیر از این باشد آشفته میشوند؛ براین اساس با نظریههاي
ص: 229
گوناگون مانند قرائتهاي چند گانه و ... را پایهگذاري میکنند تا هرگونه دوست داشتند اسلام را تفسیر کنند.
ج: اقتصادي
پرداخت حقوق مالی خدا و رسول (ص)
هرگونه فایده بردن است از جهت تجارت یا عملی دیگر مانند جنگ. « غنیمت »
قرآن کریم در آیهي 41 سورهي انفال میفرماید:
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَ اکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا »
عَلَی عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ و بدانید که هر چیزي از غنیمت به دست آورید، پس یک پنجم
آن فقط براي خدا، و براي فرستاده [اش ، و براي نزدیکان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه مانده (از آنها) است؛ اگر به خدا و آنچه
بر بندهمان، در روز جدایی [حق از باطل ، روزي که دو گروه (مؤمنان و کافران در نبرد بدر با هم) روبرو شدند، فرود آوردیم،
«. ایمان آوردهاید؛ و خدا بر هر چیزي تواناست
ص: 230
و با توجه به این که در جنگ، مؤمنین شرکت میکنند باز میفرماید: خُمس این غنائم از «1» البته شأن نزول آیه نیز در جنگ است
آنِ خدا و رسول و ... است اگر به خدا و آنچه بر بندهي خود نازل کرد ایمان دارید؛ اشاره به اینکه نه تنها ادعاي ایمان کافی نیست
بلکه شرکت در جهاد هم ممکن است دلیل بر ایمان کامل نباشد بلکه مؤمن واقعی کسی است که در برابر همهي دستورات از جمله
صفحه 86 از 103
«2» . دستورات مالی تسلیم باشد
*** د. اجتماعی
1. یاري آن حضرت و بزرگ شمردن او
خداي متعال در آیهي 8 و 9 سورهي فتح میفرماید:
إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً؛ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَ بِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِ یلًا؛ در حقیقت ما تو را گواه و مژده »
آور و هشدار گر فرستادیم، تا به خدا و فرستادهاش ایمان آورید، و اورا گرامی دارید (و دشمنانش را از او باز دارید)، و بزرگش
«. شمارید، و صبحگاهان و عصرگاهان (و شب هنگام) او را تسبیح گویید
ص: 231
پس از صلح حدیبیه رسول اکرم (ص) از سوي برخی مورد انتقاد قرار گرفت و حتی تعبیراتی گفته شد که خالی از بیحرمتی نبود
این حوادث باعث شد که خداوند عظمت و موقعیت او را مجدداً مورد تأکید قرار دهد به همین خاطر ابتدا سه صفت را براي او ذکر
کرده و در آیهي بعد اضافه میکند: هدف این است که: 1. ایمان به خدا و رسولش بیاورید؛ 2. از پیامبر در برابر دشمن دفاع کنید؛
«1» . 3. پیامبر را بزرگ دارید؛ 4. و خدا را صبح و شام تسبیح و تقدیس کنید
لَیْسَ عَلَی الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَی الْمَرْضَ ی وَلَا عَلَی الَّذِینَ لَایَجِدُونَ مَایُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِن سَبِیلٍ » ***
«2» ؛ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
بر کمتوانان و بر بیماران، و بر کسانی که نمییابند چیزي را که (در راه جهاد) مصرف کنند، هیچ تنگی (و تکلیفی) نیست، هنگامی
«. که براي خدا و فرستادهاش خیرخواهی کنند؛ بر نیکوکاران هیچ راه (مؤاخذهاي) نیست؛ و خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است
2. کوتاهی نکردن از هرگونه خیرخواهی براي خدا و پیامبر (ص)
ص: 232
در این آیه ضمن معاف شمردن سه گروه- مانند مریض و ... از جهاد که به خاطر عذر نمیتوانستند شرکت کنند میفرماید بدین
یعنی اگر چه توان جنگ ندارند ولی « در صورتی که براي خدا و پیامبرش خیرخواهی کنند » « اذا نصحوالله و رسوله » شرط که
