گروه نرم افزاری آسمان






احکام (نماز و مقدمات آن)
کیفیت وضو (شستن دست و مسح پا)







اشاره
وضو یکی از عبادت هاي اسلامی است که در عین مستحبّ بودن، مقدّمه برخی
لا صلاة إلاّ » : از عبادت هاي دیگر، نظیر نماز است. امام باقر علیه السلام می فرماید
. [1058] «. بطهور
در کتاب هاي فقهی، احکام وضو به تفصیل بیان شده است. آنچه در این جا مورد بحث است، کیفیت وضو و اختلاف شیعه و اهل
صفحه 253 از 456
سنت درباره این موضوع است. دو نکته بارز این اختلاف عبارتند از:
الف) از نظر شیعه باید دست ها از بالا به پایین شسته شود، ولی اهل سنت چنین شرطی را لازم نمی دانند.
ب) باید پاها پس از شستن صورت و دست ها مسح شوند و شستن آنها
صحیح نیست، ولی اهل سنت شستن پاها را لازم دانسته و مسح آنها را کافی
نمی دانند.
ما بحث از وضو را در دو مسئله دنبال می کنیم: یکی نحوه شستن دست ها و دیگري مسح پاها.
[ [ صفحه 402
شروع شستن دست ها از آرنج
نقل فتاواي امامیه
آن گاه کفی دیگر از آب به دست راست خود برداشته و در دست ...» : 1 شیخ مفید (رحمه الله) درباره کیفیت وضو می فرماید
. [1059] «. چپ خود می ریزد و با آن دست راست خود را از مرفق تا اطراف انگشتان می شوید
سپس کفی دیگر از آب برداشته و بر مرفق راست خود ریخته و آن را تا ...» : 2 شیخ طوسی (رحمه الله) نیز در این باره می فرماید
. [1060] «. اطراف انگشتان می شوید
واجب است ابتدا از مرفقین. و اگر برعکس بشوید در آن دو قول است، » : 3 علامه حلّی (رحمه الله) نیز در این مورد می فرماید
. [1061] «. همانند شستن صورت قول حقّ در مسئله بطلان است
از مجموعه کلمات علماي امامیه استفاده می شود که مشهور نزد آنان این است که از مرفق به اطراف انگشتان واجب بوده و عکس
آن باطل است.
نقل فتاواي عامه
.«... آن گاه ذراع راستش را تا مرفق می شوید و سپس دست چپ خود را نیز بدین شکل می شوید ...» : 1 ماوردي می گوید
. [1062]
ائمه بر فرائض چهار گانه که در قرآن به آن اشاره شده است اتفاق نموده اند و آنها عبارتند » : 2 عبدالرحمن جزیري می گوید
. [1063] .« از: شستن صورت، دو دست تا مرفقین، مسح سر تمام آن یا بعضش و شستن هر دو پا تا کعبین
ادله شیعه امامیه
چنان که گفته شد، نظر مشهور امامیه در مورد شستن دست ها در وضو، بر لزوم
[ [ صفحه 403
شروع از مرفق به طرف انگشتان است. حال به طور خلاصه به ادله آنان اشاره می کنیم:
صفحه 254 از 456
1 مقتضاي اصالۀ الاشتغال
با رجوع به اصول عملی پی می بریم که مقتضاي اصالۀ الاشتغال، شستن از مرفق است، زیرا با مراجعه به روایات اهل بیت (علیهم
السلام) وجوب شستن دست ها از مرفق استفاده می شود، لذا با وجود این روایات لااقل علم به فراغ ذمه براي اهل سنت حاصل
نخواهد شد.
2 روایات بیانیه
در روایات بیانیه که کیفیت وضوي رسول خدا به توسط اهل بیت علیهم السلام بیان شده، شستن دست ها از مرفق ترسیم شده است:
شیخ طوسی (رحمه الله) به سند خود از بکیر و زرارة بن اعین نقل می کند: ما هر دو از امام باقر علیه السلام از کیفیت وضوي رسول
خدا (صلی الله علیه وآله) سؤال نمودیم. حضرت طشت یا ظرف کوچکی پر از آب درخواست نمود و دو کف دستان خود را شسته
و سپس مشتی از آب برداشت و با آن صورتش را شست، آن گاه دست چپ را در ظرف آب فرو برده و مشتی از آن را بر دست
راست خود ریخت و آن را از آرنج تا سر انگشتان شست و هیچ گاه آب را به طرف آرنج برنگرداند و همین عمل را نسبت به
. [ دست چپ انجام داد. سپس سر و دو پاي خود را تا کعبین با رطوبت دستانش مسح نمود.... [ 1064
« من » در آیه به معناي « الی » 3
استعمال شده « من » در « الی » تفسیر شده و این بدان معنا نیست که کلمه « من » به معناي « الی » در روایات اهل بیت علیهم السلام کلمه
. [ است. [ 1065 « من » معناي « الی » باشد، زیرا این نوع کاربرد در عرب وجود ندارد، بلکه به معناي آن است که مراد جدّي از کلمه
دلیل عامه بر جواز عکس
همان گونه که اشاره شد، اهل سنت شستن دستان از انگشتان تا آرنج را نیز جایز
[ [ صفحه 404
می شمارند و دلیل شان اطلاق امر به غسل در آیه مبارکه است، زیرا مقتضاي اطلاق، جواز شستن دست از سر انگشتان تا آرنج
است بلکه در این معنا ظهور دارد.
پاسخ:
شیعه امامیه که شستن دستان را از آرنج واجب می دانند در پاسخ استدلال فوق می گویند: هیچ گونه تنافی بین آنچه ما می گوییم
با آیه مبارکه ": فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ " نیست، زیرا:
باشد نه غایت غَسل؛ یعنی آیه درصدد بیان مقدار « ایدیکم » غایت مغسول است که « الی » اوّلاً: آیه ظهور دارد در این که کلمه
بر موارد زیادي اطلاق می شود: گاهی در خصوص انگشتان به کار می رود، همانند آیه « ید » واجب از شستن دست است، زیرا لفظ
سرقت؛ زمانی بر مچ دست، همانند آیه تیمم؛ در مواردي بر آرنج به پایین همانند آیه وضو؛ و هنگامی نیز بر شانه به پایین اطلاق
می گردد. همانند بسیاري از موارد استعمال هاي عرفی.
اراده نمود که شستن دست را به همین مقدار محدود نماید؛ یعنی تا آرنج. پس در حقیقت آیه در صدد « الی » خداوند متعال با کلمه
بیان کیفیت غسل نیست، و بیان کیفیت آن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه معصومین علیهم السلام واگذار شده است که آنان
به خوبی بیان نموده اند. این امر، نظیر آن است که انسان به رنگ کار می گوید: دیوار را تا سقف رنگ کن. این بدان معنا نیست
که شروع آن حتماً از پائین به بالا باشد.
صفحه 255 از 456
ثانیاً: آیه اگر ظاهر در این معنا نباشد که غایت مغسول است، لااقل ظاهر در غایت غَسل هم نیست تا دلالت بر لزوم و ترجیح شستن
تا آرنج گردد. در نتیجه آیه اجمال دارد، لذا باید به روایات بیانی رجوع نمود که آنها نیز دلالت بر لزوم شستن از آرنج دارند.
از آنچه گذشت واضح شد که کلمه " الی المرافق " قید براي " ایدیکم " است، پس » : علامه طباطبایی (رحمه الله) می فرماید
غَسلی که متعلق به ایدیکم است مقید به غایت نیست لذا می توان دست ها را از مرفق به طرف انگشتان شست و این حالت، همان
حالت طبیعی انسان هنگام شستن دست در غیر حالت وضو است. هم چنین عکس این صورت نیز
[ [ صفحه 405
ممکن است، ولی اخباري که از طرق اهل بیت علیهم السلام رسیده، خبر از وجوب صورت اول داده است و صورت دوم را باطل
«. می داند
ابتدائیه همراه باشد، مثل این که « من » در صورتی به معناي انتهاي غایت است که با « الی » ثالثاً: ممکن است ادعا شود به این که
که در مورد آیه این گونه نیست. .« من از قم به تهران حرکت کردم » : کسی بگوید
مسح پا در وضو
اشاره
یکی دیگر از موارد اختلافی در مورد وضو مسأله مسح یا شستن آن است، شیعه می گوید پا باید مسح شود، ولی اهل سنت می
گویند: باید هر دو پا شسته شود. این مسأله را نیز مورد بحث قرار می دهیم.
فتاواي فقهاي امامیه
از جمله اختصاص هاي امامیه، قول به وجوب مسح هر دو پا به طور تعیین است، بدون » : 1 سید مرتضی (رحمه الله) می فرماید
. [1066] .« تخییر بین شستن و مسح کردن
آن گاه باید روي دو پایش را به آنچه از رطوبت دستانش باقی مانده تا برآمدگی هر دو ...» : 2 شیخ طوسی (رحمه الله) می فرماید
. [1067] .«... پا مسح کند
واجب است مسح هر دو پا تا برآمدگی پاها که » : 3 محقق حلّی (رحمه الله) می فرماید
از آن به قبه پا یاد می شود و وجوب مسح، نظر جمیع علماي اهل بیت علیهم السلام
. [1068] .« است
عموم علماي امامیه قائل به وجوب مسح پا شده و شستن آن دو را در وضو در حال اختیار » : 4 علامه حلّی (رحمه الله) می فرماید
. [1069] «. باطل می دانند
[ [ صفحه 406
صفحه 256 از 456
فتاواي علماي عامه
. [1070] .«... آن گاه هر دو پایش را با برآمدگی ها هر کدام سه مرتبه می شوید » : 1 سرخسی حنفی می گوید
. [1071] .« شستن هر دو پا از نظر اکثر اهل علم واجب است » : 2 ابن قدامه حنبلی می نویسد
را به فتح می خوانیم به جهت عطف بر « أرجلکم » ما » : 3 شافعی در تفسیر قول خداوند متعال ": وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ " می گوید
1072 ] که نتیجه آن وجوب شستن پاهاست. ] « وجوهکم و أیدیکم »
می داند و چنین می پندارد « اغسلوا » را به نصب قرائت کند، عامل در نصب را « وأرجلکم » کسی که » : 4 قرطبی مالکی می گوید
. [1073] .«... که واجب در وضو شستن هر دو پاست نه مسح آن دو و این نظر تمامیِ عالمان است
اختلاف در وضو
چرا در موضوعی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) و صحابه روزي چند بار آن را تکرار می کرده اند اختلاف هست؟ موضوعی که
. [ این همه مورد تأکید رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده، تا به جایی که شرط صحت نماز قرار گرفته است. [ 1074
بی تردید در صدر اسلام هیچ گونه اختلافی در مسئله وضو نبوده است و اگر چنین می بود، در تاریخ به آن اشاره می شد. بدین
دلیل که شخص شارع مقدّس نزد آنان حاضر بود و هرگونه اختلاف را زائل می کرد.
هم چنین با مراجعه به تاریخ، اثري از اختلاف بین مسلمین در عصر خلیفه اول و
[ [ صفحه 407
« عثمان بن عفان » دوّم در امر وضو نمی بینیم، مگر در یک فرع جزئی که مسح بر خفین است. [ 1075 ] اختلاف در وضو، از زمان
شروع شده است.
. [ متقی هندي در کنزالعمال از ابی مالک دمشقی نقل می کند: اختلاف در وضو از زمان خلافت عثمان شروع شد. [ 1076
بخاري و مسلم با سند خود از حمران نقل می کنند: عثمان بن عفان آبی خواست تا وضو بگیرد، آن گاه دست راستش را تا آرنج
سه بار شست، سپس دست چپ خود را نیز چنین کرد؛ آن گاه سر خود را مسح کرده و پاي راست و چپ خود را با برآمدگی ها
. [ هرکدام سه بار شست، سپس گفت: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیدم که این گونه وضو می گرفت. [ 1077
حمران نقل می کند که عثمان گفت: مردم را می بینم که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) احادیثی در باب وضو نقل می کنند و
. [ نمی دانم که اینها چیست، ولی من دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این گونه وضو می گرفت. [ 1078
عثمان با وجود آن که قلیل الروایه بوده و مجموع احادیثش 146 حدیث است، در این موضوع حدود بیست روایت از او نقل شده
که بیشترین روایات در این باب است و این مسئله انسان را به تفکر واداشته که مبدع و مروّج شستن پا در وضو عثمان بوده است.
این می تواند دلایلی داشته باشد، عثمان براي خود اهلیّت تشریع قائل بود، خصوصاً با دور شدن از صحابه و همکاري نکردن آنان با
خلیفه فاصله زیادي بین او و صحابه افتاد که این منجر به دوري او از احکام واقعی شد.
از همین رو مشاهده می کنیم که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در زمان خلافتش عملاً با این بدعت به مخالفت
برخاست، و در مسجد از قنبر کوزه آبی براي وضو طلبید و دو کف دست و صورت و دو دستش را از آرنج شست؛ آن گاه سر را
اي کسی که از » : یک بار مسح کرده و هر دو پایش را تا برآمدگی پاها مسح کرد و سپس فرمود
صفحه 257 از 456
[ [ صفحه 408
. [1079] «. وضوي رسول خدا سؤال کردي، حضرت این گونه وضو می گرفت
بخاري به سند خود از أمّ الدرداء نقل می کند: ابوالدرداء غضبناك بر من وارد شد، به او گفتم: چه چیزي تو را خشمگین کرده
. [ است؟ گفت: به خدا سوگند! از امر محمّد در آنان چیزي نمی شناسم، مگر آن که می بینم نماز می خوانند. [ 1080
قبل از خطبه شروع به نماز کرد و فرمود: تمام سنّت هاي رسول خدا تغییر « ابن الزبیر » شافعی از وهب بن کیسان نقل می کند که
. [ یافت، حتی نماز. [ 1081
دلیل امامیه بر وجوب مسح پاها
قرآن کریم
خداوند متعال می فرماید ": یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ
اي مؤمنان! هرگاه قصد نماز نمودید صورت هایتان و نیز دست ها را تا آرنج بشویید. و سرها و » [ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ؛ [" 1082
.« پاهایتان را تا برآمدگی آن دو مسح نمایید
نیز بر او داخل می شود و در این « با » عطف بر آن شده و « رؤوسکم » است که به جهت نزدیکی اش با « أرجلکم » شاهد در آیه کلمه
است. در نتیجه باید پاها مسح شود، همانند سر. « وامسحوا » صورت عامل هر دو
می دانند، لذا به وجوب شستن پاها « اغسلوا » منصوب به « وجوهکم » را به نصب خوانده و آن را عطف بر « أرجلکم » ولی اهل سنت
حکم می کنند. ولی این عقیده به دلایل زیر خالی از اشکال نیست:
را به جرّ « أرجلکم » از قرائت به جرّ بیشتر نیست، زیرا ابن کثیر، ابا عمرو، ابابکر و حمزه از عاصم « أرجلکم » اوّلاً: قرائت به نصب در
. [ قرائت کرده اند. [ 1083
[ [ صفحه 409
مجرور است. « رؤوسکم » ثانیاً: نحویان می گویند: حق معطوف آن است که به نزدیک ترین کلمه عطف شود و نزدیک ترین کلمه
و با عطف بر « امسحوا » محلًا منصوب است به « برؤوسکم » ثالثاً: بنا بر قرائت نصب نیز می توانیم وجوب مسح را استفاده نماییم، زیرا
را به نصب قرائت کرد و در عین حال حکم به مسح نمود. « أرجلکم » محلّ می توان
از جهاتی مشکل دارد که از آن جمله است: « أیدیکم » بنابر قرائت به نصب، به « أرجلکم » از طرفی دیگر، عطف کلمه
الف) لازم می آید که بین معطوف و معطوف علیه با جمله اي اجنبی فاصله ایجاد شود که این امر در باب عطف جایز نیست؛
ب) لازم می آید که قبل از استیفاي غرض از جلمه و تمام شدن مفاد آن به جمله اي دیگر منتقل شود که هیچ ارتباطی با آن نداشته
باشد؛
ج) این احتمال مخالف با فصاحت قرآن است.
به جهت نزدیکی با مجرور است که در اصطلاح به آن عطف بالجوار می گویند، « أرجلکم » اگر کسی اشکال کند که قرائت به جرّ
صفحه 258 از 456
نه عطف. در جواب می گوییم: این احتمال از جهاتی مردود است:
1 کسر به جهت نزدیکی با مجرور قبیح و تنها هنگام ضرورت شعري جایز است؛
2 کسر بر جوار هنگامی صحیح است که انسان را به اشتباه نیندازد، در حالی که در این آیه اگر کسر از این باب باشد انسان اشتباه
کرده و گمان می کند که به جهت عطف است.
نتیجه این که: آیه صریح است در مسحی که امامیه به آن قائلند.
