گروه نرم افزاری آسمان






مرگ و معاد






حیات برزخی
اشاره
یکی دیگر از مسائل مورد اختلاف بین مسلمین و وهابیون، حیات برزخی است. در این مسئله منشأ اختلاف در مسائل دیگر، از قبیل:
استعانت از ارواح اولیاي الهی، و استغاثه به آنان، توسل به اولیاي الهی بعد از وفاتشان و... شده است. عموم مسلمین قائل به حیات
برزخی و زندگی اموات خصوصاً اولیاي الهی در عالمی مابین عام دنیا و آخرت به نام برزخند، برخلاف وهابیون که به حیات
صفحه 181 از 456
برزخی ولو براي اولیاي الهی، اعتقادي ندارند؛ از همین رو استعانت از آنان، استغاثه و توسل به آنان را جایز ندانسته بلکه از مظاهر
بارز شرك می دانند. در حقیقت توجه به اولیاي الهی را به مانند توجه به سنگ بی اثر و خاصیت می دانند، زیرا معتقدند که اولیا
بعد از مرگ علم غیب ندارند و هیچ نوع تصرفی نیز نمی توانند داشته باشند. اکنون به بررسی این مسئله زیر بنایی می پردازیم.
فتواهاي وهابیون
به ضرورت دین و ادله شرعی دانسته شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)در هر مکانی موجود نیست و » : 1 بن باز می گوید
. [647] .«... فقط جسم او در قبرش در مدینه منوره است، ولی روحش در جایگاه اعلی در بهشت است
[ [ صفحه 276
کثیري از اهل سنت قائل به حیات برزخی در قبر براي امواتند، ولی این بدان معنا نیست که علم غیب می دانند، یا » : همو می گوید
. [648] .« از امور اهل دنیا اطلاع دارند، بلکه این امور با مرگ از آنها منقطع گردیده است
و امّا این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می بیند کسی را که بر او سلام می کند این اصل و ...» : وي در جاي دیگر می گوید
مدرکی ندارد، و در آیات و احادیث شاهدي بر آن موجود نیست، همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از احوال اهل دنیا و
. [649] .« آنچه در آن حادث می شود اطلاعی ندارد؛ زیرا میت ارتباطش با دنیا قطع می گردد
بعد از آن که اهمیت ...» : 2 ناصرالدین البانی محدّث وهابی در مقدمه کتاب الآیات البیّنات فی عدم سماع الأموات می گوید
موضوع بحث و احتیاج مردم به اطلاع از آن، براي تعدادي از اهل فضل و علم روشن شد، خصوصاً کسانی که همیشه در باتلاق
هاي جاهلیت زندگی می کنند، اهمیت بحث در مباحثی از قبیل: استغاثه به غیر خدا، استعانت از ارواح انبیا و صالحین و غیر اینها، به
. [650] .« توهّم این که آنان صدایشان را می شنوند... روشن می شود
ترکیب انسان از روح و جسم
متکلمان انسان را مرکب از دو حقیقت می دانند: روح و جسم و بر آن دلایلی اقامه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
نسبت می دهد و می گوید: من انجام دادم، من زدم و...، این من کیست؟ آیا غیر « من » 1 هر انسانی افعال خود را به حقیقتی به اسم
نسبت می « من » از نفس است که از آن به روح تعبیر می شود؟. هم چنین هر انسانی اعضا و جوارح مادي خود را به حقیقتی به نام
دهد و می گوید: قلب من، شکم من، قدم من و... این من کیست؟ آیا غیر از روح و نفس است؟
[ [ صفحه 277
2 هر یک از انسان ها این حسّ را دارد که شخصیتش در دوام روزگار ثابت بوده و در آن تغبیر و تحوّل وجود ندارد، با وجود
تغییراتی که در جسم و بدن اوست، آیا آن شخصیت همان روح و نفس او نیست؟
3 گاهی انسان با غفلت از هر چیز حتّی بدن و اعضایش از یک چیز که همان خودیت اوست غافل نیست، آیا این همان نفس و
گاهی من عالم و آگاه به خودم هستم، در حالی که از همه اجزایم غافلم و این خودیت همان » : روح او نیست؟ فخررازي می گوید
. [651] «. نفس و روح است
صفحه 182 از 456
قرآن نیز به این حقیقت اشاره کرده و می فرماید ": یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّۀُ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِ یَۀً مَرْضِ یَّۀً فَادْخُلی فی عِبادي
اي نفس قدسی مطمئن به حضور پروردگارت باز آي که تو خشنودي و او راضی از توست، باز آي و در » [ وَادْخُلی جَنَّتی؛ [" 652
.« صف بندگان خاص من در آي
پس چگونه خواهد بود هنگامی که جانشان به گلو » [ هم چنین می فرماید ": فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حینَئِذ تَنْظُرُونَ؛ [" 653
.« رسد. و شما وقت مرگ بر بالین آن مرده حاضرید و می نگرید
استمرار حیات بعد از انتقال از دنیا
از آیات قرآن به طور وضوح استفاده می شود که مرگ انسان پایان حیاتش نیست؛ بلکه انتقال از حیاتی به زندگی دیگر است.
انسان با مرگ وارد عالم جدیدي می شود که عالی تر و گسترده تر از عالم مادي است:
1 خداوند متعال می فرماید ": اللّهُ یَتَوَفَّی اْلأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَالَّتی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ
اْلأُخْري إِلی أَجَل مُسَ  می إِنَّ فی
[ [ صفحه 278
خداست که وقت مرگ ارواح خلق را می گیرد و آن را که هنوز وقت مرگش فرا نرسیده در » [ ذلِکَ لآیات لِقَوْم یَتَفَکَّرُونَ؛ [" 654
حال خواب روحش را قبض می کند سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگاه می دارد و آن را که حکم به مرگ
.« نکرده به بدنش می فرستد تا وقت معین، و این کار نیز او ادله قدرت الهی براي اندیشمندان است
مپندارید که شهیدان » [ 2 هم چنین می فرماید ": وَلا تَحْسَ بَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛ ["... 655
.« راه خدا مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزي داده می شوند
از آیات دیگر استفاده می شود که این حیات برزخی اختصاصی به شهدا ندارد، بلکه شامل تمام صالحان و کسانی که مطیع
دستورات خداوند هستند نیز می شود، خداوند متعال می فرماید ": وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ
آنان که خدا و رسول را اطاعت کنند، البته با کسانی که خدا » [ النَّبِیِّینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفیقًا؛ [" 656
به آنان لطف و عنایت کامل فرموده؛ یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد و اینان رفیقان نیکویی
.« هستند
اگر شهدا نزد خدا زنده اند و روزي می خورند پس هر کس مطیع خدا و رسول است که به دلیل آن که رسول نیز تابع دستورات
رسالت خویش است، شامل خود حضرت نیز می شود او نیز با شهداست، اگر شهدا نزد خدا زنده اند، پس اینان نیز زنده اند و
حیات برزخی دارند.
اگر کسی همانند بن باز بگوید: اینان زنده اند ولی در بهشت نزد خداوند متعال اند و از احوال این دنیا اطلاعی ندارند.
در جواب می گوییم: خداوند درباره خود چنین می گوید ": وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ
[ [ صفحه 279
. [ و می فرماید ": أیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ؛ [" 658 .« و او با شماست هر جا که هستید » [ ما کُنْتُمْ؛ [" 657
صفحه 183 از 456
.« هر کجا رو کنید همان جا وجه خداست »
.« و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم » [ و می فرماید ": نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ [" 659
حال اگر خداوند همه جا و با همه کس هست، پس شهدا نیز زنده اند و نزد خداوند روزي داده می شوند. و اولیاي الهی که مطیع
خدا و رسولند نیز این گونه اند، علم غیب دارند، همان گونه که خدا علم غیب دارد؛ قرآن می فرماید ": یَعْلَمُ خائِنَۀَ اْلَأعْیُنِ وَما
.« خداوند به خیانت چشم خلق و اندیشه هاي نهانیِ دل هاي مردم آگاه است » [ تُخْفِی الصُّدُورُ؛ [" 660
در روایات اسلامی به این موضوع مهّم اشاره شده است: پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از آن که کشته هاي مشرکان را در چاه بدر
هر آینه شما همسایگان بدي براي رسول خدا بودید، او را از » : انداختند، بر بالاي چاه آمد و مشرکان را این گونه خطاب کرد
منزلش بیرون ساخته و از خود طرد نمودید، سپس بر ضدّ او اجتماع نموده و با او محاربه کردید، من آنچه را که پروردگارم وعده
شخصی به او عرض کرد: اي رسول خدا! چگونه شما با سرهایی که از تن جدا شده است سخن می گویید؟ «. داده بود حقّ یافتم
. [661] «... به خدا سوگند! تو از آنان شنواتر نیستی » : پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
بنده هنگامی که در قبرش گذارده می شود و اصحابش » : انس بن مالک از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
. [662] .«... او را ترك می کنند، صداي کفش آنها را می شنود
هر کس وصیت نکند، » : متقی هندي به سند خود از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
[ [ صفحه 280
«. به او اذن صحبت با مردگان داده نمی شود. گفته شد: اي رسول خدا! مردگان سخن می گویند؟ فرمود: آري، به زیارت می آیند
. [663]
وجود ارتباط بین حیات برزخی و حیات مادي
از مجموع آیات و روایات استفاده می شود که بین حیات برزخی و انسان در عالم برزخ با حیات مادي و انسان هاي زنده ارتباط
برقرار است، به این معنا: هنگامی که در عالم مادي انسان ها آنها را صدا می زنند می شنوند و هنگامی که از آنان سؤال و
درخواست می کنند به اذن خداوند متعال جواب می دهند. اینک به برخی از آیات و روایات در این مورد اشاره می کنیم:
الف) آیات:
1 خداوند متعال در خصوص قوم صالح می فرماید ": أَخَ ذَتْهُمُ الرَّجْفَۀُ فَأَصْ بَحُوا فی دارِهِمْ جاثِمینَ فَتَوَلّی عَنْهُمْ وَقالَ یا قَوْمِ لَقَدْ
پس زلزله اي بر آنان آغاز گردید تا آن که همه در خانه » [ أَبْلَغْتُکُمْ رِسالَۀَ رَبّی وَنَ َ ص حْتُ لَکُمْ وَلکِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِ حینَ؛ [" 664
هایشان از پاي در آمدند. چون علائم عذاب رسید صالح از ایمان قوم ناامید شد و از آنان روي گردانید و گفت: اي قوم من از
.« خداي خود ابلاغ رسالت کردم و شما را اندرز دادم ولکن شما ناصحان را دوست نمی دارید
. [ 2 درباره قوم شعیب نیز شبیه این گفت و گو آمده است. [ 665
از رسولانی که » [ 3 در قرآن آمده است ": وَاسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَۀً یُعْبَدُونَ؛ [" 666
.«؟ پیش از تو فرستادیم باز پرس که آیا ما جز خداي یکتاي مهربان خداي دیگري را هم معبود مردم قرار دادیم
4 هم چنین در آیاتی سلام بر انبیاي گذشته کرده و می فرماید ": سَلامٌ عَلی نُوح
صفحه 184 از 456
[ [ صفحه 281
فِی الْعالَمینَ "، " سَلامٌ عَلی إِبْراهیمَ "، " سَلامٌ عَلی مُوسی وَهارُونَ "، " سَلامٌ عَلی
إِلْ یاسینَ " و " سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ، " از این آیات استفاده می شود: بین این عالم مادي و عالم برزخ ارتباط برقرار است، بدین
شکل که گفته ها، سؤال ها، و درودها را می شنوند، و جواب نیز می دهند.
آنچه از آثار دینی استفاده می شود این که هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل می شود و او » : شیخ محمود شلتوت می گوید
در حالی که داراي ادراك است باقی می ماند؛ کسی که بر او درود می فرستد می شنود، زائرین قبرش را می شناسد و لذت نعمت
. [667] «. ها و درد عذاب را در عالم برزخ درك می کند
ظاهر این است که میّت زائر خود را می شناسد، زیرا ما امر شده ایم » : شیخ الاسلام عزّالدین بن عبدالسلام در فتاواي خود می گوید
. [668] .«... به سلام بر او، و شارع امر نمی کند به خطاب کسی که نمی شنود
ب) روایات:
1 پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود هر مسلمانی بر قبر برادر مؤمنش عبور کند، در حالی که او را در دنیا می شناخته و از او
. [669] «. سؤال کند، خداوند روحش را برمی انگیزد تا جواب او را بدهد
. [ 2 از پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ثبوت رسیده است که مردگان صداي کفش تشییع کنندگان را می شنوند. [ 670
سلف بر این مطلب اجماع کرده و به تواتر رسیده است که شخص مرده، کسانی را » : 3 ابن قیّم جوزیه در کتاب الروح می گوید
. [671] .« که به زیارتش می آیند می شناسد و از آمدنشان مسرور می شود
[ [ صفحه 282
هر کس به زیارت قبر برادر » : 4 ابن ابی الدنیا در کتاب القبور از عایشه نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [672] .« مؤمنش رود و نزد قبرش بنشیند، مرده با او انس می گیرد، و جواب سلامش را می دهد تا هنگامی که برخیزد و برود
هر کس بر قبر شخصی عبور کرده و بر » : 5 هم چنین از ابی هریره نقل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [673] .« صاحب آن درود فرستد، صاحب قبر، او را شناخته و سلامش را جواب می دهد
6 بیهقی از سعید بن مسیّب نقل می کند: ما با علی بن ابی طالب (علیه السلام) داخل قبرستان مدینه شدیم. حضرت (علیه السلام)
ندا داد: اي اهل قبرستان! سلام و رحمت خدا بر شما باد، از خبرهاي خود بر ما می گویید یا ما شما را خبر دهیم؟ سعید می گوید:
خبر ده ما را از آنچه اتفاق افتاد. « و علیکم السلام و رحمۀ الله و برکاته یا امیرالمؤمنین » : صدایی شنیدیم که در جواب می گوید
حضرت (علیه السلام) فرمود: اما زنان شما به همسري دیگران در آمدند، اموال شما تقسیم شد، و اولاد شما نیز در زمره ایتام در
آمدند. ساختمانهایی که بنا کردید دشمنانتان در آنها ساکن شدند. این خبرهایی است که نزد ماست، خبرهایی که نزد شماست
چیست؟
سعید می گوید: مرده اي به صدا درآمد و گفت: هر آینه کفن ها پاره شد، موها ریخت، پوست ها از بدن جدا شد، حدقه ها بر
. [674] «... صورت ها ریخت و از بینی ها چرك بیرون آمد. آنچه را فرستاده بودیم یافتیم، و آنچه را به جا گذاردیم خسارت دیدیم
همین که کسی به زیارت میت » : ابن قیم جوزیه در بحثی در این باره که آیا مردگان زیارت افراد زنده را درك می کنند؟ می گوید
می آید می گویند زائر؛ این خود دلیل بر این است که مرده زائر را می شناسد، زیرا اگر او را نشناسد به زیارت کننده، زائر گفته
صفحه 185 از 456
. [675] .« نمی شود
[ [ صفحه 283
. [676] .« هر گاه مرده داخل قبر گذارده شود صداي کفش تشییع کنندگان را می شنود » : 7 بخاري و مسلم نقل کرده اند
السلام علیکم » : 8 ابو هریره می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) هر گاه به قبرستان می رفت با اهل قبور این چنین سخن می گفت
. [677] .« اهل الدیار من المؤمنین و المسلمین، و انّا ان شاء الله بکم لاحقون، اسأل الله لنا و لکم العافیۀ
یکی از اصحاب بر سر قبري خیمه زد، در حالی که نمی دانست آن جا قبر مرده اي است، ناگهان صداي » : 9 ابن عباس می گوید
قرائت سوره ملک به گوش او رسید تا این که سوره را ختم کرد. نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله)آمد و عرض کرد: اي رسول خدا!
من بر قبري خیمه زدم، در حالی که نمی دانستم قبر است، ناگهان صداي سوره ملک را از آنجا شنیدم. حضرت (صلی الله علیه
. [678] .« وآله) فرمود: این سوره مانع از عذاب و نجات دهنده انسان از عذاب قبر است
حیات انبیاء در عالم برزخ
در مورد حیات انبیا، در کتاب هاي حدیثی اهل سنت روایاتی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
این «. انبیا در قبرهایشان زنده اند و نماز می گذارند » : 1 انس بن مالک از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
حدیث را حافظ هیثمی در مجمع الزوائد [ 679 ] و علامه مناوي در فیض القدیر [ 680 ] نقل کرده، والبانی [ 681 ] نیز آن را تصحیح
نموده است.
. [682] .« علم من بعد از مرگم همانند علم من در حال حیاتم است » : 2 پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود
[ [ صفحه 284
عربی بیابانی کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: اي رسول خدا! برایم استغفار » : 3 امام علی (علیه السلام) فرمود
. [683] .« کن. از داخل قبر سه بار صدا آمد! خداوند تو را آمرزید
4 دارمی در سنن خود به سندش از سعید بن عبدالعزیز نقل می کند که او وقت نماز را به سبب همهمه اي که از قبر پیامبر (صلی
. [ الله علیه وآله) می شنید، می شناخت. [ 684
5 همو از سعید بن مسیب نقل می کند که در ایام حرّه صداي اذان را در وقت هاي نماز از قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)می
. [ شنیدم، در حالی که مسجد از جمعیّت خالی بود. [ 685
قسم به کسی که جان ابی » : 6 حافظ هیثمی به سند صحیح از ابوهریره از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
القاسم به دست اوست عیسی بن مریم به عنوان امام عمل کننده به قسط و حَکَمِ عادل فرود می آید؛ وصلیب را می شکند، خوك را
می کشد، اصلاح ذات البین می کند، کینه و عداوت را از بین می برد و مال عرضه می کند، ولی کسی قبول نمی کند. و اگر بر قبر
. [686] .« من عبور کند و بگوید: اي محمّد! من او را جواب گویم
حیات من براي شما بهتر » : 7 حافظ هیثمی به سند صحیح از عبدالله بن مسعود روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله)فرمود
است، حدیث می گویید و حدیث می شنوید. و وفات من براي شما بهتر است، زیرا اعمالتان بر من عرضه می شود و هر چه از اعمال
صفحه 186 از 456
. [687] «. خیر ببینم خدا را بر آن شکر می گویم، و آنچه از اعمال شرّ ببینم براي شما استغفار می نمایم
. [ تمام روایاتی که در بحث استغاثه به ارواح اولیاي الهی آورده شده شاهد صدقی بر حیات برزخی است. [ 688
یوسف بن علی زنانی، از زنی هاشمی که در مجاورت مدینه منوره ساکن بود، چنین نقل می کند: برخی از خدّام او را اذیت می
کردند. آن زن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) پناه آورد. زن
[ [ صفحه 285
می گوید: از داخل روضه شنیدم که پیامبر (صلی الله علیه وآله)فرمود: من الگوي تو در صبرم و باید صبر کنی. بعد از چند روز
. [ مشکل برطرف شد و آن خدمه ها که مرا اذیت می کردند، از دنیا رفتند. [ 689
کرامات اولیا در عالم برزخ
حاکم نیشابوري از ابن عباس نقل می کند: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نشسته بود و اسماء بنت عمیس در کنارش قرار داشت،
ناگهان پیامبر (صلی الله علیه وآله) جواب سلام کسی را داد؛ حضرت (صلی الله علیه وآله)فرمود: اي اسماء! این جعفر است با
. [690] «... جبرئیل و میکائیل که از کنار ما عبور کرده و بر ما درود فرستادند
تصرّف اولیا در زمان زندگی و مرگشان، همانا به اذن واراده و مشیت الهی است، خداوند متعال آنان را » : قاضی سُبکی می گوید
. [691] .« مشرّف به این کرامت کرده و به دست و زبان آنان جاري ساخته است
حکم قرائت قرآن بر مردگان
. [692] «. از جماعتی از سلف نقل شده که آنان وصیّت می کردند هنگام دفن کنار قبرشان قرآن بخوانند » : ابن قیم جوزیّه می گوید
روایت شده که عبدالله بن عمر وصیت کرد که کنار قبرش سوره بقره بخوانند. احمد بن حنبل در ابتدا منکر این مطلب بود، ولی از
انکار خود برگشت.
