گروه نرم افزاری آسمان






فصل سوم: جهان در عصر مهدویت






اشاره
ص: 163
ارتباط جهانی شدن و جهانی سازي با مهدویت
پرسش:
دیدگاه قرآن در مورد جهانی شدن چیست؟ و جهانی سازي مطلوب کدام است؟
پاسخ:
درآمد:
از جمله مهمترین رخدادهایی که در دو سه قرن اخیر، در جوامع بشري رخ نموده، و بسیاري از ارزشهاي انسانی را تحت الشعاع
جهان و علم مادي قرار داده و در سایه عقلانیت ابزاري، به نفی، یا کم اهمیت جلوه دادن نقش فراطبیعت، سنتها و باورها پرداخته،
است. در آغوش جریان نوگرایی، که خاستگاه و محل تکامل آن در غرب بوده و «2» و پسانوگرایی «1» دو پدیده مهم نوگرایی
صفحه 58 از 93
دامنه تأثیرات آن همه جوامع جهانی را
ص: 164
فرا گرفته، نوزاد غول اندام دیگري بنام جهانی شدن یا جهانی سازي پرورش یافت و به جریانی سهمگین تبدیل گردید که گستره
نفوذ خود را در سراسر جهان و در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادي و فرهنگی گستراند.
این جریان، بیش از یک دهه است که به طور پر رنگ و ملموستري مطرح گردیده اما در عین حال توصیف کاملی از آن صورت
نبسته است؛ آنچه مسلم است، این پدیده در بستر جهانی رشد و نمو کرده است که علم به معناي اثبات گرایانه و پوزیتویستی آن
وجه غالبی یافته، و به عنوان غایت بدان نگریسته میشود.
اصطلاح جهانی شدن (یا جهانی سازي) از جمله ابهام آمیزترین واژهها و مفاهیم چند بعدي است که قابل تسرّي به حوزههاي
مختلف بوده و براي برخی هراس انگیز و زیان آور جلوه مینماید و براي برخی دیگر تصورات جادویی از ایجاد سرزمینی موعود به
بار میآورد. به هر صورت توجه به این نکته لازم است که یک واقعیتگریز ناپذیري وجود دارد و آن این که جهان با سرعتی تمام
در حال تغییر و تحول است و گویی که هیچ پارهاي از جهان را اجتناب از آن واقعیت و پیامدهاي آن میسر نیست. جوامع مسلمانان
هم با نوع فرهنگ و دین و باورهاي ویژه، خواه ناخواه در دامنه مواجهه با این جریان عظیم قرار گرفته و گریز و گزیري از آن
ندارند؛ بنابراین مهم آن است که واکنشهاي آنان نسبت به این جریان باید چگونه باشد و چطور میتوانند از قابلیتهاي آن
استفاده کرده و الگویی مطلوب ارائه دهند.
بدین جهت مسئله اصلی اینگونه جوامع نه دراصل پیوستن به جهانی
ص: 165
شدن، بلکه در چگونگی این پیوستگی میباشد. با فرض مزبور، پرسش محوري این نوشتار، با استناد به آیات قرآن کریم،
چگونگی سازگاري یا عدم سازگاري آن با مبانی دین اسلام و همچنین چرایی و چگونگی ناپایداري آن و ماندگاري اندیشه
جهانی اسلام میباشد و در حول آن تلاش براي پاسخ به چند پرسش فرعی دیگر نیز صورت خواهد بست:
- این مفهوم آیا یک پدیده و اقتضاء است یا پروژهاي است که از جانب قدرتهاي استیلاجو ساخته و پرداخته شده است؟
- چه نوع جهانی شدن یا جهانی سازي ایجاد کننده نظم است و کدامیک بر هم زننده آن؟ و اساساً راز ماندگاري اندیشهي جهانی
به نظر قرآن چیست؟
- و نهایتاً اینکه چرا به رغم این که مکتب حیات بخش اسلام مشحون از آموزههاي سعادت بخش است کمتر توفیق بروز در سطح
کلان به عنوان یک تئوري سرآمد و برتر را در جهان یافته است.
همه این سوالات و جز اینها هزاران دیگر، نشانگر این است که این یک فرایند پیچیدهاي است که هر روز به ادبیات آن افزوده
میشود و تاکنون نیز حجم ادبیات بسیار زیادي را به خود اختصاص داده است.
تعاریف گوناگون و اختلاف در تبیین معانی جهانی شدن و جهانی سازي نشانگر عدم توافق کلی میان محققان علوم اجتماعی و
سیاسی است و در واقع این اصطلاح ساختهاي نظري است که خود داراي معانی گوناگونی بوده که برداشتهاي سلبی و ایجابی از
آن باعث پدید آمدن
جبهههاي مختلفی شده است که هر یک به تعریف خاصی اشاره
ص: 166
و نمیتوان به یک تعریف خاص اشاره کرد بلکه میتوان جامعترین تعاریف را جامع تعاریف دانست که هر کدام «1» نمودهاند
کاستیهاي دیگري را به نوعی پوشش میدهد. اما با در نظر داشتن اکثر برداشتهاي سلبی و ایجابی میتوان گفت:
صفحه 59 از 93
جهانی شدن زنجیرهاي از دگرگونیها در عرصههاي گوناگون فرهنگ، سیاست، اقتصاد و زمینههاي دیگر است که در کشورهاي »
جهان روابط متقابل و متنوعی بین واحدهاي مستقل ملی برقرار میکند و البته سلطه قدرتهاي بزرگ در نفوذ حوزههاي مختلف و
گسترش آن که گویاي طرحی پیچیده براي استعمار جدید جهان است، بیتأثیر نبوده و چنین گمان میرود که در ادامه به نظام
«. واحد جهانی بیانجامد
جهانی شدن یا جهانی سازي؟
براي روشن شدن این دو مفهوم تبیین این مسئله حائز اهمیت است که جریانی که اکنون چنین چالاکانه و پر شتاب در حال ایجاد
تغییرات اساسی در جامعه شده، آیا یک روند و اقتضاء اجتماعی و طبیعی است یا آنکه جریانی است که با ایدئولوژيهاي خاص
خود، دست ساخته
ص: 167
سیاستها و قدرتهاي نیرومند است؟ به تعبیر دیگر آیا یک پدیده است یا پروژه؟
آنچه متصور است، دو نوع نگرش کلی در اینجا وجود دارد: عدهاي آن را فرایندي طبیعی دانسته و معتقدند اقتضاي دنیاي کنونی،
به همراه داشتن چنین تغییرات اساسی است و مخالفت با آن به مثابه ایستادن در برابر سیلاب سهمگینی است که نتیجهاي جز انزوا یا
نابودي نخواهد داشت و دستهاي دیگر با نگرش منفی بدان مینگرند و آن را محصول سیاستهاي پشت پرده قدرتها میدانند.
البته دو طرز تفکر دیگر در کنار این دو نظر کلی وجود دارد: برخی میگویند: این درست است که جهانی شدن توسط نقشههاي
قدرتهاي بزرگ اقتصادي و سیاسی سامان یافته است اما با گستردگی آن در سطح جهان از حالت پروژه خارج شده و به یک
روند طبیعی- اجتماعی تبدیل شده است. یعنی اگر چه ریشه استعمارگرانه میتواند داشته باشد اما اکنون کمتر میتوان سیطرهاي
واحد بر فرایندهاي آن را مشاهده کرد؛ عدهاي دیگر بر عکس دسته قبل میگویند: جهانی شدن در ابتدا فرایندي طبیعی بوده که
سپس (بخصوص در دهههاي اخیر قرن بیستم) بصورت پروژه درآمده است.
به عنوان یک روند یا فرایند تلقی میشود که بسیاري از متفکرین غربی چنین وانمود میکنند که مرحلهاي از « جهانی شدن » اصولًا
تاریخ است که جهان را گزیر و گریزي از آن نیست که به دنبال تغییراتی که در جهان اطلاعات حاصل شده است، همه کشورها
ناچارند در جهت و جریان
ص: 168
آن حرکت نمایند و تبعات آن را پپذیرند. در یک روند، کمتر اراده و اختیارات گروهی مشاهده میشود و حوادث غالباً خارج از
اختیار آنها خود بخود رخ میدهد بدون آن که برنامهریزي خاصی بر آن شده باشد. جهانی شدن عموماً فرایندي اجتماعی و داراي
آهنگ و حرکتی خاص است که در آن قید و بندهاي جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است از بین رفته و
آنان که «2» . و گفته میشود نباید با موج آن به مخالفت برخاست «1» مردم بطور فزاینده از کاهش این قید و بندها آگاه میشوند
جهانی شدن را به عنوان یک روند میدانند، نگرش آنان به این پدیده مثبت بوده و در پی اثبات آناند که این اقتضایی است که
خواهد توانست امکانات بسیاري را در اختیار کشورهاي جهان سوم قرار دهد. در این طرز تفکر، جهانی شدن مبانی فلسفی دارد و
«3» . عمدتاً از تفکر لیبرال، بطور طبیعی ناشی میشود
میرود، منظور تلاش گستردهاي است که از جانب قدرتمندان براي واگذاري حاکمیت جهان « جهانی سازي » اما زمانی که سخن از
بدست نیروهاي خاص صورت میگیرد. جهانی سازي پروژهاي است که با فراهم سازي و بهرهمندي از امکاناتی به سیطرهاي
گسترده بر جهان دست یافته میشود تا با کنترل بر عرصههاي مختلف از گستردگی قلمرو ادیان
ص: 169
صفحه 60 از 93
نیز کاسته شود و این همان تعبیر جدید از پدیدههاي امپریالیسم و استعمار سلطه جهانی است. عمق جهانی سازي، قدرت است.