جالب توجّه آن که برخی از علماي اهل سنت تصریح نموده اند بر این که آیه ظهور در مسح پاها دارد نه شستن، ولی به جهت
وجود روایات غسلیّه و ترجیح آنها بر ظاهر کتاب، روایات را بر آیه مقدّم داشته اند که از آن جمله: ابن حزم، [ 1084 ] فخر رازي،
1085 ] شیخ ]
[ [ صفحه 410
ابراهیم حلبی، [ 1086 ] شیخ ابوالحسن سندي حنفی، [ 1087 ] شیخ محمّد عبده، [ 1088 ] شیخ برهان الدین حلبی [ 1089 ] و شافعی
1090 ] را می توان نام برد. ]
روایات
اشاره
با مراجعه به روایات فریقین به وجود روایات فراوانی پی می بریم که تصریح در مسح هر دو پا دارد که تعداد زیادي از آنها صحیح
السند است:
روایات اهل سنت
اشاره
1 حمیدي به سند خود از ابن عبد خیر نقل می کند: علی بن ابی طالب (علیه السلام) را دیدم که روي هر دو پایش را مسح
. [ نمود.... [ 1091
2 عبدالله بن احمد بن حنبل با سند خود از ابن عبد خیر نقل می کند: دیدم علی (علیه السلام)را که وضو گرفت و سپس روي دو
. [ پاي خود را مسح نمود. [ 1092
سند این دو حدیث طبق نظر رجالیین اهل سنت صحیح است که ما به دلیل طولانی نشدن بحث؛ به آن نمی پردازیم.
من باطن هر دو پا را سزاوارتر به مسح از ظاهر آن دو می » : 3 هم چنین به سند دیگري از علی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود
. [1093] «. دانستم تا این که رسول خدا را دیدم که ظاهر آن دو را مسح می نمود
حضرت در این حدیث گویا به این نکته اشاره دارند که اگر بنا بر قیاس و حکم به
صفحه 259 از 456
[ [ صفحه 411
رأي باشد، باید کف پاها مسح شود، ولی انسان باید متعبد بوده و گوش به فرمان صاحب
شریعت باشد.
خواند، آن گاه مشغول « رحبه » 4 ابوداود به سند خود از نزال بن سبره نقل می کند که گفت: علیّ (علیه السلام) نماز ظهر را در
برآوردن حوائج مردم شد تا وقت عصر شد. کوزه اي از آب بر او حاضر کردند، مشتی از آب برداشته و صورت و دو دستش را
شست، سپس سر و پایش را مسح کرد... آن گاه فرمود: دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این گونه وضو گرفت و این
. [ وضوي کسی است که در دین بدعت وارد نکرده است. [ 1094
. [ به همین مضمون نیز، از عبدالله بن احمد بن حنبل و نسائی نقل شده است. [ 1095
. [ 5 تمیم مازنی نیز نقل می کند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دیدم که وضو گرفت و هر دو پاي خود را مسح کرد. [ 1096
اینها برخی از روایات صحیح السند است که ذکر شد و در جاي خود بیش از پنجاه روایت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) آورده ایم
که دلالت بر وجوب مسح هر دو پا در وضو دارد.
صحابه و قول به مسح
صحابه نیز معتقد به مسح پا در وضو بوده اند:
1 عبدالله بن احمد بن حنبل به سند خود از سفیان نقل می کند: علی (علیه السلام) را دیدم که وضو گرفت و روي هر دو پاي خود
. [ را مسح نمود. [ 1097
. [ 2 طبري به سند خود از ابن عباس نقل می کند: وضو عبارت است از دو شستن و دو مسح کردن. [ 1098
3 طحاوي به سند خود از نافع نقل می کند: عبدالله بن عمر هنگام وضو هرگاه
[ [ صفحه 412
. [ نعلینش در پاهایش بود ظاهر پاهایش را مسح می کرد و می فرمود: پیامبر (صلی الله علیه وآله) این چنین می کرد. [ 1099
4 بیهقی به سند خود از خالد بن سعد نقل می کند: ابا مسعود انصاري را دیدم که بول کرد و سپس وضو گرفته و بر جوراب و
. [ نعلین خود مسح نموده و نماز گزارد. [ 1100
5 ابن ابی شیبه به سند خود از حمید نقل می کند: انس هنگامی که هر دو پاي خود را مسح می کرد آن را مرطوب می نمود.
. [1101]
تابعین و قول به مسح
. [1102] «. بر سر و دو پایت مسح کن » : 1 طبري به سند خود از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود
. [ 2 و نیز از شعبی نقل می کند: حکم در هر دو پا مسح است. [ 1103
3 همو به سند خود از مصاحب عکرمه در سفر نقل می کند: او را من ندیدم که پاهایش را در وضو بشوید و تنها آن را مسح می
. [ نمود. [ 1104
صفحه 260 از 456
«. خداوند دو غسل و دو مسح را در وضو واجب کرده است » : 4 هم چنین از قتاده در تفسیر آیه وضو نقل می کند که فرمود
. [1105]
. [ 5 همو از عکرمه نقل می کند: وظیفه در هر دو پا شستن نیست، بلکه آنچه نازل شده مسح است. [ 1106
آنچه در وضو واجب » : 6 ابن ابی شیبه به سند خود از حسن بصري نقل می کند
[ [ صفحه 413
. [1107] «. است، همانا مسح بر هر دو پاست
هر کسی از مسح اعراض کند از سنت اعراض کرده و این نیست مگر از » : 7 ابن سعد به سند خود از ابراهیم نخعی نقل می کند
. [1108] .« شیطان؛ یعنی ترك مسح
اینها برخی از روایاتی بود که از طرق اهل سنت رسیده است که متأسفانه کمتر توجهی به آنها ندارند و در عوض، روایات مربوط به
شستن پا را نقل می کنند که غالباً از حیث سند ضعیف است و این نیست مگر به دلیل آن که در این دسته از روایات، احادیث
عثمان بن عفان هست.
روایات اهل بیت
مسح کن بر جلوي سر خود و نیز بر دو ...» : 1 کلینی (رحمه الله) به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود
. [1109] «. پایت با ترتیب؛ بدین شکل که مسح را از پاي راست خود شروع کن
شخصی هست که شصت یا هفتاد سال از عمرش می » : 2 هم چنین به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
گذرد، در حالی که هیچ یک از نمازهایش قبول درگاه الهی نیست. راوي می گوید: عرض کردم: چگونه؟ فرمود: زیرا می شوید
. [1110] .« آنچه را که خداوند امر به مسح آن نموده است
3 همو به سند خود از سالم و غالب بن هذیل نقل می کند که از امام باقر علیه السلام از مسح بر دو پا سؤال نمودیم؟ حضرت
. [ فرمود: این، همان چیزي است که جبرئیل به آن خبر داده است. [ 1111
4 شیخ صدوق (رحمه الله) به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود:
[ [ صفحه 414
شخصی چهل سال خدا را عبادت می کند، در حالی که به دستور او در باب وضو عمل نکرده است، زیرا آنچه را که مأمور به »
. [1112] «. مسح آن است می شوید
عرض سنت بر قرآن
در اعتبار، رتبه سنت متأخر از قرآن است به دلیل: » : شاطبی می نویسد
الف) قرآن قطعی است و سنت ظنّی...
صفحه 261 از 456
ب) سنت یا بیان قرآن است و یا دلالت بر امري زائد بر قرآن دارد؛ اگر بیان قرآن است در مرتبه بعد از قرآن قرار دارد... و اگر بیان
قرآن نیست اعتبارش بعد از آن است که در کتاب خدا یافت نشود و این دلیل بر تقدم اعتبار قرآن است.
ج) به دلیل اخبار و آثار مانند حدیث معاذ که از او سؤال شد: به چه حکم می کنی؟ عرض کرد: به کتاب خدا. سپس فرمود: اگر
. [ در کتاب خدا نیافتی؟ گفت: به سنت رسول خدا.... [ 1113
واضح است که در صورت تعارض بین دو طائفه از روایات، احادیثی مقدّم است که با کتاب خدا مطالبقت داشته باشد، که همان
روایات مسح است.
[ [ صفحه 415
نماز تراویح
اشاره
یکی از مسائلی که اهل سنت توجه خاصی بدان داشته و اهمیت فراوانی به آن می دهند، نماز تراویح است. آنان در صددند که این
مسئله و مشروعیت آن را به شریعت و صاحب آن نسبت دهند ولی در مقابل، شیعه امامیه به شدت با آن مقابله کرده و آن را نه تنها
جزء شریعت نمی دانند، بلکه از بدعت هاي برخی از صحابه می شمارند. ما در این بحث برآنیم که با بررسی این مسئله سرمنشأ آن
را پیدا کنیم که آیا پیامبر اسلام به انجام دادن نمازهاي مستحبّی به صورت جماعت در شب هاي ماه مبارك رمضان دستوري صادر
کرده، یا آن که دیگران آن را جزء شریعت شمرده اند، و حکم این بدعت چیست؟
تراویح در لغت و اصطلاح
و در اصل اسم است براي مطلق نشستن، لکن در اصطلاح اطلاق می شود بر هر نشستن به جهت استراحت « ترویحه » تراویح جمع
. [ بعد از قرائت چهار رکعت از نمازهاي مستحبی در شب هاي ماه رمضان. [ 1114
پایه گذار کیست؟
از جمله مسائلی که عمر تشریع کرد و در مقابل » : مرحوم سید شرف الدین می فرماید
[ [ صفحه 416
نص اجتهاد نمود، نماز تراویح است. زیرا این نوع نماز را پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیاورده و در زمان
ابی بکر نیز سابقه نداشت. خداوند متعال اجتماع را براي اداي نماز مستحبی به جز نماز باران نخواسته است و تنها نمازهاي واجب
است که بر جماعت خواندن آن، بسیار تأکید شده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نمازهاي مستحبّی ماه رمضان را فرادي به جاي می آورد، و مردم را نیز تشویق می نمود که آن را به
جماعت نخوانند.
صفحه 262 از 456
در زمان ابوبکر نیز تا هنگامی که وي از دنیا رفت، اوضاع چنین بود و بعد از به خلافت رسیدن عمربن خطاب در سال اوّل خلافتش
نیز وضع بر همین منوال بود؛ تا آن که وي در ماه رمضان سال چهاردهم هجري با گروهی از صحابه وارد مسجد شد و دید که مردم
نمازهاي مستحبی به جاي می آورند، ولی عدّه اي در حال قیام، جمعی در حال رکوع، دسته اي در حال سجده و گروهی نیز نشسته
بودند و جماعتی هم تسبیح می گفتند یا قرآن تلاوت می کردند....
عمر از دیدن این منظره ناخشنود شد، لذا تصمیم گرفت آن را سامان دهد. از همین رو براي آنان نماز تراویح را در اوایل شب هاي
ماه رمضان قرار داد و اعلان عمومی کرد که همه در آن شرکت کنند. سپس به شهرها و کشورها بخشنامه کرد، و در مدینه دو نفر
. [1115] .«... را قرار داد تا امام جماعت در نماز تراویح باشند: یکی، براي مردان و دیگري، براي زنان
در یکی از شب هاي رمضان با عمر به مسجد رفتیم، دیدیم » : بخاري در صحیح به سندش از عبدالرحمن بن عبد قاري نقل می کند
مردم دسته دسته و پراکنده هستند، هر کسی براي خود یا با گروه خود نماز می خواند، عمر گفت: به نظر من اگر اینان به یک امام
اقتدا کنند بهتر است، لذا تصمیم خود را گرفته و دستور داد ابی بن کعب پیش نماز همه باشد. شبی دیگر با وي به مسجد رفتیم،
. [1116] «! دیدیم مردم نمازهاي مستحبّی شب هاي رمضان را به جماعت می خوانند. آن گاه عمر گفت: این بدعت خوبی است
[ [ صفحه 417
تصریح به بدعت گذاري
این که آن را » : می نویسد « این بدعت خوبی است » : قسطلانی در شرح خود بر صحیح بخاري در شرح و توضیح کلام عمر که گفت
بدعت دانست بدان علت است که پیامبر دستور نداده بود تا نمازهاي مستحبّی ماه رمضان را به جماعت بخوانند، در زمان ابوبکر نیز
. [1117] «. سابقه نداشت، در اولِ شب هم نبود، و این تعداد رکعت هم نداشت
شبیه همین توضیح در فتح الباري و عمدة القاري و دیگر شروح صحیح بخاري نیز آمده است.
عمر نخستین کسی بود که دستور داد مردم نماز تراویح را به ...» : ابوالولید محمد بن شحنه در حوادث سال 23 هجري می گوید
«. جماعت بخوانند
عمر نخستین کسی بود که در ماه رمضان دستور داد نماز تراویح را » : سیوطی نیز در تاریخ الخلفا از ابی هلال عسکري نقل می کند
.«... به جماعت بگزارند
او نخستین کسی است که دستور داد » : هم چنین محمدبن سعد در جلد سوّم طبقات هنگامی که از عمر نام می برد، می گوید
نمازهاي شب هاي ماه رمضان (تراویح) را به جماعت بگزارند و به شهرها و کشورها هم بخشنامه کرد، و این در ماه رمضان سال
«. چهاردهم هجري بود
[1118] .« اوست که ماه رمضان را با نماز مستحبّیِ دسته جمعی نورانی کرد » : ابن عبدالبر در شرح حال عمر در الاستیعاب می نویسد
.
مخالفت با بدعت
. [ ابن ابی شیبه از عبدالرازق روایت کرده است: ابن عمر نماز تراویح را به جماعت نمی خوانده است. [ 1119
کسی نزد ابن عمر آمد و گفت: آیا در ماه رمضان نماز تراویح را » : مجاهد می گوید
صفحه 263 از 456
[ [ صفحه 418
به جماعت بخوانم؟ عمر پرسید: آیا می توانی قرآن بخوانی؟ گفت: آري. گفت: آیا
. [ می خواهی چون درازگوش ساکت باشی؟ در خانه نماز بخوان. [ 1120
. [1121] «. شافعی نماز تراویح را با مردم نمی خواند، بلکه در خانه خود به جاي می آورد » : ربیع می گوید
مالک، ابویوسف و برخی شافعیان به جاي آوردنِ نماز تراویح را به صورت فرادي و در خانه بهتر می » : لبیب السعید می گوید
. [1122] .« دانستند
نهیِ پیامبر از به جاي آوردن نماز مستحبی به جماعت
از جمله اموري که دلالت بر بطلان بجاي آوردن نماز تراویح به جماعت دارد، این که در روایات بسیاري پیامبر (صلی الله علیه
وآله) مردم را وادار نموده تا نماز نافله را در خانه به جاي آورند، زیرا این امر به اخلاص و قبولی نزدیک تر است.
عبدالله بن مسعود از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سؤال نمود: نماز مستحبّیی را در خانه به جاي آوردن بهتر است یا در مسجد؟
حضرت فرمود: آیا نمی بینی که خانه من چقدر به مسجد نزدیک است، با این وصف من دوست دارم که نمازهایم را در خانه ام به
. [ جاي آورم، مگر این که نمازهاي واجب باشد. [ 1123
. [1124] «. نماز واجب را باید در مسجد خواند و نماز مستحبی را در خانه » : همچنین آن بزرگوار فرمود
بر شما باد به نماز در خانه هایتان، زیرا بهترین نماز انسان، نمازي است که در » : هم چنین آن بزرگوار (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [1125] «. خانه خوانده شود، مگر نمازهاي واجب
[ [ صفحه 419
نمی توان ادعا کرد که این روایاتِ مطلقه، به دستور عمر بن خطاب در نماز تراویح تخصیص می خورد، زیرا تخصیص، به دلیل و
سند شرعی از جانب معصوم احتیاج دارد، که چنین سندي وجود ندارد.
نماز تراویح از دیدگاه علماي شیعه امامیه
علماي امامیه بر بدعت بودن به جاي آوردن نماز تراویح به جماعت اتفاق کرده و آن را حرام می دانند:
. [1126] «. شکی نیست که نماز تراویح بدعت است » : 1 سید مرتضی (رحمه الله) می گوید
نافله هاي ماه رمضان به فرادي خوانده می شود و جماعت در آن بدعت است. » : 2 شیخ طوسی (رحمه الله) می فرماید
شافعی می گوید: فرادي خواندنِ آن براي من دوست داشتنی تر است. دلیل ما اجماع شیعه است در بین ایشان هیچ اختلافی نیست
که جماعت در آن بدعت است.