خلال در کتاب القرائۀ عند القبور به سند خود از علاء بن لحلاج نقل کرده که پدرم وصیت کرد: هنگامی که مردم مرا در قبر
آن « بسم الله و علی سنّۀ رسول لله » : گذاردند، بگو
[ [ صفحه 286
گاه بر روي من خاك بریز و بر بالاي سرم سوره بقره بخوان، زیرا شنیدم که عبدالله بن عمر
. [ چنین می گفت. [ 693
. [ حسن بن صباح زعفرانی می گوید: از شافعی درباره قرائت قرآن کنار قبر مرده سؤال کردم، فرمود: اشکالی ندارد. [ 694
. [ خلال از شعبی نقل می کند: هر گاه کسی از انصار از دنیا می رفت بر قبر او رفت و آمد می کردند و قرآن می خواندند. [ 695
حسن بن جروي نقل می کند: بر قبر خواهرم گذر کردم و در آن جا سوره تبارك را خواندم. شخصی نزد من آمد و گفت:
. [ خواهرت را در عالم رؤیا دیدم که گفت: خدا برادرم را جزاي خیر دهد، من به آنچه او قرائت کرد نفع بردم. [ 696
شخصی بود که هر روز جمعه بر سر قبر مادرش سوره یاسین می خواند. یک روز بعد از قرائت یاسین ثوابش را به اهل قبور هدیه
صفحه 187 از 456
کرد. شخصی نزد او آمد و گفت: تو فلان شخص هستی؟ گفت: آري، آن شخص خطاب به او کرد و فرمود: من دختري داشتم که
از دنیا رفته است، او را در خواب دیدم که بر بالاي قبرش با خوشی نشسته بود و می گفت: ما به برکت سوره یاسینی که فلان
. [ شخص بر اهل قبور خواند نجات یافتیم. [ 697
. [698] «... نسایی به سندش از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود سوره یس: را بر اموات خود بخوانید
مفضل بن موفق می گوید: من مکرّر به زیارت قبر پدرم می آمدم، روزي به دلیل کاري که داشتم موفق نشدم که به زیارت قبرش
بروم. شب همان روز او را در عالم رؤیا دیدم که می گفت: اي فرزندم! چرا به زیارت من نیامدي؟ به او عرض کردم: هر گاه به
[ [ صفحه 287
زیارت تو می آیم می دانی؟ پدر گفت: آري، به خدا سوگند، از هنگامی که از خانه حرکت
. [ می کنی تا بر قبرم می نشینی دائماً تو را نظاره می کنم تا برگردي. [ 699
. [700] .« به انسان بشارت صلاح فرزندش در قبر داده می شود » : به سند صحیح از مجاهد نقل شده که فرمود
شاهد این مطلب آن است که از روزگاران قدیم تا کنون مردم بر مردگانشان در قبر تلقین می خوانند، و » : ابن قیّم جوزیّه می گوید
. [ اگر مردگان صداي آنان را نمی شنیدند و از آن نفع نمی بردند، این تلقین عبث بوده و بر آن فائده اي مترتّب نمی شد. [ 701
. [ از احمد بن حنبل در این باره سؤال شد: او این عمل را تحسین کرده و به آن دستور داد. [ 702
سیوطی در کتاب شفاء الصدور می گوید:
در این که آیا ثواب قرائت قرآن به مرده می رسد یا خیر اختلاف است. جمهور سلف و سه نفر از ائمه فقه قائلند به این که ثواب »
قرائت قرآن به مرده می رسد، بر خلاف امام شافعی که با این مسئله مخالفت کرده است؛ به دلیل این که قرآن می فرماید ": وَأَنْ
لَیْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی."
ولی دیگران در جواب این استدلال می گویند:
اوّلًا: آیه منسوخ است به آیه ": وَالَّذینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرّیَّتُهُمْ؛ [" 703 ] زیرا فرزندان به تبع پدران وارد بهشت می شوند.
ثانیاً: آیه مخصوصِ قوم ابراهیم و قوم موسی (علیهما السلام) است.
ثالثاً: مراد از انسان در آیه کافر است، امّا مؤمن آنچه کوشش کرده و آنچه برایش
[ [ صفحه 288
فرستاده می شود، به او می رسد.
رابعاً: مقصود آیه این است: به عدالت نیست براي انسان مگر آنچه سعی و کوشش کرده، ولی ممکن است خداوند متعال از باب
تفضل از راه هاي دیگر به مرده عنایت کند.
. [ است، که شامل ضرر می شود نه نفع. [ 704 « عَلی » به معناي « للانسان » خامساً: لام در
بهره مندي اموات
از آیات و روایات به خوبی استفاده می شود که ثواب هدیه استغفار و قرائت، به مردگان می رسد.
صفحه 188 از 456
1 آیات
خداوند متعال می فرماید ": الَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَ بِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ
فرشتگان که عرش با عظمت الهی را بر دوش » [ کُلَّ شَیْء رَحْمَۀً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ؛ [" 705
گرفته و آنان که پیرامون عرشند به تسبیح و ستایش حقّ مشغولند و هم خود به خدا ایمان دارند و هم براي اهل ایمان از خدا
آمرزش می طلبند که اي پروردگار، علم و رحمت بی منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، تو به لطف و کرم گناه آنان که
.« توبه کرده راه رضاي تو پیموده اند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ بدار
[ هم چنین می فرماید ": تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِکَ ۀُ یُسَ بِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی اْلَأرْضِ؛ ["... 706
.« نزدیک است که آسمان ها از فراز شکافته شود و فرشتگان به ستایش خداي خود تسبیح گویند و براي اهل زمین آمرزش طلبند »
در آیه اي دیگر می فرماید ": وَالَّذینَ جاؤُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ
[ [ صفحه 289
و آنان که پس از مهاجران و انصار آمدند دائم در دعا به درگاه خدا عرض می کنند » [ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِاْلإیمانِ؛ ["... 707
.« پروردگارا بر ما و برادران دینی ما که در ایمان پیش از ما شتافتند ببخش
ب روایات
هم چنین از روایات استفاده می شود که میت از اعمال خیري که زندگان برایش می فرستند بهره مند می شود.
هر کس بمیرد و برعهده اش روزه باشد، ولیّش از » : بخاري و مسلم از عایشه نقل می کنند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [708] «. طرف او روزه بگیرد
از ابن عباس نقل شده است که فرمود: شخصی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: اي رسول خدا! مادرم از دنیا
رفته و عهده اش یک ماه روزه است، آیا می توانم از طرف او قضایش را به جاي آورم؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود:
. [709] .« آري، زیرا دین خدا سزاوارتر است که قضا شود »
در روایتی دیگر آمده که آن زن یا زنی دیگر سؤال کرد: مادرم حجّ انجام نداده و از دنیا رفته است، آیا می توانم از طرف او حج
. [ انجام دهم؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: آري، از طرف او حجّ انجام ده. [ 710
عطاء بن رباح نقل می کند که شخصی به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرض کرد: یا رسول الله! آیا می توانم از طرف مادرم
که از دنیا رفته است بنده آزاد کنم؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: آري، سپس سؤال کرد: آیا از این عتق نفع می برد؟
فرمود: آري.
سعد بن عباده به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرض کرد: مادرم نذري به عهده داشته و از دنیا رفته است، آیا می توانم آن نذر
را ادا کنم؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: آري، عرض کردم: آیا از آن نفع می برد؟ فرمود: آري.
[ [ صفحه 290
ابوهریره نقل می کند که شخصی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: پدرم از دنیا رفته و اموالی به جاي
گذارده، ولی وصیت نکرده است، اگر از طرف او صدقه دهم کفاره گناهانش می شود؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: آري.
صفحه 189 از 456
. [ آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: سوره یس را بر اموات خود بخوانید.... [ 711
بررسی اشکالات وهابیان
اشکال اول
همانگونه که در فتواهاي وهابیون ملاحظه شد، آنان بر مدعاي خود به این حدیث تمسک می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله)
هرگاه انسان بمیرد عملش منقطع می گردد، مگر از سه چیز: صدقه جاریه، علمی که از آن نفع برده شود و فرزند صالحی » : فرمود
«. که براي او دعا کند
تمسک به این حدیث؛ یعنی اعتقاد به این که اموات ارتباطشان با این عالم قطع می شود، برکتی به آنها از دنیا نمی رسد و آنان
تصرفی در این عالم انجام نمی دهند.
جواب:
حدیث دلالت دارد بر این که عمل انسان با مرگش قطع می شود، مگر در سه مورد؛ نه این که از هیچ چیز غیر از این سه مورد نفع
نمی برد.
به بیانی دیگر: حدیث ناظر به اعمالی است که پایداري آن به خود انسان در حال حیات بستگی دارد. که این گونه اعمال با مرگ
منقطع می گردد، مگر در صورتی که براي آن وجود استمراري باشد، همانند مورد سه گانه اي که در روایت استثنا شده است و این
[ منافاتی ندارد با اعمالی که قوام آنها به انسان نیست تا بعد از وفاتش از دیگري به او نفع برسد ولو از غیر این سه مورد باشد. [ 712
.
[ [ صفحه 291
اشکال دوم
از ظاهر برخی آیات استفاده می شود که اموات چیزي نمی شتوند. خداوند متعال می فرماید ": فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی وَلا تُسْمِعُ
پس تو اي رسول ما این مردم دل مرده را نتوانی با سخن حقّ بشنوانی، و دعوت خود را به » [ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرینَ؛ [" 713
.« گوش این کران که عمداً روي گردانند برسانی
و ابداً » [ در آیه اي دیگر آمده است ": وَما یَسْتَوِي اْلَأحْیاءُ وَلَا اْلَأمْواتُ إِنَّ اللّهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشاءُ وَما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی الْقُبُورِ؛ [" 714
.« زندگان با مردگان مساوي نیستند. خدا هر که را خواهد شنوا سازد و تو آن کس را که در گورستان است شنوا نتوانی کرد
جواب:
اوّلًا: ممکن است که آیه ناظر به اجسادي باشد که در قبرهاست، زیرا آنها تبدیل به خاك می شوند و چیزي درك نمی کنند.
ثانیاً: مراد از نفی سماع نفی انتفاع است که از آن به کنایه تعبیر به نفی سماع شده است؛ یعنی این مشرکان آیات تو را می شنوند،
ولی از آنها نفع نمی برند، همان گونه که اهل قبور کلام شما را می شنوند، ولی از آن نفع نمی برند، زیرا وقتش گذشته است.
آیه دلالت دارد بر کافري که قلبش مرده است به نحوي » : ابن قیم جوزیه در تفسیر آیه " وَماأَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی الْقُبُورِ " می گوید
که نمی توانی حقایق را به او برسانی تا از آن بهره مند شود، همان گونه که نمی توانی به کسانی که در قبرند چیزي بشنوانی به
حدّي که نفع برند.
مراد از آیه نفی اهلیّت » : هم چنین در تفسیر آیه شریفه ": إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرینَ " می گوید
صفحه 190 از 456
سماع است؛ به این معنی که قلب هاي مشرکان از آن جا که مرده است، تو نمی توانی حقایق را به آنان برسانی، همان گونه که در
[ [ صفحه 292
. [715] «. اموات نیز چنین است
آیه دلیل بر آن است که کفاري که بر » : حسن بن علی سقاف شافعی نیز در شرح آیه ": وَما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی الْقُبُورِ " می گوید
باطل اصرار دارند، از موعظه تو نفع نمی برند، همانند امواتی که در قبرند و از موعظه تو سودي نمی برند. آن گاه از تفسیر صابونی
همان گونه که امواتِ کفار از هدایت و دعوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بی بهره اند؛ » : نقل می کند که مقصود از آیه این است
. [ مشرکان نیز که اهل شقاوت اند از هدایت تو سودي نمی برند. [ 716
هم چنین در تفسیر آیه شریفه ": إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتی " می گوید: اي پیامبر (صلی الله علیه وآله) تو نمی توانی حقّ را به کسانی
. [ که قلبشان بر باطل مهر خورده، برسانی، در صورتی که خود آنها از حق اعراض کرده اند. [ 717
[ [ صفحه 293
زیارت قبور
اشاره
مسلمانان در طول تاریخ اسلام بر جواز؛ بلکه استحباب سفر براي زیارت قبور اولیاي الهی اجماع داشته اند. اما از ناحیه ابن تیمیه
ممنوع شد، زیرا وي اوّلین کسی است که از این مسئله جلوگیري کرده و شدیداً با آن مقابله نمود و به حرمت آن فتوا داد. بعد از او
شاگردان و مروجان افکارش این نظر را دنبال کرده و تا زمان محمد بن عبدالوهاب و وهابیون که همگی به حرمت زیارت قبور
معتقدند ادامه داشت. از آن جا که این مسئله آثار مهمّی در پی دارد بجاست تا در مورد جواز و عدم جواز آن تحقیق و بررسی
نماییم.
فتاواي وهابیون
.«. تمام احادیثی که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است » : 1 ابن تیمیه می گوید
. [718]
عسقلانی از ابن تیمیه نقل می کند که او به طور مطلق از زیارت قبور انبیا و اولیا منع کرده و آن را حرام نموده است؛ چه با شدّ
. [ رحال (بار سفر زیارت بستن) و چه بدون آن. [ 719
همه احادیث زیارت قبر » : هم چنین ابن تیمیه در کتاب التوسل والوسیلۀ می گوید
[ [ صفحه 294
صفحه 191 از 456
پیامبر (صلی الله علیه وآله) ضعیف و غیر قابل اعتماد است. لذا صاحبان صحاح و سنن هیچ یک از این
[720] .«. احادیث را نقل نکرده اند و تنها کسانی نقل کرده اند که دأبشان نقل احادیث ضعیف است؛ مانند دارقطنی، بزار و دیگران
.
. [721] .«. احادیث زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) ک  لا ضعیف؛ بلکه دروغ است » : در جاي دیگر نیز می گوید
امّا مردان: براي آنان زیارت قبور و زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دو صاحبش مستحب » : 2 عبدالعزیز بن باز می گوید
قبور را زیارت کنید به جهت آن » : است، البته بدون شدِّ رحال و قصد حرکت براي زیارت، زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [722] .«. ولی شدِّ رحال براي زیارت قبور جایز نیست ،« که شما را به یاد آخرت می اندازد
شدّ رحال براي زیارت قبور انبیا و صالحین و غیرآنان جایز » : 3 اعضاي استفتاي دائمی وهّابیون در ضمن فتوایی چنین اعلام کردند
. [723] .«. نیست، بلکه این عمل بدعت است
از این فتواها استفاده می شود که وهابیون در این مسئله اختلاف دارند. مؤسس افکار آنان (ابن تیمیه) قائل به حرمت زیارت قبور به
طور مطلق است، به خلاف متأخرین از وهابیون که در صورتی قائل به عدم جواز؛ بلکه بدعت شده اند که حرکت از وطن به جهت
زیارت قبور باشد، امّا اگر کسی به حجّ آمده آن گاه وارد مدینه شود و به طور ضمنی قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نیز زیارت
کند اشکالی ندارد.
قرآن و زیارت قبور
آیات مختلفی از قرآن با مضامین گوناگونی وجود دارند که می توان از آنها حکم جواز یا استحباب زیارت قبور اولیاي الهی را به
دست آورد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
[ [ صفحه 295
و در » [ 1 خداوند متعال در نهی از حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله) در کنار قبور منافقین می فرماید ": وَلا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ؛ [" 724
.« کنار قبر یکی از منافقین توقف نکن
آیه درصدد شکستن شخصیت منافقین است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را از حضور در هنگام دفن منافق یا توقف هنگام زیارت
قبور، منع کرده است.
بیضاوي در انوارالتنزیل [ 725 ] آلوسی در روح المعانی [ 726 ] و دیگران به این نکته اشاره کرده اند که مراد از این آیه، نهی از
توقف در کنار قبر منافق هنگام دفن یا براي زیارت است.
حال اگر نهی مربوط به منافقین و کفار است، پس توقف براي زیارت قبر مؤمن و مسلمان، مشروع بوده و اشکالی ندارد.
2 خداوند متعال در مورد اصحاب کهف و نزاع مردم در کیفیت تعظیم از آنان می فرماید ": إِذْ یَتَنَازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا
تا مردمی که میانشان تنازع و اختلاف در امر » [ عَلَیْهِمْ بُنْیَاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً؛ [" 727
آنها بود رفع نزاعشان بشود، با این همه بعضی گفتند: باید گرد آنها حصار و بنایی بسازیم. خدا به احوال آنها آگاه تر است. آنان
.« که برواقع احوال آنها اطلاع یافتند گفتند: البته برایشان مسجدي بنا کنیم
مفسرین می گویند: از این که برخی پیشنهاد ساختن مسجد داده اند کشف می شود که آنان مسلمان و موحّد بوده اند. لذا واضح
است که پیشنهاد مسجد به این جهت است که به طور مدام بر آن وارد شده تا مرقد اصحاب کهف مزار مردم گردد.
صفحه 192 از 456
احادیث و زیارت قبور
اشاره
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نه تنها به زیارت قبور امر نموده، بلکه خود نیز به زیارت قبور می رفت
[ [ صفحه 296
تا عملًا استحباب و جواز این مسئله را تثبیت کند. ما نیز این مسئله را در دو بخش بررسی می نماییم: مشروعیت زیارت در روایات و
ممارست پیامبر (صلی الله علیه وآله) براي زیارت قبور.
مشروعیت زیارت قبور در روایات
مسئله مشروعیت زیارت، سه مرحله را طی نموده است:
1 مرحله اباحه: استمرار حکم به جوازي که در شرایع سابق بوده است.
2 مرحله منع، در صدر اسلام مطابق عقیده خاص و شرك آلودي که عده اي خصوصاً اهل کتاب نسبت به اولیاي متوفاي خود
داشتند بر قبر آنان سجده می کردند. به همین جهت در صدر اسلام ممنوع شد.