قدرت هرمونیک و استیلاطلب غرب میگوید، کشورهاي پیرامونی حق هر کاري را ندارند کارهاي اصلی و محوري را ما انجام
میدهیم و تولید هر کشور باید منوط به نظر ما باشد. به عنوان مثال آنان هرگز حق ندارند صاحب تکنولوژي برتر باشند و هر
کشوري در حد لیاقت و شایستگی اقتصادي خود حق تولید دارد و آمریکا در رأس قدرت غرب، جهان را طبقاتی و خود را در
صدر آن میبیند و مسلم است با ایجاد جهانی طبقاتی یا مرکز پیرامونی، اگر کشورهاي در رأس و مرکزي سرفه کنند کشورهاي
پیرامونی تب خواهند کرد و با تب آنان، کشورهاي پیرامون خواهند مرد. لذا جهانی سازي به عنوان یک پروژه عیناً اجراي تئوري
«1» . غرب خصوصاً در رأس آن آمریکا است
سابقه بحث
در بحث از جهانی شدن دو نکته را باید از یکدیگر تفکیک نمود: یکی جهانی شدن در قالب مفهومی آن است و دیگري جهانی
شدن در قالب یک فرایند یا پروژه. مفهوم و فرایند دو امر متفاوت میباشند. اگر به عنوان یک مفهوم مورد نظر باشد داراي سابقه
،«labolG»، «ytilabolG» کوتاهی است که از چند دهه تجاوز نمیکند مفاهیمی همچون
ص: 170
سابقه چندان طولانی ندارند و از یکی دو دهه قبل در بخش واژگان و مفاهیم جدید «msilabolG»، «noitazilabolG»
گنجانده شدهاند. اما اگر به عنوان یک فرایند در نظر گرفته شود سابقه زیادي را سهم خود خواهد نمود که معمولًا تنها در علوم
اجتماعی به سالهاي 1600 میلادي به بعد نسبت داده میشود و هر چه زمان به جلوتر آمده این سهم بیشتر شده است و حتی برخی
«1» . بر این باورند که در دهههاي آتی این فرایند، موضوع بیشتر فعالیتهاي علمی و عملی انسان معاصر خواهد شد
اساساً در مورد خاستگاه این مفهوم سه نقطه نظر کلی وجود دارد:
الف. جهانی شدن پدیدهاي نوظهور نیست که به واسطه ارتباط آن با تحولات تکنولوژي در سیري بیوقفه قرار گرفته باشد بلکه
فرایندي است که از ابتداء تاریخ تاکنون وجود داشته و سابقهاي چند هزار ساله دارد. اگر از زاویه مثبت به مسئله بنگریم، ادیان الهی
که داعیه فرامرزي و نجات انسانها دارند را میتوان در زمره جهانی اندیشان قلمداد کرد. اصولًا ایدئولوژيها چه الهی باشند یا
بشري به نوعی، اندیشه جهانی را در خود دارند.
ب. جهانی شدن فرایندي است که همزمان و همگام با توسعه نظام سرمایهداري و گسترش نوسازي به وجود آمده است و اغلب
واژهاي
ص: 171
«1» . جایگزین براي گفتمانهاي کهنهتر امپریالیسم و نوگرایی است
ج. فرایندي است که دیگر فرایندهاي موسوم به پسامدرنیسم و پساصنعتی شدن را درهم آمیخته است.
به هر حال گر چه این مفهوم داراي سابقهاي دیرینه است و برخی صاحبنظران آن را داراي تباري طولانی میدانند و آبشخور آن را
مک « دهکده جهانی » در آموزههاي بسیار پیشینی مییابند اما رواج آن بیشتر مربوط به دهههاي 60 به بعد قرن بیستم است که نظریه
و البته گسترش و توسعه این اصطلاح به عنوان مفهومی جامعه شناختی و آکادمیک «3» . تنها تظاهرات جدید آن است «2» لوهان
مدیون رولاند رابرتسون از دانشگاه پیتسبورگ است.
جهانی شدن پدیدهاي ایدئولوژیک:
آنچه ما را در این راستا محتاط مینماید بررسی آن است که آیا جهانی شدن پدیدهاي ایدئولوژیک است یا نه؟ یافتن پاسخ به این
سوال براي ما در جایی راهگشاست که به نتایج حاصل از ایدئولوژیک بودن یا عدم آن واقف باشیم. اگر منظور از ایدئولوژي، نظام
صفحه 61 از 93
فکري خاصی است که
ص: 172
آنگاه استنباط بدینگونه است که پدیدهاي که ایدئولوژیک «1» مولود جهان بینی است و در پی ترسیم بایستیها و شایستگیهاست
باشد تحت تاثیر اراده و اعتبار انسان بوده و در مراحل مختلف، در تأثیر الزامهاي ایدئولوژیک خواهد بود که باورها در شکلگیري
آنها تأثیر دارند.
جهانی سازي نیز پدیدهاي است ایدئولوژیک، چون تحولی خود به خودي نیست و پاي عوامل انسانی در میان است که در دهههاي
متمادي با إعمال سیاست گذاريهاي خاص شکل یافته و باورهاي خاصی- از جمله استیلاء فرهنگ غرب به عنوان فرهنگ برتر
در شکلگیري آن نقش مؤثر داشته است بنابراین فرض غیرایدئولوژیک خواندن آن- براي اثبات این که آن را جریانی -«2»
خودبخودي بدانیم پس لزومی به بدبینی نسبت به آن نیست- ادعایی بیاساس است. لااقل در خوش بینانهترین صورت باید پذیرفت
که در شکل اولیه و کودکیاش با چهره تکنولوژیکی پدید آمده و در مراحل بلوغ و جوانی صبغه ایدئولوژیکی به خود گرفته که
اهداف خاصی را دنبال میکند.
اگر بحث از جهانی اندیشی و جهانی سازي اسلام در ادبیات قرآنی را هم بخواهیم مطرح نمائیم مسلماً بعد ایدئولوژیکی آن و اینکه
معیارها و قواعد و اهداف آن چیست، نیز مطمح نظر خواهد بود.
ص: 173
اهداف جهانی شدن
آنچه ذهن هر پژوهنده منصفی را به خود مشغول میسازد این است که سهم ارزشها و اصول انسانی که در زندگی بشر کم سهمی
هم نیست در کجاي ادبیات جهانی شدن قرار دارد؟ در همه تئوريهاي ارائه شده براي جهانی شدن که اغلب خاستگاه و زادگاهی
غربی دارند، نادیده گرفتن این ارزشها و توجه به مفهوم سلطهطلبانه و استکباري به اشکال مختلف و تقسیم انسانها و جوامع به
شمال و جنوب و درجات یک و دو و سه، نقطهاي دردناك است در تمام شاخهها، طرحها و رهآوردهاي جهانی شدن، سخن از
عدالت، معنویت، ارزش، اعتماد و فضیلت که نیست هیچ، بلکه سیر و جریان حرکت در راستاي مخالفت و معاندت با این اصول
براي دستیابی به منافع و منابع بیشتر براي ساختن جهانی نیمی مسلّح و نیمی گرسنه میباشد که براي بشریت بسیار ویرانگر است.