هم چنین زید بن ثابت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت کرده است: نماز گزاردن در خانه بهتر است، جز در نمازهاي
. [ واجب. [ 1127
دلیل ما [بر بدعت بودن آن] اتفاق همه امّت اسلام است که رسول خدا (صلی الله علیه » : 3 شیخ علی بن محمّد قمی می گوید
صفحه 264 از 456
وآله) در طول زندگی خود نافله رمضانی را که تراویح می نامند به جماعت نخواند؛ هم چنین اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه
وآله) در طول خلافت ابوبکر آن را این گونه نخواندند، تا آن که عمر در عصر حکومتش دستور اقامه جماعت آن را داد و سنت
. [1128] .« همان است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پایه گذاري نموده، و در غیر این صورت بدعت است
جماعت در نماز تراویح را جایز دانسته اند، چون عمر مردم را وادار « علماي عامه » جمهور » : 4 علامه حلّی (رحمه الله) می فرماید
به جماعت بخوانند. ولی فعل او حجّت نیست، چون در دوره پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ابوبکر نبوده « أبیّ » ساخت که آن را با
است؛ از همین رو عمر
[ [ صفحه 420
آن را بدعتی خوب معرفی نموده است و جماعت اهل سنّت آن را به وي نسبت داده اند،
. [1129] «. و اگر این کار سنت بود، بدعت نمی شد
به پا داشتن شب هاي ماه رمضان [به نماز ] به طور فرادي نزد ما ثابت است، نه به » : 5 شیخ علی بن یونس عاملی می گوید
. [1130] «. جماعت
اجماع امّت است بر این که این عمل بدعت است، حتّی خود وي نیز گفت که این عمل » : 6 شیخ جعفر کاشف الغطاء می گوید
.« بدعت است و بدعتِ خوبی است، حال آن که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود: هر بدعتی گمراهی و گمراه در آتش است
. [1131]
شکّی نیست نزد اصحاب ما که جماعت در این نافله حرام است و روایات زیادي در این زمینه وجود » : 7 محدّث بحرانی می گوید
. [1132] .« دارد
قرار دادن عدد خاص در شریعت، و سنت جلوه دادن آن بدعت است، رسول خدا (صلی » : 8 علامه مجلسی (رحمه الله) می نویسد
. [1133] .« الله علیه وآله) به آن دستور نداده و آن را به جاي نیاورده است
نماز تراویح از دیدگاه امامان شیعه
. [1134] .« به پا داشتن تراویح به جماعت جایز نیست » : 1 امام رضا (علیه السلام) فرمود
2 زراره و محمّدبن مسلم و فضیل از حضرت امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) درباره انجام دادن نافله هاي ماه رمضان به
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پس از انجام نماز عشاء به خانه می » : جماعت در شب هاي آن پرسیدند، آن دو بزرگوار فرمودند
رفت، آن گاه آخر شب به مسجد می آمد و به نماز مشغول می گردید. شب اوّل ماه رمضان، طبق روال همیشگی به
مسجد آمد، عده اي پشت سر آن حضرت به صف ایستادند، حضرت آنان را رها ساخت و به خانه بازگشت. این رویش تا سه شب
تکرار گردید؛ در روز چهارم آن حضرت بر
[ [ صفحه 421
فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي الهی فرمود: اي مردم! به جماعت خواندنِ نماز نافله در شب هاي ماه رمضان بدعت است. نماز
ضحی بدعت است. آگاه باشید که در شب هاي ماه رمضان نماز شب را به جماعت نخوانید. نماز ضحی را نخوانید که آن نافرمانی
صفحه 265 از 456
خداست. آگاه باشید که هر بدعتی گمراهی است، و سرانجام هر گمراهی دوزخ خواهد بود! آن گاه حضرت از منبر پایین آمد، در
. [1135] .« حالی که می فرمود: انجام دادن سنّت گرچه کم باشد از بدعت فراوان بهتر است
هنگامی که حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) به کوفه آمدند، به حسن بن علی (علیه » : 3 امام صادق (علیه السلام) فرمود
السلام)دستور دادند که در بین مردم اعلام کنند که ادايِ نماز [نافله] در ماه رمضان با جماعت ممنوع است. مردم وقتی که این
امیرمؤمنان (علیه السلام) پرسید: این سروصدا چیست؟ امام حسن (علیه .« وا عمراه، وا عمراه » : سخن را شنیدند، فریاد برآوردند
. [1136] .« السلام)عرض کرد: اي امیر مؤمنان! فریاد" وا عمراه "سر داده اند. حضرت فرمود: به آنان بگو بخوانند
به خدا سوگند! دستور دادم که مردم در ماه رمضان جز ...» : 4 سلیم بن قیس از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
بر نمازهاي واجب، جماعتی را برپا نسازند، و به ایشان گفتم که اداي نافله ها به جماعت بدعت است؛ برخی از لشکریانم فریاد
برآوردند که اي اهل اسلام! سنّت عمر تغییر کرد، او ما را از نمازهاي نافله ماه رمضان باز می دارد، تا آن جا که ترسیدم در
. [1137] .« لشکرگاه سر به شورش نهند
توجیهات اهل سنت
علماي اهل سنت هنگام مواجهه با این مسئله در صدد برآمده اند تا براي آن از هر طریق ممکن استدلال کنند که ما در این جا به
برخی از ادلّه و جواب آنها اشاره می کنیم:
نیمه شبی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از منزل خارج گردید و براي اداي نماز به مسجد رفت، عده اي به » : 1 عایشه می گوید
او اقتدا کردند. مردم ماجرا را در روز به دیگران بازگو
[ [ صفحه 422
نمودند، تا آن که سه شب گذشت و مسجد پر از جمعیت شد. در روز چهارم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پس از ادايِ نماز
صبح رو به مردم کرد و فرمود:
.« می ترسم که این کار بر شما واجب گردد و نتوانید. و رسول خدا در حالی از دنیا رفت که مسئله بر همان منوال باقی مانده بود ...»
. [1138]
جواب:
الف) دلالت حدیث ناتمام است و معلوم نیست که جریان در ماه رمضان بوده باشد.
ب) بر فرض وقوعِ این امر در ماه مبارك رمضان، ماجرا پایانی دارد که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمده است، و آن
. [ عبارت از نهیِ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بدعت دانستن این کار است. [ 1139
. [ ج) حدیث ضعف سند دارد، چون در طریق او یحیی بن بکیر است که مورد تضعیف واقع شده است. [ 1140
سازگاري ندارد. « نعمت البدعۀ » د) این احتمال با تعبیر عمر به
2 به حدیث ابن وهب از ابی هریره استدلال شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وارد مسجد شد، دید مردم در ماه رمضان
گوشه اي از مسجد مشغول خواندن نمازند. پرسید: چه نمازي است؟ عرض شد: گروهی هستند که به امامت ابیّ بن کعب نماز می
. [ خوانند. حضرت (صلی الله علیه وآله)فرمود: به حقّ رسیده اند و کار خوبی انجام می دهند. [ 1141
جواب:
صفحه 266 از 456
الف در این حدیث، نوع نماز مشخص نشده است.
ب ابن حجر بعد از نقل حدیث آن را از دو جهت تضعیف نموده است: جهت اول
[ [ صفحه 423
آن که در سند آن مسلم بن خالد است که تضعیف شده، و جهت دیگر این که در حدیث آمده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) مردم
. [ را بر ابی بن کعب جمع کرد، درحالی که معروف آن است که عمر این کار را کرده است. [ 1142
3 ممکن است کسی ادعا کند که استحباب به جماعت خواندن نماز تراویح را می توان با حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله) ثابت
علیکم بسنّتی و سنّۀ الخلفاء الراشدین بعدي، تمسّکوا بها و عضّوا علیها بالنواجد. [ 1143 ] بر شما باد بر سنت من و » : نمود که فرمود
«. سنت خلفاي راشدین پس از من، و به آن چنگ زده و ثابت قدم باشید
جواب:
الف) این حدیث با تمام طُرقش ضعیف است؛ همان گونه که در جاي خود به اثبات رسیده است.
ب) بر فرض صدور، سخن در مصداق خلفاي راشدین است. خلفاي راشدین کسانی هستند که به دستور خداوند و توسط پیامبر
(صلی الله علیه وآله) به مقام امامت و ولایت منصوب گردیدند، که همان دوازده امام (علیهم السلام) می باشند، به خصوص آن که
تعبیر خلفاي راشدین بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) اصطلاح شد.
بدعت چیست؟
بدعت در لغت به معناي ایجاد چیزي تازه و جدید است. البته نوآوري لازمه زندگی بشري است و رشد و ترقی را فراهم می سازد؛
ولی در اصطلاح به معناي ورود عنصري غیردینی در مجموعه آموزه هاي الهی به نام دین می باشد. روشن است که بدعت حرام
. [1144] «. هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است » : است. رسول خدا (صلی الله علیه وآله)فرمود
[ [ صفحه 424
توضیح آن که: دست بشر از نوآوري در احکام الهی کوتاه است؛ به این دلیل که
عبادات توقیفی است نه اختراعی، و کیفیت انجام دادن آن از جانب شارع مقدس صادر می گردد و اگر دست بشر در آن باز گردد
دین خدا دستخوش انحراف قرار گرفته و دیري نمی گذرد که به تحریف گرفتار می آید.
ما نمی توانیم بر اساس مصلحت سنجی، در دین نوآوري داشته باشیم، زیرا این کار بدون هیچ » : سید مرتضی (رحمه الله) می گوید
. [1145] «. اختلافی جایز نبوده و حلال نیست
عده اي از علماي اهل سنت بدعت در کلام عمر را به معناي لغوي آن گرفته اند. این توجیه صحیح نیست، زیرا دایره آن شامل
احکام دین نمی شود، و بی شک نماز از عبادت هاي دینی است و هرگونه نوآوري در آن، بدعتِ اصطلاحی است.
دسته اي دیگر بدعت را به پنج قسم: حرام، مستحب، مباح، مکروه و حرام تقسیم کرده اند. بر این اساس، بدعت در نماز تراویح را
بدعتِ حسن دانسته اند. این تقسیم نادرست است، زیرا در اصطلاح شرع، بدعت جز ابداع حکمی که بر مبناي شرع نیست، معنایی
ندارد؛ چنین فعلی حرام و مبغوضِ شارع است. در این صورت چگونه می توان آن را بدعتِ حسن نامید؟
صفحه 267 از 456
. [1146] .« بدعت در نزد ما جز بر قسم حرام استعمال نمی گردد » : مرحوم شهید می فرماید
کلامی از شرف الدین
اینان چنین پنداشته اند که عمر با نماز تراویح اش آنچه را که خدا و پیامبر از حکمت آن » : وي در آخر بحثِ تراویح می فرماید
غافل بوده اند، تدارك نموده است؛ در صورتی که خود سزاوارترند از حکمت خداوند در قوانین و نظاماتش غافل باشند. کافی
است که در ردّ به جماعت گزاردن نمازهاي مستحبّی ماه رمضان بگوییم: خداوند
خواسته است بندگانش در دل شب ها با وي خلوت کنند و در پیشگاهش گریه و زاري
[ [ صفحه 425
نمایند و با مناجات و راز و نیاز با وي حوایج و گرفتاري هاي خود را عرضه بدارند و چشم به رحمت و امید به مرحمت ذات اقدس
او داشته باشند و بدانند که پناهگاهی جز او ندارند، و نجات دهنده ایشان خداي مهربان است.
به همین جهت، خداوند سبحان مستحبات را از قید جماعت رها ساخته است تا بندگان بتوانند به تنهایی آن طور که می خواهند به
خدا نزدیک شوند و در پیشگاه وي بنالند...
دیگر این که، رهاساختن مستحبات از قید جماعت باعث می شود که خانه ها از برکت و شرافت نماز خواندن خالی نشود و لذت و
نشاط تربیتی آن محفوظ بماند، تا از این راه فرزندان به پیروي از پدران و مادران و نیاکان خود راه دین داري و مسلمانی را
. [1147] .«... بیاموزند
[ [ صفحه 426
نماز و دعا در کنار قبور اولیاي الهی
اشاره
این موضوع، از جمله مسائل مورد اختلاف بین مسلمین از طرفی، و وهابیون از طرفی دیگر است. مسلمانان از آن جا که وجود
اولیاي الهی را در حیات و مرگشان، و نیز بقعه و بارگاه و قطعه زمینی که آنها را در خود دارد، متبرك می دانند. از طرفی دیگر،
توسل به اولیاي الهی را در حال حیات و ممات جایز می دانند، نمازشان را در کنار قبور اولیاي الهی می خوانند تا خداوند متعال
لطف کرده به برکت آنان شیطان و وسوسه هایش را از آنها دور کرده و تمام توجهشان مشغول خدا گردد، و نمازي
با اخلاص و توجه از آنها صادر گردد، در مقابل، وهابیون با این عمل به مخالفت برخاسته و آن را تحریم کرده اند، اینک مطلب را
پی می گیریم تا حکم آن روشن گردد.
فتاواي وهابیان
صحابه عادتشان بر این بود هنگامی که کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله)می آمدند بر او سلام می دادند، » : 1 ابن تیمیه می گوید
صفحه 268 از 456
ولی هنگامی که می خواستند دعا کنند رو به قبر شریف دعا نمی کردند، بلکه از قبر منحرف شده و رو به قبله دعا می نمودند، مانند
سایر بقعه ها، از همین رو هیچ یک از ائمه سلف ذکر نکرده اند که نماز کنار قبور و در مشاهد مستحب و افضل است، بلکه همه
اتفاق نموده اند بر این که نماز در مساجد و خانه ها افضل از کنار
[ [ صفحه 427
. [1148] .« قبور انبیا و صالحین است؛ چه آن قبر مشهد نامیده شده باشد یا خیر
نماز در کنار قبور مشروع نیست و نیز قصد مشاهد کردن براي عبادت در آن مکان ها از قبیل نماز، » : وي در جاي دیگر می گوید
اعتکاف، استغاثه و ابتهال و نحو این افعال مشروع نیست و کراهت دارد. بلکه عده زیادي نماز را به جهت نهیی که به آن خورده
. [1149] «... باطل می دانند
پیامبر (صلی الله علیه وآله) نهی کرده از نماز خواندن در کنار قبور، ولی اکثر مردم در کنار قبور نماز » : 2 ابن قیم جوزیه می گوید
. [1150] «... می خوانند
هیچ یک از ائمه پیشین ذکر نکرده اند که نماز کنار قبور و مشاهد مستحب و افضل است، » : 3 محمّد بن عبد الوهّاب می گوید
. [1151] .« بلکه همه اتفاق دارند بر این که نماز در مساجد و خانه ها افضل از مقابر اولیا و صالحین است
اجعلوا » : نماز در کنار قبور بدعت و از وسایل شرك است. پیامبر (صلی الله علیه وآله)فرمود » : 4 شیخ عبد العزیز بن باز می گوید
این حدیث دلالت دارد که در کنار قبور نباید نماز خواند و تنها نماز را باید در مساجد « من صلاتکم فی بیوتکم و لا تتخذوها قبوراً
. [1152] .«... یا خانه به جاي آورد
تبرك برخی از زمین ها و بقعه ها
از آیات و روایات استفاده می شود که برخی از زمین ها و بقعه ها مبارك اند و بر زمین ها و بقعه هاي دیگر ترجیح دارند و در
مقابل، برخی از زمین ها و بقعه ها غیر مبارکند و باید از آنها پرهیز نمود.
أ آیات:
خداوند متعال می فرماید ": إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَکَّۀَ مُبارَکًا
[ [ صفحه 428
وَهُدًي لِلْعالَمینَ. [" 1153 ] و نیز می فرماید ": وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنی مُنْزَلًا مُبارَکًا وَأَنْتَ خَیْرُ
الْمُنْزِلینَ [" 1154 ] هم چنین می فرماید ": وَنَجَّیْناهُ وَلُوطًا إِلَی اْلأَرْضِ الَّتی بارَکْنا فیها لِلْعالَمینَ [" 1155 ] خداوند درباره حضرت
موسی (علیه السلام) می فرماید ": إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوًي [" 1156 ] و نیز در خطاب به او می فرماید ": فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ
بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوًي [" 1157 ] در آیه اي درباره سلیمان (علیه السلام)آمده است ": وَلِسُلَیْمانَ الرِّیحَ عاصِفَۀً تَجْري بِأَمْرِهِ إِلی اْلَأرْضِ
الَّتی بارَکْنا فیها [" 1158 ] هم چنین در مورد پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)می فرماید ": سُبْحانَ الَّذي أَسْري بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ
. [ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ اْلَأقْصَی الَّذي بارَکْنا حَوْلَهُ. [" 1159
ب روایات:
صفحه 269 از 456
گاهی قطعه هاي زمین همانند بانیان آنها متصف به صفت شقاوت و سعادت می شوند:
1 بخاري به سندش از عبدالله بن عمر نقل می کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) هنگامی که از سرزمین ثمود می گذشت
به سرزمین هایی داخل نشوید که صاحبان آنها به خود ظلم نمودند تا شما نیز همانند آنان به مصیبت مبتلا نگردید، مگر در » : فرمود
. [ حالی که گریانید. آن گاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سر مبارك را پوشانید و به سرعت از آن وادي گذر نمود. [ 1160
[ 2 م ه ن ی ن چ ي ر ا خب ه ب ش د ن س ل ق ن ی م د ن ک ه ک ی ل ع ( ه ی ل ع م لا س ل ا ) ز ا ز ا م ن ن د ن ا و خ ر د ن ی م ز ر س و ر ف ه ت ف ر ل ب ا ب ت ه ا ر ک ت ش ا د [ . 1161 .
3 حلبی در سیره خود نقل می کند: اجماع امّت بر این است که مکانی که اعضاي
[ [ صفحه 429
شریف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در بر گرفته بهترین قسمت روي زمین است؛ حتّی بهتر از موضع کعبه شریفه. برخی دیگر
. [ گویند: افضل قسمت هاي روي زمین است حتّی از عرش الهی. [ 1162
4 سمهودي شافعی در بحث تفضیل سرزمین مدینه بر سرزمین هاي دیگر می گوید: جهت دوم آن که: این سرزمین مشتمل بر
قطعه زمینی است که به اجماع امت بر سایر قطعه ها برتري دارد و آن همان قطعه اي است که بدن شریف پیامبر (صلی الله علیه
. [ وآله)را در بر گرفته است. [ 1163
5 هم چنین نقل کرده که مردم بعد از فوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می آمدند و از خاك قبر حضرت (صلی الله علیه
وآله)به جهت تبرك برمی داشتند و با خود می بردند: عایشه به جهت آن که بدن پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمایان نگردد دستور
. [ داد دور قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) دیواري کشیده شود. [ 1164
دلیل جواز یا رجحان
1 کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا یکی از اولیاي الهی نیز یکی از زمین ها و بقعه هایی است که اسم زمین و بقعه بر آن
صادق است و نماز و دعا در هر مکانی مباح و جایز است، که این مکان نیز یکی از آنهاست.