من شما را از زیارت قبور نهی کردم، ولی از این زمان منعی وجود » : 3 مرحله بازگشت به اباحه: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [728] .«. ندارد، قبور را زیارت کنید، ولی چیزي که موجب خشم خدا شود نگویید
ممارست پیامبر به زیارت قبور
اشاره
من شما را از زیارت قبور نهی کردم، ولی به محمد » : 1 بریده اسلمی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
. [729] .«. اجازه داده شد تا به زیارت قبر مادرش برود، شما نیز قبور را زیارت کنید، زیرا شما را به یاد آخرت می اندازد
2 حاکم نیشابوري از بریده نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) قبر مادرش را با هزار ملائکه زیارت نمود و هیچ روز مانند
. [ آن روز آن حضرت را گریان ندیدم. [ 730
پیامبر (صلی الله علیه وآله) قبر مادرش را زیارت کرد و به حدي گریه کرد که هرکس نزد او بود به گریه » : ابوهریره نیز می گوید
. [731] .«. درآمد
[ [ صفحه 297
3 طلحۀ بن عبیدالله می گوید: ما با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از مدینه براي زیارت قبور شهدا خارج شدیم، همین که به
رسیدیم قبوري را مشاهده نمودیم، عرض کردیم: اي رسول خدا (صلی الله علیه وآله)! آیا این قبور برادران ماست؟ « حرّ واقم » منطقه
صفحه 193 از 456
. [ فرمود: این قبور اصحاب ماست و هنگامی که به قبور شهدا رسیدیم فرمود: این قبور برادران ماست. [ 732
4 مسلم از عایشه نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) شب ها آخرشب به طرف بقیع می رفت و بر اهل بقیع این گونه سلام
. [733] .«. السلام علیکم دار قوم مؤمنین » : می کرد
5 ابن ابی شیبه نقل می کند: پیامبر (صلی الله علیه وآله) ابتداي هرسال به زیارت قبور شهداي اُحُ د می آمد و به آنان این گونه
. [734] .«. السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار » : سلام می کرد
زیارت قبور در سیره گذشتگان
با رجوع بر سیره صحابه و تابعین و علماي امت اسلام پی می بریم که زیارت قبور سیره همه آنان بوده است، اینک به برخی از آنها
اشاره می کنیم:
1 فاطمه زهرا (علیها السلام) و زیارت قبور
حاکم نیشابوري به سند خود نقل می کند که فاطمه زهرا (علیها السلام) در زمان حیات پدرش روزهاي جمعه به زیارت قبر عمویش
. [ حمزة بن عبدالمطلب می رفت و در آن جا نماز می خواند و گریه می کرد. [ 735
2 عمر و زیارت قبور
محبّ الدین طبري نقل می کند که در سفري عمر با عده اي از اصحابش به حجّ رفتند، در بین راه پیرمردي به او استغاثه کرد. پس
از بازگشت به آن محلّ از احوال آن
[ [ صفحه 298
پیرمرد سؤال نمود. گفتند: از دار دنیا رفته، راوي می گوید: عمر را دیدم با سرعت به طرف
. [ قبر او آمد و در آن جا نماز خواند و سپس قبر را در بغل گرفت و گریه کرد. [ 736
3 عایشه و زیارت قبور
ابن ابی ملیکه می گوید: روزي عایشه وارد قبرستان شد. به او گفتم: به چه جهت وارد قبرستان شده اي؟ گفت: به خاطر قبر برادرم
عبدالرحمان. گفتم: مگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) از زیارت قبور نهی نکرده است؟ گفت: چرا قبلًا نهی کرده بود، ولی سپس به
. [ آن امر نمود. [ 737
4 امام علی (علیه السلام) و زیارت قبور
خباب بن ارت که از سابقین در اسلام است با امام علی (علیه السلام) در کوفه بود، به جهت مرض سختی که داشت با امام علی
(علیه السلام) در جنگ صفین شرکت نکرد. وقتی امام از صفین برگشت و خبر وفات او را شنید بر سر قبر او حاضر شد و او را
. [ زیارت نمود. [ 738
5 محمد بن حنفیه و زیارت قبور
بعد از وفات امام حسن مجتبی (علیه السلام) محمد بن حنفیه بر سر قبر آن حضرت آمد. بغض گلوي او را گرفت، آن گاه به سخن
. [ درآمد و آن حضرت را ستود. [ 739
6 ابوخلال و زیارت قبور
هیچ گاه مشکلی برایم پیدا نمی شد، مگر آن که قصد زیارت قبر موسی بن جعفر » : ابوخلال شیخ حنابله در عصر خود می گوید
صفحه 194 از 456
. [740] .«. (علیه السلام) را می کردم و در آن جا به حضرت متوسل می شدم و خداوند نیز مشکلم را آسان می نمود
[ [ صفحه 299
7 ابن خزیمه و زیارت قبور
ابوبکر بن محمد بن مؤمّل می گوید: با امام اهل حدیث ابی بکر بن خزیمه و ابن علی ثقفی و جماعتی از مشایخ به قصد زیارت
علی بن موسی الرضا در طوس حرکت نمودیم، دیدم ابن خزیمه طوري آن بقعه را تعظیم کرده و در برابر آن تواضع و تضرع می
. [ نمود که ما متحیّر شدیم. [ 741
فتاواي علماي اهل سنت
زیارت قبور اشکالی ندارد، ولی هنگام زیارت قبور چیزي که موجب غضب پروردگار می شود » : 1 ابن ادریس شافعی می گوید
. [742] .«. نگویید
. [743] .«. زیارت قبور سنت مستحبّ است » : 2 حاکم نیشابوري می گوید
. [744] .«. نزد جمهور اهل سنت زیارت قبور مستحب است » : 3 شیخ منصور علی ناصف می گوید
. [ از ابن حزم و ابوحامد غزالی و عبدالرحمان جزیري نیز نقل شده است که زیارت قبور اموات، مستحب است. [ 745
زیارت قبر پیامبر اکرم از نظر قرآن
در مورد خصوص زیارت قبر پیامبر نیز می توان به برخی از آیات تمسک نمود؛ خداوند متعال می فرماید ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا
و اگر هنگامی که گروه منافق بر خود به گناه » [ أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا الَله وَاسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الَله تَوَّاباً رَحِیماً؛ [" 746
[ [ صفحه 300
ستم کردند از کردار خود به خدا توبه کرده و به تو رجوع می کردند که بر آنها استغفار کنی
.« البته در این حال خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند
اگرچه آیه شریفه بنا بر نظر برخی از مفسرین، مربوط به زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده و کسانی که گناهکار بودند
نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده و اقرار به گناه می کردند و از آن حضرت می خواستند تا از خداوند براي آنان طلب مغفرت
کند و آن گاه خداوند آنان را می آمرزید، ولی با بیانی می توان آن را به بعد از وفات آن حضرت نیز تعمیم داد.
اگرچه آیه مربوط به حال حیات پیامبر است، ولی این رتبه و مقامی است که با موت حضرت قطع » : سبکی در شفاءالسقام می گوید
نمی شود. لذا می توان آن را به عموم علت به هر موردي که این اوصاف در آن مورد تحقق می یابد تعمیم داد. لذا علما از آیه،
. [747] .«. عموم فهمیده اند، پس مستحب است که هرکس به زیارت قبر او می آید این آیه را قرائت نماید
در توضیح عموم علت که در تعبیر سبکی آمده باید می گوییم: جهت ارجاع گنهکاران به پیامبر (صلی الله علیه وآله) مسئله شفاعت
بوده و شکّی نیست که بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز گنهکار وجود دارد و احتیاج به شفاعت پیامبر یا ولیّی از اولیاي
الهی وجود دارد. لذا بعد از وفات نیز به زیارت قبر پیامبر رفتن و او را واسطه قرار دادن اشکالی ندارد.
صفحه 195 از 456
بنابراین مشاهده می کنیم که صحابه بعد از فوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز سر قبر پیامبر می آمدند و او را واسطه بخشش
گناهان خود می دانستند.
سفیان بن عنبر از عتبی که هردو از مشایخ شافعی اند نقل می کند: کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله)نشسته بودم که اعرابی وارد
شد و خطاب به رسول خدا عرض کرد: سلام بر تو اي رسول خدا، خداوند متعال فرمود ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَ هُمْ جَاءُوكَ
فَاسْتَغْفَرُوا الَله وَاسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الَله تَوَّاباً رَحِیماً، " من به نزد تو آمده ام و از گناهان خود استغفار می نمایم و تو را شفیع
. [ نزد خداوند آورده ام، آن گاه گریه کرد و اشعاري درباره پیامبر (صلی الله علیه وآله)سرود. [ 748
[ [ صفحه 301
سمعانی شبیه همین قضیه را از امام علی (علیه السلام) نقل می کند. [ 749 ] اگر این عمل جایز نبود، چرا صحابه؛ خصوصاً امام علی
. [ (علیه السلام) که در آن مکان حاضر بود از آن منع نفرمود؟ [ 750
زیارت قبر پیامبر از نظر روایات
با مراجعه به کتب اهل سنت به وجود روایات زیادي پی می بریم که از حیث سند صحیح اند و دلالت صریح بر جواز بلکه استحباب
زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) دارند. اینک به برخی از آنها اشاره می نماییم.
هرکس قبر مرا » : 1 دارقطنی به سند صحیح (نزد عامه) از عبدالله بن عمر نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود
. [751] .«. زیارت کند شفاعت من بر او می شود
هرکس حجّ انجام دهد و آن گاه بعد از وفاتم به » : 2 هم چنین به سند صحیح از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود
. [752] .«. زیارت قبر من بیاید، مانند کسی است که مرا در حال حیات زیارت کرده است
هرکس در یکی از دو حرم » : 3 بیهقی نیز به سند صحیح از انس بن مالک نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
مکه و مدینه بمیرد روز قیامت در زمره امان یافتگان، محشور می شود و هرکس مرا در مدینه با اخلاص زیارت کند روز قیامت
. [753] .« در جوار من خواهد بود
هرکس حج خانه خدا را به جاي آورد، ولی » : 4 ابن عدي از عبدالله بن عمر نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [754] .«. مرا زیارت نکند به من جفا نموده است
هرکس مرا بعد از وفاتم » : 5 انس بن مالک از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود
[ [ صفحه 302
زیارت کند مانند آن است که در حال حیاتم زیارت کرده است. و هرکس که قبر مرا زیارت کند شفاعتم در روز قیامت بر او
. [755] .«. واجب می شود. و هرکس از متمکّنین از امّتم به زیارت قبر من نیاید عذري ندارد
زیارت قبر پیامبر در سیره صحابه
با مراجعه به سیره پیشینیان از صحابه، تابعین و دیگران پی می بریم که زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) شیوه آنان بوده است
صفحه 196 از 456
که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم.
1 فاطمه زهرا: (علیها السلام)
امام علی (علیه السلام) می گوید: بعد از دفن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فاطمه زهرا (علیها السلام) در کنار قبر
پدر ایستاد و مشتی از خاك قبر را برداشته و بر چشم خود نهاد و گریه کرد، و این
شعر را سرود:
ماذا علی من شمّ تربۀ احمد
ان لا یشمّ علی الزمان غوالیا
صبّت علیّ مصائب لو انّها
. [ صبّت علی الأیّام عدن لیالیا [ 756
2 بلال حبشی:
بلال بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به شام هجرت نمود. شبی از شب ها رسول خدا را در خواب دید که به او فرمود:
اي بلال این چه جفایی است که در حق ما نمودي؟ آیا وقتش نشده که به زیارت ما بیایی؟ بلال سراسیمه از خواب بیدار شد و
مرکب سوار شده، وارد مدینه شد و مستقیماً بر سر قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد، شروع به گریه کرد و صورت خود را بر
. [ قبر مبارك مالید. [ 757
[ [ صفحه 303
3 عبدالله بن عمر:
سمهودي نقل می کند که هرگاه عبدالله بن عمر از سفري بازمی گشت نزد قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله)می آمد و به آن حضرت
. [ سلام می داد. [ 758
4 ابوایوب انصاري:
حاکم نیشابوري نقل می کند که مروان روزي به بقعه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وارد شد، مشاهده کرد شخصی صورت خود
را بر قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نهاده است، مروان گردن او را گرفت و بلند نمود و به او گفت: آیا می دانی چه می کنی؟
ناگهان مشاهده کرد که او ابوایوب انصاري از صحابه بزرگوار پیامبر است. در جواب فرمود: آري، من به جهت این سنگ نیامده
. [ ام، بلکه به جهت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمده ام. [ 759
استحباب زیارت قبور امامان
اهل بیت (علیهم السلام) شیعیان خود را امر نموده اند تا قبرشان را زیارت کنند. اینک به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
همانا براي هر امامی عهدي بر گردن اولیا و شیعیان آنان است، از » : 1 شیخ طوسی از امام رضا (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [760] .«. تمام وفا و حسن اداء به این عهد، زیارت قبور آنان است
صفحه 197 از 456
شیعیان ما را به زیارت حسین بن علی سفارش نمایید، زیرا به » : 2 محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [761] .«. جاي آوردن آن بر هر مؤمنی که اقرار به امامت حسین از جانب خداوند عز و جل دارد واجب است
اگر کسی از شما » : 3 علی بن میمون می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود
[ [ صفحه 304
از علت آن «. هزار حج انجام دهد، ولی به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) نرود، حقی از حقوق خداوند را ترك کرده است
. [ سؤال شد؟ حضرت فرمود: حقّ حسین (علیه السلام) بر هر مسلمانی واجب است. [ 762
زیارت قبور و مشروعیت سفر به سوي آن
قبلًا در فتاواي وهابیون اشاره نمودیم که متأخرین از آنان قائل به عدم مشروعیت سفر یا بدعت بودن سفر براي زیارت قبور؛ حتی
قبر پیامبراند، (اگرچه ابن تیمیه مطلقاً زیارت را تحریم کرده است).
حال درصددیم تا مشروعیت سفر براي زیارت، خصوصاً زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به اثبات برسانیم:
برآمدن از راه دور و نزدیک هردو « مجیء » 1 خداوند متعال می فرماید ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَ هُمْ جَاءُوكَ ["... 763 ] که لفظ
صدق می کند.
که لفظ زیارت نیز شامل آمدن از راه دور و نزدیک ،«... من زار قبري » : 2 در روایتی که نقل شد پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
که این تعبیر هم ظهور « من جاءنی زائراً » : می شود؛ خصوصاً در روایتی که ابن السکن به سند صحیح نقل می کند این چنین آمده
در سفر دارد.
3 از برخی روایات به طور وضوح یا ضمنی جواز یا استحباب زیارت قبور؛ حتی با شدّ رحال و بار سفر بستن و به قصد زیارت
حرکت کردن استفاده می شود.
من شما را از زیارت قبور نهی » : مسلم و دیگران به سند صحیح از بریده اسلمی نقل می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
.«. کردم، ولی به محمد اذن داده شد تا قبر مادرش را زیارت نماید، شما نیز قبور را زیارت کنید که شما را به یاد آخرت می اندازد
. [764]
استفاده می شود که حرکت «. به محمد اذن داده شد تا قبر مادرش را زیارت کند » : از این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید
از مکانی تنها به قصد زیارت اشکالی ندارد.
[ [ صفحه 305
سمعانی از امام علی (علیه السلام) نقل می کند که اعرابی بعد از سه روز از دفن پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)
وارد مدینه شد و مستقیماً کنار قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و خود را بر قبر شریف انداخت و خاك قبر را بر سر خود
ریخت، آن گاه عرض کرد: اي رسول خدا! گفتی و ما هم گفتارت را شنیدیم، تو آیات را از خداوند گرفتی و ما نیز از تو، از جمله
آیاتی که بر تو نازل شد این است ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَ هُمْ جَاءُوكَ "... من به خود ظلم کرده ام و لذا نزد تو آمده ام تا برایم
. [ استغفار نمایی. [ 765
صفحه 198 از 456
قضیه بلال و خوابی که دید، و حرکت او از شام به مدینه به قصد زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) که قبلًا اشاره شد شاهد
. [ براي زیارت قبور است. [ 766 « شدّ رحال » خوبی بر جواز
سبکی نقل می کند: عمر بن عبدالعزیز دائماً کسی را به نیابت خود از شام به مدینه می فرستاد تا سلامش را به رسول خدا (صلی الله
. [ علیه وآله) برساند و بازگردد. [ 767
خطیب بغدادي از ابی علی خلال شیخ حنابله نقل می کند که در عصر خود هیچ گاه امر مهمّی برایم اتفاق نمی افتاد مگر آن که به
قصد زیارت قبر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)حرکت می کردم و بعد از توسل به آن حضرت، از خداوند متعال آنچه می
. [ خواستم عطا می فرمود. [ 768
[ روایت ابو بکر محمّد بن مؤمل که قبلا به آن اشاره شد، نیز بر شدِّ رحال به جهت زیارت قبور اولیاي الهی دلالت خوبی دارد. [ 769
. [ طلحۀ بن عبید الله می گوید: با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به قصد زیارت قبور شهداي احد حرکت کردیم. [ 770
. [ عایشه می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) هر شبی که نوبت من بود در آخر آن شب به زیارت اهل بقیع می رفت. [ 771
[ [ صفحه 306
و سفر براي زیارت قبور نه تنها جایز بوده، بلکه استحباب « شدّ رحال » از این روایات و روایات دیگر به خوبی استفاده می شود که
نیز دارد.
4 اجماع مسلمین در طول تاریخ بر سفر به جهت زیارت قبور اولیاي الهی بوده است، که با مراجعه به تاریخ مسلمین به خوبی
روشن می شود.
کسی که براي رفتن به مسجد قدم » : 5 اهل سنت در صحاح خود روایات بسیاري از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند
772 ] و این ثواب نیست مگر از باب مقدمیّت گام ] .« برمی دارد، به هر قدمش ترفیع درجه اي و گناهی از او بخشوده خواهد شد
برداشتن براي امر قربی که وقوف در مسجد است. لذا می توان گفت که شدّ رحال و سفر به عنوان مقدمه زیارت اولیاي الهی نیز
مستحب است.
دلیل وهابیون بر حرمت زیارت قبور
عمده دلیل وهابیون بر حرمت زیارت قبور حتی قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت ابی هریره از رسول خدا (صلی الله علیه
شدّ رحال و بار سفر بستن جایز نیست، مگر به سوي سه مسجد: مسجدالنبیّ، مسجدالحرام و مسجدالاقصی. » : وآله) است که فرمود
. [773]
در جواب از استدلال به این حدیث می گوییم: در مستثنا منه این حدیث دو احتمال است:
لا تشدّ الرحال إلی مسجد من المساجد إلاّ » : باشد، یعنی اصل حدیث این گونه باشد « مسجدٌ من المساجد » ، اول: این که مستثنا منه
.« إلی ثلاثۀ مساجد
«. لا تشدّ الرحال إلی مکان من الأمکنۀ إلاّ إلی ثلاثۀ مساجد » : باشد، به تقدیر « مکان من الامکنۀ » دوم: مستثنا منه
براي زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست، زیرا قبر پیامبر مسجد نیست. « شدّ رحال » بنابر معناي اوّل دلیلی بر حرمت
در صورت دوّم نیز اخذ به عموم روایت ممکن نیست، زیرا لازمه آن حرمت هر
صفحه 199 از 456
[ [ صفحه 307
نوع سفري است؛ اگرچه به قصد زیارت هم نباشد، که هیچ کس قائل به آن نیست.
وانگهی نهی از شدّ رحال براي زیارت غیر از این سه مسجد، نهی تحریمی نیست، بلکه ارشادي است، زیرا در هر شهري مسجد
وجود دارد و سفر براي زیارت مسجد در شهري دیگر ضرورتی ندارد و این برخلاف زیارت قبور اولیاي الهی است که آثار و
برکاتی عظیم بر آن مترتب است که در جاي خود به آن اشاره خواهیم کرد.
غزالی نیز به این نکته التفات پیدا کرده می گوید:
مسافرت عبادي مستحب است؛ از جمله مسافرت به جهت زیارت قبور انبیا، صحابه، تابعین و سایر علما و اولیا. پس به طور کلی »
هرکس که در حال حیات به او تبرك جسته می شود، در حال ممات نیز می توان به زیارتش تبرك جست. لذا شدّ رحال براي
منافات و « لا تشدّ الرحال إلاّ إلی ثلاثۀ مساجد » :( تحقق این غرض جایز می گردد. این موضوع با حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله
تعارض ندارد، زیرا حدیث مربوط به مساجد است و مساجد از آن جا که همه در فضیلت یکسان اند، ترجیحی در سفر براي آنها
نیست، مگر این سه مسجد که به جهت خصوصیتی که دارند سفر به خاطر آنها اشکالی ندارد و این مسئله غیر از سفر براي زیارت
. [774] .«. قبور اولیاي الهی است
دکتر عبدالملک سعدي می گوید:
.«. نهی از شدّ رحال به مساجد دیگر به جهت آن است که زحمتی بی فایده است، زیرا ثواب مساجد یکسان است، مگر سه مسجد »
. [775]
زنان و زیارت قبور
اجازه می دهند، ولی به زنان به طور مطلق اجازه زیارت قبور را نمی « شدّ رحال » وهابیون اگرچه زیارت قبور را براي مردان بدون
دهند.
زیارت قبور تنها براي مردان » : اعضاي دائمی وهابیون در استفتاي خود می گویند
[ [ صفحه 308
مشروع است، آن هم بدون شدّ رحال و در شهر خود، ولی براي زنان به طور مطلق مشروع
. [776] .«. نیست
زیارت قبور براي زن ها جایز نیست، زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) زن هایی را که به » : شیخ عبدالعزیز بن باز می گوید
. [777] .«. زیارت قبور می روند، لعنت کرده است
زن ها از آن جایی که صبرشان کم است گاهی در قبرستان نوحه سرایی کرده و چیزي » : در جایی دیگر در علت حرمت می گوید
. [778] .«. از زبانشان خارج می گردد که با صبر منافات دارد
در جواب این اشکال باید بگوییم که:
اوّلًا: این فتوا خلاف سیره اصحاب پیامبر است، زیرا: فاطمه زهرا (علیها السلام) در زمان پیامبر روزهاي جمعه به زیارت قبر حمزه می
رفت. بعد از وفات پدرش نیز بر سر قبر آنحضرت (صلی الله علیه وآله) رفت، در حالی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه
صفحه 200 از 456
. [ السلام) او را نهی نکردند. [ 779
. [ ابن ابی ملیکه می گوید: عایشه را دیدم که به زیارت قبر برادرش عبدالرحمان بن ابی بکر می رفت. [ 780
از حیث سند ضعیف است، چون از سه طریق وارد شده: حسان بن ثابت، ابن عباس و ابوهریره، « لعن الله زائرات القبور » : ثانیاً: حدیث
که هرسه سند در طریقش ضعف وجود دارد.
781 ] معارض است. ] « قبلًا پیامبر نهی کرده بود، ولی بعداً اجازه داد » ثالثاً: این حدیث با حدیث عایشه که
رابعاً: نهی زنان از زیارت قبور به خاطر کمی صبرشان است، حال اگر زنی طاقتش زیاد باشد و شکوه نکند، زیارتش اشکالی ندارد،
زیرا برفرض این که مقدمه حرام، حرام
[ [ صفحه 309
است، این قاعده اطلاق ندارد، بلکه مقدمه موصله حرام است، یعنی اگر کار مباحی قطعاً انسان را به حرام برساند حرام است. لذا
بزرگان اهل سنت زیارت قبور زنان را به شرط صبر، جایز شمرده اند.
