گروه نرم افزاری آسمان






مهدویت






مهدویت در عصر حاضر
اشاره
عده اي بر این باورند که طرح و بررسی موضوع مهدویّت در عصر غیبت امري بی فایده است، زیرا این موضوع مربوط به آینده بشر
است ورخدادهاي آینده، امري مجمل و مبهم است. امّا آنچه وظیفه ماست این که به وظایفمان در عصر و زمان خود عمل کنیم،
چون هر عصر و زمانی مقتضیات خود را می طلبد و از آن جا که ما در عصر و زمان آینده نیستیم، درباره آن هم وظیفه اي نداریم.
صفحه 127 از 456
. [426]
پاسخ ما این است: بحث و بررسی از آینده درخشانی که در انتظار بشر است نه تنها بی فایده نیست بلکه آثار و فواید بسیاري بر آن
مترتّب است که به برخی از آنها اشاره می کنیم.
مهدویت راه گشایی به آینده بشریت
آرمان قیام و انقلاب مهدي (علیه السلام) یک فلسفه بزرگ اجتماعی اسلامی است. این آرمان » : مرحوم شهید مطهري می فرماید
بزرگ گذشته از این که الهام بخش ایده و راهگشاي به سوي آینده است، آیینه بسیار مناسبی است براي شناخت آرمان هاي
. [427] .«... اسلامی
[ [ صفحه 184
امروزه در تمام جوامع بشري و کشورهاي جهان مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در خصوص مسائل استراتژیک تأسیس شده تا با ترسیم
آینده، منافع خود را بر اساس آن استوار کنند و با پیشرفت روز افزون جایگاهی عظیم در میان جوامع داشته باشند. اسلام، خصوصاً
مکتب تشیع خط مشی خاصّ ی را براي آینده بشر ترسیم کرده که اگر مسلمانان، بلکه تمام مردم عالم بر اساس آن حرکت کرده و
در راه رسیدن به آن هدف بکوشند، به سعادت و کمال و نجات از ظلم و بی عدالتی خواهند رسید.
بحث از مهدویّت در حقیقت بحث از آینده درخشانی است که اسلام براي جامعه بشریت ترسیم کرده است.
شناخت آرمانهاي اسلامی
این نوید، ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است، » : همو نیز می فرماید
برخی فرهنگی و تربیتی است، برخی سیاسی است، برخی اقتصادي است، برخی اجتماعی است، برخی انسانی، یا انسانی طبیعی
. [428] «. است
ادیان الهی و بخصوص اسلام، با ظهور خود از 1400 سال پیش، آرمان هایی را براي رسیدن بشر به سعادت و رفاه و رهایی از ظلم
و بی عدالتی در سطح تئوري ترسیم کرده و انبیاي الهی، به ویژه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و اوصیاي او در صدد پیاده کردن
این تئوري در سطح جامعه بوده اند، اما در حدّي محدود، زیرا بشر اگر چه قابلیت رسیدن به کمال و سعادت و فضایل عالی اخلاقی
را دارد، ولی هنوز این قابلیت به فعلیّت تامّه نرسیده و تنها در عصر ظهور است که بشر می تواند در سایه رهبري الهی پیاده کننده
دکترین مهدویّت و پیروزي حق و عدالت بر ظلم و ستم باشد. در آن عصر و زمان است که آرمان هاي اسلامی عملًا پیاده می شود
و کشتی پرتلاطم بشر به ساحل امن و امان لنگر می اندازد. از همین رو انبیاي الهی و در رأس آنها پیامبر گرامی اسلام (صلی الله
علیه وآله) و اوصیائشان طرّاح و تئوریسین مدینه فاضله و
[ [ صفحه 185
نسخه سعادت بخش جامعه بوده و در حدود خود با قابلیت هایی که بشر در طول تاریخ از خود نشان داده در صدد اجراي آن بوده
اند، اما تنها عصر و زمانی که این طرح به طور کامل اجرا خواهد شد عصر ظهور است، لذا می بینیم که پیامبر (صلی الله علیه وآله)و
صفحه 128 از 456
امامان شیعه کیفیت امامت و حکومت حضرت مهدي (علیه السلام) در عصر ظهور و موقعیّت مردم در عصر آن حضرت را به خوبی
ترسیم می کنند تا با برنامه ریزي و زمینه سازي در راستاي اهداف آن آرمان ها، بشر هر چه زودتر به مقصد نهایی نائل گردد. پس
در نتیجه بحث از آرمان هاي قیام وانقلاب حضرت مهدي (علیه السلام) بی فایده نبوده، بلکه الهام بخش و راهگشاي آینده است.
این نوید همان گونه که مرحوم شهید مطهري می فرماید ارکان و عناصر مختلفی دارد، از قبیل:
الف) فلسفی و جهانی، که جزئی از جهان بینی اسلامی است، زیرا یکی از آرمان هاي بزرگ انقلاب حضرت مهدي (علیه
السلام)رسیدن به عبادت به مفهوم عام یا عدالت به معناي وسیع آن است که در بحثی مستقل به طور مفصّل به آن اشاره کرده ایم.
ب) فرهنگی تربیتی، که براي بشر امروز می تواند الگوي خوبی در راه رسیدن به آنها باشد.
ج) سیاسی، که با کاربردي کردن آن عناصر در مسائل سیاسی و حکومتی امروز، می تواند حکومت ها را زمینه ساز حکومت
حضرت مهدي (علیه السلام)قرار دهد.
د) اقتصادي، که با پیاده کردن آن در حدّ امکان می توان زمینه را براي رسیدن به رفاه کامل فراهم ساخت.
ه)اجتماعی، که بشر با در نظر گرفتن و در مقابل خود قرار دادن و در نتیجه کاربردي کردن آن عناصر می تواند به مدینه فاضله
مهدوي (علیه السلام)نزدیک شود.
از همین رواست که خداوند متعال در قرآن کریم در مواضع متعدد اشاره به پیاده شدن آرمان هاي اسلامی در عصر ظهور دارد و
. [ می فرماید ": هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ [" 429
[ [ صفحه 186
او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش »
.« نداشته باشند
ایجاد روحیه امید در سطح جامعه
امید و آرزو
امید و آرزو از ویژگی هاي انسان است که در زمره فطریات بشر قرار دارد، زیرا هر دو نگاهی به آینده دارند و هنوز ثابت نشده که
در میان جانداران، جانداري آینده نگر باشد. هم چنین دانسته نشده جانورانی که لانه می سازند و یا خوراك می اندوزند، این کار
را از روي دانش و بینش انجام دهند، یا آن که خودشان بدانند چه می کنند. از این روي می توان گفت لانه سازي و خوراك
اندوزي جانوران از روي غریزه است، پس امید و آرزو و آینده نگري از ویژگی هاي انسان است و بس.
امید و آرزو هر دو نمایانگر خواسته هاي بشر بوده و هر دو پیک سعادت و نوید خوشبختی اویند.
تفاوت امید و آرزو در این است که امید همراه عقل بشر است و خواسته اش خردمندانه و امکان پذیر بوده و به محال تعلّق نمی
پذیرد، اما آرزو چنین نیست و گاهی با عقل هماهنگ و زمانی ناهماهنگ است و به محال ها تعلّق می گیرد و تقاضاي هست شدنِ
نشدنی ها را دارد.
آرزومند می نشیند و انتظار رسیدن به آرزویش را دارد و هرگز گامی به سوي مقصد بر نمی دارد، ولی امیدوار چنین نیست؛ در پی
امیدش می رود و هر گامی که بر می دارد به امیدي می رسد، چون امید اصلی به وجود آورنده امیدهاي فرعی است و هر یک از
صفحه 129 از 456
اینها که محقّق شود پایه اي می گیرد تا به سوي امید بالاتر گامی بردارد. هنگامی که امید بیشتر و نیرومندتر شد، هدف و آرمان می
گردد و آرمان عقلایی و امید خردمندانه هر دو با یکدیگر همگام و همراه خواهند شد.
ضرورت امید
اشاره
ضرورت امید آن چنان روشن است که دلیلی نمی طلبد و بدون امید لازم نیست
[ [ صفحه 187
براي چیزي تلاش و تکاپو نمود؛ تا جایی که نباید براي سطرهاي بعدي کوشید و چیزي نوشت.
. [430] «. اگر امید نبود، مادري فرزند خود را شیر نمی داد و کسی درختی نمی کاشت » : رسول خدا می فرماید
ولی این امر حیاتی می تواند صورتی شرّ به خود بگیرد؛ این همان شکلی است که ما شرّ را تحمّل می کنیم، به این امید که خود از
آه می کشیم و به جاي آن که اقدامی براي خلاص شدن از آن انجام دهیم دست « بین برود و می گوییم، امیدوارم فردا بهتر شود
. [ روي دست می گذاریم و به امید فردا می نشینیم. [ 431
در اندیشه دینی، امید فعّال ستوده شده و امید منفعل و بی تلاش هرگز مطلوب نیست. امام علی (علیه السلام) امیدواري منفی را
چنین به تصویر کشیده است:
لاتکن ممن یرجو الآخرة بغیر العمل، و یُرَجّی التوبۀ بطول الأمل. یقول فی الدنیا بقول الزهدین، و یعمل فیها بعمل الراغبین و إن »
أُعطِی منها لم یشبع، و إن مُنِعَ منها لم یقنع. یَعْجِزُ عن شکر ما أوتی، و یبتغی الزیادة فیما بقی. ینهی و لاینتهی، و یأمر بما لایأتی.
یحبّ الصالحین و لایعمل عَملهم، و یُبْغِض المذنبین و هو أحدهم. یکره الموت لکثرة ذنوبه، و یقیم علی ما یکره الموت من أجله. إن
سقم ظلّ نادماً و إن صحّ أَمِنَ لاهیاً، یُعجِبُ بنفسه إذا عُوفی، و یقنط اذا ابتُلی. إن أصابه بلاء دعا مضطرّاً، و إن ناله رخاء اعترض
مغترّاً. تغلبه نفسه علی ما تظنّ، و ما لایغلبها علی ما یستیقن. یخاف علی غیره بأدنی من ذنبه، و یرجو لنفسه بأکثر من عمله. إن استغنی
بَطِرَ و فُتِن، و إن افتقرقنط و وهن. یُقَصِّرُ إذا عمل، و یبالغ إذا سأل. ان عَرَضَتْ له شهوة أسلف المعصیۀ و سوّف التوبۀ. إن عَرَتهُ محنۀ
انفرج عن شرائط المِلّۀ یصف العبرة و لایعتبر، و یبالغ فی الموعظۀ و لا یتّعظ فهو بالقول مدلّ، و من العمل مقّل. ینافس فیما یفتی، و
یسامح فیما یبقی... [ 432 ] ؛ از کسانی مباش که بدون عمل امید سعادتِ آخرت را دارند و توبه را با
[ [ صفحه 188
آرزوهاي دور و دراز تأخیر می اندازند. درباره دنیا همچون زاهدان سخن می گویند، ولی همچون دنیا پرستان عمل می کنند. هر
گاه چیزي از دنیا به او برسد سیر نشود و اگر نرسد قناعت کند. از شکر آنچه به او داده شده عاجز است، ولی باز هم فزونی می
طلبد. دیگران را از کار بد نهی می کند، امّا خودش از کار بد باز نمی ایستد. دیگران را به چیزي امر می کند که خودش انجام نمی
دهد. نیکان را دوست می دارد، امّا عمل آنها را انجام نمی دهد. گنه کاران را دشمن می دارد، امّا خودش یکی از آنهاست.
صفحه 130 از 456
به خاطر زیادي گناهانش از مرگ بیزار است، امّا بر همان گناهان پایدار است. اگر بیمار شود پشیمان می گردد و اگر تندرست
گردد احساس امنیت می کند و به لهو می پردازد. به هنگام سلامت مغرور است و به هنگام گرفتاري نا امید. اگر بلایی به او رسد
خدا را به زاري می خواند و اگر به آسایش رسد همچون مغروران از خدا روي برمی گرداند نفس او با گمان بر او غلبه می کند،
امّا در موضوعات یقینی مغلوب نفس می شود. براي دیگران به کمترین گناهی می ترسد، ولی براي خودش بیش از آنچه عمل
کرده امیدوار است.
اگر بی نیاز شود مغرور و مفتون می گردد و اگر فقیر شود ناامید و سست می گردد. در عمل کوتاهی می کند و در خواهش و
خواستن مبالغه. هر گاه شهوتی بر او عارض شود گناه را جلو می اندازد و توبه را تأخیر و اگر محنتی به او رسد صبر و شکیبایی را
به کلّی از دست می دهد. عبرت آموختن را توصیف می کند، ولی خود عبرت نمی گیرد. سخن بسیار می گوید، اما عمل نمی
کند. در گفتن، بسیار گفتار و در عمل اندك کردار در آنچه ناماندنی است خود را بر دیگري پیش دارد و آنچه را ماندنی است
.«... آسان شمارد
خداوند متعال می فرماید ": لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَلا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَلا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ الِله وَلِیّاً وَلا نَصِ یراً- وَمَنْ
. [ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَکَر أَوْ أُنْثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّۀَ وَلا یُظْلَمُونَ نَقِیراً. [" 433
کار، نه با آرزوي شما و نه آرزوي اهل کتاب است، هر کس کار بد کند کیفر آن را »
[ [ صفحه 189
خواهد دید و به جز خدا کسی را یار و یاور خود نخواهد یافت. هر کس از زن و مرد کارهاي شایسته انجام دهد در حالی که ایمان
.« داشته باشد وارد بهشت شده و به اندازه پوست سبک هسته خرما به آنان ستم نخواهد شد
اقسام امید
فردِ بشر امیدي دارد و اجتماع بشر امیدي. امید فرد ویژه خود اوست و امید اجتماع براي افرادي است که در آن اجتماع شرکت
دارند. گاه امید فرد براي اجتماع است و فردي در راه آرمان اجتماع می کوشد. این گونه افراد خدمت گزار بشرند.
امید اجتماعی وقتی شدّت یافت هدف اجتماعی و آرمان بشري خواهد شد و همان طور که امید فرد خود به خود انجام شدنی نیست
و براي رسیدن به آن باید در پی آن روان شد، امید اجتماعی نیز چنین است؛ باید کوشید، رنج برد و مقاومت کرد تا بدان رسید. از
این جاست که عظمت مقام انبیاء و اولیا شناخته می شود، زیرا این بزرگواران می کوشند که اجتماع بشري را به سوي آسایش و
نیک بختی و سعادت رهنمون کنند.
امید به آینده اي درخشان با عقیده مهدویت
اشاره
در طول تاریخ انقلاب هاي گوناگونی، از قبیل: فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... صورت گرفته است، ولی اکثر این انقلاب ها یا در
شروع موفّق نبوده یا این که در بین راه با مشکلات فراوانی مواجه شده و با دشمنان خود نتوانسته است دوام بیاورد و قبل از رسیدن
صفحه 131 از 456
به اهداف و آرمان هاي خود شکست خورده است. انقلاب کردن آسان است و انسان ها هنگام انقلاب با شور و شوق و انرژي
فراوانی که دارند می توانند با دشمنانشان بجنگند و آنها را از حدّ و مرز خود بیرون کنند، اما این شور و هیجان همیشگی نبوده و در
صورت مواجهه با مشکلاتی که دشمنان قسم خورده آن ملت فراهم کرده، دوام نمی آورند و در نتیجه در مقابل آنها تسلیم می
شوند.
اسلام که در مکتب تشیع تبلور یافته براي پرکردن این خلأ در جامعه خود طرح جدیدي را پیش رويِ پیروان خود قرار داده که با
عمل کردن والتزام به آن هیچ گاه طعم
[ [ صفحه 190
تلخ شکست و ناکامی را نخواهند چشید.
تشیع دو عامل و سوژه مهمّی براي پیروزي جامعه خود دارد که نه تنها توانسته با وجود دشمنان بسیار، خود را از گزند آنان حفظ
نموده بلکه روز به روز پیشرفت کرده و حتی جوامع دیگر اسلامی را نیز از خواب غفلت بیدار نموده است. این دو عامل عبارتند از
فرهنگ عاشورا، و انتظار سبز:
فرهنگ عاشورا
اشاره
قیام حسینی و فرهنگ عاشورا که جرقه خوبی براي بیداري ملت ها و انقلاب و ستیز آنها در برابر ظالمان است، زیرا با ملاحظه
إنّی أُرید أن آمر » ،« مثلی لا یبایع مثله » و « هیهات منّا الذلّۀ » : شعارهاي حسینی (علیه السلام) که با حماسه و عاطفه همراه است، مانند
و غیره، بشر را نیرو بخشیده و در برابر ظالمان به حقوق دیگران و تحریف کنندگان اسلام ناب قیام « بالمعروف وأنهی عن المنکر
خواهند کرد. ما الآن نمونه آن را در انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق و حتی در کشورهاي اسلامی و غیراسلامی می بینیم.
گاندي رهبر نهضت هند بر ضدّ استعمار انگلستان، مردم هندوستان را با اقتدا به قیام ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) از یوغ اسارت
استعمارگران نجات داد.
از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهمّی که موجب امیدواري و رستگاري شیعه است، اعتقاد به » : ماربین، محقق آلمانی می گوید
. [434] .« وجود حجت عصر و انتظار ظهور است
چشم به راه مهدي بودن در عقاید مردمی که » : پتروشفسکی، تاریخ دان و ایران شناس علوم شوروي سابق در این زمینه می نویسد
نهضت هاي قرن سیزدهم را در ایران به پا داشتند مقام بلندي داشته است، ولی در قرن چهاردهم میلادي این عقیده راسخ تر و
. [435] .« مشهودتر گشت
کنفرانس تل آویو
1365 ه.ش) در دانشکده تاریخ دانشگاه تل آویو با همکاري مؤسسه مطالعاتی شیلوهه که یک مؤسسه ) در دسامبر 1984
مطالعاتی غیر انتفاعی و مرتبط با صهیونیسم
[ [ صفحه 191
صفحه 132 از 456
است کنفرانسی با حضور سیصد شیعه شناس درجه یک جهان برگزار شد و در آن ظرف مدت سه روز سی مقاله ارائه شد و به
قول مارتین کرامر، یکی از شیعه شناسان جهان که دبیر این کنفرانس بود، هدف اصلی از برپایی این کنفرانس، شناخت مفاهیم
محوري در تمدن شیعه اثناعشري و بعد بالطبع شناسایی انقلاب اسلامی سال 57 در کشور ایران بود. شیعه شناسان برجسته اي در
این کنفرانس شرکت داشتند، امثال: دانیل برومبرگ، ماروین زونیس، مایکل ام جی فیشر، برنارد لوییس و خود مارتین کرامر و
دیگر شیعه شناسان و شرق شناسان.
مقالاتی که در این کنفرانس ارائه شد صد در صد تفصیلی، تحقیقی و مبتنی بر پیچیده ترین متن تحقیق و عمیق ترین روش ها در
ارائه کرد هدف اصلی شناسایی « مارتین کرامر » بررسی دین و مکتب و تمدن بود. در سخنرانی مقدماتی این کنفرانس که آقاي
مفاهیم محوري در تمدن شیعه به دلیل شناخت انقلاب اسلامی ذکر شد. در این کنفرانس بعد از تحلیل بسیار، دو مفهوم محوري
بحث و بررسی و شناسایی شد. از دید این شیعه شناسان، مفهوم محوري اوّل: آن نگاه سرخی است که شیعیان به صحراي کربلا
دارند و قدر مسلّم، خون شیعه در قیام هاي متعدّد، مستقیماً مشروب شده از صحراي کربلا در سال 61 هجري است.
تشیّع به روایت امام » در این کنفرانس مسائلی درباره امام حسین (علیه السلام) ذکر شد که از آن جمله مقاله اي است با عنوان
بودند. در بخشی از این دو مقاله آمده است: « مرو بن زونیس و دانیل برومبرك » : نویسندگان این مقاله دو نفر به نام هاي .« خمینی
تأکید بر شهادت در عقیده امام خمینی، نشان می دهد که شهادت نقش مهم و ویژه اي در تشیّع ایفا می کند. تفکّر سنی به هیچ
وجه با مفهوم شهادت بیگانه نیست، امّا این مفهوم در این تفکّر داراي مقام محوري نیست، زیرا اسلام سنّی از یک شخصیت
مذهبی، مانند امام حسین (علیه السلام) که در راه عقیده خود فدا شده باشد الهام نمی گیرد. امّا در تشیع اثناعشري موضوع شهادت
امام حسین (علیه السلام) و تا حدّي شهادت سایر ائمه (علیهم السلام) محوري است. امام حسین (علیه السلام)با قربانی کردن جان
خود در راه اسلام، تکلیف نسل هاي بعدي شیعیان را مشخص کرده است. همه ساله در ماه محرّم و در روز عاشورا؛ یعنی سالروز
شهادت امام حسین (علیه السلام)با برگزاري مراسم
[ [ صفحه 192
پرشور و شرح وقایع جان گداز کربلا خاطره شهادت او گرامی داشته می شود. این
موضوع به آیین هاي تشیع مضمونی فوق العاده و احساسی می بخشد.
