گروه نرم افزاری آسمان






احکام (اذان)
حی علی خیر العمل








اشاره
حیّ علی » دوبار ،« حیّ علی الفلاح » مسلمانان در این که در اذان و اقامه بعد از
گفته شود، اختلاف دارند. اهل سنت قائل به عدم جواز آن در اذان و اقامه اند. برخی نیز آن را مکروه می دانند، ولی « خیر العمل
اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیانشان، این قسمت را جزء اذان و اقامه می دانند، که بدون آن اذان باطل است. از آن جا که اذان و
اقامه از موضوعاتی است که مسلمین روزي چندین بار با آن سر وکار دارند، شایسته بررسی است.
فتواهاي علما امامیه
علماي شیعه امامیه به تبع ادله اي که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) به آنها رسیده اتفاق نظر دارند
جزء اذان و اقامه است و بدون آن؛ یکی از فصول؛ ساقط شده و اذان و اقامه باطل است. « حیّ علی خیر العمل » که
« حیّ علی الفلاح » از جمله اموري که مختص به امامیه است این که در اذان واقامه بعد از » : 1 سیّد مرتضی در الانتصار می گوید
گفته شود، و « حیّ علی خیر العمل »
علت این مسئله، اجماع شیعه امامیه است. و عامه روایت کرده اند که مقاطعی از عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله)این فصل جزء اذان
و اقامه بوده، ولی ادعا می کنند که حکم آن نسخ و رفع
شده است. کسی که ادعاي نسخ می کند باید بر آن دلیل اقامه کند، که چنین دلیلی را هم
[ [ صفحه 364
صفحه 232 از 456
. [934] «. نخواهد یافت
اهل سنت همگی از گفتن حیّ علی خیر العمل، منع کرده اند ولی امامیه بر استحباب آن به دلیل تواتر » : 2 علامه حلّی می گوید
. [935] «. نقل آن از ائمه (علیهم السلام)اتفاق نظر دارند
بنا بر قول اشهر نزد ما از حیث فتوا ولو شهرت روایی عظیم نباشد تا ادعاي اجماع با آن ممکن باشد » : 3 صاحب جواهر می فرماید
آورده است: جزئیّت مذهب اصحاب امامیه است که در آن خلافی نیست. « مدارك » حیّ علی خیر العمل جزء اذان است، بلکه در
در تذکره و نهایۀ الاحکام به علماي امامیه نسبت داده شده. در ذکري به عموم اصحاب، نسبت داده شده است. در مسالک آمده که
طائفه امامیه و اصحاب در آن اختلاف ندارند. در ظاهر غنیه این چنین است: اصحاب اجماع دارند در این که فصول اذان هجده
حیّ علی » و « حیّ علی الصلاة » فصل است نه بیشتر و نه کمتر: چهار مرتبه تکبیر، شهادت به توحید، شهادت به رسالت، سپس گفتن
«... و هر کدام از این فصول دو مرتبه ذکر می شود « لا إله إلاّ الله » و بعد از آن « تکبیر » و سپس « حیّ علی خیر العمل » آن گاه ،« الفلاح
. [936]
« حی علی خیر العمل » ادله جزئیت
اشاره
براي جزئیّت این فقره در اذان می توان به ادلّه اي تمسک کرد:
اتفاق مسلمین بر اصل مشروعیت
اشاره
در اذان در عهد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است؛ زیرا « حیّ علی خیر العمل » از امور مسلّمی که در آن شکّی نیست، جزئیّت
همانگونه که در روایات شیعه امامیّه و زیدیّه و اسماعیلیّه به آن اشاره شده، اهل سنّت نیز آن را با طرق خود نقل کرده اند. و نیز از
جماعت زیادي از صحابه نقل شده که آنرا در اذان خود می آوردند. هر چند برخی از اهل سنّت ادعا
[ [ صفحه 365
را « الصلاة خیر من النوم » کرده اند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به بلال امر نمود تا از اذان حذف کرده و به جاي آن جمله
قرار دهد. و به تعبیر دیگر برخی قائلند که این فقره از اذان نسخ شده و به جاي آن فقره دیگري قرار گرفته است.
آنان در اینکه ناسخ کیست اختلاف دارند، برخی ناسخ را شخص رسول خدا (صلی الله علیه وآله)معرفی کرده اند که به بلال
قرار دهد، ولی برخی دیگر نسبت به شخص ناسخ سکوت اختیار « الصلاة خیر من النوم » دستور داد تا آن را حذف کرده و به جایش
کرده اند.
را در اذان بیاورد، و « حیّ علی خیر العمل » از برخی روایات استفاده می شود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بلال را امر نمود تا
. [ بلال نیز تا زمان وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اینگونه اذان می گفت. [ 937
صفحه 233 از 456
بررسی ادله اهل سنت بر عدم جزئیت
اشاره
در اذان در سه نقطه خلاصه می شود: « حیّ علی خیر العمل » عمده ادلّه اهل سنّت بر عدم جزئیّت
ابن ابی شیبه از مصادر « المصنف » بیهقی، و « سنن الکبري » ندارد، و « حیّ علی خیر العمل » 1 مصادر حدیثی معتبر تأکید بر ثبوت
دست دوم است.
2 راویان احادیثی که اشاره به جزئیّت کرده اند از ضعفا هستند، لذا روایاتشان از درجه اعتبار ساقط است.
را ذکر می کرده اند، ولی نزد ما تنها عمل و « حیّ علی خیر العمل » 3 از روایات استفاده می شود که برخی از صحابه در اذان خود
قول پیامبر (صلی الله علیه وآله) حجّت است.
نقد ادله
نسبت به دلیل اوّل می گوییم:
اوّلا: اینکه در صحیحین ذکر نشده دلیل بر عدم صحّت آن نیست؛ زیرا به اتّفاق اهل
[ [ صفحه 366
سنّت احادیث صحیح تنها در صحیحین نیست بلکه چه بسیار احادیث صحیح السندي که
در صحیحین وجود ندارد، بلکه در کتب نه گانه آنها نیز نیامده است.
ثانیاً: اگر این فقره از اذان نسخ شده بود هرگز نباید بر علی بن ابی طالب و اولاد او مخفی شده باشد؛ زیرا آنان کسانی هستند که
کشتی نجات امّت از ضلالت و گمراهی معرفی شده اند. « سفینه » اقتداي به آنها سبب هدایت و در حدیث ،« ثقلین » مطابق حدیث
در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزء اذان بوده و حتّی « حیّ علی الصلاة » ثالثاً: از مجموعه روایات استفاده می شود که
مطابق برخی از روایات تا هنگام وفات آن حضرت در اذان گفته می شده است.
و لذا این خود شاهد بر آن است که این فقره از اذان سنتی ثابت در اذان به شمار می آید. و در صورت شک در نسخ حکم آن می
توانیم استصحاب جزئیت کرده وحکم به بقاء آن نماییم، زیرا نسخ دلیل قطعی می خواهد.
و نسبت به دلیل دوّم می گوییم:
اوّلا: باید ملاحظه شود که میزان و ضابطه در جرح و تعدیل راویان این احادیث از جانب رجالیین چه بوده است، آیا به جهت
مخالفت در مذهب است، یا جهت واقعی داشته است؟
ثانیاً: بر فرض تسلیم که راویان اینگونه احادیث ضعیف باشند، ولی کثرت و تعدّد طرق این احادیث، می تواند آنها را به سرحدّ
اعتبار برساند؛ زیرا مطابق اصطلاح حدیثی که نزد شیعه و اهل مورد قبول است احادیث می توانند یکدیگر را تقویت کنند. [ 938 ] از
939 ] علی رغم ضعف سند آن عمل ] « علی الید ما اخذت حتّی تؤدیه » : باب نمونه مشاهده می کنیم که اهل سنّت به حدیث نبوي
کرده اند. حدیثی که تنها مرجع آن سمرة بن جندب است.
را در زمان « حیّ علی خیر العمل » ثالثاً: جماعت بسیاري از علماي شیعه امامیّه و اسماعیلیه و زیدیه به طریق صحیح و حسن، جزئیّت
پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند، جزئی که هرگز در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نسخ نشد. لذا می توانیم روایات
صفحه 234 از 456
ضعیف در مصادر اهل سنّت را با
[ [ صفحه 367
طرق صحیح و حسنی که در مصادر شیعه وارد شده تأیید و تقویت نماییم. و این مطلب با
اطلاع بر سیاسی بودن حذف آن در مدرسه خلفا بر شما واضح تر می گردد.
نسبت به اشکال سوّم می گوییم:
اوّلا: اهل سنّت، به عمل صحابه توجّه خاصی داشته و آن را حجّت می دانند، و در فتاواي خود آن را مرجع و مصدر حکم معرّفی
کرده اند، گرچه ما براي عمل صحابه اعتباري در حدّ حجّیت موضوعی قائل نیستیم.