بنابراین میتوان تصور کرد که یکی از اهداف مهم جهانی سازي، مستحیل نمودن تمام نظامهاي ایدئولوژیک و تبین آنها براساس
برداشتهاي سکولاریستی و لیبرالیستی است. اما این هدف و سیاست همواره متکی بر یک نقطه محوري بوده و آن منفعت طلبی
است که در این راستا قدرت نقش تعیین کنندهاي را خواهد داشت. در واقع دمیدن روح سرمایهداري در کالبد جهان معاصر شدیداً
مورد نظر قدرتمندان امروزي جهان است. لیبرالیسم در تمام ابعاد خود تبلیغ میشود تا مقاومتهایی که ریشه در مبانی دینی جوامع
دارد از میان رخت بر بندد. به تعبیر ادوارد سعید، ما شاهد یک نوع امپریالیسم فرهنگی هستیم که
ص: 174
«1» . در صدد است از طریق گسترش رسانههاي جمعی، فرهنگ کشورهاي عقب مانده و ضعیف را تحت سلطه خود قرار دهد
امروزه قدرتمندان دیگر کمتر در پی تسلط و حضور فیزیکی در سرزمینی خاص هستند یا حداقل این چنین تظاهر میشود، در
عوض با اجراء طرح شن گن در اتحادیه اروپا، رهبري واحد در جهان مطرح میگردد، نه سرزمین یا آسمان واحد، و این فاجعهاي
است که میزان مشارکت جهان سوم را در حداقل بلکه در صفر نگه میدارد. بالاخره در مسیر جهانی شدن، این فرهنگ در حال
و در این ادبیات خیر عمومی صرفاً ترفندي زیرکانه براي صاحبان قدرت .« قدرت تعیین کننده حقوق است » سرآمد شدن است که
«2» . خواهد بود
صفحه 62 از 93
از دیگر اهداف جهانی سازي که به صورت یک استراتژي جهانی شکل یافته، این است که هر چه بیشتر موجبات تجزیه و قطعه
قطعه شدن نیروهایی را فراهم آورد که به طور بالقوه مخالف این نظام هستند. هر چه گسست و شکافهاي میان جوامع به اصطلاح
که هسته «3» . حاشیهاي عمیقتر باشد نیل به اهداف استعماري قدرتهاي بزرگ بیشتر خواهد بود
ص: 175
«1» . مرکزي این اهداف به قول هانی پیتر مارتین، آمریکایی شدن قرار دارد
به طور خلاصه میتوان اهداف جهانی شدن را در چند گزاره زیر خلاصه کرد:
- مستحیل شدن تمام نظامهاي ایدئولوژیک و گسترش نظامی عام و فراگیر؛
«2» ؛ - اندیشیدن درباره جهان به عنوان منظومهاي کامل و بهم پیوسته
«3» ؛ - از بین بردن قید و بندهاي جغرافیایی و فرهنگی که نتیجه هویتزدایی را در پی دارد
- استیلاء یک گفتمان و سوق دادن جهان به سوي ارزشهاي یک فرهنگ مسلط؛
- مشوّه و ملّوث ساختن چهره واقعی ادیان وحیانی؛
- قطعه قطعه سازي نیروهاي مخالف، جهت کاستن قدرت آنان.
با در نظر داشتن اهدافی که ذکر شد، میتوان گفت جهانی شدن داراي دو چهره تکنولوژیکی و ایدئولوژیکی است که با یکدیگر
داراي پیوندي ذاتی میباشند و متأسفانه امروزه بیش از آن که به مباحث ایدئولوژیک و سطح تئوریک آن پرداخته شود به مباحث
راهبردي آن
اعتنا میشود و همین غلبه یافتن صبغه راهبردي باعث شده است تا این
ص: 176
جریان پیش از حلاجی نظري و رد و اثباتهاي تئوریک، موضوع کشاکش ایدئولوژیک طرفهاي ذينفع و ذي نفوذ و عرصه
بدین جهت تکلیف همه دینداران خصوصاً مسلمانان در مواجهه با این «1» جولان و زور آوري استراتژینهاي کار کشته گردد
پدیده اکثراً ایدئولوژیک اندکی دشوارتر بوده و هشیاريهاي بیشتري را در پاسخگویی و برون رفت از چالشها و مشکلات پدید
آمده آن با استناد به منابع وحیانی میطلبد.
و در این راستا تکلیف اندیشمندان اسلامی در مواجهه با این پدیده غالباً ایدئولوژیک با استمداد از قرآن کریم که جامعترین و
ارجمندترین متن قدسی است و حاوي آموزههاي فراوانی است که قابلیت زیادي را براي جهانی شدن واقعی دارد، دو چندان است.
همه آیات قرآن کریم به صراحت یا به ملازمه و ملاحظه هدف غاییاي که در بردارد، قابلیت زیادي را که اساس آن تکیه بر یک
روح و نگرش توحیدي و اعتقاد به حقیقتی غایی است به طور زنده و پویا دارا میباشد که به تمام چالشها و مشکلات و
نابسامانیهاي ایدئولوژیکی و فکري بشري پاسخ جامع و قانع کننده میدهد.
ص: 177
ظرفیت آیات قرآن کریم در جهانی شدن واقعی
قرآن کریم به رغم اصالت بنیادینی که دارد، همواره از تازگی و طراوت دائمی برخوردار است. این کتاب که کاملترین کتاب وحی
و منشور جاوید عالم قدسی است با توجه به گزارهها و معارف عام، گسترده و جامع خویش، این قابلیت را در حد کمال داراست
که مفاهیم اساسی خود را به تمام فرهنگها و ایدئولوژيهاي دنیا منتقل سازد و ساز و کارهایی دقیق و اساسی را براي حیات بشري
فراهم سازد؛ اگر چه سوگمندانه تحلیلهایی که تاکنون از قرآن شده است کمتر توانسته است آن را آن چنان که واقعاً هست به
عنوان نقطه مرکزي تمام گفتمانها معرفی نماید که محل رجوع دیگر گفتمانها باشد. اگر چه ما معتقد نیستیم که پدیدههاي
صفحه 63 از 93
معاصري چون جهانی شدن و الزامات آن در متون مقدسی مانند قرآن کریم آمده است اما ملتزم هستیم که قرآن مبادي فکري و
نظریه قوي، پخته و جامعی دارد که اگر به زبان روز استخراج و تبیین شود خواهد توانست چراغ فروزانی فرا راه انسان معاصر باشد
«2» . و تا قیامت هرگز غبار کهنگی بر چهره آن نخواهد نشست «1» چرا که کتابی است که در هر زمان جدید است
اما چنانچه قرآن پژوهان و فرهیختگان اسلامی بتوانند در ماهیت بین گفتمانی خود قرآن- و نتیجتاً اسلام راستین را- در سه عرصه
اعتقادي
ص: 178
(به عنوان دین)، شیوه کامل زندگی (به عنوان دنیا) و نظم سیاسی اجتماعی تمام عیار (به عنوان دولت و حاکمیت و ...) طرح نمایند
خواهند توانست همه عناصر را به وحدت فراخوانده و هویت آنها را معین سازند.
قرآن کریم به ملاكهاي فراوانی که قابلیت طرح آن در سطح جهانی را سهل میسازد انگشت مینهد و همه مردم جهان را به
تبعیت از دینی که تضمین کننده صلاح و سداد دنیا و آخرت آنان است فرا میخواند، دینی که به معنی راه و روش کامل زندگی
و بنابراین انسان یک لحظه بدون راه و روش صحیح نمیتواند به زندگی واقعی و انسانی خود ادامه دهد. «1» انسان معرفی شده
غیرزمانمند بودن، تعادل میان دستوراتی که «3» ، سهولت و انعطاف پذیري «2» ، برخی از این ملاكها عبارتند از انطباق با فطرت
داده، عقلانی بودن، توجه به خصوصیات انسان و .... و نقطه مرکزي همه این ملاكها نیز ژرفاي توحید است و سرچشمه خصیصه
جهانی بودن براي یک حکومت دینی نیز در این دریاي بیکران نهفته است که پایگاه توحیدي این حکومت آن را ملزم به دارابودن
نگرشی جهانی نسبت به مخاطبان فکري و سیاسی خود میسازد به گونهاي که ویژگیهاي منطقهاي را فرو گذاشته و با همه
پرسش و «4» . داشتههایش متوجه خصیصههاي مشترك و اصیل انسان چون عقل، فطرت، روح و ارزشهاي معنوي میشود
پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 11 ، ص: 179
مسلماً جامعهاي که این آرمانهاي توحیدي و قرآنی را وجه غایتگرانه خود بداند و داراي ملاكهاي مزبور باشد باید بتواند در
جهانی که علم به معناي اثبات گرایانهاش وجه غالبی یافته، ارزشها و اصول خود را به علم دمیده و با توجه به ویژگیهاي فرهنگی
و تاریخی، مبانی معرفتی و فلسفیاش را در فضاي بدست آمده تئوریزه نماید و در این فضا، جهان اسلام و عالمان اسلامی با
استعانت از آیات وحدت بخش قرآنی و رهنمودهاي جهانی آن قادر خواهند بود ارتباطات جهانی خود را با نهادهاي اسلامی دیگر
مناطق مستحکمتر ساخته و نهضتی عظیم فرهنگی به وجود آورند تا انسان عصر حاضر را به فطرت، عقلانیت و معنویت رهنمون
سازند و سهم هدایتگرایانه خود را افزایش دهند.
باید توجه داشت که شیوه طرح همه این آموزههاي ژرف قرآنی در یک سطح فرا ملی و جهانی بسته به نوع عملکرد فرهیختگان و
متفکرین مسلمان و قرآن شناسان است. در حقیقت میتوان گفت جهانی شدن بدلیل صبغه غالباً ایدئولوژیکش، امري است که
مؤمنان وموحدان خواهند توانست تکلیف آن را معین سازند.
آموزههاي قرآن چالشی جدي براي جهانی شدن (به مفهوم رایج آن)
جهانی شدن به مفهوم رایج آن- که بدون نظام سرمایهداري قابل فهم نیست- محصول نظامی است که در آن خدا فراموش شده و با
فراموش شدن خدا، در حقیقت انسانیت به مذبح برده شده است؛ بنابراین
ص: 180
آموزههاي قرآن و تعالیم بلند آن که همواره به دنبال احیاء انسانیت حقیقی انسانها است میتواند بزرگترین چالش براي آن باشد،
بدین جهت دنیاي سرمایهداري، امروزه نهایت تلاش خود را متوجه انحراف انسان از اقبال به دین و خصوصاً توجه به معارف قرآنی
کرده و در این راه از هیچ گونه کوششی در جهت تحریف، آلودن چهره زلال آیات و شبهه افکنیهاي بیاساس دریغ نخواهد کرد.