در میزگرد دیگري که افرادي چون: میشل فوکو، کلر بریر، پیربلانشه که دو نفر از روزنامه نگاران برجسته فرانسوي بودند حضور
داشته، درباره قیام امام حسین (علیه السلام)و نقش آن در تمدن شیعی مطالبی بسیار ظریف بیان شد؛ از آن جمله کلر بریر گفت:
در ایران تظاهرات، به معناي واقعی آن است و بهتر است از واژه شاهد استفاده کنیم. در ایران مردم از حسین حرف می زنند، باري »
. [436] .«...؟ این حسین کیست
انتظار سبز
دومین محور نگاه سبزي است که شیعیان اثناعشري به آن توجه دارند؛ یعنی امام زمان، حضرت مهدي موعود (علیه السلام)، امامی
زنده و ناظر به اعمال و رفتار شیعیان، کمک کار و حافظ آنان در سطح کلّ.
می دانیم که هر قیام و نهضت ضد استبدادي و استکباري هر قدر در اصول و مبانی خود راسخ تر باشد دشمنانش بیشتر و دشمنی
صفحه 133 از 456
آنان شدیدتر خواهد بود، لذا چه بسا به جهت سست شدن در عقیده به زانو در آمده و از مواضع اصولی عقب نشینی کنند. امّا در
جامعه شیعی این مشکل حلّ شدنی است، زیرا جامعه شیعی با آن تمدن و نگاه سبزشان امیدوار به ظهورند و این اعتقاد از جهت
روانشناسی اثر عمیقی در روحیه شیعیان می گذارد. در کشور فلسطین، بزرگ ترین عامل انتفاضه و تحرك علیه اسرائیل غاصب؛
بهره گیري از فرهنگ عاشورا و الگوپذیري از قیام حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است.
یکی از مبارزان فلسطینی به نام محمّد شحّاده که مدّتی در زندان هاي اسرائیل به سر برده و الآن یکی از رهبران انتفاضه است، بعد
از تحقیقات فراوان در مورد مکتب تشیع به حقّانیت آن اعتراف نموده است. او در مصاحبه اي به انگیزه استبصار خود و علل و
عوامل پیروزي ملت فلسطین در مقابل استکبار و اسرائیل جنایت کار اشاره کرده می گوید:
أدعو أحرار العالم إلی الاقتداء بإمام الأحرار الحسین (علیه السلام)؛ من آزاد مردان را به »
[ [ صفحه 193
.« اقتدا به پیشواي آزاد مردان حسین (علیه السلام)دعوت می کنم
فانّنی کنت أتعاطف کثیراً مع مظلومیّۀ آل البیت (علیهم السلام)، و کان ثمۀ إحساس یعترینی بأنّ » : همو در جایی دیگر می گوید
علیّ بن أبی طالب (علیه السلام) مظلوم حقّاً. و هذا الاحساس بالمظلومیّۀ بداء یتجذر و یزداد عمقاً کلّما اشتدّ علی ظلم الاحتلال؛ به
راستی که من در بسیاري از مواقع عاطفه ام به جهت مظلومیّت اهل بیت (علیهم السلام) برانگیخته می شود. هم چنین در خود
احساس می بینم که در من عارض شده به این که علی بن ابی طالب (علیه السلام)حقّاً مظلوم بوده است و این احساسی در وجودم
.«... روز به روز ریشه دارتر و عمیق تر می شود، هر مقدار که ظلم اشغالگري بر ملّت فلسطین بیشتر می شود
للإمام قائم آل بیت النبوة علیه السلام برکات تحرّکنا و تعطینا الفعّالیۀ الدائمۀ باتّجاه النصر و التحضیر » : همو در جاي دیگر می گوید
لفرحه القریب إن شاء الله، وأهتف بحضرته مناجیاً و راجیاً: یا مهدي أدرکنا الآن؛ از جانب قائم اهل بیت نبوت (علیهم السلام)به ملت
فلسطین برکاتی می رسد که انشاء الله تعالی ما را تحرّکی بخشیده و نیز انگیزه اي براي فعالیّت دائمی براي رسیدن به پیروزي و
امید براي آن در ما ایجاد خواهد نمود. من هر روز با او ارتباط برقرار کرده با او مناجات و نجوا می کنم و به او عرضه می دارم: اي
.« مهدي! در این موقعیّت حساس ما را در یاب
وي در جاي دیگر از مصاحبه خود می گوید:
سأعمل نشر المذهب الإمامی فی فلسطین، و أدعوالله یساعدنی؛ به زودي براي نشر مذهب امامیه در فلسطین سعی خواهم کرد و از »
«. خداوند می خواهم که مرا در این راه مساعدت و یاري نماید
و نیز می گوید:
انّنی فی مختلف المهرجانات الخطابیۀ الّتی تقام فی فلسطین، و التی اخطب فیها للآلاف من الناس أرکّز کلماتی علی شخصیّات و »
مواقف و سیرة أهل بیت النبوي علیهم السلام، و هذا یسهم کثیراً فی تغییر الصورة السائدة فی المجتمع تجاههم صلوات الله علیهم
حتّی یعرفوا قدرهم، و یقتدوا بهم، فیتحقّق النصر بإذن الله...؛ من در جشن هاي خطابه اي و جلساتی که براي سخنرانی در فلسطین
تشکیل می شود، در حالی
[ [ صفحه 194
صفحه 134 از 456
که در آن جلسات هزاران نفر وجود دارند، محور اساسی در سخنانم را معرفی شخصیت ها و بیان موقف ها و سیره اهل بیت پیامبر
(صلی الله علیه وآله) قرار می دهم و در این به نوبه خود سهم به سزایی در تحوّل ملت فلسطین و توجه آنها به اهل بیت (علیهم
«. السلام) داشته است؛ تا این که آنها را شناخته و با پیروي از آنان به اذن خداوند به نصرت و یاري برسند
سأعمل اِن شاء الله علی نشر مذهب أهل البیت (علیهم السلام) أنا و جمع من » : همو در قسمتی دیگر از مصاحبه اش می فرماید
إخوانی المؤمنین راجیاً من الله العلیّ القدیر أن ینشر هذا المذهب لیمهّد الطریق أمام قدوم مهدي آل محمد عجّل الله فرجه الشریف؛
437 ] به زودي إن شاء الله من و جمعیتی از برادران مؤمن در نشر مذهب اهل بیت (علیهم السلام)خواهیم کوشید با امید از ]
خداوند علیّ قدیر که این مذهب را منتشر کرده تا زمینه را براي قدوم و تشریف فرمایی حضرت مهدي آل محمّد عجّل الله فرجه
الشریف فراهم نماید.
همانگونه که گفته شد عامل دیگر در پیروزي تشیع و جامعه شیعی فرهنگ انتظار و اعتقاد به امام زمان حیّ و زنده است که شیعه او
را حاضر و ناظر بر اعمالش می داند و در مواقع اضطرار به فریاد آنها خواهد رسید. همه ادیان و مکاتب و مذاهب اسلامی معتقد به
است. از همین رو نجات، « تشیّع » آمدن منجی در آخر الزمان اند، ولی تنها مکتبی که منجی را حیّ و حاضر در میان خود می داند
مسئله اي زنده در جامعه شیعی است، بر خلاف سایر مذاهب اسلامی و ادیان مکتب هاي دیگر.
بیشتر انقلاب ها و نهضت ها در ابتدا، شروع خوبی داشته اند، ولی از آن جهت که ماهیّت انقلاب شان ظلم ستیزي و مبارزه فرهنگی
یا سیاسی بوده دشمنان در طول مدت بعد از پیروزي به مبارزه جدّي همه جانبه با آن نهضت پرداخته اند، لذا پس از مدّتی روحیّه
یأس و نومیدي در آن ها حاکم شده و صحنه را خالی کرده و انقلاب به بوته فراموشی سپرده شده و تنها در صفحات تاریخ ثبت
شده است. اما نهضت شیعی این خلأ و مشکل را چاره جویی کرده، به این صورت که شیعه به امامی حیّ و حاضر معتقد است و با
امید به ظهور و قیام او به سر می برد؛ لحظه شماري می کند و با این روحیه امید تا به حال
[ [ صفحه 195
توانسته است خود را زنده و شاداب نگه دارد و در مقابل تبلیغات دشمنان و مبارزه آنها استقامت کرده و دوام آورد.
از همین رو غرب در برنامه ریزي هاي خود براي مبارزه با اسلام راستین به سراغ مسائل زیربنایی رفته و آنها را مورد هدف خود
قرار داده است براي نمونه: برنامه هاي ویدئویی که شرکت هاي مختلف غربی بر ضد بنیادهاي اصیل اسلامی تهیّه می کنند، می
بینیم که از همه بیشتر مسئله مهدویت در اعتقاد شیعی را زیر سؤال برده و برضدّ آن برنامه ریزي کرده و فیلم می سازند.
هر زمان احتمال فرج است
در روایات اسلامی نه تنها اشاره اي به زمان دقیق ظهور منجی بشریت نشده بلکه تعیین کننده وقت آن نیز تکذیب شده است، لذا در
یکی از اسرار آن، شاید این باشد که بشر همیشه براي عصر ظهور آماده باشد؛ زیرا امکان دارد .« کذب الوقّاتون » : روایتی آمده است
هر لحظه حضرتش ظهور کند و او را در تشکیل و پیاده کردن حکومت عدل جهانی و توحیدي شرکت دهد. از آن جا که وقت
تشکیل این حکومت مشخّص نیست و هر لحظه می تواند زمان ظهور باشد، لذا وظیفه ماست که نظري به مباحث مهدویّت و ظهور
کرده و خصوصیّات عصر ظهور و وظایف در آن عصر را بدانیم....
زمینه سازي براي ظهور
صفحه 135 از 456
عصر ظهور و بر پایی حکومت عدل توحیدي جهانی و بر چیده شدن ظلم و بی عدالتی نه تنها خواسته انبیاء و اوصیاي الهی در طول
تاریخ بشر بوده بلکه خواسته فطري بشر است.
از طرفی دیگر، رسیدن به این حکومت و عصر شرایطی دارد که بعضی از آنها به دست خود بشر حاصل می گردد که از آن جمله
رسیدن بشر نه تکامل همه جانبه است، لذا بر ماست که آرمان هاي اصیل اسلامی را در عصر ظهور بدانیم تا بتوانیم هر چه بهتر در
نزدیک شدن آن سهیم بوده و زمینه ساز ظهور آن حضرت باشیم.
[ [ صفحه 196
لیعدّنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً، فإنّ الله إذا علم ذلک من نیّته رجوت لأن » : امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرماید
ینسی فی عمره حتّی یدرکه و یکون من أعوانه و انصاره؛ [ 438 ] باید هر کدام از شما براي خروج قائم آمادگی پیدا کند، اگر چه با
تهیه کردن یک تبر باشد، زیرا وقتی خداوند می بیند کسی به نیّت یاري مهدي (علیه السلام) اسلحه تهیه کرده، امید است که
«. عمرش را دراز کند، تا ظهورش را درك نماید و از یارانش باشد
در روایت دیگري آمده است که راوي به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد: إنّهم یقولون: إنّ المهدي لوقام لاستقامت له الأمور
عفواً، و لایهریق محجۀ دم، فقال: کلّا، والذي نفسی بیده لو استقامت لأحد عفواً لاستقامت لرسول الله (صلی الله علیه وآله) حین
أدمیت رباعیۀ و شبّح فی وجهه، کلاّ والذي نفسی بیده حتّی نمسح نحن و أنتم العراق والعلق، ثم مسح بجبهته؛ [ 439 ] رواي می
گوید به خدمت امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم: مردم می گویند چون مهدي (علیه السلام)قیام کند، کارها خود به خود
درست می شود به اندازه حجامتی خون نمی ریزد؛ فرمود: هرگز چنین نیست به خداي جان آفرین سوگند! اگر قرار بود کار براي
کسی خود به خود درست شود براي پیامبر (صلی الله علیه وآله) درست می شد، هنگامی که دندانش شکست صورتش شکافت.
هرگز چنین نیست که کار خود به خود درست شود به خداي جهان آفرین سوگند! کار درست نخواهد شد تا این که ما و شما در
.« عرق و خون غرق شویم؛ آن گاه به پیشانی خود دست کشید
ضرورت معرفت امام زمان
بحث از مهدویّت در اسلام، از اموري نیست که مربوط به آینده بشر باشد تا اشکال نخست مطرح شود، بلکه بحث از امامت و
مهدویت این است که در هر زمانی باید امام معصومی باشد خواه حاضر و مشهور و خواه غایب و پنهان تا حجت ها و بیّنات خداوند
من » : باطل نگردد؛ از همین رو در روایات اسلامی می خوانیم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
[ [ صفحه 197
مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتۀ جاهلیۀ؛ [ 440 ] هر کس بمیرد و پیشواي زمانش را
«. نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است
بحث از امامت و مهدویت، بحث از غیبت و فلسفه آن و آثار و برکات وجود امام در این عصر است. بحث از امامت و مهدویت در
این زمان، بحث از کیفیت و چگونگی ارتباط انسان با امام خود در این عصر است. بحث از امامت و مهدویت، بحث از وظایف و
تکالیف شیعه در عصر غیبت است...
صفحه 136 از 456
تقریب بین مذاهب و ادیان
اشاره
از آن جا که اعتقاد به نجات بشر در آینده اي نه چندان دور از باورهاي فطري تمام صاحبان ادیان و مذاهب بلکه کلّ بشر است، لذا
این موضوع بستر مناسبی براي گفت و گو است تا از این طریق به زندگی مسالمت آمیز بین انسان ها برسیم.
مسئله اعتقاد به نجات بشر از ظلم و بی عدالتی و تبعیض، پیروزي حق و عدالت بر باطل و بی عدالتی و گسترش حکومت الهی کم و
بیش مورد اتفاق بین تمام مکتب ها و ملت ها خصوصاً ادیان الهی است، هر چند در خصوصیات و مصداق آن اختلافاتی وجود
دارد. امّا آنچه مورد اتفاق است اعتقاد به اصل قضیه است که بشر روزي روي خوش و سعادت را در پایان تاریخ خود خواهد دید و
در مورد اختلاف جزئی نیز می توان از راه هایی به حلّ آنها پرداخت.
مهدویت از دیدگاه اهل سنت
دکتر محمّد احمد اسماعیل مقدّم در کتاب المهديّ وفقه أشراط الساعۀ در جواب اشکالی از بحث مهدویت و این که چه ثمره اي بر
آن مترتب می شود، به نکاتی پرداخته که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
تعبیر « جانب نظري دین » 1 تصدیق و اعتقاد به این امور علمی خبري که از آن به
[ [ صفحه 198
می کنیم و وحی نیز از آن خبر داده واجب است، زیرا این مسائل اصل دین و خالص اسلام و جوهر توحید است...؛
2 ایمان به این امور از لوازم شهادت به رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است؛
3 تصدیق این امور از مستلزمات ایمان به روز قیامت است، زیرا از جمله علائم قیامت خروج مهدي (علیه السلام) است که قبل از
برپایی قیامت تحقق خواهد یافت و همان گونه که اعتقاد به معاد و برپایی قیامت لازم هست، اعتقاد به علائم آن نیز واجب است.
عقیده به خروج مهدي (علیه السلام) عقیده اي است ثابت و متواتر که از پیامبر اسلام » : شیخ ناصرالدین البانی وهابی می گوید
(صلی الله علیه وآله) رسیده و ایمان به آن واجب است، زیرا این عقیده از امور غیبی است که ایمان به آن از صفات متقین در قرآن
. [441] .«... شمرده شده است
تصدیق و اعتقاد به قضیه مهدویت در زمره ایمان به » : هم چنین عبدالمحسن بن حمد عباد استاد دانشگاه مدینه منوّره می گوید
رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است، زیرا از آثار ایمان به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تصدیق او در اموري است که به آن
خبر داده و داخل در ایمان به غیبی است که خداوند متعال مؤمنان را به جهت ایمان به آن مدح کرده است؛ آن جا که می فرماید"
الم- ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُديً لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ["... 442 ] ؛ الف، لام، میم، این است کتابی که در حقانیت آن
. [443] «... هیچ تردیدي نیست [و ] مایه هدایت تقواپیشگان است. آنان که به غیب ایمان دارند
4 تصدیق به خروج مهدي (علیه السلام) داخل در ایمان به قَدرِ الهی است، زیرا علم خلق به مقدّرات الهی از دو طریق است: یکی
. [ وقوع شیء و دیگري اخبار از جریانهاي گذشته یا واقعه اي که در آینده اتفاق خواهد افتاد... [ 444
صفحه 137 از 456
[ [ صفحه 199
مهدویت؛ عامل وحدت
اشاره
خداوند متعال در قرآن کریم بر موضوع وحدت و اتحاد گروه ها و فرقه هاي مختلف امت اسلامی تأکید فراوان کرده و می فرماید:
.« به راستی مومنان برادران یکدیگرند » [ "إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ [" 445
و نیز می فرماید:
و هرگز راه اختلاف و تنازع که موجب تفرقه در اسلام است نپویید که در اثر تفرقه » [ "وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ؛ [" 446
.« ترسو و ضعیف شده، قدرت شما نابود خواهد شد
و نیز می فرماید:
.« همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید » [ "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الِله جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛ [" 447
در میان جوامع اسلامی بعضی اعتقادات وجود دارد که می تواند محور خوبی براي وحدت در بین جامعه باشد یکی از آنها مودت
و دوستی اهل بیت (علیه السلام) و دیگري اعتقاد به مهدي منتظر است. اعتقاد به منجی را می توان زمینه و بستر مناسبی براي گفت
گو و
[ [ صفحه 200
تقریب بین ادیان دانست؛ زیرا ادیان و مکاتب و ملت ها هر یک به نوعی معتقد به ظهور منجی براي عالم بشریت در آخر الزمان
اند؛ هر چند در کیفیت و چگونگی آن با یکدیگر اختلاف دارند. ما در این مقاله یکی از محورهاي وحدت بین امت اسلامی، یعنی
بحث از مهدویت بین مسلمانان و موارد اتفاق را بررسی می کنیم امیدواریم که این بحث وسیله اي براي تألیف قلوب مسلمانان
باشد.
موارد اتفاق
اشاره
در زمینه مهدویت مسائل و مواردي بین شیعه و اهل سنت اتفاقی است. ما ضمن اشاره به این موارد، براي هر کدام شاهدي از
روایات فریقین یا کلمات علماي هر دو فرقه خواهیم آورد. و از آنجا که روایات در مصادر حدیثی مورد اتفاق و قبول اهل سنت
است، لذا به عنوان نظر مذاهب اسلامی از آن یاد می شود.
اتفاق بر اصل قضیه
اشاره
صفحه 138 از 456
یکی از موارد اتفاق بین شیعه و سنی در قضیه مهدویت اتفاق بر اصل آن قضیّه است. امت اسلامی مگر عده قلیلی از غربزدگان و
روشنفکرنمایان مثل احمد امین مصري و شاگردانش بر این مسئله اتفاق دارند که در آخر الزمان شخصی به نام مهدي، از ذریه
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)، از اولاد حضرت زهرا (علیها السلام)، ظهور کرده، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد و....
عمده علت تأکید بر این اعتقاد، وجود تعداد بسیار و در حد تواتر روایات صحیح در باره این قضیه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه
وآله) و اهل بیت عصمت و طهارت در کتاب هاي حدیثی مسلمین است. معلوم است هر قضیه اي که به حد تواتر برسد از دایره
شک و ظن خارج می شود و انسان را به یقین می رساند. همان گونه که در علم حدیث و اصول به آن اشاره شده، حدیث متواتر
. [ احتیاج به بررسی سندي ندارد؛ زیرا از راه تراکم احتمالات می تواند انسان را به یقین برساند. [ 448
[ [ صفحه 201
سخنان عالمان شیعه
1. شهید صدر (رحمه الله)
مرحوم علامه شهید صدر می فرماید:
ان فکرة المهدي (عج) بوصفۀ القائد المنتظر لتغییر العالم الی الأفضل قد جاء فی أحادیث الرسول الأعظم عموماً و فی روایات ائمۀ »
اهل البیت (علیهم السلام)خصوصاً. و أکدت فی نصوص کثیرة بدرجۀ لایمکن ان یرقی إلیها الشک. و قد أحصی أربعمأة حدیث
عن النبی (صلی الله علیه وآله) من طرق إخواننا اهل السنۀ، کما أحصی مجموع الأخبار الواردة فی الإمام المهدي (علیه السلام) من
طرق الشیعۀ والسنۀ، فکان أکثر من ستۀ آلاف روایۀ. و هذا رقم إحصائی کبیر لایتوفر نظیره فی کثیر من قضایا الاسلام البدیهیۀ التی
. [449] ؛« لایشک فیها مسلم عادة
به راستی اعتقاد به حضرت مهدي (علیه السلام) به عنوان پیشواي منتظر براي تغییر جهان به جهانی بهتر، در احادیث پیامبر اعظم »
(صلی الله علیه وآله) به طور عموم و به ویژه در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمد است. در روایات فراوان به حدي به این مسئله
تأکید شده که جاي هیچ شکی براي انسان باقی نمی گذارد. و تنها از طریق برادران اهل سنت، حدود چهارصد روایت از پیامبر
(صلی الله علیه وآله) در باره حضرت مهدي (علیه السلام) احصا و شماره شده است؛ همان گونه که مجموعه روایات مهدویت که
از طریق شیعه و سنی رسیده و احصا شده، بیش از شش هزار روایت برآورده شده است؛ و این، رقم بزرگی است که در بسیاري از
«. قضایاي اسلامی بدیهی براي آن نظیري نیست؛ قضایایی که معمولًا مسلمانان در آن تردید نمی کنند
2. شیخ محمد رضا مظفر (رحمه الله)
او می گوید:
انّ البشّارة بظهور (المهدي) من ولد فاطمه فی آخر الزمان لیملأ الارض »
[ [ صفحه 202
صفحه 139 از 456
قسطاً و عدلًا بعد ما ملئت ظلماً و جوراً ثابتۀ عن النبی (صلی الله علیه وآله) بالتواتر و سجلها المسلمون جمیعاً فیما رووه من الحدیث
عنه علی اختلاف مشاربهم.