در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزء اذان بوده و بلال در اذان قرائت می « حیّ علی خیر العمل » ثانیاً: قبلا اشاره کردیم که
کرده است، و تا هنگام وفات حضرت نیز نسخ نشده است، و لذا می توان با استصحاب جزئیّت آن را به رسول خدا (صلی الله علیه
وآله) نسبت داد.
اذان صحابه و اهل بیت
کسی که مطالعه اي در کتب سیره و تاریخ و حدیث داشته باشد پی به اسامی عده اي از صحابه و تابعین و تابعین تابعین و اهل بیت
را قرائت می کرده اند. گرچه از برخی « حیّ علی خیر العمل » : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می برد که همگی در اذان خود
روایات استفاده می شود که آنان در نماز صبح این فقره را ذکر می کردند، ولی از برخی روایات دیگر استفاده می شود که این
فقره شامل اذان براي همه نمازها بوده است. اینک به اسامی برخی از آنان به صورت فهرستوار اشاره می کنیم:
1 بلال بن رباح حبشی (ت 20 ه)
. [940] «. می گفت « حیّ علی خیر العمل » بلال همیشه در اذان صبح » : آمده است « کنز العمال » در
«. بگوید « حیّ علی خیر العمل » بهترین اعمال شما نماز است. آنگاه امر کرد بلال را تا در اذان » : پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [941]
[ [ صفحه 368
2 علی بن ابی طالب (علیه السلام) (ت 40 ه)
به سند خود از امام علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: از رسول خدا (صلی الله « شرح تجرید » امام مؤیّد بالله زیدي در کتاب
«. بگوید « حیّ علی خیر العمل » بهترین اعمال شما نماز است. آنگاه بلال را امر فرمود تا در اذان » : علیه وآله) شنیدم که می فرمود
. [942]
3 ابورافع:
« حیّ علی خیر العمل » حافظ علوي زیدي به سند خود از ابی رافع نقل کرده که هر گاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در اذان به
. [ می گفت. [ 943 « لا حول و لا قوّة الاّ بالله » ، می رسید
4 عقیل بن ابی طالب:
صفحه 235 از 456
. [ می گفت. [ 944 « حیّ علی خیر العمل » : همو به سند خود از عبیده سلمانی نقل می کند: عقیل بن ابی طالب تا زنده بود در اذان
5 حسن بن علی بن ابی طالب (علیه السلام)
اتفاق است بر این که ابن عمر و حسن و حسین (علیهما السلام) و بلال و جماعتی ...» : قاسم بن محمّد از بزرگان زیدیه نقل می کند
. [945] «. را می گفتند « حیّ علی خیر العمل » از صحابه در اذان خود
6 ابومحذوره (ت 59 ه)
به سند صحیح از ابی محذورة یکی از مؤذنین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که « الجامع » محمّد بن منصور در کتاب
. [ بگویم. [ 946 « حیّ علی خیر العمل » : گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مرا امر نمود تا در اذان
7 حسین بن علی بن ابی طالب
. [ قبلا به روایت آن اشاره شد. [ 947
[ [ صفحه 369
8 زید بن ارقم:
حیّ علی خیر » نقل می کند که زید بن ارقم در اذان خود « إحکام الأحکام » از محبّ طبري در کتاب « نیل الاوطار » شوکانی در
. [ را قرائت می کرده است. [ 948 « العمل
9 عبدالله بن عباس:
حافظ علوي به سند خود از عبیده سلمانی نقل می کند که دائماً علی بن ابی طالب و حسن و حسین و عقیل بن ابی طالب و ابن
. [ را قرائت می کرده اند. [ 949 « حیّ علی خیر العمل » عباس و عبدالله بن جعفر و محمّد بن حنفیه تا زنده بوده اند در اذان خود
10 عبدالله بن عمر (ت 73 ه)
. [ می گفته است. [ 950 « حیّ علی خیر العمل » محمّد بن سیرین درباره ابن عمر نقل می کند که او دائماً در اذان خود
حیّ » می رسید بعد از آن « حیّ علی الفلاح » به سند خود نقل کرده که ابن عمر هر گاه در اذان خود به « المصنف » عبدالرزاق در
. [ می گفته است. [ 951 « علی خیر العمل
. [ را نیز قرائت می نمود. [ 952 « حیّ علی خیر العمل » : زید بن محمّد از نافع نقل می کند که ابن عمر هرگاه اذان می گفت در آن
درباره عبدالله بن عمر از طرق مختلف در مصادر اهل سنّت و زیدیه این مطلب به اثبات رسیده است.
11 جابر بن عبدالله:
،« حیّ علی الفلاح » حافظ علوي به سند خود از جابر بن عبدالله نقل کرده که در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)مؤذّن بعد از
می گفته است، تا اینکه در عهد خلافت عمر بن خطاب، از طرف خلیفه از آن نهی شد، به جهت آنکه مردم « حیّ علی خیر العمل »
نسبت به
[ [ صفحه 370
. [ جهاد سست نگردند. [ 953
12 عبدالله بن جعفر
صفحه 236 از 456
حیّ علی خیر » همو به سند خود از عبیده سلمانی نقل می کند که عبدالله بن جعفر بن ابی طالب تا زنده بود دائماً در اذان خود
. [ می گفته است. [ 954 « العمل
13 محمّد بن علی بن ابی طالب:
همو به سند خود از محمّد بن بشر نقل می کند که شخصی به نزد محمّد بن حنفیه آمد و عرض کرد: به ما خبر رسیده که تشریع
اذان به خوابی بوده که شخصی از انصار دیده و قصّه آنرا بر رسول خدا نقل کرده است، آنگاه حضرت بلال را امر کرده تا به
فقرات آن اذان بگوید.
محمّد بن حنفیه فرمود: شخص جاهل از مردم چنین اینگونه حرف می زند، همانا امر اذان بالاتر از این است. هنگامی که رسول خدا
حیّ علی » : تا آنکه فرمود: سپس فرشته گفت ،« الله اکبر، الله اکبر » : (صلی الله علیه وآله) به معراج رفت شنید که فرشته اي می گوید
. [955] ....« خیر العمل
14 انس بن مالک
آنگاه جبرئیل بلند شد ...» : حافظ علوي زیدي به سند خود از انس بن مالک نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود
و انگشت سبّابه خود را در گوش راست خود قرار داده و شروع به قرائت فقرات اذان دو تا دو تا کرد. در یکی از فقرات آن گفت:
. [956] ...« حیّ علی خیر العمل »
15 علی بن حسین بن علی (علیه السلام)
ابن ابی شیبه و بیهقی و دیگران به سند خود از مسلم بن ابی مریم نقل می کنند که علی بن الحسین (علیهما السلام) دائماً در اذان به
حیّ علی » که می رسید بعد از آن « حیّ علی الفلاح »
[ [ صفحه 371
. [ می گفت... [ 957 « خیر العمل
این مضمون به طرق فراوانی در مصادر مختلف رسیده است.