صفحه 64 از 93
وضع کنونی جهان و شواهدي که حتی در مرکز سرمایهداري وجود دارد حاکی از این است که مردم به تدریج به دنبال دلالتهاي
منطقی دینگرایی و اصلگرائی در عرصههاي عمومی و مقابله و مواجهه با مدرنیسم، سکولاریسم و در نتیجه نظام سرمایهدارياند.
که اشاعه عرفی زدایی، گرایش به خدا در ساحت خردورزي و معنویت در ساحت روابط اجتماعی تماماً حاکی از واقعیت فوق است
و به نظر میرسد جهان فعلی بیش از آن که با ملزومات نظري و فلسفی جهانی شدن مصطلح و خرد خود بنیاد آن همساز باشند؛
و شادمانه باید امیدوار بود که تعالیم قرآن کریم حاوي همه معارف و جنبههایی است «1» جهانی شدن واقعی سازگار و متناظر است
که نیروي این جهانی شدن واقعی را در خود دارد و این براي جهان سرمایهداري بسیار مشقت بار است.
شادمانهتر این که در حال حاضر خود فرهنگ غربی به وسیله جهانی
ص: 181
و این شاید فرصت بهتري را براي نفوذ در سطوح فرهنگی- ارتباطی آنان براي دینداري که در پی وارد «1» شدن نسبی شده است
کردن مفاهیم اصولی و حیاتی اتخاذ شده از تعالیم قرآنی، در قلمرو زیست و زندگی فرهنگی جهان هستند، فراهم سازد. مکتب
اسلام با توجه به گزارهها و معارف عام گسترده و جامعی که از قرآن کریم در دست دارد، این قابلیت را در حد کمال داراست که
مفاهیم اساسی خود را به تمام فرهنگهاي دنیا منتقل سازد؛ اما باید هشیار بود که دقیقاً با همان رویکرد و در همان مسیري که
اکنون جهانی شدن در حرکت است نمیتوان قواعد خود را حفظ کرد چون به محض این که قبول کردیم که جزئی از این پدیده
باشیم قواعد آن را نیز پذیرفته و وارد بازي شدهایم. بنابراین گشودن جبهه جهانی دیگري فرا روي محرومان جهان در این مسیر
راهگشاي، خواهد بود. مانند همان چیزي که در انقلاب اسلامی با روایتی تازه از تغییرات و تحولات در جهان رخ داد که با
عدالت خواهی، امر به معروف و نهی از منکر و ... افقهاي تازهاي «3» ، ولایت «2» ، پشتوانهها و آموزههاي قرآنی همچون استخلاف
را بر روي بسیاري از ملتها گشود که همه اینها براي دنیاي جهانی شده غربی امروز، نقطهاي دردناك است.
ص: 182
قرآن و جهانی شدن
جهانیگراییاي که در آیات متعدد قرآن از آن یاد میشود- بر خلاف جهانی شدن مصطلح که مبتنی بر خرد خود بنیاد است-
شالوده اصلیاش اعتقاد به حقیقتی غایی و وجود ضروري و یک نگرش توحیدي و نگاه به عالم به مثابه یک کل منسجم و مخاطب
قرار دادن انسان قطع نظر از مرزهاي جغرافیایی و فرهنگی و قائل شدن به وجود ذات و غایتی براي انسان و کل عالم است. بنابراین
«1» . اگر جهانی شدن واقعی همان باشد که در آیات برشمرده شده است قرآن کریم سرشار از آیاتی است که مؤید این امر است
باید همواره طراوت «3» ، و تبیان بر همه اشیاء است «2» بیشک وحی نامهاي که به ادعاي خود کتاب هدایت نظري و عملی انسانها
«4» . و تازگی خود را در تمام شرایط زندگی انسان پایدار نگه دارد تا بتواند همانند خورشید و ماه فروزان همیشه نورافشانی کند
این پیام جاویدان در جاي جاي قرآن و روایات معصومین (ع) با واژهها و تعابیر مختلف بیان شده است.
آغاز شده، حاکی از نگاهی یکپارچه به دنیا و آخرت به مثابه یک « رب العالمین » در اولین سوره قرآنی که با حمد و ثناي خداوند
، مجموعه منضبط و منسجم است و چون لازمه ربوبیت عدم گسست بین عرصههاي پرسش و پاسخهاي قرآنی ویژه جوانان، ج 11
ص: 183
مختلف است. اعتقاد به رب العالمین نه صرفاً در حد یک اعتقاد نظري و دینی باقی میماند بلکه آثار فردي، اجتماعی، تربیتی و
مدیریتی در عرصههاي مختلف زندگی را دارد.
الناس) را با هر پیشینهاي و فارغ از تعلقات جغرافیایی، نژادي و دینی به طور مطلق ) « مردم » همچنین اکثر واژههایی که در آیات قرآن
مورد خطاب قرار داده است حاکی از ایدهاي جهانی در آیات الهی است که نمونه این دست آیات در قرآن کریم زیاد به چشم
صفحه 65 از 93
«1» . میخورد
جهانی شدن که قرآن بر آن اصرار دارد بر ابعاد مختلف زندگی بشر عنایت دارد و به همه انسانها خدمت رسانده و آنان را ترقی
میدهد و براي هیچ کس تهدیدي را در بر ندارد. این جهانی شدن بر خلاف جهانی شدن مصطلح که مبتنی بر عقلانیت ابزاري
است، هم بر عواطف اعتنا دارد و هم متکی بر عقلانیت است لذا جهانی شدن واقعی، سرنوشت انسانی است که به آسمان پیوند
خورده است. در جهان بینی قرآن چون میزان و معیار در اشیاء توحید دانسته میشود، لذا خصیصههاي منطقهاي، قومیت، جغرافیا و
قبیله داراي نقش بنیادي نیستند که بتوانند شخصیت واقعی انسانی را در چنبره تسلیم خود نگه دارند؛ اگر چه قرآن به این عوامل نیز
و این معیاري جهانی «2» . باشند « توحید » توجه و اهتمام دارد اما اینها تا زمانی ارزشمندند که در مسیر تقوي، ایمان و در یک کلمه
است که قرآن ارائه داده و راه رسیدن به آن را براي هر کس بازنهاده است. ص:
184
جهانی گرایی قرآن مبتنی بر اخلاق، معنویت و فطرت:
اصولًا براي جهانی شدن امري، لزوماً انطباق با اصول انسانی و فطري بشري باید از محوريترین ساز و کارهاي معمول باشد. به
عنوان مثال تکیه داشتن بر پایههاي استوار عدالت و پایبندي به تمام اصول اخلاقی و ارزشهاي انسانی از جمله مواردي است که
که قرآن نیز بطور مؤکد، انسان را به سوي «1» ریشه در سرشت و نهاد آدمی دارد و انسانیت انسان در گرو قبول چنین فطریاتی است
و در دنیاي جهانی شده کنونی چندان توجهی بدان نمیشود. قوانین به اصطلاح متمدن امروزي «2» آن فطرت ارجاع میدهد
اهتمامی جز تعلیق افعال بر اراده اکثریت ندارد در حالی که قرآن روش اجتماعی و قوانین جاري بر آن را براساس اخلاق مبتنی
نموده و ضمانت اجرایی قوانین را به عهده تربیت اخلاقی قرار داده است.
قرآن ارائه دهنده یک دین و ایدئولوژي جامع الأطرافی است که در هر عصري براي زندگی بشریت لازم و ضروري است که بر
خواستههاي مشروع آن پاسخ مثبت میدهد و در سایه نظام عادلانهاي که ارائه میدهد بشریت میتواند در امنیت کامل بسر برد.
