گروه نرم افزاری آسمان
صفحه اصلی
کتابخانه
دیوان عطار
جوهرالذات
بسم اللّه الرحمن الرحیم
در ذات و صفات و توحید حضرت Ø
در اثبات عین الیقین فرماید
در ثنای احدیت و فنای بشریت
در نعت سیّد المرسلین علیه Ø
در صفت معراج حضرت محمّد علÛ
در خطاب کردن با دل و دریافت
در معنی من عرف نفسه فقد عرف
در معانی ما رایت شیئا الاّ
حکایت
در خطاب کردن با دل در رموز Ù
حکایت
در ثنا گفتن پیر حضرت یوسف ر
در تفسیر وَلَقَدکَرَّمنا Ø
در وصف علی مرتضی علیه السّÙ
درامامت امیرالمؤمنین و امØ
حکایت
در مناجات کردن پیر با حق سب
در اظهار کردن قوّت و قدرت و
در توحید صرف و بقای کل فرما
حکایت
در فنای خود و راه یافتن به Ù
در برداشتن حجاب و واصل شدن
حکایت روباه و بچاه شدن او
در صفت دل فرماید
در صورت جان دادن و جانان دی
در حکایت پدر و پسر و درکشتی
سخن گفتن پسر با پدر در عین Ø
پسر در شرح رموز حقیقت در نف
پسر در راز معنی و در نوع حقÛ
پسر در اعیان حقیقت کل گوید
پسر در قطع علایق این جهان ف
در بلا و غصّه این جهان فرما
در صفت پیر دانا و حکایت اسر
در جواب گفتن پسر پیر دانا ر
در جواب دادن پیر دانا و است
در فنای این جهان و بقای آن Ø
پسر در اثبات شرع به پیر دان
در سلوک شریعت ورزیدن و از ح
در عیان پسر و اسرار منصور و
حکایت
در عین حقیقت بودن و از آن بÛ
درروی گردانیدن از شیطان و Ù
در افعال شیطان و سخن گفتن و
در یاد کردن آدم و ذرّیّۀ وی
در اسرار قربت شیطان فرماید
در سؤال کردن پیر از ابلیس د
در جواب دادن ابلیس در اعیاÙ
و ایضاً در اسرار شیطان فرمØ
در معنی ان اللّه خلق ادم فی
در اثبات ذات و دل گوید
در صفت جان و اثبات توحید کل
در صفت ره یافتن و می عشق خوØ
در معنی و هو معکم اینما کنت
در پیدا آوردن حوّا از پهلوÛ
در خطاب کردن با دل در اعیان
در مباح شدن حوّا بر آدم و عÙ
درخواست کردن آدم از حضرت حÙ
در دعا کردن آدم در حضرت حق Ù
بر پرگرفتن جبرئیل(ع)آدم علÛ
در نمودار سرّ اعیان کل فرمØ
رفتن ابلیس به تلبیس در بهشØ
در مناجات کردن شیطان با حق
در بلای عشق کشیدن و لقای دو
در طلب دوست و اعیان کل و گنØ
در پردههای اسرار نی فرماید
در اسرارِ نفس مردم و نمود ع
سؤال کردن امیرالمؤمنین و ا
در مکر کردن شیطان آدم رادرØ
در عریانی و بی روئی آدم علی
در عتاب کردن حضرت آفریدگار
نداکردن حضرت آفریدگار عزّ
در بیرون کردن جبرئیل علیه Ø
در تجلی جلال و ناپدید شدن ا
دروحدت صرف و یکتائی ذات و ص
در سئوال کردن کسی ازمنصور Ø
حکایت
در حق بینی و آداب بجای آورد
در تقریر کردن شیخ ابوسعید Ø
در خطاب کردن با روح القدس و
درخواب دیدن عاشق که گوش معØ
در نگاه کردن درویش در کواکØ
در هاتف شب و آواز دادن و رهÙ
در سئوال کردن مرید ا زحضرت
در سئوال کردن مرید ا زحضرت
در خطاب کردن شیخ توبه و تمث
حکایت کردن از شیخ شبلی در ب
مناجات کردن شیخ اکّافی در Ø
در جواب دادن اکّافی قدّس سØ
در التماس کردن فناء کل حضرØ
در جواب دادن حسین منصور باÛ
حکایت در ادب و عزّت نگاهداØ
در سؤال از پیر طریقت درسر ن
سؤال کردن یکی از حسین منصوØ
در حکایت پاکبازی و طلب کردÙ
پاسخ دادن پاکبازهاتف غیب ر
در خطاب هاتف غیب پاکباز را
در اثبات ذات کل در خلاصۀ آد
در نصیحت کردن سالک دردمند Ù
در آگاهی دل در اسرارو از تق
در ترک پندار خود کردن و از Ø
در صفت وصل و دریافتن راز کل
در ترک صفت صورت و یکتا بودن
بسم اللّه الرحمن الرحیم
سؤال کردن شخصی از منصور در
هم در صفات دل گوید و خطاب بÙ
در صفت جان و دل دیدن محبوب Ú
در صفات پرده در افتادن فرمØ
در صفات عناصر فرماید
قصّه منصور و عیان او بهر نو
در صفات دل و دیدن اعیان و رØ
بود این آن زمان از خویش پنه
در عین ذات وصفات وقدرت و قو
در عیان دیدن جانان فرماید
در آگاهی دادن دل در عین منز
در نشانی دادن جوهر حقیقت فØ
در صفت دنیا فرماید
در صفات آیینۀ دل و کشف اسرا
در شرح دادن خورشید وحدت در
در صفات جزو و کل بهر نوع بر
در حکایت مجنون و اسرار او ف
در عین ذات و حقیقت صفات و کØ
هم در عیان و بیچونی ذات و تØ
تمامی اشیا از یک نور واحدند
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
تمامی اشیا از یک نور واحدنØ
در سؤال نمودن از ابلیس که چ
جواب دادن ابلیس آن شخص سؤاÙ
سؤال نمودن ازمنصور که ابلی
پرسش از بایزید بسطامی که حÙ
پرسش از بایزید بسطامی که حÙ
پرسش از بایزید بسطامی که حÙ
درخبردادن صاحب اسرار فرماÛ
درخبر دادن سلطان العارفین
در اصل ذات فرماید
در سؤال کردن صاحب اسرار فرÙ
در اسرار خطاب با جان و وصل Ø
حکایت ابلیس و اسرار وی در ح
سؤال کردن صاحب راز از شیخ ع
سؤال کردن مرید از پیر در حق
در صفات جام عشق فرماید
در صفت حال خود و شرح کتاب فØ
در صفات جان و دل گوید
در سؤال کردن در صفات مرگ و Ø
حکایت در وقت پیر گوید
سؤال کردن در علم تفسیر فرمØ