16 أبوأمامۀ بن سهل بن حنیف (ت 100 ه)
حیّ علی » : نقل می کند که ابوامامه هر گاه که اذان می گفت « إحکام الأحکام » محبّ طبري امام شافعیه در عصر خود در کتاب
. [ را فراموش نمی کرد. [ 958 « خیر العمل
. [ را در اذان قرائت می کرده است. [ 959 « حیّ علی خیر العمل » بیهقی می گوید: از ابی أمامه روایت شده که او
می گفته « حیّ علی خیر العمل » ابن حزم می گوید: به سند صحیح نقل شده که ابن عمر و ابی امامۀ بن سهل بن حنیف در اذان نماز
. [ اند. [ 960
17 محمّد بن علی الباقر (علیه السلام)
می « حیّ علی خیر العمل » حافظ علوي به سند خود از ابی الجارود نقل می کند که ابی جعفر باقر (علیه السلام) دائماً در اذان و اقامه
. [ گفت. [ 961
در اذان » : و نیز از امام باقر (علیه السلام) به بیست و دو طریق از جمله طریق جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام)نقل کرده که فرمود
حیّ علی خیر العمل، حیّ علی » :( من و پدرانم: پیامبر (صلی الله علیه وآله) و علیّ و حسن و حسین و علی بن الحسین (علیهم السلام
. [ است. [ 962 « خیر العمل
صفحه 237 از 456
18 زید بن علی (ت 121 ه)
بگوید. « حیّ علی خیر العمل » همو از طریق طیبۀ بن حیان نقل می کند که: زید بن علی دائماً به مؤذن امر می کرد تا در اذان خود
. [963]
[ [ صفحه 372
19 یحیی بن زید بن علیّ (ت 125 ه)
حیّ » : من براي یحیی بن زید در خراسان اذان می گفتم، مرا امر کرد که در اذان بگویم » : همو به سند خود از حسان نقل می کند
. [964] .« علی خیر العمل، حیّ علی خیر العمل
20 محمّد بن زید بن علی:
را دوبار می گفته « حیّ علی خیر العمل » همو به سند خود از احمد بن مفضل نقل کرده که محمّد بن زید بن علیّ در اذان خود
. [ است. [ 965
( 21 محمّد بن عمر بن علی بن ابی طالب (ت 135
می گفته است. « حیّ علی خیر العمل » همو به سند خود از عبدالله بن محمّد بن عمر بن ابی طالب نقل می کند که پدرش در اذان
. [966]
22 جعفر بن محمّد الصادق (علیه السلام)
. [ می گفت. [ 967 « حیّ علی خیر العمل » و نیز از معاویه بن عمّار نقل می کند که شنیدم از جعفر بن محمّد که در اذان
23 حسین بن علی صاحب فخّ (ت 169 ه)
می گفت. « حیّ علی خیر العمل » و نیز به سند خود از عنترة بن حسین عصافی نقل می کند که حسین بن علی صاحب فخّ در اذان
. [968]
24 موسی بن جعفر الکاظم (علیه السلام)
سؤال « حیّ علی خیر العمل » شیخ صدوق (رحمه الله) به سند خود از ابن ابی عمیر نقل کرده که فرمود: از امام رضا (علیه السلام) از
کردم که به چه جهت عامّه آن را از اذان حذف کردند؟ حضرت فرمود: علّت ظاهري آن را می پرسی یا علّت باطنی آن را؟ عرض
کردم: هر دو را می پرسم. حضرت فرمود: امّا علّت ظاهري، به جهت آن بود که مردم با توجّه بسیار به نماز
[ [ صفحه 373
جهاد را رها نکنند. و امّا علت باطنی آن این است که بهترین عمل ولایت است، و کسی که
. [ نموده قصدش دور کردن مردم از ولایت بوده است. [ 969 « حیّ علی خیر العمل » امر به حذف
25 علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
همانا اذان نداي به نماز در » : و نیز به سندش از فضل بن شاذان از امام رضا (علیه السلام) درباره اذان نقل کرده که حضرت فرمود
. [970] «... وسط اذان و دعوت به رستگاري و بهترین عمل است
26 حسن بن یحیی بن حسین بن زید بن علی (ت 260 ه)
صفحه 238 از 456
آل رسول خدا (صلی الله علیه وآله)اجماع کرده اند بر اینکه در » : حافظ علوي زیدي به سند خود از حسن بن یحیی نقل می کند
. [ بگویند. [ 971 « حیّ علی خیر العمل » اذان و اقامه
اجماع عترت
در اذان و اقامه بوده است. « حیّ علی خیر العمل » از مجموعه روایات فریقین استفاده می شود که اجماع اهل بیت بر جزئیّت
می گفت، و جزئیّت این جمله مذهب شیعه « حیّ علی خیر العمل » علیّ (علیه السلام) در اذان و اقامه » : در حاشیه دسوقی آمده است
. [972] «. است
حافظ علوي می گوید: علی بن ابی طالب و حسن و حسین و عقیل بن ابی طالب و ابن عباس و عبدالله بن جعفر و محمّد بن حنفیه تا
. [ را در اذان می گفتند و معتقد بودند که همیشه در اذان بوده است. [ 973 « حیّ علی خیر العمل » زنده بودند
. [974] «. در اذان « حیّ علی خیر العمل » اهل بیت اجماع نموده اند بر جزئیّت » : علّامه صلاح بن أحمد بن مهدي می گوید
[ [ صفحه 374
چرا بلال بعد از پیامبر اذان نگفت؟
از تاریخ استفاده می شود که بلال بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) براي احدي غیر از اهل بیت (علیهم السلام) اذان نگفت. و
. [ براي آنکه دستگاه خلافت غاصب او را مجبور به اذان تحریف شده نکند به شام رفت و تا آخر عمر خود در آن دیار ماند. [ 975
اوزاعی نقل می کند که بلال به نزد عمر بن خطاب آمد و به او گفت: نماز نماز، چند بار تکرار کرد. عمر به او گفت: ما از تو به
. [ وقت نماز داناتریم. بلال به عمر گفت: هر آینه من داناترم به وقت از تو، زیرا تو از الاغ اهلت گمراه تري. [ 976
از اینجا استفاده می شود که نزاع سیاسی شدیدي بین بلال از طرفی و ابوبکر و عمر و اتباع این دو از طرف دیگر بوده است. از او
را قرار دهد او قبول نکرد، لذا او « الصلاة خیر من النوم » را از اذان حذف کرده و به جاي آن « حیّ علی خیر العمل » : تقاضا کردند که
را رها کرده و متّهم به ضعف دید چشم و گیر داشتن زبان کردند و به جاي او سعد قرظ و ابی محذوره را براي اذان انتخاب
می گفته است. « الصلاة خیر من النوم » نمودند. و از طرفی احادیثی را جعل کرده به بلال نسبت دادند که او در اذان
بلال از آنجا که وضعیّت سیاسی موجود در آن زمان را خوب درك می کرده است و براي آنکه اذان او تأیید دستگاه خلافت
نشود، مدینه را ترك کرده و به شام هجرت می کند.
عمربن خطاب درخطبه اي خطاب به مردم گفت: اي مردم! سه چیز در عهد رسول خدا » : قوشجی حنفی در شرح تجرید می گوید
بوده ولی من از آنها نهی کرده و حرام می کنم و هر کس انجام دهد او را عقاب می نمایم: متعه زنان، حجّ تمتّع و حیّ علی خیر
. [977] .« العمل
. [ کسی جز عمر بن خطاب نبوده است. [ 978 « حیّ علی خیر العمل » علماي زیدیه اتفاق دارند بر اینکه مانع از
[ [ صفحه 375
در عهد رسول خدا (صلی الله علیه وآله)جزء اذان بوده است تا « حیّ علی خیر العمل » به سند صحیح رسیده که » : حلبی می گوید
صفحه 239 از 456
. [979] «. آنکه در زمان عمر از آن منع شد
در عهد رسول خدا (صلی « حیّ علی خیر العمل » : ابن حاجب می گوید « مختصر الاصول » تفتازانی در حاشیه خود بر شرح عضد بر
. [980] «. الله علیه وآله) جزء اذان بود، و این عمر بود که مردم را از قرائت آن منع کرد تا اینکه با اشتغال به نماز از جهاد باز نایستند
در عهد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جزء اذان « حیّ علی خیر العمل » به طریق صحیح به اثبات رسیده که » : شوکانی می گوید
. [981] «. بوده و در مأذنه ها قرائت می شده است تا زمان عمر که از آن منع شد
از آنجا که اصل قرائت به آن در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ثابت بوده و دلیلی بر نسخ آن به امر رسول خدا نیست لذا
می توان جزئیّت آن را به استصحاب نیز ثابت نمود.
اجتهاد عمر
در اذان نقل می کنند این است که او به جهت آن که مردم با « حیّ علی خیر العمل » اجتهاد و علتی که براي نهی عمر از گفتن
نهی کرده است. این اجتهاد به دلایلی ناقص است، زیرا: « حیّ علی خیر العمل » اشتغال فراوان به نماز از جهاد باز نمانند، از
اوّلًا: در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ضرورت جهاد و دفاع، نسبت به زمان عمر بن خطاب بیشتر احساس می شده است؛
در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نه تنها از آن نهی نکرده، بلکه به آن امر نموده است.
کرده باشد؛ لکن مقطعی بوده و دائمی نیست. به عبارت دیگر، « حیّ علی خیر العمل » ثانیاً: بر فرض که عمر به این جهت نهی از
حکم ولائی است نه اصلی و دائمی، و همیشه موقع جهاد نیست. اکنون باید پرسید که چرا اهل سنت به کلّی چه در حال جهاد و
نمی گویند؟ « حیّ علی الفلاح » راازاذان برداشتهوبعداز « حیّ علی خیرالعمل » چه درصلح
[ [ صفحه 376
تثویب (الصلوة خیر من النوم)
اشاره
تعبیر شده است؛ که غالب اهل سنت این « تثویب » است که از آن به « الصلوة خیر من النوم » یکی از مسائل اختلافی در مورد اذان
جمله را در فصل هاي اذان در نماز صبح مستحب می دانند ولی شیعه امامیه به تبع اهل بیت عصمت وطهارت جزء اذان ندانسته،
بلکه ذکرش را در اذان به عنوان جزئیت، مبطل اذان وبدعت می دانند. و از این جهت که بدعت در دین است عنوان حرام نیز بر آن
مترتب می شود. از همین رو بنا به اهمیت موضوع، به بحث و بررسی این مسئله می پردازیم.