خصوصیات عالمگیر آیات و تعالیم قرآنی به خاطر توجه به جنبههاي معادي و معاشی بشریت، در همه زمانها و مکانها قابل
اجراست و چون آن نوع جهانی سازي واقعی که قرآن ارائه میدهد یک جهانی سازي
ص: 185
در نظر میگیرد، لزوماً در ایدئولوژي خود به فراسوي «1» توحیدي، عقیدتی و معنوي است که جهان را به مثابه امت واحد اسلامی
مرزها و قومیتها و زبانها و ... توجه دارد؛ این جهان اندیشی بر مدار عقلانیت، عدل، حقیقت و معنویت و آنچه منطبق با فطرت
پاك آدمی است میچرخد لذا قابلیت فراوانی را در این راستا داراست. از این رو جهان اندیشی قرآن بر خلاف جهانی شدن
مصطلح به طور واضح، طی یک فراخوان کلی در سراسر مبانی خود زمینه را مساعد میسازد تا همه دنیا با تشخیص و اراده خود و
«2» . بدون هیچگونه اجبار و اکراهی به مجموعه بپیوندند
نتیجهگیري
در بحث پیرامون جهانی شدن که از پر چالشترین مباحث امروزي است، اصلیترین سوالی که به ذهن میرسد این است که جهانی
شدن واقعی چیست؟ و ویژگیهاي اصلی آن کدام است؟ و اساساً ملاكهایی که یک ایدئولوژي را در سطوح مختلف (از سطوح
مشاهدهاي و رفتاري گرفته تا لایههاي زیرین نظري و معرفتی) جهان شمول میسازد؟
گفته شد، زمانی از جهانی شدن واقعی میتوان سخن به میان آورد که براي انسان ذات و جوهري و حقوق و غایتی قائل باشیم و
در «3» ؛ تنها در صورتی میتوان اینگونه اندیشید که براي انسان خالقی را تصور کنیم
ص: 186
صفحه 66 از 93
واقع بدون یک انسان شناسی و جهان شناسی واقعی بنیانهاي معرفتشناسی نیز سست خواهد بود و بنابراین در بحث عامگرایی و
جهانی شدن نیز ممکن است ملاكهایی که هسته مرکزي این تفکر را تشکیل میدهد مغفول ماند؛ همچنان که در جهانی شدن
مصطلح و از نوع غربی آن محور اصلی براساس اومانیسم و انسان مداري است که جایی براي خدا و ارزشهاي واقعی انسان در نظر
گرفته نمیشود. حتی دین و خدا در دیدگاه اومانیستها تعبیري این دنیایی میگیرد که وهن دین و حلقه ارتباط انسان و شیطان را
در پی دارد، اما در جهان گرایی که قرآن بر آن اعتنا دارد، تدین اولین مرحله انسانیت است. در تفکر اومانیستی حتی علم با هویت
و شیوه سکولاري هدف غایی است و سیطره بر جهان خارج نیز از این رهگذر میسر است. در این اندیشه، دین گرایی مرحله آخر
انسانیت و افول آن است در حالی که در فرهنگ و تفکر قرآن، نازلترین مرتبه معرفت دانش مفهومی حسی است و قله آن علم
«1» . الهی است که نظام تکوین زیرنشین آن است
فقدان ملاكهاي واقعی و بنیادین همچون تفکر دینی و توحیدي، انطباق با فطرت، عدالت عقلانیت و ... در جهانی شدن رایج، راه
را براي پیوستن به آن ناهموار میسازد. لکن اگر با توجه به شرایط فراهم آمده امروزي، فرض را بر ضرورت پیوستن به این پروژه یا
پدیده غول آسا
ص: 187
بگذاریم، با قابلیتها و پتانسیل فراوانی که مسلمانان از آموزههاي ناب قرآنی بهره گرفتهاند، نباید این پیوستن از نوع غربی باشد
بلکه با حرکتی فعالانه و نفوذ در دایره فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جهان، میبایست آن را به سمت و سوي اصلاحگرایانه و
توحیدي سوق دهند.
جهانی سازي مهدوي:
با بیان ملاكهایی که در تعالیم روحبخش اسلام در جهت یکپارچگی جهان و نگرش عام و واحد در تحت یک جهان شناسی
دینی- وحیانی بر شمردیم، قرابت فزونتري با جامعهاي جهانی در لواي حکومتی کل اندیش که رداي عدالت خواهی را بر دوش
و خیر اندیشانه در پی اصلاح درون ساختها و نیز سازهها و مظاهر بیرونی جوامع است احساس خواهد شد. پیشوایان و «1» افکنده
آنان «2» ، وارثان این حکومت، مستضعفان صالحی هستند که خداوند بر آنها منت نهاده و حکومتشان را بر زمین پا برجا میسازد
که بندگان صالح پروردگارند با وعده خداوند بر استخلافشان در زمین، دین و آئین کامل و پسندیدهاي را پا برجا و ریشهدار
که براساس آن زمین را به زینت عدل آراسته و به تاریخ سراسر ظلم و جور جهان پایان داده و همه رفتارها در «3» خواهند ساخت
یک نظام اجتماعی بر پایه مساوات، برادري و برابري انطباق خواهد یافت.
ص: 188
و یک دین به همه حاکم «1» در آن روزگار تمام خیرات بر مردم چهره مینماید، اختلافها از میان رخت بر خواهد بست
«2» . میگردد
اما سوالی که پیرامون جهانی گرایی مهدوي مطرح است این است که نواندیشی دینی، حکومت مصلح و استقرار حکومت و هدایت
جوامع به سوي صلاح و رستگاري براساس کدام الگوست؟ و چه تفاوتهایی با جهانی شدن در تمدن غربی دارد؟
نظر به خاتمیت دین مبین اسلام و لزوم جامعیتی که احکام و آموزههاي آن داراست، در این شریعت به اصل امارت، حکومت و
سیاست توجهی کامل شده، لکن از طرفی نیز همواره بر فضائل اخلاقی و صداقت در استواري آن تاکید میشود، در این آئین،
حکومت هر چه بیشتر سر بر شانه معنویت، صداقت و فضائل اخلاقی داشته باشد استوارتر و فراگیرتر خواهد بود و براساس روایات
معصومین (ع)، معنویت، با مهدویت سیماي غبار گرفته خود را آراستهتر خواهد ساخت. در انقلاب مصلح جهانی که به تمام معنی
کانون معنویت است و بر خلاف نظام جهانی کنونی که هویت تابعی از میزان بینظمی یا نظام یافتگی این جهانی است، هویتها در
صفحه 67 از 93
مسیري صحیح هدایت میشود و مردم در حقیقت بدنبال هویتی ناب خواهند بود. در این حکومت استقرار خلافت بر طبق الگوي
نبوت ظهور
ص: 189
به وقوع بپیوندد. «2» و آیات متعدد قرآن آمده «1» ( مییابد تا آنچه در کلام امیرالمومنین (ع
در این سیاست و برنامه حاکمیت واحد که همگی بر مبناي تعالیم والاي قرآن است، همه آرمانهاي اصیل که آرزوي همه پیامبران
و اولیاء و مصلحان واقعی بوده، تحقق مییابد و تمام تضادها، منفعتطلبیها و خودخواهیهایی که به سبب آنها قرنها آتش فتنه و
ستیز در میان ملل بر افروخته و سبب استعمار و استثمار بسیاري از ملتها و نیز طغیانگري و ستم پیشگی عدهاي دیگر شده است از
جوامع رخت خواهد بست. با از میان رفتن سلطه سلطهطلبان، طبقهبنديهاي کنونی نفی خواهد شد و همه برنامهریزيها و سرمایهها
و مدیریتها حد الامکان بطور عادلانه و برابر در تمام نواحی و مناطق زمین تقسیم میگردد. عقب ماندگیهاي فرهنگی و فقر
معنوي تودههاي انسانی ریشهکن میشود و با هدایت و تربیت منجی، روابط صمیمی و انسان دوستانه که حقوق بشر به معناي واقعی
در آن لحاظ میشود در میان نوع بشر برقرار خواهد شد.
چون هدف از خلقت انسان رشد و تکامل معرفت و شناخت اوست لزوماً باید روزي این هدف تحقیق یابد و روزگار دانشهاي
راستین و پیروزي خرد بر مجهولات فرا رسد، از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همه آرمانهاي انسانی و الهی است،
شناخت انسان به تکامل نهایی
ص: 190
و در ابعاد گوناگون دانایی از جهانشناسی، انسانشناسی و خداشناسی عروج لازم را مییابد و آموزگار بزرگ اسرار و «1» میرسد
در رستاخیز ظهور آن امام رحمت و «2» . رموز، درس آموزان مدرس بشریت را به سرچشمه جوشان علوم حقیقی خواهد رساند
عشق و عبودیت، بندها و دامها از سر راه برداشته میشود و زر، زور و تزویر که عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست
جهان و کشورها است به وادي نابودي سپرده میشود و با هدایت آن امام، انسان، انسانیت کامل خویش را باز مییابد.
بر عکس آن ذهنیت نادرستی که برخی براي عصر ظهور ترسیم نمودهاند، در عصر ظهور ویژگیهایی را که یک دین جهانی باید
دارا باشد- از قبیل آمیختگی آن با رحمت و عطوفت، سهل الوصول بودن، ثابت و استوار بودن، مقبولیت داشتن عمومی- همه در
پرتو آن ظهور تجلی خواهد یافت. در آن حکومت که دولت عشق و فرزانگی به تمام معنا است، وصول به احکام اسلام واقعی و
یافتن مبانی مستحکم آن در عین آسان بودن، از ارکانی ثابت برخوردار است که هرگز به سستی نمیگراید و تا آنجا پیش میرود
«3» . که کسی بر آن چیرگی نیابد و امانی براي آویختگان به آن و آرامی براي وارد شدگان بر شریعه آن خواهد بود
ص: 191
مقایسه مختصات جهانی سازي مهدوي با جهانی شدن:
1. مهمترین وجوه ناسازگاري این است که تمدن غربی بر انسان محوري (اومانیسم) استوار است و اندیشه اسلامی و مهدویت بر
«1» ؛ خدا محوري
2. تمدن غربی بر تفکیک حوزههاي دین و سیاست (سکولاریسم) پا میفشرد ولی در اندیشه مهدوي دین و سیاست در هم
«2» ؛ تنیدهاند
3. دغدغه تمدن امروزي غرب و با گمان ایده آرمانی جهانی شدن، آزادي بیبند و بار انسان است ولی دغدغه اساسی دین و جهان
اندیشی قرآن و مهدویت آزادي معقول و فضیلت و سعادت انسان است؛
4. جهانی شدن و جهانی سازي بر علوم و فنون افسار گسیخته استوار است و مهدویت و اندیشه اسلامی بر علم هدفمند، عقل غایت
صفحه 68 از 93
مدار و وحی.
