گروه نرم افزاری آسمان






فصل اول پیامبر (ص) و تولید علم







اشاره
ص: 17
پرسش
اصول سازماندهی پیامبر (ص) در مدیریت را از نگاه قرآن بیان کنید.
پاسخ:
مقدمه:
در اهمیت موضوع مدیریت همین کافی است که انسان از زمانی که زندگی اجتماعی او محدود بود تا امروز، با توجه به پیشرفت
علم و افزایش جمعیت، از مدیریت بینیاز نبوده و نیست.
و از همین روي از دیرباز موضوع مدیریت مورد توجه بشر بوده، تا بتواند، بهتر امکانات را بسیج کند و به اهداف خود زودتر برسد
و به توفیقاتی هم دست یافته است.
افراد و مکاتب، ارتباط مستقیم دارد، از این رو هر گروه و مکتبی که بخشی از « جهان بینی » با ،« علوم انسانی » ولی از آنجا که تدوین
را توسعه داده، به همان اندازه نگرشهاي خود را هم در آن دخالت داده است. « علم مدیریت »
تدوین « علم مدیریت با رویکرد قرآنی » نگریسته شود و « مدیریت » به همین خاطر ضرورت دارد که با جهان بینی قرآنی به مسئلهي
شود. و از آنجا که پیامبر اکرم به شهادت روایات و تاریخ، داراي حکومتی گسترده و
صفحه 19 از 137
ص: 18
سازمانمند بودهاند، قرآن کریم در بعضی آیات، اشارههایی به این سازمان حکومتی دارد که میتوان از آنها با الغاء خصوصیت،
اصولی را استخراج کرد.
تاریخچه و مفهومشناسی
اشاره
اندیشمندانی که به بررسی اصول مدیریت پرداختهاند، گاه اصول را تعریف کردهاند و گاه به تبیین مصادیق اصول اشاره کردهاند و
راهنماي هدایت و حرکت مدیران و آحاد سازمان در راستاي تحقق نظام » برخی صاحبنظران در تعریف اصول گفتهاند: اصول
«1» . میباشد « ارزشی مطلوب براي سازمان
«2» . نامیدهاند « اصول مدیریت » مدیران را تحت عنوان « وظایف عمومی » ، و معمولًا مدیریت پژوهان
را بر میشماریم: « اصول سازماندهی پیامبر در مدیریت » و ما در این مجال
1. اصل اطاعت
قرآن کریم در سورهي نساء میفرماید:
«3» ... یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ »
«... ؛ اي کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر (: اوصیاي پیامبر) را و
ص: 19
اصل اطاعت یک اصل مدیریتی است که نخست عقل به حسن و لزوم آن حکم میکند و شارع مقدس نیز به آن ارشاد کرده است.
لفظ اطاعت اطلاق دارد و اطاعتهاي حکومتی و مدیریتی را نیز شامل میشود.
2. اصل سلسله مراتب
اشاره
طبق آیهي فوق اطاعت از خدا و رسول خدا و صاحبان امر حکومت، به شکل مسلسل و زنجیرهاي، عقلًا و شرعاً لازم است.
امامان معصوم میباشند که رهبري « اولی الامر » در اینباره اتفاق نظر دارند که منظور از «1» مفسران شیعه و برخی از اهل تسنن
مادي و معنوي جامعهي اسلامی، در تمام شئون زندگی از طرف خداوند و پیامبر به آنها سپرده شده است، و البته کسانی که از
طرف آنها به مقامی منصوب شوند و مسئولیتی را در جامعهي اسلامی به عهده بگیرند، با شروط معینی اطاعت آنها لازم است نه به
«2» . خاطر اینکه صاحبان امورند بلکه به خاطر اینکه نمایندگان صاحبان امور (: اولی الامر) میباشند
برخی از صاحبنظران در این باره مینویسند:
ص: 20
اگر بخواهیم جایگاه مدیر یک سازمان را در سلسله مراتب مدیریت در اسلام تعیین کنیم، درمییابیم که یک رابطهي طولی
استواري بین مراتب مدیریتی در اسلام وجود دارد این مراتب عبارتند از:
صفحه 20 از 137
مدیریت خدا، مدیریت پیامبر (ص) مدیریت معصوم، مدیریت فقیه
از این مرتبه به بعد در سازمانها شامل: مدیریت سازمان بر زیر مجموعه، و در خانه، شامل مدیریت شوهر بر خانواده و زن، و
مدیریت پدر بر فرزند است.
این مراتب، در طول مدیریت خدا، پیامبر (ص) و معصوم است و طبیعتاً مدیریت پدر، شوهر و سازمان در طول مدیریت فقیه قرار
«1» . دارد
3. اصل مرجعیت مدیر در منازعات و مشاجرات و اختلاف نظرها
«2» « فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُول » : این اصل، هم از آیهي فوق
بر میآید و همچنین از آیات دیگر مانند:
«3» ؛ فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوكَ فِیَما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً »
[ولی چنین نیست، به پروردگارت سوگند! که آنها ایمان (حقیقی) نخواهند آورد، تا اینکه در مورد آنچه در میانشان اختلاف
«. کردند، تو را داور گردانند؛ سپس از داوري تو در جانشان هیچ (دل) تنگی نیابند، و کاملًا تسلیم شوند
ص: 21
طبق این آیات کلام رسول خدا در اختلافات گوناگون، از جمله، اختلاف نظرهاي سازمانی، فصل الخطاب است مدیران نیز طبق
این اصل باید با قاطعیت، مسائل را حل و فصل کنند و دیگران هم تمکین کنند تا کار سازمان منظم پیش برود.
«1» . اگر مشورتی هم با آنان صورت گرفت، این منافاتی با فصل الخطاب بودن سخن مدیر ندارد
4. اصل اولویت
«2» ؛ النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ »
«. پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است
بیانگر « الغاء خصوصیت » این آیه در مورد اولویت همه جانبهي پیامبر (ص) از جمله مدیریت ایشان براي دیگران است. اما این آیه با
یک اصل عمومی در مدیریت میباشد و آن اینکه اگر فرد اصلحی در رأس مجموعه قرار گیرد ولایت و اولویت پیدا میکند به این
معنا که فوق سلسله مراتب و امور اداري میتواند به عنوان فصل الخطاب کارها را حل و فصل کند و گرهها را باز کند.
از امام باقر حکایت شده:
«3» «. این آیه، دربارهي رهبري و فرماندهی نازل شده است »
ص: 22
معنا کرده « احق بتدبیرهم » را « اولی بأنفسهم » از این آیه، تدبیر و مدیریت را فهمیده است و مراد از « تبیان » شیخ طوسی در تفسیر
«1» . است و پیامبر را شایستهترین مدیر و مدبر شمرده است
با این تفاصیل آیهي فوق، مدیریت همراه با ولایت و اولویت را مطرح میکند که حل کنندهي بسیاري از معضلات مدیریتی است.
5. اصل رخصت گرفتن از مدیر
صفحه 21 از 137
در آیهي 62 سورهي نساء میخوانیم:
إِنَّمَا المُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَی أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ یَذْهَبُوا حَتَّی یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذِینَ »
«2» ؛ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ
مؤمنان تنها کسانی هستند که به خدا و فرستادهاش ایمان آوردهاند، و هنگامی که در کار اجتماعی همراه او باشند، تا از او رخصت
نگیرند (از نزدش) نمیروند. در واقع کسانی که از تو رخصت میگیرند، آنان کسانی هستند که به خدا و فرستادهاش ایمان
میآورند. پس هر گاه براي بعضی کار (هاي مهم زندگی) خود از تو رخصت میطلبند، پس به هر کس از
ص: 23
«. آنان که (صلاح میدانی و) میخواهی رخصت ده، و براي آنان از خدا آمرزش بخواه که خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است
مطابق مضمون این آیه، رسول خدا مرجع هر نوع اجازه است؛ یعنی بدون اذن ایشان امور جریان نمییابد امضاي آن حضرت باید
«1» . ذیل هر عمل اداري و سازمانی باشد. در کارهاي مهم، هر فعل و ترکی با اذن ایشان انجام میگیرد
مدیران اسلام طبق این اصل، صاحب امضا هستند و اذن آنان شرط هر اقدامی است.
در مدیریت، این حق را به مراتب پایینتر واگذار کرد تا کارها سریعتر صورت گیرد و « سلسله مراتب » البته میتوان با توجه به اصل
مشکلات جدید حاصل نشود ...
از این رو برخی از مفسرین ذیل این آیه مینویسند:
البته این دستور انضباطی مهم اسلامی، مخصوص پیامبر و یارانش نبوده است بلکه در برابر تمام رهبران و پیشوایان الهی اعم از »
پیامبر و امام و علمایی که جانشین آنها هستند رعایت آن لازم است ... زیرا اصولًا هیچ تشکیلاتی بدون رعایت این اصل، پا بر جا
«2» «. نمیماند، و مدیریت صحیح بدون آن امکان پذیر نیست
ص: 24
6. اصل تمرکز در امور مالی
در آیات متعددي چنین آمده است:
«1» ؛... یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ »
غنائم (جنگی و ثروتهاي بدون » : (اي پیامبر) از تو درباره غنائم (جنگی و ثروتهاي بدون مالک مشخص) پرسش میکنند؛ بگو
«... ؛ پس، [خودتان را] از [عذاب] خدا حفظ کنید «؛ مالک مشخص) مخصوص خدا و فرستاده [او] ست
«2» ؛... وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَی وَ »
و بدانید که هر چیزي از غنیمت به دست آورید، پس یک پنجم آن فقط براي خدا، و براي فرستاده [اش]، و براي نزدیکان [او] و
یتیمان و بینوایان و در راه مانده (از آنها) است؛ اگر به خدا و آنچه بر بندهمان، در روز جدایی [حق از باطل]، روزي که دو گروه
«. (مؤمنان و کافران در نبرد بدر با هم) روبرو شدند، فرود آوردیم، ایمان آوردهاید؛ و خدا بر هر چیزي تواناست
مطابق این آیات و نظایر آن، مرکزیت امور مالی و تصمیمگیري در مورد مصرف و هزینه کردن اموال، به رسول خدا باز میگردد.
از این اصل استفاده میشود که مدیران در امور مالی و هزینه کردن آن، مسئول هستند و باید از جذب بودجهها آگاهی کافی داشته
باشند و از مفاسد اقتصادي جلوگیري کنند.
ص: 25
صفحه 22 از 137
همچنین دانسته میشود که بخشی از اقتدار، به قدرت مالی بر میگردد که توانایی تعلیم و خدمت و پاداش و تنبیه و ... را ایجاد
«1» . میکند
7. اصل مرکزیت مدیر نسبت به اطلاعات و گزارشها
در سورهي نساء آیهي 83 خداوند متعال میفرماید:
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَإِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ؛ و هنگامی که خبري (حاکی) از ایمنی یا »
ترس به آن [منافق ان برسد، منتشرش سازند، و [لی اگر (بر فرض) آن را به فرستاده [خدا] و به اولیاي امر از بینشان، ارجاع دهند، از
میان آنان کسانی که آن را استنباط میکنند، حتماً به (درستی و نادرستی) آن آگاهی دارند. و اگر بخشش خدا و رحمتش بر شما
«. نبود، مسلماً جز اندکی (از شما، همگی) از شیطان پیروي میکردید
رسول خدا به عنوان مدیر و رهبر، طبق این آیه باید مرکز اطلاعات و گزارشها به ویژه اخبار امنیتی و حساس باشد تا با مشاوران
کاردان خویش آنها را تجزیه و تحلیل کرده و براي رفع اضطراب و تأمین بهداشت روانی مجموعه زیر دست، با رعایت مصالح با
آن برخورد شود و حتی براي اعلان آنها به افراد، با برنامهریزي عمل شود.