معناي تثویب
یکی از معانی تثویب دعوت به نماز و دوبار خواندن و » : به معناي رجوع کردن است. فیروزآبادي می گوید « ثاب یثوب » تثویب از
. [982] «. گفته شود « الصلاة خیر من النوم » دعوت کردن است. یکی دیگر از معانی آن این است که در اذان فجر دوبار
تثویب به معناي بازگشت به اعلام بعد از اعلام سابق است. واز آن جهت که قول مؤذن » : سنوي در حاشیه سنن نسائی می گوید
. [983] «. از این معنا خالی نیست، لذا آن را تثویب می نامند « الصلاة خیر من النوم »
صفحه 240 از 456
[ [ صفحه 377
الصلاة خیر من » دوبار « حی علی الفلاح » تثویب به معناي رجوع است، مؤذن از آن جهت که بعد از گفتن » : علامه حلّی می فرماید
. [984] «. می گوید و با آن مردم را به نماز دعوت می کند، لذا به آن تثویب می گویند « النوم
فتواهاي علماي امامیه
است در اذان صحیح نیست، و هرگز « الصلاة خیر من النوم » علماي امامیه در این مطلب اتفاق کرده اند که تثویب که همان گفتن
جزء اذان صبح نبوده است. اینک به برخی از فتواهاي امامیه اشاره می کنیم:
تثویب در اذان صبح بدعت است، واین امري ثابت بوده واجماع اصحاب ما امامیه بر آن » : 1 سید مرتضی (رحمه الله) می گوید
. [985] «. است
تثویب در اذان یا بعد از فراغ از آن، مستحب نیست و معناي آن این است که مؤذن در تمام » : 2 شیخ طوسی (رحمه الله) می فرماید
. [986] «. بگوید « الصلاة خیر من النوم » نمازها
تثویب در اذان جایز نیست و هرگاه مؤذن قصد بیدار کردن مردم را داشته باشد، می تواند با » : همچنین در کتاب النهایۀ آمده است
. [987] «. تکرار فصول اذان این هدف را به انجام رساند
الصلوة خیر » تثویب نزد ما بدعت است، ومعناي آن این است که مؤذن در نمازهاي خویش » : 3 علامه حلی (رحمه الله) می فرماید
. [988] «. بگوید « من النوم
. [989] «. تثویب بدین دلیل بدعت است که در اخبار نبوي از آن یاد نشده است »: 4 محقق اردبیلی (رحمه الله) می گوید
[ [ صفحه 378
بررسی ادله عامه
اشاره
ادله اهل سنت در مورد تثویب را می توان به دو دسته تقسیم نمود: روایات رؤیاي اذان و روایاتی که در آنها به رؤیا و خواب اشاره
نشده است.
روایات رؤیاي اذان
1 احمد بن حنبل به سند خود از عبدالله بن زید بن عبدربه نقل می کند: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) قصد داشت تا براي جمع
کردن مردم براي نماز، ناقوس بزند ولی از این امر کراهت داشت، چون موافق با نصاري وتأیید آنها حساب می شد. او می گوید:
شبی در عالم رؤیا شخصی را دیدم که دو لباس سبز بر تن داشت ودر دستش ناقوسی بود، به او گفتم: اي بنده خدا! ناقوس را می
فروشی؟ گفت: براي چه می خواهی؟ گفتم می خواهم با آن مردم را براي نماز دعوت نمایم. او در جواب گفت: آیا نمی خواهی تا
صفحه 241 از 456
تا آخر اذان... صبح « الله اکبر، الله اکبر » : تو را به بهتر از ناقوس راهنمایی کنم؟ عرض کردم: آري، شروع کرد به خواندن فصول اذان
که شد نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله)آمدم و جریان خواب را بر آن حضرت بازگو کردم. حضرت نیز امر نمودند تا مردم اذان
بگویند. وبلال نیز این گونه اذان می گفت و رسول خدا (صلی الله علیه وآله)را به نماز دعوت می کرد.روزي هنگام صبح بلال
رسول خدا (صلی الله علیه وآله)را به نماز صبح دعوت کرد. به او گفته شد: رسول خدا (صلی الله علیه وآله)در خواب است. بلال با
. [ سعید بن مسیب می گوید: از آن هنگام این جمله جزء اذان قرار گرفت. [ 990 «. الصلوة خیر من النوم » : صداي بلند گفت
است که او را به « زید بن حباب بن ربان تمیمی » احمد بن حنبل این حدیث را با سه سند در مسند خود آورده، که در سند اول آن
. [ کثرت خطا توصیف نموده اند. [ 991
است که اهل سنت به روایاتش احتجاج نمی کنند. یحیی بن معین می گوید: نزد من « محمد بن اسحاق بن یسار » در سند دوم
ضعیف است و در حدیث قوي نیست. نسائی
[ [ صفحه 379
« محمد بن ابراهیم بن حارث بن خالد تمیمی » نیز او را قوي نمی داند. [ 992 ] و در سند سوم
. [ است که احمد به حنبل او را تضعیف کرده است. [ 993
و راوي اخیر آن نیز عبدالله بن زید است که رجالیون او را قلیل الحدیث می دانند. ترمذي از بخاري نقل می کند: تنها حدیثی که از
او رسیده، حدیث اذان است. حاکم می گوید: صحیح آن است که وي در احد کشته شده است، لذا تمام روایات او منقطع است.
. [994]
2 ابن سعد در طبقات الکبري سندهایی را ذکر کرده که همه آنها موقوفه است و قابل احتجاج نیست. هم چنین با سندي ذکر کرده
که در طریق آن مسلم بن خالد بن قرقره است که یحیی بن معین او را تضعیف نموده و بخاري نیز او را منکر الحدیث توصیف کرده
. [ است. ابوحاتم می گوید: به احادیثش احتجاج نمی شود. [ 995
روایات مستقل
بخش دوم روایاتی است که به طور مستقل در آن به تثویب اشاره شده است:
1 ابن ماجه به سندش از عبدالرحمن بن ابی لیلی از بلال نقل می کند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در اذان فجر به
. [ امر نمود... [ 996 « تثویب »
لکن حدیث منقطع است، زیرا ابن ابی لیلی متولد سال هفده است وبلال به سال بیست یا بیست و یک در شام از دنیا رفته است. پس
چگونه ممکن است با کمی سن و دوري دیار از بلال حدیث نقل کرده باشد؟!
2 ابن ماجه به سند خود از سعید بن مسیب از بلال نقل می کند: من نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله)آمدم تا او را به نماز صبح خبر
دهم. دیدم که او در خواب است. عرض کردم: الصلوة خیر
[ [ صفحه 380
. [ از آن موقع این دو فصل جزء اذان قرار گرفت. [ 997 « من النوم، الصلوة خیر من النوم
صفحه 242 از 456
در این حدیث نیز انقطاع است، زیرا سعید بن مسیب از بلال حدیث نشنیده است.
الصلاة » 3 نسائی به سند خود از ابی محذوره نقل می کند: من براي رسول خدا (صلی الله علیه وآله)اذان می گفتم؛ در اذان فجر
را می گفتم.... « خیر من النوم
در سند این حدیث ابی سلیمان وجود دارد که براي او شرح حالی در رجال ذکر نشده است.
4 بیهقی در سنن خود از ابن قدامه از محمد بن عبدالملک بن ابی محذوره، از پدرش، از جدش نقل می کند: رسول خدا (صلی
. [998] «. الصلاة خیر من النوم » : الله علیه وآله)سنت اذان را این گونه یادم داد... هرگاه نماز صبح بود بگو
5 همو به سند دیگر از ابی محذوره همین مضمون را نقل می کند، ولی پدر و پسر (ابی محذوره و پدرش) هر دو غیر معروفند،
خصوصا ابومحذوره که از آزاد شدگان در فتح مکه بوده و قبل از اسلام نیز از مؤلفۀ قلوبهم به حساب می آمده است. وي از
. [ کسانی بود که مؤذن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را مسخره می نمود و به جهت استهزا ادایش را در می آورد. [ 999
6 ابوداود نیز به سند خود از حرث بن عبید، از محمد بن عبدالملک بن ابی محذوره، از پدرش، از جدش همین مضمون را نقل می
. [ کند. [ 1000 ] ولی در سندش غیر از ابی محذوره، عبدالملک است که طبق نظر ابن قطان مجهول الحال است. [ 1001
. [ 7 همو به سند دیگري نقل می کند که ضعف آن دانسته شد. [ 1002
8 ابوداود به سندش از ابراهیم بن اسماعیل از ابی محذوره نقل می کند: رسول خدا فصل فصل اذان را به او یاد داد ودر آخر
الصلاة خیر من » فرمود: در اذان فجر
[ [ صفحه 381
. [ می گویی. [ 1003 « النوم
لکن در حدیث غیر از ابی محذوره، ابراهیم بن اسماعیل وجود دارد که توثیق نشده، خصوصا این که احتمال انقطاع در سند وجود
دارد.