5. سیطره، استثمار و استعمار در جهانی شدن و تمدن غرب نکته کانونی گفتمانها است ولی مهدویت اسلامی بر عدل و رهایی
همه انسانها و نزدیک کردن مردم به فطرت اصلی استوار است.
6. جهانی شدن مصطلح بر مبناي تسامح اخلاقی بازسازي شده و
«3» چندان پرواي عقاید مذهبی و دینی و عبادت- که فلسفه آفرینش است
ص: 192
- ندارد و در خدمت نظام ارزشی لذت پرستی و توأم با افول زدایی از فرهنگها، قداست زدایی، همانندسازي و استیلاء یک
فرهنگ خاص بدون توجه به تمایزها و تفاوتهاي فرهنگی تاریخی و اجتماعی است اما در جهانگرایی مهدوي حقوق همه ملل و
مذاهب و گروهها به نحو عادلانه مورد مطالبه قرار میگیرد.
7. در فرهنگ و تمدن جهانی شده غرب چون تیغ عدالت به خاطر حرفهاي شدن آن کُند شده و میتوان با چند تکنیک قانونی و
لابی و مسائل پشت پرده، حقی را باطل یا باطلی را حق جلوه داد، درزمان حضور و ظهور امام عصر (عج) به خاطر نوع نگاه داوري
آن حضرت و تسلط و سیطره او بر قضایا، عدالت به تمام معناي واقعی خود اجرا خواهد شد.
سخن پایانی:
مسلماً زمینه مساعد براي حکومتی در گستره گیتی، نه به توسط اعجاز صورت میپذیرد بلکه فراهم آوري بسترهاي مناسب براي
«1» ، خلاصه میشود « انتظاري بزرگ » چنین حکومتی وابسته به کنش صحیح پیروان امام منجی است که به تعبیر شهید مطهري در
انتظاري که سازنده، نگهدارنده و تحرك آفرین است.
انتظار، جوهر اصلی حرکت و عمل انسانها را محقق میسازد که در همه ادوار زندگی آنان جریان دارد. بهترین شیوههاي پیوند،
همسویی و
ص: 193
همدلی با منتظر، در حالت انتظار نهفته است که امام در تمام مراحل زندگی منتظرین حضور یافته و آنان آرمانهاي او را همواره در
نظر خواهند داشت.
مهمترین عنصري که در انتظار نقش اساسی دارد عنصر صبر است که بدون آن انتظار بیمعنا است. در حقیقت جوهره بنیادي و روح
اصلی انتظار صبر است. صبر نه به معناي سکوت و انفعال و عدم تحرك بلکه بدان معنا که با تحمل ناملایمتها و تلاش در جهت
مساعد ساختن هرگونه زمینه لازم براي به سر رسیدن انتظار و تحقق دولت جهانی امام منجی، فراهم شود.
منتظر راستین با پر توان سازي استعدادهاي درونی- دینی خود، علاوه بر آن که خویش، قدم در جهت تدارك این زمینهها بر
میدارد، از نفوذ کژ اندیشههایی که ممکن است افرادي را دچار یأس ساخته و شکیبایی را از ایشان بستاند جلوگیري کند و ایمان به
حتمیت وعدههاي الهی و پیروزي دین خدا و عزت مومنان و هزیمت دشمنان و تحقق جامعه عدالت بنیاد مهدوي (عج) را در دل
«1» . آنان زنده نگهدارد
اساساً انتظار داراي محتوایی تعهدآور، اصلاحگر و حرکت آفرین است که در تفکر شیعه ارجمندترین نوع عبادت و بندگی
و ارزیابی شخصیت منتظر، نمایانگر جامعهاي پر تحرك و تلاشگر است که براي تشکیل حکومت جهانی عدالت و «2» . خداست
ایمان همواره در تلاش و تکاپوست و
ص: 194
ارزشها و آرمان ها را از حوزه ذهن به کرانه عمل کشانده و اصلاح خود، دیگران و جامعهاش را در تارك برنامههاي اسامیاش
صفحه 69 از 93
و بدون اینگونه انتظار فعالانه و پویا، تفکر داشتن حکومتی جهانی که بر میزان عدل و قسط و معنویت و اخلاق در «1» . آویخته است
جراین باشد، سودایی است گران.
به امید طلعت مهر فروزان حقیقت و عدالت در سپهر وجود. ص: 195
آثار و برکات حکومت مهدوي
پرسش:
تشکیل حکومت جهانی توسط حضرت مهدي چه آثاري دارد؟
پاسخ:
ظهور و تشکیل حکومت توسط حضرت مهدي (عج) داراي امتیازات و ویژگیهاي ممتازي است که باید عصر ظهور را عصر
طلائی دوران بشریت به حساب آورد. چرا که در زمان ظهور حضرت و به برکت حکومتی که آن سرور تشکیل میدهد ایدهآل و
مترقیترین نوع زندگی بشري بر روي کره خاکی محقق خواهد شد و میتوان آن دوران را بهشت روي زمین نامید. دورانی که از
زمان حضرت آدم تاکنون نه تنها انبیاء و اولیاء الهی بلکه تمام مستضعفان و مظلومان و ستمدیدگان انتظار تحقق چنین دورانی را
کشیدهاند و آرزوي زندگی در سایه حکومت عدل گستر آن امام عزیز را داشتهاند چنان چه قرآن مجید وعده آن را به مؤمنین داده
است و
ص: 196
«1» « وعدالله الذین امنوا و عملو الصالحات » : فرموده
دیدگاه قرآن و اهل بیت راجع به آینده بشر دیدگاهی مثبت و خوش بینانه است که بشر در چهارچوب قوانین و حکومت عدل الهی
به عبودیت خدا در سطوح گوناگون فردي و اجتماعی خواهد پرداخت و فلسفه تاریخ براساس سیر صعودي و رسیدن جهان به
کمال و آیندهاي امیدوار کننده و روشن استوار گشته است و از تعابیر روایات پیرامون دولت حضرت مهدي مثل دولت جهانی و
دولت عدالت و دولت کریمه و دولت صالحان و دولت حق و دولت مستضعفان و دولت امنیت به خوبی این امید و خوش بینی به
آینده را تقویت میکند.
حضرت مهدي (عج) از سلاله پاك پیامبر اکرم (ص) و تحقق بخش سیره آن حضرت در تمام صحنه گیتی میباشد. پیامبر
میفرمایند: مردي از اهل بیت من قیام کند و به سنّت و روش من عمل کند و خداوند براي وي روزي فرستد و زمین آن چه دارد
امید و آرزوي ما آن است که زنده «2» بیرون میریزد و او زمین را پر از عدل و داد میکند چنان چه پر از ظلم و ستم شده باشد
باشیم و آن دولت کریمه و تحقق سیره پیامبر را نظارهگر باشیم.
در این مجال به صورت گذرا به بعضی از مهمترین آثار و برکات حکومت جهانی آن حضرت اشاره میکنیم.
ص: 197
1. تحقق عدالت به صورت کامل
یکی از بالاترین آرزوهاي بشر از آغاز تاکنون تحقق عدالت و رسیدن به حق به صاحب آن است اما متأسفانه این آرزوي به حق
انسان روي زمین به واسطه سلطه و بیدادگري ظالمان هنوز به صورت کامل تحقق پیدا نکرده است و خداوند وعده تحقق آن را در
حکومت جهانی سرتاسر عدالت حضرت بقیه الله الاعظم (عج) قرار داده است و شاید هیچ ویژگی به اندازه تحقق عدالت و قسط در
خصوصیات و آثار حکومت آن حضرت درخشش نداشته باشد تا جائی که هرگاه نام مبارك حضرت برده میشود انسان تا خود
آگاه به یاد حکومت جهانی عدل گستر او میافتد و از آن حضرت به عنوان مظهر و تجلّی کامل عدالت یاد میشود.