ص: 26
طبق این اصل مدیر باید از آخرین گزارشات و اطلاعات مطلع شود، تا در برنامهریزيها و تصمیمگیريها از آنها استفاده کند، و
«1» . بهداشت روانی افراد تحت فرمان او هم دستخوش خبرهاي مسموم و شایعات نشود
8. اصل لزوم احترام به مدیر و پیشی نگرفتن بر او
قرآن کریم در سورهي حجرات میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَيِ اللَّهِ وَرسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ »
النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِ کُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْ وَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ
أُولئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَي لَهُم مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ وَلَوْ أَنَّهُمْ
«2» ؛ صَبَرُوا حَتَّی تَخْرُجَ إِلَیْهِمْ لَکَانَ خَیْراً لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
اي کسانی که ایمان آوردهاید! فرا پیش خدا و فرستادهاش (چیزي را) مقدم ندارید، (و بر آنان پیشی مگیرید.) و [خودتان را] از
[عذاب خدا حفظ کنید؛ که خدا شنواي داناست. اي کسانی که ایمان آوردهاید! صداهایتان را فراتر از صداي پیامبر بلند مَکنید، و
در سخن گفتن بر او بانگ نزنید، همچون بانگ زدن برخی از شما بر برخی [دیگر]؛ مبادا اعمال شما تباه شود در حالی که شما (با
درك حسّی) متوجه نمیشوید. در حقیقت کسانی که صداهایشان را نزد فرستاده خدا فرو میکشند، آنان کسانی هستند که خدا
دلهایشان را
ص: 27
براي پارسایی (و خود نگهداري آزموده و) خالص نموده است؛ [و] براي آنان آمرزش و پاداش بزرگی است. در واقع کسانی که تو
را از پشت اتاقها فرا میخوانند، اکثر آنان خردورزي نمیکنند. و اگر (بر فرض) آنان شکیبایی میکردند تا به سوي آنان درآیی،
«. حتماً براي آنان بهتر بود؛ و خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است
این اصل در حقیقت، وظیفهي پیروان را درسازمان اداري و حکومتی نبوي بیان میکند و اقتدار رهبري را در اطاعت پیروان میداند.
باید پیروي شود یعنی در همهي « علم و نظر » و چه در حوزهي « عمل » هر جا که خدا و پیامبر حکمی داده باشند چه در حوزهي
صفحه 23 از 137
«1» . حاکم است « عدم تقدم بر رسول » و سپس « عدم تقدم بر خدا » حوزههاي فعالیت انسانی، اصل
مسئلهي مدیریت، بدون رعایت انظباط، هرگز به سامان نمیرسد و اگر بخواهند کسانی که تحت پوشش مدیریت و رهبري قرار
«2» . دارند به طور خودسرانه عمل کنند، شیرازهي کارها به هم میریزد، هرقدر هم رهبر و فرمانده لایق و شایسته باشد
آري رهبر و مدیر هر اندازه نیرومند و واجد شرایط باشد در عین حال نیاز به پیروان صدیق، صمیمی و مطیع دارد به گونهاي که
را وظیفهي شرعی خود بدانند و حریم رهبري را حفظ کنند و قداست زدایی نکنند. « پیروي »
یکی از صاحب نظران در این باره مینویسد:
ص: 28
اهتمام بیشتري نشان دادهاند و در این مسیر از نظریات جامعه شناسان و روانشناسان « پیروي » مدیریت پژوهان نوین، اخیراً به نظریات
«1» . بهره جستهاند « زیگموند فروید » و « ماکس وبر » مانند
مدیریت بحران و رعایت اصول اخلاقی و اجتماعی در آن
اشاره
بعد از شکست و مراجعت مسلمانان از جنگ احد، کسانی که از جنگ فرار کرده بودند و کوتاهی کرده بودند اطراف پیامبر جمع
و فرمود: «2» شدند و ضمن اظهار پشیمانی، تقاضاي عفو و بخشش کردند. خداوند آیهي 159 سورهي آلعمران را نازل کرد
(فبما رحمه من الله لنت له مو لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت
به (برکت) رحمت الهی در برابر آنان (: مردم) نرم و (مهربان) شدي و اگر خشن و سنگدل » ( فتوکل علی الله ان الله یحب متوکلین
بودي، از اطراف تو، پراکنده میشدند پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب با آنان مشورت کن اما هنگامی که تصمیم
«. گرفتی، (قاطع باش) و بر خدا توکل کن زیرا خدواند متوکلان را دوست دارد
زیرا افرادي که گرفتار «! کرد « مدیریت بحران » با این دستورات پیامبر » : در این آیه دستوراتی را به پیامبر داد که میتوان تعبیر نمود
شکست فاحش شده بودند و آن همه کشته و مجروح داده بودند چنین افرادي نیاز به
ص: 29
داشتند تا جراحات جسمی و روحی آنها هرچه زودتر التیام پیدا کند و نه تنها دچار تفرقه و فروپاشی نشوند بلکه « مدیریت بحران »
«1» . براي حوادث آینده نیز آماده شوند
پیامبر اکرم (ص) را در هنگام مدیریت بحران بیان میکند که به توضیح « ویژگیهاي مدیریتی » و « اصول اخلاقی » این آیه بعضی از
مختصر برخی از آنها میپردازیم:
1. نرم خویی و مهربانی
در این آیه یکی از اصول اخلاقی پیامبر در مدیریت که مهربانی و نرمخویی است را برمیشمارد و آن را رمز موفقیت پیامبر میداند
«. اگر این ویژگی در تو نبود افراد از دور تو پراکنده میشدند » : و میفرماید
«2» . و به این ویژگیپیامبر در آیات دیگر با تعابیر گوناگون اشاره شده است
2. گذشت و بخشش خطاکاران
صفحه 24 از 137
مجموعهي تحت فرمان مدیر میباشد و بدیهی است که با برخوردهاي ناسنجیده و « رشد و تعالی » ، یکی از اهداف مدیریت در قرآن
عجولانه و مچگیريهاي مضر و ... مجموعهها و افراد آن به رشد نمیرسد بلکه دچار عزل و نصبهاي مکرر و بینتیجه میشوند و
ابهت و وقاررهبر یا مدیر آن مجموعه نیز به خطر میافتد آري با عفو و گذشت از خطاکاران و جلوگیري از پرده پرسش و
پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 10 ، ص: 30
دري است که افراد تحت فرمان مدیر، از رفتار کریمانه و بزرگوارانه مدیر و رهبر، در خلوت خود شرمنده میشوند و همین که
میبینند خطاي آنها بخشیده شده یا آبروي خود را بازیافت کردهاند، تا پایان، خود را وامدار مدیر و سرپرست و رهبر خود میدانند
« رشد و تعالی » و محبت او در دل آنها جایگزین میشود و به این روش است که آن اشتباهات نیز تکرار نمیشود و مجموعه به
میرسد.
3. مشورت
کسی که گمان کند همه چیز را میداند نیازي به مشورت با دیگران نمیبیند و خود را از دستیابی به نظرات و پیشنهادهاي خوب
دیگران محروم میکند. چرا که مشورت موجب بهرهگیري از عقل دیگران و پالایش اندیشه وایجاد پشتیبان است.
« بها » و ازطرفی خواست طبیعی افراد جامعه از مدیران و مسئولان این است که با توجه به استعدادهاي آنها، در حد معقول به آنها
داده شود تا زمینهي رشد و تعالی شخصیت آدمی فراهم شود.
و در مقابل، بیاعتنایی به افکار و اندیشههاي معقول دیگران، شخصیتانسانی افراد را میشکند و ریشههاي نهال فضیلت و ابتکار را
در زمین دلها میخشکاند.
ص: 31
قرآن کریم براي دستیابی به این ارزشها و زیباییها، با روشهاي گوناگون این منظور را تعقیب میکند که یکی از این شیوههاي
«1» . است « مشورت » بسیار مناسب و پرجاذبه
لذا میبینیم در ادامهي آیه مورد بحث، بعد از فرمان عفو عمومی، براي زنده کردن شخصیت آنها و تجدید حیات فکري و روحی
آنان دستور میدهد: (و شاورهم فی الامر) یعنی با آنها در کارها مشورت نما (و از آنها نظرخواهی کن!).
همانطور که در شأن نزول آیه آمده، پیامبراکرم قبل از جنگ احد در چگونگی مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت کرد، و نظر
آنها این بود که اردوگاه، دامنهي احد باشد واین نظر محصول رضایت بخشی نداشت.
در آن موقع این فکر به نظر بسیاري میرسید که در آینده دیگر پیامبر با کسی مشورت نمیکند.
«! باز هم با آنها مشورت نما » : قرآن کریم به این توهم پاسخ میدهد و میفرماید
چرا که هر چند نتیجهي ظاهري مشورت در برخی مواقع سودمند نیست ولی با نگاه کلی که بررسی کنیم منافع آن بیش از زیانهاي
آن میباشد.
«2» . و اثري که در آن براي پرورش فرد و اجتماع و رشد شخصیت آنها وجود دارد از همهي اینها بالاتر است
ص: 32
4. قاطعیت و شجاعت در عمل
«1» . یعنی تصمیم قلبی براي انجام کاري « عزم » : در مفردات راغب در معناي عزم آمده
صفحه 25 از 137
به طوري که « امتداد و دوام عمل » و هم در « چگونگی عمل » عزم تصمیم قطعی و موکد است هم در » : و صاحب التحقیق مینویسد
«2» «. ارادهي عمل و ادامهي آن محقق شود
خداوند بعد از اینکه پیامبر را به مهربانی و نرمخویی و گذشت وعفو و مشورت دعوت کرد سپس دستور میدهد که بعد از آن
مراحل، تصمیم جدي و قاطع بگیر!
«3» : در اینجا دو نکته از نکات تفسیري آیه را بیان میکنیم
ص: 33
1. در آیهي شریفه مسئلهي مهم مشاوره به صورت جمع آمد (و شاورهم) ولی تصمیم نهایی، تنها به عهدهي پیامبر گذاشته شد و به
.« فاذا عزمتَ » : صورت مفرد فرمود
این اختلاف تعبیر به یک نکتهي مهم اشاره دارد و آن اینکه بررسی جوانب مختلف مسائل اجتماعی باید به صورت دستهجمعی و
مشورت انجام گیرد، اما هنگامی که طرحی تصویب شد باید براي اجراي آن ارادهي واحدي به کار افتد. در غیر این صورت هرج و
مرج میشود.
فهمیده میشود این است که بعد از مهربانی و گذشت و مشورت با افراد و تولید نظرات « عزمت » 2. مطلب دیگري که از واژهي
نظر نهایی را اعلام کنی و بر انجام آن تصمیم بگیري. « قاطعیت و جدیت » جدید، باید در نهایت، با
5. توکل بر خدا
به معناي انتخاب کردن وکیل است؛ و این را میدانیم که یک وکیل خوب حداقل 4 صفت دارد: « وکالت » از مادهي « توکل »
آگاهی کافی، امانت داري، قدرت، دلسوزي.
و این را نیز میدانیم که قادر مطلق خداست و همهي قدرتها به او منتسب است.
«. تکیه و اعتماد به قادر، موجب قدرت میشود » : تاثیر توکل در ایجاد قدرت روانی این است که
« فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین » : از این رو خداوند متعال میفرماید
آري همیشه در مشاوره وقتی نظرهاي متفاوت مطرح میشود انسان مردد میشود کدام نظر را انتخاب کند؟!
ص: 34
چون ممکن است هر کدام نقاط ضعف و قوتی داشته باشد از این رو خداي متعال میفرماید: خود را در سر دو راهی قرار مده و در
مقام تعارض قرار مگیر و با جدیت و قاطعیت تصمیم بگیر! و دلهره و نگرانی احتمالی را نیز توکل بر خدا از بین میبرد و تو را ثابت
قدم میدارد.