است، ولی انس آن را به پیامبر (صلی الله علیه « انس » 9 دار قطنی، همین موضوع را با سه سند نقل می کند که یکی از آنها از
وآله)نسبت نمی دهد. در سند دوم با وجود ضعف دیگر به جهت عبدالرحمن بن حسن، انقطاع وجود دارد، ابوحاتم می گوید: به
احادیث عبد الرحمن بن حسن احتجاج نمی شود. [ 1004 ] و سند سوم با وجود ضعف در سند، از موضوع بحث خارج است.
10 دارمی نیز در سنن خود از زهري، از حفص بن عمر بن سعد مؤذن از اهلش چنین نقل می کند: بلال براي بیداري پیامبر (صلی
. [ را گفت واز آن موقع جزء اذان قرار گرفت. [ 1005 « الصلوة خیر من النوم » الله علیه وآله)در صبح
لکن این روایت نیز قابل اعتماد نیست به جهت زهري که تضعیف شده، وحفص بن عمر که تنها همین روایت را دارد، علاوه بر اینها
کیست. « اهلش » مشخص نیست که
11 مالک بن انس امام مالکیه روایت را به طریقی دیگر نقل می کند، وي می گوید: مؤذن نزد عمر بن خطاب آمد تا او را براي
عمر دستور داد این جمله را براي نداي صبح جزء .« الصلوة خیر من النوم » : نماز صبح خبر دهد او را در خواب دید گونه صدا زد
. [ اذان قرار دهند. [ 1006
ادله امامیه بر عدم مشروعیت تثویب
شیعه امامیه بر عدم مشروعیت تثویب (الصلوة خیر من النوم) دلایلی ذکر کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود:
صفحه 243 از 456
[ [ صفحه 382
1 روایات تثویب با یک دیگر متعارضند وامکان ارجاع همه به یک معنا وجود ندارد، زیرا:
الف) در برخی می گوید: عبدالله بن زید در خواب دید.
ب) در بعضی می گوید: بلال آن را در اذان اضافه نمود و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز تقریر کرد.
ج) در دسته اي دیگر می گوید: عمر بن خطاب مؤذن را امر نمود تا آن را در اذان صبح قرار دهد.
د) در برخی می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله)به ابامحذوره تعلیم داد.
می گفت، پیامبر (صلی الله علیه وآله)امر کرد که به جاي « حی علی خیر العمل » ه) در برخی دیگر می گوید: بلال در نماز صبح
بگوید. « الصلاة خیر من النوم » آن
بااین اختلاف تعبیرها وتعارض فاحش نمی توان به متن آن براي تثویب تمسک کرد.
2 اجماع شیعه امامیه بر عدم مشروعیت تثویب است، همان گونه که شیخ طوسی (رحمه الله)در الخلاف [ 1007 ] به آن اشاره کرده
است.
. [ 3 اهل بیت (علیهم السلام)که اذان ملک را حکایت کرده اند، ذکري از تثویب به میان نیاورده اند. [ 1008
4 شیخ طوسی (رحمه الله) در حدیث صحیح از معاویۀ بن وهب نقل کرده که از امام صادق (علیه السلام) درباره تثویب سؤال
. [ کردم که بین اذان واقامه گفته می شود؟ حضرت فرمود: ما آن را نمی شناسیم. [ 1009
الصلوة خیر من النوم، بدعت بنی امیه است واز اصل اذان محسوب » : زید نرسی از ابی الحسن (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [1010] «. نمی شود
را حضرت در اذان و اقامه نمی گفته « الصلوة خیر من النوم » 5 با تتّبع در سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله)پی می بریم که
است، بلکه حتی در زمان ابوبکر نیز گفته نمی شد، تا آن که این
[ [ صفحه 383
. [ مالک به آن اشاره گردید. [ 1011 « موطأ » قسمت در عصر عمر بن خطاب به اذان صبح اضافه شد، همان گونه که در حدیث
تصریح به بدعت بودن تثویب
برخی از علماي اهل سنت به بدعت بودن تثویب تصریح نموده اند:
گفته شد؟ اودر جواب گفت: در عهد رسول خدا « الصلاة خیر من النوم » 1 شخصی از طاووس یمانی سؤال کرد: از چه زمانی
(صلی الله علیه وآله) گفته نشد، لکن بلال آن را در زمان ابی بکر، بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله)شنید که شخصی
. [ غیر مؤذن می گوید، و بلال از او اخذ کرد... [ 1012
2 مجاهد نقل می کند: ما با ابن عمر بودیم که شنید مردي در مسجد تثویب می گوید، ابن عمر گفت: بیا از نزد این بدعت گذار
. [ خارج شویم. [ 1013
. [ 3 از ابوحنیفه درباره تثویب سؤال شد: او در جواب گفت: این چیزي ساختگی است. [ 1014
صفحه 244 از 456
. [ 4 شوکانی از البحر الزخار نقل می کند: تثویب را عمر احداث کرد، وفرزندش گفت این بدعت است. [ 1015
«. این چیزي است که مردم آن را احداث کرده اند » : 5 ابن قدامه نقل کرده که اسحاق بعد از نقل روایت ابی محذوره می گوید
. [1016]
کیفیت تشریح اذان
اشاره
اهل بیت (علیهم السلام)بر این مطلب اتفاق دارند که تشریع کننده اذان، خداوند متعال است، و جبرئیل از جانب خداوند آن را بر
پیامبر (صلی الله علیه وآله)نازل کرد. و آن حضرت به بلال تعلیم داده و
[ [ صفحه 384
کسی در تشریع آن دخالت نداشته است.
احادیث امامیه
از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: هنگامی که رسول « فضیل » و « زراره » 1 شیخ کلینی (رحمه الله) به سند صحیح از
خدا (صلی الله علیه وآله)را به آسمان بردند، به بیت المعمور که رسید وقت نماز شد، جبرئیل اذان و اقامه گفت. آن گاه رسول خدا
. [ جلو آمد وملائکه و انبیاء در پشت سر آن حضرت به او اقتدا نمودند. [ 1017
2 هم چنین به سند صحیح از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: هنگامی که جبرئیل بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)وارد
شد سر مبارکش در دامان علی (علیه السلام) بود، جبرئیل اذان و اقامه گفت. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)به هوش
آمد فرمود: اي علی! آیا شنیدي؟ عرض کرد: آري، سپس فرمود: آیا حفظ کردي؟ عرض کرد: آري، آن گاه فرمود: بلال را صدا
. [ زنید. علی (علیه السلام) بلال را خواست، واذان و اقامه را به او تعلیم داد. [ 1018
3 شهید از ابن ابی عقیل عمانی نقل می کند: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که حضرت لعن کرده قومی را که پندارند
پیامبر (صلی الله علیه وآله)اذان را از عبدالله بن زید اخذ کرده است. آن گاه فرمود: وحی بر پیامبر شما نازل می شود، ولی شما
. [ گمان می کنید که پیامبر (صلی الله علیه وآله)اذان را از عبدالله بن زید اخذ کرده است؟!. [ 1019
احادیث اهل سنت
در برخی از روایات اهل سنت نیز همین مضمون وارد شده است:
1 حاکم نیشابوري از سفیان نقل می کند: من بعد از ورود حسن بن علی (علیه السلام) به مدینه بر حضرتش وارد شدم. از او
درباره اذان سؤال شد؟ برخی گفتند: شروع آن با خوابی بوده که عبدالله بن زید دیده است. حضرت در جواب او فرمود: شأن اذان
. [ بالاتر از آن است،بلکه جبرئیل در آسمان دوتا دوتا اذان گفت و آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله)را تعلیم داد... [ 1020
صفحه 245 از 456
[ [ صفحه 385
2 متقی هندي به سند خود از علی (علیه السلام) نقل می کند در شبی که رسول خدا به آسمان رفت، به وي اذان تعلیم داده شد، و
. [ نماز بر او واجب و فرض گشت. [ 1021
. [1022] «. همانا اذان به وحی الهی بوده است » : 3 عبدالرزاق از ابن جریح نقل می کند که عطا گفت
. [ 4 حلبی می گوید: احادیثی وارد شده که دلالت دارد بر این که اذان در مکه قبل از هجرت تشریع شده است. [ 1023
5 هم چنین از ابی العلاء نقل می کند که به محمد بن حنفیه گفتم: ما معتقدیم که شروع اذان از خوابی بوده که یک نفر از انصار
دیده است. محمد بن حنیفه از این موضوع به شدت ناراحت شد و فرمود: شما خیال می کنید که یکی از اصول شرایع ومعالم دین
اسلام با خوابی بوده که شخصی از انصار دیده است، خوابی که احتمال راست و دروغ در آن وجود دارد. ابی العلاء می گوید: به
. [ او عرض کردم: این مطلب نزد مردم مستفیض ومشهور است. در جواب گفت: به خدا سوگند این حرف باطل است. [ 1024
لکن در مقابل، مشهور نزد اهل سنت آن است که تشریع اذان به خوابی بوده است که عبدالله بن زید یا دیگري دیده و بر پیامبر
(صلی الله علیه وآله)نقل شده و سپس آن حضرت به بلال تعلیم داده است؛ همان گونه که قبلا به روایاتش اشاره شد. این روایات
در مجموع اشکالاتی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
أ این روایات با مقام نبوت سازگاري ندارد، زیرا همان گونه که نماز از اهمیت به سزایی برخوردار است، اذان واقامه نیز که از
مقدمات نماز است اهمیت دارد؛ لذا این موضوع مهم را نمی توان با خواب شخصی غیر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) تشریح کرد.