و خلاصه از «1» . میتوانند با سخن و رفتار خود مجاهدان را تشویق کنند و آنان را دلگرم سازند و یا روحیه دشمن را ضعیف کنند
هرگونه خیر خواهی کوتاهی نورزند و این تکلیفی است همگانی و ساقط نشدنی که البته عمل کنندگان به آن را در ردیف
«2» . محسنین قرار میدهد
***
إِنَّمَا المُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَی أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ یَذْهَبُوا حَتَّی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذِینَ »
یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ
بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِ کُم بَعْضاً قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنکُمْ لِوَاذاً فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ
«3» ؛ أَلِیمٌ
مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و فرستادهاش ایمان آوردهاند، و هنگامی که در کار اجتماعی همراه او باشند، تا از او
ص: 233
رخصت نگیرند (از نزدش) نمیروند. در واقع کسانی که از تو رخصت میگیرند، آنان کسانی هستند که به خدا و فرستادهاش
ایمان میآورند. پس هر گاه براي بعضی کار (هاي مهم زندگی) خود از تو رخصت میطلبند، پس به هر کس از آنان که (صلاح
میدانی و) میخواهی رخصت ده، و براي آنان از خدا آمرزش بخواه که خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است. فراخوان فرستاده
صفحه 87 از 103
(خدا) را در میان خودتان همانند فراخوان برخی شما برخی [دیگر] را قرار ندهید؛ که یقیناً خدا میداند کسانی را که از میان شما
مخفیانه بیرون میروند. پس کسانی که از فرمان او سرپیچی میکنند، باید بر حذر باشند که (بلا و) فتنهاي به آنان در رسد، یا
«! عذاب دردناکی به آنان برسد
«1» 3. اجازه گرفتن از پیامبر اکرم (ص) در امور
شب جنگ احد عروسی « یکی از اصحاب پیامبر به نام حنظله » : در مورد این آیه شأن نزولهاي گوناگونی حکایت شده از جمله
فَأْذَن لِمَن شِئْتَ مِنْهُمْ؛ پس به هر کس از » : داشت، از پیامبر (ص) اجازه میگیرد که آن شب را نزد همسرش بماند آیه نازل میشود
پیامبر (ص) به او اجازه میدهند فرداي آن روز به قدري براي پرسش و ،« آنان که (صلاح میدانی و) میخواهی رخصت ده
پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 9، ص: 234
جهاد عجله داشت که موفق به غسل نشد، به جنگ رفت و سرانجام شربت شهادت نوشید پیامبر (ص) در مورد او فرمود: فرشتگان را
«1» . معروف شد « غسیل الملائکه » به « حنظل » دیدم که او را میان زمین و آسمان غسل میدهند. بعد از آن
روایات تاریخی دیگر شأن نزول آیه را چنین حکایت میکنند: برخی منافقین در جنگ خندق یا موارد دیگر وقتی چشم آن
«2» . حضرت و مسلمانان را دور میدیدند کندن خندق را رها میکردند و به دنبال کار خود میرفتند
به هر حال آیه کسی را مؤمن میداند که هنگام یاري پیامبر (ص) اگر کار شخصی پیش آمد تنها در صورت اجازه صحنه را ترك
و مشخص است اجازه «3» « برخی کارهایشان » ؛ لبعض شأنهم » : کند (و البته نه هر کار ریز و درشتی بلکه امور مهم، زیرا میفرماید
خواستن بدین معناست که اگر پیامبر (ص) صلاح ندیدند کار شخصی خود را فداي هدف مهمتر نماید.
در اینجا این سؤال مطرح میشود که چرا میفرماید: براي آنان استغفار کن؟ دو پاسخ میتواند داشته باشد:
ص: 235
1. اگر چه آنان اجازه گرفتند ولی با ترجیج دادن کار خود برکار مهمتر، مرتکب نوعی ترك اولی شدهاند که نیاز به استغفار دارد.
2. به خاطر ادبی که نسبت به پیامبر داشتند در خور لطف الهی گردیدهاند و پیامبر (ص) به عنوان تشکر از آنان برایشان استغفار
میکنند.