بدیهی است توکل بر خدا، هرگز به معناي استفاده نکردن از امکانات نیست بلکه ضمن استفاده از آنها میباشد، آنجا که امکانات
فراهم است باید مورد استفاده قرار گیرد و آنجا که فراهم نیست باید در فراهم آوري آنها کوشید و در هر دو حال باید بر خدا
توکل کرد.
جمعبندي و نتیجهگیري
میباشد چنانچه پیامبر اکرم چنین شیوهاي را در مدیریت خود « مهربانی » و « رأفت » بیان شد که یکی از ویژگیهاي مدیر موفق
خود سقوط دهد. بلکه « قدرت و ابهت » نیست که مدیر را از موضع « ناچاري » و « انفعال » داشتند. ولی این مهربانی و عطوفت از سر
این مهربانی و عطوفت داراي ابزار و وسایلی است که وقتی مدیر با این ابزار وارد عمل شود نتیجه چیز دیگري میشود.
صفحه 26 از 137
« رفتار متواضعانه » و « عیب پوشی » و «2» « عفو و گذشت » و « تغافل » و «1» « گوش دادن » توضیح اینکه: مدیر شایسته هنگامی که هنر
داشته باشد و از «3»
ص: 35
با افراد زیر دست و تحت برنامهي خود رفتار کند، آن « مشورت » و «1» « کلامی نیکو » به دور باشد و با زبان « غرور » و « تکبر » هرگونه
میشوند و گاهی وامدار اخلاق وي میشوند. « گرفتار » مدیر « کمند اخلاق نیکوي » افراد به طور طبیعی و اتوماتیک در
به خرج داد همه، با جان و دل میپذیرندو ... و این نوع برخورد مدیر با افراد نه « قاطعیت » و از این رو وقتی در جاي مناسب، مدیر
افراد مجموعه نیز میشود و با ارتباط با خدا در سایهي « تعالی » و « تزکیه » و « رشد » تنها باعث ضعف مدیر نمیشود بلکه باعث
مشکلات یکی پس از دیگري حل میشود. « توکل »
زیرا مدیرانی که بر خدا توکل ندارند در مواقع بحرانی به یأس و ناامیدي میرسند و در نتیجه بیحرکت و راکد میمانند و درچنین
حالتی حتی از داشتهها و تواناییهاي شناختهشدهي خود نیز نمیتوانند استفاده کنند ... چون سایهي یأس همه جا را تاریک کرده
است.
مدیرانی که بر خدا توکل میکنند امیدوار میمانند و در زیر نور امید و نشاط علاوه بر آنکه از همهي داشتهها و تواناییهاي شناخته
شدهي خویش بهرهبرداري میکنند تواناییهاي ناشناخته و فراموش شده و مورد غفلت واقع شدهي آنها نیز- در شرایط بحرانی و
اضطراري- شکوفا میشود.
ص: 36
زیرا بحران و اضطرار در صورتی که امید و نشاط را از انسان سلب نکند، قواي پنهان و ناشناختهي مادي و معنوي او را شکوفا و
«1» . بسیج مینماید
در مدیریت میباشد که جاي برخی از آنها «( اصول اخلاقی پیامبر (ص » و « اصول سازماندهی » آري این مجموعهي به هم پیوسته از
شود. « علم مدیریت » خالی است که توجه به آنها میتواند باعث تغییر و تحول در « دانش مدیریت غیر اسلامی » در
ص: 37
صفحه سفید
ص: 38
پرسش
دیدگاه پیامبر (ص) در مورد کیهانشناسی چیست؟
پاسخ:
درآمد
حکایت شده که پیامبر اکرم (ص) در نیمههاي شب که براي نماز شب از بستر بر میخاست، وارد حیاط میشد، به آسمان
مینگریست واین آیات را تلاوت میکرد:
الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ »
«1» ؛ النَّارِ
(همان)
ص: 39
صفحه 27 از 137
کسانی که [در حال ایستاده و نشسته، و بر پهلوهایشان [آرمیده ، خدا را یاد میکنند؛ و در آفرینش آسمانها و زمین تفکّر میکنند؛
«! (در حالی که میگویند: اي) پروردگار ما! این [ها] را بیهوده نیافریدهاي؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش، حفظ کن
از رسول خدا (ص) قضایا واحادیثی نقل شده که حاکی از اطلاع کامل آن حضرت از علم کیهان شناسی است واسراري از آن به
دست آمده که اعجاب دانشمندان را برانگیخته است.
از حضرت محمد (ص) حکایت شده که در این باره فرمودند:
آسمانها و زمینهاي «1» ؛ کشفت لی عن السموات السبع والارضین السبع حتی رأیت سکانها وعمارها وموضع کل ملک منها »
«. هفتگانه آنچنان بر من روشن شد که ساکنان وآباد کنندگان آن وجاي تک تک ملائک را دیدم
و گاهی سوال نجومی یهودي را «2» ؛ حضرت گاهی آیهاي از قرآن را تفسیر میکند و در تفسیر آن از علم نجوم کمک میگیرد
و گاهی از خلقت آسمان و زمین سخن «3» ؛ پاسخ میدهد ویهودي با شنیدن جواب، اسلام میآورد
ص: 40
«2» . و نیز گاهی از آمیخته شدن خرافات با این علم، برآشفته میشود و بر فراز منبر رفته و خطبهاي ایراد میکند «1» ؛ میگوید
در این نوشتهي کوتاه، سعی داریم چند نمونه از اعمال وگفتار پیامبر اعظم (ص) را که با علم نجوم ارتباط دارد ذکر کرده ودقت
حضرت را در آن امور، آنهم بدون بهره گیري از هیچگونه ابزار وآلات رصدي، نشان دهیم.
در مقدمهاي کوتاه فرق علم نجوم و تنجیم را بررسی کرده و برخی از روایات منع کننده را مورد بررسی قرار میدهیم سپس در
تغییر قبله، مبدء تاریخ هجري و دیوار مسجد مدینه مطالبی مینگاریم: ،« نسیء » مورد
پیامبران وکیهان شناسی
نقش وکاربردي که علم نجوم در امور روزمره ودینی انسانها داشته و دارد ایجاب میکند که برترین انسانها یعنی پیامبران وامامان
از آن بی بهره نباشند. از امام صادق (ع) حکایت شده که در این باره میفرمایند:
بعد علم القرآن ما یکون اشرف من علم النجوم وهو علم الانبیاء والاوصیاء وورثه الانبیاء ونحن نعرف هذاالعلم وما نذکره (ننکره)؛ »
بعد از علم قرآن، بالاتر از علم نجوم نیست، وآن علم پیامبران وجانشینان ووارثان آنان است، ما نیز آنرا میدانیم ولی ذکر «3»
.«( نمیکنیم (انکار نمیکنیم
ص: 41
در این قسمت به اختصار از چند پیامبر بزرگ نام میبریم و گزارشهائی را که در مورد اطلاع آنان از این علم، ذکر شده نقل
میکنیم:
خداوند متعال آدم را از » : الف. آدم (ع): عالم بزرگوار مرحوم علی بن طاوس از رسالهي ابی اسحاق طرطوسی چنین نقل میکند
«1» .« بهشت به زمین هبوط داد وهمه چیز را به او آموخت از جمله طب و نجوم
شاید این نسبت به خاطر امور نجومی «2» « هو اول من استخرج علوم الحکمه والنجوم » : ب. ادریس (ع): دربارهي ایشان گفته شده
فراوانی است که آن حضرت انجام دادهاند به عنوان مثال: ایشان بعضی از روزهاي سال را به عنوان عید قرارداد، و قربانیهایی براي
«3» . زمان دخول خورشید در بروج معین، و نیز رؤیت هلال تعیین کرد
«4» « وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ » مرحوم طبرسی، علم نجوم را معجزهي حضرت ادریس میداند و در تفسیر این آیه که میفرماید
ج. دانیال (ع): از دیگر پیامبران «5» « وقیل ان الله تعالی علّمه النجوم والحساب وعلم الهیأه وکان ذلک معجزه له » : چنین مینویسد
از نسخههاي « تاریخ التنجیم عندالعرب » الهی است که برخی مسائل نجومی از ایشان نقل شده است، صاحب کتاب
صفحه 28 از 137
ص: 42
«1» . دمشق دیده است، مطالب جالبی در نجوم گزارش میدهد « دار الکتب الظاهریه » خطی از کتاب دانیال (ع) که در
دلایل موافق و مخالف نجوم
اول: آیات و روایات موافق نجوم
الف. آیات قرآن برخی از فوائد نجوم را گوشزد کرده و میفرماید:
«. و نشانههایی (نیز قرار داد) و آن (مردم) ان به وسیله ستاره [ها] رهنمون میشوند «2» ؛ وَعَلَامَاتٍ وِبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ »
و او کسی است که ستارگان را براي شما قرار داد، تا بوسیله آنها «3» ؛ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ »
« در تاریکیهاي خشکی و دریا، راه یابید
از پیامبر اعظم (ص) نقل « ابن ابی عمیر » ب. روایات فراوانی نیز در تشویق به فراگیري علم نجوم حکایت شده به عنوان مثال روایتی
.« علم نجوم را فراگیرید تا در تایکی بیابان و دریا راهنمایتان باشد، علم نجوم علم حضرت آدم است » : میکند که حضرت فرمودند
«4»
ص: 43
دوم: روایات مخالف نجوم
در منابع روایی با احادیثی روبرو میشویم که از ظاهر آنها نهی از فراگیري وبکار بردن علم نجوم فهمیده میشود. ما قبل از هر
گونه اظهار نظر، چند نمونه از روایاتی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است را میآوریم:
هر کس شاخهاي از علم نجوم را فرا گیرد، همانا شاخهاي از سحر را فرا «1» ؛ من اقتبس شعبه من النجوم فقد اقتبس شعبه من السحر »
«. گرفته است
«. پیامبر به حضرت علی (ع) فرمودند: با منجمین همنشین مشو «2» ، یا علی .. لا تجالس اصحاب النجوم »
هر کس نزد کف بین یا منجمی برود و از او اطلاع از غیب خداوند «3» ؛ من أتی عرافا .. او منجما یطلب غیب الله منه فقد حارب الله »
.« را بخواهد، با خدا به جنگ برخاسته است
کسی که منجمی یا کاهنی را تصدیق کند آنچه که بر محمد «4» ؛( من صدق منجما او کاهنا فقد کفر بما انزل علی محمد (ص »
«. (ص) نازل شده را انکار کرده است
در این باب، احادیث فراوان است ولی ما به همین مقدار اکتفا کردیم براي آگاهی بیشتر به جلد 57 و 58 بحار الانوار ودیگر کتب
روایی رجوع شود.
دقت در این احادیث، و توجه به شواهدي همچون تشبیه به سحر، طلب غیب خداوند وهمسانی با کاهن، نشان میدهد که مراد از
علم نجوم در این
ص: 44
روایات، علم تنجیم است. علماي گذشته نیز به این مسئله تصریح کردهاند به عنوان مثال مرحوم صدوق پس از نقل این روایت که
منجم در این روایات کسی است که «1» ؛ هو الذي یقول بقدم الفلک ولا یقول بمفلکه وخالقه » : چنین مینویسد « المنجم ملعون »
.« فلک را ازلی میداند و خالقی براي آن قائل نیست
صفحه 29 از 137
فرق بین علم نجوم وتنجیم
فهم دقیق از مدحها و مذمتهایی که در برخی و روایات در باب علم نجوم و تنجیم وارد شده است، وقتی حاصل میشود که
بتوانیم این دو علم را تعریف و تفاوتهاي آنها را معین نمائیم.
بی توجهی به تمایزات این دو علم، باعث شده ویژگیهاي هر کدام به دیگري نسبت داده شود.