2 خداوند متعال می فرماید ": وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَ هُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَ دُوا اللّهَ تَوّابًا رَحیمًا"
و اگر هنگامی که گروه منافق بر خود به گناه ستم کردند از کردار خود به خدا توبه کرده و به تو رجوع می کردند که بر » [1165]
.« آنها استغفار کنی و از آمرزش خواهی، البته در این حال خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند
کلمه " جاؤوك (شامل زمان حیات و ممات پیامبر (صلی الله علیه وآله) هر دو می شود و انسان همان گونه که در زمان حیات
پیامبر (صلی الله علیه وآله) گناه کار بود، بعد از وفات او نیز گناه کار است، لذا احتیاج به واسطه اي دارد تا به او توسل کند و
خداوند با استغفار او گناهانش را بیامرزد. حال چه
[ [ صفحه 430
اشکالی دارد نماز و دعا که در آن استغفار است در کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و در حضور آن
حضرت انجام گیرد تا از برکات او گناهان ما آمرزیده شود.
صفحه 270 از 456
3 بی شک نماز در مقابر به جهت عبادت صاحب قبر و قبله قرار دادن آن شرك است، ولی هیچ مسلمانی این چنین نیّتی ندارد،
بلکه هدفش از این عمل، تنها تبرك جستن از آن بقعه و مکان است، زیرا نماز و دعا در آن مکان شریف ثواب بیشتري دارد و اگر
این چنین نبود، چرا عمرو ابابکر وصیت نمودند تا در جوار پیامبر (صلی الله علیه وآله) دفن شوند؟ مگر به غیر جهت تبرك بود؟
نماز گزار هم به همین نیّت در جوار قبور اولیاي الهی نماز می خواند. در قصه اصحاب کهف، به چه دلیل مؤمنان و موحدان ساختن
مسجد را بر روي اصحاب کهف پیشنهاد دادند؟ مگر براي غیر این جهت بود که واجبات دینی شان را جوار آنان انجام دهند تا
پیشنهاد به این جهت بود که مسلمین در آن مکان نماز گزارده و به » : عملشان متبرك گردد. لذا زمخشري در ذیل آیه می گوید
1166 ] همین بیان را نیز نیشابوري در تفسیر خود آورده است. ] «. مکان آنان تبرك بجویند
خداوند متعال قصه اصحاب کهف و پیشنهاد موحّدان را نقل می کند، ولی سکوت کرده و پیشنهاد آنان را ردّ نمی کند، این خود
دلیل بر مشروعیت عمل و پیشنهاد آنان است.
4 قرآن کریم به حجاج امر می کند که نزد مقام ابراهیم (علیه السلام) نماز به جاي آورند. مقام ابراهیم (علیه السلام) همان صخره
اي است که آن حضرت بر روي آن براي ساختن کعبه می ایستاده است. خداوند متعال می فرماید ": وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَۀً لِلنّاسِ
و به یاد آور زمانی که کعبه را مقام امن و مرجع امر دین گرداندیم و امر شد که » [ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُ َ ص لی؛ [" 1167
می دانیم که نماز خواندن در این مکان براي تبرك به مقام ابراهیم (علیه السلام) .« مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید
است.
5 سیوطی در باب احادیث معراج می گوید: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد مدینه، طور سینا و بیت لحم شد و در آن مکان
ها نماز خواند. جبرئیل به او عرض کرد: اي رسول خدا! آیا
[ [ صفحه 431
می دانی کجا نماز می گزاري؟ تو در شهر طیّبی نماز خواندي که هجرتت به سوي آن بود. تو در طور سینا نماز گزاردي؛ مکانی
. [ که خداوند با موسی سخن گفت. تو در بیت لحم نماز گزاردي؛ مکانی که عیسی متولد شد. [ 1168
پس بیت لحم به دلیل ولادت حضرت عیسی (علیه السلام) در آن، متبرك است، لذا پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در آن مکان
نماز می گزارد، حال چه فرقی بین زادگاه و مقبره است؟
6 مسلمین در ایام حجّ در حجر اسماعیل نماز می گزارند، در حالی که آن مکان مدفن اسماعیل و هاجر است، حال چه فرقی بین
اسماعیل و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) است؟
7 اگر نماز در کنار قبر اشکال دارد، چرا عایشه تا آخر عمر در کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله)به زندگی خود ادامه داد؟ و در
آنجا نماز به پاداشت؟
مگر نبود که فاطمه زهرا (علیها السلام) آن زنی که طبق نص پیامبر (صلی الله علیه وآله): خدا به رضایت او راضی و به غضب او
غضبناك می شود هر جمعه به زیارت قبر حمزه می آمد و در کنار قبر نماز به جاي می آورد؟
نماز به جاي نیاورد، در حالی که در حدیث است که آن مسجد مدفن هفتاد « خیف » 8 مگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجد
پیامبر خداست؟
. [ هفتاد پیامبر مدفون است. [ 1169 « خیف » طبرانی به سند صحیح از ابن عمر نقل می کند که در مسجد
9 مگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در کنار قبر ابراهیم (علیه السلام) نماز به جاي نیاورد؟
صفحه 271 از 456
هنگامی که جبرئیل مرا به بیت المقدس آورد و به قبر ابراهیم » : ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
(علیه السلام) گذر داد، گفت: اي پیامبر خدا! فرود آي تا دو رکعت در این مکان نماز گذاریم، زیرا این جا قبر پدرت ابراهیم (علیه
السلام) است. سپس مرا وارد بیت لحم نمود و گفت: فرود آي تا در این مکان نیز دو رکعت نماز گذاریم، زیرا برادرت عیسی (علیه
. [ السلام)در این مکان متولد شده است. [ 1170
[ [ صفحه 432
10 مسلمانان در طول تاریخ سعی داشته اند تا به این سنت عمل کرده و نماز خود را در کنار قبور اولیاي الهی به جاي آورند، و
هیچ گاه به ذهن کسی نیامده که این عمل حرام یا مکروه است.
اي ابا عبدالله آیا به » : منصور عباسی روزي از مالک بن انس امام مالکی ها در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه وآله)سؤال کرد
«؟ طرف قبله قرار گذارم و دعا کنم؛ یا روي به رسول خدا کرده و دعا نمایم
مالک در جواب گفت: چرا رويِ خود را از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر می گردانی، در حالی که او وسیله تو و پدرت آدم
به سوي خدا تا روز قیامت است؟ بلکه روي خود را به طرف او بنما و او را شفیع قرار ده تا خداوند شفاعت او را در حقّ تو قبول
. [ کند. [ 1171
فتاواي فقهاي عامه
با مراجعه به کتاب هاي فقهی اهل سنت غیر از وهابیون پی می بریم که همگی قائل به جواز برپایی نماز و دعا در کنار قبور
اولیاي الهی اند:
مالک به نماز گزاردن در مقبره اشکال نمی گرفت، بدین صورت که کسی در مقبره نماز » : 1 در کتاب المدونۀ الکبري آمده است
بخواند، در حالی که جلو و عقب و راست و چپ او قبر باشد. و نیز می فرمود: به من خبر رسیده که برخی از اصحاب پیامبر (صلی
. [1172] «. الله علیه وآله)در مقبره نماز می خواندند
اگر کسی مسجد خود را کنار قبر صالحی قرار دهد و در آن جا به جهت » : 2 عبدالغنی نابلسی در کتاب الحدیقۀ الندیّۀ می گوید
تبرك، نه تعظیم به صاحب قبر و توجه به او، نماز گزارد، اشکالی ندارد، زیرا مرقد اسماعیل کنار حطیم از مسجد الحرام است، در
. [1173] «. حالی که آن موضع بهترین مکان براي نماز است
رو به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و پشت به قبله بودن هنگام » : 3 خفاجی در شرح الشفا می گوید
[ [ صفحه 433
. [1174] .« دعا، مذهب شافعی و جمهور اهل سنت است و از ابی حنیفه نیز نقل شده است
آنچه از ابوحنیفه نقل شده که او رو به قبله و پشت به قبر رسول (صلی الله علیه وآله) دعا » : 4 ابن الهمام از علماي حنفیّه می گوید
می کرد مردود است، زیرا خلاف سنت است... کرمانی هم در این زمینه می گوید: مذهب ابوحنیفه که رو به قبله بودن است
. [1175] .«... باطل است، زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله)در ضریح خود زنده است و زائرینش را می شناسد
بررسی ادله وهابیون
صفحه 272 از 456
بررسی ادله وهابیون
وهابیون به دو دسته دلیل بر حرمت و عدم مشروعیت نماز و دعا در کنار قبور اولیاي الهی تمسک کرده اند: روایات و اصول.
الف) روایات:
. [1176] .« نماز را به سوي قبر و روي قبر نخوانید » : البانی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود
جواب:
اوّلًا: وهابیون نمی توانند به منفردات حدیثی خود بر ردّ عمل دیگران استناد کنند، همان گونه که ابن حزم در الفِصَل [ 1177 ] می
گوید: ما نمی توانیم علیه شیعه به روایات خود تمسک کنیم، زیرا آنان ما را تصدیق نمی کنند، همان گونه که آنان نیز نمی توانند
«. به روایاتشان بر ما استدلال نمایند
ثانیاً: طبق نصّ حدیث، نماز خواندن به طرف قبور و تعظیم آنها از آن جهت نهی شده، موجب شرك و غلوّ در دین است، ولی اگر
نماز صرفاً به جهت تبرك باشد اشکالی ندارد.
یهود و نصاري در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر قبر انبیاي » : بیضاوي در تفسیر خود می گوید
[ [ صفحه 434
خود به جهت تعظیم آنان سجده می کردند و آن قبرها را قبله خود قرار داده و به طرف آن نماز می گزاردند و در حقیقت آنها را
«. بت هاي خود قرار می دادند، لذا پیامبر (صلی الله علیه وآله) آنان را لعن کرده و مسلمین را از امثال این اعمال باز می داشت
. [1178]
حال اگر کسی در کنار قبور اولیاي الهی نماز و دعا بخواند، نه به نیّت توجه و تعظیم به آنها، بلکه از آن جهت که این بقعه متبرك
است و انسان در این بقعه به دلیل این که در جوار ولیّ خداست، کسی که داعی توحید بوده و... می تواند با توجه و اخلاص
بیشتري نماز بخواند، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه راجح است.
ب اصول:
برخی همانند شیخ عبد العزیز بن باز به قاعده سدّ ذرائع تمسک کرده و می گویند: از آن جا که نماز و دعا کنار قبور اولیا راهی به
. [ سوي شرك است و ممکن است انسان را در برخی از موارد در خطّ شرك قرار دهد، باطل و حرام است. [ 1179
جواب:
در بحث اصول به اثبات رسیده که ذریعه و وسیله حرام مطلقاً حرام نیست، بلکه مقدمه ذریعه موصله حرام است. در مورد بحث،
نماز و دعایی که به شرك منجرّ شود حرام است، ولی نماز و دعاهایی که هرگز این نتیجه را به همراه ندارد، نه تنها حرام و باطل
نیست، بلکه جایز و مستحب است. و اکثر قریب به اتفاق مردم تنها به قصد تبركِ مکان در کنار قبور اولیاي الهی نماز می گزارند،
نه به جهت تعظیم صاحب قبر.
[ [ صفحه 435
تهمت خان الأمین
صفحه 273 از 456
اشاره
از زمان هاي گذشته شیعه را متهم نموده اند که معتقد است جبرئیل (علیه السلام) در حقّ خداوند خیانت کرده و به جاي آن که
رسالت را به علی بن ابی طالب ابلاغ کند آن را بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نازل کرده است. از این رو بعد از سلام نمازشان
را تکرار می کنند. « خان الامین » سه بار، عبارت
ریشه اتهام
از آیات شریف قرآن و احادیثی که پیرامون آنها رسیده است روشن می شود که یهودیان معتقدند جبرئیل در ابلاغ رسالت خیانت
نموده است، زیرا خداوند به وي دستور داده بود نبوت را در دودمان اسرائیل قرار دهد، لکن او بر خلاف فرمان خدا، آن را در
جبرئیل خیانت نمود) را شعار خود قرار ) « خان الأمین » سلسله اسماعیل قرار داد. بنابراین گروه یهود جبرئیل را دشمن دانسته و جمله
و « امین » دادند و به همین خاطر قرآن در مقام انتقاد از آنان و اثبات بی پایگی سخنانشان، جبرئیل را در آیه ذیل به عنوان فرشته
. [ درست کار معرفی کرد ": نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ اْلَأمینُ، عَلی قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ؛ [" 1180
قرآن را بر قلب تو نازل کرد تا از بیم دهندگان باشی. و در آیه دیگر ،« جبرئیل » ، روح امین
[ [ صفحه 436
می فرماید ": قُلْ مَنْ کانَ عَدُ  وا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ؛ [" 1181 ] بگو: هر کس
با جبرئیل دشمنی ورزد، آن فرشته گرامی به اذن خدا، قرآن را بر قلب تو نازل نمود.
از آیات یاد شده و تفسیر آنها به روشنی استفاده می شود که گروه یهود جبرئیل را به علت هایی دشمن داشته، او را فرشته عذاب
می نامیدند و به خیانت در ابلاغ رسالت متّهم می نمودند.
از خرافات قوم یهود سرچشمه گرفته است و برخی از نویسندگان جاهل که با شیعه خصومت « خان الأمین » بنابراین ریشه شعارِ
دیرینه دارند، به طرح این سخن برضدّ شیعه پرداخته و ناجوانمردانه این اتهام را به شیعه نسبت می دهند.
جواب اجمالی
این تصور اشتباه، دلیل بر بی اطلاعی اتهام زنندگان، از اعتقادات مذهب شیعه است و کسی که به کتاب هاي آن مذهب مراجعه
کند، به دروغ و اتهام بودن آن، پی خواهد برد.
جواب تفصیلی
1 مرجع تحقیق یک اعتقاد، کتاب هاي آن مذهب است که در ابعاد مختلف نوشته شده و می توان آن عقیده را از لابلاي آن
کتاب ها استخراج نمود و با مراجعه به آنها به ویژه در باب نماز، از این مدّعی خبري نمی بینیم. اینک به برخی از کتاب هاي شیعه
مراجعه می کنیم تا از صحت یا بطلان این اعتقاد، اطلاع یابیم.
الف شیخ مفید (رحمه الله) می فرماید:
ثمّ یخفض یدیه ،« الله اکبر » : فاذا سلّم بما وصفناه فلیرفع یدیه حیال وجهه مستقبلًا بظاهرهما وجهه و بباطنهما القبلۀ بالتکبیر و یقول »
صفحه 274 از 456
1182 ] پس هرگاه سلام ] «. الی نحو فخذیه و یرفعهما ثانیۀ بالتکبیر، ثمّ یخفضهما، و یرفعهما ثالثۀ بالتکبیر، ثم یخفضهما
[ [ صفحه 437
نماز را، آن گونه که توصیف کردیم داد، دو دست خود را به جهت تکبیر جلوي صورت خود بگیرد در حالی که ظاهر آن دو به
بگوید. سپس دو دست خود را به طرف زانو پایین آورد و دوباره « الله اکبر » طرف صورت و باطن آن دو به طرف قبله است آنگاه
آن را براي تکبیر دیگر بلند کرده و پایین آورد و بار سوّم نیز آن را تکرار نماید.
در این کلام می بینیم شیخ مفید ره که از قدماي علماي امامیه است هیچ سخنی از آن نیّت و اعتقاد به میان نیاورده است و اگر لازم
یا مستحبّ یا از آداب نماز نزد شیعه بود، باید تذکر می داد.
. [ همین مضمون را شیخ طوسی ذکر کرده است. [ 1183
ب ابن ادریس حلّی (رحمه الله) می نویسد:
و یستحبّ بعد التسلیم و الخروج من الصلاة أن یکبّر و هو جالس ثلاث تکبیرات، یرفع بکلّ واحدة یدیه الی شحمتی اذنیه، ثمّ »
1184 ] مستحب است بعد از سلام و خارج شدن از نماز در حالی که نشسته، سه تکبیر بگوید، به این نحو که ] «. یرسلهما الی فخذیه
با هر کدام از تکبیرها دو دست خود را تا آویزه هاي گوش خود بالا برده، آن گاه به طرف دو رانِ خود رها نماید.
. [ و همین مضمون از ابن برّاج نیز نقل شده است. [ 1185
ج شهید اوّل نیز درباره مستحبات تعقیب نماز می نویسد:
و یستحبّ التعقیب مؤکّداً، ولیبدأ بالتکبیر ثلاثاً رافعاً بکلّ واحدة یدیه الی أذنیه، ثمّ التهلیل، و الدعاء بالمأثور، و تسبیح الزهراء علیها »
1186 ] تعقیب بعد از نماز، مستحبِ مؤکّد است. و شروع آن به سه تکبیر است که با هر یک از آنها دستان ] .«... السلام من أفضله
خود را تا گوش هایش بلند می کند، آن گاه لا اله الاّ الله گفته، سپس دعایی که بعد از نماز وارد است قرائت می کند و تسبیح
حضرت زهرا (علیها السلام) را می گوید که از افضل
[ [ صفحه 438
تعقیبات نماز است.