دعوت پیامبر (ص) را در میان خود همانند دعوت » : در آیهي بعد دستور دیگري در ارتباط با فرمانهاي پیامبر بیان کرده میفرماید
او هنگامی که شما را فرا میخواند مطمئن باشید یک موضوع مهم دینی در میان است. سپس ادامه میدهد: « دیگران تلقّی نکنید
« خداوند به کسانی که براي جدا شدن از برنامههاي پیامبر (ص) پشت سر دیگران پنهان میشوند، آگاهی دارد »
4. بیزاري از دشمنان خدا و پیامبر (ص) ***
قرآن کریم در سورهي مجادله آیهي 22 میفرماید:
لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ »
فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِروحٍ مِنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِ یَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ
اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز بازپسین بیاورند، نمییابی که با کسانی که با خدا و
فرستادهاش به شدت مخالفت ورزند، دوستی کنند، و گرچه پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا خاندانشان باشند، اینانند که خدا
ایمان را در دلهایشان نوشته و با روحی از (جانب خود) ش تایید کرده، و آنان را در
ص: 236
بوستانهاي (بهشتی) وارد میکند که نهرها از زیر [درختان ش روان است، درحالی که در آنجا ماندگارند. خدا ازآنان خشنود
«! است، و آنان (نیز) از او خشنودند؛ آنان حزب خدا هستند، آگاه باشید در واقع فقط حزب خدا رستگارند
صفحه 88 از 103
محبت دشمنان » با « محبت خدا و پیامبر » آخرین آیهي سوره مجادله از آیات کوبندهاي است که به مؤمنان هشدار میدهد جمع میان
در یک دل ممکن نیست و باید از میان این دو یکی را انتخاب کرد. آنان که دم از هر دو میزنند یا ایمانشان ضعیف است یا « ایشان
منافقند. محبت پدران و خویشان بسیار خوب است و نشانهي زنده بودن عواطف انسانی است اما هنگامی که این محبت در مقابل
خدا قرار گیرد ارزش خود را از دست میدهد.
از این رو میببینم در جنگهاي صدر اسلام مسلمانان با پدران و برادران مشرکشان پیکار میکردند چون خطشان از خط خدا جدا
بود.
از امام باقر (ع) حکایت شده که میفرماید: اگر میخواهی بدانی آدم خوبی هستی، نگاهی به قلبت کن اگر اهل خدا را دوست
داري و از اهل معصیتش بیزاري و آن را دشمن میدانی، بدان آدم خوبی هستی و خدا تو را دوست دارد؛ و اگر از اهل طاعتش
بیزاري و اهل معصیتش را دوست داري، بدان
ص: 237
«1» . خیري در تو نیست و خدا دشمن توست و انسان همیشه با کسی است که او را دوست دارد
از جانب خداوند است؛ چرا که « روحی » از ادامهي آیه میتوان فهمید بیزاري انسان از دشمنان خدا نشانهي مورد تایید بودن او، به
أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِروحٍ مِنْهُ؛ اینانند که خدا ایمان را در دلهایشان نوشته و با روحی از (جانب » : میفرماید
«2» «. خود) ش تایید کرده
ه-. شخصی، خانوادگی
1. صلوات بر پیامبر و آلش
خداي متعال در سورهي احزاب آیهي 56 میفرماید:
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُ َ ص لُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَ لَّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً؛ در حقیقت خدا و فرشتگانش بر پیامبر دعا (: »
صلوات) میفرستند؛ اي کسانی که ایمان آوردهاید، بر او دعا (: صلوات) بفرستید، و بطور کامل سلام کنید (و کاملًا تسلیم او
«.( باشید
این آیه از علاقهي خاص خدا و فرشتگانش نسبت به پیامبر اعظم (ص) خبر میدهد و به مؤمنان نیز دستور میدهد شما نیز با این
پیام جهان هستی هماهنگ شوید و بر او درود بفرستید.
ص: 238
که به شکل فعل مضارع به کار رفته دلیل بر استمرار است یعنی پیوسته خدا و فرشتگانش بر او درود و رحمت « یصلّون » تعبیر
میفرستند، رحمت و درودي جاودانه. و بر مؤمنین نیز واجب است حداقل روزي چند مرتبه- در تشهد نماز- بر آن حضرت و آل او
صلوات بفرستند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید و بارك » : از آن حضرت نقل شده است که بگویید
«1» « علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم
بیفزایید و صلوات ناقص « محمد » را به هنگام صلوات بر « آل محمد » در روایات زیادي از شیعه و سنی به طور صریح آمده است که
نفرستید.