در این قسمت براي معرفی بهتر این دو علم، کلمات متخصص این فن، علامه حسن زاده آملی و برخی از دانشمندان دیگر را نقل
میکنیم:
آنچه در زیجها و کتب مربوط به این فن وجود دارد بر دو نوع است. نوع اول مبتنی بر اصول صحیح و محکم قواعد پا بر جا و »
برهانی ریاضی است که عقل و شرع آن را میستایند و شک و عیبی در آن نیست مانند تعیین سمت قبلهي شهرها و کسوف و
خسوف، هلال و اندازهي روزها، ماهها و سالها؛ و هر آنچه که مردم به دانستن آن نیازمندند و نفعش براي همگان است و قرآن به
واو کسی است که » : آن ترغیب نموده است مانند این سخن خداوند متعال
ص: 45
ستارگان را براي شما قرار داد تا در تاریکیهاي خشکی و دریا بواسطهي آن هدایت شوید [راه یابید] بیقین نشانهها را براي گروهی
« که میدانند تشریح نمودهایم
امّا نوع دوم احکام نجومی است مانند وقوع زلزله و باریدن باران و ایجاد خرمی و آسایش و قحطی و گرانی، مرگ و خرابی و مانند
«1» «. آن از چیزهایی که از اوضاع کواکب استفاده میشود بنابر آنچه در کتب احکام نجوم بیان شده است
ره) وسید ابوالحسن اصفهانی در این باب عباراتی تقریبا مشابه دارند. سید ابوالحسن در وسیله النجاه چنین ) «2» علامه حلی
مینویسد:
تنجیم، خبر دادن قطعی و جزمی از حوادث عالم است مانند ارزانی و گرانی، خشکسالی و خرمی، زیادي باران و کمی آن و غیر »
این موارد از خیر و شر، نفع و ضرر؛ در حالی که این امور را به حرکات افلاك و ارتباطات کواکب نسبت میدهد، و اعتقاد دارد
کواکب و حرکات آنها در این عالم تاثیر دارند.
ص: 46
البته خبر دادن از کسوف و خسوف و هلال ماه و نزدیک یا دور شدن کواکب، جزء تنجیم شمرده نمیشود، زیرا اینگونه امور، با
حساب خاص و با ضبط مقدار حرکات و مدار کواکب محاسبه میشود و داري قواعد و اصول محکمی است و اگر خطایی دیده
«1» .« میشود خطا در محاسبه است
الدرر و » برخی از بزرگان احکام نجوم را تکذیب کردهاند و دربارهي آن کتبی نیز تالیف شده است. در این میان میتوان به کتاب
از علیقلی میرزا اشاره کرد. « فلک السعاده » از محقق فیض و « منهاج النجاه » تالیف علم الهدي شریف مرتضی و « الغرر
و دیگران به تایید و تصدیق این احکام پرداختهاند، ما در پایان این ،« فرج المهموم » و بزرگانی نیز همچون سید بن طاووس در
در بیان حقیقت مطلب کمک میگیریم: « دروس معرفه الوقت و القبله » قسمت از کتاب
رد کردن کلی احکام نجومی که از اوضاع کواکب استنباط میشوند از اموري است که متخصصان فنون ریاضی وعلوم غریبه آنرا »
نمیپذیرند. و نتیجه دادن وصحت بسیاري از آنها مشروط به اوقات واوضاع خاصی است، بلکه بسیاري از ادعیه واوراد وتعویذات
«2» .« نیز چنین است وروایات از اینگونه مطالب پُر است
بسیاري از متخصصان این فن، اموري را پیش بینی کردهاند و در وقتی که گفته بودند روي داده است، و آنها را » : ایشان میفرمایند
نمیتوان بر اتفاق حمل کرد چرا که هیچ اهل انصافی آنرا نمیپذیرد.
صفحه 30 از 137
ص: 47
«1» .« آري احکام نجوم مانند مسائل نجومی یقین آور نیست، بلکه به خاطر کم اطلاعی ما، خطاي زیادي در آن راه دارد
امروزه با علم نجوم در حوزهها با بیمهري برخورد میشود و آنرا علمی غیر قابل استفاده براي عصر حاضر میدانند در حالی که فهم
بسیاري از آیات و روایات بر اطلاع از این علم مبتنی است. وقتی به کتب علماي گذشته مراجعه میکنیم تبحّر آنان را در این علوم
مییابیم و میبینیم، که چگونه با مهارتی ستودنی مسائل تفسیري، فقهی و روایی را با تسلطی که بر این علوم داشتهاند، شرح و بیان
نمودهاند.
استاد علامه حسن زاده طلاب علوم دینی را به فراگیري این علم سفارش میکنند و میفرمایند:
اي برادرانی که مشغول به تعلیم و تدریس علوم دینی هستید، این علوم از نیازهاي ضروري شماست و چارهاي در یادگیري آنها »
نیست چرا که قرآن کریم و کتب اربعه و دیگر جوامع روائی که مدار استنباط احکام رواییاند، پر از اسراري است که فهم آنها نیاز
به علوم عقلی ونقلی زیادي دارد ....
آیا گمان میکنی براي کسی که از علوم حساب و هندسه و هیئت بی خبر باشد این امکان هست که کتب فقهی را درست درك
«2» «. کند، کتبی که در آنها بحث از وقت، قبله، هلال و ... آمده است
ص: 48
تنظیم زمان وتاریخ
مقولهي زمان و کارهاي روزانه و ماهیانه باعث توجه انسانها به وقت شد، وجود ادیان با تکالیفی که میبایست در زمانهاي خاصی
انجام گیرد، این توجه را بیشتر و ضروريتر کرد. از این رو اجتماعات بشري هر یک براي خود تقویمی ترتیب دادند.
اساس گاهشماري اقوام قدیم شبه جزیرهي عربستان همانند بسیاري از ملل باستان بر حسب سیر ماه در آسمان بود آنان فاصلهي دو
رؤیت هلال را یک ماه (شهر) مینامیدند و دوازده بار رؤیت متوالی را یک سال (عام- سنه) میگفتند. این ماهها امروزه نیز محفوظ
است و از محرم آغاز و با ذيالحجه پایان میپذیرد. قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره دارد و میفرماید:
در حقیقت، تعداد ماهها نزد «1» ؛ إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَ هْراً فِی کِتَابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ »
«. خدا [از] روزي که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب الهی، دوازده ماه است؛ که از آنها چهار [ماه] حرام است
قرآن کریم به حرام بودن چهار ماه از آن ماهها اشاره میکند ولی به نام آنها تصریح نمینماید، شاید این به خاطر شهرت آن چهار
ماه در بین مردم بوده است.
ص: 49
از زمان حضرت ابراهیم (ع) به علت حرمتی که خداوند براي این چهار ماه قرار داده بود، مردم براي آن احترام خاصی قائل بودند و
«1» . در آن از جنگ و خونریزي دست میکشیدند و در سایهي حرمت این ماهها در صلح وآرامش به سر میبردند
حدثنی ابی عن » : پیامبر گرامی اسلام نیز بر احترام این ماهها تأکید فراوانی داشتند. از امام جعفر صادق (ع) در این باره حکایت شده
علی بن الحسین عن امیرالمؤمنین علیهم السلام ان رسول الله لمّا ثقل فی مرضه قال: ایها الناس ان السنه اثنا عشر شهرا منها اربعه حرم
«2» .« ثم قال بیده: رجب مفرد وذوالقعده وذوالحجه والمحرم ثلاث متوالیات
پدرم از امام علی بن الحسین (ع) و ایشان از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل کرد که پیامبر اسلام در ایامی که بیماري ایشان شدت »
گرفته بود خطاب به مردم فرمودند: سال دوازده ماه است که چهار ماه آن حرام است سپس با اشاره به دستشان فرمودند: رجب که
صفحه 31 از 137
.« تنهاست وذوالقعده وذوالحجه و محرم، سه ماه پشت سر هم هستند
تغییر ماههاي حرام (پدیده نسئ) و مقابله قرآن و پیامبر (ص) با آن
آیات و روایات، حرمت خاصی براي این ماههاي حرام قائل شدهاند تا حدي که قرآن، تغییر و رعایت نکردن احترام این ماهها را
«3» . باعث ازدیاد کفر میداند
ص: 50
نزدیک به دو قرن قبل از ظهور اسلام مردم شبه جزیرهي عربستان به خاطر برخی مسائل، ترتیب ماهها را به هم میزدند و با تغییر نام
یاد میکنند. « نسیء » ماهها، به زعم خویش جاي ماه حرام را عوض میکردند. قرآن کریم و کتب تاریخی از این عمل به نام
نسیء در لغت
«1» « نسیء » هدف از
چه بوده است؟! بین تاریخ نگاران و مفسران دو نظریه وجود دارد: « نسیء » دربارهي اینکه غرض از
الف: از آنجایی که قسمت عمدهي هزینهي زندگی اعراب بدوي از راه غارت و غنائم جنگی تأمین میشد، و با توقف سه ماههي
این اعمال، بر آنان سخت میگذشت، آنها طرحی درانداختند تا این ماههاي حرام را به نحوي به ماههاي دیگر انتقال دهند تا
و بتوانند در این فاصله، به غارت و چپاول بپردازند و در عین حال حرمت ماههاي حرام را «2» فاصلهاي میان آن سه ایجاد گردد
حفظ کرده باشند.
ب: ماه ذي الحجه، علاوه بر اینکه موسم حج بود، زمانی بود که قبایل عرب از نقاط مختلف شبه جزیرهي عربستان براي انجام
مبادلات تجاري خود
ص: 51
به مکه میآمدند، ولی به علت اینکه ماه ذي الحجه در فصل خاصی ثابت نمیماند، اکثر اوقات نمیتوانستند به موقع به عرضه و
تقاضاي کالا بپردازند.
این مسئله باعث شد آنان به فکر افتند و همچون یهودیان و سایر اقوام، که با إعمال کبیسه، ماهها را در فصول خاصی ثابت نگه
«1» . میداشتند، موسم حج را در یکی از فصول مناسب نگاه دارند و در ضمن جاي ماههاي حرام را نیز تغییر دهند
،« بلوغ الارب » میگفتند. به گفتهي صاحب « قلمس » یا « نسأه » تولیت این کار برعهدهي اشخاص منجم و ریاضیدان بود که به آنان
«2» . بود « نعیم بن ثعلبه الکنانی » اولین آنان
را دویست « نسیء » ابوریحان بیرونی، هفت نفر از آنان را نام میبرد که هر کدام 30 سال تولیت این امر را بر عهده داشتند. او شروع
«4» . را آخرین قلمس نام میبرد که معاصر پیامبر اسلام (ص) بوده است « أبو ثمامه » و «3» . سال قبل از هجرت پیامبر میداند
روش قلامس
روشی که قلامس بکار میبردند چنین بود:
اولا: ماهی را از اول سال حذف میکردند، مثلًا ماه محرم را که اولین ماه سال قمري است، نادیده میگرفتند، و ماه صفر را اولین ماه
سال حساب میکردند.
صفحه 32 از 137
ص: 52
ثانیا: ماهی را که از اول سال حذف کرده بودند در آخر سال قرار میدادند و ماه آخر سال را تکراري میخواندند.