آثار زیارت قبور
نه تنها بر زیارت قبور مفسده اي مترتّب نمی گردد، بلکه مطابق برخی از روایات آثار و فوایدي هم دارد که در ذیل به برخی از آنها
اشاره می کنیم:
1 خشوع و یاد مرگ و آخرت:
شکی نیست که یکی از اهداف مهمّ زیارت قبور اموات، یادآوري قیامت است.
به زیارت قبور » : مسلم، احمد، ابن ماجه و دیگران به سندهاي خود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند که فرمود
. [782] «. بروید، زیرا شما را به یاد مرگ می اندازد
2 دعا براي اموات:
این سلوك یکی از روش هاي بلند اخلاقی است که بر حفظ کرامت مسلمان در اجتماع؛ حتی بعد از وفاتش دلالت دارد. علاوه بر
آن روحیه برادري، محبت و دوستی و اداي حقوق دیگران را زنده می کند.
شما را از زیارت قبور نهی کردم، ولی از این به بعد قبرها را زیارت کنید و براي آنها دعا و » : پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود
.2 [783] «. استغفار نمایید
3 اداي حقوق اموات:
بی تردید برخی از اموات، حقوق خاصی بر گردن زنده ها دارند، که این حقوق
[ [ صفحه 310
مقتضی زیارت آنها بعد از فوتشان است.
همانا براي هر امامی عهدي بر گردن اولیا و شیعیان اوست و از تمام وفاي به عهد و حسن اداي » : امام رضا (علیه السلام) می فرماید
. [784] .«. آن زیارت قبور آنان است
صفحه 201 از 456
فلسفه زیارت قبور اولیاي الهی
زیارت قبور اولیاي الهی؛ خصوصاً پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) آثار و برکاتی دارد که می
تواند ملاك حسن و رجحان آن باشد. اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1 بزرگان دین و اولیاي الهی درحقیقت الگوهایی هستند که با اقتداي به آنان به کمال و سعادتِ دنیا و آخرت خواهیم رسید. این
مسئله تنها اختصاص به جوامع دینی ندارد، بلکه همه جوامع بشري درصدد بزرگ جلوه دادن الگوهایی هستند که مردم با اقتداي به
آنان در طریق سعادت و کمال قرار گیرند. این الگوها اگرچه زنده نیستند، ولی با دعوت مردم به زیارت قبرشان مردم را به یاد خود
انداخته و آنها را به کمالات سوق خواهند داد؛
مثلًا در بسیاري از کشورها میدان و مجسمه اي را به نام سرباز گمنام قرار می دهند، که رمز فداکاري خالص در راه وطن است تا
مردم از این طریق همیشه به این فکر باشند که هرگاه کشور مورد هجوم اجانب قرار گرفت، از خود فداکاري نشان دهند.
بنابراین حضوریافتن بر سر قبر بزرگان و اسوه ها از حیث روانی آثار و برکات خاصّی دارد که روان شناسان از آن غافل نبوده اند.
عباس محمود عقاد می گوید:
خواست روزگار و اتفاقات این بوده که قافله حسین بعد از آن که از هرطرف جلو آن گرفته شد به سوي کربلا سوق داده شود، »
کربلایی که تاریخش تا امروز با تاریخ اسلام گره خورده و حقّش آن است که به تاریخ بنی نوع انسان گره بخورد.
[ [ صفحه 311
کربلا امروز حرمی است که مسلمانان به جهت عبرت و درس آموزي او را زیارت کرده و غیرمسلمانان نیز به جهت سیر و سیاحت
به زیارت او می روند. ولی کربلا اگر قرار باشد که حقّش ادا شود سزاوار است که مزار هر انسانی باشد که براي نوع خود قداست
و فضیلتی قائل است، زیرا به یاد نداریم بقعه اي از بقعه هاي زمین که اسمش با جمله اي از فضایل و مناقب انسانی مقرون باشد،
. [785] .«...( بزرگ تر از زمین کربلا بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام
2 زیارت از مظاهر حبّ است. شکی نیست که اهل بیت (علیهم السلام) محبتشان از جهات مختلف بر ما لازم و واجب است. پیامبر
لذا همان گونه که «. احبّوا أهل بیتی لحبّی؛ [ 786 ] اهل بیتم را به جهت دوستی من دوست بدارید » : اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود
محبت پیامبر واجب است، محبت اهل بیتش هم لازم است. از طرفی دیگر می دانیم که حبّ مظاهر و بروز دارد، و تنها در اطاعت و
دوستی قلبی خلاصه نمی شود. یکی از این مظاهر زیارت قبر آنان است.
3 زیارت قبور اولیاي الهی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرداخت اجر و مزد رسالت است. خداوند متعال می فرماید ": قُلْ
بگو: من از شما اجر رسالت جز این نمی خواهم که مودت مرا در حقّ » [ لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی؛ [" 787
یکی از مصادیق مودت ذوي القربی زیارت قبور آنان است. .« خویشاوندانم منظور بدارید
4 زیارت قبور اولیاي الهی تعبیري از عمق ارتباط انسان با خط اولیاي خداوند متعال است.
5 زیارت اولیاي الهی درحقیقت تجدید عهدي با آنها است. می دانیم که هریک از امامان بر ما ولایت دارند و ما هم باید ولایت
آنان را پذیرفته و با آنان بیعت نماییم. این بیعت تنها با گفتن نیست، بلکه باید بیعت قلبی خود را ابراز نماییم، که در حال حاضر با
زیارت قبور آنها و حضور در کنار مرقد شریفشان صورت می گیرد.
همانا براي هر امامی عهدي بر گردن اولیا و » : لذا در روایتی از امام رضا (علیه السلام) آمده
صفحه 202 از 456
[ [ صفحه 312
. [788] «. شیعیانشان است که وفاي به آن عهد و حسن اداي آن، زیارت قبور آنان است
6 حضور در کنار قبر اولیاي خدا انسان را از جنبه روحی و معنوي زنده کرده و روح تازه معنوي به انسان افاضه می کند.
7 با این عمل، اولیاي الهی نیز ما را دوست می دارند که خود سبب نزول برکات بر ما می گردد.
8 زیارت کردن و قرار گرفتن در کنار قبور اولیاي الهی، ما را به یاد فداکاري هاي آنان انداخته و لذا با خداي خود پیمان می
بندیم که مانند آنان باشیم.
9 زیارت قبور اولیاي الهی درحقیقت اعلان عملی به ادامه دادن راه آن بزرگان و انزجار و تبرّي از دشمنان آنهاست.
فضیلت زیارت قبر امام حسین
در روایات اهل بیت (علیهم السلام) سفارش فراوانی درمورد زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) شده است؛ از جمله:
شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (علیه السلام) امر کنید، زیرا به جاي آوردن آن بر هر مؤمنی » : 1 امام باقر (علیه السلام) می فرماید
. [789] .«. که اقرار به امامت حسین (علیه السلام) از جانب خداي عزوجل دارد واجب و فرض است
هرکس از شیعیان ما به زیارت قبر حسین (علیه السلام) رود بازنمی گردد تا این که تمام » : 2 امام صادق (علیه السلام) فرمود
. [790] .«. گناهان او بخشوده شود
همانا ایام زائرین حسین (علیه » : 3 امام رضا (علیه السلام) از پدرش و او از جدش امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود
. [791] .«. السلام) جزء عمرشان حساب نمی شود
هرکس که می خواهد در جوار پیامبر (صلی الله علیه وآله) و جوار علی و » : 4 امام صادق (علیه السلام) فرمود
[ [ صفحه 313
. [792] .«. فاطمه (علیهما السلام) باشد هرگز زیارت حسین بن علی (علیهما السلام) را رها نکند
هرکس به زیارت قبر حسین آید در حالی که عارف به حق اوست، گناهان گذشته و آینده او » : 5 امام صادق (علیه السلام) فرمود
. [793] .«. بخشوده خواهد شد
6 احمد بن محمد بن ابی نصر می گوید: بعضی از اصحاب ما از امام رضا (علیه السلام) درباره ثواب زیارت قبر امام حسین (علیه
. [794] .«. معادل با عمره است » : السلام) سؤال کرد، حضرت فرمود
هرکس به زیارت قبر حسین (علیه السلام) رود » : 7 محمد بن سنان می گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود
. [795] .«. خداوند متعال براي او ثواب حج قبول شده خواهد نوشت
.«. زیارت قبر حسین (علیه السلام) معادل ثواب بیست حجّ است، بلکه افضل از بیست حجّ » : 8 امام صادق (علیه السلام) می فرماید
. [796]
چرا زیارت امام حسین از زیارت کعبه افضل است؟
صفحه 203 از 456
برخی از مغرضین از وهابیون با مشاهده این روایات در کتب شیعه خشمگین شده و شدیداً بر شیعه امامیه به سبب وجود این روایات
حمله کرده اند. اینان می گویند: وجود این گونه روایات مردم را از فریضه حج بازداشته و عقیده آنان را نسبت به حجّ سُست می
کند یا این که موجب تفضیل امام حسین (علیه السلام) بر خداوند متعال می شود نعوذ بالله تعالی ، لذا باید از نشر این گونه افکار
و عقاید جلوگیري کرد، چون نوعی غلوّ است.
در جواب از این اشکال به چند توجیه اشاره می کنیم:
1 ممکن است که این روایات جنبه رمزي داشته باشد، یعنی هرگاه اسلام درخطر است و مردم تنها توجهشان به ظاهر شریعت
(نماز، روزه، حج و غیره) است، در حالی که این قالب ها از روح تهی است باید با گذراندن خطّ سرخ شهادت، ابتدا روح را در
کالبد
[ [ صفحه 314
شریعت و جامعه اسلامی وارد نمود، آن گاه به ظاهر شریعت پرداخت.
در کشور اسلامی که تنها اسم اسلام باشد، ولی از روح شریعت خبري نباشد باید ابتدا با پیمودن راه حسینی امّت را نسبت به
حقیقت اسلام آشنا کرد و آن گاه به ظاهر شریعت پرداخت، یعنی همان کاري که امام حسین (علیه السلام) نمود، زیرا آنوقتی که
همه براي اعمال حجّ به مکه آمده اند، حضرت اعمال حجّ خود را نیمه تمام گذاشته و به امر مهمی پرداخت که احیاي امر به
معروف و نهی از منکر، بیداري ملت و احیاي شریعت است.
2 اگر کعبه احترام دارد از آن جهت است که به امر خداوند توسط انبیاي الهی بنا شده است و طبق نص برخی از روایات، موازي
عرش الهی و مظهري از مظاهر ربوبی است، ولی امام کلمۀ الله و مظهر جامع جمیع صفات جمال و جلال الهی است. لذا در زیارت
مَنْ أَرادَ الله بَدَأَ بِکُمْ، وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ، وَمَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ؛ [ 797 ] هرکه خدا را اراده کرده از شما » : جامعه کبیره می خوانیم
در دعاي «. شروع خواهد کرد، و هرکه خدا را به وحدانیت شناخته از شما قبول کند، و هرکس خدا را قصد کرده به شما توجه کند
«. أَیْنَ وَجْهُ الِله الّذي إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الأوْلِیاءُ؛ [ 798 ] کجاست وجه خدا که اولیا به او توجه کنند » : ندبه نیز می خوانیم
3 بر هر فرد مسلمانی واجب است که احکام شرعی؛ از جمله حج و مسائل آن را فراگرفته و آن گاه به حج برود و اعمال آن را به
جا آورد. از آن جا که امام، مبیّن شریعت نبوي است، باید ابتدا به سراغ او رفته و با التزام به امامت و ولایت تشریعی و تکوینی او
سراغ حج و اعمال آن برویم.
4 روایات به افضلیت زیارت امام حسین (علیه السلام) با معرفت به حقّ امام بر حجّ غیر واجب اشاره دارند، نه حج واجب، زیرا هیچ
گاه فعل مستحبّی از فعل واجب افضل نمی شود.
[ [ صفحه 315
بناي بر قبور
اشاره
صفحه 204 از 456
از جمله موضوعات مورد اختلاف مسلمانان با وهابیان موضوع بنا و ساختن گنبد و بارگاه و گلدسته بر روي قبور است. مسلمانان در
طول تاریخ به این سنت عمل کرده و بر جواز و استحباب آن، به ادله اي از کتاب و سنت، تمسک کرده اند. خصوصاً این عمل
موافق با منطق عقل و روش عقلا است. ولی از زمان ابن تیمیه مخالفت با این عمل شروع شد و بناها و گنبد و گلدسته ها از مظاهر
شرك شناخته شد، تا زمان آل سعود که این عقیده به حدي اوج گرفت که آل سعود عملًا به مخالفت با آن پرداختند و با فتوایی
که از علماي وهابی صادر شد امر به تخریب گنبد و بارگاه ها و گلدسته ها و بناهاي قبور داده شد. تمام آنها به جز بارگاه پیامبر
اکرم (صلی الله علیه وآله)آن هم از خوف مسلمین، تخریب گشت. وبا این عمل خساراتی بزرگ بر اسلام و مسلمین وارد شد. در
این رساله به بررسی موضوع می پردازیم.
فتواهاي وهابیون
مشاهدي که بر روي قبور انبیا و صالحین از عامه و اهل بیت بنا شده همه از بدعت هاي حرامی است که در » : 1 ابن تیمیه می گوید
. [799] «. دین اسلام وارد شده است
[ [ صفحه 316
شیعه مشاهدي را که روي قبور ساخته اند تعظیم می کنند، شبیه مشرکین در آن ها اعتکاف می » : 2 و در جایی دیگر می گوید
. [800] «. کنند، براي آن ها حج انجام می دهند همان گونه که حجاج به سوي بیت عتیق حج انجام می دهند
مشهد به منزله بت است، این ها آن چه که مشرکان در عصر جاهلیت بر بت هاي خود انجام می دهند، بر » : 3 صنعانی می گوید
. [801] «.... قبور اولیاي خود انجام می دهند
بناي بر قبور بدعت منکر است که در آن غلوّ در تعظیم صاحب قبر و راهی به سوي » : 4 اعضاي استفتاي دائمی وهابیون می نویسند
شرك است و لذا بر ولیّ امر مسلمین یا نایب اوست که امر به تخریب بناهایی کند که روي قبور ساخته شده، و آن ها را با زمین
. [802] «. یکسان سازد، تا با این بدعت عملًا مقابله شده و راه شرك بسته شود
از جمله اموري » : 5 ناصر الدین البانی در پیشنهادش به آل سعود براي تخریب گنبد سبز پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)می گوید
که جاي تأسّف دارد این که: مدت زیادي است که بر روي ساختمان قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله)گنبدي سبز ساخته شده است...
. [803] «. به اعتقاد من اگر دولت سعودي می خواهد داعی توحید داشته باشد، باید مسجد نبوي را به حالت سابقش برگرداند
قرآن و بناي بر قبور
اشاره
قرآن کریم به مسئله بناي بر قبور به طور صریح و خاص نپرداخته است؛ لکن می توان حکم آن را از ضمن آیات قرآن استفاده
نمود:
بناء بر قبور، تعظیم شعائر الهی
خداوند متعال در قرآن کریم امر به تعظیم شعائر الهی کرده و آن را دلیل تقواي
صفحه 205 از 456
[ [ صفحه 317
و هرکس شعائر دین خدا را بزرگ و » [ قلوب می داند، آن جا که می فرماید ": وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ الِله فَإِنَّها مِنْ تَقْوَي الْقُلُوبِ؛ [" 804
.« محترم دارد، این، صفت دل هاي باتقواست
شعائر جمع شعیره به معناي دلیل و علامت است. شعائر الله یعنی اموري که دلیل و علامت و نشانه به سوي خداست و هر کسی که
می خواهد به خدا برسد با آن دلیل و نشانه می تواند به خدا برسد. یا این که مراد از شعائر الله، شعائر دین خداست، یعنی هرکس
که می خواهد به حقیقت دین خدا رهنمون شود برخی از امور راهنماي اویند، که باید آنها را تعظیم کرد.
[ در قرآن کریم، صفا و مروه از شعائر الهی شمرده شده است، آن جا که می فرماید ": إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ الِله؛ [" 805
و نیز شتري که براي نحر به منی برده می شود ": وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ الِله؛" « همانا صفا و مروه از شعائر دین خداست »
.« و نحر شتران فربه را از شعائر دین خدا مقرّر گردانیدیم » [806]
این نیست مگر از آن جهت که این امور از نشانه هاي دین حنیف ابراهیم است.
مشعر نامیده شده، از آن جهت که از علامت ها و نشانه هاي دین خداست. همه مناسک حجّ شعائر نامیده شده است « مزدلفه » و نیز
از آن جهت که نشانه هایی به سوي توحید و دین حنیف است.
اگر این امور از شعائر دین خدایند، و مردم را متذکر به توحید و دین حنیف می کنند، شکی نیست که وجود انبیا و اولیا نیز از
بزرگ ترین و بارزترین نشانه هاي دین خداوند است، زیرا آنان از آن جهت که معصوم اند و کار خلاف انجام نمی دهند، سیره و
اقوال آنان مطابق با حقّ و حقیقت است. آنان کسانی هستند که می توانند بشر را به سوي حقّ و حقیقت و توحید رهنمون شوند.
حال اگر وجود پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اوصیاي او و اولیاي الهی چنین خاصیتی دارند، حفظ و صیانت آثار آنان و حفظ
قبورشان و بناي قبر و گلدسته براي آنها نیز در راستاي همین
[ [ صفحه 318
اهداف است، زیرا این اعمال در حقیقت تعظیم اشخاصی است که خود و سنتشان شعائر و راهنمایی به سوي خدایند.
شعائر خدا عبارت است از عَلَم ها و نشانه هاي دین خدا، خصوصاً اموري که مربوط به مناسک » : قرطبی در تفسیرش می گوید
. [807] «. است
استاد عباس محمود عقّاد نویسنده مصري درباره کربلا و حرم حسینی می گوید:
کربلا، امروز حرمی است که مسلمانان براي عبرت و یادآوري به زیارتش می آیند. هم چنین غیرمسلمانان براي دیدن و مشاهده به »
آن جا می آیند. ولی اگر قرار باشد که آن سرزمین حقّش ادا گردد، باید مزار انسانی باشد که براي نوع خود نصیب و بهره اي از
«. قداست و فضیلت قائل است، زیرا ما در میان بقعه و بارگاه هاي مقدس، جایی برتر از بارگاه امام حسین (علیه السلام) سراغ نداریم
. [808]
بناي بر قبور از مصادیق مودت ذوي القربی
قرآن کریم به صراحت، امر به مودّت و محبّت اقرباي پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده، آن جا که می فرماید ": قُلْ لا
صفحه 206 از 456
.« بگو از شما تقاضاي اجر و مزدي نمی کنم مگر مودّت ذوي القربی را » ؛ [ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی. [" 809
واضح است که بناي بر قبورِ اقرباي پیامبر (صلی الله علیه وآله) از مصادیق اظهار مودّت و محبّت اهل بیت (علیهم السلام) است، زیرا
مودّت و محبّت بروز و ظهور دارد، و تنها مورد آن محبت قلبی و اطاعت نیست، تا حدّي که مشمول نهی صریح از آن مورد نشده
باشد.
بناي بر قبور اولیاي الهی مصداق ترفیع بیوت
خداوند متعال در قرآن کریم اذن داده که خانه هایی که در آنها یاد خدا شده، رفعت پیدا کند آن جا که می فرماید ": فِی بُیُوت
أَذِنَ الُله أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ
[ [ صفحه 319
در خانه هایی که خدا رخصت داده رفعت یابد و در » [ فِیها بِالْغُدُوِّ وَالاْصالِ- رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ الِله وَ [" 810
آن، ذکر خدا شود و صبح و شام در آن تسبیح ذات پاك او کنند. پاك مردانی که هیچ کسب و تجارت، آنان را از یاد خدا غافل
استدلال به آیه فوق متوقف بر بیان دو امر است .« نگرداند
الف بیوت در آیه خصوص مساجد نیست بلکه اعم از مساجد و اماکنی است که در آنها یاد خدا می شود، همانند بیوت انبیاء و
ائمه (علیهم السلام). بلکه می توان مراد از بیوت را غیر از مساجد دانست، زیرا بیت به معناي بنائی است که داراي چهار دیوار و
سقف باشد، همانند بیت الله الحرام هم چنین در قرآن می خوانیم ": وَلَوْ لا أَنْ یَکُونَ النّاسُ أُمَّۀً واحِ دَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ
و اگر نبود که همه مردم یک نوع و یک امّت اند ما آنان که کافر به خدا می شوند سقف خانه » [ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّۀ؛ [" 811
.« هایشان را از نقره خام قرار می دادیم
از این ادله استفاده می شود که بیت در لغت عرب به بنایی اطلاق می شود که داراي سقف باشد. از سوي دیگر مستحب است که
مساجد بدون سقف باشد. پس مقصود از بیوت در آیه غیر از مساجد است.