نیز دو حدیث نقل میکند اما « صحیح مسلم » ؛ 19 حدیث بدین مضمون میآورد « در المنثور » از علماي اهل سنت در تفسیر « سیوطی »
(« آل » بدون ذکر ) « باب الصلو علی النبی صلی الله علیه و سلم » : عجیب اینکه عنوانی که براي این باب انتخاب میکند اینگونه است
«2»
صفحه 89 از 103
2. مقدم نشدن بر پیامبر (ص)
قرآن کریم در سورهي حجرات آیهي اول میفرماید: ص: 239
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَيِ اللَّهِ وَرسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ اي کسانی که ایمان آوردهاید! فرا پیش خدا و »
«. فرستادهاش (چیزي را) مقدم ندارید، (و بر آنان پیشی مگیرید.) و [خودتان را] از [عذاب خدا حفظ کنید؛ که خدا شنواي داناست
دو مورد از شأن نزولهایی که براي این آیه گفتهاند حکایت میکنیم:
عبدالله بن زبیر گوید جماعتی از بنی تمیم خدمت پیامبر (ص) آمدند ابوبکر گفت: قعقاع بن معبد را امیر اینان کن و عمر گفت.
اقرع بن حابس را امیرشان قرار ده، ابوبکر گفت: تو فقط میخواستی با من مخالفت کنی! عمر هم چیزي گفت و به مشاجره
«1» . پرداختند و صداي آنها بلند شد، خداوند این آیه را فرستاد
ظرف آبی طلب کرده و روزهي خود را « کراع الغمیم » همچنین گفتهاند وقتی پیامبر (ص) براي فتح مکّه خارج میشدند در منزلگاه
«2» . نامید « گنه کار » یعنی « عصا » افطار کردند اما عدهاي بر روزهي خود باقی ماندند، پیامبر (ص) آنها را جمعیت
ص: 240
به هر حال آیه هرگونه تقدّم، پیشی گرفتن و خارج شدن از مداري که پیامبر (ص) حرکت میکنند را نهی میکند در راه رفتن
«1» . ظاهري باشد یا طیّ مسیر زندگی
3. حفظ احترام پیامبر
خداي متعال در آیات بعدي همان سوره میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِ کُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا »
تَشْعُرُونَ؛ اي کسانی که ایمان آوردهاید! صداهایتان را فراتر از صداي پیامبر بلند مَکنید، و در سخن گفتن بر او بانگ نزنید، همچون
«. بانگ زدن برخی از شما بر برخی [دیگر]؛ مبادا اعمال شما تباه شود در حالی که شما (با درك حسّی) متوجه نمیشوید
در آیهي قبل مطلبی را فرمودند که یکی از ابعاد آن حفظ احترام پیامبر (ص) بود در ادامه نیز تا آیهي 5 نکات مهمی یادآور
میشوند.
ص: 241
شأن نزول
یا محمد أخرج الینا؛ اي محمد به » آیه در مورد گروهی از بنی تمیم نازل شده که بر در حجرهي حضرت ایستادند و فریاد زدند
و هنگامی که ایشان آمدند در جلوي او راه میرفتند و وقتی حرف میزدند صداي خود را بالاتر از صداي او میبردند « سوي ما بیا
«1» ؟ و میگفتند: اي محمد در مورد فلان چیز و فلان چیز چه میگویی
نکات آیه:
1. صداي خود را بالاتر از صداي ایشان نبرید؛
2. ادب و احترام را رعایت کنید؛
3. درشت و بیپروا سخن مگویید آنگونه که با یکدیگر حرف میزنید؛
عمل را به دنبال دارد؛ «2» 4. رعایت نکردن حرمت پیامبر (ص) احتمال حبط
«3» . 5. بیاحترامی به پیامبر و رهبري الهی آثار ویرانگري دارد که فراتر از درك و تحلیل خود انسان است
در آیهي سوم مؤمنانی را که حرمت پیامبر (ص) را حفظ میکنند، تشویق کرده و آنرا نشانهي موفق شدن در آزمون تقوا میداند و
«4» . مغفرت و پاداشی بزرگ را در انتظار آنها میداند
صفحه 90 از 103
ص: 242
این آیات در این زمان نیز تبلور دارد آیهي شریفه مردم را نهی میکند از اینکه بر رسول اکرم مقدم شوند و صداي خود را بالاتر از
صداي رسول الله (ص) قرار دهند اما در نظام طاغوت پهلوي شاه- لعنه الله علیه- با تغییر تاریخ هجري به شاهنشاهی، نام کورش را
«1» . بر نام پیامبر (ص) مقدم کرد و برتري داد
قرآن کریم میفرماید:
«2» ؛ النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ »
«. پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است