. [ همین مضمون را علامه حلّی؛ آورده است. [ 1187
2 شیعه معتقد به نبوت حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) بوده و آن را رکنی از ارکان دین اسلام می داند.
شیخ طوسی (رحمه الله) می گوید:
محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم نبیّ هذه الأمّۀ، رسول الله (صلی الله علیه وآله)، بدلیل انّه ادّعی النبوّة و ظهر المعجز علی »
1188 ] محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم پیامبر این امت و رسول خداوند است؛ به دلیل آن ] .« یده کالقرآن، فیکون نبیّاً حقّاً
که ادعاي نبوت نموده و معجزاتی از قبیل قرآن به دستش ظاهر گشت پس پیامبري بر حقّ است.
نبیّنا محمّد (صلی الله علیه وآله) خاتم الانبیاء و الرسل بدلیل قوله تعالی ": ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَ د مِنْ رِجالِکُمْ » : و نیز می فرماید
وَلکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ."
ابوك خیر » :( محمّد (صلی الله علیه وآله) اشرف الانبیاء و الرسل بدلیل قوله (صلی الله علیه وآله) لفاطمۀ (علیها السلام » : و می فرماید
صفحه 275 از 456
. [1189] .« الانبیاء، وبعلک خیر الأوصیاء
3 شیعه تشهد به شهادتین را از واجبات نماز می داند که تعمّد در ترك آن موجب بطلان نماز است.
شیخ طوسی (رحمه الله) می نویسد:
بسم الله و بالله و الأسماء الحسنی کلّها لله. اشهد أن لا إله الاّ الله وحده لا شریک له و أشهد انّ » : و یستحبّ ان یقول فی التشهد الأخیر
1190 ] و به همین مضمون در کتاب هاي دیگر فقهی، باب تشهد وارد شده است و معلوم است که شیعه ] .«... محمّداً عبده و رسوله
اعتقاد خود به رسالت و نبوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) را در تشهد نماز اقرار می کند.
4 شیعه جمیع ملائکه؛ از جمله جبرئیل را معصوم می داند.
[ [ صفحه 439
شیخ صدوق (رحمه الله) می فرماید:
« اعتقادنا فی الانبیاء و الرسل و الأئمۀ و الملائکۀ انّهم معصومون مطهّرون من کلّ دنس و انّهم لا یذنبون ذنباً لا صغیراً و لا کبیراً »
1191 ] ؛ اعتقاد ما در حقّ پیامبران و امامان و ملائکه آن است که معصوم و پاك از هر پلیدي هستند و هیچ گناه کوچک یا بزرگ ]
انجام نمی دهند.
شیخ مفید (رحمه الله) نیز درباره ملائکه می فرماید:
1192 ] ؛ من می گویم که ملائکه از هر ] « و اقول انّهم معصومون ممّا یوجب لهم العقاب بالنار، و علی هذا القول جمهور الامامیۀ »
کاري که موجب عقاب در آتش باشد، معصوم اند و این، قول جمهور امامیه است.
فیض کاشانی (رحمه الله) درباره ملائکه می گوید:
1193 ] ؛ جاي هیچ معصیتی در حقّ ملائکه نیست و از فرمان الهی سرپیچی ] «. و لا مجال للمعصیۀ فی حقّهم، لا یعصون الله ما امرهم »
نمی کنند.
شیخ حرّ عاملی (رحمه الله) نیز می فرماید:
1194 ] ؛ ملائکه از هر گناهی در امان اند. ] «. انّ الملائکۀ معصومون من کلّ معصیۀ »
علامه طباطبایی (رحمه الله) نیز می فرماید:
انّ الملائکۀ نوع من خلق الله تعالی، لا تأخذهم غفلۀ عن مقام ربّهم، و لا یطرأ علیهم ذهول و لا سهو و لا نسیان، و لا یشغلهم عنه »
1195 ] ؛ همانا ملائکه نوعی از خلق خداوند متعال اند که هیچ گونه از مقام ربّشان ] « شاغل، و هم لا یریدون الاّ ما یریده الله سبحانه
غافل نمی شوند و هم چنین هیچ گونه بی توجهی و سهو و فراموشی بر آنان عارض نمی شود. چیزي آنان را از خدا باز نمی دارد و
غیر از آنچه خدا می خواهد اراده نمی کنند.
[ [ صفحه 440
اگر به اعتقاد شیعه، جبرئیل در نزول وحی خیانت کرده است، هیچ گاه تصریح به عصمت او نمی کند.
5 صراحت کلمات شیعه در احترام و تعظیم به جبرئیل.
یعنی جبرئیل (علیه السلام) و » : علامه طبرسی (رحمه الله) در تفسیر قول خداوند متعال ": نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ اْلَأمینُ؛ [" 1196 ] می فرماید
صفحه 276 از 456
1197 ] ؛ جبرئیل که امین وحی خداست، آن را تغییر نداده و تبدیل نمی کند. ] «. هو امین وحی الله، لا یغیّره و لا یبدّله
علامه طباطبایی (رحمه الله) نیز در تفسیر آیه می فرماید:
المراد بالروح الامین هو جبریل ملک الوحی... و قد وصف الروح بالامین، للدلالۀ علی انّه مأمون فی رسالته منه تعالی الی نبیّه (صلی »
الله علیه وآله) لا یغیّر شیئاً من کلامه تعالی بتبدیل او تحریف، بعمد او سهو او نسیان، کما انّ توصیفه فی آیۀ اخري بالقدس یشیر الی
توصیف کرده به آن جهت « امین » 1198 ] ؛ مراد از روح الامین همان جبرئیل فرشته وحی است... و این که خداوند او را به ] «. ذلک
است که او امین وحی الهی در فرستادن آن به پیامبر (صلی الله علیه وآله)بوده و هیچ تغییري [اعم از] تبدیل یا تحریف، به طور عمد
یا سهو یا نسیان انجام نداده است. همان گونه که در آیه دیگر، جبرئیل را به تقدس توصیف نموده که آن هم به همین معنا اشاره
دارد.
بررسی روایت شعبی
شدیداً بر شیعه حمله کرده و آنان را به صفات ناشایستی متّهم ساخته است، « منهاج السنّۀ » ابن تیمیه در کتابهاي خود علی الخصوص
و نیز اتّهاماتی بر آنان وارد ساخته و در آنها استناد به روایاتی جعلی نموده است. از آنجمله با استناد به روایت شعبی، شیعه را با یهود
مقایسه کرده است. او می گوید:
ابو حفض بن شاهین در کتاب اللطف فی السنۀ، از محمّد بن ابی القاسم بن »
[ [ صفحه 441
هارون از احمد بن ولید واسطی، از جعفر بن نصیر طوسی واسطی، از عبدالرحمن بن مالک بن مغول، از پدرش از شعبی نقل کرده
که او می گوید: من شما را از این هواهاي گمراه کننده برحذر می دارم که شرّ آنها رافضه است، آنان با رغبت و میل داخل اسلام
نشدند، بلکه به جهت نابودي و تعرّض بر آن، اسلام را پذیرفتند...
آنگاه در صدد تشابه بین رافضه و یهود برآمده وجوهی از شباهتها را به خیال خود که دروغ و تهمتی بیش نیست بین این دو دسته
نقل می کند، از آنجمله اینکه: یهود در صدد وارد کردن نقص و عیب بر جبرئیل برآمده و او را از بین ملائکه دشمن خود می
. [ دانند، همانگونه که رافضه می گویند: جبرئیل به اشتباه وحی را بر محمّد نازل کرده است... [ 1199
پاسخ:
اوّلا: این حدیث با تعدّد سندهاي آن از شعبی، به جهت وقوع عبدالرحمن بن مالک بن مغول ضعیف است، همانگونه که ابن تیمیه
در آخر کلامش به آن اشاره کرده است. و نیز عده ي دیگري از علماي اهل سنّت و رجالیین آنها او را تضعیف کرده اند از
آنجمله:
. [ می گوید: اتفاق علما بر تضعیف عبدالرحمن بن مالک بن مغول است. [ 1200 ،« کتاب السنّه » 1 ابوبکر خلال در
. [ 2 ابوعلی صالح بن محمّد می گوید: عبدالرحمن بن مالک بن مغول از دروغ گوترین مردم است. [ 1201
[ 3 ی ی ح ی ن ب ن ی ع م ی م د ی و گ : ن م و ا ا ر ه د ی د م ا ، و ا ص خ ش ه ق ث ت س ی ن [ . 1202 ] و ز ی ن ر د ه ط ب ا ر ا ب و ا ی م د ی و گ : و ا با ذّ ک ت س ا [ . 1203 .
[ [ صفحه 442
صفحه 277 از 456
. [ 4 احمد بن حنبل می گوید: ما احادیث او را پاره نمودیم. [ 1204
5 محمّد بن عمار موصلی می گوید: عبدالرحمن بن مالک بن مغول شخصی بسیار دروغگو و تهمت زننده است، و هیچ کس در
. [ این مطلب شک ندارد. [ 1205
6 ابوداود سلیمان بن اشعث می گوید: او کسی است که احادیث جعل می کند.
و نیز ابو زکریا، ابوزرعه، جوزجانی، دارقطنی، بخاري، ابن حبّان، سعدي، نسائی و جماعتی دیگر از رجالیین اهل سنّت او را تضعیف
. [ کرده اند. [ 1206
ثانیاً: ابن تیمیه در آخر حدیث گرچه متوجّه ضعف حدیث به جهت وجود عبدالرحمن بن مالک بن مغول شده ولی در صدد برآمده
این خبر از عبدالرحمن بن مالک بن مغول از راه هاي متعددي نقل شده که » : که ضعف آن را اینگونه جبران کند. او می گوید
«. برخی از آنها برخی دیگر را تصدیق می کند
ولی این حرف فاسد است و نمی تواند مشکل ضعف عبدالرحمن بن مالک بن مغول را حلّ کند، زیرا کثرت طرق در نهایت اثبات
می کند که این کلام از عبدالرحمن صادر شده است، ولی صحّت روایت او از پدرش و او از شعبی احتیاج به اثبات دارد که با آن
توجیه قابل اثبات نیست.
ثالثاً: بر فرض این که خبر صحیح باشد ولی از آن جهت که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل نشده و هیچ یک از صحابه نیز آن را
روایت نکرده اند از درجه اعتبار ساقط است. راوي و ناقل این اتهام تنها شعبی است، که کلامش هرگز براي شناخت حقّ حجّت
نبوده و دلیلی بر آن نیست، خصوصاً آنکه در آن خبر پر از اتهامات و جزافه گویی هایی است که قطعاً شیعه امامیه از آن مبرّا است.
چیست ردّ تو بر رافضه در حالی که تو » : رابعاً: در آن خبر، شعبی از رؤساء شیعه معرفی شده و راوي حدیث از شعبی به او می گوید
در حالی که قطعاً «؟ رئیس آنان می باشی
[ [ صفحه 443
می دانیم که شعبی از شیعه نبوده تا چه رسد به اینکه از رؤساي آنها باشد. و این مطلبی است که هر کسی که او را شناخته یا بر
ترجمه و احوال او اطلاع یافته، می داند. احدي از کسانی که احوال او را نقل کرده اند او را به عنوان شیعی معرفی نکرده اند، بلکه
او را پیام رسان عبدالملک بن مروان به پادشاه روم معرفی کرده اند. [ 1207 ] و کسی که از طرف بنی امیّه قاضی بوده است.
[ [ صفحه 444
تأمین (آمین گفتن)
اشاره
تأمین به معناي گفتن آمین بعد از قرائت سوره حمد است. طبق نظر اهل بیت (علیهم السلام)نه تنها گفتن آن در نماز مستحب
نیست، بلکه موجب بطلان نماز می گردد، زیرا کلام آدمی است و دلیلی بر استحباب آن در نماز وجود ندارد. ولی مذاهب دیگر
صفحه 278 از 456
فقهی آن را از سنت هاي نماز دانسته یا مستحب می دانند. لذا جا دارد که این مسئله را بررسی نمود و حقّ مطلب را ادا کنیم.
فتاواي امامیه
. [1208] «. نباید بعد از قرائت حمد آمین گفت » : 1 شیخ مفید (رحمه الله) می فرماید
. [1209] «. بعد از قرائت فاتحه در نماز است « آمین » از جمله منفردات امامیه ترك لفظ » : 2 سید مرتضی (رحمه الله) می فرماید
گفتن آمین موجب بطلان نماز می گردد؛ چه پنهانی » : 3 شیخ طوسی (رحمه الله) می فرماید
و چه آشکار، چه قبل از اتمام حمد و چه بعد از آن، براي مأمون و امام در
. [1210] «. هر حال
[ [ صفحه 445
. [1211] «. آمین در آخر حمد نزد امامیه حرام است و با گفتن آن نماز باطل می گردد » : 4 علامه حلّی (رحمه الله) می فرماید
فتاواي عامه
نووي در نقل اقوال چنین می گوید:
1 رأي ابوحنیفه آن است که امام آمین را بلند و مأموم آهسته بگوید.
2 از مالک دو روایت نقل شده است: یکی از آنها مثل رأي ابوحنیفه است و دیگر آن که در نماز اصلًا گفته نشود.
3 رأي شافعی آن است که مأموم به حدي بگوید که تنها خودش بشنود. ولی کلام دیگري که از او نقل شده که باید بلند بگوید.
4 رأي احمد بن حنبل آن است که براي نمازگزاران مستحب است که به طور جهر آمین بگویند.
مستحب است که هرکس بعد از فاتحه در نماز یا بیرون از آن آمین بگوید و در » : او در آخر، رأي خود را این چنین بیان می کند
. [1212] «. استحباب آن فرقی بین امام و مأموم و کسی که فرادا نماز می خواند نیست
توقیفی بودن عبادت ها
شکی نیست که نماز جزء عبادات است و اصل در عبادات، توقیفی بودن است، یعنی در مقدار و کیفیت آن باید اذن شارع باشد و
خروج از این قاعده مصداق بدعت و تشریع محرّم است.
عبادات توقیفی است و هیچ جزءِ یا شرطی از آن با قیاس یا علت تراشی ثابت نمی گردد؛ خصوصاً » : ابن قدامه حنبلی می گوید
. [1213] «. نماز
[ [ صفحه 446
بعد از قرائت سوره حمداست که باید بر این ادعا دلیل اقامه «« تأمین » یکی از اجزایی که اهل سنت آن را در نماز مستحب دانسته اند
نمایند و گرنه منجر به تشریع و بدعتی می شود که به طور قطع در اسلام حرام است.
. [1214] «. این نماز صلاحیت ندارد که در آن چیزي از کلام انسان ها افزوده شود » : لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید
صفحه 279 از 456
کیفیت نماز
با مراجعه به روایاتی که در آنها کیفیت نماز پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بیان کرده پی می بریم که ذکري از تأمین در آنها نیامده
است؛ از جمله روایت ابوحمید ساعدي است که در بیان کیفیّت نماز پیامبر می گوید: هرگاه که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به
نماز می ایستاد دست هاي خود را تا محاذي دو شانه خود بالا می برد، آن گاه تکبیر می گفت تا این که هر عضوي از اعضایش در
موضع خود به صورت اعتدال قرار می گرفت. سپس قرائت خوانده و تکبیر می گفت و هنگام تکبیر دستان خود را محاذي دو کتف
. [1215] «.... خود قرار می داد. سپس به رکوع می رفت
در این حدیث ابوحمید ساعدي فرایض، سنن و مستحبات نماز را به طور مفصّل نقل می کند، ولی در آن نامی از تأمین به عنوان
یک جزء مستحب یا سنت به میان نمی آورد.
حکم تأمین نزد اهل بیت
با مراجعه به مصادر روایی اهل بیت (علیهم السلام) پی می بریم که آنان به جهت حفظ سنت پیامبر از تحریف شدیداً با اضافه
در نماز مخالفت نموده شیعیان را از گفتن آن در آخر قرائت بازداشته اند: « تأمین » کردن
هرگاه پشت سر امام » : 1 کلینی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
[ [ صفحه 447
جماعت مشغول نماز بودي، هنگامی که امام از قرائت حمد فارغ شد بگو: الحمد لله
. [1216] «. ربّ العالمین و آمین مگو
2 نیز به سند خود از محمّد حلبی نقل می کند که از امام صادق (علیه السلام) سؤال نمودم: هنگامی که از فاتحۀ الکتاب فارغ شوم
. [ آمین گویم؟ حضرت فرمود: هرگز. [ 1217
هرگز هنگامی که از قرائت فارغ شدي آمین مگو و اگر خواستی بگو: » : 3 زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [1218] «. الْحَمْدُ لِِله رَبِّ الْعَالَمِینَ
بررسی روایات تأمین
اشاره
از جمله ادلّه اي که قائلین به مشروعیّت تأمین در نماز به آن استدلال نموده اند روایاتی است که می توان آنها را به اعتبار راویانش
به دو دسته تقسیم نمود:
الف روایاتی که سند آنها به ابی هریره منتهی می شود.
ب روایاتی که سند آنها به غیر ابی هریره منتهی می گردد.