. [812] «. مقصود از بیوت در آیه، بیوت انبیا و بیوت علی (علیه السلام)است » : امام باقر (علیه السلام) فرمود
ب مقصود از رفع در آیه شریفه دو احتمال است:
تعظیم، و ترفیع قدر بیوت است که همان رفع معنوي است. همان گونه که در قرآن می خوانیم ": وَرَفَعْناهُ مَکاناً « رفع » 1 مقصود از
.« وما مقام او را بلند و مرتبه اش را رفیع گردانیدیم » [ عَلِیّاً؛ [" 813
2 مقصود از رفع بالا بردن ساختمان قبر است که همان رفع ظاهري و بناي قبر است.
رفع بیوت، یا به معناي بناي بیوت است همانند » : زمخشري در تفسیر آیه می گوید
[ [ صفحه 320
«. آیه شریفه ": وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْماعِیلُ "... و یا به معناي تعظیم بیوت و بالا بردن قدر و منزلت بیوت است
. [814]
. [815] «. بررسی در روح البیان می گوید ": أن تُرفع " یا به بنا است یا به تعظیم و بالا بردن قدر و منزلت
صفحه 207 از 456
اگر مراد به رفع در " أن تُرفع " بنا باشد که دلالت صریح بر بناي بر بیوت انبیا و اولیا دارد، خصوصاً با در نظر گرفتن این که مدفن
پیامبر (صلی الله علیه وآله) و تعدادي از ائمه در خانه هایشان بوده است. واگر مراد به رفع در " أن تُرفع " رفع معنوي است، نتیجه
آن اذن به تکریم و حفظ بیوت انبیا و اولیاي الهی است که عموم آن شامل بناي بر قبور اولیاي الهی و تعمیر آن نیز می گردد.
سیوطی از انس بن مالک و بریده نقل کرده که: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این آیه را ": فِی بُیُوت أَذِنَ الُله أَنْ تُرْفَعَ "... قرائت
نمود، شخصی جلو آمد عرض کرد این بیوت کدام اند؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: بیوت انبیا. ابوبکر در این هنگام نزد
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و خطاب به خانه علی و فاطمه (علیهما السلام) کرده و عرض کرد: اي رسول خدا! آیا این خانه
از آن بیوت است که خدا و تو اراده کرده اي که تعظیم شود. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: آري، از بهترین آن بیوت است.
. [816]
سیره سلف و بناي بر قبور
با مراجعه به تاریخ مسلمین بعد از ظهور اسلام پی می بریم که بناي بر قبور، سیره عملی مسلمین در طول تاریخ بوده و مورد اعتراض
هیچ یک از صحابه و تابعین تا این زمان واقع نشده است، تنها گروهکی به نام وهابیون در عمل و گفتار با این کار مخالفت نموده
اند. به نمونه هایی از این سیره عملی اشاره می کنیم:
1 مسلمانان جسد پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در خانه اي سقف دار دفن نمودند و از آن زمان به
[ [ صفحه 321
بعد آن مکان مورد توجه خاص مسلمانان قرار گرفته است.
2 حسین بن احمد بن محمّد معروف به ابن الحجاج بغدادي یکی از شعراي قرن سوّم و چهارم قصیده فائیه اي در مدح امام
امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیه السلام)دارد که در کنار قبر حضرت سروده است که در شروع آن به گنبد سفید حضرت
اشاره کرده می فرماید:
یا صاحب القبۀ البیضاء علی النجف »
من زار قبرك واستشفی لدیک شُفی
زوروا أبا الحسن الهادي لعلّکم
. [817] «. تحظون بالأجر والإقبال والزلف
بعد از وفات حسن بن حسن بن علی (علیهما السلام)همسر او تا یک سال قبّه اي بر قبر او » : 3 بخاري در صحیح خود روایت کرده
. [ زد و به عزاداري پرداخت. [ 818
ظاهر این است که زدن قبه به جهت اجتماع دوستان بر قبر او براي ذکر وقرائت قرآن و » : ملا علی قاري در شرح حدیث می گوید
حضور اصحاب براي دعا و مغفرت و رحمت بوده است.
. [819] «. از عدم جواز بناي بر قبور، قبور انبیا و شهدا و صالحین و امثال آن ها استثنا می شود » : 4 سیّد بکري می گوید
صفحه 208 از 456
5 ابن شبه نقل می کند که: عقیل بن ابی طالب در خانه خود چاهی کند. در آن هنگام به سنگی برخورد کرد که در آن نوشته
. [820] «. بود: این قبر حبیبه دختر صخر بن حرب است، عقیل چاه را پر از خاك کرد و روي آن اتاقی بنا نمود
بر مزار او قبه اي عالی، زیبا و محکم است... که در ایام خلافت » : 6 سمهودي در توصیف مزار حمزه بن عبدالمطلب می گوید
خلیفه عباسی ناصر دین الله، سال 575
[ [ صفحه 322
. [821] «. 622 ه، ساخته شده است
بعد از وفات عثمان بن مظعون و دفن او در بقیع پیامبر (صلی الله علیه وآله) چیزي را بر سر قبر » : 7 ابن سعد در طبقات نقل می کند
قبر عثمان بن مظعون را دیدم در حالی که چیز » : 822 ] عمرو بن حزم می گوید ] «. او گذاشت و فرمود: این، نشانه اي بر قبر اوست
. [823] «. بلندي در کنار او مانند علم قرار داده بودند
بعد از وفات عثمان بن مظعون و دفن او، پیامبر (صلی الله علیه وآله) به کسی دستور داد تا سنگی را بیاورد، » : مطلّب نقل می کند
ولی او قادر بر حمل آن نبود. پیامبر (صلی الله علیه وآله)آستین را بالا زد و سنگ را بلند کرد و در کنار قبر عثمان بن مظعون قرار
. [824] «. داد و فرمود: می خواهم بر قبر او علامت بگذارم
فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کنار قبر حمزه می آمد و آن را » : 8 ابن سعد از امام باقر (علیه السلام)روایت کرده که
. [825] «. اصلاح می کرد
9 بخاري نقل می کند که بعد از وفات عبدالرحمن بن ابی بکر، عائشه دستور داد تا سر قبر او خیمه اي زده شود و کسی را نیز
. [ موکّل بر آن قبر نمود... [ 826
. [ 10 عمر امر کرد تا خیمه اي بر روي قبر زینب دختر جحش زده شود و کسی او را نهی نکرد. [ 827
بررسی ایرادهاي وهابیون
اشاره
وهابیان در ادعاي خود بر حرمت بناي بر قبور به مواردي استدلال کرده اند که به آنها پرداخته و پاسخ می دهیم:
[ [ صفحه 323
بناي بر قبور از مظاهر شرك یا راهی به سوي شرك است
در پاسخ می گوییم:
به میزان آن دو اشاره نمودیم و گفتیم که شرك دو رکن و عنصر دارد: یکی این که انسان عملی « شرك و توحید » اوّلًا: در بحث
انجام دهد که نشانه خضوع براي کسی باشد. و دیگر این که اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت آن کس داشته باشد که براي او خضوع
می کند. این دو رکن از آیات و تعاریف به دست آمده است و در مورد بناي بر قبور صادق نیست، زیرا کسانی که بیوت و مشاهد
صفحه 209 از 456
اولیاي الهی را تعظیم می کند بناي آنها به قصد تعظیم، با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت نیست.
گفته شده که مطلق مقدمه حرام، حرام نیست، بلکه « مقدمۀ » ثانیاً: در مبحث
مقدمه موصله حرام است. یعنی اگر کسی به طور حتم این قبور را براي شرك بنا کند
حرام است. ولی اگر کسی براي تعظیم شعائر الهی بنا کند نه تنها اشکالی ندارد بلکه
مستحب است.
بناي بر قبور از اعمال مشرکین است
. منهاج السنۀ، ج 1، ص 474
جواب:
اوّلاً: مشرکین اگر بناي بر قبور بزرگان خود می ساختند به جهت تعظیم و تکریم آنها به عنوان ربّ بوده است همان گونه که در
جاي خود مورد بررسی قرار گرفته است؛ لذا اسلام، آنان را از این جهت مذمت نموده است و این به خلاف بناي بر قبور اولیاي
. [ الهی در میان مسلمین است. [ 828
ثانیاً: مطلق شبّه به مشرکین و کفار حرام نیست، مگر در امور اختصاصی و در شعائر آنان خصوصاً به قصد احیاي شعائر و آیین کفار.
مراجعه شود. « برپایی مراسم جشن » براي اطلاع بیشتر به بحث
[ [ صفحه 324
بناي بر قبور بدعت منکر است
جواب:
در بحث میزان بین بدعت و سنت گفته شد که بدعت دو رکن دارد: یکی زیاده یا نقیصه در دین، دیگري نبودِ دلیل عام یا خاص بر
امر حادث. در مورد جواز بناي بر قبور هم دلیل خاص داریم که سنت و سیره سلف از مسلمین است و هم دلیل عام که به آنها اشاره
شد.
ادعاي اجماع
اشاره
بناي بر قبور اجماعاً ممنوع است؛ به جهت صحت » : علماي وهابی مدینه منوره در استفتاي آل سعود درباره بناهاي بقیع نوشتند
. [829] «.... روایاتی که در منع از آن وارد شده است
جواب:
اوّلًا: اجماعی که ادعا می کنند مدرکی است؛ که به مدرك آن خواهیم پرداخت، پس اجماع مستقلًا اعتباري ندارد.
ثانیاً: در اجماعی که ادعا شده سه احتمال است:
صفحه 210 از 456
الف اجماع تقدیري: به این بیان که روایاتی وجود دارد که اگر علما به آن توجه کنند، به مضمونش فتوا می دهند. این فرض باطل
است، زیرا این احتمال فرع صحت حدیث از حیث سند و تمامیّت آن از حیث دلالت است، که هر دو نا تمام است.
ب اجماع محقق: به این معنا که همه علما فتوا به تحریم داده اند، هم از حیث حدوث و هم از حیث بقا. این احتمال هم به طور قطع
باطل است، زیرا اوّلًا: بحث غالب علما در بناي بر مطلق قبور است در حالی که بحث ما در قبور اولیاي الهی است. ما نیز در قبور غیر
اولیا کراهت را قبول داریم. ثانیاً: غالب علما قائل به کراهت اند نه حرمت و حتی برخی تصریح به عدم کراهت دارند.
[ [ صفحه 325
قائلین به عدم حرمت
. [830] «. کراهت دارد که بر روي قبر، قبه یا بنا ساخته شود » : 1 عبدالرحمن جزیري می گوید
[831 . « ] ي ا ن ب رب ر و ب ق ر گ ا ر د کل م ی ن ا ب د ش ا ب ه و ر ک م و ر گ ا ر د ه ر ب ق م يا د ش ا ب ه ک ه ا ر م د ر م ت س ا م ا ر ح ت س ا : » 2 م ا م ا ي و ون ی م د ی و گ .
«.... کراهت دارم که قبور، گچ مالی شده و بر آن، بنا شود » : 3 از مالک بن انس رئیس مذهب مالکیه نقل شده که می گفت
. [832]
دوست دارم که روي قبر بنایی نشود و نیز گچ مالی نگردد، زیرا این عمل زینت کاري است و قبر جاي این » : 4 شافعی می گوید
. [833] «. امور نیست
. [834] «. اگر بر روي قبر بنا یا ستونی ساخته شود کراهت ندارد » : 5 ابن حزم می گوید
. [835] «. به ابوحنیفه نسبت داده شده که کراهت ندارد » : 6 نووي بناي بر قبور را مکروه می داند ولی می گوید
آن همه فتوا که غالباً بر کراهت بود در صورتی است که بنا بر قبر فرد عادي باشد، ولی اگر بنا بر قبر یکی از اولیاي الهی باشد از
این کراهت مستثنا است.
حکم به کراهتِ روشن کردن چراغ در صورتی است که فائده اي بر آن » : می گوید « الحدیقۀ الندیۀ » عبد الغنی نابلسی در کتاب
مترتب نباشد اما در صورتی که فائده اي از قبیلِ... یا این که صاحب قبر از اولیاي الهی باشد، یا عالمی از محققین باشد، به جهت
. [836] «. تعظیم روح او روشن کردن چراغ بر سر قبرش اشکالی ندارد
ج مراد از اجماع، سیره عملی مسلمین باشد از زمان وفات پیامبر (صلی الله علیه وآله)تا این زمان، که
[ [ صفحه 326
این بر خلاف چیزي که آن را به اثبات رساندیم؛ زیرا با مروري بر تاریخ مسلمانان پی می بریم که مسئله بناي بر قبور از سیره و
سنت همیشگی مسلمین بوده است.
استدلال به برخی از احادیث
صفحه 211 از 456
اشاره
عمده استدلال وهابیون بر حرمت بناي بر قبور روایاتی است که از طریق اهل سنت وارد شده ما به آنها اشاره کرده و جواب هر
کدام را خواهیم داد:
حدیث ابی الهیاج
مسلم از یحیی بن یحیی و ابوبکر بن ابی شیبه و زهیر بن حرب از وکیع از سفیان از حبیب بن ابی ثابت از ابیوائل از ابی الهیّاج اسدي
تو را به مأموریّتی می فرستم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به آن » : نقل می کند که علی بن ابی طالب (علیه السلام)فرمود
. [837] «. فرستاد: این که هیچ تمثالی نیابی مگر آن که محو کنی و هیچ قبر مشرفی نیابی مگر آن که مساوي سازي
حدیث از حیث سند و دلالت ضعیف است:
الف سند
چند نفر از رجال آن تضعیف شده اند:
. [ 1 وکیع بن جراح بن ملیح رواسی کوفی که در حق او تضعیفات زیادي رسیده است. [ 838
2 سفیان بن سعید بن مسروق ثوري کوفی که ابن حجر و ذهبی او را متهم به تدلیس در حدیث کرده اند، یعنی حدیثی را نسبت به
. [ کسی می دهد که او را ندیده است. [ 839
. [ 3 حبیب بن ابی ثابت قیس بن دینار که او نیز به تدلیس نسبت داده شده است. [ 840
[ [ صفحه 327
4 ابووائل اسدي که از منحرفین از امام علی (علیه السلام) بوده است. [ 841 ] هم چنین از والیان عبید الله بن زیاد در کوفه بوده
است، کسی که ظلم و غارتگري او بر احدي مخفی نیست.
درکتب حدیث غیر از این حدیث از او » : 5 ابوالهیاج که در نقل حدیث مشهور نیست، لذا سیوطی در حاشیه سنن نسایی می گوید
نرسیده و کسی غیر از ابن حبان او را توثیق نکرده و ابن حبّان کسی است که مجهول ها را توثیق می کند. عجلی هم او را توثیق
. [842] «. کرده، که دأبش زیاده روي در توثیق تابعین است، به جهت خوشبینی که نسبت به آنان دارد
ب دلالت
حدیث از حیث دلالت، اشکال هاي متعددي دارد:
انّ » : و در حدیثی دیگر ابیوائل می گوید « قال لی علیّ » : 1 از حیث متن و سند اضطراب دارد، زیرا در حدیثی ابی الهیاج می گوید
و می دانیم که اضطراب سند و متن موجب سقوط حدیث از .«... لأبعثنّک » : و در حدیث دیگر چنین آمده است « علیاً قال لابی الهیاج
حجّیت و اعتبار است.
2 حدیث مربوط به هدم و خراب کردن قبور همه عالم نیست بلکه مورد خاصی بوده که حضرت او را مأمور به آن کرده است.
شاید برخی از قبور مشرکین بوده که مورد پرستش آنان قرار گرفته بوده است. وبر فرض که مطلق قبور بوده چه ربطی به قبور
اولیاي الهی دارد که به جهت توجه مردم به خدا از طریق آنان و اقامه شعائر الهی، بدون هیچ توجه شرك آلود به آنان بنا شده
صفحه 212 از 456
است.
3 اهل لغت و عرف به این نکته توجه کرده اند که ماده تسویه در صورتی که قرین مساوي با او ذکر نشود به معناي صاف کردن
آن است فی نفسه. و این حدیث این چنین است، زیرا در آن نیامده که آن را مثلا با زمین مساوي کنید، پس معناي آن این است که
هر قبري که به مانند تَل ومثل کوهان شتر است او را صاف کن، زیرا در روایات آمده که تمام
[ [ صفحه 328
. [ قبور شهدا همانند سنام و کوهان شتر بوده است. [ 843
4 روایت، ربطی به بناي سقف، دیوار و وجوب خراب کردن آن ندارد.
5 حدیث مورد اعراض علما و مسلمین در طول تاریخ بوده که این اعراض سبب وهن روایت خواهد شد.
حدیث جابر
مسلم از ابوبکر بن ابی شیبه از حفص بن غیاث از ابن جُریح از ابی الزبیر از جابر نقل کرده که فرمود: رسول خدا از گچ کاري در
قبور و از این که بر روي قبور نشسته شود و از بناي بر قبور نهی نموده است. [ 844 ] به این مضمون روایاتی دیگري هم از طرق
مختلف، نقل شده است. لکن در این احادیث هم مجموعه اي از نقاط ضعف وجود دارد که باعث می شود از حجیت و اعتبار
بیفتد:
الف در تمام احادیث جابر ابن جریح و ابوالزبیر باهم یا به تنهایی وجود داردند .
. [ ابن حجر می گوید: سؤال شد یحیی بن معین از حدیث ابن جریح فرمود: تمام احادیثش ضعیف است. [ 845
از احمد بن حنبل نیز نقل شده که درباره ابن جریح می گوید: احادیث منکر نقل کرده است. [ 846 ] مالک بن انس در شأن او می
. [ گوید: ابن جریح مانند کسی است که در شب به دنبال جمع هیزم است. کنایه از این که هر نوع حدیثی را نقل می کند. [ 847
درباره ابوالزبیر نیز تضعیفاتی وارد شده است: احمد بن حنبل از ایوب نقل می کند که ابوالزبیر ضعیف الروایه است.
[ [ صفحه 329
شعبه می گوید: ابوالزبیر: نمازش را درست ادا نمی کرد. ونیز می گوید: او اهل تهمت بود.
. [ ابو حاتم رازي می گوید: حدیث او نوشته می شود ولی به آن احتجاج نمی گردد. [ 848
ب حدیث از حیث متن شدیداً اضطراب دارد، زیرا با تعبیرهاي گوناگون از جابر نقل شده است. در برخی از روایات از گچ کاري
واعتماد بر قبر نهی شده و در بعضی، از گچ کاري و کتابت و بناي بر قبر و راه رفتن بر آن، و در پاره اي، تنها از کتابت بر آن و در
برخی دیگر از نشستن و گچ کاري کردن و بناء و کتابت بر آن، و در برخی هم اضافه بر اینها زیاده بر قبر وارد شده و روشن است
که اضطراب متن، روایت را از حجیت ساقط می کند.
ج بر فرض صحّت سند روایت و قطع نظر از اضطراب در متن، تنها دلالت بر نهی از بناي بر قبور دارد، ولی دلالت صریح بر حرمت
ندارد، زیرا نهی بر دو قسم است: نهی کراهتی که استعمال زیادي در کلام شارع دارد و نهی تحریمی. درست است که اصل در
صفحه 213 از 456
نهی، حرمت است، ولی علما و فقها از این نهی، کراهت فهمیده اند، لذا مشاهده می کنیم که ترمذي در صحیح خود این حدیث را
آورده است. و از این رو شارح صحیح ابن ماجه، سندي از حاکم نیشابوري نقل می کند که « کراهت بناء بر قبور » : تحت عنوان
احدي از مسلمین به این نهی عمل نکرده است.
بر فرض استفاده کراهت از این احادیث می توان به سبب عناوین دیگر هم چون اقامه شعائر الهی و عناوین دیگر آن را از کراهت
خارج کرده و داخل در استحباب نمود همانند لباس مشکی پوشیدن در سوك اولیاي الهی خصوصاً عزاي امام حسین (علیه السلام).