ثالثا: در هر دو یا سه سال، بر حسب سال شمسی، آن ماهی که بر سال قمري زیاد میگردید (هر سال روزهاي شمسی بر قمري ده
«1» . روز اضافه است) به آخر سال قمري اضافه کرده و به نام ماه پیشین میخواندند
« نسیء » بدین طریق هم ماههاي حرام جایش عوض میشد و هم موسم حج در محل خود باقی میماند و همهي این محاسبات را
صورت میگرفت. او هر سال پس از اتمام اعمال حج در محلی در منی یا عرفات « قلمس » میگفتند. اعلام این تغییرات توسط
«2» . میایستاد و با صداي بلند اعلام میکرد
بنابراین باید گفت: با اعمال نسیء ماههاي اعراب جاهلیت هم شمسی بوده وهم قمري و این دو را با هم میآمیختند. تا اینکه در
سال دهم هجري که پیامبر اسلام خود در مراسم حج شرکت داشتند (حجه البلاغ) و اتفاقا حج آن سال در ذي الحجه حقیقی واقع
براي ابطال و الغاي نسیء نازل شد و بدنبال آن پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «3» « انّما النسیء » شده بود، آیهي
«4» .« ان الزمان قد استدار فهوالیوم کهیئه یوم خلق الله السماوات والارض »
« روزگار گردش کرد و امروز به شکل روزي درآمد که خداي تعالی در آن روز آسمانها و زمین را آفرید »
ص: 53
سخن اعجازآمیز پیامبر (ص)
در آن سال، نهم ذيالحجه، با شروع برج میزان یکی شده » : در این باره مینویسد « تقویم و تقویم نگاري در تاریخ » صاحب کتاب
که آغاز اعتدال خریفی است. «1» بود و آن آغاز فصل پاییز است
با دقت در روایت فوق معلوم میشود: پیامبر اکرم (ص) فرمایش بسیار مهمی ایراد فرمودهاند که به راستی یکی از معجزات علمی
است، و رازي است که تا کنون کسی نتوانسته از آن پرده بردارد زیرا که فرمود: زمان و هیئتِ گردش آن- دست کم منظومهي
شمسی- به سان روزي شد که خدا آسمان و زمین را خلق کرد. یعنی حرکت زمین و آسمان و گردش افلاك فضائی از نقطهي
«2» . اعتدال شروع شده است و زمان آفرینش زمین، خط استواي خورشید و زمین در یک صفحه بودهاند
این فرمایش پیامبر (ص) با یافتههاي جدید علم، کاملا تایید میشود و چرا که ایجاد زاویهي استواي زمینی و خورشیدي، به مرور
زمان پس از خلقت ایندو صورت گرفته است.
هجرت پیامبر (ص)، مبدأ تاریخ اسلامی
میدانیم که وجود تقویم براي نظم و برنامههاي زندگی لازم وضروري است. دین اسلام نیز جداي از اهمیتی که براي تنظیم و
سامان امور اجتماعی
ص: 54
مردم قائل است، خود داراي تکالیف و برنامههایی است که باید در زمان خاص انجام شود، و توجه به زمان در آن نقش بسزائی
دارد.
اولین مسئلهاي که درگاه شماري و تقویم باید لحاظ شود، مبدأ آن است. مبدأ تاریخ و گاهشماري میبایست امري مهم و مشهور
باشد تا دیگران به قبول آن متقاعد شوند. بحثی که در این قسمت ارائه میدهیم در مورد تاریخ هجري و مبدء آن است:
پیامبر گرامی (ص) اولین کسی بود که مبدأ تاریخ اسلامی را هجرت خویش از مکه به مدینه قرار داد و فرمان داد: نامهها و دیگر
صفحه 33 از 137
بر خلاف آنچه میان مورخان » : نوشتهها را با آن تاریخ گذاري کنند. استاد محقق آیت الله جعفر سبحانی در این باره مینویسند
مشهور است که خلیفهي دوم به اشاره و تصویب امیرالمؤمنین (ع)، هجرت پیامبر اسلام (ص) را سرآغاز تاریخ قرار داد، و دستور
صادر کرد که نامهها و دفاتر دولتی را با آن تاریخ گذاري گردد، دقت در نامههاي پیامبر (ص) که قسمت اعظم آنها در متون
تاریخ و کتابهاي حدیث و سیره موجود است و دیگر اسناد و مدارك به روشنی ثابت میکند که پیامبر گرامی (ص) نخستین کسی
است که هجرت خویش را مبدأ تاریخ شناخت، و نامهها و مکاتبات خود را با سران قبایل و رؤساي عرب و شخصیتهاي، بازر با آن
.« مورخ ساخت
ایشان در ادامه به چند نمونه از نامههاي پیامبر اشاره میکنند که به امر رسول خدا تاریخ گذاري شدهاند، که برخی از آنها عبارتند:
الف: در پایان نامهاي که پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع) املاء نمودهاند و در آن وصیتهاي آموزندهاي به سلمان فارسی و
خاندانش شده
کتب علی بن ابیطالب بامر رسول الله فی رجب » : ص: 55 است؛ چنین آمده است
«1» .« سنه تسع من الهجره
وامر علیا ان یکتب فیه انه » : ب: در صلحنامهاي که امام علی (ع) به املاي پیامبر (ص) براي مسیحیان نجران نوشته است چنین آمده
«2» .« کتب لخمس من الهجره
ج: بلاذري در فتوح البلدان متن پیمان پیامبر (ص) را با یهودیان مقناء آورده است که در آن آمده است: حضرت امیرالمؤمنین (ع)
«3» . آن پیمان نامه را در سال نهم نوشته است
در کتب روایی و تاریخ نیز به مواردي بر میخوریم که صحابه، اتفاقات مهم را با آغاز هجرت تاریخ گذاري میکردند و این بنابر
پیروي از دستور پیامبر بوده است.
این بخش از » : مینویسند «4» استاد سبحانی در ادامه با اشاره به روایات تاریخی که خلیفهي دوم را پایه گذار تاریخ هجري میدانند
تاریخ در برابر نصوص پیش، که پیامبر گرامی (ص) را پایه گذار تاریخ هجري معرفی میکند، نمیتواند قابل استناد باشد؛ گذشته
از اینکه ممکن است تاریخ هجري که پیامبر (ص) پایه گذار آن بود بر اثر مرور زمان و نیاز کم به تاریخ، متروك شده
ص: 56
«1» «. و جنبهي رسمی به خود نگرفته بود ولی در زمان خلیفهي دوم بر اثر گسترش مناسبات، رسمی گردید
تغییر قبله از بیت المقدس به سوي کعبه به خواست پیامبر (ص)
قرآن کریم در سورهي بقره آیهي 144 میفرماید:
قَدْ نَرَي تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ؛ بیقین روي چرخاندنت در آسمان (و »
«2» «. نگاههاي انتظارآمیزت) را میبینیم، و مسلماً تو را به [سوي قبلهاي که از آن خشنودي، باز میگردانیم
تغییر قبلهي مسلمانان از بیت المقدس به سوي کعبه از دیگر وقائع عصر پیامبر گرامی اسلام (ص) است که با علم نجوم ارتباط
«3» .« محرابی علی المیزاب » : مستقیم دارد. به ویژه هنگامی که میبینیم پیامبر اعظم (ص) با بیانی دقیق و اعجاز گونه میفرمایند
ابتدا واقعه را از زبان امام صادق (ع) نقل میکنیم و در ادامه سخنان بزرگان را دربارهي این قضیه نقل و نقد مینمائیم:
از امام صادق (ع) حکایت شده: ... یهودیان پیامبر را سرزنش میکردند و به ایشان میگفتند: تو تابع ما هستی و به سوي قبلهي ما
پیامبر بدین خاطر بسیار غمگین شدند و در نیمههاي شب (از خانه) خارج «! نماز میخوانی
ص: 57
صفحه 34 از 137
شده و به آسمان مینگریستند و منتظر فرمان الهی بودند. روز بعد هنگام نماز ظهر جبرئیل بر حضرت نازل شد در حالی که پیامبر
در مسجد بنی سالم بود و دو رکعت از نماز ظهرش را خوانده بود. جبرئیل بازوي پیامبر را گرفت و او را به طرف مکه چرخاند و
«1» . آیهي فوق را بر او نازل کرد
با توجه به آیات 143 تا 151 سورهي بقره میتوان دو دلیل براي تغیر قبله بیان کرد:
«2» « فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَهً تَرْضَاهَا » :( 1. جلب رضایت وخشنودي پیامبر گرامی (ص
. و این توجه و عنایت خداوند متعال به رسول گرامیش را میرساند.
«3» « وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مِن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ » 2. امتحان وآزمایش مردم
و قبله [بیتالمقدس را که (چندي) بر آن بودي، قرار ندادیم جز براي آنکه کسی که از فرستاده [خدا] پیروي میکند، از کسی که »
.« [از عقیده خود] بر میگردد، معلوم داریم
دربارهي زمان و مکان این واقعه نظرهاي متفاوتی ارائه گردیده است. علامه حسن زاده پس از نقل بسیاري از آنها قول راجح را،
«4» . هفده ماه پس از هجرت، در ماه رجب سال دوم هجري در مسجدي غیر از مسجد قبا (مسجد ذو قبلتین) میدانند
ص: 58
قبله اعجازآمیز پیامبر (ص) در مدینه
قبلهي شهر مدینه یکی از معجزات عملی رسول خدا (ص) است که تا کنون باقی است چرا که تعیین جهت قبله با دقت کامل انجام
شده است بدون اینکه پیامبر اعظم (ص) از هیچ گونه ابزار آلات رصدي ونجومی استفاده نمایند.
واین که ایشان ناودان کعبه را در امتداد محراب « محرابی علی المیزاب » : از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است که ایشان فرمودند
خویش دانستهاند نکتهاي بسیار جالب را در خودنهان دارد که علامه حسن زاده در این باره مینویسند:
چون مدینه ومکه تقریبا در سطح یک دایرهي نصف النهار قرار گرفتهاند، و اندکی طول مدینه از مکّه بیشتر است و عرض مدینه نیز
و روبهروي ناودان ایستاد، زیرا قبلهي « محرابی علی المیزاب » : قریب چهار درجه بیشتر از عرض مکّه است رسول اکرم (ص) فرمود
«1» .( مدینه اندکی از جنوب به سوي مغرب منحرف است و ناودان کعبه در جانب غربی کعبه است (دقت کنید
برخی همچون علامه مجلسی قبلهي اصلی مدینه را تغییر یافته میدانند ومیگویند سلاطین جور براي محو آثار اسلام و معجزات
پیامبر آنرا تغییر دادهاند.
علامه حسن زاده در این باره میگویند: اولًا: این نظر علامه مجلسی احتمالا به خاطر غلط بودن نُسخ زیجی بوده که در اختیار ایشان
بوده است.
ص: 59
ثانیاً: شاید ایشان رموزي که براي تعیین درجات نوشته شده را غلط خوانده است (مثلا کر را لر خوانده) ثالثا: بسیاري از سلاطین
جور به اسلام تظاهر میکردند و نیز با عنایت و توجه مسلمانان به مظاهر اسلام، خاصه مظاهر منسوب به پیامبر (ص)، تغییر آن امکان
پذیر نبوده است.
«1» . رابعا: توسعهي مسجد با حفظ قبلهي اصلی منافات ندارد
علامه حسن زاده در ادامه از بسیاري علما ودانشمندان نام میبرد که تصریح میکنند قبلهي کنونی همان قبلهي زمان پیامبر (ص) و
ژنرال ،« جام جم » و فرهاد میرزا در کتاب « قانون مسعودي » دقیقا به سمت کعبه است. ایشان به سخنان ابوریحان بیرونی در کتاب
و محاسبات متأخرین را نیز « زیج محمد شاهی » و « زیج هندي » استناد میکند ایشان « سیاحتنامه » و ناصرخسرو در « اطلس » لاروس در
صفحه 35 از 137
«2» . مؤید عمل پیامبر وصحت قبلهي کنونی میدانند
ص: 60
دیوار مسجد پیامبر (ص) یا شاخص زوال
وقت زوال ظهر را از دو راه میتوان بدست آورد:
الف: شیئی همچون چوب گرد وبلندي را عمود بر سطح افق بر روي زمین نصب کنیم.
ب: جسمی به شکل مستطیل متوازي السطحین را عمود بر سطح افق بر روي زمین نصب نمائیم.
در صورت اول سایه فقط در ایامیکه خورشید هنگام زوال درست بالاي سر (سمت الرأس) آن محل باشد، از بین میرود؛ و در
روزهاي دیگر سایه در هنگام زوال به کمترین حدّ خود رسیده وپس از زوال وسعت پیدا میکند.