و لیست هی بالفکرة المستحدثۀ عند الشیعۀ، دفع الیها انتشار الظلم و الجور فحملوا بظهور من یطهر الارض من رجس الظلم، کما
یرید ان یصورها بعض المغالطین غیر المنصفین و لولا ثبوت فکرة المهدي (علیه السلام) عن النبی علی وجه عرفها جمیع المسلمین و
تنبعث فی نفوسهم و اعتقدواها لما کان یتمکّن مدّعو المهدیۀ فی القرون الاول کالکیسانیۀ و العباسیین و جملۀ من العلویین و غیرهم
من خدعۀ الناس و استغلال هذه العقیدة فیهم طلباً للملک و السلطان، فجعلوا ادعائهم المهدیۀ الکاذبۀ طریقاً للتأثیر علی العامۀ، و بثّ
. [ نفوذهم علیهم. [ 450
مسئله بشارت به ظهور مهدي (علیه السلام) از اولاد فاطمه زهرا (علیها السلام)در آخر الزمان و اینکه زمین را پر از عدل و داد می
کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد، از مسائلی است که به طور متواتر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیده است و
مسلمانان نیز در کتابهاي روایی خود آنها را نقل کرده اند. اعتقاد به مهدي، عقیده جدید نزد شیعه امامیه نیست که به جهت انتشار
ظلم و جور به آن روي آورده و به ظهور کسی که زمین را از پلیدي ظلم پاك کند معتقد شده باشند. عده اي غیرمنصف درصدد
ارائه تصویري این گونه از قضیه مهدویت اند. اگر قضیه مهدویت که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیده است نزد جمیع مسلمین
ثابت نبود و در نفوس آنها رسوخ پیدا نکرده بود، هرگز مدعیان مهدویت، همانند کیسانیه و عباسیین و جماعتی از علویین و
دیگران، نمی توانستند در طول قرن ها براي رسیدن به ملک و سلطنت، مردم را فریب دهند و با مستمسک کردن این عقیده، ادعاي
مهدویت نمایند. اینان توانستند از راه دورغین مهدویت راهی براي تأثیر در عموم مردم پیدا کنند و از این طریق نفوذ خود را در
میان مردم توسعه دهند.
[ [ صفحه 203
کلمات علماي اهل سنت
1. حافظ ابن حجر عسقلانی
او می گوید:
. [ تواترت الاخبار بأنّ المهدي من هذه الأمۀ و أن عیسی بن مریم سینزل و یصلی خلفه؛ [ 451 »
اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدي از این امت (اسلام) است و به راستی عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید و پشت
«. سر او به نماز می ایستد
2. قاضی شوکانی
او می گوید:
. [ و هی متواترة بلاشک و شبهۀ، بل یصدق وصف التواتر علی ما دونها علی جمیع الاصطلاحات المحررة فی الأصول؛ [ 452 »
احادیث مهدي بدون شک و شبهه متواتر است، بلکه عنوان تواتر بر کمتر از این مقدار از این احادیث نیز صدق می کند؛ آن هم با
«. تمام اصطلاحاتی که در علم اصول در رابطه با تواتر و خبر متواتر آمده است
3. ابن حجر هیتمی
صفحه 140 از 456
او می گوید:
و الأحادیث التی جاء فیها ذکر ظهور المهدي (علیه السلام) کثیرة متواترة؛ [ 453 ] احادیثی که در آن اشاره به ظهور مهدي است »
«. بسیار زیاد و به حد تواتر است
[ [ صفحه 204
4. علامه مناوي
او می گوید:
اخبار المهدي کثیرة شهیرة أفردها غیر واحد فی التألیف؛ [ 454 ] اخبار مهدي زیاد و مشهور است؛ به حدي که جماعتی درباره این »
«. احادیث تألیفات مستقلی دارند
5. تفتازانی
او می گوید:
مما یلحق بباب الامامۀ خروج المهدي (علیه السلام) و نزول عیسی و هما من اشراط الساعۀ و قد وردت فی هذا الباب أخبار صحاح؛ »
455 ] از جمله اموري که ملحق به باب امامت می شود خروج مهدي و نزول عیسی است، که این دو از علائم قیامت است و در این ]
«. باره خبرهاي صحیحی رسیده است
6. قرمانی دمشقی
او می گوید:
اتفق العلماء علی أنّ المهدي هو القائم فی آخر الزمان، و قد تعاضدت الأخبار علی ظهوره و تظاهرت الروایات علی اشراق نوره و »
ستسفر ظلمۀ اللیالی و الأیام بسفوره و تنجلی برؤیته الظلم انجلاء الصبح عن دیجوره و یسیر عدله فی الآفاق فیکون أضوء من البدر
فی مسیره؛ [ 456 ] علما بر این امر اتفاق کرده اند که مهدي همان قیام کننده در آخرالزمان است و اخبار ظهور آن حضرت (علیه
السلام) یکدیگر را تأیید می کنند و روایات بر اشراق نورش دلالت دارند، و به زودي ظلمت و تاریکی شبها و روزها به روشنایی
وجود او منوّر خواهد شد و
[ [ صفحه 205
تاریکی ها به رؤیت و دیدار او همانند بیرون آمدن صبح از ظلمت شب از میان خواهد رفت. عدل او در افق ها سیر خواهد کرد و
«. پر نورتر از ماه منیر در مسیرش خواهد بود
7. مبارکفوري
او می گوید:
واعلم أنّ المشهور بین الکافۀ من أهل الاسلام علی ممر الأعصار انّه لابد فی آخرالزمان من ظهور رجل من أهل البیت یویّد الدین و »
. [ یظهر العدل و یتبعه المسلمون و یستولی علی الممالک الاسلامیۀ و یسمی بالمهدي؛ [ 457
بدان که مشهور بین تمام مسلمانان در طول زمان ها این است که به طور حتم در آخرالزمان شخصی از اهل بیت (علیهم السلام)
ظهور خواهد کرد که دین را تأیید کرده، عدل را میان جامعه ظاهر می کند و مسلمانان به دنبال او می روند و او بر ممالک اسلامی
صفحه 141 از 456
.«. سلطه پیدا خواهد نمود. و او مهدي نامیده می شود
شبیه این عبارت نیز از شیخ منصور علی ناصف رسیده است. [ 458 ] به همین مضمون در کلمات بزرگانی دیگر از علماي اهل سنت
نیز مطالبی می یابیم که موارد ذیل از آن جمله است:
. 8. برزنجی، الإشاعۀ لأشارط الساعۀ، ص 87
. 9.ابن تیمیه حرانی، منهاج السنۀ النبویۀ، ج 4، ص 211
. 10 . سید احمد زینی دحلان، الفتوحات الاسلامیه، ج 2، ص 322
. 11 . أبوالأعلی مودودي، البیات، ص 116
. 12 . أبوطیب قنوجی، الاذاعۀ، ص 53
13 . دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوي، المهدي المنتظر فی الأحادیث
[ [ صفحه 206
. الصحیحۀ، ص 360
14 . شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد، عقیدة أهل السنۀ و الأثر فی المهدي المنتظر.
15 . شیخ عبدالعزیز بن باز، مجله جامعۀ الاسلامیۀ.
اتفاق بر وجوب اعتقاد به امر مهدي
اشاره
قضیه امام مهدي (علیه السلام) از امور غیبی است که از طریق وحی به آن خبر داده شده است. قرآن کریم به صراحت بر این نکته
تأکید دارد که یکی از علائم و نشانه هاي پرهیزکاران ایمان به غیب است. خداوند متعال می فرماید ": الم- ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ
الم در آن کتاب شکی نیست، براي متقین مایه هدایت و رستگاري است. متقین » [ فِیهِ هُديً لِلْمُتَّقِینَ- الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ [" 459
.«.... کسانی اند که ایمان به غیب دارند
خروج امام زمان (علیه السلام) در آخرالزمان از امور غیبی است که در مصادر اسلامی به آن اشاره صریح و بلیغ شده است. لذا بر ما
واجب است که براي وارد شدن در جرگه مؤمنین به آن ایمان آوریم؛ زیرا حد فاصل بین جامعه مؤمنان که به رسالتهاي الهی اعتقاد
دارند و جوامع مادّي که به این گونه امور اعتقادي ندارند، ایمان به غیب و ماوراي طبیعت و شهود است.
به همین دلیل، جماعتی از علماي شیعه و اهل سنت بر لزوم اعتقاد به خروج حضرت مهدي (علیه السلام) استدلال نموده اند که به
بعضی از سخنان آنان اشاره می کنیم.
نقل سخنان علماي شیعه
مرحوم شیخ صدوق (رحمه الله) بعد از بحث درباره وجوب اعتقاد و ایمان به قیام حضرت حجت (علیه السلام) و نقل روایات متعدد
صفحه 142 از 456
که یکی از صفات متقین در سوره بقره شمرده شده، بر یکی از مصادیق بارزش، یعنی ایمان « ایمان به غیب » در این موضوع و انطباق
به ظهور
[ [ صفحه 207
حضرت مهدي (علیه السلام)، می فرماید:
ولایکون الایمان صحیحاً من مؤمن إلاّ من بعد علمه بحال من یومن به، کما قال الله تبارك و تعالی ": إِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ »
یَعْلَمُونَ. [" 460 ] فلم یوجب لهم صحۀ ما یشهدون به الا من بعد علمهم. ثم کذلک لن ینفع ایمان من آمن بالمهدي القائم (علیه
. [ السلام) حتی یکون عارفاً بشانه فی حال غیبته؛ [ 461
ایمان از شخص مؤمن به آن حضرت (علیه السلام) بدون علم به حال امام زمان (علیه السلام) صحیح نخواهد بود، همان گونه که
الا من شهد بالحق و هم یعلمون؛ مگر کسانی که شهادت به حق دادند در حالی که می دانند. گواهی » : خداوند متعال می فرماید
شهادت دهندگان به حق صحیح واقع نمی شود مگر بعد از این علم. مسئله امام زمان (علیه السلام) نیز چنین است؛ زیرا ایمان کسی
که به قضیه مهدویت اعتقاد دارد به او نفعی نمی رساند مگر در صورتی که عارف به شأن آن حضرت (علیه السلام) در زمان غیبت
.« باشد
به همین سبب در روایات شیعه و سنی مشاهده می کنیم که منکر خروج مهدي (علیه السلام)کافر شمرده شده است. جابر بن عبدالله
انصاري از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که می فرمود:
من أنکر خروج المهدي فقد کفر بما أنزل علی محمد، و من أنکر نزول عیسی فقد کفر و من أنکر خروج الدجال فقد کفر. فإنّ »
. [462] « من لم یؤمن بالقدر خیره و شرّه فلیأخذ رباً غیري » : جبرئیل (علیه السلام) أخبرنی بأنّ الله عزوجل یقول
کسی که منکر خروج مهدي است، به آنچه بر محمد (صلی الله علیه وآله) نازل شده کافر گردیده است و کسی که منکر نزول
عیسی است کافر است. کسی که منکر خروج دجال
[ [ صفحه 208
است کافر است. به راستی جبرئیل به من خبر داد که خداوند متعال می فرماید: هر کس که ایمان به قدر چه خیر آن و چه شر آن
«. نداشته باشد، باید پروردگاري غیر از من را بر گزیند
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر قول خداوند متعال ": الم- ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُديً لِلْمُتَّقِینَ- الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ
متقین شیعیان علی (علیه السلام)هستند و غیب نیز » : بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ " می خوانیم که آن حضرت فرمود
. [ همان حجت غائب است، یعنی مهدي منتظر. [ 463
در روایتی امام صادق (علیه السلام) یکی از مصادیق غیب را خروج مهدي (علیه السلام) در آخرالزمان ذکر می کند.
نقل عبارات علماي اهل سنت
1 احمد بن محمد بن صدیق می گوید:
صفحه 143 از 456
فالایمان بخروجه واجب و اعتقاد ظهوره تصدیقاً لخبر الرسول محتم لازب کما هو مدون فی عقائد أهل السنۀ و الجماعۀ من سائر ...»
464 ] ایمان به ] ؛«... المذاهب و مقرر فی دفاتر علماء الامۀ علی اختلاف طبقاتها و المراتب
خروج مهدي واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق خبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) حتمی و ثابت است، همان گونه که در
عقاید اهل سنت و جماعت از جمیع مذاهب اسلامی تدوین شده و نیز در دفاتر علماي امت با اختلاف طبقات و مراتب آنان تقریر
«. گردیده است
2 سفارینی حنبلی می گوید:
فالایمان بخروج المهدي واجب کما هو مقرر عند أهل العلم و مدوّن فی »
[ [ صفحه 209
عقائد أهل السنۀ و الجماعۀ؛ [ 465 ] ایمان به خروج مهدي واجب است، همان گونه که نزد اهل علم تقریر یافته و در عقائد اهل سنت
«. و جماعت تدوین شده است
3 شیخ ناصرالدین البانی وهابی می گوید:
إنّ عقیدة خروج المهدي ثابتۀ متواترة عنه (صلی الله علیه وآله) یجب الایمان بها؛ لأنّها من امور الغیب و الایمان بها صفات المتقین »
کما قال " الم- ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُديً لِلْمُتَّقِینَ- الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ " إن انکارها لایصدر إلاّ من جاهل مکابر. أسأل الله
تعالی أن یتوفانا علی الایمان بها و بکل ما صحّ فی الکتاب و السنۀ؛ [ 466 ] همانا عقیده به خروج مهدي عقیده اي است ثابت و متواتر
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که ایمان به آن واجب است؛ زیرا این عقیده از امور غیب است که ایمان به آن در قرآن کریم از
این کتاب، شک در آن نیست (و) راهنماي پرهیزکاران است. آن کسانی » : صفات پرهیزکاران شمرده شده است. خداوند می فرماید
که به جهان غیب ایمان آوردند. همانا، انکار این عقیده، جز از فرد جاهل زورگو صادر نمی گردد. از خداوند متعال می طلبم که ما
.«. را بر ایمان به این عقیده و به هر امري که به طور صحیح از کتاب و سنت ثابت شده بمیراند
4 استاد عبدالمحسن بن حمد العباد وهابی می گوید:
و التصدیق بها داخل فی الایمان بأنّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه وآله)؛ لأنّ من الایمان به تصدیقه فیما أخبره، و داخل فی »
[ الایمان بالغیب الذي امتدح الله المومنین به بقوله ": الم- ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُديً لِلْمُتَّقِینَ- الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ [" 467
تصدیق و اعتقاد به قضیه مهدویت، داخل در ایمان به رسالت پیامبر
[ [ صفحه 210
اکرم (صلی الله علیه وآله)است؛ زیرا از آثار ایمان به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تصدیق اوست در اموري که به آنها خبر داده و نیز
این کتاب، »: داخل در ایمان به غیبی است که خداوند متعال مؤمنین را به جهت ایمان به آن مدح کرده است؛ آنجا که می فرماید
«... شک در آن نیست (و) راهنماي پرهیزکاران است؛ آنان که به غیب ایمان دارند و
اتفاق بر فراگیر بودن دعوت و حکومت او
یکی دیگر از موارد اتفاق در قضیه مهدویت، اتفاق بر فراگیر بودن دعوت و حکومت جهانی آن حضرت (علیه السلام) است. آیات
صفحه 144 از 456
و روایات بسیاري بر این مسئله دلالت دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف دولت جهانی در قرآن کریم
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
؛ [ "وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلَأرْضَ یَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ [" 468
«. ما بعد ار تورات در زبور داوود نوشتیم که یقیناً بندگان نیکوکار من زمین را وارث و متصرف خواهند شد »
و نیز در آیه دیگر می فرماید:
. [ "وَعَدَ الُله الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلَأرْضِ؛ [ 469
خداوند به کسانی که از شما بندگان که (آنان را به خدا و حجت عصر) ایمان
«. آورند و نیکوکار گردند وعده فرموده است که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافت دهد
و نیز در جایی دیگر می فرماید:
[ [ صفحه 211
او خدایی است که رسول خود را » [ "هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ [" 470
«. با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان جهان تسلط و برتري دهد
ب) دولت جهانی در روایات
1 حاکم نیشابوري به سندش از ابوسعیدخدري نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود:
تملأ الأرض جوراً و ظلماً فیخرج رجل من عترتی یملک الأرض سبعاً أو تسعاً فیملأ الأرض قسطاً و عدلًا؛ [ 471 ] زمین پر از ستم و »
ظلم می شود، در این هنگام شخصی از عترتم خروج می کند و مدت هفت یا نه روز مالک کل زمین خواهد شد و در این هنگام
«. زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد
2 و نیز احمد بن حنبل به سندش از ابو سعید خدري نقل کرده است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود:
لا تقوم الساعۀ حتی تملا الارض ظلماً و عدواناً. قال: ثم یخرج رجل من عترتی من أهل بیتی یملأها قسطاً و عدلًا کما ملئت ظلماً و »
عدواناً؛ [ 472 ] قیامت بر پا نمی شود تا این که زمین پر از عدل و داد شود. فرمود: آن هنگام مردي از عترتم از اهل بیتم خروج
«. کرده، زمین را پر از عدل و داد می کند همان گونه که پر از ظلم و جور شده است
3 امام باقر (علیه السلام) فرمود:
یملک القائم ثلاث مائۀ سنۀ و یزداد تسعاً کما لبث أهل الکهف فی کهفهم؛ »
[ [ صفحه 212
یملأ الأرض عدلًا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً فیفتح الله له شرق الأرض و غربها. و یقتل الناس حتی لایبقی إلاّ دین محمد. و یسیر
بسیرة سلیمان بن داود و یدعو الشمس والقمر فیجیبانه و تطوي له الارض و یوحی الیه فیعمل بالوحی بأمرالله؛ [ 473 ] امام قائم 309
سال مالک زمین شده در آن حکومت
می کند همان مقدار که اهل کهف در غارشان درنگ کردند. آن گاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ آن گونه که پر از ظلم
صفحه 145 از 456
و جور شده است. پس خداوند براي او شرق و غرب عالم را فتح می کند. او مردم را می کشد تا تنها دین محمد (اسلام) بر روي
زمین باقی بماند او به سیره سلیمان بن داود عمل می کند، خورشید و ماه را می خواند و آن دو نیز او را اجابت می کنند. زمین براي
«. او به چرخش در می آید و بر او وحی می گردد و او نیز به امر خدا به وحی عمل می کند
اتفاق بر این که مهدي از اهل بیت پیامبر است
با ملاحظه روایاتی که از طریق شیعه و سنی به دست ما رسیده است پی می بریم که یکی دیگر از موارد اتفاقی بین این دو فرقه در
قضیه مهدویت، اتفاق در این است که مهدي موعود از اهل بیت و ذریه رسول گرامی اسلام است اینک به بعضی از روایات این
باب اشاره می کنیم:
روي سعید بن مسیب قال: کنّا عند أمّ سلمۀ فتذاکرنا المهدي فقالت: سمعت رسول الله (صلی الله علیه وآله)یقول: المهدي من » 1
عترتی من ولد فاطمۀ؛ [ 474 ] سعید بن مسیّب می گوید: نزد امّ سلمه بودیم که سخن از مهدي به میان آمد. ام سلمه فرمود: از رسول
«. خدا شنیدیم که می فرمود: مهدي از عترتم از اولاد فاطمه است
2 و نیز از ابوسعید خدري روایت شده که رسول خدا فرمود:
[ [ صفحه 213
لاتقوم الساعۀ حتی تملأ الأرض ظلماً و عدواناً. قال: ثم یخرج رجل من عترتی أو من أهل بیتی یملأها قسطاً و عدلًا کما ملئت ظلماً »
و عدواناً؛ [ 475 ] قیامت برپا نمی شود تا این که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. فرمود: سپس مردي از عترتم یا از اهل بیتم قیام می
.« کند و زمین را پر از عدل و داد می نماید، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است
3 امام باقر (علیه السلام)می فرماید:
«. المهدي رجل من ولد فاطمۀ؛ [ 476 ] مهدي مردي از اولاد فاطمه است »
4 ترمذي به سند خود از پیامبر اکرم نقل کرده است:
«. یلی رجل من أهل بیتی یواطی اسمه اسمی؛ [ 477 ] شخصی از اهل بیتم متولی کل زمین خواهد شد که نام او همنام من است »
است « مهدي » اتفاق بر این که لقب او
براي امام زمان (علیه السلام) القاب و عناوین متعددي در روایات ذکر شده است ولی یکی از القابی که مورد اتفاق بین شیعه و سنی
است. اینک به بعضی از روایات اشاره می کنیم: « مهدي » است، لقب
1. حاکم نیشابوري به سند خود از ابی سعید خدري نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود:
«. المهدي منّا أهل البیت...؛ [ 478 ] مهدي از ما اهل بیت است
[ [ صفحه 214
2. بخاري به سند خود از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود:
صفحه 146 از 456
.«. المهدي حق و هو من ولد فاطمۀ؛ [ 479 ] مهدي حق و او از اولاد فاطمه می باشد »
3. مقدسی شافعی به سند خود از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود:
یخرج المهدي، علی رأسه غمامۀ، فیها ینادي: هذا المهدي خلیفۀ رسول الله فاتبعوه؛ [ 480 ] مهدي خروج می کند در حالی که بالاي »
.«. سر او ابري است، در میان آن ابر کسی ندا می کند: این مهدي خلیفه خداست؛ او را اطاعت نمایید
اتفاق در برخی از اوصاف شخصی آن حضرت
در بعضی از صفات شخصی آن حضرت نیز بین علماي اسلام اتفاق وجود دارد. از جمله در روایات می خوانیم:
1. حاکم نیشابوري در مستدرك و دیگران از ابوسعید خدري روایت کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
المهدي منّی أجلی الجبهۀ، أقنی الأنف یملأ الأرض قسطاً و عدلًا کما ملئت ظلماً و جوراً و یملک سبع سنین؛ [ 481 ] مهدي از من »
است. پیشانی آشکار، بینی بلند است. زمین را از داد و عدل پر می کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است و در مدت
«. هفت سال صاحب زمین می شود
ابن کثیر در کتاب النهایۀ در شرح این حدیث می گوید:
أقنی » أجلی الجبهۀ از جلی است به معناي کنار رفتن موي جلو سر از پیشانی و »
[ [ صفحه 215
به معناي بلندي بینی است با تیزي طرف آن و منحنی بودن وسطش.... انحناي در وسط بینی به حدي نیست که « قنی » از « الأنف
«. سیماي آن حضرت را مشوّه جلوه دهد
اتفاق بر برخی از علائم ظهور
اشاره
درباره قیام و ظهور امام زمان (علیه السلام) در روایات فریقین به علائمی اشاره شده که بعضی از آن علائم مورد اتفاق شیعه و سنی
است اینک به دو نمونه از آنها اشاره می شود:
برپایی دولت اسلامی
از روایات اسلامی استفاده می شود که قبل از قیام حضرت مهدي (علیه السلام)
حکومتی اسلامی برپا خواهد شد که در واقع زمینه ساز قیام حضرت مهدي (علیه السلام)
است:
1. ابن ماجه به سند خود از رسول خدا نقل کرده که فرمود:
یخرج قوم من المشرق یوطّئون للمهدي سلطانه؛ [ 482 ] قومی از جانب مشرق زمین خروج می کند و زمینه ساز سلطنت و حکومت »
صفحه 147 از 456
«. مهدي خواهد شد
2. احمد بن حنبل به سند خود از ثوبان نقل می کند که رسول خدا فرمود:
اذا رأیتم الرایات السود قد أقبلت من خراسان فأتوها و لو حبوا علی الثلج؛ [ 483 ] هر گاه پرچمهاي سیاه را مشاهده نمودید که از »
«. جانب خراسان به حرکت در آمده اند آنها را همراهی کنید ولو با زانوها بر روي برف
3. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
[ [ صفحه 216
«. یخرج ناس من المشرق، فیوطئون للمهدي؛ [ 484 ] جماعتی از مشرق قیام کرده، زمینه ساز ظهور مهدي خواهند شد »
4. و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
تجیء الرایات السود من قبل المشرق کأنّ قلوبهم زبر الحدید، فمن سمع بهم فلیأتهم فیبایعهم و لو حبوا علی الثلج؛ [ 485 ] پرچم هاي »
سیاه از جانب مشرق خواهد آمد، گویا دل هاي آنان پاره هاي آهن است. پس هر کس که مطلع شود باید نزد آنها بیاید و با آنها
«. بیعت کند؛ ولو با زانو روي برف
برپایی دولت مخالف
یکی دیگر از علائم ظهور که مورد اتفاق فریقین است، برپایی دولتی قبل از قیام امام زمان (علیه السلام)در بلاد شام است که
رهبري آن را فردي از بنی امیّه به نام سفیانی بر عهده دارد. روایات در این باب از طریق شیعه و سنی به حد استفاضه رسیده است و
نیز صحاح شش گانه اهل سنت بر این امر تأکید دارند که لشکر سفیانی به طرف مکه حرکت می کند تا نهضت و قیام امام مهدي
(علیه السلام)را درهم بکوبد؛ زیرا از سیطره حضرت بر شهرهاي حجاز مطلع می شود، در بین راه به منطقه بیداء که می رسد، او و
لشکرش به زمین فروخواهند رفت.