این اولویت بدون قید و شرط بیان شده است که معنایش این است: در همهي اختیاراتی که انسان نسبت به خویش دارد آن حضرت
«3» « البته این مقام نبوت است که براي او چنین حقی را ایجاد کرده است » از خود او نیز سزاوارتر است
قسم به آن کسی که جانم در دست اوست هیچ یک از شما به حقیقت ایمان نمیرسد مگر زمانی که من نزد » : در حدیثی میخوانیم
«4» «. او محبوبتر از خودش و مالش و فرزندش و تمام مردم باشم
ص: 243
4. همسران پیامبر، مادران مؤمنین هستند
خداي متعال در سورهي احزاب آیهي 6 میفرماید:
النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَی بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ إِلَّا أَن »
تَفْعَلُوا إِلَی أَوْلِیَائِکُم مَّعْرُوفاً کَانَ ذلِکَ فِی الْکِتَابِ مَسْطُوراً؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ وهمسرانش مادران
ایشانند؛ و خویشاوندان در کتاب خدا، برخی آنان نسبت به برخی (دیگر) از مومنان و مهاجران (در مورد ارث) سزاوارترند، مگر
«. آنکه (بخواهید) نسبت به دوستانتان [کار] پسندیدهاي انجام دهید؛ این (حکم) در کتاب (خدا) نوشته شده است
با زنان آن حضرت بود که در آیات « حرمت ازدواج » و « حفظ احترام » منظور از مادر، مادر معنوي است و این ارتباط و پیوند تأثیرش
به طور صریح به تحریم ازدواج با آنان پس از پیامبر (ص) اشاره شده است و از نظر ارث و سایر محرمیتهاي «1» دیگر همین سوره
من مادر تو نیستم بلکه مادر » : سببی و نسبی اثري ندارد به همین خاطر عایشه به زنی که او را مادر خطاب کرده بود میگوید
آن را میرساند « مؤمنین » کنایه از تحریم ازدواج. البته در مورد احترام، شامل مرد و زن میشود، چه اینکه لفظ ،« مردهاي شما هستم
«2» . و هم همسر دیگر پیامبر (ص) بدان تصریح میکند
ص: 244
5. آداب وارد شدن به خانهي پیامبر (ص)
قرآن کریم در آیهي 53 سورهي احزاب میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَی طَعَامٍ غَیْرَنَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا »
مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ یُؤْذِي النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِ مِنکُمْ وَاللَّهُ لَا یَسْتَحْیِ مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ
ذلِکُمْ أَطْهَر لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیماً؛ اي
کسانی که ایمان آوردهاید! به خانههاي پیامبر داخل نشوید مگر اینکه به شما براي [صرف غذا رخصت داده شود، در حالی که
منتظر رسیدن آن (غذا) نیستید؛ و لیکن هنگامی که فراخوانده شدید، پس داخل شوید و هنگامی که غذا خوردید پس پراکنده
شوید؛ و با سخن گفتن مأنوس نشوید [چرا] که این (کار)، پیامبر را میآزارد؛ و از شما شرم میکند و [لی خدا از (بیان) حق شرم
نمیکند. و هنگامی که وسیلهاي از آنان (: همسران پیامبر) خواستید، از پشت مانعی بخواهید؛ این (کار) براي دلهاي شما و دلهاي
صفحه 91 از 103
آنان پاكتر است. و براي شما (جایز) نیست که فرستاده خدا را آزار دهید و نه هرگز همسرانش را بعد از او به همسري (خود)
«! درآورید که این (کار) نزد خدا بزرگ است
نکات آیه
الف) بدون اجازه وارد خانه نشوند؛
ب) در صورت ورود نباید منتظر صرف غذا بشوند
ص: 245
ج) وارد شدن بدون اجازه و به انتظار غذا نشستن بدون دعوت قبلی، پیامبر (ص) را اذیت میکند؛
د) در صورتی که پیامبر (ص) آنان را دعوت کرد اجابت کنند؛
ه-) پس از خوردن غذا پراکنده شوند، و با گفتگو و صحبت کردن میهمانی را طولانی نکنند چرا که این کار موجب آزار و اذیت
پیامبر (ص) میشود؛
؛« و الله لایستحیی من الحق » و) این دستور (خارج شدن پس از صرف غذا) دستور حقی است
ز) مومنان موظفند هنگامی که چیزي از همسران پیامبر خواستند از پشت پرده مطالبه کنند (تفسیر دیگر: سؤالی از آنان داشتند از