روایات ابی هریره
صفحه 280 از 456
اشاره
. [1219] .« رسید بگویید: آمین « وَلَا الضَّالِّینَ » هرگاه امام به » : ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
. [1220] .« هرگاه امام آمین گفت شما نیز آمین بگویید » : نیز ابوهریره از رسول خدا نقل می کند که فرمود
هم چنین ابوهریره نقل می کند: هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمین می گفت تمام کسانی که پشت سر او بودند آمین می
. [ گفتند، به حدّي که صداي ضجّه در مسجد بلند می شد. [ 1221
[ [ صفحه 448
را تلاوت می نمود، آمین می گفت به « غَیْرِ الْمَغْضُ وبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ » ( و نیز نقل می کند: هرگاه پیامبر (صلی الله علیه وآله
. [ حدّي که کسانی که در صف اول جماعت بودند آن را می شنیدند. [ 1222
نقد روایات
این روایات از ابوهریره نقل شده که متهم ترین راویان حدیث است.
ذهبی نقل می کند که عمر خطاب، ابوهریره را از نقل حدیث منع کرد؛ حتی او را با تازیانه کتک زد و به او گفت: زیاد از پیامبر
نقل حدیث کرده اي... اگر دست از نقل حدیث از پیامبر برنداري تو را به قبیله ات (دوس) تبعید خواهم کرد و یا به سرزمین قرده
. [ خواهم فرستاد. [ 1223
آگاه باشید » : ابن ابی الحدید از استاد خود ابوجعفر اسکافی نقل می کند که امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود
. [1224] «. همانا دروغ گوترین مردم یا فرمود: دروغ گوترین زنده ها بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوهریره دوسی است
ابو هریره کذّاب است. او احادیث فراوانی را » : ابن قتیبه، حاکم، ذهبی و مسلم از عایشه نقل کرده است که او به مکرّر می گفت
. [1225] .« جعل نموده و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده است
تمام بزرگان معتزله و علماي مذهب حنفی روایات او را ردّ نموده و اعلام کرده اند که هر حکم و فتوایی که بر اساس روایتی از
. [ طریق ابی هریره صادر شده باشد باطل و غیر قابل قبول است. [ 1226
تمام اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) نزد من ثقه و عادل اند و حدیثی که از طرق آنان به » : از ابوحنیفه نقل شده که می گفت
من رسیده صحیح و مورد قبول است، مگر احادیثی که از طریق
[ [ صفحه 449
. [1227] «. ابوهریره، انس بن مالک و سمرة بن جندب رسیده است که مورد قبول من نیست، بلکه همه آنها نزد من مردود است
روایات غیر ابی هریره
اشاره
صفحه 281 از 456
روایات غیر ابی هریره در باب تأمین را از کتب مختلف مورد بررسی قرار خواهیم داد:
روایات سنن ابن ماجه
وَلَا » از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که بعد از » : 1 ابن ماجه به سند خود از علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [1228] «. آمین گفت « الضَّالِّینَ
لکن به تصریح بشّار عواد، سندش ضعیف است، زیرا حمید بن عبدالرحمن بن ابی لیلی که حافظه اش جداً ضعیف است در سلسله
. [ سند آن قرار دارد. [ 1229
شعبه می گوید: من کسی بد حافظه تر از ابن ابی لیلی ندیدم. [ 1230 ] نیز در سند حدیث ابن عدي واقع است که ابوحاتم در حق او
. [1231] «. او شیخی است که به حدیثش احتجاج نمی شود » : می گوید
2 هم چنین به سند خود از عبدالجبار بن وائل از پدرش نقل می کند که فرمود: من با پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمازگزاردم،
. [ رسید آمین گفت. [ 1232 « وَلَا الضَّالِّینَ » هنگامی که آن حضرت به
بشار عوّاد در ذیل این حدیث نیز می گوید: اسناد آن به جهت انقطاع ضعیف است، زیرا عبدالجبار بن وائل از پدرش حدیث نشنیده
. [ است. [ 1233
[ [ صفحه 450
. [ بخاري می گوید: بعد از وفات پدرش به شش ماه متولد شده است. [ 1234
یهود در هیچ چیزي مانند سلام و تأمین بر شما » : 3 نیز به سند خود از عایشه نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
. [1235] «. حسد نورزید
این سند نیز قابل احتجاج نیست، زیرا در طریق آن سهیل بن ابی صالح است که ابن معین حدیث او را حجّت نمی داند و ابوحاتم نیز
. [ درباره او می گوید: حدیث او نوشته می شود، ولی به آن احتجاج نمی گردد. [ 1236
بر هیچ چیزي مانند آمین یهود بر شما حسد نورزید، پس زیاد » : 4 باز به سند خود از ابن عباس نقل می کند که رسول خدا فرمود
. [1237] «. آمین بگویید
بشّار عوّاد می گوید: سند این حدیث نیز جداً ضعیف است بویصري نیز می گوید: سند این حدیث ضعیف است، زیرا بزرگان بر
. [ ضعف طلحۀ بن عمرو اتفاق نموده اند. پس طلحۀ بن عمرو متروك الحدیث است و حدیثش جداً ضعیف می باشد. [ 1238
. [ ابن معین در تاریخش نقل می کند: از یحیی شنیدم که می فرمود: طلحۀ بن عمرو ضعیف است. [ 1239
روایات ابی داود
تلاوت می نمود « وَلَا الضَّالِّین » 1 ابوداود به سند خود از وائل بن حجر نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هنگامی که
. [ با صداي بلند آمین می گفت. [ 1240
صفحه 282 از 456
لکن در سند او اختلاف است، زیرا ابن القطان سندش را به جهت وجود حجر بن
[ [ صفحه 451
. [ عنبس که فردي مجهول است ضعیف می داند. [ 1241
2 نیز به سند دیگر از وائل بن حجر نقل می کند که پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)نماز گزاردم که شنیدم پیامبر با
. [ صداي بلند آمین گفت و نیز به طرف راست و چپ سلام داد به حدّي که سفیدي صورت او را مشاهده نمودم. [ 1242
در سند این حدیث نیز علی بن صالح است که صحیح علاء بن صالح است، همانگونه که مزّي صاحب تهذیب الکمال می گوید.
1243 ] او کسی است که در وثاقت او اختلاف است. بخاري می گوید: او متابعت نمی شود. هم چنین ابن المدینی می گوید: ]
. [ احادیث منکر را روایت کرده است. [ 1244
. [ 3 باز به سند خود از بلال نقل می کند که به رسول خدا عرض کردم: از من در گفتن آمین سبقت مگیر. [ 1245
. [ در سند این حدیث نیز عاصم احول است که ضعیف می باشد. [ 1246
4 در حدیث دیگري به سندش از ابی زهیر نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: دعاي خود را به آمین ختم نمایید؛
. [ زیرا در این صورت به اجابت نزدیک تر است. [ 1247
. [ در سند این حدیث نیز ابومصبح مقرائی است که مجهول است، و لذا سند حدیث ناتمام است. [ 1248
احادیث سنن ترمذي
1 ترمذي به سندش از وائل بن حجر نقل می کند که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم بعد از
[ [ صفحه 452
. [ آمین گفت، در حالی که صداي خود را به آن می کشید. [ 1249 « غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ » قرائت
است که عده اي روایات او را حجت نمی دانند و فلاس او را متّهم به کذب شدید کرده است. عبدالله « بندار » لکن در سند آن
. [ دورقی نیز می گوید: یحیی به او توجهی نداشته و او را تضعیف می نمود. [ 1250
2 باز به سند دیگر از ابوبکر محمّد بن ابان، از عبدالله بن نمیر، از علاء بن صالح اسدي، از سلمۀ بن کهیل، از حجر بن عنبس، از
وائل بن حجر، روایتی به همین مضمون نقل کرده است که معارض با روایت شعبه از سلمۀ بن کهیل از حجربن عنبس از علقمۀ بن
. [ وائل از پدرش است، زیرا در ذیل آن آمده است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با صداي آهسته آمین گفت. [ 1251
پس حدیث از حیث متن مبتلا به اضطراب شدید است و اضطراب نیز مضرّبه اعتبار حدیث می باشد.
نتیجه اینکه: تمام روایاتی که در آنها ذکري از تأمین و آمین گفته آمده، اشکال سندي دارد. همچنین روایات از لحاظ دلالت
مضطرب می باشند زیرا برخی از آنها مربوط به تأمین بعد از فاتحۀ الکتاب در نماز نیست و اصلا ذکري از نماز در آن روایات نشده
است، تنها مطلبی که این گونه روایات دارند آمین گفتن پس از دعا است.
صفحه 283 از 456
[ [ صفحه 453
تکتف (دست بر روي دست گذاردن در حال قیام)
اشاره
موضوع فوق، از جمله مسائلی است که بین مذهب اهل بیت (علیهم السلام) و برخی از مذاهب فقهی دیگر، مورد اختلاف است. این
« قبض » یعنی پوشاندن دست، و گاه « تکفیر » مسئله در بین فقهاي اسلامی با تعبیرهاي گوناگون مطرح شده است. که گاه از آن به
یعنی بستن دست ها یاد شده است، ولی تمام این تعبیرها به یک معنا اشاره دارد، و آن این که: نمازگزار در حال قیام دست راست
خود را بر روي دست چپ خود قرار دهد، بالاي ناف یا پایین آن. ما در این بحث در صددیم با مراجعه به منابع استنباط، حکم
مسئله را بررسی کنیم.
تبیین محل نزاع
همه مسلمانان با اختلافِ مذاهب شان بر اصلِ این مسئله اتفاق دارند که تکتف در نماز واجب نیست، ولی در عین حال از جهاتی
دیگر با یک دیگر اختلاف کرده اند:
1 برخی مطلقاً قائل به استحباب هستند، چه در نماز واجب و چه در مستحب، که این قول حنفیه، شافعیه و حنابله است. و بنابر نقل
نووي: قول ابوهریره و عایشه و برخی دیگر از صحابه، و جماعتی از تابعین، امثال: سعیدبن جبیر، نخعی، ابومجلد و تعدادي از فقها،
. [ از قبیل: سفیان، اسحاق، ابوثور، داود، و جمهور علما است. [ 1252
[ [ صفحه 454
2 برخی دیگر، قائل به جواز در نماز مستحبی و کراهت در نماز واجب اند. این قول را ابن رشد قرطبی از امام خود مالک نقل
. [ کرده است. [ 1253
. [ 3 قول سوّم تخییر بین وضع و ارسال است. این قول را نووي از اوزاعی روایت کرده است. [ 1254
4 رأي چهارم حرمت و مبطلیّت براي نماز است که این رأي مشهور امامیه در مسئله می باشد و حتی سیّد مرتضی (رحمه الله) در
. [ آن ادعاي اجماع نموده است. [ 1255
. [ نووي نقل می کند که عبدالله بن زبیر و حسن بصري و نخعی و ابن سیرین قائل به ارسال بوده و از تکتف منع می کردند. [ 1256
راویان احادیث تکتف
اشاره
دوازده نفر از صحابه اند که عبارتند از: ،« تکتف » در کتاب هاي اهل سنت، روایان
سهل بن سعد، وائل بن حجر، هلب طائی، عبدالله بن مسعود، جابربن عبدالله، علی بن ابی طالب (علیه السلام)، ابی هریره، غضیف بن
حارث، عبدالله بن زبیر، طاووس یمانی، عبدالکریم بن ابی مخارق بصري، محمدبن ابان انصاري، عقبۀ بن صهبان، غزوان بن جریر،
صفحه 284 از 456
نافع از ابن عمر و ابن جریر ضبّی.
حدیث سهل بن سعد
از سهل بن سعد سه روایت درباره تکتف رسیده است: یکی، در موطأ مالک [ 1257 ] و دیگري در مسند احمد و سومی در صحیح
ابوحازم از » بخاري است؛ [ 1258 ] به این مضمون
[ [ صفحه 455
سهل بن سعد نقل می کند: مردم امر شده اند تا در نماز دست راست را بر روي دست چپ قرار دهند. ابوحازم می گوید: من این
مطالب را نمی دانم مگر این که شنیده ام به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نسبت داده می شود.
نقد حدیث
1 سهل بن سعد تصریح نکرده که امر کننده رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده است، بلکه تنها فهم و برداشت ابوحازم است.
2 راوي اساسی این حدیث مالک بن انس است، در حالی که می بینیم در این قضیه شاگردان مالک اختلاف کرده اند، زیرا ولو
جماعتی از شاگردان او قضیه را به همان نحو که در موطأ آمده نقل می کنند، ولی برخی دیگر از شاگردان مالک به شکلی دیگر
نقل می کنند.
و قال مالک فی وضع الیمنی علی الیسري فی الصلاة، قال: لا أعرف ذلک فی الفریضهّ و » : در کتاب مدونۀ الکبري چنین آمده است
. [1259] .« کان یکرهه، ولکن فی النوافل اذا طال القیام فلابأس بذلک یعین به نفسه
از این کلام استفاده می شود که مالک بن انس تکتف را در نماز مکروه می داند، مگر در نوافل به جهت رفع خستگی.
حدیث وائل بن حجر
درباره موضوع تکتف هیجده حدیث از وائل بن حجر رسیده است که: یکی از آنها را مسلم، سه مورد را نسائی، سه مورد را
ابوداود، یک مورد را ابن ماجه، هشت مورد را احمدبن حنبل و دو مورد دیگر را دارمی در سنن آورده است. [ 1260 ] مضمون
حدیث چنین
[ [ صفحه 456
است: وائل می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) را دیدم که هنگام ورود در نماز دست هایش را بالابرده و تکبیر گفت، آن گاه
پیراهنش را به خود پیچیده، و دست راست را روي دست چپ گذاشت. و هنگامی که خواست به رکوع رود دو دستش را از میان
پیراهن بیرون آورده تکبیر گفته و رکوع کرد.
نقد حدیث
1 روایات، متن آشفته اي دارند، زیرا در برخی از آنها آمده است: پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست راستش را بر روي دست چپ
خود گذارد و در دسته اي دیگر ذکر شده است: دست راست خود را روي کف دست چپ و مچ و ساعد خود قرار داد. و در
صفحه 285 از 456
بعضی نقل شده است: دست راست خود را بر دست چپ نزدیک مچ قرار داد. و در برخی دیگر آمده است: دست راست خود را بر
پشت دست چپ خود قرار داد. پس حدیث از حیث متن مضطرب است، و پریشانی متن مضرّ به حدیث است.
2 این حدیث حاکی از سنت فعلی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است، و می دانیم که سنت فعلی مجمل است، و لذا دلالت
براستحباب ندارد، شاید به جهت خاصّ ی، از قبیل: مرض و سرما حضرت این گونه عمل کرده است. و با وجود این احتمال ها نمی
توانیم عمل پیامبر (صلی الله علیه وآله) را حمل بر سنت آن حضرت در نماز نماییم.
احتمال دیگري که در احادیث وائل بن حجر است آن که ممکن است عمل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به جهت حفظ لباس
در حال نماز باشد.
. [ ترمذي از ابوهریره نقل می کند: پیامبر (صلی الله علیه وآله) از افتادن لباس در حال نماز نهی فرموده است. [ 1261
3 در برخی از سندها، نام عبدالله بن جعفر بن نجیح سعدي وجود دارد که بسیاري از رجالیّون او را مذمت کرده اند؛ براي نمونه:
ابن معین می گوید: او قابل اعتنا نیست.
عمرو بن علی می نویسد: او ضعیف است. ابوحاتم می گوید: احادیث او جداً از منکرات
[ [ صفحه 457
است، از افراد ثقه احادیث منکر نقل می کند. نسایی می نویسد: او متروك الحدیث است،
. [ گاهی نیز تصریح به عدم وثاقت او نموده است. [ 1262
. [ 4 در برخی از اسناد وائل، نام عاصم بن کلیب کوفی هست که ابن المدینی می گوید: به منفردات او احتجاج نمی شود. [ 1263
5 در برخی دیگر از سندها عبدالله بن رجاء است، که ابن عدي اگر چه او را صدوق دانسته، ولی معتقد است که غلط هایش زیاد
. [ است؛ از همین رو احادیثش حجت نیست. [ 1264
حدیث قبیضۀ بن هلب
از هلب طائی هفت حدیث به این مضمون رسیده است، که یکی از آنها را ترمذي، و دیگري را ابن ماجه، و چهار طریق آن را
. [ احمد بن حنبل، و یک روایت را نیز عبدالله بن احمد در مسند پدرش اضافه کرده است. [ 1265
کان رسول الله (صلی الله علیه وآله) یؤمنا فیأخذ » : متن حدیث به حسب روایت ترمذي این گونه است که هلب طائی می گوید
.« شماله؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) براي ما امامت می کرد و دست چپ را با دست راست می گرفت
نقد حدیث
. [ 1 راوي اساسی در این احادیث سماك بن حرب است که در وثاقتش اختلاف شده، لذا برخی او را تضعیف نموده اند. [ 1266
2 متن روایت آشفته است، زیرا در برخی از آنها چنین نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله)دستش را بر سینه خود می
گذاشت.
[ [ صفحه 458
. [ 3 قبیضۀ بن هُلب بنا به نقل برخی از رجالیون، امثال: ابن المدینی و ابن حجر و نسائی مجهول است. [ 1267
صفحه 286 از 456
حدیث عبدالله بن مسعود
در این خصوص از عبدالله بن مسعود سه روایت است: یکی از آنها را نسائی و دو مورد دیگر را ابن ماجه و ابوداود نقل کرده است.