اما در صورت دوم اگر شاخص درست بر روي خط زوال نصب شود، قبل از زوال، سایه در سمت غربی شاخص است؛ و بعد از
زوال، سایه در سمت شرقی شاخص پدید میآید و در زمان زوال، سایهاي در سمت غربی و شرقی شاخص دیده نمیشود.
: خط زوال خطی فرضی است که از جنوب به شمال کشیده شده و هنگامی که خورشید درست بالاي سر آن خط قرار گرفت،
زوال و ظهر شرعی است.
پیامبر گرامی (ص) براي اینکه مردم مدینه، راحتتر بتوانند وقت نماز ظهر را تشخیص دهند دستور دادند دیوار غربی مسجد مدینه
را به صورت شاخصی در امداد دایره نصف النهار بنا کنند و اینکار با دخالت و نظارت مستقیم پیامبر (ص) صورت گرفت. در
اینجا دو روایت را از زراره که بیان کنندهي این مسئله است ذکر میکنیم.
الف: زراره میگوید: دیوار مسجد رسول خدا (ص) به اندازهي یک قامت بود و چون یک ذراع از سایهي آن میگذشت، پیامبر
«1» . نماز ظهر را میخواندند و پیش از آن نافله را به جا میآوردند
ص: 61
ب: زراره در حدیث دیگري میگوید از امام باقر شنیدم میفرمود: پیامبر (ص) چیزي از نمازهاي روزانه را نمیگذارد، تا اینکه
خورشید به زوال برسد وقتی سایه به اندازهي نصف انگشت میرسید هشت رکعت نافله ظهر را میخواند، و آنگاه که سایه به
«1» . اندازهي یک زراع میرسید نماز ظهر را میخواند
از این حدیث به خوبی استفاده میشود که دیوار مسجد در راستاي خط شمال وجنوب بوده است، زیرا وقتی سایهي آن به مقدار
«2» . نصف انگشت میرسیده پیامبر (ص) نافله را شروع میکردهاند
علامه حسن زاده دراین باره چنین مینویسند:
و پیامبر خدا فرمان داد تا دیوار غربی مسجد مدینه را در امتداد خط زوال از شمال به جنوب بسازند، بدون اینکه این استخراج را از »
راه رصد وبا ابزار رصدي انجام دهد ومردم مدینه از این راه، وقت زوال را میشناختند. کیهان شناسان و رصد کنندگان، امروزه در
رصدخانههاي خویش دیوارهایی همانند آنچه گفته شد میسازند و معتقدند که این بهترین و دقیقترین راه براي تشخیص زوال
«3» . است
این عمل پیامبر (ص) در عین حال که بسیار دقیق بود، بدون استفاده از ابزار رصدي و نجومی صورت گرفت و این خود نشانهاي از
اعجاز آن است.
ص: 62
صفحه 36 از 137
دیوار مسجد پیامبر (ص) یا جدول سینوسها و تانژانت
با احداث دیوار مسجد مدینه در امتداد نصف النهار وآنهم به اندازهي یک قامت، پیامبر اکرم (ص) ضابطهاي را براي تعیین زمان
ظهر و عصر و نافلههاي آن بیان کردند که بعدها این ضابطه، منشأ پیدایش بسیاري از مسائل ریاضی شد.
پیامبر (ص) فرمان داد ارتفاع دیوار مسجد به اندازهي قامت یک انسان- یعنی هفت قدم- بنا شود. » : از علامه شعرانی چنین نقل شده
رسول خدا (ص) مسجد را با » : نقل کرده است که از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود « عبد الله بن سنان » چنان که مرحوم کلینی از
خشت ساخت .. و چون گرما شدید شد گفتند: یا رسول الله اي کاش دستور سقف مسجد را صادر میفرمودي. فرمود: آري، آنگاه
چند ستون از درختان نخل براي این منظور آماده کرده و مقداري شاخه و هیزم روي آن ریختند ... امّا دیوار مسجد قبل از آن که
سقف بر آن بیاید به اندازهي یک قامت بود وقتی سایهي آن به اندازهي یک زراع میرسید- اندازهي عرض خوابگاه یک بز- نماز
«1» .« ظهر میخواند، و وقتی به دو برابر میرسید نماز عصر میگذاشت
باري، خورشید چون به راس السرطان برسد میل آن از استواي سماوي، تقریبا برابر عرض مدینه است وچون به دایرهي نیمروز برسد
بالاي سر اهالی مدینه قرار میگیرد، زیرا ارتفاع آن در این هنگام 90 درجه است، و براي اشخاص و شاخصها، سایه وجود نخواهد
داشت.
ص: 63
بنابراین رسول الله (ص) وقت نمایان شدن سایهي دیوار را علامت وقت نماز ظهر قرار داد، از این رو وقتی سایه به اندازهي ارتفاع
دیوار شود، ارتفاع خورشید از افق 45 درجه است (نصف غایت ارتفاع خورشید) این هنگام دقیقاً وسط حقیقی میان ظهر وغروب
است که پیامبر (ص) آن را پایان فضیلت ظهر قرارداد.
پس هر گاه سایه دو برابر ارتفاع دیوار گردد، ارتفاع خورشید، از افق نزدیک 26 درجه است که پایان فضیلت نماز عصر است.
بنابراین پیامبر اکرم (ص) با این عمل یک ضابطه و فرمول دقیق مثلثاتی را عرضه کردند؛ از اینرو مسلمانان مدینه مراقب سایهي
دیوار بودند که چون به هفت قدم میرسید نماز عصر میخواندند.
شکل ظلی را از عمل رسول خدا (ص) استنباط وامور زیرا را بدست آورد. « ابوالوفاء بوزجانی »
-1 نصب شاخص- دیوار مسجد- باید بر خط نصف النهار باشد.
-2 ارتفاع دیوار باید به اندازهي قامت یک انسان معتدل باشد.
-3 اجراي عمل وقتی است که خورشید به انتهاي ارتفاع (نیمروز) رسیده باشد.
-4 مبدأ حساب، روزي قرار میگیرد که میل آفتاب به اندازهي عرض شهر باشد (یعنی راس السرطان).
-5 نیم سازي نهایت ارتفاع: در وقتی این امر صورت میگیرد که سایهي شاخص با شاخص برابر باشد، پس قامت شاخص نصف
«1» . مدت بین ظهر وغروب است در نتیجه میان سایه، و زاویهي آن ارتباط وجود دارد
ص: 64
دروس معرفت الوقت » توضیح و تفصیل این ارتباط، در این مجال نمیگنجد براي آگاهی بیشتر از این بحث به کتبی همچون
رجوع شود و در اینجا فقط عبارت علامه حسن زاده را در این زمینه میآوریم: « هیئت و نجوم اسلامی » و نیز « والقبله
را از سایهي دیوار شاخص که مساوي با شعاع دایره است، « جیب » و « ظل » أبوالوفاء بوزجانی ودیگر بزرگان علماي ما، ویژگیهاي »
را از عمل پیامبر در مورد دیوار مسجد استنباط کرده وآنرا مرتب کردند. سپس « ظل » و « جیب » استنباط کردند. سپس جدولهاي
تغییر دادند که لغتی فرانسوي است، و مردم « تانژانت » تغییر دادند و براي دومین بار، نام آن را به « مماس » را به « ظل » دانشمندان اسم
گمان کردند این مسائل از غرب آمده است در حالی که حق این است که عمل پیامبر در ساختن دیوار مسجد براي تعیین زوال
صفحه 37 از 137
بر اسرار این کار پیامبر (ص)، که اساسی ریاضی داشت پی « ابوالوفاء » ووقت نماز ظهر وعصر، اساس این طرح علمی عظیم است و
ص: 65 «1» .« را از آن استنباط کرد « ظل » برد ومسائل
مهندسی شیخ بهائی در صحن نجف با الهام از عمل پیامبر (ص)
شیخ بهائی با الهام از عمل رسول اکرم (ص) دیوارهاي شرقی و غربی صحن مقدس امیرالمؤمنین را در راستاي نصف النهار استوار
ساخته است، از این رو هر گاه سایه از دیوار شرقی ناپدید و از دیوار غربی پدید آید، ظهر شرعی، زوال خورشید وتجاوز آن از
«1» . دیوار نصف النهار نمودار میگردد
منابع جهت مطالعه بیشتر:
. 1. دروس هیئت ودیگر رشته هاي ریاضی، حسنزادهي آملی، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ اول، 71
. 2. دروس معرفه الوقت والقبله، حسن زاده آملی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 83
. 3. هیئت ونجوم اسلامی، علی زمانی قمشهاي، انتشارات مؤسسهي امام صادق (ع) چاپ اول، 84
. 4. تقویم وتقویم نگاري در تاریخ، دکتر ابوالفضل نبئی، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 66
ص: 66
5. اسلام وهیأت، سید هبه الله شهرستانی، انتشارات دار العلم، چاپ سوم، 89 ق.
. 6. راز آسمانها وزمین، ثریا شاه ویسی، ناشر مولف، چاپ اول، 78
. 7. زمین وآسمان در قرآن، سید علی اشرف حسنی، انتشارات امیري، چاپ اول، 80
. 8. ستاره شناسی زمانهاي اسلامی، ت: تقی عدالتی، انتشارات آستان قدس، چاپ اول، 77
9. کتاب المکاسب، شیخ اعضم مرتضی انصاري، انتشارات دارالحکمه، چاپ اول، 1416 ه-. ق.
10 . الاثار الباقیه، ابو ریحان بیرونی، انتشارات آستان قدس، چاپ اول، 1422 ه- ق.
. 11 . فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، انتشارات امام صادق (ع)، چاپ سوم، 68
ص: 67
پرسش
نظر و شیوهي پیامبر اکرم (ص) در بهداشت جسم چیست؟
پاسخ:
مقدمه
معرفی میکند و چون این الگو بودن پیامبر به طور مطلق مطرح شده از این رو « الگوي نیکو » قران کریم، پیامبر اکرم را به عنوان
میباشند و وظیفه داریم از او الگوگیري کنیم. « الگوي نیکو » ایشان در همه ابعاد
دو طرفه می باشد؛ افرادي که درآرزوي رسیدن به مقامات معنوي و ملکوتی « جسم بر روح » و « روح بر جسم » و از آنجا که تأثیر
هستند نمیتوانند نسبت به جسم و نیازهاي جسمی خود بیتفاوت باشند و به تعبیر دیگر براي
ص: 68
توجه ویژه نمود. چنانکه پیامبر اکرم به این مطلب عنایت خاص « بهداشت جسم » لازم است به « بهداشت روح و روان » رسیدن به
داشتند.
صفحه 38 از 137
و از طرفی چون پیامبر اکرم به عنوان پیام آور الهی با مردم روبرو میشدند و در این رویارویی قبل از اینکه افراد به ویژگیهاي
نیکوي اخلاقی و لطافت هاي روحی و زیباییهاي روانی پیامبر پی ببرند- چرا که این آگاهی به مجالست، همراهی و گذران زمان
نیاز دارد- به ویژگی ظاهري حضرت توجه میکردند و در مورد او به قضاوت مینشستند.
از این رو میتوان گفت یکی از اسرار موفقیت حضرت محمد (ص) در پیام رسانی الهی و تبلیغ دین، همین موضوع توجه به
بهداشت جسم و آراستگی ظاهري پیامبر بود.
که در این مجال برخی از آنها را بر میشماریم:
بهداشت غذایی
میگفت و غذا را با سه « بسم الله الرحمن الرحیم » در مورد غذا خوردن پیامبر اکرم (ص) حکایت شده: ایشان هنگام غذا خوردن
انگشت تناول میکرد (لقمههاي حضرت کوچک بود) و از غذاي جلو خود میخورد، قبل از دیگران شروع به غذا میکرد، و بعد
از دیگران دست از آن میکشید، و با دو انگشت غذا نمیخورد و میفرمود: با دو انگشت خوردن روش شیطان است.