1. مسلم به سند خود از عایشه نقل می کند که رسول خدا فرمود: سیعوذ بهذا البیت یعنی مکه قوم لیست لهم منعۀ و لا عدة،
یبعث إلیهم جیش حتی إذا کانوا ببیداء من الأرض خسف بهم؛ [ 486 ] به زودي جماعتی به مکه پناه می برند که براي آنان حفاظ
[ [ صفحه 217
و امکانات نیست و از طرف دیگر لشکري به سوي آنها فرستاده می شود هنگامی که آن لشکر به سرزمین بیداء رسید، به زمین
«. فرومی روند
2. نعمانی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
«. للقائم خمس علامات: السفیانی...؛ [ 487 ] براي قائم پنج علامت است: یکی از آنها خروج سفیانی است »
3. علی بن محمد سمري توقیعی را از امام زمان نقل کرده که با آن غیبت صغرا به اتمام رسیده است، حضرت در آن توقیع می
فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحۀ فهو کذّاب مفتر؛ [ 488 ] پس هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه » : فرماید
«. آسمانی ادعاي مشاهده امام زمان کند، او دروغ گو و افترا زننده است
صفحه 148 از 456
4. نعمانی به سند خود از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود:
ویبعث السفیانی بعثاً إلی المدینۀ فینفی المهدي منها إلی مکۀ، فیبلغ أمیر جیش السفیانی أنّ المهدي قد خرج إلی مکۀ، فیبعث ...»
جیشاً علی أثره فلا یدرکه حتی یدخل مکۀ خائفاً یترقّب علی سنّۀ موسی بن عمران. قال: و ینزل أمیر جیش السفیانی البیداء، فینادي
مناد من السماء: یا بیداء أبیدي القوم فیخسف بهم، فلا یفلت منهم إلاّ ثلاثۀ؛ [ 489 ] و سفیانی لشکري را به سوي مدینه می فرستد.
حضرت مهدي (علیه السلام) از مدینه به سوي مکه کوچ می کند. خبر به امیر لشکر سفیانی می رسد که مهدي به سوي مکّه
حرکت کرده است. لذا او لشکري را به دنبال حضرت می فرستند، ولی به حضرت نمی رسد مگر هنگامی که به مکه رسیده است
در حالی که خائف و مراقب است همانند موسی بن
[ [ صفحه 218
عمران (که وارد مدین شد) آن گاه امام باقر (علیه السلام) فرمود: و امیر لشکر سفیانی وارد سرزمین بیداء می شود و منادي از
آسمان ندا می دهد: اي سرزمین بیداء، این قوم را در خود فرو بر! آن قوم در آن سرزمین زیر و رو خواهند شد و به جز سه نفر،
«. کسی از آنها نجات نخواهد یافت
اتفاق بر اقتداي حضرت عیسی به آن حضرت
روایات اسلامی بر این امر اتفاق دارند که هنگام خروج حضرت مهدي (علیه السلام)حضرت عیسی (علیه السلام) نیز از آسمان فرود
می آید و در نماز به امام زمان (علیه السلام) اقتدا خواهد نمود. اینک به برخی از روایات در این مورد اشاره می نماییم:
1. مسلم در صحیح و با سند خود از جابر بن عبدالله انصاري نقل می کند: از پیامبر (صلی الله علیه وآله)شنیدم که فرمود:
لاتزال طائفۀ من أمّتی علی الحق ظاهرین إلی یوم القیامۀ. قال: فینزل عیسی بن مریم فیقول أمیرهم: تعال صل فیقول: لا إنّ بعضکم »
علی بعض أمراء تکرمۀ الله هذه الأمۀ؛ [ 490 ] دائماً طایفه اي از امتم بر حق و ظاهرند تا روز قیامت. سپس فرمود: عیسی بن مریم از
آسمان فرود آید، امیر آنها به حضرت عیسی می گوید: پیش آي و براي ما امامت کن. او در جواب می گوید: خیر، به راستی
.«. بعضی از شما بر بعضی دیگر امیر است به جهت اکرام خدا بر این امت
از این حدیث استفاده می شود که هنگام نزول حضرت عیسی (علیه السلام)امام زمان (علیه السلام)از او می خواهد که بر این امت،
امامت جماعت کند. او نیز این تقاضا را به جهت احترام گذاشتن بر حضرت و امت اسلامی نمی پذیرد و امر امامت جماعت را به
امام زمان (علیه السلام)واگذار می کند.
کیف أنتم إذا » : 2. بخاري به سند خود از ابی هریره نقل می کند که رسول خدا فرمود
[ [ صفحه 219
نزل ابن مریم فیکم و إمامکم منکم؛ [ 491 ] چگونه اید زمانی که فرزند مریم فرود آمده در حالی که امام بر شما فردي از خودتان
«؟ است
القائم منصور بالرعب، مؤیّد بالنصر، تطوي له الأرض، وتظهر له الکنوز، و یبلغ سلطانه المشرق و » : 3. امام باقر (علیه السلام) فرمود
المغرب و یظهر الله عزوجل به دینه و لو کره المشرکون، فلا یبقی من الأرض خراب إلاّ عمر، و ینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلی
صفحه 149 از 456
قائم به توسط ترس یاري و تأیید می گردد. زمین براي او خواهد چرخید و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد » [ خلفه؛ [ 492
گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می کند، هر چند مشرکان به آن کراهت داشته باشند. روي زمین جاي خرابی
«. نیست مگر آن که آباد شود و روح الله عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد
از ماست کسی که عیسی » [ منّا الذي یصلی عیسی بن مریم خلفه؛ [ 493 » : 4. ابوسعید خدري از رسول خدا نقل می کند که می فرمود
«. بن مریم به او اقتدا کرده و نماز می گزارد
اتفاق بر اصلاح امر او در یک شب
روایات اسلامی بر این امر نکته اتفاق کرده اند که خداوند متعال امر فرج آن حضرت را در یک شب اصلاح خواهد نمود، همان
گونه که امر حضرت موسی را یک شبه اصلاح کرد و او را به نبوت رسانید. اینک به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
المهدي منّا اهل البیت، یصلحه الله فی » : 1. احمد بن حنبل به سند خود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که می فرمود
«. مهدي از ما اهل بیت است. خداوند امر فرج او را در یک شب اصلاح خواهد کرد » [ لیلۀ؛ [ 494
فی التاسع » : 2. شیخ صدوق (رحمه الله) به سند خود از امام حسین (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
[ [ صفحه 220
من ولدي سنّۀ من یوسف و سنّۀ من موسی بن عمران علیهما السلام و هو قائمنا أهل البیت، یصلح الله تبارك و تعالی امره فی لیلۀ
واحدة؛ [ 495 ] در نهمین فرزند از اولاد من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران (علیهما السلام) است. و او قائم از ما اهل
«. بیت است. خداوند تبارك و تعالی امر او را در یک شب اصلاح خواهد کرد
3. نیز شیخ صدوق (رحمه الله) به سند خود از امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که رسول خدا فرمود:
المهدي منّا اهل البیت، یصلح الله أمره فی لیلۀ؛ [ 496 ] مهدي از ما اهل بیت است. خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد »
«. نمود
اتفاق بر بیعت کردن با او بین رکن و مقام
از جمله موارد اتفاقی بین امت اسلامی در قضیه مهدویت، اتفاق بر این نکته است که با حضرت هنگام ظهورش بین رکن و مقام
بیعت خواهد شد. اینک به بعضی از روایات این باب اشاره می کنیم:
1. مقدسی شافعی به سند خود از حذیفۀ بن یمان روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد حضرت مهدي (علیه السلام)
فرمود:
[ یبایع له الناس بین الرکن و المقام، یرد الله به الدین و یفتح له فتوح، فلا یبقی علی وجه الأرض إلاّ من یقول: لا اله الا الله؛ [ 497 »
مردم با این رکن و مقام
بیعت می کنند. خداوند به سبب او دین را به جایگاه اصلی خود بر می گرداند و براي او فتوحاتی انجام خواهد داد. بر روي زمین
«. کسی باقی نمی ماند مگر آنکه قائل به لا اله الا الله است
2. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در حدیثی فرمود:
صفحه 150 از 456
والله یا بنی هلال مهدي هذه الأمّۀ الذي یملأ الارض قسطاً و عدلًا کما ...»
[ [ صفحه 221
ملئت ظلماً و جوراً و الله إنّی لأعرف جمیع من یبایعه بین الرکن و المقام و أعرف أسماء الجمیع و قبائلهم؛ [ 498 ] به خدا سوگند، اي
فرزندان هلال، مهدي این
امت کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم و جور شده است. به خدا سوگند، تمام کسانی را
«. که با او بین رکن و مقام بیعت می کنند می شناسم و نامهاي تمام آنها و قبایل آنها را می دانم
اتفاق بر اینکه عالم را پر از عدل و داد می کند
احادیث بسیار در متون اسلامی شیعی و سنی بر این امر اتفاق دارند که امام زمان، حضرت مهدي (علیه السلام)، بعد از ظهور خود
زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است اینک به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
لا تقوم الساعۀ حتی تملیء الأرض ظلماً و عدواناً. قال: ثم یخرج رجل من » : 1. ابوسعید خدري از رسول خدا روایت کرده که فرمود
عترتی أو من أهل بیتی یملأها قسطاً و عدلًا کما ملئت ظلماً و عدواناً؛ [ 499 ] قیامت بر پا نمی شود تا این که زمین پر از ظلم و ستم
گردد. سپس فرمود آن گاه شخصی از عترتم یا از اهل بیتم [تردید از راوي است ] خروج کرده، زمین را از داد و عدل پر خواهد
«. کرد، همان گونه که ظلم و ستم پر شده است
لتملأنّ الأرض ظلماً و عدواناً، ثمّ لیخرجنّ من أهل بیتی » : 2. مجلسی (رحمه الله) در بحار الانوار از پیامبر اکرم نقل کرده که فرمود
أوقال من عترتی، من یملأها قسطا و عدلًا کما ملئت ظلماً و عدواناً؛ [ 500 ] به راستی زمین پر از ظلم و جور خواهد شد، آن گاه
شخصی از اهل بیتم یا فرمود: از عترتم خروج می کند؛ کسی که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم و
«. جور شده باشد
[ [ صفحه 222
لو لم یبق من الدهر إلاّ یوم لبعث الله رجلًا من » : 3. ابوداود به سند خود از امام علی (علیه السلام) نقل کرده که رسول خدا فرمود
أهل بیتی یملأها عدلًا کما ملئت جوراً؛ [ 501 ] اگر از عمر زمین بیش از یک روز باقی نمانده باشد خداوند مردي از اهل بیتم برمی
«. انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند، آن گونه که پر از جور شده است
یظهر صاحبنا و هو » : 4. شیخ طوسی (رحمه الله) در حدیثی طولانی، به سند خود از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود
من صلب هذا و اومأ بیده إلی موسی بن جعفر (علیه السلام) و یملأها عدلًا، کما ملئت جوراً و ظلماً؛ [ 502 ] صاحب ما ظهور می
کند، در حالی که از نسل این شخص است حضرت (علیه السلام) با دست مبارك خود به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)
«. اشاره کرد آن گاه زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از جور و ظلم شده باشد
اتفاق بر توسعه اقتصادي در عصر ظهور
صفحه 151 از 456
با مراجعه به روایات فریقین در می یابیم که در عصر ظهور امام زمان (علیه السلام)، توسعه و رفاه اقتصادي مطلوبی ایجاد خواهد
شد؛ به حدي که بشر مانند آن را در طول تاریخ کره زمین به خود ندیده است. و این به برکت حکومت عدل توحیدي امام زمان
(علیه السلام)است. از این روایات استفاده می شود که گناه موجب فقر و فلاکت و در مقابل، عدالت و رستگاري و اطاعت از
دستورهاي خدا و پیاده کردن فرمانهاي الهی در روي زمین و دعاي حضرت و حضور حجت خدا در میان مردم، سبب وسعت برکت
در روي زمین خواهد شد. اکنون به برخی از روایات اشاره می کنیم:
تنعم أمّتی فی زمن المهدي نعمۀ لم ینعموا مثلها قط، ترسل السماء علیهم » : 1. ابوسعید خدري از رسول خدا نقل کرده که فرمود
مدراراً، و لا تدع الأرض شیئاً من النبات إلاّ أخرجته و المال کدوس. یقوم الرجل فیقول: یا مهدي أعطنی و فیقول خذ؛ [ 503 ] امتم
در
[ [ صفحه 223
زمان ظهور مهدي متنعم به نعمتی می شوند که هرگز از مانند آن برخوردار نبودند. آسمان براي آنها آب فراوان خواهد فرستاد و
زمین از هیچ گیاهی براي آنان فروگذار نخواهد کرد، اموال متراکم می شود. [مثلًا] شخصی بر می خیزد و به آن حضرت عرض می
«. کند: اي مهدي، به من عنایت کن. حضرت (علیه السلام) نیز به او می فرماید: بگیر
یخرج فی آخرالزمان خلیفۀ، یعطی المال بغیر » : 2. جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
«. عدد؛ [ 504 ] در آخرالزمان خلیفه اي خروج خواهد کرد که بدون شمارش به مردم مال عطا می کند
لیأتینّ علی الناس زمان یطوف الرجل فیه » : 3. بخاري به سند خود از ابی موسی نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
بالصدقۀ من الذهب، ثمّ لا یجد أحداً یاخذها؛ [ 505 ] به طور حتم بر مردم زمانی خواهد آمد که شخصی مالدار صدقه اي از طلا را
«. به دست گرفته، بین مردم می گردد تا مستحقی را پیدا کند و به او بدهد، ولی کسی را پیدا نمی کند که صدقه را از او بگیرد
والله لینزلنّ ابن مریم... لیدعون إلی المال » : 4. مسلم به سند خود از ابی هریره نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
فلا یقبله أحد؛ [ 506 ] به خدا سوگند که فرزند مریم از آسمان پایین آمده...، مردم به مال دعوت می شوند، ولی هیچ کس آن را
«. قبول نمی کند
5. شیخ صدوق به سند خود از مفضل بن عمر نقل کرده است: از امام صادق (علیه السلام)شنیدم که می فرمود:
انّ قائمنا اذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها... و تظهر الأرض کنوزها حتی یراها الناس علی وجهها و یطلب الرجل منکم من یصله بماله »
و یأخذ منه زکاته، فلا یجد أحداً یقبل منه ذلک، استغنی الناس بما رزقهم الله
[ [ صفحه 224
من فضله؛ [ 507 ] به راستی قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش نور افشان
خواهد شد... و زمین گنجهاي خود را ظاهر کرده مردم آنها را بر روي آن خواهند دید. شخصی از شما دنبال کسی می گردد که به
او صله کرده، زکات مالش را از او بپذیرد، ولی هیچ کس را نمی یابد که آن مال را از او قبول کند؛ زیرا خداوند متعال مردم را به
«. آنچه به آنها روزي داده بی نیاز کرده است
مهدویت و مؤلفان فریقین
صفحه 152 از 456
اشاره
بسیاري از علماي شیعه و سنی به طور مستقل درباره قضیّه مهدویت، در گذشته و حال، تألیفاتی گرانسنگ از خود به جاي گذاشته
اند که در این مقاله به نام برخی از آنها اشاره می کنیم:
تألیفات اهل سنت
اشاره
. [ 1. عباد بن یعقوب رواجنی، متوفاي 250 ق، صاحب کتاب أخبار المهدي. [ 508
2. أبوبکر بن أبی خیثمه، متوفاي 279 ق. سهیلی می گوید: احادیث وارد در امر مهدي (علیه السلام) بسیار است و أبوبکر بن أبی
. [ خیثمه آن را در کتابی جمع نموده است. [ 509
3. أبوالحسین أحمد بن جعفر منادي متوفاي 336 ق. ابن حجر در شرح احادیث دوازده خلیفه، به نقل از کتاب کشف المشکل می
. [510] «. ابن المنادي این مطلب را در کتابی که درباره حضرت مهدي نوشته، آورده است » : گوید
. [ 4. أبونعیم أحمد بن عبدالله اصفهانی، (متوفاي 430 ق)، صاحب کتاب گرانسنگ المهدي. [ 511
[ [ صفحه 225
5. محمد بن یوسف گنجی شافعی، متوفاي 658 ق، صاحب کتاب البیان بأخبار صاحب الزمان.
6. یوسف بن یحیی سلمی شافعی، متوفاي ق 685 ، صاحب کتاب عقد الدرر فی أخبار المهدي المنتظر.
7. ابن قیم جوزیه، (متوفاي 751 ق) صاحب کتاب المهدي.
. [ 8. ابن کثیر قرشی، (متوفاي 774 ق)، صاحب کتاب مستقل در احادیث حضرت مهدي (علیه السلام). [ 512
9. شمس الدین محمد بن عبدالرحیم سخاوي، (متوفاي 902 ق)، صاحب کتاب ارتقاء الغرف.
10 . جلال الدین سیوطی، (متوفاي 911 ق) صاحب کتاب العرف الوردي من أخبار المهدي.
11 . ابن کمال پاشا حنفی، (متوفاي 940 ق)، صاحب کتاب تلخیص البیان فی علامات مهدي آخر الزمان.
12 . محمد بن طولون دمشقی (متوفاي 953 ق) صاحب کتاب المهدي إلی ماورد فی المهدي.