صفحه 70 از 93
از امام صادق (ع) حکایت شده که میفرمایند: والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و البرد؛ به خدا قسم هر آینه
و در روایتی دیگر از امام «1» داخل میشود بر ایشان عدل آن حضرت در باطن خانههایشان چنان چه سرما و گرما داخل میشود
باقر (ع) حکایت شده که میفرمایند: یملا الارض عدلًا و قسطاً و نوراً کما ملئت ظلماً و جوراً و شراً؛ پر میکند زمین را از عدل و
و در سایه این عدالت هیچ انسانی در قید بندگی و بردگی باقی «2» داد و نور همان طوري که پر شده بود از ظلم و جور و شر
«3» نمیماند و حقوق به یغما رفته انسانها به آنها باز میگردد
ص: 198
و بندهاي پیدا و ناپیداي بندگی از سر و گردن انسانها باز میگردد و زمینه استثمار انسان از انسان به کلی برچیده میشود و
کارگزاران ظلم و بیداد مورد بازخواست قرار میگیرند و قاضیان و حاکمان بدرفتار از مسئولیت خود عزل میشوند و زمین از هر
و مردم آرزو میکنند اي کاش مردگانشان در بین زندگان بودند و از عدالت بهرهمند «1» نوع خیانت و نادرستی پاك میگردد
«2» . میشدند
2. تحقق معنویت و دین در سرتاسر جهان
در حکومت حضرت مهدي مردم به شکل بیسابقهاي به معنویت روي میآورند و در همه جا آواي اسلام طنین انداز میشود و
وعدهالهی که فرمود: و لیمکنن لهم دینهم الذي الرتض لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امثا یعبدوننی و لایشرکون بی شیأ؛ محقق
( میشود. (سوره نور آیه 55
مردم از آموزش قرآن و نماز جماعت و نماز جمعه استقبال چشمگیري میکنند و مساجد برطرف کننده نیاز آنان نخواهد بود تا
«3» . جائی که در یک مسجد دوازده بار نماز جماعت خوانده شود
امام صادق (ع) میفرمایند: خانههاي کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل میشود به گونهاي که فرد نمازگذار روز جمعه براي
شرکت در نماز
ص: 199
پیامبر اکرم میفرمایند خداوند مهدي (ع) را میفرستد و به وسیله او «1» . جمعه سوار بر مرکبی تیز رو میشود ولی بدان نمیرسد
«2» . عظمت را به دین باز میگرداند ... در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست چر آن که لا اله الّا الله به زبان دارد
3. تکمیل دانش در سایه حکومت حضرت
روایات جهان را در عصر حضرت حجّت جهانی مترقی و متمدّن و در اوج پیشرفت علمی معرفی نموده است امام باقر (ع)
و از طرف دیگر امام «3» میفرمایند: وقتی قائم ظهور فرماید بر سر بندگان دست میکشد و به سبب آن عقل آنان کامل میگردد
صادق (ع) میفرمایند علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آن چه پیامبران آوردهاند تنها دو حرف آن است و مردم
تاکنون جز با آن دو حرف آشنائی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده آن را میان مردم
که از این حدیث معلوم میشود در زمان حضرت تقریباً علم 12 برابر حد کنونی خواهد شد. و چون این «4» . نشر و گسترش میدهد
ترقی و پیشرفت علم در سایه تکمیل عقل انسانها صورت میگیرد، بشر در عین ترقی و رسیدن به بالاترین رشد علمی و صنعتی به
همان اندازه به تعالی اخلاقی و کمال معنوي انسانی نزدیک خواهد شد.
ص: 200
4. اقتصاد سالم در سایه حاکم عادل:
به برکت حکومت عدل حضرت مهدي زمین و آسمان برکاتش را بر بندگان ظاهر میسازد، رودخانهها پر آب و زمینها حاصلخیز
و بیابانهائی مانند اطراف مکه و مدینه که هرگز سبزي را به خود ندیده است به «2» و کشاورزي شکوفا میشود «1» میگردد
صفحه 71 از 93
و فقر و تنگدستی رخت بر میبندد و آبادانی همه جا به چشم میخورد موجب رواج «3» . نخلستانهاي آباد تبدیل میگردد
بازرگانی و تجارت میشود. پیامبر اکرم میفرمایند: زمین پارهاي جگرش را بیرون میریزد. راوي پرسید پارههاي جگر زمین
«4» . چیست؟ حضرت فرمودند طلا و نقره
و به فرموده پیامبر امت اسلام در زمان «5» . حضرت علی (ع) میفرمایند: تمام گنجهاي عالم براي آن حضرت آشکار میگردد
تا جائی که طبق حدیث زمانی بر مردم پیش میآید «6» . حضرت مهدي آن چنان متنعم میشوند که هرگز چنین بهرهمند نشدهاند
که انسان صدقات از طلا و نقره با خود برمیدارد تا آن را در راه خدا انفاق کند ولی نیازمندي را پیدا نمیکند که این صدقه را
قبول کند.
ص: 201
5. امنیت و آسایش و خشنودي همگانی
یکی دیگر از آثار و برکات حکومت جهانی آن حضرت این است که دشمنی از دلها زدوده میشود، حتی درندگان و چهار پایان
با یکدیگر سازش میکنند، یک زن طبقی بر سر گذارده از عراق تا شام تنها سفر میکند همه جا قدم بر سرزمین سبز و خرم
میگذارد در حالی که درندهاي او را نمیآزارد و دچار ترس و وحشت نمیشود. طبق روایت نقل شده از امام باقر (ع) راههاي
اصلی توسعه پیدا میکند. بالکنهایی را که به خارج جادهها آمده و از دیگران سلب آسایش نموده و ناودانهائی را که به کوچهها
«1» . میریزد از بین میبرد
همگان از حکومت سرتاسر عدالت آن سرور خشنود میشوند حتی ساکنان آسمان و پرندگان هوا و درندگان صحرا و ماهیان دریا.
«2»
بارالها: ما را نیز از این دولت کریمه و نعمتها و بهشت روي زمین در جوار مولایمان مهدي (ع) متنعم بفرما. (آمین).
ص: 203
روش مبارزه مهدي (عج)
پرسش:
امام زمان، به چه صورت مبارزه میکنند؟
پاسخ:
با توجه به روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان (عج) امدادهاي غیبی را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن
جمله است:
1. جذب تمام مسلمین:
یکی از تأییدات الهی در مورد حضرت آن است که به عنایت الهی از راهی قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام
مسلمین است. از جمله آنکه:
الف. ظهور خود را از مسجد الحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابهاي که در مسجد الحرام هنگام ظهورش میخواند به امور
ص: 204
مشترك بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهاي رسول الله (ص) شروع میکند.
صفحه 72 از 93
2. ایجاد رعب و وحشت:
یکی از راههاي نفوذ بر دشمن که درعلوم نظامی از آن بهره میبرند ایجاد ترس و خوف و رعب در قلوب دشمنان است، تا از این
أمر الله عزوجل أن لاستعجل به حتی یؤیده الله ثلاثه أخباد » : راه تسلیم گردند. نعمانی به سند خود از امام صادق (ع) حکایت میکند
«1» ؛« الملائکه، و المومنین و الرعب
« خداوند عزوجل امر نمود تا به آن عجله نکنی تا اینکه او مهدي (عج) را به سه لشکر تأیید نماید. ملائکه، مومنین و وحشت »
3. تأیید از جانب ملائکه:
از جمله تاییدات الهی نسبت به حضرت مهدي (عج) فرستادن ملائکه براي یاري حضرت میباشد. گنجی شافعی به سند خود از
«. خداوند او را با سه هزار فرشته یاري خواهد کرد » : علی بن ابیطالب (ع) در حدیثی در رابطه با مهدي (عج) نقل کرده که فرمود
«2»
4. عنصر ناگهانی و غفلت دشمنان:
مطابق روایات، حضرت هنگامی ظهور میکنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. و در دانش نظامی این مطلب به خوبی روشن
است که
ص: 205
پس » : چقدر عنصر غفلت و ناگهانی، در پیروزي بر دشمن تأثیر دارد امام زمان (عج) در توقیعی که به شیخ مفید (ره) فرستاد فرمود
البته از این روایت، عنصر ناگهانی، در غوهي ظهور بدست میآید ولی بعید نیست که «1» .«... همانا امر ما به طور ناگهانی است
براي دشمنان غافلگیر کننده باشد.
براي روشن شدن این بحث لازم است به چند پرسش دیگر در این باره پاسخ دهیم:
پرسش اول: در روایات آمده که یاران حضرت 313 نفر میباشد، در اینجا پرسشی مطرح میشود که غلبهي بر جهان با یاران اندك
چگونه ممکن است؟
پاسخ: اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنی 313 نفر اشاره شده است، ولی پیروزي آنان بر مستکبران به رهبري حضرت
مهدي (عج) از جهاتی دور از انتظار نیست زیرا:
1. در روایات به یاران دیگري درحدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدي (عج) ظهور نخواهد کرد.
پس 313 نفر سرداران سپاه حضرت هستند.
2. هر چند که غلبهي حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، ولی از طریق علل و اسباب عادي و ظاهري نیز حصول
چنین فتح و پیروزي امري دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور
ص: 206
خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعی، اخلاقی و سیاسی کاملًا مساعد است. در آن هنگام ملتها به خاطر سرخوردگی از
نظامهاي مختلف و قتل و غارتها به تنگ آمدهاند و لذا در انتظار چنین حکومتی به سر میبرند، و مردم به مجرد شنیدن خبر ظهور
به آن حضرت و حکومتش میگروند و ایشان تنها با گروه خاصی درگیر خواهند شد.
3. از آنجا که جهان به مانند دهکدهاي کوچک شده و هر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگتر خواهد شد لذا با به دست
گرفتن نقطههاي کلیدي و با استعانت از خداوند متعال، حکومت جهانی حضرت تحقق خواهد یافت.