ب تمام روایاتی که اشاره به مسئله خواب و رؤیا در اذان دارد، ضعیف السند است که در جاي خود به تفصیل به آن اشاره شده
است.
[ [ صفحه 386
شهادت به ولایت در اذان و اقامه
اشاره
یعنی شهادت به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعد از شهادت به رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)در اذان و « شهادت ثالثه »
اقامه، یکی دیگر از موضوعات اختلافی است. برخی می گویند از آن جا که در روایات به شهادت به ولایت اشاره نشده وشیعه
امامیه در ضمن فصول اذان وارد می کند، لذا این عمل بدعت وتشریع بوده وقطعاً حرام است. ولی به عقیده شیعه امامیه این عمل نه
تنها بدعت و تشریع نیست، بلکه می توان بنا بر وجهی آن را مستحب دانست و حتی بنا بر نظر برخی احتیاط واجب در ذکر آن
است، لکن همه این احتمال ها با قصد عدم جزئیت یا عدم قصد جزئیت در اذان و اقامه است، به این صورت که آن را به صرف
تبرك وتیمّن بیاورد نه به قصد جزئیت. وگرنه شکی در بطلان و بدعت و حرمت آن نیست.
فصول اذان و اقامه
بی تردید فصول اذان نزد امامیه، هجده فصل است: الله اکبر (چهار مرتبه) أشهد أن لا إله إلاّ الله، أشهد أنّ محمداً رسول الله (صلی
صفحه 246 از 456
الله علیه وآله)، حیّ علی الصلاة، حیّ علی الفلاح، حیّ علی خیر العمل، الله أکبر، لا إله إلاّ الله، (هرکدام دو مرتبه).
امّا فصول اقامه هفده فصل است؛ به این ترتیب که فصل هاي آن همان فصل هاي اذان است، ولی از هر کدام دو مرتبه، به جز لا إله
إلاّ الله که یک مرتبه می گوید، و بعد از
[ [ صفحه 387
حیّ علی خیر العمل وقبل از تکبیر دو بار می گوید: قد قامت الصلاة.
. [ این کیفیت وکمیّت فصول اذان واقامه اي است که در روایات اسلامی به آن اشاره شده است. [ 1025
معناي شهادت به ولایت
شهادت؛ یعنی قول از علم، این که انسان با علم به چیزي حرفی را بزند؛ مثل این که قضیه اي را به چشم خود دیده و به آن شهادت
می دهد. یا با دلیل و برهان به آن یقین و علم پیدا کرده و به آن شهادت می دهد، همانند شهادت به وحدانیت خداوند متعال و
نبوت و امامت و معاد.
ولایت؛ یعنی امامت و زعامت و سرپرستی و اولی به تصرف بودن. معناي ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؛ یعنی اعتقاد به سرپرستی
بلا فصل امام علیّ (علیه السلام) بر مردم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله). مؤذن در اذان خود که شهادت به ولایت علی (علیه
السلام)می دهد، به قصد تبرك اعلان می دارد که اي مردم! علی بن ابی طالب (علیه السلام)کسی است که بعد از رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)خلیفه و امام و اولی به تصرّف بر مردم است، واین ولایت را حضرت أمیر المؤمنین (علیه السلام) بر ما نیز دارد.
ذکر شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت
اگر کسی بعد از شهادت به رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)به قصد تبرك و تیمّن و نه به قصد جزئیت اعلان به ولایت امام
امیرالمؤمنین (علیه السلام) نماید چه اشکال دارد؟ همان گونه که قرآن کریم به ولایت آن حضرت (علیه السلام)تصریح کرده
همانا ولیّ "» ؛ است؛ آن جا که می فرماید ": إِنَّما وَلِیُّکُمُ الُله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ
که به اجماع .« امر شما تنها خدا ورسول خدا و مؤمنانی هستند که نماز به پاداشته و فقیران را در حال رکوع زکات می دهند
مفسران، آیه در شأن امام علی (علیه السلام) نازل شده است.
[ [ صفحه 388
مگر هر مؤذنی در اسلام قبل از شروع در اذان جملاتی را تبرکاً نمی گوید تا سپس آن را به اذان متصل کند. [ 1026 ] مگر برخی
قبل از شروع اذان آیه ": وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً "... را نمی گویند؟ آیا این آیه جزء اذان است یا آن که مؤذن آن را به
و « الصلاة والسلام علیک یا رسول الله » : نیت تبرك قبل از شروع در اذان می گوید؟ آیا بعد از اتمام فصول اذان جملاتی از قبیل
امثال اینها را نمی گوید؟ آیا به قصد جزئیت می گوید؟ آیا جزء اذان است؟ جواب قطعاً منفی است، وتنها جواب این است که به
قصد تبرك می گوییم، و هیچ کس نیز قائل به حرمت یا بدعت و تشریع آن نشده است، و یا این که به یک دسته از ادله عامه
استدلال می کنند که می تواند استحباب را در همه موارد از جمله در اذان و اقامه اثبات نماید. ما نیز شهادت به ولایت امیر المؤمنین
صفحه 247 از 456
(علیه السلام) را به همین قصد در اذان و اقامه می گوییم نه به قصد جزئیت، پس هیچ گونه اشکالی متوجه ما نیست، همان گونه که
از این جهت متوجه اهل سنت نیست.
1027 ] می گوید: شیعه در اذان، شهادت به ولایت را ] « القطوف الدانیۀ » استاد عبدالمحسن عبدالله سراوي مستبصر سوري در کتاب
به قصد جزئیت نمی گوید، بلکه از زمانی که معاویه لعن بر علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بر بالاي منبرها و مأذنه ها علنی کرد،
شیعه امامیه به این فکر افتاد که براي جلوگیري از این بدعت و مکتوم نشدن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، شهادت به آن را به
قصد تبرك در اذان ها اعلام دارد، همان گونه که خداوند متعال این امر را کتمان نکرده ودر قرآن به ولایت امام علی (علیه السلام)
شهادت داده است. از همین رو می بینیم که همه فقیهان امامیه به این نکته التفات نموده اند که نباید این شهادت را در اذان به قصد
جزئیت ذکر کرد و گرنه بدعت است:
از احکام ایمان است، نه از « انّ محمداً و آله خیر البریّۀ » شهادت به ولایت علی (علیه السلام) و » : 1 شهید اول ( 786 ه) می گوید
. [1028] «. الفاظ اذان
ظاهر آن است که اگر کسی شهادت به ولایت » : 2 مجلسی اوّل ( 1070 ه) می گوید
[ [ صفحه 389
را در اذان بگویداشکالی ندارد مگر آن که با جزم به شرعیت آن باشد که خطاست. و اولی
. [1029] «. آن است که به نیّت این که جزء ایمان است آن را بگوید، نه به این نیت که جزء اذان است
وامثال این « انّ علیاً ولیّ الله وآل محمّد خیر البریّۀ » 3 محقق سبزواري ( 1090 ه) می گوید: اصحاب تصریح دارند که اضافه کردن
جمله ها در اذان بدعت است اگر چه کلام فی حد نفسه حقّ و صحیح است. زیرا بحث در دخول آن در اذان است که این متوقّف
. [1030] «. بر توقیف شرعی است که به اثبات نرسیده است
اگر کسی در اذان یا اقامه شهادت ثالثه را » : 4 مجلسی دوّم ( 1111 ه) می گوید
بدون قصد جزئیت، بلکه به نیّت تبرك بگوید اشکالی ندارد، زیرا سخن گفتن در اثناي اذان و اقامه را تجویز کرده اند و شهادت به
. [1031] «. ولایت از شریف ترین دعاها و ذکرها است
در اذان به قصد ورود و جزئیت « اشهد انّ علیاً ولیّ الله » و « محمّد وآله خیر البریۀ » 5 وحید بهبهانی ( 1205 ه) نیز می گوید: ذکر
. [1032] «. حرام است، نه به قصد مجرد فعل
اگر شهادت به ولایت به قصد استحباب باشد نه به قصد جزئیّت اشکالی ندارد، زیرا در اخبار » : 6 محقق قمّی ( 1231 ه) می فرماید
مطلقه وارد است که هرگاه یادي از محمّد (صلی الله علیه وآله)نمودید، خدا را یاد کنید و هرگاه یادي از رسالت پیامبر (صلی الله
1033 ] شبیه همین عبارات نیز از سید علی طباطبائی (رحمه الله)در ریاض المسائل، ] «.... بگویید « علیّ ولیّ الله » ، علیه وآله)نمودید
. [ 1034 ] صاحب جواهر در جواهر الکلام، [ 1035 ] سید کاظم یزدي در العروة الوثقی، [ 1036 ]
[ [ صفحه 390
شیخ عبدالله مامقانی در مناهج المتّقین، [ 1037 ] وسید ابوالقاسم خوئی در المستند فی شرح العروة الوثقی [ 1038 ] نقل شده است.