13 . أحمد بن حجر هیثمی مکی، (متوفاي 974 ق)، صاحب کتاب القول المختصر فی علامات المهدي المنتظر.
14 . علی بن حسام الدین متقی هندي، (متوفاي 975 ق) صاحب کتاب البرهان فی علامات آخرالزمان.
15 . ملاعلی بن سلطان قاري حنفی، (متوفاي 1014 ق)، صاحب کتاب المهدي من آل الرسول (صلی الله علیه وآله).
16 . مرعی بن یوسف کرمی مقدسی حنبلی (متوفاي 1033 ق) صاحب کتاب فرائد الفکر فی الامام المهدي المنتظر (علیه السلام).
[ [ صفحه 226
صفحه 153 از 456
سید علامه بدر المله، منیر محمد بن اسماعیل » : 17 . محمد بن اسماعیل امیر صنعانی، (متوفاي 1182 ق). صدیق حسن خان می گوید
امیر صنعانی یمانی؛ او احادیثی را که دلالت بر خروج مهدي دارد در مجموعه اي جمع کرده است؛ آن مهدي که از آل محمد
. [513] «. (صلی الله علیه وآله)است و در آخرالزمان ظهور خواهد نمود
18 . قاضی محمد بن علی شوکانی، (متوفاي 1250 ق)، صاحب کتاب التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدي المنتظر و الدجال و
. [ المسیح. [ 514
19 . شهاب الدین أحمد بن أحمد بن اسماعیل حلوانی شافعی، (متوفاي 308 ق) صاحب کتاب القطر الشهدي فی أوصاف المهدي.
20 . محمّد بن محمّد بن أحمد حسینی بلیسی، صاحب کتاب العطر الوردي من شرح القطر الوردي فی أوصاف المهدي.
21 . ابوالعلاء ادریس بن محمد بن ادریس حسینی عراقی، صاحب کتاب تألیف فی المهدي.
22 . شیخ مصطفی البکري، صاحب کتاب الهدایۀ الندیّۀ للأمۀ المهدیۀ.
23 . محمد بن عبدالعزیز بن مانع صاحب کتاب تحدیق النظر فی أخبار الامام المنتظر.
24 . شیخ ولایت الله صادقپوري هندي، صاحب کتاب الأربعین فی أخبار المهدیین.
25 . حنیف الدین عبدالرحمن المرشدي، صاحب کتاب تلخیص البیان فی علامات مهدي آخر الزمان.
26 . رشید راشد تاذفی حلبی، صاحب کتاب تنویر الرجال فی ظهور المهدي و الدجال.
27 . احمد بن محمد بن صدیق، صاحب کتاب إبراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون.
[ [ صفحه 227
28 . عبدالمحسن بن حمد العباد، نایب رئیس دانشگاه اسلامی در مدینه منوره، صاحب کتاب عقیدة أهل السنۀ و الأثر فی المهدي
المنتظر.
او در کتاب خود می نویسد:
کما اعتنی علماء هذه الأمۀ بجمع الاحادیث الواردة عن نبیّهم (صلی الله علیه وآله) تألیفاً و شرحاً کان لأحادیث المتعلقۀ بأمر المهدي
قسطها الکبیر من هذه العنایۀ، فمنهم من أدرجها ضمن المؤلفات العامۀ کما فی السنن و المسانید و غیرها ومنهم من أفردها بالتالیف...
همان » [ کل ذلک حصل منهم رحمهم الله و جزاهم خیراً حمایۀ لهذا الدین و قیاماً بما یجب من النصح للمسلمین؛ [ 515
گونه که علماي این امت به جمع احادیث وارد از پیامبرشان (صلی الله علیه وآله) و تألیف و شرح آنها اهمیت فراوانی داده اند،
احادیث متعلق به امر مهدي نیز قسمت بسیاري از این مؤلفات را در بر گرفته است. عده اي از علما این احادیث را ضمن تألیفات
عمومی خود، همانند سنن و مسانید و غیر اینها آورده اند و عده اي دیگر نیز براي احادیث مهدي تألیفی مستقل انجام داده اند. تمام
این کارها که خداوند آنها را رحمت کند و جزاي خیر دهد به جهت حمایت از دین، و قیام و عمل به تکلیف واجب نصیحت و
«. ارشاد مسلمانان بوده است
رد علماي اهل سنت بر منکران مهدویت
شمار اندکی از علماي اهل سنت در صدد تشکیک در قضیه مهدویت برآمده و مطالبی در این باره در کتاب هاي مستقل یا ضمن
مباحث دیگر متذکر شده اند. ولی خوشبختانه بقیه علماي اهل سنت با آن بیداري و شعوري که داشته اند در مقابل آنان ایستاده و
صفحه 154 از 456
شدیداً با بحث و سخنرانی و تألیف کتاب به شبهات آنها پاسخ گفته اند هم اینک به برخی از کسانی که در رد منکران قضیه
مهدویت کتاب مستقل تألیف کرده اند اشاره می کنیم:
[ [ صفحه 228
1. ابوالفیض سید احمد بن محمد بن صدیق غماري شافعی ازهري مغربی، متوفاي 1380 ق، صاحب کتاب إبراز الوهم المکنون من
کلام ابن خلدون، چاپ دمشق.
2. شیخ محمود بن عبدالله تویجري از استادان دانشگاه اسلامی در مدینه منوره، صاحب کتاب الاحتجاج بالأثر علی من أنکر المهدي
المنتظر، در رد شیخ ابن محمود، قاضی قطر.
3. شیخ عبدالله سبیتی عراقی، صاحب کتاب إلی مشیخۀ الأزهر در رد کتاب المهدیۀ فی الاسلام، اثر سعد محمد حسن، که از
منکران مهدویت است.
4. محمد بن عبدالعزیز بن مانع، (متوفاي 1385 ق) صاحب کتاب تحدید النظر فی أخبار الإمام المنتظر در اثبات امام مهدي (علیه
السلام) و ظهورش و در ردّ ابن خلدون.
5. کتاب الجزم لفصل ابن حزم در رد ابن حزم اندلسی که بخشی از کتاب الفصل فی الملل و الأهواء و النحل را به انکار و تکذیب
احادیث مربوط به امام زمان (علیه السلام)اختصاص داده است.
6. عبدالمحسن بن حمد العباد، استاد دانشگاه مدینه منوره و عضو هیأت علمی آن دانشگاه، صاحب کتاب الرد علی من کذّب
بالأحادیث الصحیحۀ الواردة فی المهدي، در رد کتاب لامهدي ینتظر بعد الرسول سید البشر از شیخ آل محمود قطري.
7. أبوالعباس بن عبدالمؤمن مغربی، صاحب کتاب الوهم المکنون فی الرد علی ابن خلدون.
تألیفات علماي شیعه قبل از ولادت حضرت مهدي
. [ 1. کتاب الملاحم، از اسماعیل بن مهران سکونی، کوفی، ثقه، از اصحاب امام رضا (علیه السلام). [ 516
. [ 2. کتاب ما سئل عن الصادق (علیه السلام) من الملاحم، از علی بن یقطین بغدادي، ثقه، جلیل، متوفاي سال 182 ق. [ 517
[ [ صفحه 229
. [ 3. کتاب الملاحم، از ابراهیم بن حکم فزازي که فضل بن شاذان از او روایت می کند. [ 518
. [ 4. کتاب الملاحم، از احمد بن میثم، فقیه کوفی، ثقه. [ 519
. [ 5. کتاب الملاحم، از حسن بن علی بن فضال کوفی، از خواص اصحاب امام رضا (علیه السلام). [ 520
. [ 6. کتاب الملاحم، از حسین بن سعید بن حماد اهوازي، ثقه، عالم، از اصحاب امام رضا (علیه السلام). [ 521
. [ 7. کتاب الغیبۀ، از ابی الفضل عباس بن هاشم ناشري اسدي، ثقه، جلیل متوفاي سال 219 یا 220 ه. [ 522
. [ 8. کتاب الملاحم، از ابی محمد بن ابی عمیر ازدي بغدادي، متوفاي سال 217 ق. [ 523
. [ 9. کتاب القائم، از ابی الحسن علی بن مهزیار اهوازي که از امام رضا و امام جواد (علیهما السلام)روایت نقل می کند. [ 524
10 . کتاب الغیبۀ، از ابی اسحاق ابراهیم بن صالح انماطی کوفی اسدي، ثقه و از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد (علیهم
صفحه 155 از 456
. [ السلام) که تنها کتاب باقی مانده از او همین کتاب است. [ 525
. [ 11 . کتاب الملاحم از ابی جعفر محمد بن عبدالله کرخی که برقی از او روایت نقل می کند. [ 526
[ [ صفحه 230
12 . کتاب الحجۀ از فضل بن شاذان ازدي، ثقه، جلیل القدر، از اصحاب امام رضا، امام جواد، امام هادي، امام عسکري (علیهم
. [ السلام)متوفاي سال 260 ه. [ 527
. [ 13 . کتاب القائم، از فضل بن شاذان. [ 528
. [ 14 . کتاب الملاحم، از فضل بن شاذان. [ 529
. [ 15 . کتاب صاحب الزمان، از محمد بن حسن بن جمهور بصري، از راویان امام رضا (علیه السلام). [ 530
. [ 16 . از ایشان کتاب دیگري در قضیّه مهدویت به نام وقت خروج القائم ثبت شده است. [ 531
پس از ولادت امام زمان (علیه السلام) نیز هم کنون کتاب هاي بسیاري در مورد مهدویت نگاشته شده است که نیازمند کتاب
شناسی تفصیلی و گسترده اي است.
[ [ صفحه 231
ولادت مهدي موعود از دیدگاه اهل سنت
اشاره
ولادت امام مهدي (علیه السلام) از موارد اختلاف شیعه و اهل سنت است؛ گر چه تعداد بی شماري از علماي اهل سنت، همانند
شیعه امامیه معتقدند امام عسکري (علیه السلام)فرزندي به نام محمّد داشته است هم چنین برخی از آنان، همانند شیعه معتقدند که
صاحب الزمان و مهدي وکسی که در آخر زمان قیام می کند همو است، اما بعضی دیگر، از اهل سنّت با این عقیده مخالفند. اکنون
به بررسی این موضوع می پردازیم.
اعتراف اهل سنت به ولادت
با مراجعه به کتاب هاي تاریخی و دیگر کتاب هاي اهل سنت پی می بریم که عده بسیاري از آنها به ولادت حضرت مهدي (علیه
السلام) اعتراف نموده اند. اینک به اسامی برخی از آنان اشاره می کنیم:
1 علامه شمس الدین قاضی ابن خلکان شافعی (متوفاي 681 ه)
ابوالقاسم محمّد بن حسن عسکري فرزند علی هادي فرزند محمّد جواد، دوازدهمین امام نزد شیعه دوازده امامی » : او می گوید
[532] .«... معروف به حجّت... ولادت او در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد. هنگام وفات پدرش پنج سال داشت
.
صفحه 156 از 456
[ [ صفحه 232
2 علامه صلاح الدین خلیل بن أیبک صفدي
حجت منتظر محمّد بن حسن عسکري فرزند علی هادي، فرزند محمّد جواد، فرزند علی رضا، فرزند موسی کاظم، فرزند جعفر »
صادق، فرزند محمّد باقر، فرزند زین العابدین، فرزند حسین بن علی، فرزند علی بن ابی طالب، حجت منتظر، دوازدهمین امام نزد
. [533] .«... شیعه امامیّه که به اعتقاد آنها، او قائم می باشد و در سال 255 هجري متولد شده است
3 ابن اثیر جزري
در آن سال ابو محمّد علوي عسکري وفات یافت. او یکی از امامان دوازده گانه » : وي در مورد حوادث سال 260 هجري می گوید
. [534] .«... طبق مذهب امامیه است. فرزند او محمّد است که امامیه در سرداب سامرا به انتظار او نشسته اند
4 علامه میر خواند
ولادت امام مهدي که هم نام رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و هم کنیه با او است در سامرا »
نیمه شعبان سال 255 اتفاق افتاد. عمر او هنگام وفات پدرش پنج سال بود.
خداوند متعال در آن سن به او حکمت داد؛ همان گونه که در کودکی به حضرت یحیی عنایت فرمود و او را امام قرار داد و
. [535] .«... حضرت عیسی را نیز به مقام نبوت برگزید
5 علی بن حسین مسعودي (متوفاي 346 ه)
در سال 260 هجري ابو محمّد حسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی »
طالب (علیهم السلام)، در عصر خلافت معتمد عباسی رحلت نمود، در حالی که 29 سال داشت. او پدر مهدي منتظر و امام دوازدهم
. [536] .«... امامیّه است
[ [ صفحه 233
6 ابوالفداء اسماعیل بن علی شافعی (متوفاي 732 ه)
حسن عسکري پدر محمّد منتظر صاحب سرداب است. محمّد منتظر طبق رأي امامیه » : او در رخدادهاي تاریخ سال 254 ه می گوید
. [537] ..«... دوازدهمین امام است. از القاب او قائم، مهدي و حجت است
7 علامه محمّد فرید وجدي
او می گوید: ابوالقاسم محمّد بن حسن عسکري فرزند علی هادي... بنا بر اعتقاد امامیه، دوازدهمین امام از امامان و معروف به
. [538] .«... حجت است... شیعه معتقد است که او داخل سرداب پدرش شده و هنوز خارج نشده است
8 سبط بن جوزي
محمّد بن حسن بن علی بن محمد...کنیه او ابوعبدالله و » : وي در فصلی راجع به امام حجت حضرت مهدي (علیه السلام) می گوید
. [539] ..«... ابوالقاسم است و او جانشین و حجت، صاحب الزمان و قائم و منتظر است
9 محمّد بن طلحه شافعی
محمّد بن حسن خالص فرزند علی فرزند محمّد... در سامرا متولد شد... کنیه » : او در شرح حال امام مهدي (علیه السلام) می گوید
. [540] .«... اش ابوالقاسم و لقبش حجّت، خلف صالح و بنا بر قولی منتظر است
صفحه 157 از 456
10 شمس الدین محمّد بن طولون حنفی (متوفاي 953 ه)
دوازدهمین آنان، فرزندش محمّد بن حسن ابوالقاسم است... ولادتش در روز جمعه نیمه ...» : او در شرح حال امامان می گوید
. [541] .«... شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد و هنگام وفات پدر، پنج سال داشت
[ [ صفحه 234
11 میرزا محمّد بن رستم بدخشی شافعی
. [542] .«... او فرزندي جز محمّد منتظر، از خود به جاي نگذاشت ...» : او در شرح حال امام حسن عسکري می گوید
12 احمد بن حجر هیتمی شافعی
حسن عسکري فرزندي جز ابی القاسم محمّد حجت بر جاي نگذاشت. » : وي بعد از شرح حال ابومحمّد حسن عسکري می گوید
. [543] ..«... عمرش هنگام وفات پدر، پنج سال بود. اما خداوند به او در آن پنج سال حکمت آموخت. او را قائم منتظر می نامند
13 حافظ محمّد بن یوسف گنجی شافعی (متوفاي 658 ه)
از خود فرزندي به جاي گذاشت که همان امام منتظر است. صلوات الله » : او درباره امام ابی محمّد حسن عسکري چنین می گوید
. [544] .« علیه
14 عارف عبدالوهاب شعرانی حنفی
در آخرالزمان امید خروج مهدي است. او از اولاد امام حسن عسکري (علیه السلام) است. ولادت » : وي از برخی عرفا نقل می کند
او نیمه شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد. او تا به حال زنده است تا این که با حضرت عیسی (علیه السلام) اجتماع کنند. عمرش تا
. [545] .«... این زمان 706 سال است. این چنین شیخ حسن عراقی به من خبر داد
15 محیی الدین بن عربی
بدانید که خروج مهدي حتمی است. خروج نمی کند تا زمین پر از جور و ظلم شده باشد؛ آن گاه آن را پر از عدل و » : او می گوید
داد خواهد کرد... او از عترت رسول خدا و از فرزندان فاطمه است. جدش حسین بن علی بن ابی طالب و پدرش حسن عسکري
فرزند امام علّی نقی... است هم نام رسول خداوند است. مسلمانان با او بین رکن و مقام
[ [ صفحه 235
. [546] .«... بیعت می کنند
16 مؤمن بن حسن شبلنجی شافعی (متوفاي 1298 ه)
وفات ابی محمّد حسن بن علی در روز جمعه هشتم ربیع الاوّل سال 260 ه اتفاق افتاد. او فرزندي به جاي گذاشت که » : او می گوید
نامش محمّد است. مادرش امّ ولد و نرجس نام داشت. کنیه اش ابوالقاسم و القابش نزد امامیه: حجت، مهدي، خلف صالح، قائم،
. [547] .«... منتظر و صاحب الزمان است و مشهورترین آنها مهدي است
17 ابوالولید محمّد بن شحنه حنفی
خداوند به حسن عسکري فرزندي عنایت فرمود که انتظار او را می کشیدند. وي دوازدهمین امام نزد امامیّه است. نامش محمّد و »
. [548] .« القابش مهدي، قائم و حجت است. ولادتش در سال 255 هجري اتفاق افتاد
صفحه 158 از 456
18 شیخ سلیمان قندوزي حنفی (متوفاي 1294 ه)
خبر معلوم و تحقیق شده نزد افراد معتبر آن است که ولادت قائم در شب نیمه ماه شعبان سال 255 هجري در شهر سامرا اتفاق افتاده »
. [549] .«... است
19 شیخ محمّد بن علی صبان شافعی
وي ولادت حضرت حجت (علیه السلام) را از شعرانی و محیی الدین ابی عربی نقل می کند و بر آن ایرادي نمی گیرد که این دلیل
. [ بر قبول داشتن آن قول است. [ 550
20 شیخ صفی الدین عبدالمؤمن بغدادي (متوفاي 739 ه)
در این مشهد یعنی مشهد عسکریین (علیهما السلام) سردابی است که رافضه معتقدند براي حسن بن علی است. از » : او می گوید
. [551] .«... او فرزندي است به نام محمّد صغیر که می گویند در آن سرداب مخفی شده است
[ [ صفحه 236
21 شیخ زین الدین عمر بن وردي (متوفاي 749 ه)
و حسن عسکري پدر محمّد منتظر صاحب سرداب دوازدهمین امام شیعه. لقبش قائم، مهدي و حجّت است. ولادت او در سال ...»
. [552] .«... 255 هجري اتفاق افتاد
22 ابوالعباس احمد بن علی قلقشندي شافعی
او که عالمی متخ ّ صص در انساب است، در بیان نسب امام جعفر صادق و فرزندان آن حضرت، فرزندش مهدي (علیه السلام) را از
امام عسکري (علیه السلام) دوازدهمین امام شیعیان به حساب می آورد که شیعه معتقد به زنده بودن اوست. از ظاهر عبارت استفاده
. [ می شود که قلقشندي معتقد به ولادت امام مهدي (علیه السلام) است، ولی اعتقاد به زنده بودن را به شیعه نسبت می دهد. [ 553
23 ابو عبدالله یاقوت حموي
. [ او عبارتی شبیه صفی الدین عبدالمؤمن بغدادي آورده است. [ 554
24 محمّد امین بغدادي معروف به سویدي
محمّد مهدي، عمرش هنگام وفات پدر پنج سال بود... شیعه او را همان صاحب » : او که از متخ ّ ص صان در انساب است، می گوید
.« شمشیري می داند که قبل از برپایی قیامت قیام خواهد کرد. او را دو غیبت است که یکی از آن دو از دیگري طولانی تر است
. [555]
25 ابن خلدون مغربی (متوفاي 808 ه)
رافضه خلافت را بعد از جعفر بن محمّد به فرزندش موسی کاظم و از او به فرزندش رضا و از او به جواد و از او به » : او می گوید
. [556] .«... علی و سپس عسکري و از او به فرزندش محمّد مهدي منتقل نموده است
از این عبارت استفاده می شود که ابن خلدون ولادت حضرت (علیه السلام) را قبول دارد،
[ [ صفحه 237
ولی خلافت او را به شیعه نسبت می دهد.
صفحه 159 از 456
26 ابوالتح محمّد بن عبدالکریم شهرستانی (متوفاي 548 ه)
بعد از حسن عسکري فرزندش محمّد قائم منتظر که ساکن سامرا بود نزد شیعه به امامت رسید. او دوازدهمین ...» : او می گوید
. [557] .« امام نزد آنان است
27 نور الدین ابن صباغ مالکی
ابوالقاسم محمّد حجت خلف صالح فرزند ابو محمّد حسن خالص، امام دوازدهم است. » : او در فصل دوازدهم از کتابش می گوید
. [558] .«... آن گاه به تاریخ ولادت و دلایل امامت او می پردازد
28 محمّد بن محمود بخاري معروف به خواجه پارسا حنفی
از امامان اهل بیت طیبین ابو محمّد حسن عسکري است... او فرزندي جز ابوالقاسم محمّد منتظر معروف به » : وي چنین می گوید
.«... قائم، حجت، مهدي، صاحب الزمان و خاتم الأئمه بر جاي نگذاشت. ولادتش در شب نیمه شعبان سال 255 هجري بوده است
. [559]
29 شیخ نور الدین عبدالرحمن جامی حنفی (متوفاي 898 ه)
او حضرت حجت بن الحسن را دوازدهمین امام دانسته است، آن گاه با بیان تاریخ ولادت و احوال و برخی از معجزه هایش، می
. [560] .«... او کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد » : گوید
30 ملاعلی قاري حنفی مکّی (متوفاي 1014 ه)
شیعه دوازده امامی آنها را بر اهل بیت نبوت به طور پیاپی منطبق می کند که اوّل آنها » : وي در شرح حدیث دوازده خلیفه می گوید
علی (علیه السلام) است و آخر آنها محمّد مهدي
[ [ صفحه 238
. [561] .« است. رضوان الله علیهم أجمعین
31 فضل بن روز بهان
سلام بر قائم منتظر ابی » : او در سلام هایی که بر هر یک از امامان از ذریه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دارد، به این جا می رسد
. [562] .«... القاسم
32 ه) 32 جمال الدین محمّد بن یوسف زرندي حنفی (متوفاي 750
او می گوید: امام دوازدهم صاحب کرامات مشهور، کسی که قائم به حق و دعوت کننده به راه حقّ است. ولادت امام ابوالقاسم
محمّد بن حسن مطابق نقل شیعه، زمان پادشاهی معتمد عباسی، شب نیمه شعبان سال 255 هجري در سامرا اتفاق افتاده است.