حال با چند حدیث این چنینی آیا می توان یک عمل را تحریم کرده و آن را شرك آلود دانست، وعمل کننده را نیز مشرك نامید؟
حدیث ابی سعید و ام سلمه
وهابیون به دو حدیث دیگر نیز تمسک کرده اند: یکی از ابی سعید خدري که
[ [ صفحه 330
فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نهی کرد از بناي بر قبور. [ 849 ] و دیگر از ام سلمه که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)نهی
کرد از بناي بر قبر و گچ کاري کردن قبر.
در ضعف سند حدیث اول وجود وهب که مجهول است، کافی است.
و در حدیث دوم عبدالله بن لهیعه است که ذهبی از ابن معین نقل کرده که او ضعیف است و به احادیثش احتجاج نمی شود. هم
. [ چنین از یحیی بن سعید نقل شده که او ابن لهیعه را چیزي به حساب نمی آورده است. [ 850
زمین بقیع موقوفه است
از جمله ادعاهایی که وهابیون براي توجیه تخریب قبور ائمه بقیع دارند این است که: زمین بقیع موقوفه است و این بناها مخالف با
نظر واقف است، لذا باید ولیّ امر مسلمین آنها را خراب کند. در جواب آنان می گوییم:
اوّلًا: در هیچ کتابی، حدیثی یا تاریخی اشاره نشده که زمین بقیع موقوفه است، خصوصاً آن که زمین حجاز و مدینه چندان ارزشی
نداشته که بخواهد کسی آن را وقف نماید.
ثانیاً: بنا به نقل سمهودي بقعه اي که در برگیرنده اجساد ائمه طاهرین در بقیع است خانه شخصی عقیل بن أبی طالب بوده است. لذا
[851] «. عباس بن عبدالمطلب کنار قبر فاطمه بنت اسد بن هاشم در اوّل مقابر بنی هاشم در خانه عقیل دفن شد » : سمهودي می گوید
حال با این وضع می توان به صرف ادعاي وقف، بناي قبور مطهر اولیاي الهی را خراب نمود؟
آثار سازنده بناي قبور اولیاي الهی
اولیاي الهی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و اوصیایش از آن جا که در راه اسلام همه نوع
[ [ صفحه 331
صفحه 214 از 456
فداکاري و جان فشانی داشته اند به همین خاطر براي همه مسلمانان تا روز قیامت الگو هستند. از طرف دیگر شکی نیست که
استفاده از کارهاي هنري و روان کاوي براي تجدید عهد مردم به اسلام و زنده کردن اسلام توسط الگوها یکی از راه هاي بیداري
اسلامی است. کسی که در طول عمرش یک بار یا بیشتر به مکه و مدینه می رود و از نزدیک آثار باقیمانده زمان صدر اسلام را
زیارت می کند و هم چنین بزرگان دین خود را با عظمت، شکوه و جلال مشاهده می نماید، به یاد فداکاري هاي آن بزرگان می
افتد و عظمت و شکوه آنان در نظرش جلوه می نماید، گویا با خداي خود عهد و پیمان می بندد که در راه و مسیر بزرگان دین قرار
گیرد. این یکی از راه هاي زنده نگه داشتن بزرگان دین است. کسی که قبر، گنبد و بارگاه اولیاي دین خود را می بیند به آنان و
تعالیمشان یقین حاصل می کند.
مگر نه این است که مسیحیّت در برهه اي از زمان به جهت نداشتن آثار مسیح، در وجود آن حضرت شک کردند. مورّخ آمریکایی
تاریخچه دویست سال تشکیک در حضرت مسیح (علیه السلام) را آورده است. « تاریخ تمدن » در کتاب
می پرسد که آیا او به تاریخی بودن حضرت عیسی (علیه « ویلند » ناپلئون در سال 1808 میلادي از یک نویسنده آلمانی به نام
السلام) معتقد است یا نه؟
امّا مسلمین در طول تاریخ خود از این جهت، سر بلند و داراي افتخارند که ما بزرگانی داریم که بعد از گذشت قرن ها قبورشان
براي ما معلوم است و هر چند وقت یک بار بر سر قبرشان رفته و با آنان عهد و پیمان می بندیم که در راه آنان خواهیم بود، راهی
که با پیمودن آن قطعاً به خدا و ثواب و بهشت او خواهیم رسید.
بناء مسجد و روشن کردن چراغ بر قبور اولیا
اشاره
عموم مسلمین ساختن مسجد در کنار قبور اولیاي الهی را جایز شمرده و بدان عمل می کنند. منتها به این نیّت که زمین و بقعه اي
که ولیّ خدا در آن مدفون است، متبرك می باشد. امّا وهابیون، همان گونه که ساختن گنبد و بارگاه بر قبور اولیاي الهی را حرام
می دانند، ساختن مسجد در کنار قبور اولیا را نیز حرام دانسته و راهی به سوي شرك می دانند. اینک این موضوع را مورد بحث و
بررسی قرار خواهیم داد:
فتاواي وهابیون
پیامبر (صلی الله علیه وآله) حرام کرده که قبور خود را مسجد قرار دهند، یعنی نباید کسی در اوقات نماز به آن » : ابن تیمیه می گوید
جا رفته و نماز و دعاي خود را در آنجا بخواند؛ اگر چه
به قصد عبادت خدا هم برود، زیرا آن مکان ها راهی براي شرك است، یعنی ممکن
است که انسان به خاطر صاحب قبر دعا و نماز خوانده و او را تعظیم و تکریم کند. لذا ساختن مسجد در کنار قبور اولیا حرام است.
بنابراین اگر چه بناي مسجد فی نفسه
مستحب است، ولی از آن جا که این عمل ممکن است برخی را به شرك وادار کند مطلقاً
. [852] «. حرام است
[ [ صفحه 333
صفحه 215 از 456
. [853] «. علماي ما قائل هستند که ساختن مسجد بر قبور جایز نیست » : هم چنین در جایی دیگر می گوید
قرآن و ساختن مسجد در جوار قبور اولیا
خداوند متعال در قضیّه اصحاب کهف می فرماید ": وَکَ ذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقُّ وَأَنَّ السّاعَۀَ لا رَیْبَ فیها إِذْ
و باز مردم » [ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِ ذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا؛ [" 854
را بر حال اصحاب کهف آگاه ساختیم تا خلق خدا بدانند که وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت بی هیچ شک خواهد آمد تا
مردمی که میانشان در مورد آنها تنازع و اختلاف بود، رفع بشود. با این همه بعضی گفتند: باید گرد آنها حصار و بنایی بسازیم،
.« خدا به حال آنها آگاه تر است. آنان که بر واقع احوال آنهااطلاع یافتند، گفتند: البته برایشان مسجد بنا کنیم
خداوند متعال در این آیه به چگونگی اطلاع مردم از آنان اشاره کرده است. آنان در طریقه تکریم اصحاب کهف اختلاف داشتند؛
برخی معتقد بودند که بر روي آنان ساختمانی ساخته شود یا دیواري دور آنان کشیده شود. ولی غالباً پیشنهاد دادند که در کنار
آنان مسجدي ساخته شود.
فخر رازي می گوید: برخی گفته اند: این گروه که پیشنهاد ساختن مسجد را دادند پادشاهان مسلمان و طرفداران اصحاب کهف
بودند. برخی نیز معتقدند: آنان که پیشنهاد مسجد را دادند رؤساي شهر بودند تا در آن جا عبادت کرده و آثار اصحاب کهف را به
. [ سبب آن مسجد باقی بدارند. [ 855
کسی که پیشنهاد ساختمان را داد کافر از دنیا رفت و با این عمل می خواست مرکزي براي کفر خود » : ابوحیان اندلسی می گوید
بسازد که مؤمنین از این عمل مانع شده و
[ [ صفحه 334
. [856] «. پیشنهاد ساختن مسجد را دادند
ابوالسعود و زمخشري نیز همین نظر را قبول کرده اند، یعنی پیشنهاد دهندگان ساختن مسجد در کنار جایگاه اصحاب کهف،
. [ مسلمین و مؤمنین بوده اند. [ 857
البته می دانیم که قرآن، کتاب قصه گویی صرف نیست، بلکه اگر داستانی را تعریف می کند به منظور بهره برداري مسلمانان از آن
داستان است.
از آن جا که خداوند متعال پیشنهاد دوم (ساختن مسجد در کنار اصحاب کهف) را رد نکرده و آن را مجراي شرك نمی داند، می
توانیم آن را دلیل به امضا و تقریر عمل آنان بدانیم.
سیره مسلمین بر بناي مسجد در جوار قبور اولیا
با مراجعه به سیره مسلمین در طول تاریخ، پی می بریم که آنان به این عمل مبادرت ورزیده و در کنار قبور اولیاي خود مسجد می
ساختند.
نامه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به دست » : مورخین داستان مسافرت ابوجندل با ابوبصیر را نقل کرده اند که در ضمن آن آمده
ابوجندل رسید، در حالی که ابوبصیر مشغول جان کندن بود، او در حالی که در دستش نامه رسول خدا بود از دار دنیا رفت.
صفحه 216 از 456
. [858] «. ابوجندل او را در همان مکان دفن کرد، و بر روي قبرش مسجدي بنا نمود
نقد ادله وهابیون
وهابیون بر حرمت ساختن مسجد در کنار قبور اولیاي الهی به ادله اي استدلال کرده اند که در ذیل به بحث و بررسی آنها می
پردازیم:
الف استدلال به روایات
وهابیون بر مدعاي خود به روایات ذیل استدلال کرده اند.:
[ [ صفحه 335
آگاه باشید، » : 1 جندب بن عبدالله بجلی می گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پنج روز قبل از وفاتش شنیدم که فرمود
همانا کسانی قبل از شما قبور انبیاي خود را به عنوان مساجد قرار می دادند. امّا شما این گونه نکنید، من شما را از این عمل باز می
. [859] «. دارم
بار خدایا قبر مرا بت قرار مده، خدا لعنت کند قومی را که » : 2 از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت شده که به خدا عرض کرد
. [860] «. قبور انبیاي خود را مساجد کردند
3 مسلم نقل می کند که ام حبیبه و امّ سلمه نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یادي از کنیسه اي کردند که در حبشه دیده
بودند، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: آنان کسانی هستند که هرگاه مرد صالحی از میانشان می میرد بر قبر او مسجدي می
. [861] «. سازند و صورت هایی نیز بر آن قرار می دهند، آنان نزد خدا در روز قیامت مخلوقات بدي هستند
خدا لعنت کند نصارا و یهود را، زیرا قبور انبیاي خود را » : 4 بخاري در صحیح خود از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده فرمود
. [862] «. مسجد قرار دادند
در جواب از استدلال به این روایات باید گفت:
اوّلًا: فهمیدن مقصود این روایات، متوقف بر دانستن مقصود یهود و نصارا از ساختن مسجد بر قبور اولیاي خود می باشد، زیرا پیامبر
(صلی الله علیه وآله) از قیام به عملی که یهود و نصارا با قصد خاصی انجام می دهند نهی کرده است.
با مراجعه به روایات پی می بریم که یهود و نصارا، قبور اولیاي خود را مسجدو قبله قرار می دادند و بر روي آن قبور سجده می
کردند. در حقیقت آنان را عبادت می کردند. لذا پیامبر (صلی الله علیه وآله) شدیداً با این عمل مقابله کرده و از آن نهی فرموده
است.
حال اگر در کنار قبور اولیاي الهی به جهت تبرك، مسجد ساخته شود، تا انسان به برکت آن ولیّ خدا توجه و حضور قلبش بیشتر
باشد و از طرفی نیز هیچ قصد تعظیم و تکریمی نسبت به آن ولی در حال نماز نداشته باشد، قطعاً از مورد این روایات خارج
[ [ صفحه 336
است؛ چنان که در روایت امّ حبیبه و امّ سلمه به این مقصود یهود و نصارا اشاره شده است.
از آن جا که یهود و نصارا بر قبور انبیا به خاطر تعظیم شأن آنان، سجده کرده و آن قبور » : بیضاوي در شرح این احادیث می گوید
صفحه 217 از 456
را قبله خود قرار می دادند، به همین جهت مسلمین از این نوع عمل باز داشته شدند، زیرا این عمل شرك محض است. ولی اگر
«. کسی مسجدي را در جوار قبر صالحی به قصد تبرك بسازد مشمول نهی روایات نمی شود
پیامبر (صلی الله علیه وآله) امّت خود را از عمل یهود و نصارا نسبت به قبور انبیاي خود باز » : سندي، شارح سنن نسایی نیز می گوید
«. می دارد، خواه به سجده بر قبور و تعظیم آنها باشد و خواه به خاطر قبله قرار دادن قبور باشد تا هنگام نماز به آن متوجه باشند
. [863]
ثانیاً: روایت، از ساختن مسجد بر روي قبر نهی می کند و هیچ اشاره اي به ساختن مسجد در کنار قبور انبیا و اولیا ندارد.
باب مایکره من اتخاذ » ثالثاً: معلوم نیست که نهی در این روایات، تحریمی باشد؛ چنان که بخاري این روایات را تحت عنوان
. [ آورده و آنها را حمل بر نهی تنزیهی و کراهتی کرده است. [ 864 « المساجد علی القبور
آن احادیث بر کسانی حمل می شود که قصد نماز بر قبر انبیا به جهت تعظیم » : شیخ عبدالله هروي در توجیه احادیث فوق می گوید
. [865] «. شان دارند و این در صورتی متصور است که قبور، آشکار و باز باشد وگرنه نماز در آنجا حرام نیست
اگر کسی مسجدي را در کنار قبر صالحی بسازد یا در کنار قبر او به جهت تبرك جستن از او » : نیز عبدالغنی نابلسی حنفی می گوید
« حطیم » نماز گذارد، نه به جهت تعظیم صاحب قبر و توجه به او در نماز، اشکالی ندارد، زیرا مرقد اسماعیل (علیه السلام) نزد
. [866] «. مسجدالحرام است و آن محل بهترین مکانی است که نماز در آن جا خوانده می شود
[ [ صفحه 337
معناي مسجد قرار دادن » : علامه بدر الدین حوثی، در شرح روایات فوق می گوید
. [867] «. قبور، این است که انسان نمازگزار قبر را قبله قرار داده و بر آن نماز گزارد
ب استدلال به قاعده سدّ ذرایع
یکی دیگر از ادله وهابیون بر حرمت بناء مسجد در جوار قبور اولیاي الهی استدلال به قاعده سدّ ذرائع است.
طبق این قاعده: اگر عملی فی نفسه مباح یا مستحب باشد، ولی منجر به حرام شود آن عمل نیز حرام است، تا کسی به سبب آن به
سوي حرام سوق داده نشود.
ابن قیم جوزیه در استدلال به این قاعده، به ادله بسیاري تمسک کرده است؛ از جمله به آیه شریفه ": وَلا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ
دشنام ندهید کسانی را که غیر خدا را می خوانند زیرا آنان نیز خدا را بدون آگاهی ناسزا می "» ؛ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْم
و پاهاي خود را به زمین نکوبند تا آنچه از زینتها مخفی می "» و آیه ": وَلا یَضْ رِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ « گویند
.« دارند معلوم شود
. [ به برخی از ادله عقلی نیز براي اثبات سدّ ذرایع تمسک کرده است. [ 868
در جواب می گوییم: در بحث مقدمه واجب گفته شده که تنها مقدمه موصله واجب، واجب است نه هر مقدمه اي یعنی آن مقدمه
اي که ما را مستقیماً به واجب می رساند واجب است؛ مثلًا اگر بودن بر بالاي بام بر ما واجب است و آن متوقف بر نصب پله باشد،
نصب آن پله که ما را به بالاي بام می رساند واجب می شود. همین مطلب را عیناً در مقدمه حرام می گوییم. یعنی خصوص آن
عملی که ما را به حرام رسانده، از باب مقدمه حرام است.
بنابراین ساختن مسجد در کنار قبور اولیاي الهی اگر به قصد شرك نباشد و غالب مردم نیز این نیت را از خواندن نماز در آن
مساجد نداشته باشند. اشکالی در ساختن آن مساجد نیست؛ اگرچه ممکن است که برخی هنگام نماز این نیت را داشته باشند. اگر
صفحه 218 از 456
این
[ [ صفحه 338
مطلب را نپذیرفتیم بسیاري از معاملات روزمره نسبت به آلات مشترکه باطل و حرام خواهد بود، زیرا ممکن است که برخی از مردم
از آن سوء استفاده نمایند؛ مثلًا کسی که چاقو می خرد یا رادیو می خرد ممکن است کسی از آن سوء استفاده نموده و در راه فساد
استفاده کند، ولی هیچ کس چنین معامله اي را حرام و باطل نکرده است، بلکه تنها فروش آنها را به قصد فساد، باطل می دانند.
حکم تزیین قبور اولیاي الهی و روشن کردن چراغ
وهابیون همان گونه که اموري مانند: ساختن مسجد در کنار قبور اولیاي الهی، نماز و دعا خواندن و زیارت قبور را حرام می دانند،
روشن کردن چراغ و تزیین قبور را هم به طور مطلق حرام می دانند؛ اگر چه براي قبر یکی از اولیاي الهی مثل پیامبر (صلی الله علیه
وآله)و امام باشد. ولی بقیه مسلمین این عمل را جایز می شمارند و بر آن به ادله اي استدلال کرده اند که یکی از آنها قیاس به
تنقیح مناط قطعی است، زیرا همان گونه که زینت کعبه جایز و راجح است و سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله)، صحابه، تابعین و
مسلمین در طول تاریخ نیز این بوده که براي تعظیم و تکریم آن و ترغیب مردم بدان زینت می کردند و در آن هیچ اشکالی نمی
دیدند، به همان ملاك، تزیین کردن قبور اولیاي الهی و روشن کردن چراغ در جوار آنها اشکالی ندارد.
دلیل وهابیون بر حرمت
خدا لعنت کند زنانی که به زیارت قبور » : نسایی به سند خود از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [869] «. می آیند و کسانی که قبور را مساجد قرار داده و بر آن چراغ ها روشن می کنند
جواب:
این حدیث از حیث سند و دلالت اشکال داشته و هیچ دلالتی بر حرمت روشن
[ [ صفحه 339
کردن چراغ بر سر قبور اولیاي الهی ندارد، زیرا:
الف سند حدیث:
محدّث وهابی، ناصر الدین البانی بعد از نقل حدیث ابن عباس می گوید:
این حدیث را ابوداود و دیگران نقل کرده اند، ولی از حیث سند ضعیف است. اگرچه کثیري از سلفیون به آن تمسک کرده اند، »
ولی باید حقّ گفته شود و متابعت گردد. و
این حدیث ثابت نیست و مردم از » : از جمله کسانی که این حدیث را تضعیف کرده، مسلم است. او در کتاب التفصیل می گوید
حدیث ابوصالح باذام که در سند اوست پرهیز نموده اند و آن کس که راوي از ابن عباس است، ثابت نشده است که از او حدیث
«. شنیده باشد
آن گاه می گوید: ضعف این حدیث را در کتاب الاحادیث الضعیفۀ و الموضوعۀ و اثرها السییء فی الامّۀ ثابت نموده ام.
صفحه 219 از 456
سپس می گوید: کسی به احادیث ابوصالح باذام احتجاج نکرده و نزد جمهور
ائمه ضعیف است و کسی او را توثیق نکرده، مگر عجلی که معروف به تساهل در توثیق است؛ همانند ابن حبّان. و حدیث طریق
دیگري هم ندارد تا بتواند این طریق را
. [870] «. تقویت کند
ب دلالت:
1 این حدیث بر قبور غیر انبیا و اولیا حمل می شود، زیرا قبور آنان را باید با وجوه مختلف تعظیم نمود که از جلمه آنها روشن
نمودن چراغ است.
2 حدیث بر موردي حمل می شود که منفعت بر آن مترتب نگردد، زیرا
تضییع مال است، ولی چراغ روشن کردن بر بالاي قبر براي زیارت صاحب آن قبر،
قرائت قرآن، دعا، خواندن نماز و نفع هاي دیگري که می تواند زائر در آن جا ببرد، در این موارد نه تنها حرام و مکروه نیست، بلکه
رجحان نیز دارد، زیرا از مصادیق تعاون بر برّ و
[ [ صفحه 340
تقوا است.
مورد حدیث در جایی است که زنده ها از چراغ ها نفع نبرند، ولی اگر نفعی بر آن مترتب شود » : عزیزي در شرح حدیث می گوید
. [871] «. اشکالی ندارد
نهی از روشن کردن چراغ به این جهت است که تضییع مال بدون منفعت است و مفاد آن » : سندي نیز در شرح سنن نسایی می گوید
. [872] «. این است: در صورتی که بر آن نفعی مترتب شود از مورد نهی خارج است
روشن کردن چراغ بر سر قبور جایز نیست، زیرا ضایع کردن مال است، مگر در صورتی که یکی از » : شیخ علی ناصف می گوید
. [873] «. زنده ها بر سر آن قبور باشد که در این صورت روشن کردن چراغ اشکالی ندارد
3 حدیث دلالت بر حرمت ندارد، بلکه ممکن است که بر کراهت حمل گردد.