فتوا به استحباب شهادت ثالثه بدون قصد جزئیت
صفحه 248 از 456
علماي امامیه با این که ذکر شهادت ثالثه را به قصد جزئیّت جایز نمی دانند، ولی در این امر متّفق القولند که ذکر آن در اذان بعد از
شهادت به رسالت، بدون قصد جزئیّت، و تنها به قصد تبرك اشکالی ندارد، بلکه مستحبّ است. حتّی بنا بر نظر برخی از علما
احتیاط واجب می باشد. اینک به اسامی برخی از آنان اشاره می کنیم، سپس به دلیل استحباب می پردازیم:
بعید نیست که شهادت به ولایت از اجزاي مستحبّ اذان قرار گیرد، زیرا شیخ و علامه و » : 1 علامه مجلسی (رحمه الله) می فرماید
. [1039] «. شهید و دیگران شهادت داده اند که اخباري در این مورد وارد شده است
. [ 2 شیخ یوسف بحرانی نیز بعد از نقل کلام علامه مجلسی (رحمه الله) آن را خوب توصیف می کند. [ 1040
بلکه از برخی اخبار استفاده می شود که شهادت به ولایت بعد از شهادت به رسالت مستحبّ » : 3 سید علی طباطبایی نیز می فرماید
. [1041] «. است
قول به استحباب به جهت تسامح در دلایل آن بعید نیست و شاذ بودن اخبار نیز مانع از اثبات » : 4 ملا احمد نراقی می فرماید
. [1042] «. استحباب توسط آن اخبار نمی شود
اگر شهادت به ولایت علی (علیه السلام) را بعد از شهادت به رسالت، به قصد تیمن و تبرك و » : 5 شیخ عبدالله مامقانی می گوید
قربت مطلقه نه به قصد جزئیت بگوید اشکالی
[ [ صفحه 391
. [1043] «. ندارد، بلکه حسن است
شهادت به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جزء اذان واقامه نیست، ولی فی حدّ نفسه مستحب » : 6 سید ابوالقاسم خوئی می گوید
1044 ] و ده ها نفر دیگر از علماي شیعه امامیه قائل به استحباب شهادت ثالثه در اذان بدون قصد جزئیت هستند. ] «. است
بلکه شهادت به ولایت در اذان در این زمان از شعائر ایمان و رمز تشیع است؛ لذا می توان » : 7 مرحوم سید محسن حکیم می فرماید
. [1045] «. آن را از این جهت راجح شرعی بلکه واجب دانست، ولی نه به عنوان جزئیت در اذان
استحباب شهادت به ولایت
اشاره
استحباب شهادت ثالثه را می توان از چند طریق به اثبات رسانید:
الف) روایات خاص که در اذان به شهادت به ولایت اشاره دارند.
ب) روایات عام که می توان از آنها حکم به استحباب را از باب تطبیق کلّی بر مصداق استفاده نمود.
روایات خاص
نقل می کند: وي روزي بر امیرالمؤمنین (علیه السلام)وارد شد و عرض کرد: به خدا « اصبغ بن نباته » 1 طبرسی در الاحتجاج از
سوگند در کتاب خدا آیه اي است که بر قلبم سنگینی می کند و سبب شک در دینم شده است. حضرت فرمود: مادرت به عزایت
بنشیند و اي کاش مادرت تو را نزاییده بود! آن آیه کدام است؟ عرض کرد: قول خداوند تبارك و تعالی ": وَالطَّیْرُ صَافّات کُلٌّ قَدْ
صفحه 249 از 456
عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ " این صف چیست؟ واین
طیور کدامند، و این صلاة و تسبیح به چه معناست؟ حضرت فرمود: واي بر تو اي پسر
[ [ صفحه 392
کوا،! خداوند ملائکه را به صورت هاي مختلف آفریده است، فرشتگانی به صورت خروس... تا این که فرمود: هرگاه وقت نماز
شود آن ملکی که به صورت خروس است بر پاهاي خود می ایستد، وآن گاه گردن خود را از زیر عرش خارج کرده و بال هاي
أشهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شریک له، وأشهد أنّ محمداً عبده و رسوله سیّد » : خود را می گستراند، سپس این گونه نوا می دهد
«. النبیین، وأنّ وصیّه خیر الوصیین، سبّوح قدّوس ربّ الملائکۀ والروح
آن گاه فرمود: خروسان منازل شما از قول او بال ها را به حرکت در می آورند و این است معناي قول خداوند متعال " کُلٌّ قَدْ عَلِمَ
. [ صَلاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ. [" 1046
کیفیت دلالت حدیث بر مدعی این است که نداي فرشته آسمانی در وقت نماز، همان اذان است.
این موضوع با حدیثی صحیح السند از امام صادق (علیه السلام) تأیید می شود که راوي از حضرت پرسید: جه بسا وقت بر ما به
جهت ابر مشتبه می گردد، آن وقت چه کنیم؟ حضرت فرمود: این پرندگانی که نزد شما در عراق است که به آن خروس می گویند
. [ می شناسید؟ عرض کردم: آري. فرمود: هرگاه صدایشان بلند شد، وقت نماز رسیده است. [ 1047
شبی که مرا به » : به سند خود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)نقل می کند که فرمود « اثبات الهداة » 2 شیخ حرّ عاملی در کتاب
. [1048] «. لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله، علیّ امیرالمؤمنین ولیّ الله » : آسمان چهارم بردند در آن جا خروسی را دیدم که ندا می داد
3 شیخ عبد الله مراغی مصري نقل می کند: سلمان فارسی در اذان واقامه شهادت به ولایت علی (علیه السلام) را بعد از شهادت به
رسالت در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه وآله) می گفت. شخصی بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وارد شد وعرض کرد: اي
رسول خدا! چیزي شنیدم که تاکنون نشنیده بودم. پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: چه شنیده اي؟ عرض کرد: سلمان در اذان بعد
از شهادت به
[ [ صفحه 393
. [ رسالت، شهادت به ولایت علی (علیه السلام) می دهد؟ حضرت (صلی الله علیه وآله) فرمود: خیر شنیدي. [ 1049
4 همو روایت کرده است: شخصی بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)وارد شد و عرض کرد: اي رسول خدا! ابوذر در اذان بعد از
شهادت به رسالت، شهادت به ولایت علی (علیه السلام) داده و می گوید: اشهد انّ علیاً ولیّ الله؟ حضرت (صلی الله علیه
هر کس عهد بشکند بر خود «؟ من کنت مولاه فعلیّ مولاه » همین طور است، آیا فراموش کرده اید گفتار روز غدیر را » : وآله)فرمود
. [1050] «. ضرر کرده است
روایات عام
برخی از روایات درباره اذان واقامه نیست، ولی دربردارنده حکمی عام است که قابل انطباق بر مورد بحث؛ یعنی اذان و اقامه نیز
هست. اکنون به یکی از این گونه روایات اشاره می کنیم:
صفحه 250 از 456
طبرسی از قاسم بن معاویه نقل می کند که به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: اینها در باب معراج حدیثی نقل می کنند که
لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله، ابوبکر » : پیامبر (صلی الله علیه وآله)هنگام عروج، عرش الهی را دید که بر آن نوشته شده بود
همه چیز را تغییر دادند حتّی این موضوع را؟ گفتم: آري. آن گاه فرمود: «! سبحان الله » : حضرت (علیه السلام)فرمود « الصدیق
وهنگامی که آب را خلق « لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله، علیّ أمیرالمؤمنین » : هنگامی که عرش را خلق کرد بر آن نوشت U خداوند
و زمانی که کرسی را خلق کرد بر پایه هایش نوشت: « لا اله الاّ الله، محمّد رسول الله، علیّ أمیرالمؤمنین » : کرد در مجراي آن نوشت
آن گاه فرمود: هرگاه یکی از شما گفت: لا إله إلاّ الله، باید بعد از آن بگوید: « لا إله إلاّ الله، محمّد رسول الله، علیّ أمیرالمؤمنین »
. [1051] «. علیّ امیرالمؤمنین
این خبر بر اذان واقامه منطبق است، زیرا در این دو، شهادت به توحید و رسالت است، پس باید بعد از آن دو، شهادت به ولایت
گفته شود. و می دانیم که هر مورد نیاز به
[ [ صفحه 394
دلیلی خاص ندارد، بلکه دلیل اگر عام باشد که قابل انطباق بر مورد بحث است کافی است.