. [563] .«... مادرش نرجس دختر قیصر روم بود
33 قاضی بهلول بهجت افندي
ولادت امام دوازدهم در پانزدهم ماه شعبان سال 255 بود. اسم مادرش نرجس است. براي او دو غیبت است. یکی صغري و دیگري »
. [564] .«... کبري. هر گاه که خداوند به او اذن دهد ظهور می کند، آن گاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد
34 حافظ محمّد بن یوسف گنجی شافعی (متوفاي 658 ه)
بقایش استبعادي ندارد، زیرا حضرت عیسی و » : او در باب 25 از کتاب خود، در بحث از طول عمر حضرت (علیه السلام) می گوید
. [565] .«... الیاس و خضر از اولیاي الهی عمر طولانی دارند و نیز دجال و ابلیس ملعون از دشمنان خداوند عمر طولانی کردند
صفحه 160 از 456
35 احمد امین مصري
او نیز با اعتقاد به ولادت حضرت مهدي (علیه السلام) فرزند امام عسکري (علیه السلام) و این که شیعه معتقد به امامت او به عنوان
دوازدهمین امام است، تنها در امامت آن بزرگواران اشکال
[ [ صفحه 239
. [ می گیرد ولی ولادت آن حضرت را قبول می کند. [ 566
36 شیخ الاسلام صدر الدین حموینی
او در باب 31 از کتابش حدیثی را نقل می کند که دلالت صریح بر ولادت حضرت مهدي (علیه السلام) دارد. در آن حدیث که
همانا دوازدهمین از » : پیامبر (صلی الله علیه وآله) اسامی هر یک از اوصیا و امامان بعد از خود را بر می شمارد، در آخر می فرماید
. [567] .«... فرزندانم غیبت می کند... تا این که خداوند متعال به او اذن خروج دهد
37 شیخ فرید الدین عطار نیشابوري
او در شعري بعد از ذکر اسامی هر یک از امامان می فرماید:
صد هزاران اولیا روي زمین
از خدا خواهند مهدي را یقین
یا الهی مهدیم از غیب آر
تا جهان عدل گردد آشکار
از تو ختم اولیاي این زمان
و ز همه معنا نهانی جان جان
از تو هم پیدا و پنهان آمده
. [ بنده عطّارت ثنا خوان آمده [ 568
38 جلال الدین بلخی رومی معروف به مولوي (متوفاي 672 ه)
وي در دیوان معروف خود طبق نسخه مدرسه عالی شهید مطهري و نسخه چاپ بمبئی هند این قصیده را در مدح اهل بیت آورده
است:
اي سرور مردان علی مستان سلامت می کنند
وي صفدر مردان علی مردان سلامت می کنند
صفحه 161 از 456
تا این که بدین جا می رسد:
با میر دین هادي بگو با عسکري مهدي بگو
. [ با آن ولی مهدي بگو مستان سلامت می کنند. [ 569
[ [ صفحه 240
39 ابوالمعالی صدر الدین قونوي
را در شب اوّل مرگم با حضور قلب « لا إله الاّ الله » هفتاد هزار بار ذکر ...» : وي هنگام وفات در وصیت خود به شاگردانش می گوید
. [570] .«... بگویید و سلام مرا نیز به حضرت مهدي (علیه السلام)برسانید
40 شیخ حسین بن محمّد دیار بکري مالکی (متوفاي 966 ه)
دوازدهمین آنها محمّد بن حسن بن علی بن محمّد بن علی الرضا است. کنیه اش ابوالقاسم و لقبش نزد امامیه: حجت، » : او می گوید
. [571] .«... قائم، مهدي، منتظر و صاحب الزمان است. او نزد امامیه دوازدهمین امام است
41 احمد بن یوسف ابوالعباس قرمانی حنفی (متوفاي 1019 ه)
محمّد حجت خلف صالح، عمرش هنگام وفات پدرش پنج سال بود. خداوند در آن سن به او حکمت آموخت، » : او می گوید
همان گونه که در کودکی به حضرت یحیی (علیه السلام)آموخت... علما اتفاق دارند بر این که مهدي همان قائم در آخرالزمان
. [572] .«... است
42 شمس الدین ذهبی شافعی (متوفاي 748 ه)
او در برخی از کتاب هایش به ولادت حضرت مهدي (علیه السلام) اعتراف نموده است:
محمّد بن حسن عسکري بن علی الهادي بن محمد الجواد بن علی الرضا بن » : الف) در کتاب العبر فی خبر من غبر [ 573 ] می گوید
موسی الکاظم بن جعفر الصادق علوي حسینی ابوالقاسم. رافضه او را خلف حجت، مهدي، منتظر، صاحب الزمان و خاتم دوازده امام
.« می دانند
فرزند امام حسن عسکري، محمّد بن حسن است. رافضه او را قائم و خلف حجت » : 574 ] می گوید ] « تاریخ الاسلام » ب) در کتاب
.«... می نامند
[ [ صفحه 241
.«... منتظر شریف، ابوالقاسم محمّد بن حسن عسکري... خاتم دوازده امام بزرگوار » : ج) در کتاب سیر أعلام النبلاء [ 575 ] می گوید
43 فخر رازي شافعی
امّا حسن عسکري، او دو پسر و دو دختر داشت. یکی از پسرانش » : وي در کتابی که در موضوع علم انساب تدوین کرده، می گوید
صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است...
آن گاه می نویسد: نصوص اکثر مورّخان و صاحبان تراجم و معاجم بر ولادت حجت ابی القاسم محمّد بن حسن بن علی عسکري
صفحه 162 از 456
(علیهم السلام) اتفاق دارد. او از صلب پدر و از رحم مادرش خانم نرجس در سال 252 یا 255 یا 259 هجري به دنیا آمد، اگر چه
. [576] .«... طبق نظر شیعه در سال 255 در شب نیمه شعبان به دنیا آمده است
44 علامه نسّابه سید محمّد بن حسین حسینی سمرقندي مدنی (متوفاي 996 ه)
فرزند حسن عسکري، محمّد مهدي است... او دوازدهمین امام از ائمه است. در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 » : او می گوید
هجري متولّد شد. کنیه اش ابوالقاسم و القابش: حجت، خلف صالح، قائم، منتظر و مشهورترین آنها مهدي است. وي هنگام وفات
. [577] .« پدر پنج سال داشت
45 شریف انس کُتُبی حسنی
امام مهدي در کودکی از مردم پنهان شد. این امر نزد شیعه و سنّی مسلّم است. » : وي در تعلیقه خود بر کتاب تحفۀ الطالب می گوید
کتاب هاي تاریخ این مطلب را به اثبات رسانده که مهدي (علیه السلام) در کودکی داخل سرداب شد، در حالی که نسلی نداشت.
578 ] همو در کتاب الأصول فی ذریّۀ ] .«... کتاب هاي انساب نیز این مطلب را به اثبات رسانده اند
[ [ صفحه 242
حسن عسکري در اوایل سلطنت احمد بن متوکل در سامرا با » : البضعۀ البتول [ 579 ] می نویسد
سمّ به شهادت رسید...او فرزندي به نام محمّد از خود به جاي گذاشت...کنیه اش ابوالقاسم و ابو عبدالله است. و القابش: حجت،
.« خلف صالح، قائم، منتظر، تالی، صاحب الزمان و مشهورترین آنها مهدي است... عمرش هنگام فوت پدر پنج سال بود
46 شیخ عبدالله بن محمّد شبراوي مصري شافعی (متوفاي 1172 ه)
دوازدهمین از امامان، ابوالقاسم محمّد حجت امام؛ برخی او را همان مهدي منتظر می دانند. ولادت محمّد حجت » : او می گوید
فرزند حسن خالص (رضی الله عنه) در سامرا نیمه شعبان سال 255 هجري پنج سال قبل از وفات پدرش اتفاق افتاد. پدرش به دلیل
ترس از خلفا او را از مردم مخفی می داشت. او ملقّب به مهدي، قائم، منتظر، خلف صالح، و صاحب الزمان است. شیعه می گوید:
. [580] .«... احادیث صحیح دلالت دارد بر این که او در آخرالزمان ظهور خواهد کرد
47 ابن عماد دمشقی حنبلی (متوفاي 1089 ه)
در آن سال حسن بن علی بن محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن » : وي در مورد حوادث سال 260 هجري می گوید
جعفر الصادق علوي حسینی یکی از امامان دوازده گانه به اعتقاد رافضه، از دار دنیا رحلت نمود. او پدر منتظر محمّد صاحب
. [581] .« سرداب است
48 جمال الدین احمد بن علی حسینی معروف به ابن عنیه (متوفاي 828 ه)
علی الهادي، ملقّب به عسکري به جهت سکونت در سامرا... دو فرزند داشت: یکی از آن دو، ابو محمّد حسن » : او می گوید
عسکري (علیه السلام) و دیگري، جعفر است. حسن عسکري (علیه السلام) داراي زهد و علم فراوانی بود. او پدر امام محمّد مهدي
دوازدهمین امام نزد امامیه صلوات الله علیه است. نزد آنها کسی است که قیام خواهد کرد. مادرش ام ولد و
[ [ صفحه 243
. [582] .«... اسمش نرجس است
صفحه 163 از 456
49 محمّد بن عبدالرسول برزنجی شافعی (متوفاي 1103 ه)
وي با اعتقاد به ولادت فرزند امام حسن عسکري (علیه السلام) به نام محمّد، در غیبت صغرا و کبرا و ظهور او اشکال می کند.
. [583]
50 ابوالبرکات نعمان بن محمود آلوسی حنفی (متوفاي 1317 ه)
مشهورترین مذاهب اسلامی، مذهب امامیه است که می گوید: مهدي همان محمّد بن حسن عسکري بن علی » : او می گوید
. [584] .«... الهادي... است که نزد امامیّه معروف به حجت، منتظر و قائم است
[ [ صفحه 244
فلسفه غیبت امام مهدي
اشاره
یکی از سؤال هایی که در طول تاریخ عصر غیبت مطرح بوده و هست این که: چرا امام زمان (علیه السلام) غایب شد و چرا ما با آن
حضرت ارتباط نداریم؟ چه فرقی بین این عصر و عصرهاي گذشته است؟ آیا وظیفه امام هدایت بشر نیست؟ اگر هست، پس چرا او
را نمی بینیم؟ و...
اگر امام ظاهر نشود تا به وسیله او نقص ها جبران شود، چه فایده اي براي او مترتب است، بسان » : قاضی عبدالجبار معتزلی می گوید
آن که اصلا حجّتی بر روي زمین نباشد، زیرا به صرف وجود امام، نقص برطرف نمی شود، بلکه به امامِ ظاهر است که نقص جبران
. [585] «. می گردد
مسئله اختفاي امام از مردم به این کیفیت که تنها اسمی از او در بین باشد جداً بعید است و امامت او » : هم چنین تفتازانی می نویسد
. [586] .«... در اختفا امري بیهوده است، زیرا غرض از امامت، حفظ شریعت، نظام، دفع جور و غیره است
پاسخ سؤال
اشاره
سؤال مورد نظر را با ذکر مقدماتی که خود آنها ما را به نتیجه قطعی می رساند،
[ [ صفحه 245
جواب خواهیم داد.
غلبه اسلام بر سایر ادیان
اشاره
صفحه 164 از 456
در متون اسلامی اعمّ از قرآن و حدیث اشاره هاي متعدّدي بر این مسئله شده است که در آخرالزمان، دین اسلام بر تمام ادیان
غلبه کرده و عدل و داد و حکومت الهی و توحیدي سرتاسر گیتی را فرا خواهد گرفت.
بررسی آیات
الف) خداوند متعال در قرآن در سه آیه اشاره به این نکته دارد که هدف از فرستادن و مبعوث کردن پیامبر اکرم (صلی الله علیه
وآله) به دین حق همانا غلبه دین اسلام بر سایر ادیان است:
خداوند می فرماید:
. [ "هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ [" 587
.« اوست خدایی که رسول خود را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلط و برتري دهد »
. [ و نیز در آیه دیگر می فرماید ": هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَکَفی بِاللّهِ شَهیداً؛ [" 588
اوست خدایی که رسول خود محمّد (صلی الله علیه وآله) را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا آن را بر همه ادیان غالب گرداند »
.« و بر حقیقت این سخن گواهیِ خدا کافی است
و صحیح هم همین است، به دو « رسول » را به دین حقّ برگردانیم نه « لیظهره » استدلال به این آیه در صورتی تمام می شود که ضمیر
جهت:
[ [ صفحه 246
یعنی تاجایی که ممکن است ضمیر را به مرجعی نزدیک « الاقرب یمنع الأبعد » : 1 این که در ادبیات عرب این قاعده معروف است
برگردانیم، نوبت به ارجاع ضمیر به دور نمی رسد. از همین رو می دانیم که ارجاع ضمیر به دین حق، اقرب است.
زیرا آنچه که بر سایر ادیان غالب است دین حقّ است، نه شخص پیامبر (صلی « لزوم سنخیت بین غالب و مغلوب » 2 به دلیل قاعده
الله علیه وآله).
589 ] او مهدي از اولاد ] ؛« هو المهدي (عج) من ولد فاطمۀ رضی الله عنها » : از همین رو سعیدبن جبیر در تفسیر این آیه می گوید
.« فاطمه (علیهما السلام) است
ب) خداوند می فرماید ": وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ
وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِي ارْتَضی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ
خدا به کسانی که از شما بندگان [که به خدا و حجّت عصر ] ایمان آرد و نیکوکار گردد وعده فرموده است » [ الْفاسِقُونَ؛ [" 590
که در [ظهور امام زمان (عج)] در زمین خلافت دهد [و به جاي اُمَم سالفه حکومت و اقتدار بخشد] چنانچه امم صالح پیامبران سلف
جانشینان خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را [که اسلام واقعی است ] بر همه ادیان تمکّن و تسلّط عطا کند و بر
همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بی هیچ شائبه شرك و ریا پرستش کنند و بعد از
.« آن هر که کافر شود به حقیقت، همان فاسقان تبهکارند که با شناسایی حق از پی شهوت نفس به راه کفر می روند
خداوند متعال در این آیه شریفه به طور صریح وعده داده که مؤمنان صالح را که تحت انواع ظلم ها و شکنجه ها در طول تاریخ
صفحه 165 از 456
بوده و از خود فداکاري هاي زیادي داشته اند در روي کره زمین حاکم گرداند. به این مطلب از قرائنی پی می بریم:
که با الف و لام جنس آمده و با نبود هر نوع قرینه اي بر انصراف « الأرض » 1 کلمه
[ [ صفحه 247
آن به زمین معیّنی حمل بر کلّ روي زمین می شود و مراد آیه این می شود: در آینده اي نه چندان دور تمام کره زمین، تحت سلطه
و حکومت مؤمنان خواهد آمد.
2 جمله " وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِي ارْتَضی لَهُمْ " که در آیه آمده، حاکی از آن است که تمکین تام و استقرار حقیقی دین بدون
تسلّط مؤمنان بر کلّ عالم، امکان پذیر نیست.
3 جمله ": وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا "... با در نظر گرفتن این نکته که همه می دانیم قبل از این حکومتی که نوید آن داده
شده، مؤمنان در تمام مناطق عالم گرفتار ظلم و جور و سلطه ظالمین اند، این خوف حقیقتاً تبدیل به امن و امان نمی شود، مگر در
صورتی که سلطه مؤمنان همه زمین را فراگیرد.
با در نظر گرفتن این نکته که تاکنون چنین وضع اجتماعی که همان حکومت جهانی صالحان است پدید نیامده، می بایست انتظار
چنین حکومتی را در آینده اي نه چندان دور داشته باشیم.
و ما اراده » [ ج خداوند می فرماید ": وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْ عِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّۀً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛ [" 591
.« کردیم بر کسانی که در روي زمین ضعیف شمرده شده منّت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم
خداوند متعال در این آیه با تعبیر ": وَنُریدُ أَنْ نَمُنَّ " به این مطالب اشاره دارد که منّت ما در به حکومت رساندن مستضعفان؛ آینده
می آورد؛ و این به معناي آن است که سنت الهی که تخلّف بردار « أردنا أن نمنّ » است و اختصاص به موسی و فرعون ندارد و إلاّ
نیست بر این جاري شده که در آینده اي نه چندان دور مستضعفان را وارثان کلّ زمین قرار دهد، خصوصاً با درنظرگرفتن کلمه
(الأرض) که ظهور در تمام روي زمین دارد.
همانا اصحاب ما قائلند به این که در این آیه وعده اي است به » : از همین رو ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می فرماید
امامی که مالک زمین گشته و بر عالم
[ [ صفحه 248
. [592] «. مستولی می گردد
و ما بعد از تورات در » [ د خداوند می فرماید ": وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلَأرْضَ یَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ؛ [" 593
.« زبور داود نوشتیم [و در کتب انبیاء سلف وعده دادیم] که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرّف خواهند شد
تغییر مصالح به تغیر حالات
مصالح بندگان با اختلاف حالات آنها متغیّر می شود، انسانی که حکیم است تدبیر و تربیت اولاد » : شیخ مفید (رحمه الله) می فرماید
و دوستان و اهل و خدمت کاران و... خود را به عهده گرفته و آنها را معرفت و آداب آموخته و وادار بر اعمالِ حسنه می کند تا در
میان مردم عزیز شده و مستحقّ مدح و ثنا و تعظیم گردند. هم چنین چگونگی تجارت صحیح را به آنها می آموزد و...
صفحه 166 از 456
حال اگر آنان به دستورها و اهداف تربیتی او عمل کردند آن شخص حکیم هدایت هایش را ادامه داده و راه صحیح را براي آنان
هموار می کند... ولی اگر از دستورات او سرپیچی کرده و تحت تربیت او قرار نگرفته و راه سفاهت و ظلم و لهو و لعب را پیشه
کردند، در این هنگام آن شخص حکیم مصلحت را در قطع موقتی رحمت از آنها می بیند تا به خود آمده و قدر نعمت را بدانند، و
این عمل هیچ گونه تناقض و تضادّي با اغراض و تدبیرهاي انسان حکیم و عاقل ندارد.
عین همین مطلب را که در مورد انسان عاقل و حکیم ذکر کردیم، درباره خداوند عرض می کنیم، به این بیان که خداوند متعال امر
تدبیر و مصلحت امّت را به عهده گرفت، آنگاه عقلشان را کامل کرد و آنان را مکلّف به انجام دادن اعمال صالح کرد تا به وسیله
آن به سعادت برسند.
حال اگر مردم به دستورهاي الهی از اوامر و نواهی چنگ زنند، بر خدا لازم است که
[ [ صفحه 249
آنها را یاري کند و با اضافه کردن عنایت هایش بر بندگان، راه را بر آنها آسان تر نماید. ولی
در صورتی که مخالف دستورهایش عمل کنند و مرتکب نافرمانی شوند، مصلحت بندگان تغییر می کند و در نتیجه موقعیت و
وضعیت نیز تغییر خواهد کرد و خداوند توفیق را از آنها سلب می نماید، و در این هنگام آنان مستحقّ ملامت و مستوجب عقاب
خواهند بود. در واقع براي آنان این حالت در تدبیر امورشان به صواب و صلاح نزدیک تر است؛ و این وضعیت هیچ گونه مخالفتی
با عقل و حکمت و مصلحت اندیشی ندارد...
ما همین نکته را در مصلحت خلق به ظهور أئمه (علیهم السلام) و تدبیر آنان در صورت
اطاعت و نصرت مردم می بینیم؛ ولی هنگامی که مردم نافرمانی کرده و به طور
وسیع خون آن بزرگواران را ریختند، قضیه عوض شده و مصلحت بر این تعلق
می گیرد که امام مردم غایب و مستور باشد و این عمل باعث ملامت و سرزنش کسی غیر از خود مردم نخواهد بود، زیرا به سبب
سوء کردار و رفتار و اعتقادشان مسبّب این واقعه شدند.
شایان ذکر است که هیچ گاه مصلحت غیبت و استتار مانع از وجوب وجود او نشده است و این عین صلاح و صواب براي جامعه این
. [594] .«.... چنینی است
تکامل و پیشرفت بشر
بی شک هر کار اجتماعی کوچک یا بزرگ احتیاج به آماده شدن ظرفیت هاي مناسب دارد تا چه رسد به این که آن امر
اجتماعی انقلاب جهانی و فراگیر در تمام زمینه ها اعم از عقایدي، سیاسی، اخلاقی و اقتصادي باشد. به عبارت دیگر انقلابی که
در طول تاریخ نمی توان براي آن نمونه اي یافت. واضح است که چنین قیامی نیاز به آمادگی و استعداد در میان مردم دارد که از
آن جمله است:
الف) پیشرفت بشر از حیث ظرفیت دینی و اسلامی، ولو در طبقه خاصی از آنها؛
ب) پیشرفت بشر در تکنولوژي براي بسط و گسترش حکومت در سطح عالم.