4 سیره مسلمین در طول تاریخ اسلام بر این بوده که بر سر قبورشان؛ خصوصاً در صورتی که شخصیتی بزرگ و از اولیاي الهی
است، چراغ روشن می نمودند.
خطیب بغدادي به سند خود از شیخی از اهل فلسطین نقل می کند: در پایین دیوار قسطنطنیه ساختمان روشنی را مشاهده نمودم،
درباره آن سؤال کردم. گفتند: این قبر ابی ایوب انصاري، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه وآله)است، کنار قبر او آمدم، قبرش را
. [ در آن ساختمان دیدم در حالی که قندیل و لوستري با زنجیر از سقف آن آویزان بود. [ 874
یکی از حوادث سال 386 ه این است که اهل بصره ادعا کردند که به قبري قدیمی دست رسی پیدا کردند » : ابن الجوزي می گوید
که قبر معلوم شد زبیر بن عوام است. آن گاه قندیل، ابزار، حصیر و غیره آوردند وافرادي را نیز به عنوان حافظ و خدمت کار بر آن
. [875] «. گمارده و زمین هایی بر آن وقف نمودند
[ [ صفحه 341
صفحه 220 از 456
قبر او در آن جا مشهور است، مردم به زیارتش می آیند. مشهدي بزرگ بر » : صفدي درباره قبر امام کاظم (علیه السلام) می گوید
آن قبر است و در آن مشهد قندیل ها و لوسترهایی از طلا و نقره موجود است. انواع ابزارها و فرش ها بدون حدّ و حصر وجود
. [876] «. دارد
5 حدیث ابن عباس معارض دارد، زیرا ترمذي نیز از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شبان گاه وارد بر
. [ قبري شد، در حالی که شخصی براي او چراغ روشن کرده بود. [ 877
[ [ صفحه 342
شفاعت
اشاره
یکی از اعتقادات عموم مسلمانان و معتقدان به ادیان، مسئله شفاعت است. یعنی روز قیامت اولیاي الهی، در حقّ گروهی از گناه
کاران شفاعت کرده و آنان را از عقاب جهنّم نجات می دهند. ویا بنابر تفسیر برخی از شفاعت، اولیاي الهی با شفاعتشان از شخصی
سبب ترفیع درجه او می شوند. لیکن در اندازه و ویژگی هاي آن اختلاف است؛ یهود براي اولیاي خود بدون هیچ قید و شرطی حق
شفاعت قایل است که قرآن به طور آشکار آن را باطل می داند. در میان مسلمانان، وهابیان معتقدند که تنها می توان از خدا طلب
شفاعت کرد و اگر کسی از خود شافعان شفاعت طلب کند مشرك است، ولی عموم مسلمانان قائلند این حقّی را که خداوند براي
شافعان قرار داده، می توان از آنان طلب نمود، ولی با اعتقاد به این که: اصل این حقّ از آنِ خداست و اولیا بدون اذن او شفاعت
نمی کنند. در این مقاله به این موضوع می پردازیم.
اجماع امت
علماي اسلام بر مشروعیّت شفاعت و این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)یکی از شفیعان روز قیامت است اجماع کرده اند،
اگرچه در برخی از فروعِ شفاعت اختلاف نموده اند. اینک دیدگاه هاي بزرگان شیعه و سنی را نقل می کنیم:
1 ابومنصور ماتریدي (ت 333 ه) در ذیل آیه شریفه " وَلا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ
[ [ صفحه 343
. [ ارْتَضی [" 878 ] می گوید: این آیه اشاره به شفاعت مقبول در اسلام دارد. [ 879
علما اجماع دارند که اقرار به تمام آنچه خداوند در مورد شفاعت ذکر کرده » : 2 تاج الدین ابوبکر کلاباذي (ت 380 ه) می گوید
. [880] «.... و روایات نیز بر آن توافق دارد، واجب است
امامیه اتفاق نظر دارند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)در روز قیامت براي جماعتی از » : 3 شیخ مفید ( 336 413 ه) می فرماید
مرتکبان گناهان کبیره از امت خود، شفاعت می کند. و نیز امیرالمؤمنین و امامان دیگر (علیهم السلام) براي صاحبان گناهان کبیره
. [881] «. از شیعیان، شفاعت می کنند. و خداوند بسیاري از خطاکاران را با شفاعت آنان از دوزخ نجات می دهد
صفحه 221 از 456
شفاعت نزد ما امامیه از آنِ » : 4 شیخ طوسی (رحمه الله) ( 385 460 ه) می گوید
پیامبر (صلی الله علیه وآله)، بسیاري از اصحابش، تمام امامان معصوم و بسیاري از مؤمنان صالح
. [882] «. است
شفاعت رسولان و خوبان از امّت اسلامی، در حق گنه کاران کبیره، به اخبار مستفیض، » : 5 ابوحفص نسفی (ت 538 ه) می گوید
. [883] «. ثابت است
. [ 6 تفتازانی در شرح این عبارت، رأي نسفی را بدون هیچ تردیدي تصدیق کرده است. [ 884
مذهب اهل سنت بر جواز شفاعت است عقلا، و صریح آیات و اخبار نیز بر » : 7 قاضی عیاض بن موسی (ت 544 ه) می گوید
. [ وقوع آن اذعان دارند. [ 885
8 قاضی بیضاوي در تفسیر آیه شریفه " وَاتَّقُوا یَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَیْئاً
[ [ صفحه 344
برخی، این آیه را دلیلِ نفی شفاعت از گناه کاران کبیره دانسته اند، ولی باید دانست که آیه » : وَلاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَ فَاعَۀٌ " می گوید
. [886] «. مخصوص کافران است، زیرا آیات و روایات فراوانی دلالت بر تحقق شفاعت در امّت دارد
میان مسلمانان اختلافی نیست که شفاعت امري است ثابت و مقتضاي آن اسقاط ضررها و عقوبات » : 9 فتّال نیشابوري می گوید
. [887] «. است
پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روز قیامت سه نوع شفاعت دارد... نوع سوّم درباره » : 10 ابن تیمیه حرّانی (ت 728 ه) می گوید
. [888] «. کسانی است که مستحقّ آتش جهنم اند
مسلمانان بر ثبوت شفاعت، » : 11 نظام الدین قوشجی (ت 879 ه) می گوید
به جهت قول خداوند متعال " عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحْمُوداً [" 889 ] اتفاق نظر
. [890] «. دارند
. [891] «.... همانامحمّد (صلی الله علیه وآله) اوّلین شفاعت کننده روز قیامت است » : 12 شعرانی حنفی می گوید
در مورد شفاعت، بین مسلمانان اختلافی نیست که از ضروریات دین اسلام است؛ به » : 13 علامه مجلسی (ت 1110 ه) می فرماید
. [892] «... این معنا که رسول در روز قیامت براي امّت خود، بلکه امّت هاي پیشین شفاعت می کند
شفاعت براي پیامبر (صلی الله علیه وآله) و سائر انبیا و ملائکه و اولیا و » : 14 محمّد بن عبدالوهاب ( 1115 1206 ه) می گوید
. [893] «.... کودکان، از جمله اموري است که مطابق روایات وارده، ثابت است
[ [ صفحه 345
شفاعت در قرآن کریم
آیات مربوط به شفاعت را می توان بر چند دسته تقسیم نمود:
1 آیاتی که شفاعت را نفی می کنند:
صفحه 222 از 456
اي اهل » [ "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّۀٌ وَلَا شَفَاعَۀٌ وَالْکَافِرُونَ هُمْ الظَّالِمُونَ؛ [" 894
ایمان از آنچه روزي شما کردیم، انفاق کنید پیش از آن که روزي بیاید که نه خرید [و فروشی] هست و نه دوستی و شفاعتی به
.« کار آید و کافران در آن روز درمی یابند که به خود ستم کردند
ولی آیات دیگر به وجود شفاعت به اذن خداوند متعال صراحت دارد. پس آیه فوق شفاعت بدون اذن را نفی می کند.
2 ابطال عقیده یهود در شفاعت:
"یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِی الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعَالَمِینَ - وَاتَّقُوا یَوْماً لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَیْئاً وَلَا یُقْبَلُ
اي بنی اسرائیل یاد کنید نعمت هایی را که به شما عطاکردم و شما را بر » ؛ [ مِنْهَا شَفَاعَۀٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنصَرُونَ [" 895
عالمیان برتري دادم. و دوري کنید از روزي که در آن، کسی به جاي دیگري مجازات نشود و هیچ شفاعت از کسی پذیرفته نشود و
.« عوض قبول نکنند و یاري نشنوند
قرآن اعتقاد به یک نوع شفاعت باطل را که در یهود بوده، ردّ می کند، شفاعتی که هیچ گونه شرطی در شفیع یا کسی که شفاعت
شده قرار نمی دهد و هیچ نوع ارتباطی با اذن خداوند ندارد.
3 نفی شفاعت از کافران
و روز جزا را تکذیب می کردیم تا آن که [با » ؛ [ "وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ - حَتَّی أَتَانَا الْیَقِینُ - فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَ فَاعَۀُ الشَّافِعِینَ [" 896
.« مرگ] یقین به قیامت پیدا کردیم پس در آن روز شفاعت شفیعان سودي به آنان نرساند
[ [ صفحه 346
4 نفی صلاحیت شفاعت از بت ها:
"وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الِله مَا لَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا
عِنْدَ الِله قُلْ أَتُنَبِّئُونَ الَله بِمَا لَا یَعْلَمُ فِی السَّمَوَاتِ وَلَا فِی الَاْرْضِ سُبْحَانَهُ
این مردم نادان] به جاي خدا چیزهایی را می پرستند که به ] » ؛ [ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ [" 897
آنها هیچ سود و زیانی نمی رساند و می گویند که این بت ها شفیع ما نزد خدا هستند،
به اینان بگو شما به بهانه شفاعت بت ها می خواهید به خدا چیزي که در همه آسمان ها
و زمین علم به آن ندارد، یاد دهید؟! خدا از آنچه شریک او قرار می دهید برتر و
.« منزّه است
5 اختصاص شفاعت به خداوند:
بگو [اي پیامبر!] شفاعت تنها از آن خداست که » ؛ [ "قُلْ لِِله الشَّفَاعَۀُ جَمِیعاً لَهُ مُلْکُ السَّمَوَاتِ وَالاَْرْضِ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [" 898
.« مالک زمین و آسمان هاست و پس از مرگ، بازگشت همه شما به سوي اوست
6 شفاعت مشروط براي غیر خدا:
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَۀُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ"... .«" هیچ شفیعی جز به اجازه او نخواهد بود » ؛ [ "مَا مِنْ شَ فِیع إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ [" 899
.« و نفع نمی دهد شفاعت نزد خدا مگر براي کسی که خداوند براي او اذن دهد » ؛ [900]
مقتضاي جمع بین آیات این است: از آن جا که طبق عقیده توحید افعالی، و این که مؤثري بالاصاله در عالم به جز خدا نیست، و
هر تأثیري به اذن و اراده اوست برخی از آیات شفاعت را منحصراً براي خدا قرار داده است، ولی منافات ندارد که این حقّ
صفحه 223 از 456
اختصاصی خود را به کسی بدهد، تا با اجازه او، اِعمال کند. همان گونه که به پیامبر و اولیاي خود چنین اجازه اي داده است.
[ [ صفحه 347
ضرورت شفاعت
با چند عامل می توان شفاعت را از جمله ضروریات جامعه بشري به حساب آورد:
1 ابتلاي مردم به گناه:
برخی می گویند: تنها نجات دهنده انسان در روز قیامت، عمل صالح است، همان گونه که در قرآن آمده است ": وَأَمَّا مَنْ آمَنَ
.« و امّا کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده براي او پاداش نیکی است » ؛ [ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَی [" 901
هرچند رسیدن به جزا و سعادت وابستگی زیادي بر عمل دارد، ولی از آیات دیگر آشکارا استفاده می شود که عمل به تنهایی باعث
. [ نجات بشر نخواهد بود، مگر این که با رحمت گسترده الهی ضمیمه گردد. [ 902
2 گستره رحمت الهی
.« پروردگارا رحمت و علمت را بر هر چیزي گسترش دادي » ؛ [ "رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْء رَحْمَۀً وَعِلْماً ["... 903
پس اگر اي پیامبر تو را تکذیب کنند بگو خداي شما داراي رحمت بی » ؛ [ "فَإِنْ کَ ذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَۀ وَاسِعَۀ [" 904
می دانیم که شفاعت از مصادیق رحمت الهی است. .« منتهاست
3 نجات، اصل اوّلی در انسان:
تجربه و برهان عقلی نشان می دهد که اصل اوّلی در انسان، سلامت از هرگونه عذاب دنیوي و اخروي است و لذا توقف در برزخ،
و نیز مراحل مختلف در روز قیامت و
[ [ صفحه 348
ورود در جهنّم در مدّتی محدود همه براي آن است که انسان پاك شده و به جوهر اصلی خود بازگردد، و شفاعت نیز در همین
راستاست.
اثر شفاعت
درباره نتیجه و اثر شفاعت دو نظر وجود دارد 1 شفاعت بمعناي از بین رفتن گناهان و عقاب است. 2 شفاعت یعنی زیادي ثواب و
ترفیع درجات. بیشتر مسلمانان معتقد به قول اوّل اند. ولی معتزله قول دوّم را پذیرفته اند و حقّ با قول اول است، به چند دلیل:
1 اصل اعتقاد به شفاعت، در بین یهود و بت پرستان قبل از اسلام رایج بوده است و اسلام، بعد از آن که خرافات آن را پیراست،
در جامعه اسلامی مطرح ساخت. و کسانی که از دیدگاه هاي یهود و بت پرستانِ قبل از اسلام، در امر شفاعت اطلاع دارند، می
دانند شفاعتی را که آنان براي انبیاء و پدرانشان معتقد بودند، در سقوط گناهان و غفران آنها بوده است. و تنها اشکال مهم شان آن
بود که حقّ شفاعت را بدون هیچ شرطی براي آنان قائل بودند، ولی اسلام با پذیرش اصل اعتقاد به شفاعت آن را مشروط به اذن
.« کیست که نزد خدا شفاعت کند مگر به اذن او » ؛ [ خداوند نمود، آن جا که می فرماید ": مَنْ ذَا الَّذِي یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ [" 905
صفحه 224 از 456
و شفاعت نمی کنند شفاعت کنندگان مگر در حق کسی که مورد رضایت پروردگار » [ "وَلاَ یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنْ ارْتَ َ ض ی [" 906
.« است
ادّخرت شفاعتی لأهل الکبائر » : 2 روایات شیعه و اهل سنت دلالت بر عمومیت شفاعت دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)فرمود
907 ] ؛ شفاعتم را براي صاحبان گناهان کبیره امتم، ذخیره کرده ام. ] « من امّتی
3 برخی از آیات تصریح می کند که خداوند حتّی بدون توبه، از گناهان عفو می کند، که این با شفاعت به معناي اسقاط گناهان
سازگاري دارد. خداوند متعال
[ [ صفحه 349
او کسی است که توبه را از بندگان خود می پذیرد و » [ می فرماید ": هُوَ الَّذِي یَقْبَلُ التَّوْبَۀَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنْ السَّیِّئَاتِ؛ [" 908
.« گناهان را عفو می نماید
درخواست شفاعت از شفاعت کنندگان
همانگونه که اشاره شد برخی از گناه کاران به واسطه شفاعت مورد عفو و بخشش الهی قرار خواهند گرفت، قرآن کریم و سنت نیز
بر این مطلب تصریح نموده است.
قرآن کریم با مسلّم گرفتن اصل شفاعت، یادآور می شود که شفاعت تنها به اذن الهی انجام می پذیرد ": مَنْ ذَا الَّذِي یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا
بِإِذْنِهِ؛ " کیست که در پیشگاه الهی به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او. و نیز می فرماید ": مَا مِنْ شَ فِیع إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ؛ " هیچ
شفیعی جز با اجازه او نخواهد بود. و از طرفی دیگر به ابطال عقیده بت پرستان و مشرکان در این مورد پرداخته است زیرا آنان براي
شفاعت هیچ گونه شرط و قیدي مانند اذن خدا قائل نیستند. قرآن کریم در ردّ این عقیده می فرماید ": وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الِله مَا لَا
یَضُ رُّهُمْ وَلاَ یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ الِله قُلْ أَتُنَبِّئُونَ الَله بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَوَاتِ وَلاَ فِی الاَْرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا
این مردم نادان] به جاي خدا چیزهایی را می پرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمی رساند و می گویند که ] » ؛ [ یُشْرِکُونَ [" 909
این بت ها شفیع ما نزد خدا هستند، به اینان بگو شما به بهانه شفاعت بت ها، می خواهید به خدا چیزي که در همه آسمان ها و زمین
.« علم به آن ندارد یاد دهید؟ خدا از آنچه شریک او قرار می دهید برتر و منزّه است
بنابراین با استدلال به آیاتی که شفاعت خواهی مشرکان از بت ها را مردود می شمارد، براي نادرست بودن اصل شفاعت در اسلام،
مغالطه اي آشکار است؛ چرا که در شفاعت اسلامی، نه اعتقاد به الوهیت شافعان مطرح است و نه بی قید و شرط بودن شفاعت
آنان.
قرآن کریم از فرشتگان به عنوان شفاعت کنندگانی یاد کرده است که جز درباره
[ [ صفحه 350
کسانی که خداوند رضایت می دهد شفاعت نخواهند کرد ": بَلْ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ - لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ - یَعْلَمُ مَا بَیْنَ
بلکه آنان بندگان مقرّب خدا هستند که هرگز پیش از امر خدا کاري » [ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنْ ارْتَ َ ض ی؛ [" 910
.« نخواهند کرد و هرچه کنند به فرمان اوست،... از احدي، جز آن که خدا از او راضی است، شفاعت نکنند
صفحه 225 از 456
پس هرگاه اصل شفاعت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دیگران در قیامت مورد تأیید است، درخواست آن از سوي مؤمنان نیز امري
مشروع خواهد بود. همان گونه که درخواست دعا از دیگران امري مشروع است.
وهابیان و درخواست شفاعت از شفیعان
وهابیان اصل شفاعت را قبول دارند، ولی در پاره اي از احکام و ویژگی هاي آن دیدگاه هایی خاص دارند که موجب شده تا
عقیده مسلمانان دیگر را در مورد شفاعت شرك آلود بدانند. مهم ترین مسئله مورد اختلاف درباره شفاعت، به درخواست شفاعت
از شافعان بازمی گردد. درخواست شفاعت از شافعان چه در حال حیات آنها و چه پس از مرگ آنان از نظر مسلمانان امري جایز
و مشروع است، ولی به اعتقاد وهابیان امري نامشروع بلکه شرك آلود است. آنان شفاعت را تنها در صورتی صحیح می دانند که
انسان مستقیماً از خداوند بخواهد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دیگر کسانی که مأذون در شفاعت می باشند، در حقّ انسان
شفاعت کنند:
اگر کسی بگوید: از پیامبر به جهت نزدیکی به خدا می خواهم تا شفیع من در این امور باشد، این از کارهاي » : ابن تیمیه می گوید
. [911] «. مشرکان است
طلب شفاعت تنها باید از خدا باشد نه شافعان؛ یعنی باید گفت: بارخدایا محمّد را در حقّ ما در » : محمّد بن عبدالوهاب می گوید
. [912] «.... روز قیامت شفیع گردان
دلایل وهابیان
وهابیان براي اثبات مدعاي خود به ادله اي تمسک کرده اند:
1 طلب شفاعت از شفیع به منزله خواندن غیر است و این شرك در عبادت است، زیرا خداوند متعال می فرماید ": فَلا تَدْعُوا مَعَ الِله
أَحَدَاً؛ [" 913 ] با خدا هیچ کس را نخوانید.