اشکال:
اگر کسی اشکال کند که غالب روایات احتجاج مرسل است و اعتباري ندارد. در جواب می گوییم:
اوّلًا، طبرسی در مقدمه کتابش می فرماید: من با این که سندهاي روایات را
ذکر نکرده ام و آنها را در ظاهر مرسل می بینید، ولی این روایات در اکثر موارد مورد
اتفاق و مشهور بین اصحاب است و عمل نیز بر طبق آنهاست؛ به همین جهت از ذکر سندهاي آنها بی نیاز شدم. پس این گونه تعبیر
در حقیقت شهادتی بر اعتبار روایات احتجاج است.
ثانیاً، همان طور که گفته شد، هیچ یک از فقیهان امامیه به منع شهادت ثالثه در اذان فتوا نداده است، در صورتی که به قصد جزئیت
نباشد بلکه به استحباب فتوا داده اند، پس در حقیقت علما بر طبق مفاد این روایت فتوا داده اند، و می دانیم که عمل مشهور به
روایت مرسل یا ضعیف، جبران کننده ضعف سند آن خواهد شد.
قاعده تسامح در ادله سنن
در علم اصول به اثبات رسیده که براي حکم استحبابی دلیل قطعی معتبر لازم نیست، بلکه در ادله استحباب و سنن تسامح شده
است؛ یعنی ولو حدیثی از حیث سند ضعیف باشد، می توان در حکم استحباب به آن استناد نمود.
دلیل قائلان به این قاعده آن است که روایاتی از طرق اهل بیت (علیهم السلام) وارد شده که مفاد آن چنین است: کسی که برایش
خبر ثواب بر عملی برسد و آن را به امید رسیدن و دسترسی به آن ثواب انجام دهد، آن ثواب به او داده خواهد شد، ولو رسول خدا
(صلی الله علیه وآله)آن را نفرموده باشد. از این گونه روایات برخی استفاده قاعده تسامع در ادله سنن نموده اند، به این معنا که در
حکم به استحباب دلیل قطعی معتبر لازم نیست.
از کلمات بزرگان ظاهر می شود که روایاتی درباره » : مرحوم محقّق قمی می فرماید
[ [ صفحه 395
صفحه 251 از 456
شهادت ثالثه وارد شده است، لذا بعید نیست که قائل بر رجحان آن در اذان و اقامه شویم، خصوصاً با در نظر گرفتن مسامحه در ادله
. [1052] «.... سنن
«. بنا بر این در قول به استحباب شهادت ثالثه در اذان و اقامه، بُعدي به جهت تسامح در ادله استحباب نیست » : محقّق نراقی می فرماید
. [1053]
حجیت سنت اهل بیت
اگر کسی از اهل سنت اشکال کند روایاتی که در مورد استحباب شهادت ثالثه ذکر شد چه خاص و چه عام همه از طرق شیعه و
از اهل بیت (علیهم السلام)بود، اهل سنت این گونه روایات را قبول ندارند. در جواب می گوییم:
اوّلًا برخی از روایات خاص را از مصادر اهل سنت نقل کردیم، مثل روایت سوّم و چهارم.
ثانیاً، در بحث حجّیت سنت اهل بیت (علیهم السلام) به طور وضوح حجیت قول و فعل و تقریر اهل بیت (علیهم السلام)به اثبات
رسیده است و یاد آوري کرده ایم که همه مسلمانان مأمورند به روایاتی که از طرق اهل بیت (علیهم السلام)وارد شده عمل نمایند.
اینک به برخی از دلایل اشاره می کنیم:
1 آیه تطهیر
همانا خداوند می خواهد هر » [ خداوند متعال می فرماید ": إِنَّما یُرِیدُ الُله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً؛ [" 1054
از این آیه طهارت اهل بیت (علیهم السلام)از .« رجس و پلیدي را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاك و منزه سازد
هر رجس و پلیدي که از آن جمله: اشتباه و سهو و نسیان است استفاده می شود، لذا از این آیه می توان براي حجّیت سنت اهل بیت
(علیهم السلام)بهره گرفت.
[ [ صفحه 396
2 آیه اولی الامر
اي مؤمنین از خدا و رسول و ..."» ؛ خداوند متعال می فرماید ": یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا الَله وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ
.« صاحبان امر خود اطاعت کنید
خداوند متعال در این آیه امر به اطاعت مطلق از أولی الامر نموده است و اطاعت مطلق، تنها از معصوم صحیح است، زیرا در صورت
عدم عصمت و صدور اشتباه از او با لزوم اطاعت خدا تعارض دارد. پس مقصود آیه معصومان اند و کسی ادعاي عصمت در غیر
دوازده امام شیعه نکرده است. پس سنّت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) حجّت است. هم چنین پیروي از روایاتی که
متضمّن سنّت اهل بیت است لازم می باشد.
3 حدیث ثقلین:
همانا من دو شیء گران بها در میان شما قرار می دهم که اگر به آن دو تمسک کنید، هرگز » : رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود
گمراه نخواهید شد. یکی از آن دو از دیگر اعظم است: کتاب خدا که ریسمانی کشیده شده از آسمان به سوي زمین است، و عترتم
(اهل بیتم). این دو هرگز از یک دیگر جدا نمی شوند تا بر من در کنار حوض وارد شوند، پس نظر کنید که چگونه حقّ مرا در این
دو جانشین مراعات می کنید؟
صفحه 252 از 456
این حدیث نیز دلالت بر عصمت اهل بیت (علیهم السلام)دارد.
واهل بیت در این حدیث همان اهل بیت در آیه تطهیر وآیه مباهله اند، که کسی غیر از دوازده امام معصوم از ذریه پیامبر (صلی الله
علیه وآله)و حضرت زهرا سلام الله علیها نیست.
بدعت چیست؟
گاهی در مورد شهادت ثالثه اشکال می شود که اضافه کردن آن در اذان بدعت، و بدعت در دین حرام است، لذا ذکر آن در اذان
واقامه حرام است.
در جواب باید گفت: أولا بدعت، همان گونه که از معناي اصطلاحی آن به دست می آید، عبارت از اضافه کردن چیزي در دین
است، در حالی که دلیلی عام یا خاص بر آن نباشد.
[ [ صفحه 397
هر چه در دین حادث شود و براي آن اصلی در شرع نباشد آن را بدعت گویند، ولی اگر براي او » : ابن حجر عسقلانی می گوید
. [1055] «. اصلی در شرع باشد که دلالت بر آن کند بدعت محسوب نمی شود
. [1056] «. بدعت در شرع هر چیزي را گویند که بر خلاف شرع باشد » : ابن حجر هیتمی می گوید
بدعت در شرع هر امري است که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله)حادث شده باشد و نصّی » : علامه مجلسی (رحمه الله) می فرماید
. [1057] .«.... در او به خصوص نرسیده، یا داخل در برخی از عمومات نباشد. یا مورد نهی به خصوص یا عموم باشد
اما در مورد شهادت ثالثه، اوّلًا همان طور که گفته شد، شیعه امامیه به قصد جزئیّت نمی گوید و فتواهاي علماي امامیه شاهد و
گویاي این مدعاست و یکی از ارکان و مقوّمات بدعت آن است که عملی در دین به قصد جزئیّت وارد شود.
ثانیاً: شهادت ثالثه به عنوان تبرك و تیمّن در اذان و اقامه گفته می شود، وگفتن آن بدون قصد جزئیّت، دلیلی بر استحباب دارد، به
خارج است، زیرا بدعت همان گونه که از تعریف آن استفاده شد آن است که بر امر حادث دلیل « بدعت » همین دلیل از عنوان
عام یا خاص وجود نداشته باشد.
مناسب است زیرا اهل سنت آن را جزء اذان صبح می دانند درحالیکه شهادت ثالثه « الصلاة خیر من النوم » ثالثاً: واژه بدعت در مورد
به قصد جزئیت در اذان نمی آید.
احکام (نماز و مقدمات آن)