پشت پرده بپرسند)
«1» . ح) در این آیه به حرمت ازدواج با همسران پیامبر پس از او، تصریح میکند و آن را امري بس ناگوار در پیشگاه خدا میداند
اکنون نیز حرم آن بزرگوار و ائمه (ع) خانههاي آن حضرت به حساب میآیند که نباید بدون اجازه وارد شد به همین دلیل اذن
اللهم انّی وقف علی » : دخول میخوانیم همانگونه که این مطلب در اذن دخول مشاهد شریفه، از جمله حرم امام رضا (ع) آمده است
باب من ابواب بیوت نبیک صلواتک علیه و آله و قدمنعت الناس أن یدخلوا الّا بإذنه ...؛ پروردگارا من بر درگاه
ص: 246
محترمی ایستادهام از درهاي سراي پیغمبر تو که درود تو بر او و آل اطهارش باد و تو خلق را از ورود در آن سراي بدون اذن منع
«1» « کردي
*** و: وظایف نسبت به دین پیامبر (ص)
خداي متعال در سورهي حجرات آیهي 17 میفرماید:
یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُم بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ؛ بر تو منّت مینهند که »
اسلام آوردنتان را بر من منّت منهید، بلکه خدا بر شما منّت مینهد که شما را به ایمان رهنمون » : اسلام آوردهاند؛ (اي پیامبر) بگو
« شد، اگر (در ایمان خود) راستگو هستید
1. با پذیرفتن اسلام منّتی بر پیامبر (ص) نگذارید.
آیهي شریفه به گفتگوي اعراب بادیهنشین با پیامبر (ص) اشاره دارد که به خاطر اسلامشان بر پیامبر منّت گذاشتند و گفتند: ما با تو
از در تسلیم درآمدیم در حالی که بسیاري از قبایل عرب با تو جنگیدند.
«2» «. خدا پیامبر را مأمور میکند که منّت آنان را نپذیرد و بگوید: بلکه این خدا بود که بر شما منّت نهاد و شما را هدایت کرد »
ص: 247
بله افراد کوته فکر گاهی تصورشان این است که با قبول ایمان و انجام عبادات خدمتی به ساحت الهی کردهاند در حالی که اگر نور
ایمان در قلبش بتابد و توفیق عبادت نصیبش شود بزرگترین لطف شامل حال او شده است و اگر بینش ما چنین باشد نه تنها طلبکار
«1» . نیستم بلکه همواره خود را مدیون خدا و پیامبرش (ص) احساس میکنیم
صفحه 92 از 103
2. توجه به شکایت پیامبر مبنی بر مهجور ماندن قرآن و تلاش براي مهجوریت زدایی
قرآن کریم در آیهي 30 سورهي فرقان شکایت پیامبر (ص) را چنین حکایت میکند:
اي پروردگار [من ! در حقیقت قوم من از این » : وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَ ذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛ و فرستاده (خدا) گفت »
«! قرآن دوري گزیدهاند
آري آن حضرت به پیشگاه الهی شکایت میکند که قوم من قرآن را رها کردند. اگر به وضع بسیاري از کشورهاي اسلامی
مخصوصاً آنان که زیر سلطه فرهنگی شرق و غرب قرار دارند نگاه کنیم میبینیم قرآن به صورت کتابی تشریفاتی درآمده، با
اما از صحنهي زندگی و عمل خارج شده «2» صداي خوش تلاوت میشود در کاشیکاريهاي مساجد بر هنر معماري میافزاید
است.
ص: 248
«1» . مسلمانان وظیفه دارند قرآن را به متن زندگی آورند و در فهم صحیح و عمل به تعالیم آن بکوشند
ز: الگوپذیري از پیامبر (ص):
خداي متعال در این باره میفرماید:
«2» ؛ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً »
بیقین براي شما در (روش) فرستاده خدا، (الگویی براي) پیروي نیکوست! براي کسانی که امید به خدا و روز بازپسین دارند و خدا
«. را بسیار یاد میکنند
قرآن بدون استثنا ایشان را الگویی کامل در همهي زمینهها معرفی میکند. روحیات عالی او استقامت و شکیبایی، هوشیاري و
درایت، اخلاص و توجه به خدا، تسلط بر حوادث و زانو نزدن در برابر سختیها هر کدام میتواند الگو و سرمشقی براي همهي
مسلمین باشد. این ناخداي بزرگ به هنگامی که کشتیاش گرفتار سختترین توفانها میشود کمترین سستی به خود راه نمیدهد
«3» . او چراغ هدایت است و مایهي آرامش و راحت جان
ص: 250
فهرست منابع دو جلد