عبدالله بن مسعود می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) مرا دید، درحالی که در » : 1268 ] و حدیث بنابر نقل نسائی این چنین است ]
نماز دست چپ خود را روي دست راستم گذارده بودم؛ پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست راست مرا گرفته و بر روي دست چپ
قرار داد.
نقد حدیث
1 در طریق این حدیث حجاج بن ابی زینب است که علماي رجال در او اختلاف دارند. ابن مدینی، نسائی و احمد او را تضعیف
. [ نموده اند. [ 1269
. [ 2 هم چنین در طریق حدیث هشیم بن بشیر است که اتفاق بر تدلیس اوست. [ 1270
3 بعید است که فردي مثل عبدالله بن مسعود که از سابقین در اسلام است حکم مستحبی نماز را نداند و پیامبر (صلی الله علیه
وآله) به او تذکّر دهد.
حدیث جابر بن عبدالله
. [ از جابر تنها یک حدیث در این موضوع رسیده که احمد بن حنبل آن را در مسند خود نقل کرده است. [ 1271
[ [ صفحه 459
جابر می گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر شخصی گذر کرد که نماز می خواند، در حالی که » : متن آن این چنین است
دست چپ خود را روي دست راست گذارده بود، پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن را جدا کرده و دست راست را روي دست چپ
نهاد.
نقد حدیث
1 راوي این حدیث نیز حجاج بن ابی زینب است که در او اختلاف است.
2 بین این حدیث و حدیث قبل که آن نیز از طریق حجاج بن ابی زینب نقل شده علاقه اي هست. و ظاهر مطلب آن است که
حجاج بعد از وضع حدیث ابن مسعود مشاهده کرده که کسی آن را نمی پذیرد، لذا بر آن با استناد به جابر تأکید کرده است.
حدیث علی بن ابی طالب
از امام علی (علیه السلام) در مصادر اهل سنت در این موضوع دو حدیث رسیده، که یکی از آن دو را ابوداود و دیگري را احمد
. [ نقل کرده است. [ 1272
علی رضی الله عنه فرمود: از سنت است قرار دادن کف بر کف در حال نماز » : نصّ حدیث بنابر روایت ابی داوود این چنین است
.« در زیر ناف
نقد حدیث
صفحه 287 از 456
. [ 1 در سند حدیث زیاد بن زید است که ابوحاتم رازي او را مجهول می داند. [ 1273
لیس » : 2 و نیز در سند، نام عبدالرحمن بن اسحاق وجود دارد که همه عالمانِ رجال او را تضعیف و اینگونه توصیف کرده اند
.« بشیء، منکر الحدیث
علیّ رضی الله عنه را دیدم که دست راست را » : از امام علی (علیه السلام) حدیثی دیگر نیز از ابی داود رسیده که راوي می گوید
روي دست چپ خود تا مچ بر بالاي ناف خود
[ [ صفحه 460
. [1274] .« گرفته بود
. [ این سند نیز مشکل دارد، زیرا راوي آن جریر ضبّی است که ابن حجر عسقلانی در حق او می گوید: او معروف نیست. [ 1275
حدیث ابی هریره
. [ از ابوهریره تنها یک روایت آن هم از ابوداود نقل شده است. [ 1276
نقد حدیث
در سند حدیث، نام عبدالرحمن بن اسحاق هست که واضع حدیث سابق نیز بوده است. با تأمل در الفاظ این دو حدیث نتیجه می
گیریم که ایشان براي دسترسی به دلیل این موضوع، این دو حدیث را جعل کرده است.
حدیث غضیف بن حارث یا حارث بن غضیف
. [ از غضیف درباره این موضوع سه روایت رسیده است که تمام آنها را احمد بن حنبل نقل کرده است. [ 1277
نقد حدیث
1 در اسم راوي اضطراب و اختلاف است: برخی نام او را غضیف بن حارث، بعضی حارث بن غضیف و دسته اي دیگر غطیف
ضبط کرده اند. و نیز در راوي دیگر این مضمون یونس بن سیف اختلاف و اضطراب در نام اوست، زیرا برخی او را یونس و
عده اي یوسف ضبط نموده اند.
[ [ صفحه 461
2 در غضیف از جهتی دیگر نیز اختلاف است، زیرا برخی او را از اصحاب و بعضی دیگر او را تابعی دانسته اند.
3 در معاویۀ بن صالح، یکی دیگر از راویان این حدیث نیز اختلاف است. [ 1278 ] زیرا او را اهل حمص و از نزدیکان اموییّن
دانسته اند.
روایت غضیف به نقل بیهقی
بیهقی می گوید: از حارث بن غضیف کندي و شداد بن شرحبیل انصاري روایت شده است: هر کدام از این دو، پیامبر (صلی الله
. [ علیه وآله) را در حال نماز دیدند که دست راستش را روي دست چپ خود قرار داده بود. [ 1279
صفحه 288 از 456
این حدیث نیز از جهاتی قابل استناد نیست، زیرا:
اولًا، حدیث مرسل است و سندي ندارد؛
ثانیاً، غضیف در حال کودکی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را درك کرده است.
حدیث عبدالله بن زبیر
از عبدالله بن زبیر درباره این موضوع یک حدیث رسیده است که آن را ابوداود نقل کرده است. [ 1280 ] متن آن بدین شرح است:
.« عبدالله بن زبیر می گوید: قرار دادن دست روي دست از سنت است »
نقد حدیث
1 در سند حدیث علاء بن صالح آمده که در او اختلاف است، ابن المدینی در حق او می گوید: او احادیث منکره نقل می کند.
2 عبدالله بن زبیر از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) است.
[ [ صفحه 462
حدیث طاووس یمانی
. [ از طاووس یمانی درباره این موضوع یک روایت رسیده که آن را ابوداود نقل کرده است. [ 1281
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دست راست خود را روي دست چپ خود قرار می داد، آن گاه هر دو را در » : متن آن چنین است
.« حال نماز بر سینه خود می گذاشت
نقد حدیث
1 در ثور بن یزید که در سند حدیث آمده اختلاف است، زیرا جماعتی او را تضعیف کرده اند. معروف آن است که او قَدَري
. [ بوده، لذا اهل حمص او را از شهر اخراج نمودند. [ 1282
2 هیثم بن حمید نفر دومی است که در سند این حدیث قرار دارد که او نیز همانند ثور قدري است و از همین رو در او اختلاف
. [ شده است. [ 1283
3 حدیث مرسل است، زیرا طاووس، تابعی بوده و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را ندیده است.
حدیث عبدالکریم بن ابی المخارق بصري
. [ از عبدالکریم یک روایت رسیده که آن را مالک بن انس نقل کرده است. [ 1284
عبدالکریم بن ابی المخارق بصري می گوید: از سنّت پیامبر (صلی الله علیه وآله)قرار دادن دو دست، یکی » : متن آن این چنین است
روي دیگري در حال نماز است.
نقد حدیث
1 حدیث مرسل است، زیرا عبدالکریم صحابی نیست.
صفحه 289 از 456
[ [ صفحه 463
2 علماي رجال در تضعیف عبدالکریم اتفاق دارند؛ از همین رو گفته اند: مالک از ضعیف تر از او روایت ننموده است.
حدیث محمد بن ابان انصاري
بیهقی به سندش از محمّد بن ابان انصاري، و او از عایشه نقل می کند که گفت: سه چیز از نبوت است. تعجیل در افطار، تأخیر در
. [ خوردن سحري و قرار دادن دست راست روي دست چپ در حال نماز. [ 1285
نقد حدیث
در ضعف سند این حدیث، کافی است آنچه را که بخاري در تاریخ کبیرش بعد از نقل این حدیث از او ذکر کرده است؛ او می
. [ گوید: ما حدیثی نمی دانیم از محمدبن ابان انصاري که از عایشه شنیده باشد. [ 1286
همو در جاي دیگر می گوید: او انصاري و مدنی است که به یمامه مهاجرت نموده و در نتیجه، حدیث را به طور مرسل از عایشه
. [ نقل کرده است. [ 1287
حدیث عقبۀ بن صهبان
بیهقی نیز به سند خود از عقبۀ بن صهبان و او از امام علی (علیه السلام) در تفسیر قول خداوند متعال " فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ " می
. [ فرماید: آن عبارت است از قرار دادن دست راست روي دست چپ در حال نماز. [ 1288
لکن در حدیث، نام عاصم جحدري وجود دارد که توثیق نشده است. بخاري در تاریخ کبیرش می گوید: عاصم جحدري از
. [ بصریین شمرده شده، ولی توثیق نشده است. [ 1289
[ [ صفحه 464
حدیث غزوان بن جریر
بیهقی نیز از غزوان بن جریر، از پدرش نقل می کند که علی (علیه السلام) هنگام نماز تکبیر می گفت؛ آن گاه دست راستش را
روي مچ دست چپ خود قرار می داد و این حالت را تا هنگامی که به رکوع می رفت، حفظ می کرد، مگر در صورتی که می
. [ خواست پوست دست خود را بخاراند یا لباس خود را اصلاح نماید. [ 1290
. [ در ضعف سند این روایت نیز همین بس که جریر پدر غزوان مجهول است. [ 1291
حدیث نافع از ابن عمر
بیهقی به سند خود از ابن عمر نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: ما جماعت انبیا به سه عمل مأمور شده ایم: تعجیل
. [ در افطار، تأخیر در سحري و قرار دادن دست راست بر دست چپ. [ 1292
لکن بنا بر نقل خود بیهقی این حدیث از منفردات عبدالمجید است که در حدیث قوي نیست. ابن حبان می گوید: او مستحق ترك
صفحه 290 از 456
در حدیث و احادیث او جداً منکر است. او، احادیث منکر را به مشاهیر نسبت داده و از آنها نقل می کند. ابوحاتم نیز او را قوي نمی
. [ داند. دار قطنی می گوید: به او احتجاج نمی شود.... [ 1293
ادله استحسانی
برخی از علماي اهل سنت بعد از آن که نتوانستند دلیل شرعی معتبر و قانع کننده اي براي استحباب تکتف بیابند به برخی از وجوه
اصحاب ما می گویند: قرار دادن دست روي دست بهتر » : ذوقی و استحسانی تمسک نموده اند. نووي در کتاب المجموع می گوید
. [1294] .« از عبث کاري در نماز، و به تواضع و تضرع اقرب است
[ [ صفحه 465
در جواب این استدلال می گوییم: اگر قرار باشد که شریعت به این نحو از ذوقیّات و استحسانات ثابت گردد دین ضایع می شود.
وظیفه انسان در مقابل شریعت تعبّد محض است. آري، تنها به جهت تقریر و تأیید آنچه از مسائل که به کتاب و سنت ثابت شده،
رجوع به ادله استحسانی بی فایده نخواهد بود. پس استحسان در مرحله اي بعد از اقامه دلیل است، نه آن که دلیل مستقلّی بر حکم
باشد.
چکیده
نماز، عبادتی است که از همان ابتدا همه روزه در چند وعده به جا آورده می شد و مردم نیز بیش از دو دهه با پیامبر (صلی الله علیه
وآله) بوده و با آن حضرت نماز خوانده اند؛ حال اگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با کیفیت و حالت تکتف نماز خوانده است،
باید براي صحابه به طور وضوح روشن می بود و در آن شک باقی نمی ماند، در حالی که این چنین نیست، زیرا:
اولًا، روایات تکتف در هاله اي از اجمال و غموض است.
ثانیاً، نقلش محصور به تعدادي خاص از صحابه است.
ثالثاً، غالب سندهاي آن ضعیف است.
رابعاً، در مقابل روایات تکتف، احادیثی وجود داد که ظهور در عدم جزئیت و عدم استحباب تکتف در نماز دارد.
روایات صحیحه اي از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد شده که در آن خصوصیات نماز پیامبر » : ابن رشد قرطبی می گوید
(صلی الله علیه وآله) ذکر شده، ولی در آنها از تکتف و قرار دادن دست راست روي دست چپ سخنی به میان نیامده است... و لذا
. [1295] .« جماعتی معتقدند لازم است روایاتی را بپذیریم که در آنها این زیادتی، یعنی تکتف وجود ندارد، زیرا نقلش بیشتر است
از این جا به دست می آید که فقه مالک که در مدینه فقه رایج بوده در این مسئله؛ به جهت شدّت تأکید آن بر عمل اهل مدینه،
به اعتبار آن که مأخوذ از عمل صحابه است، به واقع نزدیک تر است.
[ [ صفحه 466
از جمله روایاتی که با احادیث تکتف سازگاري ندارد، روایت ابوحمید ساعدي است، که جماعتی از محدثان آن را نقل نموده اند.
ابوحمید می گوید: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به نماز می ایستاد، دست هایش را محاذي دو شانه خود قرار می
صفحه 291 از 456
داد و تکبیر می گفت، تا آن که هر عضوي از اعضاي او در جاي خود به طور اعتدال قرار می گرفت؛ آن گاه قرائت خوانده و تکبیر
. [1296] .«... میگفت، و دست هایش را هنگام تکبیر محاذي شانه هایش قرار می داد. سپس به رکوع می رفت
از این حدیث چنین استفاده می شود:
1 بزرگان صحابه بیان کیفیت نماز پیامبر (صلی الله علیه وآله) را از او تقریر کرده اند.
2 او هنگام توصیف و بیان کیفیت فرایض و سنن و مستحبّات نماز اشاره اي به تکتف هنگام قیام در نماز نکرده است. و بسیار بعید
است که ذکر نکردن او را حمل بر نسیان و فراموشی کنیم، خصوصاً با در نظر گرفتن این که اصل در قرارگرفتن دست ها، رهاشدن
است نه بسته بودن.
روایات اهل بیت
با مراجعه به روایات اهل بیت (علیهم السلام) پی می بریم که آنان از تکتف احتراز جسته و آن را از عمل مجوس نزد پادشاهان
خود می دانسته اند:
1 محمد بن مسلم از امام صادق یا باقر (علیهما السلام) نقل می کند که به آن حضرت عرض کردم: شخصی دست راستش را در
. [ حال نماز روي دست چپ خود می گذارد؟ حضرت فرمود: این همان تکفیر است که نباید انجام داده شود. [ 1297
بر تو باد! به اقبال در نماز و از (قرار دادن دست راست روي دست چپ) » : 2 زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود
. [ احتراز کن، زیرا این عمل از کارهاي مجوس است. [ 1298
[ [ صفحه 467
با وجود روایات صحیح السندي که از طرق اهل بیت (علیهم السلام) رسیده، بر فرض که روایات تکتف معتبر باشد امر آن دائر مدار
سنت و بدعت است، و شکّی نیست که ترك آن بجهت احتمال بدعت احسن است؛ زیرا مطابق قاعده مشهور نزد عقلا و اصولیین:
(دفع مفسده اولی از جلب منفعت است) ترك تکتف رجحان دارد.
[ [ صفحه 468
حکم جمع بین دو نماز
اشاره
شیعه چون دیگر فرقه هاي مختلف اسلامی معتقد است که انجام هر نماز در وقت خودش افضل و مستحب است، ولی به تبع روایات
اهل بیت (علیهم السلام) و به جهت عسر و حرج و دشواري در تفریق؛ خصوصاً در جماعات، حکم به جواز جمع بین دو نماز نموده
است، برخلاف اهل سنت که اکثر آنان جمع بین دو نماز در یک وقت را جایز نمی دانند. جا دارد که این مسئله مورد بررسی شود
تا حقیقت روشن گردد.