همچنین حکایت شده: پیامبر اکرم (ص) خیار را با خرما و نمک میل میکرد، میوهي تازه تناول مینمود محبوبترین میوهها براي او
خربزه و انگور
ص: 69
بود، خربزه را با نان و گاهی با شکر و گاهی نیز با رطب میل میکرد. و خرما را با شیر میخورد و آن دو را از بهترین مینامید.
پیامبر هرگز از طعام بدگویی نمیکرد، اگر طعامی را دوست میداشت میخورد و گرنه میل نمیکرد و اگر خود غذایی نمیخورد
دیگري را از آن منع نمیکرد، و آن غذا را از نظر دیگران نمیانداخت؛ ظرف غذا را با انگشتان تمییز مینمود و میلیسید و
میفرمود: ته ماندهي غذا پر برکتترین قسمت طعام میباشد ....
و دستش را با حوله خشک و تمیز نمیکرد بلکه پس از غذا دستها را میشست تا کاملًا تمیز میشد و کمترین بویی از غذا در آن
«1» . باقی نمیماند
و از پیامبر اکرم حکایت شده:
اي علی! خوراك را با نمک آغاز کن و با آن نیز پایان بده چرا که نمک، درمان هفتاد درد است که کمترین آنها دیوانگی و جزام
«2» . و پیسی است
«3» . اي علی! بر بدن خود روغن زیتون بمال که ابلیس تا چهل شب به کسی که روغن زیتون به خود بمالد نزدیک نشود
یادآوري
1. عصر پیامبر معمولًا ظرفها و قاشقها چوبی بود که از نظر بهداشت مشکل داشت، بنابراین همانطور که در احادیث اشاره شده
بهترین
ص: 70
وسیله براي غذا خوردن انگشتان دست بود که قابل شستشو بود و به راحتی تمیز میشد.
نیز غافل « بهداشت روان » 2. از مطالب فوق برمیآید که پیامبراکرم علاوه بر اینکه بهداشت در تغذیه را رعایت میکرد از تأمین
نبود.
صفحه 39 از 137
بُعد بهداشت روان « قبل از دیگران شروع به غذا میکرد و بعد از دیگران دست میکشید و موارد دیگر » : زیرا برخی نکات مانند
افراد را تأمین میکند.
آشامیدن
میگفت و یکی دو جرعه می نوشید و تأمل میکرد و خداوند را حمد و سپاس میگفت « بسم الله الرحمن الرحیم » هنگام آشامیدن
و دوباره با بسم الله شروع مینمود؛ همچنین تا سه بار؛ یعنی هر بار که آب میآشامید سه بسمالله و سه الحمدالله میگفت و آب را
میمکید و نمیبلعید و میفرمود: درد، بعد از بعلیدن آب است و در حین آشامیدن نفس نمیکشید و اگر میخواست نفس بکشد
«1» . ظرف آب را از دهان دور نگه میداشت
در ظرفهاي بلورین که از شام میآمد مینوشید، و همچنین و در کاسهي چوبی یا پوستی و نیز با دستهاي خود آب مینوشید و
میفرمود. ظرفی
ص: 71
.«1» پاکیزهتر از دست نیست. بهترین آشامیدنی برایش آب شیرین بود و بعد از عسل نیز آب مینوشید
از انس نقل شده: من ده سال با پیامبر نشست و برخاست داشتم و انواع عطرها را استشمام کردهام، ولی هرگز بویی از بوي دهان
«2» . پیامبر خوشبوتر نیافتم
«3» . روایت شده که آن حضرت سیر و پیاز و تره و سبزیجات بد بو تناول نمیکرد
آرایش پیامبر
«4» . حضرت درچشم راست؛ سه میل و در چشم چپ دو میل سرمه میکشید
شانه زدن پیامبر (ص)
پیامبر از ژولیدگی مو بدش میآمد از این رو موهاي صورت و سرش را شانه میزد و همیشه شانه را پس از استفاده زیر سر
را از بین میبرد. « وبا » میگذاشت و میفرمود: شانه زدن
موهاي صورت را از زیر، چهل بار شانه میزد، و از بالا هفت بار شانه میزد و میفرمود: اینکار حافظه را زیاد میکند و بلغم را از
«5» . بین میبرد
ص: 72
«1» . پیامبر به آینه نگاه میکرد و موهاي سرش را شانه میزد و گاه در آب نگاه میکرد و موهایش را منظم مینمود
آراستن براي خانواده و اصحاب
پیامبر اکرم (ص) خود را براي اصحاب خود نیز آراسته میکرد تا چه رسد به خانواده؛ عایشه عرض کرد: تو پیامبر خدایی و بهترین
خلق خدایی، پیامبر فرمود: خداوند دوست دارد: بنده، چون به سوي برادران خود بیرون میرود خود را براي آنها منظم کند و خود
«2» . را بیاراید و زیبا سازد
«3» . پیامبر اکرم (ص) به اصحاب توصیه میکردند که خود را براي خانوادهي خود و همچنین دوستان و نزدیکان خود بیارایید
صفحه 40 از 137
بوي خوش پیامبر
پیامبر اکرم (ص) در شب تاریک پیش از آنکه دیده شود از بوي خوشش شناخته میشد، چنانکه رهگذر قبل از دیدن او میگفت:
این پیغمبر است. با مشک خود را خوشبو میکرد و به چیزهاي بیرنگ که مناسب مردان است مثل مشک و عنبر خود را معطر
میفرمود.
از امام صادق (ع) حکایت شده: پیامبر اکرم (ص) براي بوي خوش بیش از غذا خرج میکرد؛ از هیچ راهی نمیگذشت مگر آنکه
هر کس بعد از مدتی که
ص: 73
«1» . از آنجا رد میشد از بوي خوشی که از وي باقیمانده بود میفهمید که آن حضرت از آنجا گذشته است
بهداشت در سفر
حضرت در سفرها شیشهي روغن (بدن) و سرمه دان و قیچی و مسواك و شانه را از خود جدا نمیکرد. و همچنین حکایت شده که
«2» . نخ و سوزن و چرم را نیز با خود برمیداشت و لباس خود را میدوخت
بهداشت دهان و دندان
پیامبر اکرم (ص) دندانها را از عرض مسواك میکرد (یعنی از بالا به پایین) حضرت پیامبر در هر شب سه بار مسواك میکرد:
یکبار قبل از خواب، و بار دوم پس از بیدار شدن براي نماز شب، و بار سوم قبل ازبیرون رفتن براي نماز صبح (در مسجد) و با
«3» . چوب اراك مسواك مینمود
چون میخواست بخوابد مسواك میکرد و بعد به بستر میرفت، و پس از جاي گرفتن در بستر، به دست راست میخوابید و دست
میخواند. « آیه الکرسی » و هنگام خواب «4» راست را به گونه مینهاد و دعا میکرد
و از پیامبر حکایت شده که به امیرالمومنین چنین توصیه میکرد: ص: 74
اي علی بر تو باد مسواك زدن. زیرا مسواك زدن پاکی دهان، خشنودي پروردگار جهان و باعث روشنی دیدگان میگردد. و
«1» . خلال کردن، تو را محبوب فرشتگان سازد زیرا فرشتگان از بوي دهان کسی که پس از صرف غذا خلال نکند در آزارند
بهداشت لباس
پیامبر اکرم (ص) براي پاکیزگی لباس اهمیت خاصی قائل بود و براي جمعه دو لباس مخصوص داشت و حوله و پارچهاي خصوصی
«2» . داشت که پس از وضو، صورت خود را خشک میکرد
ص: 75
بهداشت جنسی از نظر پیامبر
از حضرت حکایت شده: در نخستین شب ماه و شب نیمهي ماه با همسرت نزدیکی نکن! آیا ندیدي که دیوانه در شب اول ماه و
«1» ؟ شب نیمهي ماه غش و تشنج میکند
از جمله موارد بهداشتی که پیامبر اکرم (ص) رعایت میکردند و در روایات به آن سفارش کردهاند عبارتند از:
صفحه 41 از 137
«2» ؛ 1. توصیه به حمام و رعایت آداب آن و اوقات آن
«3» ؛ 2. از بین بردن موهاي زائد بدن
«4» ؛ 3. پیرایش موهاي صورت
«5» ؛ 4. کوتاه کردن ناخنها و رعایت بهداشت آن
«6» ؛ 5. توصیههایی در مورد آداب لباس پوشیدن و پاکیزگی آن و کیفیت و جنس آن
«7» ؛ 6. سفارشهایی در مورد پوشیدن کفش، نوع و رنگ و اندازهي آن
«8» . 7. رعایت بهداشت خوردن و آشامیدن و آداب آن و همچنین رعایت آداب سفرهي غذا
ص: 76
پرسش
اشاره
حقوق حیوانات از نظر پیامبر (ص) چیست و آیا حیوانات رستاخیز دارند؟
پاسخ:
احادیثی از پیامبر اعظم (ص) در مورد حیوانات
از پیامبر اکرم (ص) روایات فراوانی در مورد حیوانات حکایت شده که به بیان برخی از آنها میپردازیم:
الف. حقوق حیوانات
-1 از آن حضرت حکایت شده: چهارپایان بر صاحبانشان شش حق دارند: 1- چون به منزل رسید پیش از هر کار علوفهي او را
بدهد؛ 2- و چون بر آبی میگذرد، آب را بر او عرضه کند و آزادش بگذارد؛ 3- برصورتش کتک نزند که به تسبیح و ستایش
خداي خویش مشغول است؛ 4- و جز در راه خدا بر پشت حیوان درنگ نکند؛ 5- و بیش از تواناییش بر او بار ننهد؛ 6- و بیش از
«1» . اندازه [تواناییش با او راهپیمایی نکند
-2 از امام صادق (ع) نقل شده است که پیامبر (ص) نهی فرمودند از اینکه در صورت چهارپایان داغ نهاده شود و یا اینکه به
«2» . صورت آنها زده شود زیرا آنها حمد و تسبیح پروردگار را به جا میآورند
-3 در حدیثی حکایت شده که فرمودند: چون گوسفند نگاه دارید خوابگاه ایشان را پاکیزه کنید و خاك از بدنشان پاك کنید و
در حدیثی دیگر از ایشان
ص: 77
نقل شده: خوابگاه گوسفندان را تمیز کنید، و آنچه از بینی آنها بیرون میآید پاك کنید، و در محل خواب آنها نماز بگذارید که
از این روایت نیز میتوان فهمید که خوابگاه آنها به قدري باید تمیز باشد که بتوان آنجا نماز ) «1» گوسفند از حیوانات بهشت است
خواند).
-4 آن حضرت (ص) شتري را دیدند که بار بردوش دارد و پایش بسته است فرمودند: به صاحب این شتر بگویید که این شتر در
«2» . قیامت از او دادخواهی خواهد کرد
«3» -5 آن حضرت نهی فرمودند از آنکه حیوانی را به آتش بسوزانند
صفحه 42 از 137
-6 از امام صادق (ع) نقل شده که پیامبر (ص) فرمودند: جوجه [پرندگان را در لانهاش شکار نکنید و همچنین پرنده را در خواب.
شخصی از ایشان (ص) پرسید: چه زمانی وقت خواب اوست آن حضرت فرمود: شب، پس، شب هنگام بر او وارد مشو تا اینکه
صبح کند و جوجه را در لانهاش شکار نکن تا اینکه پر درآورد و پرواز کند و هنگامی که پرواز کرد کمانت را برایش زه کن و
ص: 78 «4» . دامت را برایش پهن نما
است براي آنها. « امان » -7 همچنین از ایشان نقل شده که نهی فرمودند از اینکه شب هنگام به سراغ پرندگان بروند و فرمودند: شب
«1»
از پیامبر اکرم (ص) آمده است: هر کس زراعتی بکارد یا درخت میوهاي بنشاند هر چه «2» نجم الدّین رازي « مرصاد العباد » -8 در
از آن، پرندگان یا چهارپایان بخورند در دیوان او درج خواهد شد.