[ [ صفحه 250
صفحه 167 از 456
ضرورت رهبري
بی تردید دین غالب در عصر ظهور، احتیاج به رهبر و امامی غالب دارد که داراي شرایط زیر باشد:
1 عالم به جمیع قوانینی باشد که بشر به آنها محتاج است؛
2 قدرت خارق العاده داشته باشد؛
3 از گناه و اشتباه و گمراهی به دور باشد.
دوازده امام
اشاره
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بنابر روایاتی که از طریق شیعه و سنّی رسیده امامان و خلفاي بعد از خود را تا روز قیامت دوازده
نفر معرفی کرده است:
فقال کلمۀ لم أسمعها. .« یکون اثنا عشر أمیراً » : الف) روي البخاري عن جابر بن سمرة قال: سمعت النّبی (صلی الله علیه وآله) یقول
. [595] .« کلّهم من قریش » : فقال أبی: إنّه قال
بخاري به سندش از جابر بن سمره نقل کرده که گفت: من از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدم
سپس جابر می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله)کلمه اي فرمود که من نفهمیدم. .« بعد از من دوازده امیر خواهد بود » : که فرمود
.« تمام آنها از قریشند » : پدرم به من گفت که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
لن یزال هذا الدین قائماً إلی اثنی عشر من » :( ب) و روي المتقی الهندي عن انس بن مالک قال: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله
. [596] .« قریش، فاذا هلکوا ماجت الأرض بأهلها
این دین برپاست تا این که دوازده » : متقی هندي به سندش از انس بن مالک نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
نفر از قریش بر آن امامت و خلافت کنند و بعد از هلاکت دوازده امام، زمین زیر و رو خواهد شد.
فی حدیث الأعمش، عن الحسین بن « المناقب » ج) روي ابن شهرآشوب فی
[ [ صفحه 251
فأخبرنی یا رسول الله (صلی الله علیه وآله) هل یکون بعدك نبی؟ » : علیّ (علیهما السلام)قال
. [ فقال: لا، أنا خاتم النّبین، لکن یکون بعدي أئمّۀ قوّامون بالقسط بعدد نقباء بنی اسرائیل... الخبر. [ 597
ابن شهر آشوب به سندش از امام حسین (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)سؤال نمودم که آیا
بعد از شما پیامبري خواهد آمد؟ فرمود: خیر، زیرا من خاتم انبیا هستم. و لکن بعد از من امامان خواهند آمد که قیام کنندگان به
.«... قسط و عدل اند و عدد آنها به تعداد نقباي بنی اسرائیل دوازده نفر است
صفحه 168 از 456
نکاتی درباره احادیث دوازده خلیفه
1 مضمون این احادیث را 35 نفر از صحابه نقل کرده اند و تنها از جابر بن سمره با پنجاه سند از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت
شده است.
2 حدیث از جهاتی صحیح السند است که در این مقام، براي ذکر آنها مجال نیست.
3 این احادیث از جهاتی دلالت بر امامت اهل بیت معصومین (علیهم السلام) دارد:
الف) همزمانی نشر این احادیث با نشر احادیث ثقلین. از همین رو حدیث ثقلین می تواند مفسّرِ این احادیث باشد؛
ب) همزمانی این احادیث با حدیث غدیر؛
. [ ج) در برخی از روایات دوازده خلیفه از آنها چنین تعبیر آمده است که دین در عصر آنها عزیز بوده و قوام او به آنهاست. [ 598
لایضرهم من خذلهم؛ [ 599 ] کسی که درصدد خواري آنها باشد نمی » : د) در بعضی دیگر از روایات درباره آنها چنین آمده است
.« تواند به آنها ضرري برساند
[ [ صفحه 252
ضرورت وجود حجت در روي زمین
از مجموعه اي از روایات و ادله عقلی استفاده می شود که بقايِ امام معصوم و حجت خدا در روي زمین تا روز قیامت از امور
ضروري است، به ادله عقلی آن در مقاله اي مستقل می پردازیم؛ اکنون به برخی از روایات که این مضمون از آنها استفاده می شود
اشاره می کنیم:
انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض؛... همانا کتاب و عترت از ..» : 1 احادیث ثقلین: در ذیل بعضی از آنها چنین آمده است
. [600] .« یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند
و فی أحادیث الحثّ علی التمسّک بأهل البیت إشارة إلی عدم انقطاع متأهّل » : ابن حجر هیتمی در کتاب الصواعق المحرقه می نویسد
منهم للتمسک به إلی یوم القیمۀ، کما أنّ الکتاب العزیز کذلک. و لهذا کانوا اماناً لأهل الأرض...؛ [ 601 ] احادیثی که مردم را به
تسمک به اهل بیت وادار می کند اشاره دارد به این که تا روز قیامت زمین خالی از شخص شایسته از اهل بیت نیست تا این که
«. مردم به او تمسک کنند، همان طوري که کتاب عزیز این چنین است
علامه مناوي در فیض الغدیر، سیوطی در شرح جامع الصغیر و علامه سمهودي در جواهر العقدین به همین مضمون تصریح کرده
اند.
من مات و لم یعرف امام زمانه » : 2 احادیث معرفت امام که از طرق شیعه و سنّی وارد شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
.« مات میتۀ جاهلیۀ؛ [ 602 ] هر کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است
3 احادیث بسیاري به این مضمون از طرق شیعه وارد شده که اگر زمین از حجّت خالی گردد زمین دگرگون می شود.
[ [ صفحه 253
صفحه 169 از 456
مرحوم کلینی به سند صحیح از ابی حمزه نقل می کند که فرمود: از امام صادق (علیه السلام)سؤال کردم: آیا زمین بدون امام باقی
.« لو بقیت الأرض بغیر امام لساخت؛ [ 603 ] اگر زمین بدون امام شود، هر آینه دگرگون خواهد شد » : می ماند؟ حضرت فرمود
در کتاب هاي روایی، روایات صحیح بسیاري به این مضمون وارد شده است.
واضح است که حجت خدا باید در روي زمین باشد تا بتواند آن را از دگرگونی نجات دهد؛ کسی که بر عالم ماده و ناسوت حجّت
است.
خوف از قتل
یکی از اسباب گوشه نشین شدنِ انبیا و رسل، خوف از قتل به جهت حفظ جان و به امید نشر شرایعشان بوده است، خداوند متعال از
پس از میان شما گریختم، هنگامی که از شما » [ زبان حضرت موسی (علیه السلام) می فرماید ": فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمّا خِفْتُکُمْ؛ [" 604
هم چنین خداوند متعال از زبان شخصی از بنی اسرائیل که خطاب به حضرت موسی (علیه السلام)می گوید ": إِنَّ الْمَلأَ .« ترسیدم
.« گفت: اي موسی رجال دربار فرعون در کارت مشورت می کنند که تو را به قتل رسانند » [ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوكَ؛ [" 605
آري، خوف یکی از اسبابی بود که موسی بن عمران (علیه السلام) را مجبور به فرار از مصر کرد و او را به سوي شعیب رسانید.
امام مهدي منتظر (علیه السلام) نیز با نبودِ اسباب عادي براي نصرت و یاریش، و قوّت و قدرت دشمنانش خوف حبس بلکه قتل و به
دار آویختن براي او بوده است، لذا از ابتدا برایش چاره اي جز اعتزال و غیبت نبود تا این که امر خدا صادر شود و ظهور او مقدّر
گردد.
از همین رو در روایتی که صدوق به سندش از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده آمده است:
[ [ صفحه 254
. [ للقائم غیبۀ قبل قیامه، قلت: و لم؟ قال: یخاب علی نفسه الذبح. [ 606 »
امام صادق (علیه السلام) به زراره می فرماید: براي قائم غیبتی است قبل از قیامش. زراره می گوید: به حضرتش عرض کردم: به چه
.« جهت؟ فرمود: زیرا او به جهت قتل بر خود می ترسد
حال در این جا سؤالی مطرح است: چرا خداوند متعال بین او و دشمنانش حائل نگشته و مانع از قتل او نشده است؟
در جواب باید گفت؟ منع از قتل بر دو قسم است:
1 منعی که منافات با تکلیف بندگان ندارد و آن، با امر به متابعت و یاري آن حضرت و نهی از مخالفت و نافرمانی او حاصل می
گردد. که این عمل را انجام داده است.
2 منعی که با تکلیف منافاتی داشته و باطل کننده ثواب و عقاب است که همان جلوگیري از قتل به صورت جبر است. این عمل
چه بسا مفسد نیز باشد.
لذا در جاي خود گفته شده که در امر امامت و برپایی آن سه وظیفه وجود دارد:
1 نصب الهی؛
2 قبول امام؛
3 قبول مردم.
و با نبودِ هر کدام از شروط، امر امامت نیز منتفی می گردد.
صفحه 170 از 456
اگر کسی اعتراض کند که اگر سبب غیبت طولانی آن » : شیخ مفید (رحمهم الله) در رساله سوّم خود راجع به غیبت می نویسد
حضرت، کثرت دشمنان و خوف بر جان خود از آنان است، چرا امامان قبل از او غیبت نکردند، در حالی که زمان و عصر امامان
قبل به مراتب دشوارتر و دشمنان آنها زیادتر بوده است، با این وجود می بینیم که همه آنان ظاهر بودند و از شیعیان خود غایب
نشدند...؟
او در جواب این اشکال می گوید: عصر امام زمان (علیه السلام) با امامان قبل از او به مراتب مختلف بوده است، زیرا آنچه از احوال
امامان سابق بر آن حضرت استفاده می شود آن
[ [ صفحه 255
است که آنها در تقیه بوده و مأمور به قیام شمشیر نبوده اند، به جهت این که مصلحت در آن نبوده است... و لذا به این جهت از
غیبت و استتار بی نیاز شدند. ولی امام زمان (علیه السلام) از آن جا که به قیام شمشیر و جهاد در راه دشمنان خدا مشهور شده است،
و اوست مهدي امّت که زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود، لذا دشمنان در کمین او بوده و قصد نابودي حضرت را داشتند. و از
آن جا که یاران آن حضرت نیز آمادگی دفاع از او و کیانش را نداشتند، غیبت بر آن حضرت (علیه السلام) لازم شد. در غیر این
.«... صورت حضرت با ظهورش جان خود و شیعیان را در معرض خطر قرار می دادند بدون آن که ثمره اي بر آن مترتّب گردد
. [607]
بیعت نکردن امام زمان با حاکمان
یکی از اسباب و عوامل غیبت امام زمان (علیه السلام) که در روایات به آن اشاره شده، بیعت نکردن آن حضرت با حاکمان عصر
خود است.
یقوم القائم و لیس فی عنقه لأحد بیعۀ؛ » : شیخ صدوق در کمال الدین به سندش از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
.« 608 ] قائم (علیه السلام) قیام خواهد کرد، در حالی که بیعت کسی بر گردن او نخواهد بود ]
کأنّی بالشیعۀ عند فقدانهم الرابع من ولدي یطلبون » : و نیز به سندش از امام علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
لئلّا یکون لأحد فی عنقه » : فقلت: و لم؟ قال .« لأنّ إمامهم یغیب عنهم » : قلت: و لم ذلک یابن رسول الله؟ قال .« المرعی فلا یجدونه
609 ] امام رضا (علیه السلام) به حسن بن فضال فرمود: گویا حال شیعه را هنگام فقدان و غیبت فرزند چهارم ] .« بیعۀ إذا قام بالسیف
خود می بینم؛ یعنی غیبت امام مهدي (عج) که چگونه مردم به دنبال او رفته و او را طلب می کنند، ولی او را نمی یابند. آن گاه
حسن بن فضال به آن حضرت عرض کرد: اي فرزند رسول خدا! جهتش چیست؟ حضرت فرمود: تا این که
[ [ صفحه 256
هنگامی که قیام به شمشیر می کند، براي کسی بر گردن او بیعتی نباشد.
این مسئله امري کاملا عادي و عرفی است، زیرا هر کسی که درصدد اصلاح دنیوي یا دینی است طبیعتاً قراردادها و پیمان هایی را با
بعضی از قدرتمندان می بندد تا با کمک گرفتن از آن، امر اصلاح خود را به پیش برد. و لازمه این عهد و پیمان، متعرّض نشدن
آنان است تا امر اصلاح او به پایان رسد، و این امر نیازمند تعطیل اجراي برخی از احکام و معامله خلاف واقع با آن کردن است، به
صفحه 171 از 456
جهت خوف و تقیه.
از همین رو خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید ": إِلَّا الَّذینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظاهِرُوا عَلَیْکُمْ
مگر آن گروه از مشرکان که با آنها عهد بسته اید و چیزي از [تعهدات خود نسبت به] شما » [ أَحَ دًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ؛ [" 610
فروگذار نکرده، و کسی را بر ضد شما پشتیبانی ننموده اند. پس با آنها عهد را تا مدتی که مقرّر داشته اید نگاه دارید که خدا
.« پرهیزکاران را که به عهد خود وفاکنند دوست دارد
ولی امام مهدي (علیه السلام) از آن جا که هنگام ظهورش بهواقع تکلیف کرده و از کسی تقیه نمی کند همان گونه که از اخبار
استفاده می شود و از طرفی دیگر هر لحظه احتمال ظهورش وجود دارد لازمه آن این است که بیعت هیچ کسی بر گردن آن
. [ حضرت نباشد. [ 611
انواع هدایت
هدایت بر چهار نوع است:
1 هدایت فطري: خداوند متعال می فرماید ": فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفًا فِطْرَةَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ
پس تو اي رسول [با همه پیروانت] مستقیم رو به جانب آیین پاك اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که » [ الدِّینُ الْقَیِّمُ؛ [" 612
فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروي کن که در خلقت خدا هیچ تغییري نباید داد. و
[ [ صفحه 257
.« این است آیین استوار حقّ و لکن اکثر مردم از حقیقت آن آگاه نیستند
2 هدایت تشریعی: یعنی راهنمایی کردن که متفرّع بر حضور امام در میان جامعه است. خداوند می فرماید ": فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ
مُبَشِّرینَ وَمُنْذِرینَ؛ [" 613 ] پس خداوند رسولان فرستاد که نیکان را مژده دهند و بدان را بترسانند.
3 هدایت تکوینی: که همان تصرف و تدبیر در نظام آفرینش است. خداوند می فرماید ": قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتیکَ
آن کس که به علم کتاب الهی دانا بود [آصف » [ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِ  را عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبّی؛ [" 614
بن برخیا یا خضر یا سلیمان] گفت: من پیش از آن که چشم بر هم زنی تخت را به اینجا می آورم [و همان دم حاضر کرد] . چون
.«... سلیمان سریر را نزد خود مشاهده کرد؛ گفت: این توانایی از فضل خداي من است
4 هدایت باطنی (ایصال به مطلوب): که شعبه اي از ولایت تکوینی است. این نوع هدایت متفرع بر وجود امام زمان (علیه السلام)
است نه حضور او. خداوند متعال به این نوع هدایت اشاره دارد ": وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّۀً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا؛ [" 615 ] و آنان انبیاء را پیشواي
مردم قرار دادیم تا خلق را به امر ما هدایت کنند.
پر واضح است که انبیاي الهی که در آیه، نامی از آنها برده شده قبل از رسیدن به مقام امامت، مقام نبوت و هدایت تشریعی جامعه
را دارا بودند.
از مجموع مقدماتی که به صورت اختصار بیان شد، مسئله غیبت امام زمان (علیه السلام) به طور وضوح توجیه خواهد شد.
[ [ صفحه 258
صفحه 172 از 456
رجعت
اشاره
شیعه امامیه، اعتقاد خاصی به رجعت دارد؛ یعنی این که پس از ظهور مهدي موعود (علیه السلام) و تشکیل حکومت عدل الهی در
سراسر جهان گروهی از اولیاي الهی و دوست داران خاندان رسالت (علیهم السلام) و عده اي از معاندان و دشمنان خاندان وحی
که از دنیا رفته اند به دنیا باز خواهند گشت. اولیاي الهی و صالحان با دیدن حاکمیت حق و عدل در گستره گیتی شادمان می
شوند و پرتویی از ثمرات ایمان و اعمال صالح خود را در دنیا مشاهده می کنند. معاندان و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) نیز
سزاي ظلم و ستم هایی را که بر خاندان رسالت روا داشته اند در این سرا می بینند. البته پاداش و کیفر نهایی در قیامت تحقق خواهد
یافت.
قول به رجعت از عقاید امامیه
رجعت، از مباحث ریشه داري است که از زمان ظهور و پیدایش امامیه مطرح بوده است و اعتقاد به آن از امتیازها و خصوصیات
مدرسه اهل بیت (علیهم السلام) شمرده شده است. لذا با مراجعه به کتاب هاي تراجم اهل سنت می بینیم که از امامیه با این عقیده
یاد می کنند. در بین اصحاب ائمه (علیهم السلام) نیز مشاهده می شود که برخی از آنان در این مسأله با مخالفان خود مباحثه هایی
داشته اند؛ مانند مؤمن الطاق با ابوحنیفه. به همین دلیل در طول تاریخ، علماي شیعه براي تثبیت این عقیده آثاري نگاشته اند؛ از
جمله می توان از شیخ مفید، سید مرتضی، علامه مجلسی، شیخ حر عاملی و دیگران نام برد.
[ [ صفحه 259
مفهوم رجعت
رجعت در لغت به معناي بازگشت، و در اصطلاح به معناي بازگشت جماعتی از افراد به زندگی دنیا بعد از قیام جهانی امام مهدي
(علیه السلام) و قبل از حلول روز قیامت است.
.« ما درباره رجعت معتقدیم که این حادثه در آینده اي نه چندان دور اتفاق خواهد افتاد » : 1 شیخ صدوق (رحمه الله) می فرماید
. [616]
خداوند متعال گروهی از امت محمد (صلی الله علیه وآله) را بعد از وفاتشان و قبل از روز » : 2 شیخ مفید (رحمه الله) می فرماید
. [617] .« قیامت محشور خواهد نمود و این مذهب از مختصات آل محمد (صلی الله علیه وآله) است و قرآن نیز بر آن شاهد است
از باورهاي شیعه امامیه آن است که خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان، مهدي (علیه » : 3 سید مرتضی (رحمه الله) می فرماید
السلام) گروهی از شیعیان را که از دنیا رفته اند بازمی گرداند تا به ثواب یاري و نصرت آن حضرت نائل شده و دولت آن حضرت
. [618] .« را مشاهده نمایند. هم چنین گروهی از دشمنان را بازمی گرداند تا انتقامش را از آنان بستاند
آن چه شیعه در باب رجعت به آن اعتقاد دارد آن است که خداوند متعال گروهی » : 4 شیخ محمدرضا مظفر (رحمه الله) می فرماید
از اموات را قبل از روز قیامت در همان صورت هایی که بوده اند بازمی گرداند: عده اي را عزیز و برخی دیگر را ذلیل می
صفحه 173 از 456
. [619] .« گرداند... و این رجعت هنگام ظهور مهدي آل محمد (صلی الله علیه وآله) است
تقسیمی از رجعت
سید محمد صدر (رحمه الله) در کتاب بحث حول الرجعۀ رجعت را به دونوع تقسیم کرده است:
[ [ صفحه 260
1 رجعت معنوي (اخروي): به این معنا که در فلسفه و حکمت ثابت شده که تمام اشیا و موجودات، در حال رشد و تکاملِ
مستمرند و دائماً به سوي کمال مطلق و نقطه آغازینی متوجه اند که از آن جا به این عالم آمده اند، خداوند متعال می فرماید:
. [ "إِلَی الِله تُرْجَعُ الاُْمُورُ " " إِنَّ إِلَی رَبِّکَ الرُّجْعَی [" 620 "] وَأَنَّ إِلَی رَبِّکَ الْمُنْتَهَی [" 621 "] إِنَّا لِِله وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ. [" 622
این معنا از رجعت، مورد اتفاق مسلمانان است.
2 رجعت مادي و ظاهري (دنیوي): این نوع رجعت که قرآن نیز بر آن اشاره دارد عبارت است از رجوع اموات به دنیا براي از
. [ سرگیري اعمال. [ 623
رجعت؛ اعتقاد ضروري مذهب
همانا ثبوت رجعت نزد همه علماي معروف و مصنفین مشهور از ضروریات مذهب امامیه » : 1 شیخ حرّ عاملی (رحمه الله) می فرماید
. [624] .« است، بلکه حتی عامه نیز می دانند که این عقیده از مذهب شیعه است
اگر مثل این روایات در عقیده رجعت متواتر نباشد، پس در چه موضوعی می توان » : 2 مرحوم مجلسی (رحمه الله) می فرماید
. [625] .«... ادعاي تواتر نمود
همانا اعتقاد به رجعت در همه عصرها مورد اجماع شیعه بوده است، و همین مسئله همانند خورشید در وسط » : 3 و نیز می فرماید
. [626] .« روز بین آنان مشهور است
همانا روایات رجعت از طرق اهل بیت (علیه السلام) به طور » : 4 علامه طباطبائی (رحمه الله) می فرماید
[ [ صفحه 261
. [627] .« تواتر معنوي به ما رسیده است
همانا نویسندگانی که روایات رجعت را در کتاب هاي مستقل یا غیرمستقل جمع نموده » : 5 شیخ حر عاملی (رحمه الله) می فرماید
. [628] .« اند به حدّي است که از هفتاد کتاب تجاوز می کند، و این خود دلیلی بر قطعیت اعتقاد به رجعت نزد شیعه است
مرحوم مجلسی (رحمه الله) نیز اسامی دانشورانی که قائل به رجعت بوده اند برمی شمرد که از پنجاه نفر تجاوز می کند؛ از قبیل:
سلیم بن قیس هلالی، حسن بن صفار، علی بن ابراهیم قمی، کلینی، محمد بن مسعود عیاشی، ابوعمر کشی، شیخ صدوق، شیخ
مفید، ابوالفتح کراجکی، ابوالعباس احمد بن عباس نجاشی، شیخ طوسی، سید رضی الدین بن طاووس و....