اسلام دین سهولت و آسانی
صفحه 292 از 456
با مراجعه به مجموعه شریعت اسلامی (آیات و روایات) پی می بریم که دین اسلام دین آسانی است و هیچ گاه به کار دشوار و
طاقت فرسا امر نکرده است. در برخی از روایات نیز امر به آسان گرفتن و نهی از سخت گیري شده است:
.«. همانا بهترین دین شما آسان ترین آن است » : احمد بن حنبل از اعرج نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود
«... آسان بگیرید و امور را بر مردم نسازید » : انس بن مالک هم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
سهل بن حنیف نیز از پدرش و او از جدش نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود:
[ [ صفحه 469
بر خود سخت نگیرید، زیرا کسانی که قبل از شما بودند به جهت سخت گیريِ »
. [1299] «. برخود، هلاك شدند
استحباب تفریق نزد شیعه
با مراجعه به کتب فقهی شیعه امامیه پی خواهیم برد که فقها به طور اتفاق به استحباب تفریق و جدا کردن نمازها تصریح کرده و
فرموده اند که بهتر است هر نمازي در وقت خاص خود خوانده شود:
تفریق بین دو نماز با اختیار و عدم عوارض و موانع افضل است و بر آن سنتِ ثابت است، مگر » : 1 شیخ مفید (رحمه الله) می فرماید
در روز جمعه که جمع بین ظاهر و عصر افضل و سنت است. هم چنین جمع بین ظهر و عصر در عرفات و جمع بین مغرب و عشا در
. [1300] «. مشعرالحرام سنتی است که تعدّي از آن جایز نیست
مستحب است که بین دو نمازي که در وقت با یکدیگر مشترك اند تفریق کرد؛ همانند ظهر » : 2 سیّد یزدي (رحمه الله) می فرماید
. [1301] «. و عصر، مغرب و عشا
این حکم استحباب؛ به مشهور نسبت داده شده است، بلکه » : 3 سیدمحسن حکیم (رحمه الله) در حاشیه خود بر این مسئله می فرماید
همان گونه که مذهب امامیه مطلقاً بر جواز جمع بین دو نماز است، مطابق نظر آنان تفریق بین دو » : می فرماید « ذکري » شهید در
1302 ] شاهد این حکمِ استحبابی، روایاتی است که از طریق اهل بیت (علیهم السلام)رسیده است. ] «. نماز مستحب است
عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در سفر، بین مغرب و عشا، ظهر و عصر
. [1303] «. جمع می نمود و این کار را به جهت عجله انجام می داد. آن گاه امام (علیه السلام)فرمود: جدایی این دو افضل است
[ [ صفحه 470
معاویۀ بن میسره می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا هنگام زوال خورشید انسان می تواند نماز ظهر و عصر را
. [ انجام دهد؟ حضرت فرمود: آري، ولی من دوست ندارم که این جمع در هر روز باشد. [ 1304
جواز جمع بین دو نماز
اگرچه علماي امامیه تصریح به استحباب تفریق نموده اند، ولی جمع بین دو نماز را نیز در یک وقت جایز می دانند:
«. جمع بین دو نمازِ ظهر و عصر، مغرب و عشا در سفر و وطن و در هر حالی جایز است » : 1 شیخ طوسی (رحمه الله) می فرماید
صفحه 293 از 456
. [1305]
نزد ما امامیه جایز است که بدون هیچ عذري از سفر یا باران یا خوف یا مرض و مانند آن، » : 2 علامه حلی (رحمه الله) می فرماید
. [1306] «. انسان بین دو نمازش جمع نماید
اختلافی بین فقها در جواز جمع بین ظهر و عصر، در سفر و وطن، براي مختار و غیرمختار » : 3 شهید اول (رحمه الله) می فرماید
. [1307] «. وجود ندارد
اختلافی بین اهل قبله از مذاهب اسلامی در مورد جواز جمع بین ظهر و عصر هنگام » : 4 سید شرف الدین (رحمه الله) می فرماید
وقت عصر در عرفات که به آن جمع تقدیم می گویند و جواز جمع بین مغرب و عشا در وقت عشا در مزدلفه که به آن جمع
تأخیر می گویند وجود ندارد. این دو جمع، از مستحبات و سنت هاي نبوي است، ولی اختلاف در جواز جمع بین دو نماز در غیر
این دو مورد است، به این معنا که آیا جمع بین دوفریضه در وقت یکی از آن دو جایز است یا نه؟ اگرچه اهل بیت (علیهم السلام)
. [1308] «. تفریق را افضل دانسته اند، ولی بر جواز جمع نیز تأکید داشته اند
[ [ صفحه 471
فتاواي فقهاي اهل سنت در عدم جواز
جمع بین دو نماز در وقت یکی از آن دو جایز نیست، نه در وطن و نه در سفر، مگر در عرفه و » : 1 سرخسی حنفی می گوید
. [1309] «.( مزدلفه (مشعرالحرام
جمع جایز نیست، مگر در سفري که مبیح قصر باشد... منتها جمع نمودن به جهت باران، بین نماز » : 2 ابن قدامه حنبلی می گوید
. [1310] «. مغرب و عشا جایز است، ولی جمع بین ظهر و عصر جایز نیست
سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دلالت دارد بر این که مسافر می تواند بین ظهر و عصر، مغرب و عشا » : 3 شافعی می گوید
. [1311] «. در وقت یکی از آن دو جمع کند، زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) این چنین کرده است
علما در مسئله جمع بین دو نماز در غیر مورد عرفه و مزدلفه اختلاف نموده اند، جمهور آنان جمع را » : 4 ابن رشد مالکی می گوید
. [1312] «. جایز ندانسته اند، ولی در مواضعی که جایز است اختلاف دارند
ادله جواز جمع به طور مطلق
اشاره
با رجوع به کتاب و سنت نبوي (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) پی به حقانیت فتوا و نظر فقهاي مکتب اهل بیت
(علیهم السلام) خواهیم برد:
قرآن کریم
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید ": أَقِمْ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُوداً؛"
نماز را وقت زوال آفتاب تا اول » [1313]
صفحه 294 از 456
[ [ صفحه 472
.« تاریکی شب به جاي آر و نماز صبح را نیز به جاي آر که آن درحقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز است
کیفیت استدلال به آیه شریفه به این صورت است که: خداوند متعال بر بندگانش در شبانه روز پنج نماز واجب نموده که چهار تا از
آنها از زوال خورشید تا نصف شب است، یعنی ظهر و عصر از زوال خورشید شروع می شود و مغرب و عشا از غروب تا نیمه شب
است. آن گاه در وقت با هم شریک اند. بنابراین لازمه وسعت وقت نماز، جواز جمع بین دو نماز است.
را به ظهور اول تاریکی معنا کنیم همان گونه که از ابن عباس و عطا « غَسَق » اگر چنان چه » : فخر رازي در تفسیر آیه فوق می گوید
و نضر بن شمیل رسیده غسق عبارت است از اول مغرب. لذا طبق این فرض در آیه، سه وقت بیان شده: زوال، اول مغرب و هنگام
فجر. البته این معنا مستلزم آن است که زوال، وقت ظهر و عصر باشد و وقت مشترك بین نماز ظهر و عصر. هم چنین اول مغرب
وقت نماز مغرب و عشا بوده و مشترك بین این دو گردد. این بیان اقتضا دارد که مطلقاً جمع بین ظهر و عصر و مغرب و عشا جایز
. [1314] «. باشد، مگر آن که دلیلی بر عدم جواز جمع در وطن بدون عذر اقامه شود که در این صورت جمع جایز نیست
روایات نبوي
روایات در این باب به حدّ استفاضه رسیده است:
1 ابن عباس می گوید: با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هشت رکعت (یعنی ظهر و عصر) و نیز هفت رکعت (یعنی مغرب و
. [ عشاء) را به طور جمع خواندم. [ 1315
2 باز هم نقل می کند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مدینه در حالی که مقیم بود نه مسافر، نماز ظهر و عصر، مغرب و عشا را
. [ به جمع خواند. [ 1316
[ [ صفحه 473
3 هم چنین می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) بین ظهر و عصر، مغرب و عشا را در مدینه بدون خوف و باران جمع نمود.
. [1317]
در حدیث وکیع چنین آمده: به ابن عباس عرض کردم: چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین کرد؟ گفت: تا آن که بر امّتش دشوار
. [ نگردد. [ 1318
4 مسلم و دیگران از ابن عباس نقل می کنند که فرمود: دیدم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را که بین ظهر و عصر، مغرب و عشا
جمع نمود. عبدالله بن شقیق می گوید: خاطرم از این موضوع پریشان بود. نزد ابوهریره آمدم و از او در این موضوع سؤال نمودم، او
. [ نیز گفتار ابن عباس را تصدیق نمود. [ 1319
5 بخاري از ابن عمر و ابی ایوب و ابن عباس نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز مغرب و عشا را در وقت یکی از آن
. [ دو به جاي آورد. [ 1320
6 مسلم به سند خود از ابن عباس نقل کرده که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مدینه بین ظهر و عصر جمع نمود، در
حالی که نه خوفی بود و نه سفر. سعید می گوید: از ابن عباس سؤال کردم: براي چه این گونه عمل کرد؟ فرمود: تا آن که بر امّتش
صفحه 295 از 456
. [ دشوار نباشد. [ 1321
7 عبدالله بن عمر می گوید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بین ظهر و عصر، مغرب و عشارا جمع نمود، در حالی که مقیم بود نه
. [ مسافر. شخصی به ابن عمر گفت: چرا این گونه عمل کرد؟ او در جواب گفت: تا آن که بر امّتش دشوار نگردد. [ 1322
از مجموع این احادیث و احادیث دیگر استفاده می شود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در مدینه بدون هیچ خوف و نزول
بارانی بین ظهر و عصر، مغرب و عشا جمع نمود و این تنها براي
اعلام جواز جمع و مشروعیت آن بوده تا کسی گمان نکند که به جهت مداومت پیامبر (صلی الله علیه وآله)
[ [ صفحه 474
بر تفریق، جمع جایز نیست.
هم چنین از احادیث استفاده شد که ابن عباس در روایات جمع، تنها نبوده، بلکه ابوهریره، ابن عمر و دیگران نیز در آن شریک اند.
این احادیث صحیح و صریح دلالت دارد بر این که علت تشریع » : مرحوم شرف الدین عاملی بعد از نقل احادیث مربوطه می فرماید
جمع بین دو نماز، توسعه به طور مطلق بر امت اسلامی بوده تا به سبب تفریق، به حرج و دشواري نیفتند؛ خصوصاً اهل کسب که
. [1323] «. اکثر مردم را تشکیل می دهند
نیز با مراجعه و تأمل در احادیث یادشده و دیگر احادیث می توان از توجیهات اهل سنت جواب داد؛ مثل آن که می گویند:
جمع به جهت عذر باران بوده است.
هوا ابري بوده و امر بر مردم مشتبه شده بود، لذا بین ظهر و عصر جمع شد.
جمع در وقت مریضی و غیره بوده است.
جمع مختص به مسجدالنبی بوده است.
با تأمل در روایات، جواب تمام این توجیهات داده می شود.
مذهب اهل بیت
با رجوع به روایات اهل بیت (علیهم السلام) پی می بریم که آن بزرگواران همانند جدّ شریفشان یک صدا بر جواز جمع اتفاق
نموده اند:
1 شیخ صدوق (رحمه الله) به سندش از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بین ظهر و عصر
. [ با یک اذان و دو اقامه جمع نمود و نیز بین مغرب و عشا در وطن بدون هیچ جهتی با یک اذان و دو اقامه جمع نمود. [ 1324
2 کلینی (رحمه الله) به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نماز ظهر و
[ [ صفحه 475
عصر را بدون عذر از هنگام زوال خورشید با مردم به جماعت به جاي آورد و نیز نماز مغرب و عشا را قبل از سقوط شفق بدون
. [ هیچ مشکلی با جماعت به جاي آورد. این جمع را به جهت توسعه بر امّت خود انجام داد. [ 1325
3 شیخ طوسی (رحمه الله) در تهذیب و استبصار به سند خود از اسحاق بن عمار نقل می کند که از امام صادق (علیه السلام) سؤال
صفحه 296 از 456
نمودم: آیا می توانم بین مغرب و عشا در حضر قبل از آن که شفق غایب گردد، بدون هیچ عذري جمع نمایم؟ حضرت فرمود:
. [ اشکالی ندارد. [ 1326
این مذهب اهل بیت (علیهم السلام) است، اهل بیتی که ظرف علم پیامبر (صلی الله علیه وآله)، کشتی نجات امت، عِدل قرآن و
امینان وحی اند.
شیخ الاسلام علامه شیخ سلیم البشري رئیس دانشگاه الازهر در عصر خود درباره اهل بیت (علیهم السلام) می گوید:
همانا امامان دوازده گانه از اهل بیت (علیهم السلام) سزاوارترند به پیروي و متابعت تا امامان مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت و »
دیگران، زیرا امامان دوازده گانه همه بر یک مذهب اند که با اجماعشان آن مذهب را تقریر و تمحیص نموده اند، برخلاف مذاهب
چهارگانه اهل سنت، زیرا اختلاف بین آنان در تمام ابواب فقه شایع و رایج است، به حدّي که موارد آن قابل احاطه و ضبط نیست.
پرواضح است که آن چه یک شخص تحقیق و تقریر می کند قابل مقایسه نیست با آن چه را که دوازده امام آن را تحقیق و تقریر
. [1327] «. می نمایند. این مطلبی است که جاي هیچ گونه توقف و اشکالی براي شخص منصف در آن باقی نمی گذارد
قائلین به جواز جمع به طور مطلق از اهل سنت
گروهی از علماي اهل سنت قائل به جواز جمع بین دو نماز به طور مطلق و بدون هیچ عذري شده اند، به شرط آن که عادت انسان
نگردد، همانند ابن سیرین، ربیعه، ابن
[ [ صفحه 476
منذر و دیگران. ودلیلشان بر جواز جمع، روایاتی است که به برخی از آنها اشاره شد. از علماي متأخرین اهل سنت نیز برخی به جواز
جمع اعتراف نموده اند، زیرا تفریق مستلزم حرج و مشقّت است.
شیخ احمد شاکر از محققین اهل سنت بعد از نقل کلام ابن سیرین به جواز جمع می گوید:
این رأي، همان رأي صحیحی است که از متن حدیث گرفته شده است. امّا تأویل به مرض یا عذر یا غیر آن تکلّفی است که دلیلی »
بر آن نیست و با حکم به جواز جمع بسیاري از دشواري هایی که در تفریق بر مردم پیدا می شود برطرف می گردد، و حکم به جمع
اعانتی است به طاعت مردم، ولی نباید این حکم موجب شود که جمع، عادت مردم شود، همان گونه که ابن سیرین به آن اشاره
. [1328] «. کرده است
. [ از جمله متأخرین اهل سنّت که قائل به جواز جمع شده، شیخ علی خفیف در کتاب اسباب اختلاف الفقهاء است. [ 1329
دکتر علی احمد سالوس، استاد دانشگاه قطر می گوید:
اگر شیعه اکتفا کند به جمع بین دو نماز در اوقاتی که جمع دشوار است به دلیل آیه شریفه " وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَج" »
و در تفریق به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اقتدا کند، ادله، مؤیّد آنان است، ولی اشکال در آن است که شیعه دائماً بین دو نماز
. [1330] «. جمع می کند
در جواب دکتر سالوس می گوییم:
اولًا: کسانی هستند که به این عمل استحبابی (تفریق) عمل می نمایند.
ثانیاً: حرج و مشقت همیشه به جهت اشتغال فراوان براي مسلمین وجود دارد، لذا به این جهت غالباً نمازهاي ظهر و عصر به جمع
خوانده می شود و هرگاه امر دائر شود بین استحباب جماعت و به جا آوردن نماز در وقت فضیلت و استحباب، از مجموعه ادله
صفحه 297 از 456
جماعت، استفاده می شود که جماعت مقدم است، اگرچه در وقت فضیلت هم انجام
[ [ صفحه 477
نگیرد و می دانیم که اگر بخواهد جماعت در پنج وعده در وقت فضیلت انجام گیرد کثیري
از مردم به جهت اشتغال فراوان به کسب و کار در آن شرکت نمی کنند. لذا می توانیم با استناد به ملاکی که در احادیث به آن
اشاره شد (عدم حرج و مشقت بر امت) آن را به این زمان نیز تعمیم داده و نماز را جمع نماییم.
نقد ادله مانعین
برخی بر عدم جواز جمع بین دو نماز به ادله اي استدلال کرده اند که به نقد آن ها می پردازیم:
1 جمع مخالف احتیاط است، زیرا تفریق در آن اختلافی نبوده، بلکه افضل است، به خلاف جمع.
جواب:
احتیاط در جایی رجحان دارد که دلیلی دربین نباشد، ولی با بودن دلیل رخصت، موردي براي احتیاط باقی نمی ماند. همان گونه
همانا خداوند دوست دارد که به رخصت هاي او عمل شود، » : که سیوطی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود
. [1331] «. همان گونه که دوست دارد به واجب هایش عمل گردد
2 سنت آن است که هر فریضه اي در وقت خود انجام گیرد.
جواب:
سنت حمل بر استحباب می گردد و این منافات ندارد با این که به جهت قرار نگرفتن امت در سختی و محروم نشدن از جماعت، بین
دو نماز را جمع نمود.
مداومت پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر یک فعل دلالت » : لذا انصاري در فواتح الرحموت می گوید
[ [ صفحه 478
بر وجوب ندارد، چگونه چنین باشد در حالی که می دانیم پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر اذان و اقامه، نماز جمعه، اعتکاف،
مضمضه، استنشاق و... مداومت می نمود، در حالی که احدي قائل به وجوب آنها به جهت مداومت پیامبر (صلی الله علیه وآله)
. [1332] «. نشده است
هرکس بین دو نماز را بدون عذر جمع کند بابی از » : 3 ترمذي و حاکم از حنش، از عکرمه، از ابن عباس نقل کرده که فرمود
. [1333] «. ابواب کبائر را به روي خود باز کرده است
جواب:
اوّلا: سند این حدیث، ضعیف است به جهت وجود حنش و عکرمه در سلسله راویان این حدیث. براي اطلاع از چگونگی ضعفشان
به کتب رجال اهل سنت در ترجمه این دو مراجعه شود.
ثانیاً: حدیث ابن عباس معارض با احادیث صحیح السند است، که دلالت برخلاف این مضمون دارد.
ثالثاً: حدیث از پیامبر نقل نشده است.
صفحه 298 از 456
جمع بین دو نماز از کبائر است، مگر در صورتی که » : 4 بیهقی از ابی العالیه نقل می کند که عمر به ابوموسی اشعري نوشت
. [1334] «. عذري در بین باشد
جواب:
اولًا: این حدیث مرسل است، همان گونه که بیهقی به آن تصریح نموده است. و ابوالعالیه از خود عمر نشنیده است. ثانیاً: عمر آن را
از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل نکرده و شاید از اجتهادات خود او باشد که دلیلی بر حجیت آن نیست.
متعه (حج تمتع متعه زنان)