ابن القضاعی آمده که پیامبر (ص) فرمود: در میان بنی اسرائیل مردي سیه دل و گناهکار بود، روزي سگی را « ترك الاطناب » -9 در
بر لب چاهی تشنه یافت که از تشنگی زبان بیرون آورده بود آن مرد به درون چاه رفت و کفشهاي خود را پر از آب کرد و به
مردي از یاران آن «. به خاطر این مهربانی هر چه کرده بودي بخشیدم » : سگ داد، خداوند به پیامبر زمان وحی فرستاد به آن مرد بگو
فی کلِّ کبد حرّي أجرٌ؛ در هر جگر » : حضرت برخاست و گفت: آیا ما را نیز به خاطر چهارپایان مزد دهد؟ پیامبر (ص) فرمودند
.«3» « تافتهاي مزدي هست
سرمشقی بوده براي عرفا و اندیشمندان اسلامی براي ترحّم به حیوانات، سعدي درباب دوم « در هر جگر سوخته مزدي هست » حدیثِ
گلستان گوید: ص: 79
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کشِ
چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را کمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
«1» که ایزد گناهان او عفو کرد
ب. حشر حیوانات
از امام صادق (ع) نقل شده که امام سجاد هنگام وفاتش به فرزندش [امام محمد باقر] (ع) فرمود: من بر این شتر 20 حج به جا
آوردهام و حتی یک شلاق هم به آن نزدهام، هنگامی که مُرد، دفنش کن که حیوانات درنده آنرا نخورند همانا رسول خدا (ص)
مگر اینکه خداوند آنرا از حیوانات بهشت قرار میدهد و به «2» فرمودند: هیچ شتري نیست که 7 حج در عرفات وقوف داشته باشد
پرسش و «3» . نسلش برکت میدهد. پس هنگامی که آن شتر مُرد اباجعفر (امام محمد باقر (ع)) برایش گودالی کند و آنرا دفن کرد
پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 10 ، ص: 80
-2 از ابوذر نقل شده که گفت: با رسول الله (ص) بودیم که دو بز به همدیگر شاخ زدند. پیامبر (ص) فرمودند: آیا میدانید براي
«1» . چه به همدیگر شاخ زدند؟ گفتند: نه؛ فرمود: ولی خدا میداند و به زودي در میان آنها داوري خواهد کرد
-3 در روایتی نیز از طریق اهل سنت وارد شده که آن حضرت فرمودند: خداوند تمام این جنبدگان را روز قیامت برمیانگیزد و
صفحه 43 از 137
«2» . قصاص بعضی را از بعضی دیگر میگیرد، حتی قصاص حیوانی را که شاخ نداشته و دیگري بیجهت به او شاخ زده است
-4 هر که گنجشکی را بیهوده بکشد روز قیامت بیاید و نزد عرش فریاد کند پروردگارا از این بپرس براي چه مرا بیفایده کشت؟
«3»
«4» . -5 هر حیوان پرنده یا غیر آن که به ناحق کشته شود روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه میکند
ص: 81
ج. پرندگان
-1 شخصی از نزد امام صادق (ع) گذشت در حالی که پرستویی ذبح شده در دست داشت، حضرت ضمن برخورد با آن شخص
«3» ... هدهد و پرستو «2» کرده است از کشتن شش حیوان: زنبور عسل، مورچه، قورباغه، صُرَد «1» فرمودند: جدم (ص) نهی
-2 نقل شده است از آن حضرت که در خانه حیواناتی مانند مرغ و خروس و کبوتر ...] زیاد نگاه دارید که شیاطین به آنها مشغول
«5» . همچنین گفته شده: در خانهي آن حضرت یک جفت کبوتر سرخ بوده است «4» میشوند و طفلان شما را ضرر نرسانند
«6» . -3 خروس را دشنام مدهید که براي نماز مردم را بیدار میکند
د. چهارپایان
-1 هیچ چهارپایی نیست مگر آنکه هر صبح از خدا سؤال میکند خداوندا! مرا صاحب شایسته روزي کن که مرا از علف سیر و از
«7» .( آب سیراب کند و زیاده از توانایی مرا تکلیف نکند (به همین خاطر میخواهم که خود آن را آب دهم
ص: 82
« بسم الله » بگوید ملکی ردیف او میشود و او را نگاه میدارد تا فرود آید، و اگر « بسم الله » -2 چون کسی بر چهارپایی سوار شود و
نگوید شیطان ردیف او میشود و به او میگوید: آواز بخوان، و اگر نتواند بخواند به او میگوید: آرزوهاي باطل و محال کن! و او
«1» . پیوسته در این آرزوهاست تا پایین آید
مینامیدند و چون آن حضرت سوار او « عفیر » -3 در جریانی از امام باقر (ع) روایت شده: رسول خدا (ص) الاغی داشت که آنرا
میشد از شادي سوارشدن پیامبر، در رفتار خود شوخی میکرد به گونهاي که دوشهاي آن حضرت را به حرکت در میآورد.
خدایا این حالت غرور و به خود بالیدن از « اللهم لیس منّی ولکن ذا من عفیر » : ایشان (ص) خود را به زین میچسبانید، و میفرمودند
«2» . است « عفیر » من نیست بلکه از
سپس علامه مجلسی ادامه میدهد: اي عزیز تفکر کن که چگونه آن بزرگواران از نخوت رفتار آن الاغ اندیشه داشتهاند و به درگاه
خدا عذر میطلبیدند پس چگونه است حال آنان که با غرور بر (مرکبها و) اسبهاي قازينژاد مینشینند و بر زمین و آسمان منت
«3» !؟ مینهند
-4 از حضرت رسول منقول است: زیاد به دنبال شکار نروید که بر شما بیم ضرر دارم و چون صداي سگ یا فریاد الاغ را بشنوید از
«4» . شرّ شیطان رجیم به خدا پناه برید زیرا آنها میبینند چیزي که شما نمیبینید
ص: 83
«1» . -5 از سعادت آدمی است که چهارپاي رهواري داشته باشد
-6 از حضرت رسول (ص) سؤال شد کدام مال بهتر است؟ فرمود: زراعتی که آدم بکارد و در وقت درو کردن حق خدا را بدهد،
صفحه 44 از 137
پرسیدند: بعد از آن کدام مال؟ فرمود: شخصی که گوسفندي چند داشته باشد و هر کجا که آب و علفی یابد آنها را بچراند و نماز
... «2» را به جا آورد و زکات مال خود را بدهد؛ گفتند: بعد از گوسفند کدام؟ فرمود: گاو که در بامداد و پسین شیر میدهد
-7 آمده است آن حضرت به عمهي خود فرمودند؟ چرا در خانهي خود برکتی نگه نمیداري؟ گفت: یا رسول الله! برکت کدام
است؟ فرمود: گوسفندي که شیر دهد، سپس فرمود: هر که در خانه گوسفند شیرده یا بز شیرده یا گاو شیرده داشته باشد باعث
«3» . برکت خانهي او میشود
و در حدیثی دیگر آمده است که «4» -8 علامه مجلسی مینویسند: در حدیث معتبر منقول است که شتر باعث عزّت اهلش است
«5» . گوسفند موجب برکت و شتر باعث زیبایی و جمال براي صاحبش است
-9 روایات فراوانی از آن حضرت در مورد اسب رسیده است از آن جمله فرمودند: خیر و خجستگی بر پیشانی اسب نوشته شده
ص: 84 «6» . است
-10 خرج اسب چون نفقه ضروري است و نباید از آن خودداري کنند، کسی که براي اسب خرج کند چنان است که صدقه داده
«1» . باشد
-11 حکایت شده که آن حضرت شخصاً با آستین خود چهرهي اسبی را پاك کردند و فرمودند: در مورد اسب، جبرئیل به من
«2» . سفارش کرده است
از پیامبر (ص) روایت شده: هر که اسبی براي جنگ در راه خدا نگاه دارد خداوند به عدد هر « آداب الحرب و الشّجاع » -12 در
«3» . مویی که بر آن اسب باشد در دیوان عمل او نیکی بنویسد و بدي پاك کند
آن حضرت به اهمیت اسب در لشگر کشیها و پیشبرد کار مسلمین واقف بوده و علاوه بر توصیههایی که در مورد پرورش این
حیوان نمود سهم عمدهي غنائم را براي اسب در نظر گرفت بدین ترتیب که سوار یک سهم، و خود اسب دو سهم از غنائم میبرد.
که در مجموع سه سهم از بهرهي جنگی نصیب او میشد. آن حضرت چند اسب داشتند و به آنها شخصاً رسیدگی میکردند. و
همین امر و نیز استفاده از غنائم جنگ، تشویقی بود براي مردم تا به پرورش و نگهداري اسب بپردازند بعد از یشان نیز مسلمین
پزشک و جامعه شناس فرانسوي که کتاب «4» « گوستاولوبون » افتخار میکردند نژاد اسب خود را به اسبان حضرت برسانند. چنانکه
تمدن اسلام و عرب را نگاشته است از قول
ص: 85
جهانگردي که در نیمهي دوم قرن نوزدهم میلادي در کشورهاي عربی سفر کرده گوید: عربها از میان تمام اسبها، «1» « پالگراو »
«2» . اسبهایی را اصیل و نجیب میدانند که نژادشان به یکی از پنج مادیانی برسد که پیامبر اسلام سوار آن میشد
سیر تشکیل سواره نظام و توانمندي نظامی مسلمین را میتوان با تخمین اسبانی سنجید که حضرت براي جنگهاي مختلف مهیّا
«3» . میکرد
ه. گوشت و شیر
«4» 1. گوشت آقاي غذاهاست در دنیا و آخرت
«5» . 2. کسی که چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورد بر عهدهي اوست پول قرض کندو گوشت تهیه نماید
«6» . 3. کسی که میخواهد خشم و غضبش کم شود گوشت دُرّ اج بخورد
.«7» 4. آن حضرت از خوردن گوشت خام نهی فرمودند و آنرا کار حیوانات درنده دانستند
ص: 86
صفحه 45 از 137
5. نقل شده: آن حضرت دست و کتف [مثلًا گوسفند] را دوست داشتند و از ران کراهت داشتند، زیرا به محل ادرار نزدیک است.
«1»
خداوندا برکت ده « اللهم بارك لنا فیه و أبدل لنا به خیراً منه » : 6. حکایت شده: حضرت چون ماهی تناول میکردند میفرمودند
«2» ! براي ما در این ماهی و به عوض آن بهترش را به ما عطا کن
«3» . 7. بر شما باد به شیرگاو که از همه گیاهی میخورد و خاصیت همه گیاه در شیرش هست
لبناً خالصاً سائغاً » : 8. از امام صادق (ع) روایت شده که پیامبر (ص) فرمودند: هیچ کس با شیر نمیمیرد؛ زیرا خداوند میفرماید
«4» . شیري خالص و گوارا براي نوشندگان « للشاربین
و. عنکبوت
«5» . 1. آن حضرت وجودِ تارِ عنکبوت در خانه را از عواملی میشمرد که موجب فقر میشوند
«6» . 2. از حضرت علی (ع) نقل شده که پیامبر فرمودند: خانه شیطانی در خانههاي شما، جایی است که عنکبویت، تار میتند
ص: 87
یادآوري
آنچه گذشت برخی از روایاتی بود که از حضرت در مورد حیوانات حکایت شده بود و در اینجا از معجزات پیامبر در مورد
حیوانات مانند سخن گفتن با حیوانات و یا داستان نجات یافتن حضرت از دست مشرکان توسط تارِ عنکبوتی که بر در غار بود-
و ... سخن به میان نیاوردیم. -«1» هنگام هجرت آن حضرت
ص: 88
فصل دوم تاثیرگذاري