و چگونه ممکن است یک نفر با «1» پرسش دوم: در برخی روایات حکایت شده که امام زمان (عج) با شمشیر قیام خواهد کرد
شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعی جدید و مخرب که میتواند کل کره زمین را چندین بار نابود کند بایستد و مقابله کند؟
صفحه 73 از 93
پاسخ: 1. چه اشکالی دارد که شخصی با شمشیر ولی همراه با اعجاز الهی که حضرت را مساعدت میکند با دشمنان خود به مقابله
بپردازد؟ که در آن صورت اسلحههاي مدرن به قدرت الهی از کار میافتد.
2. ممکن است واژهي شمشیر در اینجا کدي باشد براي معرفی تسلیحات، یعنی امام زمان با دشمنانش وارد جنگ میشود و مقصود
از شمشیر، قوت و اسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنی قبل از هزار
ص: 207
به شمشیر تعبیر شده است. « اسلحه » سال اسلحهاي به جز شمشیر نداشته و به ذهن آنها چنین تسلیحاتی خطور نمیکرده است، لذا از
بنابراین:
امام زمان (عج) نیز با قدرت و اعجاز الهی و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده میکند. و از طرفی
میتوان گفت:
امام زمان (عج) با تسلط بر مراکز تصمیمگیري و از کار انداختن وسایل جنگی آنها که با هستههاي مرکزي ارتباط دارد، تمام آنها
را از راه اعجاز یا از طریق عادي از کار میاندازد و بر آنها غلبه میکند.
3. مطابق برخی روایات، شمشیرهاي اصحاب حضرت از آهن است، ولی نه مثل این آهنهایی که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به
گونهاي است که اگر یکی از آنان با شمشیر خود به کوه بزند، آن را دو نیم میکند و به تعبیر دیگر، وسیلهي دفاعی آنان به گونه
«1» . است که اسلحهي دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست
لذا ممکن است اسلحهاي را که حضرت و یارانش به کار میبرند از وسایلی باشد که بتواند همهي دستگاههاي دشمنان را از کار
بیندازد ولی در مقابل، هیچ دستگاهی بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان برخی اسلحههاي جدید را مشاهده میکنیم.
4. رمز پیروزي امام زمان (عج) و سیطرهي آن حضرت بر جهان یکی از
ص: 208
است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار میدهد « ترس و رعبی » به سوي ایشان است و دیگر از راه « اقبال عمومی مردم » راه
تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم میشوند، خصوصاً آنکه در ابتداي ظهور، وقتی مقداري از معجزات
حضرت را مشاهده کردند میفهمند که امداد الهی است و نمیتوان با مشیت الهی مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت میشوند
و گروه اندکی نیز که به مخالفت و مقابله میپردازند شکست میخورند.
5. معلوم نیست که در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) این تسلیحات خطرناك در اختیار بشر باقی مانده باشد؛ زیرا ممکن است در
اثر حوادث و آشوبها و جنگهاي جهانی که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق میافتد این تسلیحات نابود شود.
« کامل » مردم « عقل » ، 6. جنگها و کشتارهاي بیرحمانه، نتیجهي گمراهی و جهل و بیخردي بشر است. حال اگر در عصر ظهور
شود، بر فرضی که سلاحهاي خطرناك در اختیار داشته باشند آن را بر ضد یکدیگر به کار نمیگیرند؛ و نیروهایی که آن سلاح را
در اختیار دارند پی به حقانیت حضرت برده و همچنین با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرارمیگیرد از به کار بردن آن بر ضد
حضرت خودداري میکنند.
7. در پایان به دو ویژگی که در جنگ با شمشیر نهفته است اشاره میکنیم:
1. در جنگ با شمشیر میتوان در کشتارها گزینشی عمل کرد به خلاف تسلیحات کشتار جمعی که عالم و جاهل و مقصر و
بیتقصیر و
ص: 209
گناهکار و بیگناه را همه و همه را با هم از بین میبرد، که این از مرام و روش اولیاي الهی به دور است.
صفحه 74 از 93
2. چنانچه در منابع فقه اسلامی آمده است در احکام جهاد دستور داریم که تا آنجا که ممکن است به محیط زیست آسیب نرسد،
لذا جنگ با شمشیر در راستاي این حکم شرعی میباشد به خلاف جنگ با ادوات نظامی مرسوم فعلی.
لذا با توجه به این دو ویژگی بعید نیست که به قدرت الهی امام زمان، توانایی تسلیحاتی آنها ساقط شود و همه با ابزاري مانند
شمشیر وارد جنگ شوند.
ص: 211
وظیفه مردم در زمان ظهور
پرسش:
وظیفه ما در زمان ظهور (حضرت حجّت) چیست؟
پاسخ:
اساسیترین ویژگی زمان ظهور که آن را از زمان غیبت ممتاز میسازد حضور امام به طور علنی و آشکار در بین مردم است به
طوري که دسترسی به او امکانپذیر است. بنابراین اصلیترین وظیفه در زمان ظهور شناخت امام عصر (عج) و ولایتپذیري از آن
حضرت آگاهی از دستورات او و در نهایت عمل به آن دستورات میباشد و اگر در یکی از شئون زندگی فردي یا اجتماعی،
دنیایی یا آخرتی، چه مادي و چه معنوي با مشکلی مواجه شویم از امام معصوم کسب وظیفه میکنیم. از این رو:
1. شناخت امام حاضر؛
2. ولایتپذیري؛
3. آگاهی از دستورات ایشان؛
4. عمل به آن دستورات؛
ص: 212
5. کسب وظیفه از امام در گذران زندگی روزمره.
شاخصههاي اصلی وظایف یک انسان در زمان ظهور امام معصوم میباشد.
براي آشنایی بیشتر مروري میکنیم به مهمترین ویژگیهاي یاران و اصحاب حضرت مهدي (عج) که در روایات معصومین حکایت
شده است:
1. یقین:
از امام صادق (ع) درباره یاوران حضرت مهدي حکایت شده: مردانی که گویا دلهایشان پارههاي آهن است. غبار تردید در ذات
مقدس خدا، خاطرشان را نمیآلاید ... از ناخشنودي پروردگارشان هراس دارند براي شهادت دعا میکنند و آرزومند شهید شدن
«1» . در راه خدا هستند
2. روحیه شهادت طلبی
این ویژگی از روایت فوق و روایات دیگر به دست میآید.
3. بصیرت و آگاهی:
یاران مهدي (عج) در بصیرت، درایت و خردمندي سرآمدند؛ در فتنههائی که زیرکان در آن میمانند هوشیارانه راه میجویند و حق
را از باطل باز میشناسند.
ص: 213
صفحه 75 از 93
4. عبادت و بندگی:
از امام باقر (ع) نقل شده: گویا قائم و یارانش را در نجف اشرف مینگرم توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته
«1» . است. جاي سجده بر پیشانیشان نمایان است، شیران روزند و راهبان شب
5. حافظان حدود الهی:
از حضرت علی (ع) حکایت شده: یاران با این شرایط با امامشان بیعت میکنند: دست پاك و پاکدامن میباشند، زبان به دشنام
نگشایند، و خون کسی را به ناحق نریزند، بر مرکبهاي ممتاز سوار نشوند و لباسهاي فاخر نپوشند ... ساده زندگی کنند و در راه
«2» . خدا به شایستگی جهاد کنند، امام نیز متعهد میشود به سان همراهان زندگی کند
6. شجاعت:
از امام باقر (ع) حکایت شده: گویا آنان را مینگرم ... که دلهایی چون پولاد دارند در هر سو تا مسافت یک ماه، ترس از آنها بر
«3» ... دلهاي دشمنان سایه میافکند در سوارکاري و تیراندازي بینظیرند در رزمگاه نشان شجاعان بر تن دارند و
ص: 214
7. فرمانبري:
«1» . از پیامبر نیز حکایت شده: تلاشگر و کوشا در پیروي از او هستند
8. ایثار و مواسات:
همچنین دلهاي یاران حضرت به هم پیوند دارد، و یار و غمخوار یکدیگر هستند. گویا یک پدر و مادر آنان را پرورش داده است
«2» . و دلهاي آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است
9. زهد و سادهزیستی:
زهد زینت کارگزاران مهدي است. نمیتوانند تن به آسایش و شاد کامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام مصلح جهان
بر خویش نهند، زیرا آن که با عشرت طلبان همسو میشود و دل در گرو آز و طمع دارد، نمیتواند مروّج دین و کارگزاري شایسته
«3» . براي حکومت عدل و داد باشد
10 . نصرت و یاري:
از وظایف مومنان، نصرت و یاري کردن آن حضرت است که در حقیقت نصرت خداوند متعال است، یاري کردن امام عصر (عج)
این است
ص: 215
که مؤمن نسبت به آن چه خواست آن حضرت است اقدام نماید. و نصرت در زمان ظهور با جهاد کردن در کنار امام و صبر و
«1» . شکیبائی بر سختیها و بذل مال و جان به دست میآید
ص: 217
خاتمه: کتابشناسی