سر بحث از رجعت در کتاب هاي کلام
صفحه 174 از 456
علماي علم کلام در بحثهاي کلامی خود از رجعت نیز بحث می کنند که این می تواند جهاتی داشته باشد:
1 وجود روایات فراوان در موضوع رجعت؛
2 ارتباط رجعت با مسئله امامت و اشاره به این که امامان شیعه مورد ظلم قرار گرفته اند، لذا در عصر حکومت امام مهدي (علیه
السلام) بازگشته و حکومت خواهند کرد؛
3 رجعت، از اشراط الساعه است؛ و اشراط الساعه و علائم قیامت مربوط به معاد است.
4 رجعت زمینه ساز اعتقاد به معاد است، زیرا همان گونه که غیبت صغري زمینه ساز غیبت کبري و هموارکننده آن بود ظهور
صغري نیز که همان رجعت است هموارکننده ظهور کبري خواهد شد؛ یعنی رجعت نیز هموارکننده مسئله معاد خواهد بود و مردم
امر معاد را استبعاد نخواهند کرد، همان گونه که در امت هاي پیشین براي تثبیت معاد چنین امري اتفاق افتاد؛
[ [ صفحه 262
5 ارتباط رجعت با مسئله ثواب و عقاب؛ زیرا در آن زمان نشانه هایی از عقاب و ثواب براي کسانی که در کفر و یا ثواب بوده اند،
خواهد بود.
6 رجعت تجلّی امامت امامان شیعه است.
دیدگاه ها درباره مفهوم رجعت
در رجعت دنیوي احتمالاتی وجود دارد که با ذکر آن ها قول نزدیک تر به واقعیت را بررسی می کنیم:
1 رجعت همانند تمثلاتی است براي ارواح مؤمنین و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) که از دنیا رفته و دوباره روح آنان ظهور کرده و
تصرفاتی در این عالم خواهند نمود. این نظر از فیض کاشانی، محقق شاه آبادي و میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی است که بسیاري از
علما، امثال مجلسی و شیخ حر عاملی و دیگران آن را به جهت مخالفت با ظواهر ادلّه مردود می دانند.
2 مقصود از رجعت همان ظهور امام زمان (علیه السلام) است و اطلاق رجعت به آن به
اعتبار رجوع آن حضرت به مردم بعد از غیبت، یا رجوعِ عالم، به حق و عدالت بعد از انحراف است. اگر اصل این معنا صحیح باشد،
اطلاق رجعت به آن، خلاف ظواهر
ادله است.
3 رجوع برخی از اموات به دنیا؛ خصوصاً مؤمنان و کافران محض.
4 رجوع برخی از امامان شیعه، همانند امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و برخی از مؤمنان و کافران محض.
5 رجوع تمام امامان شیعه به ترتیب یا به عکس با برخی از مؤمنان و کافران،
که قول اخیر ظاهراً بنا بر آن چه از مجموعه روایات استفاده می شود، به حقیقت
نزدیک تر است.
رجعت از دیدگاه عقل
اشاره
صفحه 175 از 456
براي اثبات امکان رجعت، به برخی از دلایل عقلی اشاره می کنیم:
[ [ صفحه 263
قسر دائم یا اکثري محال است
تقریر دلیل:
الف) روح علاقه اي تام به بدن عنصري دارد، به جهت ربط ذاتی طبیعی بین قوه روحانی و قوه مادي طبیعی؛ خواه قوه روحانی کلّی
باشد، مثل قوه مؤثر کلّی که مجموع عالم طبیعت در نظام اراده او حرکت می کند و خواه قوه روحانی جزئی، که نظام شخصی
طبیعی بدن در تحت نفوذ اوست. و هرگاه توجه نفس ناطقه به بدن طبیعی بعد از مرگ به شکل کامل تري صورت گیرد، زندگی
جدید ممکن است.
ب) هرحقیقت را خاصیت و اثري است که نماینده مقام وجود و مرتبه هستی اوست. خاتمیت همان قوه تکمیل و تعلیم شخص خاتم
نسبت به همه مراتب مختلف بشر است، و خارج نمودن نفوس آنان در کمال علمی و عملی از حدّ قوه به فعلیت محض تا روز
قیامت. و مقام امام نیز که خلافت از مقام منیع نبی است همین گونه می باشد.
ج) در حکمت به اثبات رسیده که قسر دائم یا اکثري محال است. قسر در اصطلاح به معناي منع کردن و ممنوع شدن موجودي
است از ظهور و بروز اثر طبیعی خود که طبعاً طالب اوست و به حسب فطرتِ وجود الهی روي به او دارد یا در غالب اوقات از آن
اثر محروم است. حال اگر بخواهد این قوه و جوهر همیشه یا در بیشتر اوقات از کمال خود محروم و اثرش در عرصه عالم کبیر
نمایان نشود لغو و عبث محض خواهد بود.
نتیجه این که: رجعت به معناي رجوع ارواح و نفوس ناطقه مقدس حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و ائمه طاهرین (علیهم
السلام) به بدن هاي عنصريِ خویش ممکن، بلکه به ضرورت عقل واجب است، زیرا بروز اثر آنان بهواسطه وجود موانع در زمان
خودشان ممکن نشد، پس باید روزي فرا رسد که نفوس کلیه معلمان الهی به بدن هاي خود توجه نموده و در مقام تعلیم ارواح
مردم برآیند.
در نبی و امام داراي دونوع اضافه و علاقه است: « نفس کلی الهی » در این جا توجه به یک نکته ضروري است که
نوع اوّل: علاقه و ارتباط با بدن خود؛
نوع دوّم: علاقه و ارتباط و استیلاي نفس کلی به مجموع عالم کبیر. و در اثر همین
[ [ صفحه 264
و علاقه «... آب ها به برکت ما جاري است و درختان به یُمنِ ما برگ دارند و میوه ها می رسد » : ارتباط کلی است که فرموده اند
دوّم به موت باطل نمی شود.
ضرورت تداوم راه مصلحان
صفحه 176 از 456
تقریر دلیل:
الف) هر فردِ مصلحی که در صدد برپایی انقلاب بزرگ فرهنگی اجتماعی در سطح جامعه بشري است به جانشینانی نیاز دارد که
اصول ترسیمیِ او را تبیین و تطبیق نماید. به همین دلیل بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به امامانی معصوم احتیاج است تا این
خلأ جبران شود.
ب) تبیین کننده و تطبیق دهنده شریعت و اصول نهضت باید اشخاصی معصوم باشند؛ همان گونه که خود مؤسس نهضت فرهنگی و
صاحب شریعت باید معصوم باشد.
ج) طبق نصوص متواتره نزد شیعه و اهل سنت، امامانِ بعد از پیامبر تا روز قیامت دوازده نفرند، و همه آنان از قریش اند.
د) امام زمان (علیه السلام) بزرگ ترین قیام کننده جهانی است که با هدف برپایی حکومت عدل توحیدي، قیام کننده به امري
جدید است.
ه) امر جدید احتیاج به اشخاصی دارد که تطبیق دهنده و تبیین کننده و ادامه دهنده آن راهی باشند که شخص قائم به آن حکومت،
آورده است.
نتیجه آن که: ضرورت اقتضا می کند که بعد از امام زمان (علیه السلام) افرادي معصوم رجعت کنند تا ادامه دهنده راه و مرام آن
حضرت و تطبیق دهنده و تبیین کننده آن باشند، خصوصاً بادرنظر گرفتن این نکته که با ظهور آن حضرت عصر جدیدي آغاز
خواهد شد.
قاعده حکم الامثال
تقریر دلیل
الف) رجعت در عالم مادي، به طور کلی به معاد، بعث و حیات جدید در روز قیامت شباهت دارد.
[ [ صفحه 265
زنده شدن بعد از مرگ و رجوع به دنیا از اموري است که مقدور خداوند متعال است، که هیچ کس در آن » : آلوسی می گوید
. [629] .« شک و شبهه ندارد، و تنها بحث در وقوع آن است
چنین می باشد. اموري « حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد » : ب) معاد ممکن الوقوع است، پس رجعت نیز به دلیل قاعده
که مانند یکدیگرند در جایز بودن یا نبودن یکسانند.
نتیجه آن که: رجعت از جنبه عقلی ممکن است.
رجعت از دیدگاه قرآن
رجعت به معناي رجوع افراد به دنیا در موارد متعددي در قرآن آمده است، که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
[ 1 خداوند متعال می فرماید ": أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمْ الُله مُوتُوا ثُمَّ أَحْیَاهُمْ؛ [" 630
آیا ندیدید کسانی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزاران تن بودند، خدا فرمود: بمیرید؛ همه مردند، سپس آنان »
.« را زنده کرد
در تفاسیر آمده است: آنان هفتاد هزار خانوار بودند. هر سال در میان آنان مرض طاعون می آمد، اغنیا به جهت ثروتشان از آن شهر
صفحه 177 از 456
بیرون می رفتند و فقیران به دلیل ضعف و ناتوانی بیرون نمی رفتند. از همین رو اغنیا را طاعون نمی گرفت و تنها فقیران بودند که به
این مرض مبتلا می شدند. ضعیفان می گفتند: اگر ما نیز با اغنیا خارج می شدیم به این مرض مبتلا نمی گشتیم. هم چنین اغنیا می
گفتند: اگر ما نیز در شهر می ماندیم به این مرض مبتلا می شدیم. لذا قرار گذاشتند که هنگام ورود طاعون همگی از آن دیار
خارج شوند.
قبل از وارد شدن طاعون همه از دیار خارج شده و در کنار شطّ دریایی فرود آمدند. آنان به محض آن که اثاث خود را بر زمین
نهادند خداوند متعال جانشان را گرفت، و مدّتی به
[ [ صفحه 266
بر آنان گذر نمود، و با مشاهده این حال عرض کرد: خدایا! « حزقیل » این حالت بودند تا این که یکی از انبیاي بنی اسرائیل به نام
اگر ممکن است آنان را زنده گردان تا شهرهایت را آباد، و فرزندانی متولد سازند که با عابدان تو را عبادت کنند. خداوند به او
وحی فرستاد: آیا دوست داري که آنان را زنده کنم؟ عرض کرد: آري. خداوند آنان را زنده کرد و بعد از مدتی نیز به مرگ هاي
. [ طبیعی از دنیا رفتند. [ 631
پس دستور » [ 2 خداوند متعال می فرماید ": فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِ هَا کَ ذَلِکَ یُحْی الُله الْمَوْتَی وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ [" 632
دادیم که پاره اي از اعضاي آن گاو را بر بدن کشته زنید تا ببینید که این گونه خداوند مردگان را زنده خواهد فرمود و قدرت
.« کامل خویش را آشکار خواهد ساخت شاید شما به خرد درآیید
مفسران نقل می کنند: مردي از بنی اسرائیل یکی از نزدیکانش را کشت تا ارث او را صاحب شود. یهود میل داشتند که قاتلش را
بیابند؛ خداوند متعال به آنان امر نمود که گاوي ذبح کنند و قسمتی از بدنش را به بدن مقتول زنند تا زنده گردد و از قاتل خبر
دهد.
بعد از جدال و نزاع فراوان گاو مورد نظر را پیدا کرده و آن را ذبح نمودند و برخی از اعضاي گاو را به بدن مقتول زدند، او را زنده
. [ یافتند، و با سؤال از او به قاتل پی بردند. [ 633
3 خداوند متعال می فرماید ": وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَی لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّی نَرَي الَله جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمْ الصَّاعِقَۀُ وَأَنْتُمْ تَنظُرُونَ- ثُمَّ بَعَثْنَاکُمْ مِنْ
به یاد آرید وقتی که گفتید: اي موسی ما به تو ایمان نمی آوریم، مگر آن که خدا را آشکار » [ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ، [" 634
ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده کردید. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم باشد که
خدا را شکرگزارید.
آیه، مربوط به گروهی از تابعین حضرت موسی (علیه السلام) است که از او درخواست دیدن خداوند را نمودند، که این خواسته
سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد، ولی باز خداوند
[ [ صفحه 267
. [ آنان را زنده نمود. [ 635
4 خداوند متعال می فرماید ": أَوْ کَالَّذِي مَرَّ عَلَی قَرْیَۀ وَهِیَ خَاوِیَۀٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یُحْیِی هَذِهِ الُله بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ الُله مِائَۀَ عَام
یا به مانند آن که به دهکده اي گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند چگونه این » [ ثُمَّ بَعَثَهُ؛ [" 636
صفحه 178 از 456
.« مردگان را دوباره زنده خواهد کرد، پس خداوند او را صد سال میراند و سپس زنده اش کرد
اکثر مفسران چنین نقل می کنند که یکی از انبیاي الهی در سفري بر دهکده اي گذر کرد که مرگ بر تمام اهالی آن سایه افکنده
بود؛ با ایمانی که به قدرت مطلق خداوند داشت، در دلش سؤال نمود: کیست که این مردگان را بعد از توقف طولانی مبعوث می
گرداند؟ در آن هنگام خداوند جانش را گرفت و بعد از صد سال که اجزاي جسدش پراکنده شده بود، برانگیزانید، و نیز کیفیت
. [ حشر دابّه اش را به او نشان داد تا این که در عمل حشر و نشر را ببیند و به معاد اطمینان قلب حاصل کند. [ 637
5 خداوند از حضرت عیسی (علیه السلام) حکایت می کند که فرمود ": وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ الِله؛ [" 638 ] من مرده را زنده می کنم
به اذن خداوند.
سیوطی نقل می کند: عیسی (علیه السلام) دوستش عازر را زنده نمود. و نیز حیات را به فرزند پیرزنی بازگرداند. و نیز دختري را
. [ زنده کرد. هرسه بعد از زنده شدن در قید حیات بودند و فرزندانی نیز از خود به یادگار گذاشتند. [ 639
. [640] .« حضرت عیسی (علیه السلام) مردگان را با دعایش زنده می کرد و خداوند نیز استجابت می نمود » : طبري می گوید
6 خداوند متعال می فرماید ": وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّۀ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا
[ [ صفحه 268
و اي رسول! یادآور روزي را که از هر قومی یک دسته را که تکذیب می کنند برانگیزیم و آنان بازداشت » [ فَهُمْ یُوزَعُونَ؛ [" 641
.« خواهند شد
در آیه شریفه قراینی هست که می توان شاهد حمل آیه بر رجعت باشد نه قیامت:
الف) کلمه ": مِنْ کلّ أمّۀ؛ " از هر امتی. و ما می دانیم که معاد مربوط به همه بشر و امت ها است.
ب) کلمه ": فوجاً؛ " دسته اي. زیرا استغراق با نکره بودن کلمه سازگاري ندارد.
در آن حال » [ 7 خداوند متعال می فرماید ": قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَی خُرُوج مِنْ سَبِیل؛ [" 642
کافران گویند: پروردگارا تو ما را دوبار میراندي و باز زنده کردي تا به گناهان خود اعتراف کردیم. آیا اینک ما را راهی است که
«؟ از این عذاب دوزخ بازآییم
در کیفیت استدلال به این آیه درباره رجعت گفتنی است که اماته، عبارت است از: سلب حیات از موجودِ داراي حیات و این به
تنهایی با رجعت سازگاري دارد.
وقوع حوادث امت هاي پیشین در این امت
در روایاتی که شیعه و اهل سنت آن را نقل کرده اند، مشاهده می کنیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)خبر از وقوع حوادثی می
دهد که در امت هاي پیشین نیز رخ داده است. در صحیح بخاري از ابوسعید خدري از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت شده
. [643] .« لتتبعنّ سنن من کان قبلکم شبراً بِشبر، و ذراعاً بذراع » : که فرمود
کل ما کان فی الأمم السالفۀ فإنّه » : هم چنین شیخ صدوق (رحمه الله) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) روایت کرده که فرمود
. [644] .« یکون فی هذه الأمّۀ مثله، حذوا النعل بالنعل، و القذّة بالقذة
بدیهی است، رجعت از حوادث مهمی است که در تاریخ امت هاي پیشین رخ داده
صفحه 179 از 456
[ [ صفحه 269
است؛ چنان که قرآن کریم درباره قوم یهود و بنی اسرائیل مواردي را ذکر نموده است، لذا به مقتضاي حدیث نبوي مزبور، رجعت
در امّت اسلامی نیز واقع خواهد شد. امام رضا (علیه السلام)در پاسخ سؤال مأمون عباسی درباره رجعت، به حدیث نبوي مزبور
. [ استدلال کرده است. [ 645
آثار اعتقاد به رجعت
1 از آن جهت که عصر ظهور به مانند بهشت روي زمین است، و از طرفی مفاد روایات، رجعتِ انسان هاي بسیار خوب و بسیار بد
است، لذا این اعتقاد انسان را تشویق می کند تا بکوشد مصداق انسان خوب شود تا در عصر ظهور و حکومت حضرت مهدي (علیه
السلام) به این فضیلت نایل آید.
2 از آن جا که انسانِ قبل از ظهور زمینه ساز ظهور است، لذا بحث از رجعت اثر تربیتی و جنبه عملی دارد.
بررسی شبهات رجعت
اینک در پایان بحث، برخی از شبهات رجعت را بررسی می کنیم:
1 رجعت با قرآن مخالفت دارد، زیرا در قرآن آمده است ": حَتَّی إِذَا جَ اءَ أَحَ دَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِی- لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً
تا آن گاه که وقت مرگ هریک فرا رسد در آن » [ فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَۀٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ [" 646
حال آگاه و نادم شده گوید: بارالها! مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارك گذشته عملی صالح به جاي آورم و به او خطاب شود
که هرگز نخواهد شد و این کلمه را از حسرت همی گوید و از عقب آنان عالم برزخ است تا روزي که برانگیخته شوند.
جواب:
اولًا، ظاهر، بلکه صریح آیه در مورد حالت احتضار است به قرینه صدر آیه که
[ [ صفحه 270
می فرماید ": حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ، " و ذیل آیه که می فرماید ": وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ."
ثانیاً، آیه ظهور در عدم تحقق رجوع با طلب کافر دارد، و منافاتی با رجوع با اراده الهی ندارد؛ همان گونه که در امت هاي پیشین با
اراده الهی و مصلحت خاص اتفاق افتاد.
ثالثاً، آیه اخص از مدّعا است، زیرا خاص کفار است، در حالی که در باب رجعت رجوع مؤمنان و کافران محض است.
2 قول به رجعت مخالف با عقل است، زیرا رجوع معصیت کاران دلایلی دارد:
الف) عذاب؛ که ظلم می باشد، زیرا قرار است که در آخرت انسان عذاب شود.
ب) ایذا و اذیت؛ که در قبر تحقق یافته است، پس احیا در دنیا عبث و بیهوده است.
ج) اظهار خیانتشان به مردم؛ که این اظهار در زمان معتقدان به آنان سزاوارتر است.
و با رجعت نیکان نیز لازم می آید که آنان بی جهت اذیت و آزار شوند، به جهت دوبار مردن.
جواب
صفحه 180 از 456
اولًا، عذاب متمحضین در کفر و شرك در دنیا با رجعت از جمله عقوبات آنان است، که مصلحت اقتضاي تقدم آن در دار دنیا را
داشته است، پس محذور عقلی وجود ندارد.
ثانیاً، مرگ و جان کندن نسبت به اولیاي الهی، خصوصاً انبیا و اولیا به مانند استشمام بوي خوش است؛ همان گونه که در روایات
آمده است.
3 اعتقاد به رجعت از یهود گرفته شده است.
جواب:
اعتقاد به رجعت تابع ادله است، حتی اگر در دین یهود نیز موجود باشد. و صرف وجود یک عقیده اسلامی در ادیان دیگر دلیل بر
آن نیست که این عقیده از ادیان دیگر
[ [ صفحه 271
اخذ شده باشد.
4 در رجعت رجوع از فعلیت به قوه است.
تقریر اشکال:
الف) مرگ بدون استکمال حیات و خروج از قوه به فعل حاصل نمی شود؛
ب) رجوع به دنیا بعد از مرگ، رجوع به قوه بعد از فعلیت است؛
ج) رجوع به قوه بعد از فعلیت محال است؛ آن گونه که در فلسفه به آن اشاره شده است.
نتیجه این که: رجعت محال است:
جواب:
این اشکال در مرگ هاي طبیعی صادق است، نه مرگ هاي غیرطبیعی که با کشتن یا مرض یا امور دیگر حادث می شود، که غالب
مرگ ها از این قبیل است.
5 رجعت مستلزم تناسخ باطل است.
جواب
تناسخ باطل عبارت از دخول روح در جسم شخص دیگر است و این از موارد رجعت نیست، زیرا در رجعت روح به بدن اصلی که
قبلا در آن بوده بازمی گردد.
مرگ و معاد