پاسخ:
خواندن غیر خدا به طور مطلق نه حرام است و نه مستلزم شرك، زیرا اگر انجام عملی توسط فردي مجاز و مشروع باشد، درخواست
انجام آن از وي نیز مجاز و مشروع خواهد بود؛ هرگاه شفاعت کردن براي پیامبر (صلی الله علیه وآله) و دیگر شفیعان در قیامت، حقّ
و مشروع است، طلب شفاعت از آنان نیز چنین خواهد بود. حقیقت شفاعت، دعاکردنِ شفیع براي مستحق شفاعت و درخواست
بخشش او از جانب خداوند است. بنابراین، همان گونه که انسان می تواند از هر فرد مسلمان و مؤمنی درخواست دعا کند که این
مطلب مورد قبول وهابیان است طلب شفاعت از غیر خدا هم جایز خواهد بود. لیکن در طلب شفاعت از دیگران، تنها از کسانی می
توان طلب کرد که شایستگی شفاعت را دارند؛ مانند پیامبران، مؤمنان صالح و فرشتگان.
. [ ترمذي از انس بن مالک نقل کرده که از پیامبر خواست تا در قیامت او را شفاعت کند. [ 914
» ؛ [ فرزندان یعقوب نیز از پدر خواستند تا براي آمرزش آنان استغفار نماید ": یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ [" 915
.« [برادران یوسف عرضه داشتند] اي پدر براي ما از خدا آمرزش طلب کن که [درباره یوسف] خطاکرده ایم
و نیز خداوند به جهت عفو و آمرزش گناهان مردم را دعوت می کند که از پیامبر (صلی الله علیه وآله)
بخواهند تا براي آنان استغفار نماید ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا الَله
[ [ صفحه 352
صفحه 226 از 456
و اگر کسانی که بر خود به گناه ستم » ؛ [ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الَله تَوَّاباً رَحِیماً [" 916
کردند، از کردار خود به خدا توبه کرده و به سوي تو آمدند که بر آنها استغفار کنی و از خدا آمرزش خواهی، خدا را توبه پذیر و
.« مهربان می یافتند
اگر وهابیان طلب دعا از پیامبر (صلی الله علیه وآله) را پس از وفات او شرك می دانند در هر دو حالت شرك خواهد بود. گذشته
از این، مرگ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مربوط به جسم اوست، اما روح او زنده است و شنیدن درخواست دعا و شفاعت و
اجابت آن مربوط به روح است نه بدن. در بحث حیات برزخی به تفصیل به اثبات حیات روحانی پرداخته شده است.
2 به گواهی قرآن کریم، خداوند مشرکانِ عصر رسالت را به این دلیل که از غیر خدا طلب شفاعت می کردند، مشرك دانسته
آنان به جاي خدا چیزهایی را می » ؛ [ است ": وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الِله مَا لَا یَضُ رُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ الِله [" 917
.« پرستیدند که به آنها هیچ سود و زیانی نمی رساند و می گویند که این بت ها شفیع ما نزد خدا هستند
پاسخ:
در این که مشرکان عصر رسالت براي بت ها و معبودهاي خود مقام شفاعت قائل بودند، تردیدي نیست، ولی آنچه در این آیه آمده
این است که آنان هم بت ها را عبادت می کردند و هم براي آنان مقام شفاعت قایل بودند، و اعتقاد به شفاعت همراه با عبادت آنها
سبب مذمّت آنان شده است.
مشرکان همچنین حقّ شفاعت بی قید و شرطی براي موجوداتی قایل بودند که خداوند چنین مقامی را به آنان نداده بود. و این امور
سبب مذمت و شرك آلود شدن اعتقاد و درخواست آنان شد ولی اگر اعتقاد به مقام شفاعت در حق کسی باشد که خداوند براي
آنها این حقّ را قرار داده و به کار گرفتن آن را نیز به اذن خدا بداند و این اعتقاد منجرّ به عبادت شفیع نشود، دلیلی بر حرمت آن
نیست.
[ [ صفحه 353
3 قرآن کریم شفاعت را حقّ ویژه خداوند دانسته است ": قُلْ لِله الشَّفاعَۀُ جَمِیعَاً [" 918 ] ؛ بگو شفاعت تنها از آنِ خداوند است.
بنابراین باید شفاعت را فقط از خداوند درخواست کرد.
پاسخ:
شفاعت از آن جهت که نوعی تأثیرگذاري در سرنوشت بشر است، از مظاهر و جلوه هاي ربوبی خداوند است و بدین جهت اوّلا و
بالذات به او اختصاص دارد، ولی این مطلب با اعتقاد به حقّ شفاعت براي پیامبران و صالحان منافات ندارد، زیرا شفاعت آنان به
صورت مستقل نیست، بلکه مستند به اذن و مشیّت الهی است. و این مطلبی است که از قرآن کریم به روشنی به دست می آید"؛
و یا آیه ": مَا مِنْ .« کیست که در پیش گاه الهی به شفاعت برخیزد، مگر به فرمان او » ؛ [ مَنْ ذَا الَّذِي یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ [" 919
.« هیچ شفیعی جز به اجازه او نخواهد بود » ؛ [ شَفِیع إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ [" 920
4 طلب شفاعت اگرچه دعا محسوب می شود، ولی خواستن آن از میّت بی فایده است، زیرا او در عالم برزخ نمی شنود و حیاتی
ندارد.
پاسخ:
به طور مبسوط، حیات در عالم برزخ را به اثبات رساندیم. و نیز از آیاتی که وهابیان با آنها بر عدم شنیدن « حیات برزخی » در بحث
صفحه 227 از 456
مردگان در عالم برزخ استدلال می کنند، جواب دادیم.
بررسی دلائل منکران
شفاعت محرك معصیت است
در نظر عده اي، اعتقاد به شفاعت موجب جرأت بر گناه در افراد شده و روح سرکشی را در گناه کاران و مجرمان زنده می کند،
لذا اعتقاد به آن، با روح شریعت اسلامی
[ [ صفحه 354
و سایر شرایع سازگاري ندارد!
پاسخ:
که بخشایش گناهان را در پی دارد، نیز مایه تشویق به انجام دوباره گناه خواهد بود. درحالی که توبه « توبه » ، الف اگر چنین باشد
یکی از باورهاي اصیل اسلامی و مورد اتفاق مسلمانان است.
ب وعده شفاعت در صورتی مستلزم تمرّد و عصیان گري است که شامل همه مجرمان با تمام صفات و ویژگی ها شود و نسبت به
تمام انواع عقاب و تمام اوقات آن جاري باشد...، ولی اگر این امور مبهم و نامعیّن شد که وعده شفاعت در مورد چه گناهانی و
کدام گناه کار و در چه وقتی از قیامت است، هیچ کس نمی داند که آیا مشمول شفاعت می شود یا خیر؟ و لذا موجب تشویق بر
. [921] «. انجام معاصی نخواهد شد
ج با اندکی اندیشه در آیات قرآن و گفتار پیشوایان معصوم (علیهم السلام) روشن می شود که خداوند شرایط ویژه اي براي
در آن روز » ؛ [ شفاعت قرار داده است. خداوند می فرماید ": یَوْمَئِذ لَا تَنفَعُ الشَّفَاعَۀُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِ یَ لَهُ قَوْلا [" 922
.« (قیامت) شفاعت هیچ کس سودي نمی بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده و به گفتار او راضی است
براي ستمکاران نه دوستی وجود دارد و نه شفاعت کننده » ؛ [ هم چنین فرموده است ": مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیم وَلَا شَ فِیع یُطَاعُ [" 923
.« اي که شفاعتش پذیرفته شود
924 ] ؛ همانا شفاعت ما اهل بیت (علیهم ] « إنَّ شَ فاعَتَنا لن تنال مُستَخِفّاً بالصّلاة » : در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است
السلام) به کسی که نماز را سبک بشمارد، نخواهد رسید.
روشن است که چنین شرایطی نه تنها سبب تشویق به انجام گناه نمی شود، بلکه انسان را براي دست یابی به طاعات به تلاش وا می
دارد و از شفاعت پیامبران و اولیاي الهی
[ [ صفحه 355
برخوردار می سازد.
د شفاعت نه تنها تشویق کننده گناه نیست، بلکه باعث امیدواري گناه کار به آینده خود می گردد و به این باور می رسد که می
تواند سرنوشت خود را دگرگون سازد. کردار گذشته او سرنوشتی شوم و تغییرناپذیر براي وي پدید نیاورده است و می تواند با
صفحه 228 از 456
یاري اولیاي الهی و تصمیم راسخ بر فرمانبرداري از خداوند، ضمن تغییر سرنوشت خود، آینده اي روشن را براي خود رقم بزند.
بدین ترتیب، اعتقاد به شفاعت نه تنها مایه گستاخی نیست، بلکه باعث می شود گروهی به این امید که راه بازگشت به سوي
خداوند براي آنان باز است، به یاري اولیاي خدا، آمرزش را بجویند، و با کنارنهادن سرکشی، به سوي حقّ بازگردند.
شفاعت واسطه گري است
پاسخ:
طبق نظر برخی شفاعت نوعی پارتی بازي و واسطه گري است که موجب ضایع شدن حقّ عدّه اي، و سبب لوث شدن قانون است.
شفاعت، کمک اولیاي الهی به افرادي است که در عین گنه کار بودن، پیوند ایمانی و معنوي خویش را با خداوند و اولیاي الهی
نگسسته اند. شفاعت واقعی براي کسانی است که نیروي جهش به سوي کمال وپاکی در روح و روان آنان باشد. و نورانیت شافعان،
وجود تاریک کسانی را که از هیچ گونه ویژگی مثبتی برخوردار نیستند، روشن نخواهد کرد.
بنابراین، شفاعت هاي رایج میان مردم (پارتی بازي) با شفاعت در منطق اسلام، تفاوت هاي زیاد دارد، از آن جمله:
1 در واسطه گري هاي دنیوي فرد گنه کار، شفیع را برمی انگیزاند تا با سرپرست فلان بخش تماس بگیرد و به دلیل نفوذي که در
دستگاه او دارد، وي را وادار کند از تقصیر گنه کار درگذرد و از اجراي قانون در حقّ او چشم بپوشد. در شفاعت اسلامی، کار
دست خدا است و اوست که شفیع را برمی انگیزاند. خداوند به دلیل کمال و جایگاه شفیع، به او حق شفاعت می بخشد و رحمت و
بخشایش خود را از گذرگاه وي، شامل
[ [ صفحه 356
حال بندگان می سازد.
2 در شفاعت، شفیع از مقام ربوبی تأثیر می پذیرد، ولی در واسطه گري هاي باطل، قدرت برتر سخنان شفیع است و اوست که به
خواسته هاي خلاف کار، تن در می دهد. به دیگر سخن، در شفاعت هاي عرفی و دنیوي، شفاعت کننده، مولا و حاکم را برخلاف
اراده، به انجام کاري وادار می کند، ولی در شفاعت الهی، در علم و اراده خداوند هیچ گونه دگرگونی پدید نمی آید، بلکه تنها
. [ مراد و خواسته دگرگون می شود... [ 925
3 جوهر اصلی شفاعت هاي دنیوي، تبعیض در قانون است. بدین ترتیب که نفوذ شفیع بر اراده قانون گذار یا مجریان قانون چیره
می شود و قدرت قانون تنها در برخورد با ناتوانان، نمود می یابد. این درحالی است که در شفاعت اخروي هیچ کس قدرت خود را
بر خدا تحمیل نمی کند و نمی تواند از اجراي قانون، جلوگیري کند. در حقیقت شفاعت، رحمت گسترده و بخشایش بی پایان
خداي مهربان است که بهوسیله آن، کسانی را که شایسته اند، پاك می کند. به همین دلیل گروهی که از شفاعت محروم شده اند،
سزاوار برخورداري از بخشایش و رحمت گسترده الهی نیستند. وگرنه در قانون خدا تبعیض وجود ندارد.
4 شفاعت شونده باید داراي شرایطی باشد از آن جمله:
. [ الف خدا از او راضی باشد و او هم نسبت به خدا بیم ناك باشد " وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنْ ارْتَضَی وَهُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ. [" 926
ب نزد خدا، پیمانی داشته باشد. مثلا به خدا ایمان داشته باشد، به یگانگی او اقرار کند، نبوت و ولایت را تصدیق کند و داراي
. [ کردار شایسته باشد ": لَا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَۀَ إِلَّا مَنْ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْداً. [" 927
. [ ج ستمکار نباشد ": مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیم وَلَا شَفِیع یُطَاعُ. [" 928
صفحه 229 از 456
[ [ صفحه 357
إنّ شفاعَتَنا لا تَنَالُ مُستَخَفّاً » : د نماز را سبک نشمارد. امام صادق (علیه السلام) فرمود
. [929] .« بِالصَلوة
ماهیت شفاعت، نه تشویق به گناه است و نه چراغ سبز براي گناه کار. هم چنین عامل عقب افتادگی و یا واسطه گري نیست، بلکه
مسئله مهم تربیتی است که پی آمدهاي سازنده اي دارد. که به برخی از آنها اشاره می شود:
1 امیدآفرینی:
غالباً چیرگی هواي نفس بر انسان سبب ارتکاب گناهان بزرگی می شود و به دنبال آن روح یأس حاکم می شود و این نا امیدي،
آنها را به آلودگی بیشتر در گناهان می کشاند. در مقابل، امید به شفاعتِ اولیاي الهی به عنوان یک عامل بازدارنده به آن ها نوید
می دهد که اگر خود را اصلاح کنند، ممکن است گذشته آن ها از طریق شفاعت نیکان و پاکان جبران گردد.
2 برقراري پیوند معنوي با اولیاي الهی:
مسلماً کسی که امید به شفاعت دارد، می کوشد به نوعی این رابطه را برقرار سازد و کاري که موجب رضاي آن ها است، انجام
دهد و پیوندهاي محبت و دوستی را نگسلد.
3 تلاش براي به دست آوردن شرایط شفاعت:
امیدواران شفاعت باید در اعمال گذشته خویش تجدیدنظر کنند و نسبت به آینده تصمیمات بهتري بگیرند، زیرا شفاعت بدون
« شفاعت شونده » زمینه مناسب انجام نمی گیرد. حاصل آن که، شفاعت نوعی تفضّل است که از یک سو به خاطر زمینه هاي مناسبِ
است. « شفاعت کننده » و از سوي دیگر به خاطر آبرو و احترام و اعمال صالح
چه نیازي به شفیع داریم؟
گاهی سؤال می شود که چرا خداوند به طور مستقیم، گناهان بندگان را نمی بخشد و چه نیازي به وجود واسطه و شفیع است؟
[ [ صفحه 358
پاسخ:
آن خدایی که هر چیز را » ؛ [ 1 خداوند متعال، جهان آفرینش را به بهترین وجه آفریده است ": الَّذِي أَحْسَنَ کُلَّ شَیْء خَلَقَهُ [" 930
.« به بهترین صورت آفریده است
جهان بر اساس نظام علّت و معلولی و اسباب و مسبّبات، براي هدایت و رشد و تکامل انسان ها آفریده شده است و نیازمندي هاي
طبیعی بشر بهوسیله عوامل و اسباب عادي، برآورده می گردد.
فیوضات معنوي خداوند همانند هدایت، مغفرت و آمرزش نیز بر اساس نظامی خاص بر انسان ها نازل می شود، و اراده حکیمانه
خداوند بر این تعلق گرفته است که این امور بهوسیله اسباب و علت هاي معین به انسان ها برسد. بنابراین، همان گونه که در عالم
مادّه نمی توان پرسید: چرا خداوند متعال زمین را بهوسیله خورشید نورانی کرده و خود بیواسطه به چنین کاري دست نزده است، در
عالم معنا نیز نمی توان گفت: چرا خداوند به واسطه اولیاي الهی، مغفرت خویش را شامل حال بندگان نموده است؟
صفحه 230 از 456
فعل خدا، داراي نظام است. اگر کسی بخواهد به نظام آفرینش، اعتنا نداشته باشد، گمراه » : شهید مطهري (رحمه الله) می فرماید
است. به همین جهت است که خداي متعال، گناه کاران را ارشاد فرموده است که در خانه رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) بروند و
علاوه بر این که خود طلب مغفرت کنند، از آن بزرگوار بخواهند که براي ایشان، طلب مغفرت کند. قرآن کریم می فرماید ": وَلَوْ
و اگر ایشان هنگامی که (با » ؛ [ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَ هُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا الَله وَاسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَ دُوا الَله تَوَّاباً رَحِیماً [" 931
ارتکاب گناه) به خود ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر هم براي ایشان طلب مغفرت می کرد،
. [932] «. خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند
این است که مشیّت الهی این است که با اعطاي منزلت شفاعت به پیامبران و اولیاي الهی، آنان را تکریم « شفاعت » 2 حکمت دیگرِ
کند. پذیرش دعا و درخواست اولیا
[ [ صفحه 359
گونه اي تکریم و احترام به آنان است. اولیاي خدا، نیکوکاران، فرشتگان آسمان ها، و حاملان عرش که همه روزگار را به
فرمانبرداري خدا گذرانده و از مدار عبودیّت الهی، گام بیرون ننهاده اند، شایسته تکریم هستند و چه احترامی بالاتر و برتر از این که
دعاي آنان درباره بندگان شایسته رحمت و مغفرت الهی، مستجاب شود.
شفاعت عامل دگرگونی در علم و اراده الهی
حکم پروردگار عین عدل است و بر اساس مصلحت الهی شکل گرفته است. از طرفی، شفاعت در عرف مردم » : رشیدرضا می گوید
به این معناست که شفیع و واسطه، مانع اجراي حکم واقعی در مورد متخلف و مجرم می شود. اگر حکم دوم که در سایه شفاعتِ
واسطه به دست آمده، مطابق عدل است و حکم نخست مخالف آن، پس دو حالت پیش می آید:
1 باید خدا را غیرعادل دانست، که قطعاً باطل است.
2 بگوییم خداوند عادل است، ولی علم و آگاهیش نارسا بوده است، که اینک از رهگذر یادآور شدن شفیع، تغییر پیدا کرده
است. در نتیجه حکم جدید عادلانه است. این فرض نیز باطل است، زیرا علم خدا عین ذات اوست و تغییر و دگرگونی در او راه
ندارد.
فرض می کنیم حکم نخست، عین عدل بوده است و حکم دوم برخلاف آن و خداوند تنها به دلیل علاقه به شفیع، حاضر شده است
عدل را زیر پا نهد و حکم جدید صادر کند. این فرض نیز با عدالت الهی ناسازگار است. پس پذیرش شفاعت با چالش هاي فراوان
. [933] «. روبروست و استدلال عقلی، مخالف آن است
پاسخ:
این اشکال از آن جا پدید می آید که نویسنده میان تغییر در علم و اراده الهی و دگرگونی و تحول در موضوع و معلوم و مراد را در
هم آمیخته است. باید دانست آن چه
[ [ صفحه 360
دگرگون شده، وضعیت مجرم و گنه کار است؛ یعنی به گونه اي شده که سزاوار رحمت الهی گشته است، درحالی که پیش تر
صفحه 231 از 456
چنین نبود. پس در علم و اراده خداوند، هیچ گونه دگرگونی پدید نیامده است. بنابراین، دو اراده وجود دارد و خداوند می داند که
این شخص دگرگون خواهد شد و در پرتو اراده دوّمِ پروردگار قرار خواهد گرفت. پس علم و اراده الهی دگرگون نشده است،
بلکه دو اراده گوناگون نسبت به دو موضوع متفاوت وجود دارد که هیچ یک ناقض دیگري نیست، بلکه هردو عین عدل الهی
است. بدین ترتیب، علم و اراده خدا دگرگون نمی شود، بلکه علم و اراده جدیدي به موضوع نوینی تعلّق می گیرد. مثلا می دانیم
هنگام شب، تاریکی همه جا را فرامی گیرد و با توجه به این علم، اراده می کنیم تا از وسایل الکتریکی، مانند چراغ استفاده کنیم.
سپس با طلوع آفتاب، چراغ را خاموش می کنیم. در این مثال، دو علم داریم؛ شب نور ندارد و روز نور دارد. ما نیز بر اساس این دو
علم، دو اراده و دو کار کرده ایم. شب هنگام چراغ را روشن و در روز، آن را خاموش می کنیم. در این مثال، علم و اراده دوم با
علم و اراده نخست در تعارض نیست، بلکه با توجه به تفاوت موضوع، متناسب با آن شکل گرفته است.
درباره شفاعت نیز می گوییم: خداوند از ازل می دانست که فلان انسان، حالت هاي گوناگونی خواهد داشت و بر اساس آن
شرایط، اراده ویژه اي درباره او شکل می گیرد. از این رو، بر اساس تعدد حالت ها و تغییر موضوع، اراده هاي متفاوتی نیز تعلق
گرفته است. پس در علم اول الهی و اراده او، خطا و تغییري پدید نیامده است بلکه هر علمی نسبت به موضوع خود درست است و
هر اراده نسبت به موضوع خود، حکیمانه و بر اساس مصلحت است.
احکام (اذان)